شاعران انقلاب: فاضل نظری

_____________________________________________________________________________________

«فاضل نظری»، شاعری معنوی

فاضل ‌نظری از جمله شاعرانی است که در قالب غزل خوب درخشید و در ذهن و زبان جامعه ادبی جایگاه مطلوبی پیدا کرد. علت مقبولیت و محبوبیت ایشان در چند مولفه قابل بررسی است:
1 - اول این که فاضل قالب غزل را که يكي از فاخرترين، غني ترين و باشكوه ترين قالب هاي ادب پارسی است برای بیان احساسات و اندیشه های خود انتخاب کرده است. قالبی كه ظرفيت والايي براي بيان مضامين غنايي و عاشقانه دارد.
     در پاسخ به اين سوال كه چرا غزل به قالب محوري شعر پارسي تبديل شده است؟ باید گفت به خاطر وجود شاعري رند و قلندر به نام «حافظ» و طراوت و حلاوت غزل هايش. چرا که حافظ - بدون هیچ اغراقی - هم چنان شاعري بي بديل و معاصر است! آري، حافظ هم روزگار ماست، چرا كه بيش از هر شاعر ديگري - عوام و خواص - شعرهايش را زمزمه مي كنند و هنوز هم  بعد از گذشت چند قرن، غبار فراموشي و كهنگي بر جان غزل هايش ننشسته است.
     من شك ندارم كه بدون حافظ «غزل» اين اقبال عمومي را پيدا نمي كرد كه به عنوان محوري ترين قالب ادبي تا به امروز به حيات خود ادامه بدهد. حافظ با نبوغ ادبي شگفت خويش به غزل رنگ جاودانگي زده است. امروز ما براي تشخيص سره از ناسره، شعر همه شاعران را با شعر حافظ محك مي زنيم و اغراق نيست اگر بگوييم كه طلاي ناب شعر حافظ، ما ايراني ها را در شعر مشكل پسند و سخت گير كرده است. یکی از راز و رمزهای موفقیت فاضل ‌ناظری نیز این است که قالب غزل را برای بیان احساس، تفکرات و اندیشه‌های خود انتخاب کرده است.
2 - دومین ویژگی فاضل مضمون‌ یاب بودنش است. به این معنی که در صورت متوقف نشده و به دنبال بزک کردن زیبایی صورت شعر نیست؛ بلکه تلاش کرده از منزل صورت گذر و به سیرت غزل راه پیدا کند. در واقع مضامین ناب انسانی و اجتماعی را در قالب غزل بیان کرده و ارائه داده است. همین مساله سبب زیبایی و کشف مضمون های ناب توسط فاضل ‌نظری شده است. کشف مضمون های نابی که بر زبان مردم کوچه و بازار افتاده و تبدیل به ضرب‌المثل‌ شده‌ است.
3 - از دیگر دلایل موفقیت فاضل برخورداری از «خلوت شاعرانه» و دوری از آفت «جشنواره زدگی» است. فاضل شاعری فطری است ‌و بیشتر به سفارش دلش شعر می گوید. از مناسبت و مناسبت زدگی گریزان است و بیشتر به مضامینی می ‌پردازد که انسانی و جهانی هستند. مضامین ازلی و ابدی مانند عشق، عدالت، آزادی، صلح و سایر کرامت های انسانی. همین سلوک ادبی، او را از فروافتادن در دامچاله های مناسبت زدگی و جشنواره زدگی حفظ کرده است.
او در شعر خود روایت گر ارزش‌های انسانی و جهانی است. از همین رو مردم با شعرهای او به راحتی ارتباط برقرار می ‌کنند. مضامینی که فاضل در شعرهایش به آنها می پردازد مضامین سفارشی و یک بار مصرف نیست. مضامین ارجمندی است که برای همه نسل ها و عصرها قابل ترجمان است. وقتی مرکز ثقل شعرهای یک شاعر ارزش های انسانی باشد، می تواند همه قلب ها را فتح کند و باعث همدلی و همزبانی جهانی شود.
شعر فاضل مصداق بارز «شعر معنوی» است و نگاه او به عالم هستی، نگاهی « «انفسی» و معرفتی است. از همین رو فاضل در شعرهایش به ندرت به صورت مستقیم به دین و آیین می پردازد.
 این مسئله برای شعر فاضل - برخلاف نظر بعضی - عیب نیست، حسن است.  بعضی ها انتظار دارند که شعر فاضل نیز همچون شعردیگر شاعران مذهبی روزگار ما کشکولی از واژگان مذهبی باشد. این چیز خوبی نیست. متاسفانه بعد از دهه شصت به علت توجه افراطی به پوسته دین(شعائر و مناسک) و غفلت از وجوه معرفت شناسانه، در شعر دینی و آیینی ما مذهبیت از معنویت سبقت گرفت. یعنی پیش و بیش از آن که روح معنویت در کالبد شعر آیینی ما حلول کند، روح مذهبیت در کالبد آن حلول کرده است. در نتیجه در بسیاری از موارد موضوع شعر ما مذهبی شده، ولی موضع شعر ما نه. افزایش کمی زیرشاخه‌های شعر آیینی نیز موید این معناست. یعنی بسیاری از شاعران علی رغم پرداختن به اکثر مناسبت‌های مذهبی در طول سال، جان و جهان شعرشان از معنویت اصیل دینی خالی است. از همین روست که حلقه گمشده شعر آیینی روزگار ما «توحید» است، و این شاخه از شعر آیینی در مقایسه با سایر زیرشاخه‌ها، نحیف‌ تر و فقیرتر است. زیرا در این حوزه سفارشی در کار نیست که بر مبنای آن شاعر دست به تولید اثر بزند. از همین رو شاعران ما در شعر آیینی به همه موضوعات می‌پردازند جز «خدا» که اصل و اساس و عصاره همه معارف دینی است.
     «شعر معنوی» منبعث از فطرت حقیقت جوی شاعر است و همچون شعر حافظ آمیزه ای از«جوشش و کوشش» است. شعری است که در بستر«جوشش» و کشف و شهود، و با تکانه‌های تکاپو به بار می‌نشیند و در کارگاه کوششی مومنانه صیقل می‌خورد. به تعبیر دیگر می‌توان گفت که شعر مذهبی بیش تر محصول «جلوت» است، ولی شعر معنوی محصول «خلوت». شاعر مذهبی تابعی از تشویق و تنبیه و عقاب و ثواب است و نیاز به جلوه فروشی و دیده شدن دارد، ولی شاعر معنوی بی نیاز از تشویق و تنبیه است و برای امری قدسی که شایستگی پیروی دارد حرکت می
‌کند.
برخلاف سلوک ادبی شاعران مذهبی(آیینی)، محور اصلی شعرهای فاضل معنویت است. گذر از پوسته و توجه به درون و سیرت از ویژگی‌های ممتاز و برجسته شعر فاضل است. این ویژگی همه شاعران بزرگ است. فاضل به شیوه شاعران بزرگی همچون حافظ و بیدل و صائب شعر می گوید و در جان و جهان شعرهایش ارزش‌های متعالی انسانی موج می‌زند.
این ویژگی‌ها باعث شده فاضل‌ نظری و کتاب‌هایی که چاپ کرده مورد استقبال و اقبال عمومی قرار گیرد و بارها و بارها تجدید چاپ شوند.
بعضی از منتقدین در نقد شعر فاضل به پرهیز او از پرداختن به مسائل روز اشاره می کنند. این که مسائل سیاسی و اجتماعی در شعر او غایب است. به زعم من چنین نقدی کمی مغرضانه است. بله، لهجه شعر فاضل هیچ شباهتی به لهجه شعرهایی که بیانیه های سیاسی منظوم هستند ندارد. نگاه شاعر به هستی، نگاه معرفت شناسانه است. این ارزشمند است.
     ما در تاریخ ادبیات، شاعر اصیل و نجیبی به نام «پروین» داریم که به صورت صریح و مستقیم در باره بسیاری از بزرگان دینی شعری نگفته است، ولی وقتی در مضامین اشعارش دقیق می‌شویم، سیمای یک شاعر مومن و باورمند را می‌بینیم که بیش از همه ما که در باره تک تک بزرگان دینی شعر گفته‌ایم، دغدغه دین و آیین دارد و بیش از همه ما حقیقت و جان و جهان دین را دریافته است. «پروین» محصول«تربیت معنوی» و اشعارش مرامنامه «سبک زندگی اسلامی» است. او به راستی و درستی الگوی کامل یک شاعر اصیل آیینی است. من بر این اعتقاد و باورم که فاضل نظری نیز هم قبله و هم قبیله شاعرانی همچون پروین است.
جان کلام آن که فاضل نظری شاعری فطری و معنوی است. شاعری که به صدای درونش گوش می کند و از جان زلالش سفارش می گیرد. غزل های او نیز غزل هایی روشن و از دل برآمده اند که مهر قبول و تایید مردم را بر پیشانی خود دارند. از این جهت ایشان را شاعر موفقی می‌دانم و بر این باورم که مسیر درستی را در پیش گرفته‌ است. او هر چند از لحاظ سن و سال جوان است، ولی از نظر سلوک ادبی و پختگی، جزء پیران و پیشکسوتان این عرصه محسوب می شود.

 

 

شاعران انقلاب: محمدعلی مردانی(2)

____________________________________________________________________________________

به انگیزه ۱۵ اردیبهشت، سالروز تولد دوباره زنده یاد محمد علی مردانی

مجاهدی با سلاحِ گرم شعر

ر رضا اسماعیلی ر

 

     وقتی تاریخ باشکوه ادب پارسی را مطالعه می کنیم، به نام و نشان ادیبان و سخنوران بسیاری بر می خوریم که با وجود بهره مندی از قابلیت ها و توانمندی های ادبی سرشار - به هزار و یک دلیل - نتوانسته اند جایگاهی شایسته در ذهن و زبان نسل امروز برای خود فراهم کنند. به همین دلیل، ضربآهنگ نامشان در گوش مردم این روز و روزگار طنینی ندارد و در ذهن تاریخ، جز خاطره ای گنک و مبهم از آنان باقی نمانده است.

     سرنوشت زنده یاد محمدعلی مردانی نیز که به راستی و درستی از مجاهدان نستوه عرصه شعرانقلاب، دفاع مقدس و ادب آیینی بود، شبیه سرنوشت این گروه از سخنوران مهجور و محجوب است. چرا که امروز از آن پیرسفرکرده وادی ادبیات که علاوه بر پیری و پدری و پیشکسوتی، یکی از معلمان شعر انقلاب بود - با وجود بزرگی - کمتر نام برده می شود. علت این امر نیز کمیت آثار و گم شدن سروده های فاخر و ارجمندش در میان کثرت شعرهای خطابی، تعلیمی و تبلیغی است که به حکم ضرورت و نیاز در مقطع دفاع مقدس سروده است. و البته این حکم در مورد بسیاری از شاعران انقلاب صادق است، چنان که قیصر امین پور نیز در فرازی از «شعری برای جنگ» گفته است:«بگذار شعر من هم/ چون خانه های خاکی مردم/ خرد و خراب باشد و خون آلود/ باید که شعر خاکی و خونین گفت...» ولی اگر اهل انصاف باشیم، با بازخوانی آثار مردانی اذعان می کنیم که آن عارف وارسته و به حق پیوسته استحقاق بیش تری برای دیده شدن و شنیده شدن دارد. آثار ارجمندی چون: فروغ ایمان، پرتوی از خورشید، عصر انتظار، حریم عشق، خلوت دل، یوسف دل، مفاتیح نور ، نوای رزمندگان، و...

     و اما برای رونمایی از سیمای ادبی استاد مردانی و تبیین جایگاه واقعی او در عرصه شعر انقلاب و دفاع مقدس، شایسته است گزیده هایی از اشعارش در اختیار ادب دوستان قرار گیرد. اتفاقی که در سال 1380 افتاد. به این شکل که در سال های آغاز فعالیت انتشارات «نیستان» با اعلام آمادگی نویسنده و محقق ارجمند سید مهدی شجاعی و شاعر سفرکرده زنده یاد عریزالله زیادی، از دوست شاعرم محمود(سینا) سنجری که از ارادتمندان و هم نفسان ایشان بود خواهش کردم دستچینی از اشعار استاد را برای چاپ در اختیار انتشارات نیستان قرار دهد. به لطف الهی و قبول زحمت شاعر ارجمند سنجری، این اتفاق خجسته افتاد و دستچینی از اشعار استاد با عنوان «گزیده ادبیات معاصر، شماره 100» چاپ و منتشر شد.

ای که در کوی وفای دوست تنها می روی

مست وحدت در مقام قرب یکتا می روی

می روی تا در حریم کعبه بینی روی دوست

تا کنی آیینۀ دل را مصفا می روی

شسته ای از شوکت و مال و منال خویش دست

فارغ از اندیشۀ امروز و فردا می روی

راز وحدت بین در آن سامان که با شاه و گدا

یکزبان و یکدل و یکسان و یکجا می روی

حالیا تا محرم اندر کوی جانان گشته ای

با صفای دل بر محبوب یکتا می روی

پاک از نور حقیقت لوح دل کن چون کلیم

گر پی دیدار حق در طور سینا می روی

راه بس دشوار و شیطان سد راه است ای رفیق

هان مشو غافل که این ره بی محابا می روی

می کنی شب زنده داری در هوای روز وصل

گر نبینی مهر روی یار بی جا می روی

بانگ لبیک اجابت از لب دلبر خوش است

ورنه بیهوده است کاین پائین و بالا می روی

جامه تلبیس از تن دور کن گر چون مسیح

بر سر دار بلا از بهر مولا می روی

عاشقان را خلوت دل جایگاه دلبر است

بی جهت مجنون صفت در کوه و صحرا می روی

شو چو «مردانی» گدای ره نشین کوی دوست

کز پی دیدار آن ماهِ  دلارا می روی

 

هم دوش رزمندگان، در سنگر شعر

     «محمدعلی مردانی» از شاعران معتقد و باورمندی بود که با آغاز جنگ تحمیلی - علی رغم کهولت سن و مشکلات جسمی - بارها و بارها برای شعرخوانی به دیار عاشقان سفر کرد و بی هیچ اغراقی حضوری مستمر و تاثیرگذار در جبهه های نبرد حق علیه باطل داشت. او سرباز مخلص حضرت امام(ره) و دلداده انقلاب اسلامی بود و بی هیچ منتی حضور در جبهه ها را تکلیف خود می دانست. آن پیر فرزانه و روشن ضمیر برای تهییج رزمندگان با شعرهای حماسی، بیش از 1400 روز از عمر بابرکت خویش را در جبهه ها و در کنار رزمندگان حماسه آفرین اسلام سپری کرد. دکتر محمدرضا سنگری با تایید این نکته می گوید:«استاد ارجمند محمدعلی مردانی، از شاعران پرکار و پرشوری است که از پیش قراولان سرایش مدیحه و مرثیه زمان به شمار می آید. نیم قرن عاشقانه سروده است و هشت سال جبهه به جبهه همپای رزمندگان، شهادت و ایثار را تجربه کرده و سروده است. از همین روست که شعرش از آشنایان «عالم بسیجی» و از همسازترین سرودها با ضربان قلب عاشقان حسین(ع) است.»

(همراز مرغان سحر، یادمان استاد محمدعلی مردانی، تهران، سوره مهر، چاپ اول، 1381، صص 49 و 50.)

     در آیینه ابیات زیر این شور وشوق زایدالوصف برای حضور در جبهه ها و همسنگری با رزمندگان اسلام را به روشنی می توان به تماشا نشست:

گر عرصه زندگی به ما گردد تنگ

ور غرقه به خون شویم در پهنه جنگ

یک نام به خون نوشته بر سینه سنگ

بهتر ز هزار نام آلوده به ننگ

 (همراز مرغان سحر، یادمان استاد محمدعلی مردانی، تهران، سوره مهر، چاپ اول، 1381، ص 63.)

***

ای دوست بیا که وقت جانبازی ماست

برخیز که هنگام سرافرازی ماست

اکنون که بنای فتنه ویران کردیم

هشدار که روز، روز خودسازی ماست

(محمدعلی مردانی، فروغ ایمان، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، 1367، ص 711.)

***

در سنگر اگر به خون شناور گردم

ور مثله و قطعه قطعه پیکر گردم

بهتر ز هزار سال عمر است که من

تسلیم به دشمن ستمگر گردم

(همان، ص 717.)

***

خونین دل دشمن از ستم سوزی ماست

چون شهد شهادت از ازل روزی ماست

تا لاله ز دامان چمن می روید

خون شهدا ضامن پیروزی ماست

(همان، ص 718.)

***

تا سهل شود عبور ما از پل سرخ

بستیم به هم هزارها کاکل سرخ

از قلب شهیدان وطن تا محشر

سر می زند از بهشت زهرا، گل سرخ

(همان، ص 719.)

 

استاد مردانی و حاج صادق آهنگران

     زنده یاد مردانی شاعری کم حرف، فروتن، خلوت گزین و شهرت گریز بود. به همین خاطر به ندرت با کسی درد دل می کرد. اما در سال های آخر عمر که من و استاد در محدوده سرآسیاب دولاب تهران به نوعی هم محله و همسایه بودیم، یک بار که برای عیادت به منزل ایشان رفته بودم، استاد که از بعضی اتقاقات ادبی آن روزها سخت آزرده بود، سفره دلش را گشود و در قالب درد دل حرف های ناگفته ای را برای اولین بار با من در میان گذاشت. در این دیدار از هر دری سخن گفت، از جمله این که به خاطر بی مهری هایی که در حق او شده، از چاپ و انتشار بسیاری از آثارش محروم مانده است و... زمانی نیز که دبیر سرویس ادب و هنر مجلات شاهد بودم، در مصاحبه ای اختصاصی برای اولین بار از زبان استاد شنیدم که بعضی از نوحه های حاج صادق آهنگران را او می سروده است. استاد در این گفت و گو در پاسخ سوالی در این خصوص گفت:«آقای آهنگران چهره ای است که در سطح مملکت برای همه عزیزان آشناست و تمام اوقات ایشان نیز در جبهه ها و یا استان ها برای اجرای نوحه ها و سرودهایی که در جبهه ها می خوانند از شعرایی مثل حاج حبیب الله معلمی، آقای عتیق و آقای تجلی استفاده می کنند. چون ایشان دائم در حال حرکتند و روزی سه چهار مجلس در جبهه ها نوحه خوانی دارند، البته تا آنجایی که بنده وقت داشته باشم و مجال و سعادتش دست بدهد، آثار و اشعاری تقدیمشان می کنم و سایر عزیزان هم همین طور، ولی آثاری که تا کنون از ایشان به صورت کتاب چاپ شده است، مقدار زیادی از اشعار و نوحه های آن، سروده بنده حقیر بوده است.»

(مجله شاهد، 132، پانزدهم اردیبهشت 1366، صص 24 تا 26.)

     حاج آقا مردانی از شاعران فعال و پرکار دهه اول انقلاب و عضو شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و واحد ادبيات حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامي بود. از همین رو حضور روشن و تاثیرگذارش را در بسیاری از وقایع و جریان های ادبی بعد از انقلاب می توان دید. ولی از آنجا که اهل ادا و ادعا نبود، برای پرهیز از هبوط در برزخ خودبینی و خودستایی، در محافل و مجامع ادبی هرگز از نقش خود در این وقایع سخنی بر زبان نمی آورد. روایت او از سرودن نوحه برای حاج صادق آهنگران نیز تنها در این مصاحبه اختصاصی و از سرناگزیری بود. چرا که او برای کسب شهرت و به هم زدن نام و آوازه برای رزمندگان شعر نمی گفت. هدف او عمل به تکلیف بود. او مومنانه به این گفته پیر و مراد خویش اعتقاد داشت که: «ما مامور به تکلیفیم». از همین رو همیشه خودش را خط می زد و به منیت اش اجازه دلبری و جلوه گری نمی داد.

 

مردانی و شب شعر عاشورا

     از دیگر خدمات برجسته و تاثیرگذار حاج آقا مردانی، مشارکت در شکل گیری کانون شاعران و نویسندگان آموزش و پرورش بود که بعد از تاسیس به حرکتی بالنده و جریان ساز تبدیل شد. آن پیر فرزانه به همراه تنی چند از شاعران پیشکسوت و نام آور انقلاب اسلامی از جمله احد ده بزرگی، خسروآقایاری و سیمیندخت وحیدی از موسسان کانون شاعران و نویسندگان آموزش و پرورش بود. به همین اعتبار، حاج آقا مردانی نقشی بی بدیل در پیوند زدن نسلی از دانش آموزان مستعد و خلاق با «شب های شعر عاشورا» داشت. دانش آموزان ادب آیینی که به برکت پیوند با عاشورا و ستایشگری خاندان رسالت(علیهم السلام) امروز به ستارگانی پرفروغ در آسمان شعر و ادبیات ایران تبدیل شده اند. به شهادت استاد احد ده بزرگی، زنده یاد مردانی از اولین همراهان و هم نفسان شب های شعر عاشورای شیراز بود که اولین دوره آن در مهر ماه سال 1365(محرم 1407) برگزار شد و به خاطر استمرار در برپایی سالانه این خیمه حسینی، سال گذشته(سال 1397) شاهد برگزاری باشکوه سی و سومین دوره آن در شهر شیراز بودیم. خیمه ای حسینی که با همت بلند حاج حسین فرهنگ و تنی چند از یارانش(احد ده بزرگی و خسرو آقایاری) پا گرفت و محلی برای همدلی و همزبانی شاعران باورمند و روشن اندیش حسینی گردید.

از دیگر فعالیت های ارزشمند حاج آقا مردانی، تاسیس انجمن نغمه‏ سرايان مذهبي شرق تهران در سال 1351 بود. او برای تبلیغ و ترویج معارف توحیدی، منزل خود را به حسینیه ای برای گرد هم آیی شاعران و ذاکران اهل بیت تبدیل کرده بود. حسینیه ای که هر هفته شاعران آیینی در آن انجمن می کردند و با افتخار جدیدترین سروده هایشان را تقدیم به ساحت ملکوتی خاندان عصمت و طهارت می نمودند.

     جان کلام آن که زنده یاد مردانی، از فردای پيروزی انقلاب اسلامي و تا آخرین روزهای حیات پر برکت خویش، با اعتقادی راسخ و باوری عميق، در سنگر انديشه، پاسدار ارزش‌های اصيل انساني و اسلامي بود و با چاپ و انتشار آثار و اشعار رسالت مدار خود، در عرصۀ ادبيات انقلاب اسلامي، حضوری پويا، با نشاط، گسترده و تأثيرگذار داشت.

     آن شاعر عارف با حنجرۀ سپيد عشق و روشني، در محافل و مجامع ادبي، حلقۀ وصل دوستان بود، و روشني بوستان. نامي بود قابل احترام و معتبر و سرمايه‌ای بزرگ برای ادبيات دینی که متاسفانه تا به امروز حقی که او بر گردن ادبیات آیینی ما دارد ادا نشده و سیمای روشنش در هاله ای از خاموشی و فراموشی باقی مانده است .

   با سلامی دوباره به روح پر فتوح آن «پير» عرصۀ شعر و ادب، و به امید آن که محققان و پژوهشگران در رونمایی و پرده برداری از سیمای روشن این شاعر انقلاب که بی تردید قدرش ناشناخته مانده است گام های بلندتری بردارند، سخن را با زمزمه غزلی زیبا  از شاعر هم روزگار ما «سینا سنجری» که در رثای آن پیر سفرکرده سروده است به پایان می برم - یادش گرامی و راهش مستدام باد.

رود شد در گذر عشق و به دریا پیوست

قالب از روح تهی کرد و به معنا پیوست

شاعر سبزترین زاویه های ملکوت

چشم از خواب فرو شست، به رویا پیوست

تنگ شد وسعت تنهایی ما، تا او رفت

قطع شد رشته همخوانی ما، تا پیوست

هان ببینید که آن محو تماشای بهار

خود به سرچشمه جوشان تماشا پیوست

تا کجا باز به ما فرصت دیدار دهند

حرف امروز رها کرد و به فردا پیوست

او که یک عمر به تسبیح خدا گویا بود

خود به اصل سخن و مصدر اعلی پیوست

 

روزنامه ایران، یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 ، شماره 7051، صفحه 16(پایداری)

http://www.iran-newspaper.com/?nid=7051&pid=16&type=0

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 11:43 توسط بیداری  | نظر بدهيد

شاعران انقلاب: احمد علوی

___________________________________________________________________________________

به انگیزه بزرگداشت «احمد علوی» شاعر آیینی
زبان به حکمت «علی ولی‌الله»

رضا اسماعیلی:  بعد از «بای بسم‌الله» و پیش از هر چیز دیگر، اشاره به این نکته ضروری است که بگویم احمد علوی- از شاعران نجیب و ادیب روزگار ما- از شاگردان مکتب استاد فرهیخته شعر و ادب آیینی «محمدعلی مجاهدی» است؛ استاد ارجمندی که از سلسله عالمان دینی است و در طول این 40 سال- براستی و درستی - برای نسل شاعران آیینی انقلاب پیری و پدری کرده است. شاعر توحیداندیشی که نسل شاعران آیینی انقلاب، الفبای شعر اصیل آیینی را در مکتب او سرمشق گرفته‌‌‌اند. ادیب دقیقه‌یابی که علاوه بر پیری و پیشکسوتی، از طلایه‌داران و پیشاهنگان آسیب‌شناسی شعر آیینی کشور است. عارف روشن‌اندیش و مجاهدی که در طول تمام این سال‌ها، با دغدغه‌مندی تمام بر رعایت ادب و آداب حوزه ستایشگری پا فشرده و شاعران جوان را از هبوط در برزخ غالی‌گری، خرافه‌اندیشی و گزافه‌گویی بر حذر داشته است.
آری، احمد علوی که طبعی جوان و روحی همرنگ آسمان دارد، شاگرد چنین استاد ارجمندی است. از همین رو انتظار از او در عرصه شعر و ادب آیینی بیش از دیگرانی است که از این توفیق بزرگ محروم بوده‌‌‌اند. این دل شده علی(ع) که در حوزه «شعر علوی» نامی بلند دارد و در چشم اصحاب فضل و ادب به نجابت و فروتنی شهره است، از زائران و مجاوران «مراقبه و محاسبه» است و در شعر آیینی مقید به «بایدها و نبایدها». او که با شبچراغ «معرفت و محبت» سلسله نور در وادی عاشقی ره می‌سپارد، خود نیک می‌داند عصاره اسلام و اولین درس مسلمانی «توحید» است و شاعر اصیل آیینی اگر طالب رستگاری و عاقبت به خیری است- بی‌هیچ عذر و بهانه‌ای- باید در صراط مستقیم عبودیت و بندگی گام بردارد. او که پرورش یافته مکتب نورانی قرآن و عترت است، به این مهم وقوف کامل دارد که در لحظات ناب خلوت و خلوص و خلسه، باید- همچون بزرگان ادب پارسی- پیش از هر چیز، زبان به شرف «لا اله الا الله» و حکمت«علی، ولی‌الله» باز کند و با لهجه اشتیاق، عرض نیاز به درگاه بی‌نیاز. دیگر اینکه او بخوبی جان و جهان این حقیقت را دریافته است که در بیان مقامات قدسی و ملکوتی خاندان رسالت - به فریب دلبرانگی کلام- نباید غالی شود و از شوق بندگی، خالی.
این شاعر علوی‌کیش و زلال‌اندیش بعد از سال‌ها سیر و سلوک مومنانه، این دقیقه را دریافته است که پرداختن به «سیره عملی» و «سبک زندگی» بزرگان دینی، حلقه مفقوده شعر آیینی روزگار ما است. اغراق نیست اگر بگوییم در کارنامه شعر آیینی زمانه ما اشعاری که به راستی و درستی و به دور از افراط و تفریط سیمای خاندان رسالت علیهم‌السلام را بر بوم شعر ترسیم کرده باشد، نادر و انگشت شمار است. بیشتر شعرها حول محور «تجلیل» می‌چرخد و لهجه‌ای صرفا توصیفی دارد که هر چند در جای خود لازم است ولی افراط در ستایش و تجلیل، راه را بر شناخت و تحلیل می‌بندد و ذوق و سلیقه مخاطب شعر آیینی را به ساده‌پسندی عادت می‌دهد.
خالق مجموعه شعر«علوی‌ها» بخوبی می‌داند معضل بزرگ شعر دینی و آیینی روزگار ما بی‌توجهی به «سیرت» و «درونه» دین- موضع- و پرداختن افراطی به «صورت» و ظاهر دین- موضوع- است. پرداختن به «تجلیل» که افراط در آن همیشه به «تحریف» می‌انجامد و فاصله گرفتن از «تحلیل»، «تبیین» و «تعریف» که نیاز هنوز و همیشه ما است. دیگر اینکه «ستایشگری» صرف و متوقف ماندن در منزل «محبت» بدون پشتوانه «معرفت دینی»، به تبعیت و پیروی از راه و مرام بزرگان دین نمی‌انجامد و جامعه را به بیراهه «صورت پرستی» می‌کشاند که نوعی اخباری‌گری است. بدیهی است با شعرها و نوحه‌‌های تک‌ساحتی، نسل امروز نمی‌تواند شخصیت واقعی بزرگان دین را بشناسد و از آنان به عنوان یک الگو در زندگی پیروی کند. از همین رو است که شاعر آیینی باید در کنار پرداختن به ابعاد قدسی و افلاکی، سیمای خاکی و این جهانی بزرگان دین را نیز بر بوم شعر و شعور به تصویر بکشد تا نسل امروز بتواند بزرگان دین را برای زندگی امروز خود اسوه و الگو قرار دهد. لازمه این کار، پرهیز از «اسطوره‌سازی» و تمرکز بر رسالت «اسوه‌سازی» است، چنان که خداوند عزوجل در آیه 21 سوره احزاب می‌فرماید: «لَقَد کانَ لَکم فی رَسول‌الله اسوَهٌ حَسَنَهٌ... مسلماً برای شما در زندگی، رسول خدا سرمشق نیکویی بود».
«صورتگری» در شعر آیینی در بی‌موضعی شاعر ریشه دارد، یعنی اینکه شاعر در این مقام «حرفی برای گفتن» ندارد. پس به ناگزیر و برای نباختن قافیه، «چگونه گفتن» را در این عرصه جایگزین «چه گفتن» می‌کند و با مشاطه‌گری کلام، خواننده را مقهور جادوی کلام خویش. انگشت اشاره شاعری که در شعر موضعی ندارد، به ناگزیر به سمت خودش- من-  نشانه می‌رود. یعنی هدف غایی و نهایی شاعر این می‌شود که در آیینه شعرش، خودش را عرضه کند و در چشم مخاطب به تماشا بگذارد. لغزش و خطا نیز در بطن همین «خودبینی» و «خودستایی» شاعرانه نطفه می‌بندد. یعنی تقدم «تعهد ادبی» بر«تعهد دینی» و فرو افتادن در  دامچاله‌‌های زبان بازی، صنعتگری و فرمالیسم محض. حال آنکه- به قول «اخوان»- شاعری پرتویی از شعور نبوت است و رسالت شاعر اصیل، رسالتی از جنس رسالت پیامبران. از این منظر، من شاعر حق ندارم به نیت تفریح و تفنن، وقت شریف کلمات را بگیرم و از شاعری، عصای «ساحری» بسازم و با لالایی شعر مردم را به خواب عمیق بی‌خبری فرو ببرم!
جان کلام آنکه «احمد علوی» از استاد فرزانه خود محمدعلی مجاهدی- که به حق عنوان «پدر شعر آیینی» را بر پیشانی دارد- آموخته است که شعر دینی و آیینی اصیل باید ما را به جاده «خداشناسی» و «خودشناسی» هدایت کند و در نهایت از ما یک انسان تراز اسلام بسازد؛ شعری جهل‌سوز، خرافه‌ستیز و انسان‌ساز. او بدرستی آموخته است که شاعر اصیل آیینی باید هم قبله و هم قبیله شاعران رسالت‌مداری همچون «فرزدق»، «دعبل» و «کمیت» باشد و شعری بگوید که در آیینه بی‌غبار آن بتوان سیره عملی خاندان رسالت را به زیباترین وجه به تماشا نشست.
با آرزوی زایندگی و بالندگی هر چه بیشتر برای این شاعر نجیب و اصیل، حسن ختام این نوشتار را به غزلی فاطمی از او اختصاص می‌دهم:
باریده از چشم‌هایم باران اشکی که نم‌نم
شد آبشاری پریشان، رودی که پاشیده از هم
زهرای من بی‌تو دنیا، غربت‌سرای بزرگی‌ست
آبی ندارد به جز داغ، نانی ندارد به جز غم
بر سفره ساده ما، جز آب و نان و نمک نیست
ای روزی کل هستی، بر خوان لطفت فراهم!
ای قدر تو بی‌کرانه، ‌ای جایگاه تو والا
در چشمه‌سار احادیث، در نص آیات محکم
مدیون لطف تو حوا، مرثیه خوان تو هاجر
محو دعای تو زینب، چشم انتظار تو مریم
طعم نگاه تو والتین، الحمد و طاها و یاسین
آب وضوی تو تسنیم، اشک زلال تو زمزم
تسبیح و ذکر مدامت، گلواژه‌های کلامت
تصویر نوری مداوم، معنای فیضی دمادم...
آه ای پرستوی زخمی! بر اهل این خانه رحمی
این خانه می‌ریزد از پی، این جمع می‌پاشد از هم
تصویر آن روز کوچه، بگذار در پرده باشد
طاقت ندارم بگویم از روضه‌های مجسم
روزی که در یاری از دین، دنبال من می‌دویدی
با حال و روزی پریشان، با گام‌های مصمم...
باید که پنهان بماند، از چشم دنیا مزارت
باید که مخفی بماند، قدر تو قدر مسلم
شکر خدا دردمندیم، شکر خدا داغداریم
در غربت فاطمیه در روزهای محرم
یا فاطمه اشفعی لی، یا فاطمه اشفعی لی
یا فاطمه اشفعی لی، یا فاطمه در دو عالم

 

روزنامه وطن امروز، سه شنبه 16 بهمن 1397

http://www.vatanemrooz.ir/Newspaper/PagePDF/32055

 

شاعران انقلاب: ابوالفضل زرویی نصرآباد(2)

__________________________________________________________________________________

 

حمایت عزتمندانه از هنرمندان/ پیام تسلیت چه فایده‌ای دارد؟

 

رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر گفت: حمایت مستمر و محترمانه است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم. چه فایده‌ای دارد؟

رضا اسماعیلی که این روزها مشغول داوری آثار چهارمین جشنواره ملی هنرمندان شاهد و ایثارگر است، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، تمرکز جشنواره‌ها بر موضوعات خاص را عامل پیشرفت آثار و اشعار دانست.

اسماعیلی در توضیح این موضوع گفت: ممکن است عده‌ای معتقد باشند که ارائه مضمون باعث تولید آثار سفارشی بی‌ارزش می‌شود، اما من معتقدم اگر مضمون به افرادی ارائه شود که اهلیت هنری و ادبی لازم را برای خلق آن اثر دارند، منجر به تولید آثاری فاخر و پیشرو می‌شود. به طور مثال در فضای هنرهای تصویری شاید ندانید، اما سریال ماندگار «محله برو بیا» که جزو آثار ماندگار دهه ۶۰ تلویزیون بود به سفارش وزارت بهداشت تولید شده بود، اما چون به لحاظ هنری سطح بالایی داشت مورد توجه مردم قرار گرفت.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره تأثیر فضای مجازی در عرصه شعر و ادب بیان داشت: نفوذ گسترده فضای مجازی در میان مردم محسنات و معایبی داشته است. به طور مثال اگر چند سال قبل قرار بود کسی در عرصه ادبیات و شعر شناخته شود، باید مکرر تلاش می‌کرد تا بتواند اثری تولید کند که با سلیقه یک ناشر منطبق باشد و اجازه انتشار بیابد. این اتفاق، راه را برای خلاقیت تا حدودی سد می‌کرد.

اسماعیلی ادامه داد: فضای مجازی این امکان را می‌دهد که من شاعر شعر جدید را در صفحه اجتماعی‌ام قرار دهم و این امکان را داشته باشم که شعرم در میان مردم دیده شود و بازخورد بگیرد. این اتفاق اجازه خلاقیت و نوآوری و ابتکار در فضای شعر و ادبیات را به شاعران نسل جوان می‌دهد، اما از طرفی هم ممکن است تولید آثار کم کیفیت و بی‌مایه در فضاهای اجتماعی به چشم آید و صاحبان آنها اعتماد به نفس و غرور کاذبی به آنها دست دهد که این حتما رخداد مبارکی برای ادبیات نیست. در واقع فضای مجازی شمشیر دولبه‌ای است که مزایا و معایب مختلفی بر آن مترتب است.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبی درباره مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد هم گفت: مشکل اصلی ما در حوزه فرهنگ فقدان یک سامانه فرهنگی هوشمند است که به طور مستمر و منظم پیگیر فعالیت‌ها و احوال چهره‌های شناخته شده ادبیات باشد. از این گذر است حمایت‌های گاه و بیگاه از سوی نهادها که به طور نامنظم و غیرمتمرکز انجام می‌شود و حتی ممکن است منجر به بی‌حرمتی به چهره‌های پیشکسوت شود.

وی در ادامه اظهار داشت: به طور مثال تصور کنید چهره بزرگ و فرهیخته‌ای را که سال‌ها برای ادبیات زحمت کشیده و حالا درگیر هزینه‌های هنگفت درمانی شده برخی با نیت خیر و برای کمک به او به طور مثال مبلغی را توی پاکت می‌گذارند و به او تقدیم می‌کنند. خب این اتفاق برای خیلی‌ها ناخوشایند است و به غرور کسی که پیشکسوت یک عرصه است برمی‌خورد. من یادم هست مرحوم قیصر امین‌پور هیچگاه راضی نبود که از مشکلات شخصی‌اش حرفی به میان آید و حتی اگر هدیه‌ای به او داده می‌شد آن را هم از سر عزت نفس پس می‌داد.

اسماعیلی در مقام ارائه راهکار توضیح داد: نهادهای متولی فرهنگ می‌توانند با راه‌هایی شایسته‌تر و مناسب‌تر با این موضوع برخورد کنند به طور مثال مرحوم زرویی نصرآباد مدتی پیش از فوت غریبانه‌اش به ذوق و انتخاب یکی از مسئولین، دوره کوتاه آموزش پژوهشی برگزار کرد که البته تاکید می‌کنم این کارگاه آموزشی با ذوق و رابطه دیرینه آن مسئول با مرحوم زرویی شکل گرفت، نه آن که مولود تصمیم یک سامانه هوشمند فرهنگی بوده باشد. ما می‌توانیم برای آنکه حمایت شایسته و دائم نظام‌مند از چهره‌های شناخته شده و بزرگان عرصه ادبیات و شعر داشته باشیم با بودجه‌های کلانی که در اختیار نهادهای مختلف است کارگاه‌های آموزشی مستمر، امور پژوهشی جدید و اتفاقاتی از این دست را پیش بینی کنیم.

این شاعر با طرح این سئوال که: «چه اشکالی دارد که یک نویسنده یا شاعر هم مانند یک کارگردان برای تولید یک اثر برای پیش از آغاز کار قرارداد ببندد و مبلغی را دریافت کند؟» گفت: اگر این نگاه در فضای ادبیات شکل می‌گرفت، شاهد مشکلات متعدد اهالی شعر و ادب در فضای زندگی شخصی خود نمی‌بودیم. این حمایت، نامحسوس است و عزت و احترام افراد نیز با آن رعایت می‌شود و از سویی تولید اثر یا تربیت نیرو هم انجام می‌شود. این موضوع باید برای مدیران فرهنگی ما جا بیفتد. این موضوع قبیح نیست. به هر حال لازمه زندگی، تامین معیشت است و این با اخلاص تناقضی ندارد.

رضا اسماعیلی در پایان بیان داشت این حمایت مستمر و بااحترام است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم چه فایده‌ای دارد؟ اتفاقی که بارها و بارها در فضای ادبیات افتاده و جدیدترینش فوت غریبانه مرحوم زرویی نصرآباد بود. 

 

خبرگزاری فارس، چهارشنبه 14 آذر 1397

https://www.farsnews.com/news/13970914000658/

 

شاعران انقلاب: ابوالفضل زرویی نصرآباد

___________________________________________________________________________________

نهضت «عدالت خواهی» در شعر انقلاب

این روزها اعجاز شعر برای تـأثیر و تـأثّر در افکـارِ عموم، به منظور بهبود روابط اجتماعی و پیشگیری از زوال ارزشها و انحـراف از خطـوط اصلی انقلاب می‌تواند به کار گرفته شود.

به گزارش خبرنگار مهر،  در آستانه هفتمین روز درگذشت ابوالفصل زرویی، رضا اسماعیلی شاعر و منتقد در یادداشتی به موضوع عدالت‌خواهی در شعر با نگاهی به اشعار زرویی پرداخته است که در ادامه می‌خوانیم:

 مقام معظم رهبری در بخشی از بیانات خود در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۹۴ عنوان داشتند: امام طرف‌دار جدّی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدّت و حدّت رد می کرد؛ اشرافی گری را با تلخی رد می کرد؛ به معنای واقعی کلمه امام طرف‌دار عدالت اجتماعی بود؛ طرف‌داری از مستضعفان شاید یکی از پر تکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیانات شان گفتند؛ این یکی از خطوط روشن امام است؛ این یکی از اصول قطعی امام است، همه باید تلاش کنند که فقر را ریشه‌کن کنند؛ همه باید تلاش کنند که محرومان را از محرومیّت بیرون بیاورند و تا آنجایی که در توان کشور است، به محرومان کمک کنند. از آن طرف به مسئولان کشور هشدار می داد درباره‌ی خوی کاخ‌نشینی... و همه را از خوی کاخ‌نشینی برحذر می داشت، تأکید مکرّر می کرد بر این که به وفاداری طبقات ضعیف اعتماد کنید؛ این را امام مکرّر می گفت که این کوخ‌نشینانند، این فقرایند، این محرومانند که این صحنه‌ها را با وجود محرومیّت ها پر کرده‌اند، اعتراض هم نمی کنند، در میدان های خطر هم حاضر می شوند.

این روزها مردم به خاطر فشارهای اقتصادی حال و روز خوشی ندارند. غول تورم دست روی گردن مردم گذاشته و روز به روز و ساعت به ساعت فشارش را بیشتر می کند. و بدتر از همه این که اصحاب فکر و فرهنگ و صاحبان قلم و اندیشه - همچون زرویی نصرآبادها – به خاطر تنگناهای مالی، بیش از دیگر اقشار جامعه در حسرت و عسرت به سر می برند و دغدغه معیشت و نان دارند، در حالی که اگر این جماعت نجیب - اصحاب قلم – از همان آغاز به جای قلم زدن، پادوی مغازه ای در بازار بودند و یا حتی گِل لگد می کردند، امروز حال و روز بهتر و زندگی اقتصادی آبرومندتری داشتند. ولی از آنجا که اصحاب قلم، وارثان رسالت پیامبران الهی و امانتدار کلمه و کلام هستند، به خاطرعزت نفس و مناعت طبع ذاتی شان، با درد خود می سوزند و می سازند و کلامی بر زبان نمی آورند. و این قصه پر غصه از زمان حضرت حافظ تا به امروز ادامه دارد. دلیل آن هم ظاهرا چیزی جز فرزانگی و فرهیختگی نیست، چنان که حافظ صریحا گفته است: «تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس!»

در این شرایط وانفسا نفس کشیدن و زنده ماندن، یعنی شاخ غول را شکستن! نیاز به معادلات پیچیده هم نیست. حتی یک آدم کم هوش هم به راحتی می تواند بفهمد که در این شرایط با ماهی بین یک یا دومیلیون تومان اصلا نمی شود گلیم خود را از آب بیرون کشید و صورت خود را با سیلی سرخ کرد، مگر این که از صبح تا شام و به صورت سه شیفت کار کنی و بی خیال زندگی انسانی شوی. بی خیال مطالعه، سفر، تفریح، ورزش، صله رحم، تربیت، استراحت و خیلی چیزهای دیگر. طبق آماری که بعضی از مسئولین محترم می دهند، بیش از نیمی از مردم ایران زیر خط فقرند. این فاجعه برای کشور ثروتمندی مثل ایران که خاکش طلاست و وجب به وجب خاکش سرشار از نعمت های خدادادی، مایه ننگ نیست!؟ مگر در حدیثی امام علی(ع) نفرموده است که «از دری که فقر وارد شود، از در دیگر دین و ایمان خارج می شود.»

همچنین در حکمت ۵۶ از نهج البلاغه می خوانیم: «وَالْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَةٌ: فقیر حتی در وطنش غریب است». و در حکمت ۳۱۹ از نهج البلاغه امام علی می فرماید: «فَإنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّینِ! مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَةٌ لِلْمَقْتِ: فقر سبب نقصان دین و مشوش شدن عقل و جلب کینه می گردد». در حدیث معروف رسول اکرم(ص) که در کتاب کافی آمده است نیز می خوانیم: «کادَ الْفَقْرُ أنْ یَکُونَ کُفْراً: نزدیک است که فقر انسان را به مرحله کفر برساند». البته ناگفته نماند که درد مردم بیش و پیش از «فقر»، تبعیض و بی عدالتی و وجود فاصله های جانکاه طبقاتی است که به راستی برازنده جامعه اسلامی نیست.

نه، برای خدا مغالطه نکنید. مردم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را مثل جان شیرین دوست دارند و در طول این چهل سال برای انقلاب سنگ تمام گذاشته اند. روی سخن من با مسئولین محترم و یقه سفید چپ و راستی است که بر اسب مراد سوارند و خبر از حال پیاده ندارند. مسئولین وظیفه شناسی! که با حقوق های نجومی سیرند و خبر از درد کارگر عیالواری که از صبح تا شام عرق می ریزد و با دست های خالی به خانه بر می گردد ندارند. بیایید با مردم صادق باشید و بار بی کفایتی و بی تفاوتی بعضی از مدیران پر مدعا و متکبر را به گردن تحریم ها و استکبار جهانی نگذارید. این که در نظام مقدس جمهوری اسلامی بیش از ۵۰ درصد مردم در برزخ فقر و فلاکت به سر ببرند، و بقیه در بهشت ناز و نعمت و رفاه، این عدالت است!؟ مگر طبق وصیت امام قرار نبود خط اصولی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، خط دفاع از مستضعفین(پابرهنگان) و احقاق حقوق فقرا باشد؟ بیایید صادقانه بگویید: آیا امروز نسبت به آغاز انقلاب به «عدالت» نزدیک تر شده ایم یا دورتر!؟ بگذریم...!

 و منِ شاعر در این میانه مانده ام چه بگویم که شرمنده بزرگواری مردم نباشم. مردمی که همه داروندار خود را در طبق اخلاص گذاشته اند و با تحمل همه تنگناها و محرومیت ها همچنان با چنگ و دندان از انقلاب خود دفاع می کنند و مومنانه فریاد می زنند: «ما ایستاده ایم». مانده ام که در این روزهای حسرت و عسرت چه بگویم که در کوچه و خیابان بتوانم سرم را بالا بگیرم و چشم در چشم نجابت آنان بدوزم؟ در این روزهای خاکستری – که هوا بس ناجوانمردانه سرد است – به راستی تکلیف شاعر با واژه ها چیست؟ در این روزهای «مبادا» اگر شاعر بخواهد بی اعتنا به سفره های خالی و شکم های گرسنه، با اغفال کلمات همچنان دلبری و افسونگری کند، با منوچهری و فرخی و انوری و عنصری چه فرقی دارد!؟ در این «روز مبادا» دو راه بیشتر پیش پای شاعر نیست. یا باید شاعر سر در لاک بی عاری و بی خیالی فرو برد و به مدد طبع روان و بخت جوان بگوید:
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
میباشد و میباشد و میباشد و می
من باشم و من باشم و من باشم و من
وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی 

یا باید با شب‌چراغ «انسانیت» و «همدردی» در کنار مردم بماند و با لهجه شعر ابوذرانه از «درد مشترک» بگوید. «از رنجی که می بریم» و از «عدالتی» که نیست! من نیز با برادر شاعرم محمدحسین جعفریان که خود از جانبازان دردآشنا و زخم خورده انقلاب است موافقم که در این شرایط شعر انقلاب به اقتضای رسالتی که بر دوش دارد باید پوست اندازی کند، از اغما در آید و پرچم مطالبه گری و عدالت خواهی را به اهتزاز درآورد:

وقتی سخن از شاعر انقلاب به میان می آوریم، مرادمان جمعی مدیحه سرای حرفه ای، که از لابه لای اوراق کتب و شعرهایشان جز ترانه به به و چه چه چیزی به گوش نمی رسد، نیست. شاعر انقلاب همپالکی منوچهری و همکاسه انوری نیست. شاعر انقلاب سخن مـی گویـد؛ ناطق است (یعنی شعور دارد و می اندیشد) و تعهد دارد، و هرگاه که خـود لازم بدانـد، داد می کشد و مردم را از آنچه به آن آگاهی یافته اسـت مطّلـع مـی کنـد و چـون مظلومیـت و معصومیتی را ببیند، برای همگان بازگو میکند تا از اعجاز شعر برای تـأثیر و تـأثّر در افکـارِ عموم، به منظور بهبود روابط اجتماعی و پیشگیری از زوال ارزشها و انحـراف از خطـوط اصلی انقلاب، کمک بگیرد. در نهایت این شاعر انقلاب است که در چنین هنگامه‌ای می‌سراید:

ای جماعت! چطوره حالات‌تون؟
قربون اون فهم و کمالات‌تون
گردنتون پیش کسی خم‌نشه
از سربنده، سایه‌تون کم‌نشه
راز و نیاز و بندگی‌تون درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست
بنده می‌شم غلام دربست‌تون
پیش کسی دراز نشه دست‌تون
از لب‌تون خنده فراری نشه
خدا نکرده، اشکی جاری نشه
باز، یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
***
آی جماعت، چطوره احوال‌تون؟
چی مونده از صفای پارسال‌تون؟
نگین فلانی از لطیفه خسته است
خداگواهه من دلم شکسته است
با خنده شماس که جون می‌گیرم
برای تک‌تک شما می‌میرم
حتی اگه فقیر و بی‌پول باشید
دلم می‌خواد که شاد و شنگول باشید
خونه‌هاتون چرا خوش‌آب و رنگ نیست؟
چی‌شده؟ خنده‌تون چرا قشنگ نیست؟
***
قصه ما، قصهُ سوز و سازه
عزیزم این رشته سرش درازه...
(ابوالفضل زرویی نصرآباد)

 

خبرگزاری مهر، 17 آذر 1397

https://www.mehrnews.com/news/4478778/

شاعران انقلاب: قیصر امین پور

____________________________________________________________________________________

____________________________________________________________________________________

قیصر امین‌پور از شاعرانی بود که شخصیتی جامع‌الاطراف و چندضلعی داشت. جزم‌اندیش و تک‌ساحتی نبود؛ شاعری که بین «سلوک انقلابی» و خطاب «فروغ» به عنوان خواهر، هیچ تناقضی نمی‌دید، چنانکه در بسیاری از شعرها نیز- به صورت غیرمحسوس- از  فروغ متاثر است. راز مقبولیت و محبوبیت او در جامعه ادبی و در بین مردم کوچه و بازار نیز- پیش و بیش از هر چیز دیگر- در این نکته ظریف نهفته است. دیگر اینکه نظام فکری و شبکه ذهنی و زبانی او بی‌هیچ تردیدی متاثر از آموزه‌‌های اسلام انقلابی و جهان‌بینی توحیدی بود، چنانکه همراهی با دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی موید همین نکته و یکی از عناوین قابل تامل در کارنامه فعالیت‌‌های سیاسی- اجتماعی او است. هر چند قیصر به علت فاصله‌‌‌گیری از سیاست و سیاست‌زدگی، بعد از آن، هرگز در نوشته‌ها و گفت‌وگوهای خویش به صورت صریح به این مسأله نپرداخت. برای رفع سوءتفاهم ضروری است گفته شود مواجهه قیصر با سیاست به عنوان یک شاعر انقلابی بیشتر یک مواجهه ادبی و منطبق بر سیره سیاسی مولی‌الموحدین، علی(ع) بود. آنجا که می‌فرماید: «جمال السیاسه العدل فی الامره و العفو مع القدره؛ زیبایی سیاست، عدالت در حکمرانی و گذشت از موضع قدرت است».(غررالحکم و دررالکلم با شرح مرحوم خوانساری، ج 3، ص 375) سیاستی مطابق و منطبق بر ارزش‌‌های الهی و انسانی که زمینه رشد و شکوفایی انسان را فراهم می‌کند و او را به سرمنزل مقصود سعادت و رستگاری رهنمون می‌شود. قیصر انقلابی بودن را کنشی اجتماعی می‌دانست که به حرکت از «وضع موجود» به سمت «وضع موعود»، تحقق «جامعه توحیدی» و پاسخگویی به مطالبات مردمی ختم می‌شود.

مطالبه قیصر از انقلاب اسلامی- همچنان که در بسیاری از شعرهایش به صراحت گفته است- زمینه‌‌سازی برای تحقق «آرمانشهر» انسانی بود، چنانکه در شعر کوتاهی گفته است:

خدا روستا را

بشر شهر را...

ولی شاعران «آرمانشهر» را آفریدند

که در خواب هم خواب آن را ندیدند!

آری! یکی از دغدغه‌های همیشگی قیصر «آرمان‌خواهی» و دوری از «روزمرّه‌‌گی» و «روزمرگی» بود، چرا که روزمرّه‌گی شعر و ادبیات را از محتوا تهی می‌کند و تندیسی پوشالی و توخالی از آن بر جا می‌گذارد که به تلنگری از هم فرومی‌پاشد. دور شدن از رسالت‌مداری و بیدارگری و فرو افتادن در روزمرّ‌ه‌گی و انفعال ادبی، شاید بزرگ‌ترین آفتی است که می‌تواند ادبیات یک جامعه را از مسیر تکامل و بالندگی باز‌دارد و آن را دستخوش «رخوت» و «رکود» کند و از نقش‌آفرینی مؤثر در حیات اجتماعی و سیاسی یک جامعه بازدارد.

شعر و ادبیات برای قیصر وسیله‌ای برای نشان دادن راه به در راه ماندگان بود. او به دنبال ادبیات زنده و پویا بود، ادبیاتی که جامعه را به هم‌افزایی، هم‌اندیشی، مشارکت اجتماعی و گفتمانی اصلاح‌گرانه فرا می‌خواند و جامعه را از فرو افتادن در سیاه‌چاله‌های «ایستایی» و «دل‌مردگی» بازمی‌دارد چرا که او منزل «شور» و «شعار» را پشت سر گذاشته بود و به سرمنزل «نور و حضور و شعور» رسیده بود:

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بال‌های استعاری

لحظه‌های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی، زندگی‌های اداری...

اگر به مرور تاریخ ادبیات ایران و جهان بپردازیم، متوجه خواهیم شد مسیر حرکت ادبیات یک کشور، از نقطه «آرمان‌گرایی» آغاز و پس از عبور از منزل «واقع‌گرایی»، در بستر ناکامی‌های اجتماعی، به نقطه روزمرّه‌گی ختم می‌شود. در واقع، اگر ادبیات کشوری بعد از گذر از منزل «آرمان‌خواهی»، در دایره «واقع‌گرایی» که نقطه اعتدال است به حرکت خود ادامه دهد، دچار روزمرّه‌گی نمی‌شود اما عموماً بحران‌ها و ناکامی‌های سیاسی- اجتماعی، آن را از دایره «واقع‌گرایی» و اعتدال منحرف و دچار روزمرّه‌گی می‌کند. قیصر اما از آن دسته شاعرانی بود که با گره زدن «آرمان‌خواهی» و «واقع‌گرایی»، بعد از بحران سیاسی پذیرش قطعنامه- به‌رغم بسیاری از شاعران که فکر می‌کردند دنیا به آخر رسیده است-  ناامید نشد و با هوشمندی انقلابی همچنان به رفتن ادامه داد، چنانکه خود در دیداری که با بعضی از شاعران در اواخر عمر داشته با صراحت بر «صداقت انقلابی» خویش پای می‌فشارد و می‌گوید: «الحمدلله برخلاف افرادی که رفیق نیمه‌راه هستند و می‌گویند ما برخی شعرها را نگفتیم و انگار توبه کردند از انجام برخی کارهای‌شان در گذشته، ما این گونه نیستیم و لااقل در آن لحظه‌ای که شعرها را گفتیم صداقت داشتیم، چون الحمدلله نه برای سکه بود و نه برای تکه‌ای زمین».

این نوشتار را با بازخوانی دوباره پیام امین شعر انقلاب در درگذشت قیصر عزیز به پایان می‌برم، پیامی که گویای بسیاری از حرف‌‌های ناگفته درباره خالق مجموعه‌‌های «در کوچه صبح»، «آینه‌‌های ناگهان»، «گل‌ها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق» است:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم- با اندوه و دریغ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه‌ انقلاب دکتر قیصر امین‌پور را دریافت کردم. از دست دادن او برای اینجانب و برای همه‌ اصحاب شعر و ادب، خسارت‌بار است. او شاعری خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله‌های این هنر بزرگ پیش می‌رفت. درگذشت او آرزوهایی را خاک کرد ولی راه فتح قله‌ها را امید است دوستان و یاران نزدیک و شاگردان این عزیز، ادامه دهند. او و دوستانش نخستین رویش‌‌های زیبا و مبارک انقلاب در عرصه‌ شعر بودند و بخش مهمی از طراوت و جلوه‌ این بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزیز و دیگر دوستان همراه اوست. خداوند پاداش خوبی‌‌های او را امروز که بیش از گذشته به آن نیازمند است، با کرم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خویش بگیرد. به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزیز صمیمانه تسلیت می‌گویم. (سیدعلی خامنه‌ای، 9 آبان 1386)

 

روزنامه وطن امروز، یکشنبه 28 بهمن 1397 ، ش 2659 ، صفحه 6(گفت و گو)

http://www.pishkhaan.net/Archive/1397/11/13971128/VatanEmruz869711097116504956188564.pdf

ادبیات ضعف در کجا ریشه دارد؟

_____________________________________________________________________________________________________

 «ادبیات ضعف»!

 

 

خبرگزاری ایسنا - رضا اسماعیلی در یادداشتی از «ادبیات ضعف» نوشته است. این شاعر در یادداشتی که در اختیار ایسنا گذاشته، بیان کرده است:

استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری در یکی از کتاب‌های خود بحث جالبی را مطرح می‌کند با عنوان «مکتب ضعف». او می‌گوید «ضعف» در شعر و ادبیات ما به یک ارزش تبدیل شده است! و برای اثبات ادعای خود نمونه‌هایی از شعر شاعران بزرگ - از جمله سعدی - می‌آورد، آن‌جا که سعدی می‌گوید:

«من آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از نیشم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم‌آزاری ندارم» (۱)

استاد مطهری با اشاره به این ابیات می‌گوید: «نه آقای سعدی! مگر امر دایر است که انسان یا باید مور باشد و یا زنبور که می‌گویی من از میان مور بودن یا زنبور بودن، مور بودن را انتخاب می‌کنم؟ تو نه مور باش که زیر دست و پا له شوی و نه زنبور باش که به کسی نیش بزنی. سعدی این‌طور باید می‌گفت:

نه آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از نیشم بنالند

چگونه شکر این نعمت گزارم

که دارم زور و آزاری ندارم.

اگر آدم زور داشته باشد و آزاری نداشته باشد، جای شکر دارد، والّا اگر زور نداشته باشد و آزار هم نداشته باشد، مثل این می‌شود که شاخ ندارد و شاخ هم نمی‌زند. اگر شاخ داشتی و شاخ نزدی، آن وقت هنر کرده‌ای.... ما از این نوع دستورالعمل‌ها و اخلاق‌های ضعیف‌پرور و دنی‌پرور در گوشه و کنار ادبیات خودمان زیاد داریم، ولی باید توجه داشته باشیم که بشر اشتباه می‌کند و همیشه در حال افراط و تفریط است.» (۲)

متأسفانه در پیشینه ادبیات هزارساله‌پارسی، از این نمونه‌ها کم نیست. از همین‌رو «تحقیر قدرت» و «تقدیس ضعف» در جامعه ما به یک فرهنگ تبدیل شده است. علت این امر نیز «قدرت‌گزیدگی» جامعه ایرانی است. واقعیت این است که مردم همواره از اربابان قدرت و ثروت در طول تاریخ زخم خورده‌اند. به خاطر همین سابقه بد ذهنی، این باور رفته‌رفته در عمق جان و جهان آنان ریشه دوانده است که «قدرت» به طور مطلق چیز بدی است و انسانی که طالب عاقبت به‌خیری، رستگاری و نام نیک است، بهتر است که هرگز پایش به طرف «قدرت» و «قدرت‌طلبی» نلغزد تا مردم از شرش در امان باشند!

آری، از آن‌جا که در طول تاریخ و در نظام‌های غیرانسانی سلطنتی، فئودالی (ارباب و رعیتی) - که با نظام‌های بربری و برده‌داری هیچ تفاوتی ندارند - موجودات مستبد و آزادی‌خواری چون شاه، ارباب و خان نماد «قدرت» و «اقتدار» جامعه ایرانی بوده و مردم همواره تازیانه ظلم آنان را بر گرده‌های نحیف خود حس کرده‌اند، «قدرت‌هراسی» و بدبینی و بی‌اعتمادی آنان به صاحبان «زر و زور» روزبه‌روز بیشتر شده است. از همین رو، واژه «قدرت» در ذهن و زبان مردم همواره با اختناق و دیکتاتوری مترادف و همراه بوده است. به همین دلیل، در شعر و ادبیات نیز شاعران و ادیبان همواره از قدرت بد گفته و برای در امان ماندن از «مصائب قدرت»، مردم را به خزیدن در پیله «ضعف و انفعال» و «درویشی و بی نیشی» تشویق کرده‌اند: «دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال / بی‌تکلف بشنو دولت درویشان است» (۳)

بنابراین می‌توان گفت که «ادبیات ضعف» در «قدرت‌هراسی» جامعه ایرانی ریشه دارد. بی هیچ تردیدی، سیاست‌مداران و دولت‌مردان دشمن‌نواز و مردم‌ستیزی که - بی هیچ پروایی - خود را صاحب جان و مال و ناموس مردم می‌دانستند، در پروار کردن و تعمیق این پدیده اعتمادسوز در جامعه استبدادزده ایران نقشی بسزا داشته‌اند.

مصداق‌های دیگری از فرهنگ ضعف و انفعال را می‌توان در ادبیات اجتماعی و گفتمان عمومی مردم کوچه و بازار مورد مداقه و بررسی قرار داد. برای مثال کاربرد واژگانی همچون واژگان زیر در محاورات روزانه - که مردم برای اظهار فروتنی و عرض ارادت به کار می‌برند - یکی دیگر از نشانه‌های حاکمیت فرهنگ «ضعف» در جامعه ایرانی است: «عبدم، عبیدم، نوکرم، چاکرم، غلامم، کنیزم، پسرم را به غلامی قبول کنید، دخترم را به کنیزی بپذیرید، و…» حال آن‌که اظهار ارادت و فروتنی در مقابل دیگران باید در راستای احیای کرامت‌های انسانی، عزّت نفس و به دور از تملق و چاپلوسی و ذلت‌پذیری باشد.

البته ناگفته نماند در کنار اشعاری که خزیدن در پیله «ضعف و درویشی» را مایه آرامش جان و جهان آدمی می‌دانند، آثار ارجمند و فاخری از بزرگان در کارنامه هزارساله شعر و ادب پارسی وجود دارد که در این اشعار ضعف و ناتوانی به عنوان امری مذموم و «قدرت» به عنوان ارزشی انسانی مورد ستایش قرار گرفته است، شعرهایی که به جای «تقوای پرهیز»، ما را به «تقوای ستیز» و پایداری و مقاومت در مقابل ستمگران و ظالمان زمانه دعوت می‌کنند. از جمله این بیت معروف از علی‌اکبر آزادی متخلص به «گلشن آزادی» که در بین مردم کوچه و بازار ضرب‌المثل شده است:

«برو قوی شو اگر راحتِ جهان طلبی 

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است »(۴)

در حکوت اسلامی اما دلیلی برای «قدرت‌هراسی» وجود ندارد، چرا که حکوت اسلامی مبتنی بر «مشروعیت الهی» و «مقبولیت مردمی» است. آن‌چه از آیات قرآنی و متن روایات و احادیث اسلامی برداشت می‌شود این است که «قدرت» اگر با نظارت مردمی کنترل و مهار شود و در مسیر صلاح، رشد و سازندگی جامعه باشد، نه تنها امری ناپسند و مذموم نیست، بلکه به عنوان یک ارزش انسانی مورد ستایش هم قرار گرفته است. چنان که در حدیثی از رسول اکرم (ص) می‌خوانیم: «انّ الله یبغض المؤمن الضّعیف: خدا از آدم‌های سست و ناتوان بدش می‌آید.» (۵) مرامنامه حکومت علوی «عدالت» و «مردم‌داری» است و «قدرت» ابزاری برای تحقق این مهم. نقد و نظارت مردمی «قدرت» در حکومت اسلامی یکی از اصول کلیدی و محوری است که از فساد قدرت‌مداران پیشگیری می‌کند، چنان که مولی الموحدین علی (ع) می‌فرماید: «لن تُقَدّسَ أُمة لا یُؤْخَذ للضعیف فیها حقّه من القویّ غیرمُتَتَعْتِعٍ» (۶)، هیچ امتی مقدس و منزه نیست، مگر آن‌که در آن امت ضعیفان بتوانند حق خود را بدون لکنت زبان از قدرتمندان بگیرند.»

 

پانوشت:

۱ – گلستان سعدی، باب سوم، حکایت دوم.

۲ - مجموعه آثار شهید مطهری. ج ۲۳، صص ۱۷۳ تا ۱۷۶.

۳ - حافظ

۴ - علی‌اکبر گلشن آزادی تربتی (۱۳۱۹ ه. ق - ۱۳۵۳ ه. ش)، متخلص به گلشن (گلشنِ آزادی) روزنامه‌نگار، شاعر و نویسنده ایرانی بود. او سال‌ها روزنامه‌ای به نام «آزادی» در خراسان منتشر می‌کرد. وی در سن ۷۳ سالگی روی در نقاب خاک کشید و در آرامستان عمومی خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شد. تذکره‌ای با عنوان «صد سال شعر خراسان» از او به همت احمد کمال‌پور به چاپ رسیده است.

۵ - وسایل الشیعه / ج /۱۶ ص ۱۲۵.

۶ - نهج البلاغه / نامه ۵۳.

خبرگزاری ایسنا، شنبه 6 بهمن 1397

https://www.isna.ir/news/97110602741/

«ادبیات ضعف» در کجا ریشه دارد؟

____________________________________________________________________________________________________

 «ادبیات ضعف»!

 

خبرگزاری ایسنا - رضا اسماعیلی در یادداشتی از «ادبیات ضعف» نوشته است. این شاعر در یادداشتی که در اختیار ایسنا گذاشته، بیان کرده است:

 

استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری در یکی از کتاب‌های خود بحث جالبی را مطرح می‌کند با عنوان «مکتب ضعف». او می‌گوید «ضعف» در شعر و ادبیات ما به یک ارزش تبدیل شده است! و برای اثبات ادعای خود نمونه‌هایی از شعر شاعران بزرگ - از جمله سعدی - می‌آورد، آن‌جا که سعدی می‌گوید:

«من آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از نیشم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم‌آزاری ندارم» (۱)

استاد مطهری با اشاره به این ابیات می‌گوید: «نه آقای سعدی! مگر امر دایر است که انسان یا باید مور باشد و یا زنبور که می‌گویی من از میان مور بودن یا زنبور بودن، مور بودن را انتخاب می‌کنم؟ تو نه مور باش که زیر دست و پا له شوی و نه زنبور باش که به کسی نیش بزنی. سعدی این‌طور باید می‌گفت:

نه آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از نیشم بنالند

چگونه شکر این نعمت گزارم

که دارم زور و آزاری ندارم.

اگر آدم زور داشته باشد و آزاری نداشته باشد، جای شکر دارد، والّا اگر زور نداشته باشد و آزار هم نداشته باشد، مثل این می‌شود که شاخ ندارد و شاخ هم نمی‌زند. اگر شاخ داشتی و شاخ نزدی، آن وقت هنر کرده‌ای.... ما از این نوع دستورالعمل‌ها و اخلاق‌های ضعیف‌پرور و دنی‌پرور در گوشه و کنار ادبیات خودمان زیاد داریم، ولی باید توجه داشته باشیم که بشر اشتباه می‌کند و همیشه در حال افراط و تفریط است.» (۲)

متأسفانه در پیشینه ادبیات هزارساله‌پارسی، از این نمونه‌ها کم نیست. از همین‌رو «تحقیر قدرت» و «تقدیس ضعف» در جامعه ما به یک فرهنگ تبدیل شده است. علت این امر نیز «قدرت‌گزیدگی» جامعه ایرانی است. واقعیت این است که مردم همواره از اربابان قدرت و ثروت در طول تاریخ زخم خورده‌اند. به خاطر همین سابقه بد ذهنی، این باور رفته‌رفته در عمق جان و جهان آنان ریشه دوانده است که «قدرت» به طور مطلق چیز بدی است و انسانی که طالب عاقبت به‌خیری، رستگاری و نام نیک است، بهتر است که هرگز پایش به طرف «قدرت» و «قدرت‌طلبی» نلغزد تا مردم از شرش در امان باشند!

آری، از آن‌جا که در طول تاریخ و در نظام‌های غیرانسانی سلطنتی، فئودالی (ارباب و رعیتی) - که با نظام‌های بربری و برده‌داری هیچ تفاوتی ندارند - موجودات مستبد و آزادی‌خواری چون شاه، ارباب و خان نماد «قدرت» و «اقتدار» جامعه ایرانی بوده و مردم همواره تازیانه ظلم آنان را بر گرده‌های نحیف خود حس کرده‌اند، «قدرت‌هراسی» و بدبینی و بی‌اعتمادی آنان به صاحبان «زر و زور» روزبه‌روز بیشتر شده است. از همین رو، واژه «قدرت» در ذهن و زبان مردم همواره با اختناق و دیکتاتوری مترادف و همراه بوده است. به همین دلیل، در شعر و ادبیات نیز شاعران و ادیبان همواره از قدرت بد گفته و برای در امان ماندن از «مصائب قدرت»، مردم را به خزیدن در پیله «ضعف و انفعال» و «درویشی و بی نیشی» تشویق کرده‌اند: «دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال / بی‌تکلف بشنو دولت درویشان است» (۳)

بنابراین می‌توان گفت که «ادبیات ضعف» در «قدرت‌هراسی» جامعه ایرانی ریشه دارد. بی هیچ تردیدی، سیاست‌مداران و دولت‌مردان دشمن‌نواز و مردم‌ستیزی که - بی هیچ پروایی - خود را صاحب جان و مال و ناموس مردم می‌دانستند، در پروار کردن و تعمیق این پدیده اعتمادسوز در جامعه استبدادزده ایران نقشی بسزا داشته‌اند.

مصداق‌های دیگری از فرهنگ ضعف و انفعال را می‌توان در ادبیات اجتماعی و گفتمان عمومی مردم کوچه و بازار مورد مداقه و بررسی قرار داد. برای مثال کاربرد واژگانی همچون واژگان زیر در محاورات روزانه - که مردم برای اظهار فروتنی و عرض ارادت به کار می‌برند - یکی دیگر از نشانه‌های حاکمیت فرهنگ «ضعف» در جامعه ایرانی است: «عبدم، عبیدم، نوکرم، چاکرم، غلامم، کنیزم، پسرم را به غلامی قبول کنید، دخترم را به کنیزی بپذیرید، و…» حال آن‌که اظهار ارادت و فروتنی در مقابل دیگران باید در راستای احیای کرامت‌های انسانی، عزّت نفس و به دور از تملق و چاپلوسی و ذلت‌پذیری باشد.

البته ناگفته نماند در کنار اشعاری که خزیدن در پیله «ضعف و درویشی» را مایه آرامش جان و جهان آدمی می‌دانند، آثار ارجمند و فاخری از بزرگان در کارنامه هزارساله شعر و ادب پارسی وجود دارد که در این اشعار ضعف و ناتوانی به عنوان امری مذموم و «قدرت» به عنوان ارزشی انسانی مورد ستایش قرار گرفته است، شعرهایی که به جای «تقوای پرهیز»، ما را به «تقوای ستیز» و پایداری و مقاومت در مقابل ستمگران و ظالمان زمانه دعوت می‌کنند. از جمله این بیت معروف از علی‌اکبر آزادی متخلص به «گلشن آزادی» که در بین مردم کوچه و بازار ضرب‌المثل شده است:

«برو قوی شو اگر راحتِ جهان طلبی 

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است »(۴)

در حکوت اسلامی اما دلیلی برای «قدرت‌هراسی» وجود ندارد، چرا که حکوت اسلامی مبتنی بر «مشروعیت الهی» و «مقبولیت مردمی» است. آن‌چه از آیات قرآنی و متن روایات و احادیث اسلامی برداشت می‌شود این است که «قدرت» اگر با نظارت مردمی کنترل و مهار شود و در مسیر صلاح، رشد و سازندگی جامعه باشد، نه تنها امری ناپسند و مذموم نیست، بلکه به عنوان یک ارزش انسانی مورد ستایش هم قرار گرفته است. چنان که در حدیثی از رسول اکرم (ص) می‌خوانیم: «انّ الله یبغض المؤمن الضّعیف: خدا از آدم‌های سست و ناتوان بدش می‌آید.» (۵) مرامنامه حکومت علوی «عدالت» و «مردم‌داری» است و «قدرت» ابزاری برای تحقق این مهم. نقد و نظارت مردمی «قدرت» در حکومت اسلامی یکی از اصول کلیدی و محوری است که از فساد قدرت‌مداران پیشگیری می‌کند، چنان که مولی الموحدین علی (ع) می‌فرماید: «لن تُقَدّسَ أُمة لا یُؤْخَذ للضعیف فیها حقّه من القویّ غیرمُتَتَعْتِعٍ» (۶)، هیچ امتی مقدس و منزه نیست، مگر آن‌که در آن امت ضعیفان بتوانند حق خود را بدون لکنت زبان از قدرتمندان بگیرند.»

 

پانوشت:

۱ – گلستان سعدی، باب سوم، حکایت دوم.

۲ - مجموعه آثار شهید مطهری. ج ۲۳، صص ۱۷۳ تا ۱۷۶.

۳ - حافظ

۴ - علی‌اکبر گلشن آزادی تربتی (۱۳۱۹ ه. ق - ۱۳۵۳ ه. ش)، متخلص به گلشن (گلشنِ آزادی) روزنامه‌نگار، شاعر و نویسنده ایرانی بود. او سال‌ها روزنامه‌ای به نام «آزادی» در خراسان منتشر می‌کرد. وی در سن ۷۳ سالگی روی در نقاب خاک کشید و در آرامستان عمومی خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شد. تذکره‌ای با عنوان «صد سال شعر خراسان» از او به همت احمد کمال‌پور به چاپ رسیده است.

۵ - وسایل الشیعه / ج /۱۶ ص ۱۲۵.

۶ - نهج البلاغه / نامه ۵۳.

 

خبرگزاری ایسنا، شنبه 6 بهمن 1397

https://www.isna.ir/news/97110602741/

روزنامه اصفهان زیبا، دوشنبه 8 بهمن 1397، شماره 3403 ، صفحه 16

file:///C:/Users/NewsBank/Downloads/3403z.pdf

حمایت عزتمندانه ار هنرمندان

_____________________________________________________________________________
 
حمایت عزتمندانه از هنرمندان/ پیام تسلیت چه فایده‌ای دارد؟
 

رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر گفت: حمایت مستمر و محترمانه است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم. چه فایده‌ای دارد؟

رضا اسماعیلی که این روزها مشغول داوری آثار چهارمین جشنواره ملی هنرمندان شاهد و ایثارگر است، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، تمرکز جشنواره‌ها بر موضوعات خاص را عامل پیشرفت آثار و اشعار دانست.

اسماعیلی در توضیح این موضوع گفت: ممکن است عده‌ای معتقد باشند که ارائه مضمون باعث تولید آثار سفارشی بی‌ارزش می‌شود، اما من معتقدم اگر مضمون به افرادی ارائه شود که اهلیت هنری و ادبی لازم را برای خلق آن اثر دارند، منجر به تولید آثاری فاخر و پیشرو می‌شود. به طور مثال در فضای هنرهای تصویری شاید ندانید، اما سریال ماندگار «محله برو بیا» که جزو آثار ماندگار دهه ۶۰ تلویزیون بود به سفارش وزارت بهداشت تولید شده بود، اما چون به لحاظ هنری سطح بالایی داشت مورد توجه مردم قرار گرفت.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره تأثیر فضای مجازی در عرصه شعر و ادب بیان داشت: نفوذ گسترده فضای مجازی در میان مردم محسنات و معایبی داشته است. به طور مثال اگر چند سال قبل قرار بود کسی در عرصه ادبیات و شعر شناخته شود، باید مکرر تلاش می‌کرد تا بتواند اثری تولید کند که با سلیقه یک ناشر منطبق باشد و اجازه انتشار بیابد. این اتفاق، راه را برای خلاقیت تا حدودی سد می‌کرد.

اسماعیلی ادامه داد: فضای مجازی این امکان را می‌دهد که من شاعر شعر جدید را در صفحه اجتماعی‌ام قرار دهم و این امکان را داشته باشم که شعرم در میان مردم دیده شود و بازخورد بگیرد. این اتفاق اجازه خلاقیت و نوآوری و ابتکار در فضای شعر و ادبیات را به شاعران نسل جوان می‌دهد، اما از طرفی هم ممکن است تولید آثار کم کیفیت و بی‌مایه در فضاهای اجتماعی به چشم آید و صاحبان آنها اعتماد به نفس و غرور کاذبی به آنها دست دهد که این حتما رخداد مبارکی برای ادبیات نیست. در واقع فضای مجازی شمشیر دولبه‌ای است که مزایا و معایب مختلفی بر آن مترتب است.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبی درباره مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد هم گفت: مشکل اصلی ما در حوزه فرهنگ فقدان یک سامانه فرهنگی هوشمند است که به طور مستمر و منظم پیگیر فعالیت‌ها و احوال چهره‌های شناخته شده ادبیات باشد. از این گذر است حمایت‌های گاه و بیگاه از سوی نهادها که به طور نامنظم و غیرمتمرکز انجام می‌شود و حتی ممکن است منجر به بی‌حرمتی به چهره‌های پیشکسوت شود.

وی در ادامه اظهار داشت: به طور مثال تصور کنید چهره بزرگ و فرهیخته‌ای را که سال‌ها برای ادبیات زحمت کشیده و حالا درگیر هزینه‌های هنگفت درمانی شده برخی با نیت خیر و برای کمک به او به طور مثال مبلغی را توی پاکت می‌گذارند و به او تقدیم می‌کنند. خب این اتفاق برای خیلی‌ها ناخوشایند است و به غرور کسی که پیشکسوت یک عرصه است برمی‌خورد. من یادم هست مرحوم قیصر امین‌پور هیچگاه راضی نبود که از مشکلات شخصی‌اش حرفی به میان آید و حتی اگر هدیه‌ای به او داده می‌شد آن را هم از سر عزت نفس پس می‌داد.

اسماعیلی در مقام ارائه راهکار توضیح داد: نهادهای متولی فرهنگ می‌توانند با راه‌هایی شایسته‌تر و مناسب‌تر با این موضوع برخورد کنند به طور مثال مرحوم زرویی نصرآباد مدتی پیش از فوت غریبانه‌اش به ذوق و انتخاب یکی از مسئولین، دوره کوتاه آموزش پژوهشی برگزار کرد که البته تاکید می‌کنم این کارگاه آموزشی با ذوق و رابطه دیرینه آن مسئول با مرحوم زرویی شکل گرفت، نه آن که مولود تصمیم یک سامانه هوشمند فرهنگی بوده باشد. ما می‌توانیم برای آنکه حمایت شایسته و دائم نظام‌مند از چهره‌های شناخته شده و بزرگان عرصه ادبیات و شعر داشته باشیم با بودجه‌های کلانی که در اختیار نهادهای مختلف است کارگاه‌های آموزشی مستمر، امور پژوهشی جدید و اتفاقاتی از این دست را پیش بینی کنیم.

این شاعر با طرح این سئوال که: «چه اشکالی دارد که یک نویسنده یا شاعر هم مانند یک کارگردان برای تولید یک اثر برای پیش از آغاز کار قرارداد ببندد و مبلغی را دریافت کند؟» گفت: اگر این نگاه در فضای ادبیات شکل می‌گرفت، شاهد مشکلات متعدد اهالی شعر و ادب در فضای زندگی شخصی خود نمی‌بودیم. این حمایت، نامحسوس است و عزت و احترام افراد نیز با آن رعایت می‌شود و از سویی تولید اثر یا تربیت نیرو هم انجام می‌شود. این موضوع باید برای مدیران فرهنگی ما جا بیفتد. این موضوع قبیح نیست. به هر حال لازمه زندگی، تامین معیشت است و این با اخلاص تناقضی ندارد.

رضا اسماعیلی در پایان بیان داشت این حمایت مستمر و بااحترام است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم چه فایده‌ای دارد؟ اتفاقی که بارها و بارها در فضای ادبیات افتاده و جدیدترینش فوت غریبانه مرحوم زرویی نصرآباد بود. 

 

خبرگزاری فارس، چهارشنبه 14 آذر 1397

https://www.farsnews.com/news/13970914000658/

پوپولیسم ادبی

____________________________________________________________________________________________________________________

 

پوپولیسم ادبی!

 

 

رضا اسماعیلی در یادداشتی از «پوپولیسم ادبی» نوشته است. این شاعر در یادداشتی که در اختیار ایسنا گذاشته، بیان کرده است:

حتما شما هم شعرهای بی‌هویت و ضعیفی را که گاهی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به اسم بزرگان ادبی بازنشر می‌شوند، خوانده‌اید. شعرهایی منتسب به مولانا تا فروغ و سپهری و قیصر و... شعرهایی از متشاعرانی نقاب‌دار که در مواردی حتی الفبای شاعری(وزن و قافیه) را هم رعایت نمی‌کنند.

بارزترین نمونه این شعرها، شعر سست و بسیار ضعیفی است که تا کنون هزاران بار در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به نام قیصر بازنشر شده است، شعری با مطلع:
گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود
گاهی نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود

موج انتشار اشعاری از این دست، معمولا هنگام درگذشت بزرگان ادبی در جامعه فراگیرتر می‌شود. به یاد دارم بعد از درگذشت سیمین بهبهانی، اشعار فراوانی با نام این بانوی شاعر در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته‌ شد که هر چند برای خوانندگان آگاه و آشنا با ادبیات، جعلی بودن آن‌ها اظهر من الشمس بود، ولی برای عموم مردم به علت نداشتن اطلاعات تخصصی درباره شعر و شاعران، تشخیص جعلی بودن آن‌ها کاری دشوار بود، از همین رو تنها به اعتبار امضای پای شعر و انتساب آن به سیمین بهبهانی - همچون کشفی بزرگ - مورد اقبال و استقبال عمومی قرار می‌گرفت و در کانال‌های اجتماعی با اشتیاقی زایدالوصف بازنشر می‌شد. نام این پدیده را می‌توان «پوپولیسم ادبی» گذاشت؛ زیرا یکی از مهم‌ترین مولفه‌های پوپولیسم «عوام‌فریبی» با توسل به کم‌دانشی مردم برای تامین منافع و مقاصد شخصی است.

بزرگ‌ترین هدف این متشاعران نقاب‌دار، تخریب و تمسخر شاعران محبوب، به ابتذال کشیدن ادبیات، تشکیک در باورهای دینی و هنجارهای اخلاقی، کسب شهرت و ارضای حس جاه‌طلبی، و در مواردی القای عقاید و باورهای غلط و نادرستی است که به صورت صریح و آشکار جرات بیان آن را ندارند. پوپولیست‌های ادبی با سوار شدن بر موج «عوام‌زدگی» و «عوام‌فریبی» در اکثر موارد به دنبال آنند که مردم را به رنگ خویش درآورند و ذوق و ذائقه نازل خویش را بر جامعه تحمیل کنند.

برای مقابله با این پدیده یا آفت، بهترین راه افزودن بر دانش ادبی برای تشخیص درست و در مرحله بعد، مراجعه به کارشناس ادبی است. برای پی بردن به درستی یا نادرستی شعری که به مولانا نسبت داده می‌شود، یا باید مستقیما به مطالعه آثار مولانا پرداخت، یا باید از یک مولوی‌پژوه آگاه پرسید. دیگر این‌که رسالت منِ نوعی به عنوان یک غیرکارشناس این است که در چنین مواردی - تا رسیدن به یقین - برای پیشگیری از رونق بازار این پوپولیست‌های ادبی از بازنشر این مطالب و اشعار خودداری کنم - این‌چنین باد.

 

خبرگزاری ایسنا، پنج شنبه 13 دی 1397

https://www.isna.ir/news/97101206895/

شعر حقيقي در جهت احقاق حقوق مردم اتفاق مي‌افتد

__________________________________________________________________________________

 شعر حقيقي در جهت احقاق حقوق مردم اتفاق مي‌افتد

 

رضا اسماعيلي گفت: اشعار حقيقي شعرهايي هستند كه در جهت حقوق مردم اتفاق مي‌افتند. اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در تبيين نسبت «شعر و حقيقت»، با بيان اين‌ كه شعر بيش‌تر با عنصر خيال در پيوند است تا حقيقت، گفت: همواره در طول تاريخ ادبيات ايران از آثار ادبيات كلاسيك تا متأخرين، شاخك‌های حساس شاعران نسبت به مسائل مبتلابه جامعه حساس بوده و گويي از اين منظر در پي تبيين حقايق بوده‌اند. به ويژه ما اين رويكرد حقيقت‌ طلبي در آثار شاعران را در عرصه‌های اجتماعی از دوران مشروطه به اين‌ سو بيش‌تر مي‌بينيم. اسماعيلی ياد‌آور شد: البته نبايد اين نکته را از نظر دور داشت كه تميز بين حق و باطل گاهي دشوار مي‌شود؛ اما به اعتقاد من، شاعرانی که با تاريخ و مطالبات تاريخي ملت ايران آشنايي داشته اند، در جهت تثبيت و احقاق حقوق مردم قلم زده‌اند؛ اما شاعراني كه با پیشینه تاريخی ايران آشنايی نداشته‌اند، در بحران‌هاي سياسي - اجتماعي دچار نوعي سرگرداني شده‌اند كه از چه موضع و منظری به تبیین و تحلیل مسائل بپردازند كه البته اين مسأله با بصيرت شاعر و همچنين رويكرد حقيقت‌جويي او ربط مستقيمي دارد.

اين شاعر در ادامه متذكر شد: شاعراني كه همواره با غم‌ها و شادی های مردم‌شان زندگي كرده و خود را جزيی از مردم مي‌ دانسته‌اند، در مواجهه با چالش‌های سياسي - اجتماعي نه ‌تنها در لاک بی تفاوتی فرو نرفته اند؛ بلكه در جهت احقاق حقوق مردم و نفع آن‌ها قلم زده‌اند. شاعران بزرگ ادبيات ما همواره اين ‌گونه بوده و سعي كرده‌اند در ارتباط با حقيقتي كه مردم آن را مي‌پذيرند، قلم بزنند.

اسماعيلي ياد‌آور شد: البته اين را نبايد از نظر دور داشت كه حق ‌مداری شاعر در آثارش لزوما ربطي به كيفيت آثاری كه عرضه مي ‌كند، ندارد. به این معنا که گاهی مخاطبان به واسطه ی محبوبيت شاعر از رهگذر اشعار مردمي‌اش آثار او را دنبال می كنند. برای مثال با وجود این که بسياری از اشعار دوران مشروطه به خاطر موضع و رويكرد حقيقت‌جویانه شاعر به بيانيه‌ها‌ی سياسي تنه مي ‌زنند؛ با اين حال از طرف مردم مورد اقبال قرار گرفته اند. اين ماندگاری لزوما به خاطر وجوه زيبايي ‌شناختي منحصر‌به فرد اين آثار نيست؛ بلكه بیش تر به اين اعتبار است كه از درد، دغدغه‌ و حقوق مردم حرف زده‌اند.

 

خبرگزاری ایسنا

https://www.isna.ir/news/8807-00725.125001/

 

نگاهی به سروده های دفاع مقدس

 


در معرکه پای پایداری بگذار
پا در گذر حادثه، باری بگذار
هان تیغ مکش برون و در سینه خصم
این تحفه به رسم یادگاری بگذار

سید حسن ثابت محمودی (سهیل)  1


 شعر دفاع مقدس به‌عنوان یک ژانر ادبی زنده و پویا که بیش از سه دهه از عمر آن می‌گذرد، یک پدیده ادبی غیر قابل انکار است. بدون هیچ تردیدی می‌توان گفت که غنی‌ترین و بالنده‌ترین زیر شاخه شعر انقلاب، شعر دفاع مقدس است. شعری که برجسته‌ترین مؤلفه مضمونی آن «حماسه» است. این شعر با فرو نشستن طوفان انقلاب، طوفانی دیگر در جامعه ایجاد کرد. شعر انقلاب نیز به ناگزیر تحت‌الشعاع این گونه ادبی قرار گرفت و حیات خویش را در همراهی و هم رکابی با این جریان غالب دید. چرا که در دهه اول انقلاب، «جنگ» اصلی‌ترین مسأله کشور بود و همه امکانات نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در راستای پیروزی بر دشمن متجاوز بسیج شده بود.
 در طول سال‌های دفاع مقدس، نقش شعر در تهییج رزمندگان برای حضور در جبهه‌ها و روحیه بخشیدن به آنان برای ایستادگی در مقابل دشمن بعثی از سایر هنرها بیشتر بود. این یک ادعا نیست، واقعیتی است که با مرور تاریخ دوران دفاع مقدس می‌توان به درستی آن پی برد. ساده‌ترین راه برای اثبات این ادعا تایپ کلید واژه‌های«شعر، دفاع، مقدس» و جست و جو در اینترنت است تا با دریایی از مقالات، اشعار و عکس‌های شاعران نسل اول انقلاب روبه‌رو شوید. شاعرانی چون حمید سبزواری، محمدعلی مردانی، نصرالله مردانی، سلمان هراتی، قیصرامین‌پور، سید حسن حسینی، وحید امیری، حسین اسرافیلی، عباس براتی‌پور، بیگی حبیب آبادی، سیمیندخت وحیدی، علیرضا قزوه و... که در فتنه خیز حوادث و در کسوت یک مجاهد و رزمنده، پا به پای رزمندگان اسلام در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کردند و شعرهای حماسی خود را با الهام از حماسه آفرینی‌های مجاهدان سرفرازی چون چمران‌ها، همت‌ها، باکری‌ها، جهان آراها، خرازی‌ها، بروجردی‌ها، زین الدین‌ها، بابایی‌ها و... در آوار فاجعه و شبیخون دشمن با لهجه عشق و عرفان می‌سرودند. غزل خاطره انگیز «یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه» بیگی حبیب آبادی نمونه‌ای از این شعرهاست.
 شعر دفاع مقدس در این دوره، شعری سرشار از رجزها و شعارهای انقلابی و حماسی است، به گونه‌ای که زبان اکثر شعرها به زبان شعار و بیانیه‌های تند سیاسی ـ انقلابی پهلو می‌زند و عنصر غالب در شعر «احساس» است.
 احساس زدگی افراطی، گریز به کربلا و حماسه عاشورا، تلفیق نمادهای مذهبی با اسطوره‌های ملی و در نهایت غلبه «محتوا بر فرم» از مؤلفه‌های شاخص شعر دوره جنگ است.
 واقعیت این است که شاعران انقلاب در سال‌های خون و خطر و حماسه و در زیر موشک باران شهرهای ایران، رسالت و تعهد انسانی خود را بر تکنیک، ساختار و شاعرانگی اثر ترجیح دادند. از همین رو در آن سال‌ها به دنبال صنعتگری، جلوه فروشی ادبی و نام‌آوری شاعرانه نبودند و قصدشان از سرودن بیشتر این بود که گدازه‌های خشم و مظلومیت مردم جنگ زده ایران را بر چهره جهان بی‌تفاوت بپاشند و کشورهای مدعی «حقوق بشر» را از خواب غفلت بیدار کنند. چنانکه قیصر امین‌پور در فرازی از «شعری برای جنگ»[کتاب «تنفس صبح»] با صراحت می‌گوید:
«می خواستم/ شعری برای جنگ بگویم/ دیدم نمی‌شود/ دیگر قلم زبان دلم نیست/ گفتم: باید زمین گذاشت قلم‌ها را/ دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست/ باید سلاح تیزتری برداشت/ باید برای جنگ/ از لوله تفنگ بخوانم/ با واژه فشنگ / می‌خواستم/ شعری برای جنگ بگویم/ شعری برای شهر خودم- دزفول-/ دیدم که لفظ ناخوش موشک را/ باید به کار برد/ اما موشک/ زیبایی کلام مرا می‌کاست/ گفتم که بیت ناقص شعرم/ از خانه‌های شهر که بهتر نیست/ بگذار شعر من هم/ چون خانه‌های خاکی مردم/ خرد و خراب باشد و خون آلود/ باید که شعر خاکی و خونین گفت/ باید که شعر خشم بگویم/ شعر مقاومت / شعر فصیح فریاد/ هر چند ناتمام...»2
 «شعری برای جنگ»، نقطه اوج هنرمندی شاعر در جبهه نگاری و گزارشگری شاعرانه از جنگ است. شاعر در این شعر حماسی، در مقام یک گزارشگر که به شهر جنگ زده دزفول اعزام شده است، به گزارش لحظه به لحظه اتفاقاتی می‌پردازد که بر اثر تجاوز وحشیانه دشمن بر دزفول حادث شده است. اگر دقت کنید، شاعر اصلاً به دنبال این نیست که با بهره‌گیری از ارائه‌های ادبی و صنایع لفظی و معنوی بر جمال شعر خود بیفزاید. شاعر در نهایت سادگی، بی‌پیرایگی و صمیمیت حرف‌های از دل بر آمده خود را بر سینه کاغذ نقش می‌زند و اتفاقاً همین صداقت و بی‌پیرایگی راز توفیق و ماندگاری این شعر در حافظه نسل بعد از انقلاب است. در لحظه سرودن این شعر آنچه برای شاعر محلی از اعراب ندارد، فرم و ساختار و زبان ورزی و... است. زیرا شاعر به‌دنبال ایفای نقش تاریخی و رسالت انسانی خویش است و بیمی از زخم زبان‌های منتقدان ندارد. حکایت او به حکایت آدمی می‌ماند که دستش لای در گیر کرده است و جز فریاد چاره دیگری ندارد. آیا از انسانی که در آتش می‌سوزد، انتظاری جز دست و پا زدن، دویدن و فریاد کشیدن می‌رود؟!
 زنده یاد سید حسن حسینی در حاشیه‌نوشتی که بر شعر قیصر نوشته است، درباره «شعری برای جنگ» چنین می‌گوید: «شعری برای جنگ، سروده قیصر امین‌پور از سروده‌های به یاد ماندنی و ماندگار در عرصه ادبیات جنگ هشت ساله تحمیلی است. این شعر شاید برای نسلی که جنگ را ندیده و از مسند اندازان عرصه شعر تنها روایت مخدوشی از آن را شنیده است، سرشار از شعار و خالی از ایجاز باشد. اما برای قدیمی‌های این عرصه که بی‌غرض و مرض دفتر ادبیات جنگ را ورق می‌زنند، اثری درخشان و در زمان خود سخت ضد کلیشه است! جنگ همواره در هر کجای جهان دو راوی داشته و دارد: یکی مردم و دیگری رسانه‌های دولتی. قیصر در این اثر با طعنی پنهان به رسانه‌های نارسا - اینجا خبر همیشه فراوان است - از «درون سینه» مردم دزفول - یعنی ایرانی‌های خط مقدم - هم خبر داد. با نماهایی درشت و درد آور از زشتی‌های تجاوز دشمن و به قصد بیدار کردن «دیوار»‌هایی که در پایتخت از جنگ می‌کوشیدند تا «مینیاتور»‌هایی دلفریب ارائه دهند.»3
 در یک نگاه کلی باید گفت که «شعری برای جنگ» در واقع «شعری در مذمت جنگ» و در ستایش «صلح» است. شاعر در این سروده در صدد اثبات حقانیت دفاع ملت ایران در برابر هجوم ناجوانمردانه دشمن به خاک میهن اسلامی است و همچنان که خواندیم در فرازهای درخشانی از این شعر، شاعر با توصیف ویرانی‌های ناشی از تجاوز رژیم بعثی صدام به خاک ایران، چهره زشت و منفور جنگ را به تماشا می‌گذارد، آنجا که از «خانه‌های خونین»، «عروسک‌های خون آلود»، «انفجار مغز کودکان بر بالشی از رویا» و «سر بریده مردان قبیله» سخن می‌گوید. در واقع در بطن «شعری برای جنگ» آرزوی «صلح» خوابیده است، آرزوی صلح، آشتی و آرامش برای ملت ایران و همه مردم جهان.



پانوشت:
1 - رباعی امروز، محمد رضا عبدالملکیان، انتشارات برگ، تهران، 1366، ص 109.
2 - حماسه‌های همیشه، پرویز بیگی حبیب آبادی(جلد اول)، فرهنگ گستر، تهران، 1382، ص 137.
 3 – گزیده‌شعر جنگ و دفاع مقدس(سید حسن حسینی، ص117)

 

 روزنامه ایران، شماره 6323 ، پنج شنبه 8 مهر 1395

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6323/12/392455/0

شاعران انقلاب: موسی عصمتی

شاعری روشن و بی نقاب

 



شهرستان ادب به نقل از خبرگزاری تسنیم: رضا اسماعیلی در یادداشتی به بررسی شعر موسی عصمتی در مجموعه «بی‌چشمداشت» پرداخته است.


1

«روزگاری/ غروب که می‌شد/ پرنده‌ها دسته‌دسته بر می‌گشتند/ و چوپانان/ روستا را سرشار از گوسفند می‌کردند/ و ما با نهیب پدران‌مان/ کوچه را به قصد خانه ترک می‌کردیم/شب / ستاره‌های فراوانی داشت/و صبح/ وقتی که می‌آمد/ در چشمه‌های اطراف/ خورشید را به هم نشان می‌دادیم/ اما یک روز/ زود غروب شد/ و شب آن قدر طولانی/که سال‌هاست/طلوع خورشید را از یاد برده‌ام» (غروب، ص 59)

من اما در آیینه شعرهای این شاعر روشندل، طلوعی روشن می‌بینم . هرچند خورشید چشم های شاعر به ظاهر خاموش‌اند، اما او آفتابی پر فروغ در سینه دارد که به مدد آن تاریکی های جهان را روشن می‌کند.

موسی عصمتی، شاعری است که کوله‌بار زمزمه بر دوش، از سمت روشن دنیا می‌آید و بر جاده‌های ظلمت گرفته نور می‌پاشد. شاعری روشن و بی‌نقاب. شاعری که با «صداقت» واژه‌ها، از فضیلت‌های فراموش شده سخن می‌گوید: از هی هی دلنواز چوپان، از برکت دست‌های بی‌بی، از شرم شرقی دختران آبادی، از آواز روشن فانوس، از دیوار کوتاه باغ‌ها، از سینه فراخ گندمزار، از سفره عاطفه، از معصومیت بره‌ها، از همخوانی شاد گنجشک‌ها، از تکاپوی چشمه‌ها، از هوهوی باد، و از آب و آینه و اعتماد.

جان و جهان شاعر به نور رسالتی انسانی روشن است. رسالتی که او را به خیزش وا می دارد تا در آسمان شعر - همچون ستاره قطبی - راهنمای رهگذران سرگردان باشد:

اگر روزی
شعله‌ای بیاورند
و فانوس‌های شکسته‌ام
دوباره روشن شوند
آن قدر نگاه خواهم کرد
که آسمان رنگ ببازد
که برف کوه‌ها از خجالت آب شوند
که رودها در استوا یخ بزنند
آن قدر نگاه خواهم کرد
که برگ‌های درختان را
چشم‌بسته حدس بزنم
آن قدر که
چون ستاره قطبی بشوم
و رهگذران سرگردان
مسیرشان را با من تنظیم کنند

(ستاره قطبی، ص 68)

2

مجموعه شعر «بی چشم‌داشت» اولین دفتر از سروده‌های شاعر روشندل و جان‌آگاه «موسی عصمتی» ست. از سروده‌های فراهم آمده در این دفتر به روشنی می‌توان دریافت که
«عصمتی» شاعر معنوی و مفهوم‌گراست. شاعری که رویکردش به شعر، نه از روی تفنن و دل‌مشغولی، بلکه به خاطر تعهد به حقیقت، انسان و جامعه انسانی است. از همین رو، شاعر در غزل‌های خویش از عناصر شاعرانه به ویژه تصویر و خیال نه به عنوان مصالح و ابزاری صرفاً آرایشی و تزئینی، بلکه به عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم و ایجاد ارتباط صادقانه
و صمیمانه با مخاطب استفاده می‌کند، زیرا «زبان» در گام نخست، ابزار ایجاد ارتباط است. البته این معنامحوری با تلفیق هنرمندانه «فرم» و «محتوا» و در ساختاری
شاعرانه اتفاق می‌افتد:

هلا زلال زمین! آبروی دریاها
تهی شد از نم و باران، سبوی دریاها

چگونه از تو بگویم؟ که بغض خواهد کرد
در ابتدای سرودن، گلوی دریاها ...

(دریاها، ص 42)

3

«شاعری پرتوی از شعور نبوت است» و رسالت انسانی یک هنرمند اصیل – پیش و بیش از هر چیز - اشارت و بشارت به نور، روشنی و زیبایی، و گشودن روزنه‌های عشق و
امید به سوی دنیای مخاطبان هنر خویش است. از این منظر، بر این اعتقاد و باورم که کار شاعر – بخصوص شاعر مسلمان - آیه یاس خواندن و دمیدن در تنور ناامیدی نیست. انگشت اشاره شاعر نباید تنها به سمت زشتی‌ها و پلشتی‌ها باشد؛ چراکه براساس آموزه‌های دینی ما بر این باوریم که «پایان شب سیه، سپید است»؛ از این رو من شاعر حق ندارم مخاطب خویش را به کوچه‌های بن‌بست بکشانم و در آخر دنیا پیاده کنم!

برای نیفتادن در چنین دامچاله‌هایی، باید همچون شاعر این مجموعه در ساحت شعر اهل مراقبه و محاسبه باشیم و عنان اختیارمان را دربست به دست خیال چموش نسپاریم تا ما
را در هر منزلگاهی که دوست داشت، پیاده کند؛ پس باید حواس‌مان جمع باشد که نهال امید را در دل‌ها نخشکانیم و باعث تنومند شدن «غول افسردگی» که بیماری گریزناپذیر قرن اکنون است نشویم. چنان که شاعر نیز با تاکید بر این دقیقه گفته است:

جاده‌های سفرم تا به خدا نزدیک است
راه را چاه نگویید، خودم می‌بینم

و کلام آخر این که لهجه شاعر در بیشتر شعرهای این مجموعه، لهجه‌ای نوستالژیک است. در اکثر شعرها ردپای اندوهی انسانی و با شکوه پیداست. اندوهی که حس همذات‌پنداری را در مخاطبین بیدار می‌کند و آنان را تا پایان شعر با خود همراه می‌سازد.

در مورد موسی عصمتی و شعرهای روشن او حرف برای گفتن بسیار است. آرزو می‌کنم در فرصتی دیگر بتوانم در بازنمایی چهره این شاعر نجیب و دوست‌داشتنی قلم بزنم. ان شاءالله.

حسن ختام این نوشتار را به غزلی زیبا و قابل تأمل از این مجموعه شعر اختصاص می‌دهم و با آرزوی روزهایی آفتابی‌تر برای خالق «بی‌چشم‌داشت» سخن را به پایان می‌برم:

من فکر می کنم که نشستن قبول نیست
رفتن، بدون حادثه از من قبول نیست

حتماً در این زمینه که با من موافقید
تنها دعا و روضه و شیون قبول نیست

ماندن شبیه دره که یک روز آب ... نه !
این‌ها همه درست، ولیکن قبول نیست

اینک اقامه‌ای ست که باید قیام کرد
اما بدون سنگ و فلاخن قبول نیست

اسبی بیاورید که باید سوار شد
در انتظار، گوشه نشستن قبول نیست

 

 

شهرستان ادب، 20 شهریور 1395

https://shahrestanadab.com/Content/ID/6551/

رندان مجازی

 

تهران - ایرنا - پیشرفت تکنولوژی، ظهور ابزارهای متعدد اطلاع رسانی و دسترسی آسان آنها باعث شده اخبار و مطالب بسیار سریع و آسان در دسترس عموم قرار گیرد؛ اخباری که در برخی موارد، اعتبار و درستی آن مورد تردید است، اما به دلیل گستردگی دامنه انتشار می تواند مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد.

 

رندان مجازی

به گزارش ایرنا، بی تردید این روزها مخاطبان فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برای یکبار هم شده با جملات پندآموز، اشعار و حتی احادیثی مواجه شده اند که به نام بزرگان دین و علم و ادب به خورد آنها داده می شود و در این میان برخی بدون تحقیق و بررسی و بی توجه به منبع آن، مطالب را خوانده یا نخوانده بازنشر کرده و بدون لحظه ای تامل و ظرف چند ثانیه، آنها را به افراد و یا گروه های دیگر ارسال می کنند.

در این میان برخی هم از خواندن این مطالب و جملات قصار ابراز رضایت کرده و با تایید آن فاتحه ای هم نثار بزرگی که به نقل از وی، مطلبی منتشر شده می کنند.

اخیرا یک مثنوی منتسب به جلال‌الدین محمد بلخی (مولانا) از شاعران به نام و پارسی گوی ایران در فضای مجازی با موضوع دین منتشر شده که وزن آن با اشعار مولوی همخوانی دارد و از وی نیست. به نظر می رسد، رندی قصد داشته نظر ضد دینی خود را به نام این شاعر برجسته ابراز کند؛ کاری که علاوه بر ارائه چهره ای نادرست از دین، از محبوبیت مولوی شاعر مسلمانی که اشعار وی تاثیر زیادی در منطقه هند، پاکستان، ترکیه و آسیای میانه داشته، می کاهد.

 

** نشر مطالب غیرواقعی آفتی بزرگ است

شاعر آیینی کشور در این باره به خبرنگار فرهنگی ایرنا، می گوید: برخی افراد اشعار سست و ضعیف خود را به نام بزرگان ادبی و چهره های فرهنگی ثبت و در فضای مجازی منتشر می کنند؛ این مساله یک آفت جدی برای فرهنگ و ادبیات کشور شده است که روز به روز هم بر دامنه آن افزوده می شود.

رضا اسماعیلی با بیان این که این افراد چند هدف را از این کار خود دنبال می کنند، می افزاید: نشر و اشاعه باورها و آموزه های غیردینی یکی از این اهداف است که فرد در آن سعی می کند - به دلیل نداشتن جرات در بیان – خود را  پشت بزرگان ادبی پنهان کند و

عقاید خود را به بزرگانی چون حافظ و سعدی نسبت دهد تا از بازخواست و مجازات در امان بماند.

وی هدف دوم از این کار را کسب شهرت دانسته و ادامه می دهد: برخی فرصت طلبان تشنه شهرت که دوست دارند ره صدساله را یک شبه طی کرده و وجهه ای مناسب کسب کنند، اشعار سست و ضعیف خود را که سرشار از غلط های املایی و اختلالات وزنی است به نام بزرگان ثبت می کنند تا نام و آوازه ای بر هم زنند، غافل از این که فرهیختگان ادبی ، شاعران و نویسندگان اصیل، به راحتی می توانند به جعلی بودن آنها پی ببرند.

شاعر مجموعه شعر«این مریم همیشه» می گوید: شاید این افراد بتوانند برخی را که با ادبیات و فرهنگ کشور زیاد آشنا و مانوس نیستند فریب دهند، اما حنای آنها برای اهل ادب و فرهنگ رنگی ندارد.

اسماعیلی هدف دیگر از انتشار مطالب دروغ و منتسب به بزرگان علم و ادب در فضای مجازی را به سخره گرفتن مردم دانست و افزود: این افراد با این کار چنین القا می کنند که مردمی که ادعای فرهیختگی و شعردوستی دارند، با شاعران خود بیگانه و با ادبیات و شعر نامانوس هستند.

این شاعر آیینی کشور وظیفه مردم بخصوص شاعران و اهالی ادب را در این عرصه سنگین دانست و افزود: باید برای جلوگیری از ادامه این کار و فعالیت این جریان، آگاهانه در فضای مجازی حضور یافته و هر مطلبی که به نام بزرگان ادبی ثبت می شود را قبل از تحقیق و اطلاع از صحت و سقم آن، به اشتراک نگذاریم.

 

** بی تفاوت نباشیم

نویسنده « ملکوت کلمات » یادآوری می کند: درصورتی که در کانال ها و شبکه های اجتماعی عضو و شاهد بازنشر چنین مطالبی هستیم باید به فرهنگ و ادب فارسی تعصب نشان داده و بلافاصله روشنگری کنیم. منفعل نبودن و ابراز واکنش و عکس العمل مناسب، این افراد مغرض را ناامید خواهد کرد.

به گفته اسماعیلی، گاهی برخی مطالب و اشعار صرفا به دلیل زیبایی مضمون آن بازنشر می شود، در حالی که فاقد آرایه های ادبی و وزن و قافیه مناسب هستند.

وی با بیان این که اخیرا شعری منتسب به قیصر امین پور نویسنده و شاعر فقید معاصر در فضای مجازی منتشر شد که دارای اختلالات وزنی و قافیه ای معیوب بود، خاطرنشان کرد: برخی این مطلب را با عنوان شعری از قیصر که تاکنون منتشر نشده، در شبکه های مجازی دست به دست کردند، بدون این که تحقیق کنند سبک آن به شیوه و طرز ادبی قیصر نزدیک است یا خیر؟

اسماعیلی گفت: پس از درگذشت سیمین بهبهانی غزل سرای معاصر نیز برخی به تقلید از سبک وی، غزل هایی گفته و به نقل از بهبهانی آنها را در فضای مجازی منتشر کردند، در حالی که هیچ قرابتی با آثار این شاعره نداشت، اما بعدها مشخص شد، اشعار مربوط به فردی دیگر است.

 

اسماعیلی ادامه داد: این اتفاق اغلب به خاطر بی اطلاعی از سوی کاربران فضای مجازی رخ می دهد. در حالی که ضرورت دارد نسبت به موضوع حساس بوده، آگاهانه در این زمینه برخورد کنیم و از حالت بی تفاوتی و انفعال خارج شویم.

 

** انتساب مطالب به بزرگان دینی گناه است

مولف کتاب«رفتارشناسی ادبی و شعر مفهومی» با بیان این که در برخی موارد شاهد انتشار اخبار و احادیث جعلی منتسب به امام معصوم هستیم، افزود: این کار نیز دروغ و گناهی بزرگ است که می تواند افراد را از هویت دینی خود دور کند.

این شاعر آیینی تاکید کرد: در فضای مجازی فاقد تفکر نقادانه هستیم، در حالی که لازم است با آگاهی و احساس مسئولیت، به نشر و اشاعه خرافات و آموزه هایی که هیچ نسبتی با باورهای دینی ندارد، واکنش نشان دهیم. در غیر این صورت دچار نابسامانی و شلختگی فرهنگی خواهیم شد.

 

خبرگزاری ایرنا، یکشنبه 27 خرداد 1397

http://www.irna.ir/fa/News/82944779

هنرمندان باید گفتمان مقاومت و خودباوری را تقویت کنند

_______________________________________________________________________

 

 

 

رضا اسماعیلی معتقد است برای دستیابی به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هنرمندان رسالت سنگینی دارند و باید گفتمان مقاومت و پایداری و خودباوری را در جامعه تقویت کنند.

رضا اسماعیلی شاعر در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره سخنان اخیر معظم رهبری در مورد حمایت از توان موشکی و انرژی صلح آمیز هسته‌ای گفت: یکی از مولفه‌های قدرت هر کشور، اقتدار نظامی است. کشوری که از اقتدار نظامی برخوردار نباشد، همواره مورد تهدید و طمع دشمنان قرار می‌گیرد. نکته دیگر این‌که تقویت توان نظامی نیاز به مجوز ندارد. ملت سربلند ایران نیز برای دفاع از خود از هیچ احدی اجازه نمی گیرد.

وی افزود: اگر ما در این زمینه عقب‌نشینی کنیم، نسل آینده ما را نخواهد بخشید. برای حفظ استقلال، آزادی و عزت ملت ایران باید به دنبال برتری علمی در جهان باشیم. برخورداری از دانش هسته‌ای حق ملت ایران است. قدرت اقتصادی و سیاسی ما نیز وابسته به اقتدار علمی است. بنابراین باید روی مواضع برحق خودمان مبنی بر دستیابی به دانش هسته‌ای برای استفاده صلح آمیز بایستیم.

این شاعر با اشاره به نقش هنر و هنرمندان در حمایت از توان موشکی کشور گفت: برای دستیابی به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هنرمندان رسالت سنگینی دارند. هنرمندان باید گفتمان مقاومت و پایداری و خودباوری را در جامعه تقویت کنند. گفتمانی که مبتنی بر حق خواهی و ظلم‌ستیزی باشد. ما امروز به هنر مقاومت بیش از گذشته نیاز داریم. تنها با زبان هنر می‌توان جامعه را در مسیر آرمان‌خواهی هدایت کرد. نباید از قدرت هنر غافل شد. برای اقناع افکار عمومی جهان در مورد صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران همه هنرمندان باید بسیج شوند.

اسماعیلی درباره حفظ امنیت کشور با توان موشکی گفت: تقویت توان موشکی نقش بازدارندگی دارد. وقتی ضعیف باشیم، بی‌تردید دشمن به ما حمله می‌کند. ولی وقتی دشمن ما را در موضع قدرت ببیند، فکر تجاوز و حمله نظامی را از سرش بیرون می‌کند. البته در کنار تقویت توان موشکی باید با مردم جهان هم تعامل سازنده داشته باشیم و به روشنگری بپردازیم. اگر افکار عمومی جهان علیه ما بسیج شود، ما در موضع ضعف قرار می‌گیریم.

وی در پایان گفت: باید با صدای بلند به مردم جهان بگوییم که ایران کشوری صلح‌طلب است و قدرت موشکی را برای استفاده صلح آمیز می‌خواهد. رسانه‌های استکباری، امروز علیه جمهوری اسلامی بسیج شده‌اند تا با شست‌وشوی مغزی مردم جهان، ایران را خطری برای صلح جهانی معرفی کنند. در این زمینه هم باید هوشمندانه با این توطئه مقابله کنیم.

خبرگزاری مهر، جمعه 25 خرداد 1397
https://www.mehrnews.com/news/4319597/

خلق اثر بر مبنای کتاب‌های فاخر، ‌اقدامی مبتکرانه است

_________________________________________________________________________________

شاعر و نویسنده حوزه دفاع مقدس:

خلق اثر بر مبنای کتاب‌های فاخر، ‌اقدامی مبتکرانه است

 

رضا اسماعیلی

رضا اسماعیلی با اشاره به محوریت سه کتاب «دختر شینا»، «گلستان یازدهم» و «راز درخت کاج» در دومین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس، گفت: معرفی کتاب‌های ارزشمند و هدایت جامعه ادبی برای خلق اثر بر مبنای آن، اقدامی مبتکرانه و خلاقانه است.

رضا اسماعیلی شاعر و نویسنده حوزه دفاع مقدس در گفتگو با روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور پیرامون ضرورت برگزاری برنامه هایی مانند کنگره شعر دفاع مقدس برای تقویت گفتمان دفاع مقدس گفت: ادبیات پایداری همچون سایر گونه‌های ادبی برای ادامه حیات و وصول به بالندگی نیازمند توجه و سرمایه‌گذاری است؛ برماست که بسترها و زمینه‌های ایجاد انگیزه در اهالی قلم را فراهم آوریم تا با پویایی وارد این عرصه شده و به خلق و آفرینش آثار ادبی فاخر دست یابند. یکی از راهکارهای مؤثر در این حوزه برگزاری کنگره‌های شعر دفاع مقدس است؛ در طول سال‌های گذشته کنگره شعر دفاع مقدس، یکی از برنامه‌های شاخص ادبی بود و سالانه شعرایی که به این عرصه تعلق‌خاطر داشتند خود را برای حضور در این کنگره آماده می‌کردند؛ علاوه بر این، تعامل و به اشتراک‌گذاری تجارب شاعران در جریان برگزاری کنگره سبب می‌شد ادبیات و به‌ویژه شعر دفاع مقدس پیوسته در حال نوزایی و کشف افق‌های جدیدتر باشد و آثار فاخری در این عرصه عرضه شود؛ با ایجاد وقفه چندساله در مسیر برگزاری کنگره و عدم جایگزینی آن با برنامه‌های شایسته، نسل جوان شاعران که با فضای جنگ و دفاع مقدس از نزدیک آشنایی نداشتند، به این حوزه کم‌توجه شده و توانمندی‌های ادبی خود را مصروف سایر حوزه‌ها همچون شعر اجتماعی، آیینی، عاشقانه و ... کردند. علاوه بر این، آفتی در ادبیات انقلاب ایجاد شد و بسیاری از شاعران شعر آیینی تنها به خلق اثر در خصوص اهل‌بیت (ع) پرداختند؛ درحالی‌که شعر آیینی باید با شعر دفاع مقدس و شعر انقلاب پیوند یابد؛ چراکه حلقه‌های مکمل یکدیگرند. به‌این‌ترتیب مضامین ناب موجود در اشعار دفاع مقدس و شعر انقلاب به حاشیه رفت و دچار فراموشی شد. بنابراین سیاست‌گذاران و مسئولین فرهنگی جامعه باید به این نکته توجه کنند که برای بالندگی و زایندگی بیشتر ادبیات دفاع مقدس باید برنامه و نقشه راه ترسیم کرد.

وی تصریح کرد: برگزاری کنگره‌های شعر دفاع مقدس، کارگاه‌های نقد و آسیب‌شناسی ادبیات دفاع مقدس، ‌اعزام کاروان‌هایی از شعرای دفاع مقدس به کشورهایی چون لبنان، ‌سوریه، عراق،‌ یمن و ارتباط با شاعران پایداری جهان برکات بسیاری برای ادبیات دفاع مقدس ما خواهد داشت. ما باید به دنبال برگزاری کنگره‌هایی با ابعاد جهانی باشیم؛ چراکه شعر دفاع مقدسِ امروز با ادبیات پایداری جهان پیوند یافته است و ما باید الفبایی مشترک برای هم‌زبانی و همدلی با شعرای مقاومت جهان بیابیم که لازمه این امر توجه و سرمایه‌گذاری بیش‌ازپیش در این حوزه است. به‌این‌ترتیب می‌توان امید داشت که در سال‌های آتی گردوغبار فراموشی از ادبیات دفاع مقدس پاک شود و شاعران نسل امروز برای قلم‌فرسایی و خلق آثاری ارزشمند در این حوزه انگیزه کافی پیدا کنند.

اسماعیلی با تأکید بر نفوذ و تأثیر زبان شعر در انتقال فرهنگ دفاع مقدس، ‌اظهار داشت: یکی از اهداف برگزاری جشنواره‌های دفاع مقدس، فرهنگ‌سازی است؛ درواقع ما از شاعران این حوزه می‌خواهیم کاستی‌ها و برجستگی‌های این عرصه را شناسایی کنند و با توجه به نیاز جامعه اثری خلق کنند که پاسخگوی مطالبات امروز باشد؛ هرچند امروز دفاع مقدس به پایان رسیده اما مردم جامعه ما هنوز هم آثار جنگ را در زندگی خود می‌بینند؛ خانواده‌های شهدا و جانبازان، ‌یادگاران دوران دفاع مقدس، امروز با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند و ما باید با فرهنگ‌سازی در این عرصه و برگزاری کنگره‌هایی هدفمند در جهت رفع این مسائل گام برداریم؛ با شناسایی نیازها و هدایت جامعه ادبی کشور برای خلق اثر در جهت رفع نیاز، باید از کلی‌گویی و بیانی توصیفی و احساسی دوری کنیم؛ شاعران باید به نیازهای امروز خانواده‌های شهدا اهتمام داشته، زبان حال آنان باشند و مشکلات را در قالب شعر تصویر کنند.

وی با اشاره به محوریت سه کتاب «دختر شینا»، «گلستان یازدهم» و «راز درخت کاج» در دومین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس، بیان کرد: در سال‌های اخیر در حوزه ادبیات داستانی آثار فاخری با موضوع دفاع مقدس تولید شده است؛ این امر نشان می‌دهد اگر در حوزه دفاع مقدس هدفمند حرکت کنیم، به سراغ کسانی می‌رویم که دغدغه حل مسئله دارند و به دنبال کتابسازی نیستند؛ خوشبختانه در سال‌های اخیر، در حوزه ادبیات داستانی این اتفاق رخ داد و آثار ارزشمندی در حوزه خاطره نگاری، زندگینامه و ... خلق و مورد استقبال قرار گرفت. معرفی کتاب‌های ارزشمند با موضوع دفاع مقدس و هدایت جامعه ادبی برای خلق اثر بر مبنای مضامین این کتاب‌ها، اقدامی مبتکرانه و خلاقانه است؛ به‌این‌ترتیب ما از جشنواره‌زدگی و تکرار فاصله گرفته و هدفمند پیش می‌رویم.

وی تصریح کرد: وقتی کتابی که تازه منتشر شده و مضامین آن مورد استقبال جامعه قرار گرفته مبنای خلق اثر می‌شود، طبیعتاً از کلی‌گویی، بیان حرف‌های تکراری، عادت و تقلید فاصله گرفته و حرفی نو برای گفتن خواهیم داشت؛ بنابراین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس که امسال برای دومین بار برگزار می‌شود،‌ نقطه عطفی در حوزه ادبیات دفاع مقدس محسوب شده و جامعه ادبی ما از رخوت و رکود نجات داده و به خلق اثر با خلاقیت و هوشمندی وامی‌دارد. بنده به‌نوبه خود از بانیان برگزاری این کنگره تقدیر می‌کنم؛ امید است هرساله شاهد اتفاقاتی مبارک و خجسته در این زمینه باشیم.

 

پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ 

http://www.iranpl.ir/news/10132/

يك شاعر، كنگره شعر دفاع مقدس را چطور مي بيند؟

___________________________________________________________________________________

اقدامی مبتكرانه

يك شاعر، «كنگره شعر کتاب دفاع مقدس» را چطور مي بيند؟

 

 «دومين کنگره شعر کتاب دفاع مقدس» که بر مبناي سه کتاب برپا مي شود، از نگاه رضا اسماعيلي اقدامي مبتکرانه محسوب مي شود؛ چرا که جامعه ادبي را به سمت خلق آثاري بر مبناي کتاب هاي فاخر هدايت مي کند.
    اين نويسنده و شاعر دفاع مقدس، بر اين عقيده است که ادبيات پايداري همچون ساير گونه هاي ادبي، براي ادامه حيات و بالندگي نيازمند توجه و سرمايه گذاري است و بايد بسترها و زمينه هاي ايجاد انگيزه در اهالي قلم را فراهم آورد تا پوياتر از هميشه وارد عرصه شود. او برپايي کنگره شعر کتاب دفاع مقدس را از راهکارهاي موثر در همين زمينه مي داند و يکي از برنامه هاي شاخص ادبي در این حوزه.

    اسماعيلي در ابتدا با گریزی به کنگره شعر دفاع مقدس مي گويد: تعامل و به اشتراک گذاري تجارب شاعران در جريان برگزاري کنگره سبب مي شد ادبيات و به ويژه شعر دفاع مقدس پيوسته در حال نوزايي و کشف افق هاي جديدتر باشد و آثار فاخري در اين عرصه عرضه شود. اما وقفه چند ساله در برگزاري اين کنگره، سبب شد نسل جوان شاعران که با فضاي جنگ و دفاع مقدس از نزديک آشنايي نداشتند، به اين حوزه کم توجه شده و توانمندي هاي ادبي خود را مصروف ساير حوزه ها همچون شعر اجتماعي، آييني، عاشقانه و ... کنند.

    در نگاه رضا اسماعيلي شعر آييني هم بايد با شعر دفاع مقدس و شعر انقلاب پيوند يابد چرا که حلقه هاي مکمل يکديگرند و لازم است سياست گذاران و مسئولين فرهنگي جامعه به اين نکته توجه کنند که براي بالندگي و زايندگي بيشتر ادبيات دفاع مقدس بايد برنامه و نقشه راه ترسيم کرد.

    به اعتقاد اسماعيلي، برکات برگزاری کنگره شعر کتاب دفاع مقدس بسيار است و بايد به مرور زمينه را براي برگزاري کنگره هايي با ابعاد جهاني فراهم کرد، چراکه شعر دفاع مقدسِ امروز با ادبيات پايداري جهان پيوند يافته است و مي توان الفبايي مشترک براي هم زباني و همدلي با شعراي مقاومت جهان پيدا کرد.
    اين شاعر اميدوار است که که در سال هاي آتي گرد و غبار فراموشي از ادبيات دفاع مقدس پاک شود و شاعران نسل امروز براي قلم فرسايي و خلق آثاري ارزشمند در اين حوزه انگيزه کافي پيدا کنند.
    
    
   
روزنامه جام جم، شماره 5124 به تاريخ 20/3/97، صفحه 8 (ادبيات و هنر)

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3755353

شاعران انقلاب: حسین اسرافیلی

 

از تولد در میدان تا «باران آرزوها را خیس می کند»

     به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، رضا اسماعیلی (شاعر و پژوهشگر ادبی) در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده ، به تبیین شخصیت ادبی و ویژگی های شعری شاعر پیشکسوت انقلاب، دفاع مقدس و ادب آیینی حسین اسرافیلی پرداخته است. این یادداشت به شرح زیر می باشد:

1

     تاثیر انقلاب اسلامی بر شعر و ادبیات معاصر از زوایای گوناگون قابل بررسی است که امروز بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی باید توسط ادیبان و محققان مورد بررسی جدی و عالمانه قرار گیرد.

     بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بی گمان زمان آن رسیده است که پژوهشگران و منتقدان ادبی دایره این تاثیرگذاری را - که یکی از عمده ترین آنها تغییر لهجه شعر و ادبیات از انفعال به انقلاب بود - در ذهن و زبان شاعران معاصر مورد واکاوی و بررسی جدی قرار دهند تا از رهگذر چنین تاملاتی سیمای تمام رخ اين ر‌ُخداد شگفت تاريخي – با ذکر تمام جزییات و ابعاد – در چشم آیندگان به تماشا گذاشته شود .

     بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شاعران انقلاب همچون مُصلحان اجتماعی، ندای «بازگشت به خویستن» را سر دادند و برای رسیدن به قاف کمال «هنر موعود» به سیر و سلوکی عارفانه و کشف و شهودی عاشقانه دل سپردند. چرا که بر این اعتقاد و باور بودند که به جای دمیدن در تنور«هنر برای هنر»، باید در جاده های روشن شعر و ادبیات موعود گام بردارند. هنر و ادبیاتی که خلاف آمد عادت است و رسیدن به گونه ای از اجتهاد و بصیرت، گریز از گردونه دور و تسلسل،«باری به هر جهت» و «روزمره گی» است و گام زدن در عرصه های نوزایش، کشف و آفرینش و گریز از دایره رخوت و رکود و سکون. از این منظر می توان گفت که «شعر انقلاب» شعری معنا بنیاد و مفهوم محور با اصول زیبا شناختی نشات گرفته از آموزه های الهی و انسانی است.

     انقلاب اسلامی، شعر را از ورطه افراط و تفریط رهانید و به دایره سلامت و اعتدال هدایت کرد. به عبارت ساده تر، انقلاب اسلامی خلاقیت و نو آوری در حوزه شعر را در مسیری منطقی و معقول هدایت کرد و با پیوند شعر نو و سنتی به ترمیم گسست ایجاد شده در نسل های ادبی پرداخت که نتیجه این پیوند خجسته، تجدید حیات و احیای قالب های ادبی با بهره گیری از قابلیت های نیمایی بود که این رویکرد هوشمندانه تا حدود زیادی به بحث و جدل های تکراری میان شاعران نوپرداز و سنتی پایان داد و بین شاعران معاصر همدلی و همزبانی ایجاد کرد. از این منظر می توان گفت که شعر انقلاب اسلامی، ادامه منطقی سیر تکوینی و روند تکاملی ادبیات پارسی ست و شاعران انقلاب، فرزندان خلف شاعران بزرگی همچون عطار، مولانا، فردوسی، سعدی و حافظ.

     دیگر این که انقلاب اسلامی شعر را از دایره بسته مخاطبان خاص بیرون کشید و به متن جامعه وارد کرد. در واقع انقلاب شعر را از انحصار نحله های ادبی کاذب آزاد کرد و با دمیدن روح معنویت در کالبد شعر، مردم را دوباره با شعر آشتی داد. از همین رو می توان گفت که شعر انقلاب روایت گویای مظلومیت، معصومیت و عصیان انسان معاصر در برابر زشتی ها و پلشتی هاست. شعری خدامحور، مخاطب اندیش، ظلم ستیز و عدالت مدار.

2

     آنان که از آغاز تا به امروز با قافله شعر و ادبیات انقلاب اسلامی همراه بوده اند، به خوبی می‌دانند که نام «حسین اسرافیلی» با غزل و چارپاره حماسی پیوندی ناگسستنی دارد، چنانچه اگر بخواهیم فهرستی از نام چارپاره سرایان موفق انقلاب تهیه کنیم، نام روشن این شاعر حماسی یکی از نام‌هایی است که باید در این لیست قرار بگیرد.

     اسرافیلی از شاعران پیشکسوت، تاثيرگذار و نام‌آور نسل اول انقلاب است که برای ایفای رسالت انسانی و اجتماعی خویش، پا به وادي ادبيات گذاشت و با خلق آثاري ارزشمند، شجره طيبه شعر انقلاب اسلامي را بارور كرد. بسیاری از ادب دوستان او را با مجموعه شعر «تولد در میدان» می شناسند که چاپ این مجموعه در زمان خود حادثه ای خجسته در شعر بود. بدون اغراق بايد گفت كه صلابت و حلاوت بسياري از شعرهاي اين دفتر كه در سال‌هاي آغازين انقلاب و در طول دوران پرافتخار دفاع مقدس سروده شده‌اند، در ذايقة بسياري از خوانندگان مشتاق و جدي ادبيات معاصر هنوز هم باقي مانده است.

     اسرافیلی با «تولد در میدان» متولد شد و نام روشن خود را در دفتر شعر انقلاب اسلامی به ثبت رساند و تا به امروز نیز در این میدان حضوری فعال و تاثیرگذار داشته است. آخرین اثر او نیز مجموعه شعری ست با عنوان «باران آرزوها را خیس می کند» که در بر دارنده سپید سروده های کوتاه اوست. این کتاب در سال 1393 چاپ و منتشر شده است.

     وی از شاعرانی ست که ضمن اعتقاد به ضرورت خطر كردن براي آفرينش ادبي و با التزام به نوآوري، به اين نكته نيز توجه داشته است كه بايد در مسير اعتدال گام بردارد و با حفظ اصول و قواعد به اين مهم بپردازد تا در چاه و چاله بازي‌هاي لفظي، صوري و تكنيكي سقوط نكند، زيرا او  بر اين اعتقاد است كه شعر بايد پلي براي ايجاد ارتباط صميمي با مخاطب باشد و اين مهم هيچ ‌گاه با دميدن در تنور الفاظ مطنطن حاصل نمي‌شود، بلكه با دميدن روح عشق و صداقت و تعهد در كالبد همين واژه‌هاي معمولي به دست مي‌آيد:

بی شیهه ی کلمات

شهرها

میدان خاموش جنگ اند

با نعش های بی حرکت

و نیزه های شکسته

( باران آرزوها را خیس می کند، ص 81.)

3

     زبان اسرافیلی در غزل‌، زباني سالم، منسجم و استوار، عاري از هرگونه غموض، تصنع و تكلف و پيراسته از كسره‌هاي اضافي و يا وصفي سهل‌انگارانه و تركيب‌سازي‌هاي «جدول ـ ضربي» است كه در برهه‌أي از تاريخ ادبيات بعد از انقلاب، سخت باب شده بود. طراوت و دلنشيني اين غزل‌ها تا حدود زيادي مرهون پيوند مبارك قابليت‌هاي موسيقيايي و فني غزل كهن با مؤلفه‌هاي زباني سبك نيمايي است كه محصول اين پيوند در ذهن و زبان اسرافیلی و اكثر شاعران بعد از انقلاب، زايش غزل‌هايي است كه اصطلاحاً به آن «نو كلاسيك» يا غزل مدرن مي‌گويند :

منزلت افتاد اگر در کوچه تا مهتاب ها

می توان دیدن تو را، چون موج ها در آب ها

عشق، همسویی ندارد با هوس، بیدار باش

رنگ دریا می نماید خفته را، مرداب ها

در کدامین کهکشان مأوا گرفتی، کاین چنین

می خورد برهم نظام رمل و اسطرلاب ها

منزل آن جان قدسی، محبس این خاک نیست

کی نشیند آفتابی در حصار قاب ها؟

عاشقان با حلقه خونین، رقص بسمل می کنند

خون دل می ریزد این جا، ناله ی مضراب ها

موج این دریا فریبت می دهد، ای دل ،حذر

نوح این جا می شود بازیچه ی گرداب ها

بیم ویرانی ست از باران گریه، دیده را

خانه ویران می شود آری، پس از سیلاب ها!

(رد پای صدا، صص 177 و 178.)

4

     چارپاره یا «دوبیتی پیوسته» از قالب های جوان دوزیستی ست که همواره در سایه به حیات خود ادامه داده است. دوزیست به این معنا که به اعتبار برخورداری از وزن عروضی و مُقفّا بودن، باید آن را قالبی سنتی به شمار آورد، ولی از منظر جوان بودن و لهجه «وصفی – روایی» می توان آن را همسایه قالب های مدرن و امروزین شعر پارسی قلمداد کرد. از زمان تولد این قالب ادبی تا به امروز، استقبال شاعران کودک و نوجوان از آن بیش از دیگر شاعران بوده است. کوتاهی و روانی وزن، و بیان وصفی – روایی یقینا در این استقبال بی تاثیر نبوده است. چنان که بعضی قالب چارپاره را قالب انحصاری شعر کودک و نوجوان می نامند که البته این گونه نیست.

     بعد از انقلاب شاعرانی که در این عرصه خوش درخشیده اند و تا حدودی به چارپاره سرایی شهره شده اند، انگشت شمارند. حسین اسرافیلی، یوسفعلی میرشکاک، ساعد باقری و احمد عزیزی در شمار این شاعرانند. نام حمید سبزواری را نیز می توان - با تساهل و تسامح - به این لیست افزود، زیرا وی نیز علی رغم این که بیش تر به قصیده سرایی معروف است، در شمار شاعرانی ست که پیش از انقلاب – در دهه های 40 و 50 – بسیاری از آثار خود را در قالب چارپاره عرضه کرده است که پرداختن به آن حال و مجالی دیگر می طلبد.

حسین اسرافیلی به اعتبار چارپاره هایی که در مجموعه آثار خود چاپ و منتشر کرده است، از شاعرانی ست که باید بر نقش  و تاثیرش در احیای «چارپاره» سرایی بعد از انقلاب تاکید کرد. تاملی در چارپاره های او در مجموعه شعر «رد پای صدا»، نشانگر این نکته است که لحن و لهجه چارپاره هایش -علی رغم چارپاره های پیش از انقلاب که رمانتیک و احساسی بود - حماسی و برانگیزاننده است. در آیینه این چارپاره ها می توان سیمای باشکوه راست قامتان جاودانه تاریخ و حماسه آفرینان هشت فصل عشق را به خوبی به نظاره نشست:

من و تو از حصار آمده ایم          

پای مان زخمی دویدن هاست

نعش ها دیده ایم بر سر نی          

چشم مان، شرمناک دیدن هاست

*****

شیهه در شیهه، اسب در میدان

یال گسترده تا کرانه دور

پشت زینش، سوار سبزقبا

چشم بر چشمه های روشن نور

(رد پای صدا، صص 147.)

5

     شعر شاعران نسل اول و دوم انقلاب که در فضای انقلاب و سال‌های دفاع مقدس بالیده بودند، هرچند پیشانی نوشت «شعر آیینی» را نداشت، ولی به معنای واقعی کلمه - هم در صورت و هم در سیرت - شعر آیینی بود؛ ولی بسیاری از شعرها که این روزها عنوان شعر آیینی را بر پیشانی خود دارند، به خاطر کژتابی‌های مضمونی و اعتقادی، نه تنها شعر آیینی نیستند، بلکه به نوعی در مسیری مخالف با روح دین و آیین حرکت می‌کنند!

     وجه تمایز شاعران نسل اول و دوم انقلاب - که استاد حسین اسرافیلی نیز در شمار آنهاست - با بعضی از شاعران نسل امروز در کیفیت سلوک دینی آنان است. شاعران نسل اول و دوم انقلاب به خاطر درک حضور عالمان و عارفان کامل و عاملی چون امام(ره) و شاگردی در مکتب انسان‌ساز اسلام‌اندیشان فرهیخته‌ای چون استاد مطهری‌ها، طالقانی‌ها، بهشتی‌ها، مفتح‌ها، شریعتی‌ها، جلال آل احمدها و ... از صورت دین به سیرت دین راه یافته و حقیقت محمدی(ص) را دریافته بودند. در سینه آنان محبت اهل بیت(علیهم السلام) بالی برای پریدن به ملکوت معرفت دینی بود، ولی متأسفانه امروز بسیاری از ما در منزل «محبت» متوقف مانده‌ایم و گامی در مسیر صعود به ملکوت معرفت و حکمت دینی بر نداشته‌ایم. به خاطر همین نقیصه است که از جان و جهان بسیاری از شعرهای آیینی امروز ما بوی کفر و شرک به مشام می‌رسد و رفته رفته شعر آیینی ما دارد به شعری «ضد آیینی» تبدیل می‌شود.

     با تاملی اجمالی در شعرهای دینی و آیینی اسرافیلی به راحتی می توان فهمید که ارجمندی این آیینی سروده ها به خاطر رسالت و اصالتی ست که شاعر از حقیقت، سیرت و باطن دین به ارث برده است. این رسالت و اصالت مکتبی در آیینه غزل زیر به خوبی متجلی شده است:

به دنبال تو می گردم نمی یابم نشانت را

بگو باید کجا جویم مدار کهکشانت را

تمام جاده را رفتم ، غباری از سواری نیست

بیابان تا بیابان جسته ام رد  نشانت را

نگاهم مثل طفلان، زیر باران خیره شد بر ابر

ببیند تا مگر در آسمان رنگین  کمانت  را

کهن شد انتظار اما به شوقی تازه ، بال افشان

تمام جسم و جان لب شد که بوسد آستانت را

کرامت گر کنی این قطره ی ناچیز را شاید

که چون ابری بگردم کوچه های آسمانت را

الا ای آخرین طوفان ! بپیـچ از شرق آدینه

که دریا بوسه بنشاند لب آتش نشانت را

    اسرافیلی به ادب و آداب شعر دینی و آیینی پایبند است و خوب می داند که حوزه شعر آیینی جای خیال‌پردازی‌های شاعرانه صرف نیست . او به این دقیقه واقف است که در این ساحت مقدس نباید زمام اختیار خویش را تنها به دست خیال وحشی بسپارد، بلکه  باید با مَرکب خیال تا جایی پیش برود كه به بیان واقعه و ترسیم سیمای اصیل و روشن بزرگان دینی كمك كند.

6

     هر چند این نوشتار به پايان رسيد، ولي نيك مي‌دانم كه هنوز ناگفته‌هاي فراواني در مورد اشعار و آثار اسرافیلی عزیز وجود دارد كه اميدوارم ديگر پژوهشگران، با فرصتي فراخ‌تر به آن بپردازند. قصد و نيت اصلي من از قلمي كردن اين سطور، فقط و فقط عرض ادب و ارادت به محضر این شاعر فهیم و فرهیخته بود.

      به هر روی، تکریم و تجلیل از حسین اسرافیلی که از شاعران نجیب و نام آور انقلاب اسلامی ست، در زمانه ای که اصحاب فکر و فرهنگ - به هزار و یک دلیل - همچنان در مظلومیت و مهجوریت به سر می برند، بزرگداشت ادب و اخلاق و کرامت های انسانی ست. شايسته است با سلامي دوباره به اين حماسی سرای جان آگاه و روشن اندیش، و به نشانۀ سپاس و عرض ارادت، خاتمۀ اين گفتار را به یک رباعی زيبای عاشورایی از او مُزين كنم. با آرزوي شكوفايي و درخشش بيشتر برای او:

هر چند که آن عَلم به زیر آمده بود

خورشید، برابرش حقیر آمده بود

تا چشمه فیض خیمه های عطشان

دریا به طلب، چنان کویر آمده بود

 

به انگیزه دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب

_______________________________________________________________________


دیدار شاعران با رهبری؛ همایشی باشکوه و بی‌بدیل

رضا اسماعيلی، شاعر آیینی کشور که در دیدار سالانه شاعران در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور داشت، در یادداشتی به تحلیل این دیدار باشکوه پرداخته است.

پایگاه خبری حوزه هنری - رضا اسماعيلی: ديدار سالانه رهبر اديب انقلاب با شاعران، يکی از بزرگ‌ترين اتفاقات ادبی سال های پس از انقلاب و همایشی باشکوه و بی‌بدیل است که تاکنون آن‌گونه که شايسته و بايسته است مورد تحليل و واکاوی قرار نگرفته است. از همين رو، جا دارد که صاحب‌نظران و پژوهشگران اين حوزه، با بازخواني و واکاوی بيانات راهگشای رهبر انقلاب در اين ديدارها، به تبيين چيستی و هستی شعر انقلاب اسلامی و احصاء مولفه‌های آن بپردازند.

 

سال‌های بی‌مضمونی

با پايان يافتن دوران دفاع مقدس، شعر انقلاب به ناگهان دچار خلا مضمونی بزرگي شد و شاعران انقلاب که تا پيش از اين در سايه سار امن شعر «دفاع مقدس» روزگار می گذراندند و با الهام از حماسه آفرينی های رزمندگان جان بر کف اسلام مضاميني چون «ايثار» و «شهادت» را به مدد طبع سرشار خويش به نظم مي کشيدند، به يک باره در خلا بی مضمونی گرفتار آمدند و تا مدتي از راه بازماندند.

با فاصله گرفتن از سال های مضمون آفرين و پرحماسه دفاع مقدس، شعر انقلاب به رکودی نگران کننده دچار شد و نسل پرشور شاعران انقلاب نيز در برزخ بي مضموني هر يک به راهي متمايل شدند. گروهي به سمت شعر ديني و آييني حرکت کردند، عده ای به عاشقانه سرايي رو آوردند، و جمعي نيز با اقتدا به بعضي از شاعران موج زده و تجددگرای قبل از انقلاب، به سمت فرماليسم محض و نحله گرايي ادبي کشيده شدند.

در چنين شرايطي که کشتي شعر انقلاب در موج خيز بحران هاي ساختاری و مضموني هر روز به سمت و سويي خيز برمي داشت، رهبر فرزانه انقلاب با درک اين دقيقه، در ديدارهاي سالانه با شاعران انقلاب، با رهنمودهاي راهبردی خويش اين کشتي توفان زده را به ساحل امن و امان «حقيقت کيشی» و «رسالت انديشی» هدايت کردند.

 

شعر انقلاب باید «گفتمان‌سازی» کند

امسال نيز مقام معظم رهبري در ديدار با شاعران، رهنمودهاي راهبردي دقيق و عميقي را ارائه دادند که بازخواني و تامل اين رهنمودها مي تواند افق های جديدی را پيشاروی شاعران انقلاب بگشايد و زمينه زايندگي و بالندگي شعر باشکوه انقلاب اسلامي را بيش از پيش فراهم کند.

رهبر انقلاب در دیدار اخیر با شاعران با تاکید بر جریان سازی و گفتمان سازی شعر انقلاب فرمودند: «عزیزان من! شعر یکی از هنرهای اثرگذار است؛ یک خصوصیّاتی در شعر هست که در بسیاری از هنرهای دیگر نیست. خب بعضی از هنرها در بخش دیگری و به نوع دیگری خیلی اثرگذارند -مثل سینما، مثل تئاتر و از این قبیل- امّا شعر یک جور دیگری اثرگذار است. شعر بایستی جریان‌سازی بکند؛ یعنی مجموعه‌ی شاعر کشور باید جوری شعر را در فضای هنری کشور و فضای شعری کشور تنظیم بکنند و تولید بکنند و خلق بکنند و تکثیر بکنند که بتواند مسائل مهم و مورد ابتلاء کشور را گفتمان‌سازی کند و جریا‌ن‌سازی کند. فرض بفرمایید راجع به مسئله‌ی عدالت، مسئله‌ی مقاومت، مسئله‌ی اخلاق؛ ما چقدر احتیاج داریم به اخلاق معاشرتی با یکدیگر که من پریروز هم در یک جلسه‌ای اینجا با جوانها روی این تکیه کردم؛(۵) ما، هم اخلاق فردی خودمان، اخلاق شخصی خودمان بایستی تهذیب بشود و رشد و عُلو پیدا بکند، هم اخلاق معاشرتی‌مان، رفتارهایمان با مردم، مثل گذشت، مثل ایثار، مثل صداقت، مثل اُخوّت، برادری و از این چیزها. خوشبختانه در تاریخ شعر ما، در این زمینه خیلی حرف هست، خیلی اشعار عالی سروده شده و این گفتمان‌سازی باید ادامه پیدا کند؛ همچنین در زمینه‌های گوناگون که عرض کردم؛ مثل مقاومت، مثل همین مسائلی که امشب در چند شعر بود و موضوعات مهمّی بود.»

(بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با شاعران انقلاب در نیمه رمضان سال 1397)

حفظ عفت و نجابت شعر پارسی، گفتمان‌سازی و جریان‌سازی در خصوص مسائلی همچون عدالت، مقاومت و ترویج فضائل اخلاقی، پرهیز از سطحی‌نگری در اندیشه، لاابالی‌گری در عمل، وادادگی در سیاست و بی‌تفاوتی در مواجهه با دشمن، و تلاش برای برجسته کردن حکمت، جدیت و کوشش و انضباط در عمل، ژرف‌نگری در اندیشه، استحکام هویت و مجاهدت در مقابل دشمن، بهره برداری از ظرفیت ها و قابلیت های سرود و ترانه در جهت انتقال مفاهیم مورد نیاز جامعه به بهترین شکل از عمده ترین کلیدواژه های بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار امسال با شاعران بود.

 

تن‌پوش شعر انقلاب «تعهد و رسالت» است

تامل در اين کليدواژه ها ما را به اين نتيجه روشن مي رساند که مطالبه به حق ايشان از شاعران انقلاب، پيش و بيش از «چگونه گفتن»، توجه به «چه گفتن» با لحاظ مولفه هاي فني، ساختاري و زيباشناختي است. تاکيد دوباره بر اين نکته محوری که تن پوش شعر انقلاب «تعهد و رسالت» است، و اين که دغدغه «چگونه گفتن» زماني ارزشمند است که در خدمت «چه گفتن» باشد. بي هيچ شکي، يک شاعر متعهد، رياضت «چگونه گفتن» را براي «چه گفتن» به جان مي خرد، تا روش و منش اعتقادي و آرماني خويش را ترويج کند. چنين شاعری پيش و بيش از هر چيز به رسالت الهي و انساني اش مي انديشد و همچون «کميت»، «دعبل» و «فرزدق» از شعر به عنوان سنگری برای مجاهدت در راه دين و آيين و پاسداری از ارزش های الهي استفاده مي کند.

بدون ترديد اگر امروز هدف يک شاعر از سرودن شعر زبان آوری و صنعتگری به قصد تفنن و سرگرمي و يا تحريک شهوت و کسب شهرت باشد، مصداق بارز«خسر الدنيا و الاخره» خواهد بود؛ چرا که به تعبير زنده ياد «جلال آل احمد» کار هنر در اين ولايت، کار جهاد است: «اگر می خواهي با شعر، تفنن کني؛ اگر مي خواهي وقت بگذراني و اگر اين را هم وسيله اي مي داني که سری توي سرها درآوری؛ کور خوانده ای. در اين ولايت کار هنر، کار جهاد است. جهاد با بي سوادی؛ با فضل فروشي، با فرنگي مآبي؛ با تقليد؛ با دغلي؛ با نان به نرخ روز خوردن، با بلغمي مزاجي ... حالا اگر مردی، اين گوی و اين ميدان.»

جانمايه کلام امين شعر انقلاب نيز در اين دقيقه خلاصه مي شود که شاعر انقلاب کسي است که «حرفي برای گفتن» داشته باشد. از اين منظر بديهي ست شاعري که رويکردش به شعر و شاعري رويکردی تفنني و «باری به هر جهت» است، در دايره تعريف شعر انقلاب نمي گنجد.

 

ترسیم «نقشه راه» برای شعر انقلاب

شاعر انقلاب به اقتضای رسالت مقدسي که بر دوش دارد، بايد شاعری «موضع مند» باشد و در شعر خود پيش و بيش از «موضوع»، موضع خويش را مشخص کند. حق يا باطل؟ حسين(ع) يا يزيد؟ اسلام محمدی يا اسلام آمريکايي؟ زيرا اين «موضع» شاعر است که به شعر انقلاب هستي و هويت مي بخشد. جان کلام آن که رهنمودهای راهبردی رهبر فرزانه انقلاب، حکم «مانيفست» و مرام نامه شعر انقلاب اسلامي را دارد که می تواند همچون نقشه راه، شاعران را از گام نهادن و فروافتادن در بيراه ها آگاه کند و آنان را در صراط مستقيم «بيداری» به حرکت درآورد. از همين رو ضروری است که توسط اصحاب فکر و نظر و باورمندان جبهه فرهنگي انقلاب مورد واکاوی و کالبدشکافي قرار گيرد تا با فراهم کردن زمينه تحقق آنها، راه پويايي و زايايي بيش از پيش شعر انقلاب اسلامي هموارگردد.

 

پایگاه خبری حوزه هنری، شنبه 12 خرداد 1397

http://sourehonar.ir/content/news/4365/

دیدار رهبری: در محضر قافله‌سالار شعر انقلاب

___________________________________________________________________________________
 
حاشیه‌های دیدار شاعران با مقام معظم رهبری 
 
در محضر قافله‌سالار شعر انقلاب
 
 
جلسه دیدار امسال شاعران با رهبر معظم انقلاب حاشیه‌هایی داشت؛ از اجرای برنامه با دو مجری تا تشویق شاعران جوان از سوی مقام معظم رهبری.
 
 
باشگاه خبرنگاران پویا، رضا اسماعیلی:
 
در آستانه چهل سالگی انقلاب شکوهمند اسلامی و طبق روال سال های پیشین، در نیمه ماه مبارک رمضان و در شب میلاد با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع)، در فضایی صمیمی و معنوی، جمعی از شاعران با «امین» و قافله سالار شعر انقلاب دیدار کردند.
 
در میان شاعران حاضر در دیدار امسال، علاوه بر شاعران جوان و پیشکسوت، تعدادی از شاعران نام آور فارسی زبان نیز حضور داشتند. شاعرانی از کشورهای: هندوستان، پاکستان،عراق، افغانستان و تاجیکستان.
 
حضور شاعران پارسی زبان در دیدار سالانه مقام معظم رهبری با شاعران، اقدامی شایسته در مسیر احیای زبان و ادبیات گرانسنگ پارسی و بازسازی جایگاه رفیع آن در این کشورها و بیرون آوردن زبان پارسی از پیله انزوا و فراموشی است. چرا که در این روز و روزگار، زبان پارسی به راستی و درستی، زبان دوم جهان اسلام و رسانه ای ارجمند و شایسته برای نشر و اشاعه معارف قرآنی و وحیانی و آموزه های انسان ساز توحیدی است.
 
یکی دیگر از امتیازات نشست امسال، حضور قابل توجه شاعران «دیدار اولی» است. شاعرانی که - به هر علت - در طول سالیان گدشته از توفیق حضور در این نشست محروم بوده اند. اقتضای عدالت نیز چیزی جز این نیست که در این همایش بی بدیل ادبی که از برجسته ترین و تاثیرگذارترین نشست های ادبی در کشور است، زمینه برای حضور چهره های جوان، مستعد و غیر تکراری فراهم شود.
 
علاوه بر این شایسته است که توسط متولیان و مجریان برنامه دیدار تمهیداتی برای حضور تعدادی از چهره های شاخص و فعال فرهنگی - بخصوص دبیران و خبرنگاران سرویس های ادب و هنر - مطبوعات و خبرگزاری های به نام کشور فراهم گردد. یقینا حضور دبیران و خبرنگاران سرویس های فرهنگی مطبوعات و خبرگزاری های شاخص، در پوشش خبری گسترده تر و حرفه ای تر این مراسم می تواند موثر و کارساز باشد. بخصوص آن که بسیاری از این خبرنگاران دانش آموخته رشته ادبیات و از فعالان این عرصه می باشند.
 
تا نگذری ز خود، نتوان هیچ جا رسید
 
نکته دیگر این که برای استفاده بیش تر از شاعران حاضر در دیدار، خوب است با مدیریت هوشمندانه ترتیبی اتخاذ گردد که شعرهای انتخاب شده برای قرائت کوتاه باشد تا زمینه شعرخوانی برای شاعران بیش تری فراهم گردد. اعلام انصراف داوطلبانه تعدادی از پیران و پیشکسوتان شعر انقلاب از شعرخوانی در مراسم به نفع جوانان شاعر نیز سنت حسنه ای است که جای تقدیر و تشکر دارد. پیشکسوتان فرهیخته ای که با بزرگواری و کرامت تمام نوبت شعرخوانی خود را در اختیار شاعران جوان حاضر در مجلس می گذارند، در واقع درس شاعرانه زیستن را به آنان می آموزند. به راستی نیز بزرگ ترین درسی که در مکتب شعر و ادب می توان آموخت، «انسان بودن» است و زیباترین تجلی «انسان بودن» نیز چیزی جز «ایثار و از خودگذشتگی» نیست، چنان که بسیاری از قله های نام آور شعر و ادب پارسی بر این دقیقه تاکید کرده اند، از جمله بیدل دهلوی و صائب تبریزی:
 
بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
گر بگذری ز خویش چها می توان شدن
 
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا می توان شدن
 
***
از خود گذشتنی ‌ست فلک ‌تازی نگاه
تا نگذری ز خود، نتوان هیچ جا رسید
 
غزل بانوی شعر انقلاب، استاد سیمیندخت وحیدی که سلوک نجیبانه و مومنانه اش در عرصه شعر ما را به یاد «پروین» آسمان ادب می اندازد، در شمار شاعرانی است که در سال های اخیر با بزرگواری تمام و بی هیچ منتی، نوبت شعرخوانی خویش را به شاعران جوان واگذار کرده است که این منش ایثارگرانه می تواند برای جامعه ادبی ما سرمشقی شایسته باشد.
 
در دیدار امسال چه گذشت؟
 
امسال نیز همچون سال های گذشته، شاعر نام‌آشنا و شاخص انقلاب علیرضا قزوه به عنوان مجری برنامه «بسم الله» می‌گوید و پس از کسب اجازه از مقام معظم رهبری، با قرائت یک رمضان سروده برنامه را رسما آغاز می‌کند. قزوه در ادامه با ذکر نام شاعران درگذشته - بخصوص شاعرانی که اخیرا روی در نقاب خاک کشیده‌اند - از شاعران حاضر درخواست می‌کند که برای شادی روح آنان فاتحه‌ای قرائت کنند و یادآور می شود که امسال به اتفاق مرتضی امیری اسفندقه برنامه را اجرا خواهد کرد.
 
از جمله حاشیه‌های جالب مراسم دیدار امسال عکس‌العمل مقام معظم رهبری نسبت به شعر فاضل نظری بود. ایشان پس از استماع غزلی که فاضل نظری با مطلع: «من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است»، با مطایبه فرمودند:« پس معلوم می شود، قناعت هم دارید؟!»
 
رهبر فرزانه انقلاب همچنین بعد از شعری که قادر طهماسبی(فرید) با موضوع فلسطین خواند، فرمودند: « شعر شما در حد بسیار خوب شعر قرار دارد. هم مضمون خوب وهم الفاظ خوب. شعر شما پاسخ به نیاز روز است.»
 
حفظ عفت و نجابت شعر پارسی، گفتمان‌سازی و جریان‌سازی در خصوص مسائلی همچون عدالت، مقاومت و ترویج فضائل اخلاقی، پرهیز از سطحی‌نگری در اندیشه، لاابالی‌گری در عمل، وادادگی در سیاست و بی‌تفاوتی در مواجهه با دشمن، و تلاش برای برجسته کردن حکمت، جدیت و کوشش و انضباط در عمل، ژرف‌نگری در اندیشه، استحکام هویت و مجاهدت در مقابل دشمن، بهره برداری از ظرفیت ها و قابلیت های سرود و ترانه در جهت انتقال مفاهیم مورد نیاز جامعه به بهترین شکلاز عمده ترین کلیدواژه های بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار امسال با شاعران بود.
 
در دیدار امسال 30 شاعر موفق به قرائت اشعار خود در محضر مقام معظم رهبری شدند. در اواخر برنامه نیز امین شعر انقلاب از دکتر حداد عادل، کلامی زنجانی، فاضل نظری، میلاد عرفان پور و مرتضی امیری اسفندقه شخصا دعوت به شعرخوانی کردند.
 
حرف آخر
 
     بدون شک دیدارهای سالانه شاعران با رهبر معظم انقلاب جانی دوباره در کالبد شعر انقلاب می‌دمد و دستاوردهای فراوانی برای جامعه ادبی ما به همراه دارد که شایسته است توسط مسئولان و سیاست گذاران فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. یکی از مهم ترین این کارکردها نقد و آسیب شناسی شعر انقلاب، دفاع مقدس و آیینی است. باید خدا را شاکر و سپاسگزار بود که امین شعر انقلاب در کسوت عالمی روشن اندیش و ادیبی فرهیخته؛ یکی از بزرگ ترین طلایه داران «آسیب شناسی شعر دینی و آیینی» روزگار ما هستند و با اشرافی که بر ظرایف و دقایق این حوزه دارند طرح مسائل غیر مستند، غلط و خلاف آموزه های دینی و قرآنی را در شعر آیینی جایز نمی دانند و همواره بر این نکته پای می فشارند که شعر اصیل دینی باید «متکی و مستند به معارف حقه‌ الهیه» باشد. توجه به رهنمودهای راهگشا و قابل تامل ایشان توسط مسئولان و جامعه ادبی در تمام حوزه ها - بخصوص شعر آیینی - یقینا راه را برای پویایی و بالندگی شعر در جامعه بیش از پیش هموار خواهد کرد.
 
     واقعیت امر این است که شعر در زمانه ما - علی‌رغم کارکردهای فراوانی که دارد - یکی از مظلوم‌ترین هنرهاست. مظلومیت شعر را از این نکته می‌توان دریافت که هنوز بعد از گذشت نزدیک به 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، متاسفانه شعر هنوز به جایگاه شایسته‌ای در رسانه ملی ما دست نیافته است و همواره از شاعران در این رسانه به عنوان سیاهی لشگر و «برنامه پرکن» استفاده می‌شود ! امروز زمان آن رسیده است که از شعر اعاده حیثیت شود و مسئولان برای تحقق این مهم با توجه به رهنمودهای دلسوزانه رهبر فرزانه انقلاب، به دنبال یافتن راهکارهای مناسب باشند – اینچنین باد.
 
 
خبرگزاری تسنیم، پنج شنبه 10 خرداد 1397
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/03/10/1739536/

مباهات جامعه ادبی به داشتن رهبری ادیب

به انگیزه دیدار شاعران انقلاب با مقام معظم رهبری ______________________________________________________

 

مباهات جامعه ادبی به داشتن رهبری ادیب

رضا اسماعیلی از پیشکسوتان شعر که در دیدار شاعران با رهبر انقلاب حضور داشت یادداشتی را در اختیار خبرگزاری فارس قرارداده و به این وعده سالانه پرداخته است.

 

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، همزمان با شب میلاد کریم اهل‌‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان و پیشکسوت کشور طبق سنت هرساله با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رضا اسماعیلی از پیشکسوتان شعر که در ان دیدار هم حاضر بود یادداشتی را در اختیار خبرگزاری فارسقرارداده و به این وعده سالانه پرداخته است.

اشتیاق زایدالوصفی که اهالی شعر و ادب به حضور در برنامه سالیانه دیدار رهبری دارند، حکایت از ولایت‌ مداری، عشق و ارادت قلبی آنان به رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دارد.

از منظری دیگر، این شور و اشتیاق بیانگر آن است که جامعه ادبی ما به مقام معظم رهبری تنها به عنوان یک عالم دینی و رهبر سیاسی نگاه نمی‌کنند، بلکه علاوه بر این‌ها، مقام معظم رهبری را در کنار سایر فضایل و کرامات، به عنوان ادیبی دقیقه ‌یاب و منتقدی تیزبین نیز می‌شناسند که درک محضر و بهره ‌مندی از نقدهای عالمانه این شخصیت فرهیخته را در ارتقا کیفی آثار ادبی خود موثر می‌دانند.

به ‌راستی نیز برای جامعه هنری و ادبی ما باعث مباهات و افتخار است که رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی شخصیتی عالم، هنرمند، ادیب و صاحب تألیفات علمی و فرهنگی فراوان است. شخصیت بی‌ بدیلی که بیش از هر نویسنده و شاعری بر هنر و ادبیات احاطه و اشراف دارد و بیش از هر شاعر و نویسنده حرفه‌ای رمان و داستان و شعر خوانده است.

اشراف و تسلط مقام معظم رهبری به ظرایف و دقایق هنر و ادبیات معاصر، گاهی باعث شگفتی و غبطه اصحاب فرهنگ و هنر می‌شود! این که هیچ رمان و مجموعه شعر تازه منتشر شده‌ای از نگاه تیزبین مقام معظم رهبری با همه مسئولیت‌ها و مشغله‌های سیاسی و اجتماعی به دور نمی ‌ماند، به‌ راستی نیز جای شگفتی دارد.

این که رهبر فرزانه انقلاب با بزرگواری تمام، بخشی از وقت خویش را در طول سال به دیدار با اساتید شعر و ادب و شاعران اختصاص می‌دهند، حاکی از ادب ‌پروری و شعر دوستی ایشان است. ای کاش سایر مسئولان فرهنگی نیز از سیره عملی رهبر فرزانه انقلاب، تکریم و تجلیل شایسته از اصحاب شعر و ادب را بیاموزند. یقیناً شاعران جوان نیز قدرشناس این حضور ارزشمند خواهند بود و از این فرصت مغتنم برای ارتقای دانش و بینش ادبی خود بهره خواهند برد و حرمت اساتید و بزرگان را پاس خواهند داشت.

به انگیزه دیدار اخیر شاعران با امین شعر انقلاب، در ادامه به اصلی ‌ترین کارکردهای این دیدارهای تاثیرگذار و باشکوه می‌پردازیم.

تکریم شعر و شاعران

یکی از نکات شاخص این دیدارها، بحث تکریم شعر و شاعران است؛ چرا که این گونه دیدارها به نوعی بزرگداشت شعر و ادب فارسی و تکریم شاعران معاصر محسوب می‌شود. امین شعر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «یقیناً تقدیر و برجسته‌سازی شخصیت و خصوصیات برجستگان ما، کمک می‌کند به این که جوانان ما، کسانی که استعداد دارند و ظرفیت دارند، بتوانند حرکت کنند و پیش بروند. وقتی از شاعر تمجید می‌شود، نفس این، شاعرپرور است. شما می‌بینید، در دوران‌های  گذشته شعرای بزرگی که مورد تشویق و تمجید حکام وقت قرار گرفتند، موجب شده که در همان مجموعه کسان زیادی شاعر و نکته‌پرداز و مضمون‌ساز به وجود بیاید؛ این چیز اساسی‌ای است. بنابراین تشویق شاعران بزرگ و برجسته کردن شخصیت آنها کمک می‌کند به پیشرفت ادبیات و شعر.»

(بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری همایش نکوداشت استاد مشفق کاشانی، 21 مرداد 1392)

این که هر ساله بالاترین مقام کشور یعنی مقام معظم رهبری زمانی را در نظر می‌گیرند که دیداری صمیمانه با شاعران معاصر و انقلاب اسلامی داشته باشند، نشان دهنده این مسئله است که در نظام جمهوری اسلامی شعر و ادب پارسی دارای جایگاه رفیعی است و شاعران به عنوان پیامبران حقیقت ‌و ارزش‌های انسانی و اسلامی در نظام جمهوری اسلامی عزیز هستند.

تقویت تعامل بین شاعران

دومین کارکرد دیدارهای مقام معظم رهبری با شاعران، تقویت تعامل بین شاعران معاصر و شاعران انقلاب است. رهبر انقلاب خود در این باره می‌فرمایند: «بسیار لذت بردیم امشب از این جلسه صمیمی و ‌می‌دانم در جلسه هستند دوستان شاعر متعددی که زبان شعری خوب و طبع روان و سابقه فراوانی دارند. هم ما دوست داشتیم از آن‌ها بشنویم و هم خود آن‌ها شاید دوست داشتند که شعر بخوانند. منتها وقت محدود است و توفیق ما کم. این جلسه هم در واقع جلسه‌ای نمادین است.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران رمضان 1368)

در این دیدارها شاعران شاخص از تمام استان‌های کشور حضور دارند و همدیگر را ملاقات می‌کنند. از این منظر این برنامه به تقویت تعامل بین جامعه ادبی کشور کمک می‌کند. از سوی دیگر یکی از برکات دیدارهای سالانه رهبری با شاعران این است که باعث پویایی و بالندگی بیشتر ادبیات شده و شاعران برای خلق و آفرینش آثار فاخر ادبی انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند.

تقویت گفتمان انقلاب اسلامی در جامعه ادبی

«شعر بایستی جریان‌سازی بکند؛ یعنی مجموعه‌ی شاعر کشور باید جوری شعر را در فضای هنری کشور و فضای شعری کشور تنظیم بکنند و تولید بکنند و خلق بکنند و تکثیر بکنند که بتواند مسائل مهم و مورد ابتلاء کشور را گفتمان‌سازی کند و جریا‌ن‌سازی کند.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران، رمضان 1397)

تقویت گفتمان انقلاب اسلامی و تأکید بر پیوند بین شعر انقلاب و آیینی، سومین کارکرد دیدارهای سالانه با رهبری است. رهبر انقلاب بر این اعتقاد و باورند که شاعران آیینی نباید راه خود را از انقلاب جدا کنند و نسبت به مسائل داخلی و سرنوشت امت اسلامی موضعی انفعالی و خنثی داشته باشند. ایشان با تأکید بر این مهم می‌فرمایند:« یک نکته‌اى که در اینجا وجود دارد این است که شعر انقلاب باید در خدمت مفاهیم انقلاب باشد. خب در بین شماها کسانى هستند که شعرهاى آیینى می‌گویند. شعرهاى مذهبى و شعرهاى مربوط به ائمه (علیهم السلام) را، به اصطلاحى که حالاها باب شده، تعبیر می‌کنند به «شعر آیینى». هستند؛ انصافاً شعرهاى خوبى هم گفته می‌شود؛ بعضی‌ها هم اشعار مربوط به جنگ و دوره دفاع مقدس یا مربوط به شهدا یا مربوط به جانبازان و این‌ها را می‌گویند. این‌ها خیلى خوب است؛ لیکن - پارسال هم من اشاره کردم به این معنا - اهداف و آرمان‌هاى انقلاب منحصر در این‌ها نیست.»

(بیانات در دیدار با جمعى از شعرا ، 14 شهریور 1388)

متأسفانه گاهی شاعران آیینی خرج خود را از شعر انقلاب جدا می‌کنند و بی‌توجه به مقتضیات زمان به راه خود می‌روند. این تفکیک و جدایی تبعات جبران‌ناپذیری برای انقلاب دارد که کمترین آن انفعال و بی‌تفاوتی نسبت به مسائل داخلی و جهان اسلام و سرودن شعری خنثی و بی‌خاصیت است.  حال آن که اگر به بازخوانی شعرهای شاعران نسل اول ودوم که در فضای انقلاب و سال‌های دفاع مقدس بالیده بودند بپردازیم، خواهیم دید که این شعرها هر چند پیشانی نوشت «شعر آیینی» را نداشتند، ولی به معنای واقعی کلمه - هم در صورت و هم در سیرت - شعر آیینی بودند. ولی بسیاری از شعرها که این روزها عنوان شعر آیینی را بر پیشانی خود دارند، به خاطر کژتابی‌های مضمونی و اعتقادی، نه تنها شعر آیینی نیستند، بلکه به نوعی در مسیری مخالف با روح دین و آیین حرکت می‌کنند! شعرهایی که به خاطر بی‌توجهی به مسائل جهان اسلام، عصبیت‌های دینی را تحریک کرده و «وحدت امت اسلامی» را به خطر می‌اندازند.

رهبری در دیدار اخیر نیز بر پیوند «شعر آیینی» و«شعر انقلاب» و حرکت در مسیر«ظلم‌ستیزی» تأکید کرده و فرمودند:«مبارزه با ظالمان منحصر به مبارزه با شمشیر نیست و امروز تبلیغات در دنیا حرف اول را می‌زند که می‌توان با ابزار بیان و شعر با ظالمان مبارزه کرد.»

تقویت جریان نقد ادبی

رهبر معظم انقلاب در مورد ضرورت نقد ادبی می‌فرمایند:«فرض بفرمایید یک کسى آواز قشنگى می‌خواند، می‌گوییم به ‌به، خیلى عالى بود؛ او را تحسین می‌کنیم. او اگر خیال کرد که دیگر بهتر از این نمی‌شود آواز خواند، قطعاً توقف و بلافاصله بعد از توقف، سقوط و تنزل خواهد داشت. او باید بداند از این بهتر هم می‌شود خواند. در همه‌ رشته‌ها همین جور است. در همه کارهایى که ما دیدیم، همین جور است. احساس به منزل رسیدن، خستگى‌آفرین و رکودآفرین است. شما هنوز به منزل نرسیده‌اید. خیلى خوب پیش رفتید، خیلى خوبید؛ اما همین طور که عرض کردیم، گاهى «خیلى خوب» یعنى یک دهم «تمامِ خوب»؛ آن نُه دهم دیگر را بایستى پیدا کنید؛ تلاش کنید، کار کنید، زحمت بکشید و پیش بروید.»

(دیدار مقام معظم رهبری با شاعران، رمضان سال 1390)

تقویت جریان نقد ادبی یکی دیگر از کارکردهای دیدار شاعران با رهبری است. همچنان که اشاره شد ایشان تأکید دارند که تعریف از اشعار شاعران - به ویژه شاعران جوان - نباید باعث شود که شاعران این تصور را پیدا کنند که به حد پایان رسیده‌اند و دیگر نیازی به تلاش برای رشد ادبی ندارند. همچنین رهبری تأکید دارند که اشعاری که در محضر ایشان خوانده می‌شود، در محافل تخصصی تر و جلسات نقد شعر نیز خوانده شود و شاعران پیشکسوت آنها را مورد بررسی قرار دهند و شاعران جوان نیز از نقد اشعارشان استفاده کرده و ظرفیت نقدپذیری را در خود تقویت کنند. در حقیقت این توصیه‌های رهبری کمک می‌کند تا شاعران در حوزه نقد ادبی تلاش بیشتری داشته باشند و شعرهایشان را مورد نقد قرار دهند تا نقاط مثبت و منفی آثارشان مشخص شود.

تبیین فرصت‌ها و تهدیدهای شعر انقلاب و آیینی

مقام معظم رهبری به خاطر تعلق خاطری که به شعر و ادبیات دارند، در این دیدارها به تبیین و تشریح بایدها و نبایدها و فرصت‌ها و تهدیدهای شعر انقلاب و آیینی می‌پردازند و جامعه شاعران و ذاکران اهل بیت(علیهم السلام) را به مقابله با خرافات و تحریفات و حرکت در صراط مستقیم دین و آیین تشویق می‌کنند.

یکی از محورهای مهم بیانات رهبر انقلاب در دیدار اخیر نیز توصیه اکید به صداقت و امانتداری در شعر دینی و آیینی است. رهبر انقلاب طرح مسائل غلط و خلاف آموزه‌های دینی و قرآنی را در شعر آیینی جایز نمی‌دانند و بر این دقیقه پای می‌فشارند که شعر اصیل دینی باید «متکی و مستند به معارف حقه‌ الهیه» باشد. ایشان با اشرافی که بر این حوزه دارند، با اشاره به  دقایقی قابل تأمل به ما می‌آموزند که در برابر بیان مطالب انحرافی و خرافی که باعث مخدوش شدن چهره اسلام و وهن خاندان رسالت می‌شود، نباید ساکت، بی‌تفاوت و منفعل بود و با مواخذه و تذکر به شاعر و مداح باید از تکرار چنین مسائلی پیشگیری کرد. تا آنجا که به یاد دارم، امین شعر انقلاب در تمام دیدارهایی که با شاعران و ذاکران اهل بیت در طول سالیان بعد از انقلاب داشته‌اند، هر گاه در حضور ایشان شعر یا مرثیه‌ای خوانده شده که با روح دین و آیین در تقابل بوده، بدون هیچ ملاحظه‌ای به شاعر و مداح آن تذکر داده و خواستار اصلاح شعر یا مرثیه شده‌اند.

امین شعر انقلاب در دیدار اخیر خود با شاعران آیینی نیز مجددا بر این مهم تأکید کرده و فرموده‌اند: «مدح و مصیبت ائمه (علیهم‌السلام) بخش مهمی از شعر دینی است، اما در این بخش باید سخنان معقول، منطقی و برخاسته از نگاه و سلیقه‌ درست به‌ کار برده شود و از برداشت‌های عامیانه و سطحی، و بیان مسائل جعلی و توهمی پرهیز شود.»

کشف و معرفی استعدادهای ادبی جدید

کشف و معرفی استعدادهای ادبی جدید، از دیگر کارکردهای قابل تأمل دیدارهای سالانه رهبری با شاعران است. این دیدارها باعث می‌شود تا استعدادهای جدید و جوان بیشتری به جامعه معرفی شوند. بسیاری از این استعدادها، جوانان گمنامی هستند که شاید در شهر و استان خود چندان شناخته شده نباشند و علی‌رغم استعداد بالایی که دارند به خاطر نداشتن تریبون تاکنون گمنام مانده‌اند، ولی حضور در این دیدارها زمینه رشد و بالندگی آنان را فراهم می‌کند. بسیاری از شاعران جوان و گمنام برای اولین بار از تریبون دیدارهای رهبری به جامعه معرفی شدند.

مقام معظم رهبری واقعاً دغدغه فرهنگ و ادبیات را دارند و خودشان نیز در این حوزه صاحب ‌نظر و دارای دیدگاه ادبی هستند. در این دیدارها رهبری در حوزه مسائل مربوط به موسیقی شعر، وزن، مضمون و محتوای اشعار به نکات بسیار دقیق و ارزشمندی اشاره می‌کنند که خود شاعران هم گاهی از اشرافی که حضرت آقا به حوزه شعر و ادبیات دارند غافلگیر می‌شوند.

باید شکرگزار بود که در جمهوری اسلامی رهبر انقلاب به شعر و ادبیات عنایت و توجه ویژه دارند و دیدارهایی را با شاعران برگزار می‌کنند که به شکوفایی و بالندگی ادبیات معاصر بسیار کمک می‌کند. ما باید قدرشناس این نعمت باشیم.

 

خبرگزاری فارس، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷

https://www.farsnews.com/news/13970310000583/

بررسی شعر انقلاب در موضوع آرمان قدس

________________________________________________________________________________
یادداشتی از دکتر محمد مرادی

بررسی شعر انقلاب در موضوع آرمان قدس

شهرستان ادب: توجه به فلسطین، قدس و سرزمین های اشغال شده ی شرق مدیترانه، از مضامینی است که دست کم از دهه ی دوم قرن بیستم میلادی در شعر عربی نمود یافته و به مرور به شعر دیگر ملل و زبان ها راه یافته است.

شاید گزاف نباشد اگر ادعا کنیم، این مضمون یکی از درونمایه ی اصلی شعر معاصر عرب است تا آنجا که ده ها تن از شاعران عربی چون: معین بسیسو، ابراهیم طوقان، فدوی طوقان، حنا ابو حنا، سمیح القاسم، نزار قبانی، محمود درویش، بدر شاکر السیاب، احمد مطر، نزیه خیر، محمد القیسی و  ده ها تن از دیگر شاعران عربی، اشعاری باشکوه را در این موضوع سروده اند. 
در شعر فارسی نیز از نیمه ی دوم دهه ی چهل شاعران جریان های اجتماعی، چریکی و مذهبی به این موضوع توجه کرده اند. شاید نخستین شاعر ادب فلسطینی در زبان فارسی محمد علی سپانلو باشد. البته در فاصله ای نزدیک به او کسانی چون: حمید سبزواری، مهرداد اوستا، طاهره صفارزاده و دیگران نیز به این موضوع توجه نشان داده اند.
در سال های پس از انقلاب و پس از تعیین روز جهانی قدس از سال 1358، توجه به این محتوا در زبان فارسی زیاد شد، به طوری که بر اساس پژوهشی که نگارنده انجام داده و به زودی در قالب کتابی با نام" در کوچه باغ های پرتقال و زخم" منتشر خواهد شد، صدها شاعر فارسی در قالب های مختلف، اشعاری را در ستایش مقامت فلسطین سروده اند. 
هرچند نمی توان برای شعر انقلاب مرزهایی قطعی تعیین کرد و با اعتراف به این که اشعار شاعران فارسی در مقایسه با اشعارعربی از منظرهای ادبی و احساسی سطح پایین تری دارند، این ادعا گزاف نیست اگر این موضوع را یکی از مرزهای محتوایی شاعران انقلاب اسلامی با شاعران جریان روشنفکری بدانیم.
در دهه های شصت و هفتاد، کمتر شاعر جریان انقلاب را می توان نام برد که شعر یا اشعاری با این موضوع نسروده باشد. حمید سبزواری، محمود شاهرخی، ضیا الدین ترابی، علی معلم، یوسف علی میرشکاک، سلمان هراتی، قیصر امین پور، علی رضا قزوه، رضا اسماعیلی، حسین اسرافیلی، عبدالجبار کاکایی، زکریا اخلاقی  و ده ها شاعر دیگر ،اشعاری برای فلسطین سروده اند. 
در دهه های اخیر هم تحت تاثیر رویدادهای مربوط به فلسطین، لبنان، و دیگر کشورهای مسلمان چون عراق، افغانستان، بوسنی، یمن، بحرین، میانمار، نیجریه و ... ،صدها شاعر جریان ادبی انقلاب و حتی جریان روشنفکری اشعاری را با این مفاهیم به مخاطبان عرضه کرده اند، کسانی چون: غلامرضا مرادی، پروانه نجاتی، عبدالحمید رحمانیان، محسن رضوی، فاطمه قایدی، علی محمد مودب، علی داوودی ، میلاد عرفان پور، امید مهدی نژاد ، محمدحسین انصاری نژاد، تیمور آقامحمدی،مریم  سقلاطونی، محمدسعید میرزایی، طیبه نیکو، هاشم کرونی، زینب حقیقت، محمد امین جعفری، محمود برامکه و چندصد شاعر دیگر که تنها نام برخی را بی مراجعه به پژوهش خود در این سطور نوشته ام.
اشعار اینان قوی یا ضعیف، از روی احساس یا تحت تاثیر دیگران، به هر حال در خدمت ادب انقلاب اسلامی و نیازهای آن است، البته پرداختن به آسیب های این دست اشعار به مجالی دیگر نیاز دارد.
اما سوال این است. ادبیات انقلاب را چه شده است که بسیاری از شاعرانی که تا کنون بیشترین سهم خواهی را متوجه ادبیات و مسوولان آن کرده اند، تا کنون کوچک ترین قدمی را در رشد ادب انقلاب  و مضامین مورد نیاز آن بر نداشته اند. جایی که شاعرانی چون سپانلو و بهبهانی که بیش از بهره، از انتقاد جریان انقلاب نصیب برده اند، در برابر ظلم به اهالی فلسطین ساکت ننشسته اند،  چرا شاعران مسوول در حوزه ی هنر و اندیشه ی اسلامی(جز علی رضا قزوه که از فعالان این حوزه است)، یا شاعرانی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تیتراژ برنامه ها را با محوریت آنان تولید می کند، کمترین نقش را در تولید آثار این حوزه دارند. چرا معاون فرهنگی حوزه هنری کشور که تمام امکانات حوزه در خدمت تبلیغ و پخش آثار اوست و در دیدار شاعران در نزدیک ترین مکان ها به رهبر می نشیند، حتی یک شعر رسمی درباره ی فلسطین یا دیگر کشورهای اسلامی ندارد؟ چرا اغلب شاعرانی که همیشه در بهترین موقعیت ها و مکان ها هستند، کمترین هزینه را برای حفظ ادب انقلاب، یاحتی ادب انسانی و اجتماعی متحمل می شوند؟ 
اینها سوالهایی است که پس از انجام پژوهشی چندساله به ذهن من وشاید پس از خواندن کتاب من، به ذهن مخاطب خطور کند. اما شعر واقعی فلسطین که شاعران این جریان سروده اند، فارغ از این سوال هاشعری باورمند، از روی احساس انسانی و به دور از همه ی این سوال ها و قضاوت هاست.
 
شهرستان ادب
https://shahrestanadab.com/Content/ID/7131/
 
 

شاعران انقلاب: احمد نیک طلب(یاور همدانی)

_________________________________________________________________________________

 
شاعری با کوله بارنیم قرن تجربه ‌ادبی
 
 
 

¤ بای بسم الله 
احمد نیک طلب(یاور همدانی)شاعری است با کوله بار بیش از نیم قرن تجربه ادبی . شاعری صمیمی و بی ادعا که شعرش طعم دوستی و مهربانی دارد . شاعری که نامش ما را به یاد انجمن های ادبی تهران قدیم و سلوک ادبی شاعران آن روز و روزگار می اندازد . 
یاور همدانی در دوم اردیبهشت ۱۳۱۳ در همدان به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی و تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دانشگاهی را در همدان و تهران گذراند و به دریافت مدرک کارشناسی روابط عمومی و روزنامه‌نگاری از دانشکده علوم ارتباطات نایل آمد. شعرهای «یاور همدانی» از آغاز دوران جوانی تاکنون در بیشتر نشریات کثیرالانتشار کشور قبل از انقلاب چون:«ندای اکباتان همدان»، «آفتاب شرق خراسان»، «اندیشه کرمان»، «آذرآبادگان» و مطبوعات پس از انقلاب انتشار یافته است. او مدت ها دبیر انجمن ادبی حافظ بود و بسیاری از ترانه‌های محلی همدانی‌اش ضمن پخش در برنامه‌های رادیو ایران به بسیاری از زبان‌های شرقی ترجمه شده است. 
«یاور همدانی» از جمله شاعرانی است که پس از انقلاب در بسیاری از همایش‌ها و شب‌های شعر سراسر کشور شرکت کرده و حضوری مؤثر داشته است. او با نهادهای فرهنگی زیادی از جمله حوزه هنری، شورای شعر و ادب ستاد اقامه نماز، شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای شعر و ادب معاصر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و… همکاری داشته است. 
استاد بیشتر قالب‌های غزل و دوبیتی را برای سرودن برگزیده است. ـ مثنوی صبح فردا، انتشارات ندای اکباتان، همدان ـ شعر و شاعری نظم و نثر قواعد و فنون ادبی، انتشارات همدان ـ برگزیده ادبیات معاصر، شماره ۱۰۲، از سری انتشارات نیستان، تهران ـ تصحیح و تحشیه و تنظیم دیوان رفیق اصفهانی ـ تصحیح و تدوین مقدمه دیوان میرزارضی‌الدین آرتیمانی مجموعه اشعار گزیده اشعار «افق الوند» ـ از طهران تا تهران، بولتن انتشارات شهرداری تهران ـ تالیف و نگارش شعر و مقاله در مطبوعات کشور طی پنجاه سال ـ و اثر ارزشمند استاد مجموعه‌ای تحت عنوان «سایه سار الوند» به همراه بومی سروده‌های همدانی ایشان، از انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۸۳ «سایه سار الوند» مجموعه‌ای است حاوی غزل، قصیده، مثنوی و رباعی و ترانه… ناگفته نماند که انتشار این مجموعه با اقبال چشمگیر دوستداران شعر و ادب مواجه شده است.
چندی پیش با حضور جمعی ازاصحاب فکر و فرهنگ و شاعران از این استاد پیشکسوت در پنجاه و دومین عصرانه ادبی فارس تجلیل به عمل آمد. به همین انگیزه و به رسم حق شناسی و با آرزوی سلامتی برای برای ایشان ، یادداشت 
گزارش گونه ای را در این خصوص تقدیم شما خوبان می کنیم.

 

¤ بیت اول: بزرگان برکشیده از انجمن‌های ادبی هستند

«حسین آهی»، ادیب و کتاب پژوه معاصر در این برنامه ادبی در خصوص شخصیت ادبی استاد یاور همدانی گفت : استاد یاور به انجمن های ادبی ایران تعلق دارند . در صد سال اخیر، به خاطر حضور بزرگانی که در این انجمن ها حضور داشته‌اند ، می توانیم بگوییم که این انجمن‌های ادبی بی‌تردید بیش‌تر از دانشگاه‌ها به شعر و ادبیات کمک کرده‌اند. از آنجا که ما تنها یک هویت ملی داریم که آن هم شعر است، بزرگان به شیدایی از آن سخن گفته‌اند. 
در شعر کلاسیک اگر صنایع و آرایه‌های ادبی و زبانی را از آن بگیریم، چیزی از آن نمی‌ماند، حال این اتفاق در ترجمه شعر کلاسیک رخ می‌دهد و با این وصف می‌بینیم که گوته به شیدایی از حافظ یاد می‌کند. درحالی که ترجمه اصل سخن شعر را منتقل نمی‌کند، زیرا ۲۰۰ سال پیش مترجم به آن معنای امروز وجود نداشته و مترجمان اغلب دیپلمات بودند، از همین رو عرض می‌کنم که بزرگان برکشیده از انجمن‌های ادبی هستند.
قصیده الوندیه یاور که برخاسته از جانش است، به شدت دشوار است. دشوار از این جهت که از بیت اول تا بیت آخر، به تمام حروف فارسی التزام دارد.


¤ بیت دوم: یاور یک انسان‌ شناس است
«محمدعلی بهمنی»، از دیگر شاعرانی بود که در این مراسم در باره سلوک ادبی و سجایای اخلاقی استاد یاور همدانی سخن گفت .
بهمنی طی سخنان کوتاهی گفت: هر وقت به یاور نگاه می‌کنم‌،‌ انگار تازه متولد شده‌ام، یاور فردی است که به همه چیز دقت دارد و مانند مرحوم مشفق همیشه در اول وقت در جلسات حاضر می‌شود. او خوبی‌های بسیاری دارد و در توانایی شعری او هم تردیدی نیست، یاور یک فرد انسان‌شناس است.


¤ بیت سوم: یاور، یکی از آخرین حلقه‌های انجمن‌های ادبی است
«حسین اسرافیلی» از شاعران نسل اول انقلاب است. شاعری که نامش بی‌اختیار ما را به یاد بزرگانی چون سلمان هراتی ، سید حسن حسینی ، قیصر امین پور و … می‌اندازد‌. اسرافیلی که در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز توفیق همکاری با استاد یاور را دارد ، با اشاره به این که یکی از معضلات امروز در جوامع فرهنگی این است که جوانان کم‌تر اهل حضور در محضر اساتید هستند، گفت:
این مسئله در گذشته نیز وجود داشته و همین روش موجب تربیت افراد می‌شده است. در دیداری که به همراه استاد مهرداد اوستا به محضر زنده یاد شهریار رفته بودیم، یک لحظه متوجه شدم که مرحوم اوستا نیز به استاد شهریار چنین ارادتی داشته است . متاسفانه جوانان امروز اهل تلمذ و زانو زدن در محضر اساتید نیستند و همین موجب پرخاشگری و بی‌حرمتی برخی شاعران به یکدیگر می‌شود که این خارج از شأن یک شخصیت فرهنگی است.
بدون شک یاور همدانی، یکی از آخرین حلقه‌های انجمن‌های ادبی است . به نظر من یاور تاریخ شفاهی انجمن‌های ادبی است. در طول این ۳۰ سال که در شورای شعر در محضر او بوده‌ام، کلامی از او نشنیده‌ام که بوی غیبت و بدگویی از آن به مشام برسد. همچنین افتادگی و تواضع از ویژگی‌های یاور است.


¤ بیت چهارم: شاعرانی چون استاد یاور چراغ شعر و ادبیات ما را روشن نگه داشته اند
«مصطفی محدثی خراسانی» شاعری از نسل شاعران خراسان بزرگ است که در ذهن و زبان اهل ادب نامش با «فصل نامه شعر» گره خورده است . وی نیز بر این اعتقاد و باور است که نام استاد یاور همدانی با انجمن های
ادبی قرابتی نزدیک دارد .
محدثی در مراسم پاسداشت یاور با تاکید بر این نکته گفت : نکته اولی که با شنیدن نام یاور همدانی به ذهن متبادر می‌شود، همان انجمن‌های ادبی است که بخش زیادی از عمر او را به خود اختصاص داده است . 
بخش دیگری از عمر ایشان مربوط به دوره پس از انقلاب است که در همان سال‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در شعر ایفا کرد. شاعرانی چون مرحوم مشفق، لاهوتی و… که پیش از انقلاب هم شاعران بزرگی بودند، پس از انقلاب هم چراغ شعر و ادبیات را روشن نگه داشتند.
دیگر این که بنیان فرهنگ و هنر ما بر سیر و سلوک است، یعنی درک حضور استاد در ادبیات ما اهمیت ویژه‌ای دارد و این درک استاد جز در انجمن‌های ادبی رخ نمی‌دهد . متاسفانه امروز جوانان کم‌تر از این محضر استفاده می‌کنند.


¤ بیت پنجم: یاور همدانی در حُسن خلق همیشه زبانزد بوده است 
«مفتون همدانی» از یاران و همراهان صمیمی استاد یاور همدانی سخنران دیگری بود که در این مراسم سخن گفت. وی با اشاره به سابقه ۶۰ ساله دوستی خود با یاور، گفت: در بسیاری از محافل ادبی همدان در آن روزها که شعرای بزرگی شرکت می‌کردند، حضور می‌یافتیم. در روزگاری که آرامگاه بوعلی‌سینا را نساخته بودند، ما در اطراف آن در جلسات مختلف شرکت می‌کردیم.
در خاطرم هست حتی پدرم به دوستی با یاور توصیه می‌کرد و می‌گفت که روزگاری شاعر بزرگی خواهد شد و امروز این مسئله را دریافتم. حسن خلق یاور همدانی همیشه زبانزد بوده و در خاطرم نیست که گفتگویی خارج از ادبیات داشته باشد. از منظر ادبی نیز یاور همدانی جایگاه ممتاز و ویژه‌ای دارد.


¤ بیت ششم: یاور انسانی متواضع و افتاده است
«علی‌اکبر کنی‌پور» سخنران دیگری بود که در این مراسم از سلوک ادبی و شاعرانگی استاد یاور گفت . وی گفت : یاور تنها شاعر نیست، بلکه شاعرانگی او فرع بر انسانیت اوست. او یک مرتبه «من» نگفته و هر کاری کرده برای خدا بوده و خودش را ندیده است. میوه تا از درخت نیفتد، یعنی نرسیده است و هنرمند نیز تا نیفتد، نخواهد رسید و یاور هم افتاده است.
من حدود ۴۰ هزار بیت سروده‌ام که ۲۰ هزار بیت آن را سوزاندم و ۲۰ هزار بیت آن را چاپ کردم، اما با این حال خود را مدیون یاور می‌دانم.


¤ بیت هفتم: یاور همدانی سلوکی ادبی دارد
وقتی نوبت به «کاظم جیرودی» می رسد ، وی در باره استاد یاور چنین داد سخن می دهد : در جلسه شعری که هیچ‌کس ما را تحویل نمی‌گرفت، استاد یاور شرکت می‌کرد، در سال‌های جنگ در اداره‌ای که ما با یاور همکار بودیم، به ضد انقلاب‌ها اضافه‌کار می‌دادند، اما به انقلابی‌ها نمی‌دادند، وقتی علت را جویا شدیم، گفتند: «شما که در مسیر انقلاب هستید و نیازی ندارید، اما آنها نیاز دارند».
بارها به استاد یاور گفته‌ام که خاطرات خود را بنویسد تا منتشر کنم، ولی همیشه ممانعت می‌کند. یاور همدانی در شعر یک استاد تمام است و تواضع او مثال‌زدنی است. سلوک او ناشی از ادبیات است و ادبیات او را این‌گونه بار آورده است.


¤ بیت هشتم: اسم یاور همدانی را پیش از انقلاب بسیار شنیده بودم 
«جواد محقق» از نسل شاعران معلم و معلمان شاعراست . شاعری برخوردار از دانش و بینش ادبی . وی نیز که به رسم ادب در این مراسم حضور پیدا کرده بود ، در سخنان کوتاهی در باره مقام ادبی یاور همدانی چنین گفت: در یک تقسیم‌بندی ، ما با دو گونه ازشاعران روبه‌رو می‌شویم. یکی شاعرانی که تهرانی بودند و در تهران فعالیت می‌کردند . از همین رو به رسانه‌ها دسترسی داشتند و به‌عنوان شاعران ملی معرفی شدند، اما این نحوه تقسیم‌بندی شایسته نیست و ما شاهد شاعران خوبی در شهرستان‌ها هستیم که کارهای ارزشمندی هم خلق می‌کنند که اگر دسترسی به رسانه‌ها داشتند، حتماً شهرت بیش‌تری از برخی افراد کسب می‌کردند. مثلاً صغیر اصفهانی، دیوانش به چاپ ۴۰ رسیده بدون این که دسترسی به رسانه‌های جمعی داشته باشد.
این مسئله در همدان نیز مصداق دارد، یاور همدانی یکی از شاعران همدانی است که در سال‌های پیش از انقلاب، اسمش را از شاعران مختلف شنیده بودم تا بعد از انقلاب توانستم او را ببینم. اشتغال فرزندان هر فرد به شغل خود یکی از توفیقات هر پدر و مادری است که یاور همدانی این توفیق را داشته است، درحالی که برخی نسبت به شغل پدر یا مادر خود دلزدگی دارند.


¤ بیت نهم: یاور همدانی استاد مُسلم من است
«بابک نیک‌طلب» فرزند یاور همدانی که یکی از شاعران به نام و موفق کودک و نوجوان روزگار ماست ، از پدر خویش به عنوان استاد مسلم شعر نام برد و گفت : استاد یاور همدانی، استاد مسلم من است که توفیق داشتم سال‌ها شاگردی او را بکنم. عرصه شعر، عرصه پاکی، درستی و صداقت است که اساتید حاضر در این جمع در آن فعالیت می‌کنند.


¤ بیت دهُم: از کودکی در خدمت استاد یاور بودم
«دیهیم» فرزند محمد دیهیم دبیر انجمن ادبی دیهیم در این مراسم با اشاره به این که نه ادیب است و نه شاعر، گفت: من فقط یک توفیق داشتم، آن هم این که از کودکی در خدمت استاد یاور بوده‌ام. انجمن ادبی دیهیم در دهه ۲۰ توسط مرحوم پدر من راه‌اندازی شد و برای این که چراغ آن خاموش نشود، آن را با نام انجمن صائب ادامه داده‌ام.


¤ بیت یازدهم: برای شناخت استاد یاور «سایه‌سار الوند» را بخوانید
«حسین قرائی» دبیر مراسم نکوداشت استاد یاور همدانی ، برای شناخت بیشتر یاور به معرفی یک کتاب پرداخت و ادامه داد : یاور همدانی حضور زلال و همیشگی در انجمن‌های ادبی داشته است. استاد همدانی از افرادی است که در سلوک فردی‌اش، نشاط پیوسته حس می‌شود. برای شناخت این شاعر پیشکسوت همدانی پیشنهاد می‌کنم، کتاب «سایه‌سار الوند» با مقدمه استاد محمود شاهرخی را مطالعه کنید.
احترام به پیشکسوتان عرصه فرهنگ، اقدامی است که نشاط فرهنگی در جامعه را ضریب می‌دهد، بسیاری از نهادهای فرهنگی، خودشان را در این زمینه کلیدی مسئول نمی‌دانند که یکی از کارکردهای این برنامه‌ها، جهت‌دهی به فضای فرهنگی، فکری کشور است. شکوه فرهنگ ایرانی و به‌خصوص شعر و ادبیات معاصر ایران، تماشایی است که باید به جوانان و نوجوانان این شعر معاصر و چهره‌های ارزشمند این هنر را معرفی کرد.


¤ بیت دوازدهم:یاور همدانی از زبان «یاور همدانی» 
بنده بعد از این که به تهران آمدم دبیرستان بامداد شروع به تدریس کردم در همین زمان بود که به مجامع ادبی از جمله به منزل یکی از هنرمندان یعنی حاج ذبیح الله 
ملک پور راه پیدا کردم. ایشان انجمن ادبی حافظ را تشکیل دادند و بنده دبیری آنرا تا سال ۴۴ به عهده گرفتم. جلسات این انجمن هر پنج شنبه در منزل ایشان برگزار می‌شد. در ضمن دبیری انجمن به مجامع ادبی دیگر هم می‌رفتم. از جمله در انجمن ادبی ایران در محضر استاد (محمدعلی ناصح) که رئیس انجمن هم بود بهره‌ها بردم. یکی دیگر از این انجمن‌ها انجمن ادبی صائب بود که با پشتکار و پایمردی (خلیل سامانی) متخلص به موج اداره می‌شد. این انجمن هر ماه جزواتی به نام (باغ صائب) چاپ می‌کرد ایشان ۲۲ سال این جزوه را منتشر می‌کرد و این جزوه هر ماه میان اعضا انجمن پخش می‌شد از جمله شعرهای من هم در آن چاپ می‌شد.از مجامع دیگر می‌توان به (انجمن ادبی سعد) معروف به کلبه سعد انجمن ادبی حکیم نظامی به ریاست شادروان وحیدزاده متخلص به (نسیم) (فرزند ارشد زنده یاد وحید دستگردی) و انجمن ادبی شب‌های شیراز که خیلی هم پربار بود اشاره کرد.کار من بیشتر غزلسرائی است و باالطبع عمده شعرهای من در این کتاب در قالب غزل سروده شده است مضامین این غزلیات اکثراً عارفانه و اجتماعی بوده و قسمت اعظم آنها مربوط به دوران جوانی من بوده است سبک مورد نظر من در سرودن غزل تلفیقی از سبک عراقی و هنری می‌باشد و سعی من بر این بوده است که بینابین سمبولیسم و رئالیسم با بهره‌گیری از ویژگی‌های سبک هنری و عراقی و استفاده از مضمون‌های کوتاه و پرمعنا سبکی انتخاب کنم که بتواند بیانگر آراء و افکارم باشد. اما به جز قصیده و غزل، مثنوی و ترکیب بند، ترانه نیز بخش‌های پایانی کتاب را به خود اختصاص داده است که موضوعات آنها اغلب مسائل اجتماعی و مذهبی می‌باشد علاوه بر این ترانه‌های محلی که آخرین بخش کتاب را به خود اختصاص داده بیشتر عاشقانه، عارفانه و انتقادی هستند و موقعیت آنها به خاطر احیای واژه‌های قدیمی همدانی است.جان کلام این که شعر خوب در هر قالب و سبکی که باشد زیباست. شعر نو باشد یا شعر سنتی. من بیشتر به محتوا کار دارم و فرق شعر نو و سنتی در همین شکل ظاهر آن است. در (سایه سار الوند) در کنار سایر قالب‌ها، اشعار نو نیز آمده است که بیشتر مربوط به گذشته است.

 

روزنامه اطلاعات، سه شنبه 6 بهمن 1394

http://www.ettelaat.com/etiran/?p=180471

شاعران انقلاب: قادر طهماسبی(فرید)

 ___________________________________________________________________________________ 

تاملی اجمالی در دنیای شاعرانه قادر طهماسبی(فرید)

مرا به شرح شهادت ز من رها سازید

 

     تنفس در هواي شعر و شاعرانه زيستن، محصول پيوند مباركي است كه بين شاعر و عالم هستي برقرار مي‌شود. روح لطيف شاعر در لحظه‌هاي ناب و مبارك سرودن، همچون پرنده‌اي در اوج پرواز، از حضيض بودن خاكي پر مي‌گيرد، و در قاف افلاك به گلگشت ملكوت مي‌پردازد. سرمايه و رهتوشة اصلي شاعر در اين گلگشت ملكوتي چيزي نيست جز نور تجلي آسماني واژه‌ها.

     شاعر واقعي كسي است كه با دلي اهورايي و نوراني، از مشرق شهود طلوع مي‌كند و با دميدن روح شاعرانة خويش در كالبد همين واژه‌هاي معمولي، رستاخيز كلمات را بشارت مي‌دهد و پنجره‌اي از تجلي، به روي ديدگان مشتاق و بي قرار دل شدگان نور جمال و جلال حضرت دوست (جل‌جلاله) مي‌گشايد.

     قادر طهماسبی(فرید اصفهانی) مصداق شاعرانی از این جنس است. وی از شاعران نسل اول انقلاب است. شاعری انقلابی، معترض و دغدغه مند. بی هیچ مبالغه ای، «فرید» از شاعران خوب و موفق روزگار ماست. شاعری که در طول سال های پس از انقلاب، با حضور فعال، توانمندی های ادبی خود را در چشم اهل ادب به خوبی به منصه ظهور رسانده است.

     و اما برای فهم دقیق شعرهای فرید ابتدا باید از چند « کلید واژه » که در شعرهای ایشان از بسامد بالایی برخوردار است رمز گشایی کرد. توجه به این کلید واژه ها راه را برای فهم شعرهای فرید هموار می کند . برای مثال « پری » در شعرهای فرید یک واژه کلیدی است . چنان که تعدادی از مجموعه شعرهای او نیز عناوین زیر را بر پیشانی خود دارند : « پری ستاره‌ها ، پری شدگان ، پری بهانه‌ها »‌ .

     به طور کلی بسامد واژه « پری » در کارها و شعرهای این شاعر شیدا و دلسوخته زیاد است .  پس قبل از هر چیز لازم است تحلیل کنیم که فرید از چه منظری به این بحث وارد شده است ، بحث « غول و پری » یا « دیو و دلبر » یا به تعبیر قرآنی « انسان و شیطان » . آیا کاربرد واژگانی از این جنس تصادفی بوده یا متکی بر یک جهان بینی و فلسفه راهبردی است ؟ من مطمئنم این مسئله در جهان بینی او ریشه دارد که منبعث از جهان بینی اسلامی و قرآنی است . در واقع « پری » در ذهن و زبان شاعر نماد وسمبل همه چیزهای خوب و دوست داشتنی است . فرید هر جا که از پری صحبت می کند ، در مقابل آن موجوداتی چون « دیو » و « غول » و « شیطان » است .یعنی تقابل « خیر و شر » ، « انسان و شیطان » ، « زشتی و زیبایی » و « نور و ظلمت » :

چون قصه ، ای پری ! من دیوانه را بخوان

یک بار ، تا ز دیو و ز دیوار بگذرم

 

یا در جایی دیگر می گوید :

غم پری شد ، دیو او را خورد و مرد

تا پری کم شد ، پری خواری نماند

     هر چیزی که در این دنیا خوب و فضیلت است از منظر « فرید»، « پری » است. چیزهایی چون :« درد ، عشق، مردم، انقلاب، شهادت، عقل، بصیرت، وحدت، امام، انتظار، عدالت، آزادی، نور، بیداری، قناعت، وارستگی، غیرت و جوانمردی، عزت نفس، بی‌نیازی و امید »  در ذهن و زبان فرید « پری » است . تمام این چیزهایی که به آنها اشاره کردم در جهان‌بینی « فرید » در حکم « پری » است . یعنی هر جا که می‌گوید « پری » همه این مصادیق و مفاهیم را در بطن خودش دارد . مثلا « درد» در نگاه « قادر طهماسبی » در حکم فرشته ای است که روح انسان را صیقل می دهد . در ادبیات کلاسیک و در نگاه شاعران بزرگی همچون حافظ و سعدی و مولانا نیز « درد » یک ارزش است . یعنی یک چیز خوبی است که انسان را به تعالی می‌کشاند و بالا می‌برد . چنان که حضرت حافظ می گوید :

با مدعی مگویید ، اسرار عشق و مستی

تا بی خبر بمیرد ، از درد خودپرستی

 

سعدی نیز می گوید :

« درد عشق از تندرستی خوش تر است »

     به طور کلی در نگاه همه عارفان و شاعران « بی دردی » یک عیب و نقیصه بزرگ است :

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

 

  انسانم آرزوست

     در چشم و دل فرید « عشق » هم در حکم یک پری یا پری‌زادی است که دست انسان را می‌گیرد و از عالم خاک به ملکوت می‌برد .

     در سوی دیگر ، همه چیزهای زشت و همه رذیلت های اخلاقی در چشم این شاعر وارسته حکم « دیو » را دارد . چیز‌هایی مثل : « دنیا، زهدخشک ( مقدس مآبی ) ، شکم‌پروری، بی‌دردی، ریا و نفاق، خواب و رخوت، غفلت، دنیازدگی، دروغ، نامردی و نامردمی، شهوت، شهرت، ظلم، استکبار، استبداد، ناامیدی و ... همه این ها در حکم «دیو» هستند و در تقابل با « پری » قرار می‌گیرند . در این جا بد نیست برای این که بحث ما ملموس تر و عینی تر شود ، بیت هایی را از خود فرید به عنوان شاهد مثال بیاورم :

خبر ز دیو و ز دیوار در من است و تو را

خبر چو نیست پریبای من،‌ نمی‌دانی

     ببینید در اینجا تقابل « پری و دیو» را به صورت ملموس آدم احساس می‌کند . در واقع « فرید» خواسته‌ همان دیدگاهی را که « مولانا» در « مثنوی معنوی » دارد و یا در بیشتر غزلیات « دیوان شمس » ما این جهان‌بینی را می‌بینیم در دو، سه بیت به زیبایی بیان کند:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتیم یافت می نشود جسته‌ایم ما

گفت آنچه یافت می‌ نشود آنم آرزوست !

     در واقع شعرهای « فرید» حکم همان شیخی را دارند که با شب چراغ معرفت و با شب چراغ عقلانیت در کره خاکی، به دنبال رد پای انسان می گردند .در واقع آن شهر خیالی را به عالم حقیقت و معنا می‌توانیم تشبیه کنیم .انسان در شعرهای « فرید » در قالب « پری » تجلی پیدا می‌کند و ظاهر می‌شود . یعنی هر جایی که « فرید» واژه‌ « پری » را به کار برده است منظورش «انسان کامل » است ، همان انسانی که در آموزه‌های دینی ما به آن اشاره شده است . مصداق «انسان کامل » در جهان بینی اسلامی ، خاندان رسالت (ع) و « پیامبر اکرم(ص)» و همه معصومین ( علیهم السلام )هستند که ما در احادیث و روایات داریم که حتی قبل از خلقت جهان آفرینش نور این بزرگواران وجود داشته است : « اول ما خلق الله نوری»  ،  پیامبر (ص) می فرماید :  اول چیزی که خداوند خلق کرد نور من بود  . یا  « اول ما خلق الله روحی »  مخلوق حق تعالی روح من بود . فرید هم در شعرهایش چنین اعتقادی دارد و به دنبال تبیین چنین حقیقتی است . این امر نشان می‌دهد این شاعر شیدا و شوریده هم در این عالم خاکی با شب چراغ علم و معرفت به دنبال ردپای آن انسان می‌گردد، آن انسانی که در ادبیات ما شاعران بزرگ به آن اشاره کرده‌اند و در آموزه‌های دینی ما هم به آن اشاره شده است.

     با آرزوی بالندگی و زایندگی هر چه بیش تر برای فرید عزیز، این نوشتار را با شهادت سروده ای از او به پایان می برم:

دلم به برکه حسرت، چو آب زندانی ست

در آبگیر تنم، ماهتاب زندانی ست

مرا به شرح شهادت ز من رها سازید

که نام من به لب این کتاب زندانی ست

غریب نیست اگر درهم و پریشانم

که در حصار دلم، انقلاب زندانی ست

کجاست موج خروش ستاره سوختگان؟

که در حوالی مرداب، آب زندانی ست

مباد طاقتم از جور بشکند، ای خصم

که در حصار شکیبم، عقاب زندانی ست

ز لاف مردمی ای مُدعی! دهان بربند

که در صراحت مشتم، جواب زندانی ست

کجاست تشنه دردی، خمار ایثاری؟

که در صراحی همت، شراب زندانی ست

غریو سوختنم، تا ستاره می کوچد

اگرچه روشنی ام، در حباب زندانی ست

به رود کوچ فکندند عاشقان بستر

مگر «فرید» که در چاه خواب زندانی ست!

 

شاعران انقلاب: میرهاشم میری

 __________________________________________________________________________________

به انگیزه بزرگداشت شاعر انقلاب «میر هاشم میری»

هم ترازِ رباعی سرایان بزرگ

 

 

     «میرهاشم میری» از جمله شاعراني است که نام بلندش در صحیفه روشن شعر انقلاب با «رباعی» پیوند خورده است. وی از شاعران نسل اول انقلاب و هم تراز رباعی سرایان بزرگ دهه شصت است. رباعی سرایانی چون: سیدحسن حسینی، قیصر امین پور، وحید امیری، سهیل محمودی، محمدرضا سهرابی نژاد، و امیرعلی مصدق.

     میری - همچون اکثر شاعران - هر چند در همه قالب های شعر پارسی طبع آزمایی کرده است، ولی به جرأت مي ‌توان گفت كه درخشش وی در عرصه رباعي بيش از ساير عرصه‌هاست، و اين به خاطر همخواني و همخوني زباني شاعر با اين قالب ادبی است.

     بدون اغراق بايد گفت كه حلاوت بسياری از رباعي‌های او كه در سال‌های آغازين انقلاب و در طول دوران پرافتخار دفاع مقدس سروده شده‌اند، در ذائقه بسياری از خوانندگان مشتاق و جدی ادبيات معاصر هنوز هم باقي مانده است. از جمله رباعی های خاطره انگیز و ماندگار زیر:

چندان که صفای نوبهاران سبز است

آواز لطیف باد و باران سبز است

ای سرخ ترین نشانه ی بیداری

یادت به چکاد روزگاران سبز است

***

گلبرگ لطیف لاله تن پوشش بود

بیدارترین ستاره چاووشش بود

وقتی که ستاره بر تنش می رویید

خوریشد در آرزوی آغوشش بود

***

یاران، یاران! پیاله تان پر می باد

با مستی تان بهار دور از دی باد

اینسان که بر آسمان شب می گذرید

درهر قدم آفتاب تان در پی باد

     رباعی از قالب های دلبرانه و دیریاب ادب پارسی است . قالبی که درگیر شدن با آن، وسواس و دقت نظری ورای قالب های ادبی دیگر می خواهد. قالب رباعی را - جدای از محتوا - می توان از نظر ایجاز و کوتاهی به «هایکو» شبیه دانست. مرکز ثقل هایکو یا شعرهای  سه سطری، تصویر گرایی، شکار و عکس برداری شاعرانه از طبیعت است. امّا رباعی دارای گستره و وسعت موضوعات است. رباعی مناسب ترین قالب برای پرداخت هنرمندانه  مضامین اجتماعی، فلسفی، عاشقانه و عارفانه محسوب می شود. فارغ از هر گونه تعریف و تعارفی، میرهاشم میری از شاعرانی است که در این قالب خوش درخشیده و آثار درخشانی در دفتر شعر انقلاب از خود به یادگار گذاشته است.

    در آیینه رباعی های فاخر و روشن میری مي توانيم سيمای يك شاعر «نواندیش» را به تماشا بنشينيم، شاعری که در قالب كلاسيك رباعی، نگاهی با طراوت و امروزین دارد. شاعر با چشم رباعی به دنبال «جور دیگر دیدن» است. میری شاعری کلیشه گریز است و با لهجه رباعی به دنبال آن است که «حرفی از جنس زمان» داشته باشد. به خاطر این هوشمندی شاعرانه، رباعی هایش طرز دیگری دارد که جان و جهان مخاطب را می نوازد.

    علاوه بر شعر و شاعری، میری در عرصه آموزش و پژوهش نیز آوازه ای بلند دارد. او به معنای واقعی کلمه «معلم» است و به دنبال نشر نور و رونق «اندیشه». به همین خاطر در سال های اخیر، کمتر در محافل و مجامع ادبی آفتابی شده است. دغدغه معلمی و شاگردپروری چنان در جان او ریشه دوانده که بین او و دنیای شاعری فاصله انداخته است. ولی حضور پر برکت و تاثیرگذار او در همدان به عنوان معلمی دلسوز و ادیبی پیشکسوت، باعث بالندگی نسلی از شاعران جوان شده است. شاعرانی که در سایه سار دانش و بینش ادبی او، در آسمان شعر و ادب ایران قد کشیده و نام و آوازه ای درخور یافته اند.

    جان كلام آن كه میرهاشم میری به اعتبار آثار درخشانی كه تاكنون آفريده است، يكي از چهره های ماندگار شعر معاصر ايران است و من بر اين اعتقاد و باورم كه بسياری از قابليت ها و توانمندی های ادبي او به خاطر تعلق خاطر به «خلوت» و کناره گیری از «جلوت» تاكنون به منصه ظهور درنيامده و نامكشوف مانده است.

    با آرزوی شكوفايی و درخشش بيش تر برای این شاعر نجیب و خوشنام، پايان اين نوشتار را به رباعی زيبای ديگری از او مزين می كنم و دامن سخن را كوتاه:

 

هرگز لبت از زمزمه خاموش مباد

جام دلت از حادثه مغشوش مباد

نامت كه طنين استقامت دارد

از خاطر عاشقان فراموش مباد

 

 

خبرگزاری فارس، 25 اردیبهشت 1379

https://www.farsnews.com/news/13970225000816/

نیمه شعبان، کتاب هدیه دهیم

________________________________________________________________________________


نیمه شعبان، کتاب هدیه دهیم

 

 

 

فرشاد شیرزادی| خبرنگار: رضا اسماعیلی از شاعران سرآمد انقلاب و دفاع‌مقدس است و تاکنون ده‌ها عنوان کتاب منتشر کرده که در میانشان سروده‌های درخشانی درباره امام غایب(عج) نیز دیده می‌شود. او که ساکن شهرک راه‌آهن است، در گپی کوتاه برای ما از نمادهای نیمه شعبان در محله‌اش و تهران گفت. گفت‌وگوی ما را با او در آستانه میلاد مهدی موعود(عج) بخوانید.



نیمه‌ شعبان در محله شما چه حال و هوایی دارد؟

آن شور و شوقی که باید هر سال در میان مردم در نیمه‌شعبان دیده شود به چشم می‌خورد. اهالی منطقه22 خیابان‌ها را چراغانی و آذین‌بندی می‌کنند. آنها مانند هر سال در انتظار حضرت موعود(عج) ایستگاه‌های صلواتی برپا و با چای و شربت از هم‌محله‌ای‌های خود پذیرایی می‌کنند. حضور متفاوت مردم در خیابان‌‌ها و میدان‌های محله‌مان چشمگیر است و مردم طبق سنت هر ساله به نوعی می‌خواهند خوشحالی و شادمانی خود را ابراز کنند.

 

به‌عنوان شاعر و یکی از نخبگان شهر، از چه منظری به نشانه‌های فرهنگی نیمه‌شعبان می‌نگرید؟

در عرصه فرهنگی نیمه شعبان، حلقه‌های مفقوده‌ای وجود دارد که در همین شهر و محله به چشم می‌خورد و با فرهنگسازی، برخی از آنها را که از اهم‌ محورهاست، باید پررنگ‌تر کرد. ظهور امام زمان(عج) جزو اعتقادات ماست. اما آنچه زمینه را برای ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) فراهم می‌کند و باعث بسترسازی آن می‌شود، اصلاح ذهنیت‌های غلط است. بحث انتظار صرفاً به این موضوع محدود نمی‌شود که بنشینیم و دعا کنیم تا ظهور امام زمان(عج) به وقوع بپیوندد.

 

به نظر شما باید چه کرد؟

باید درست بسنجیم که وظیفه چیست. در حقیقت باید آمادگی کامل داشته باشیم و به سمت عمل صالح و اصلاح جامعه و شهر برویم تا زمینه ظهور فراهم شود. زمینه ظهور صرفاً عبادی نیست. به‌طور مثال در بحث اصلاح جامعه و عمل صالح همین که ما حقوق شهروندی را رعایت کنیم، مثلاً از چراغ قرمز عبور نکنیم، به نوعی عمل صالح انجام داده‌ایم. با احترام به حقوق دیگران یک قدم در راه آماده شدن برای ظهور برداشته و به هدفمان نزدیک‌تر شده‌ایم.

با دروغ نگفتن و پاکیزه نگه داشتن محیط‌زیست و آلوده نکردن محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، اعم از هوا و زمین، یک قدم به فلسفه امام زمان(عج) نزدیک‌تر شده‌ایم. همدردی با دیگران در مصیبت‌های وارده و ناملایمات زندگی، همدلی و همزبانی با دیگران و همه چیز را فقط و فقط برای خود نخواستن، بخشی از این فلسفه است. برای فرهنگسازی بیشتر در این زمینه باید سعی کنیم محله‌مان و کوچه و خیابانمان از هر لحاظ نمونه باشد.

این اصلاح صرفاً با رفتار و اصلاح باورهای غلط و خرافات ممکن است. در واقع باید تلاش کنیم تا با این کارها آرمان‌شهر امام زمان(عج) را پیش از ظهور ایشان فراهم کنیم. باید تلاش کنیم تا دیگران هم در خوشی‌های ما سهیم باشند و به عدالت بیندیشیم. باید بخشی از دل‌مشغولی ذهنیتمان را به سعادتمندی دیگران اختصاص دهیم. این کارها در تسریع ظهور تأثیر بسزایی دارد و مصداق کامل و درست «عمل صالح» است.

در شهری که قرار است آرمان‌شهر مهدی موعود(عج) باشد لاجرم باید محیط‌زیست حفظ شود. آب را هدر ندهیم و در حفظ و حراست از درختان و جنگل‌ها کوشا باشیم. بعضی‌ها فکر می‌کنند مصداق عمل صالح صرفاً نماز خواندن و روزه گرفتن و مباحث عبادی است. در حالی که ابتدا باید دعا کنیم انسان «صالح» به معنای واقعی باشیم و در گام دوم برای گسترش عمل صالح بکوشیم.

 

به باورهای غلط اشاره کردید. آن باورهای غلط در محله شما و در گستره وسیع‌تر، در شهر تهران کدام است؟

در آیات قرآن کریم آمده است که خدا سرنوشت جامعه‌ای را تغییر نمی‌دهد مگر خود مردم آن جامعه به اصلاح امور همت گمارند. ما باید خودمان آستین بالا بزنیم و برای حل مشکلات تلاش کنیم تا آن آرمان‌شهری را که در احادیث روایت شده، بسازیم و خشتش را بنا نهیم. برای ساختن این آرمان‌شهر باید همت کنیم. چنین نیست که به شکل معجزه‌آسا و طی یک شبانه‌روز همه مشکلات صرفاً با ظهور حل شود. اگر چنین بود امام عصر(عج) نیازی به یار و یاور نداشت.

این در حالی است که در روایت‌های متقن آمده است که امام عصر(عج) 313 یار با اراده پولادین و عزم استوار و راسخ دارند. باید تلاش کنیم تا امام در بازسازی جامعه به موفقیت برسند. در حقیقت ما باید در حلقه یاران امام زمان(عج) زمینه ظهور را برای ایشان فراهم کنیم. از همین امروز باید تلاش کنیم که در شهر برای عدالت‌گستری و رفع پلشتی، کارهای مثمرثمر انجام دهیم. یکی از عمده‌ترین این راه‌ها مبارزه با باورهای غلط، ناهنجاری‌ها و خرافات است.

 

پیشنهادهای عملی شما در این زمینه و در محله خودتان چیست؟

علاوه بر برپایی ایستگاه‌های صلواتی، کتاب به مردم هدیه دهیم و مردم را به اندیشیدن دعوت کنیم. آنچه در موضوع نیمه شعبان جایش خالی است، نوآوری و خلاقیت است. این مهم باید در راستای تقویت فرهنگ پویای انتظار باشد. البته تکرار سنت‌ها خوب است اما مثلاً علاوه بر چراغانی خیابان‌ها باید قلب و جان و جهان مردم هم چراغانی شود. این مهم ممکن نیست مگر در مبارزه با پلشتی و خرافات و ناهنجاری اخلاقی، سیاسی و اجتماعی.

 

همشهری محله، سه شنبه 11 اردیبهشت 1397

http://newspaper.hamshahri.org/id/14373/

«حال خوش» به روایت حافظ شیرازی

___________________________________________________________________

«حال خوش» به روایت حافظ شیرازی

 

 

خبرگزاری قرآن(گروه ادب) ــ رضا اسماعیلی در یادداشتی «احسن الحال» را از زبان خواجه شیراز که جان و جهان شعرش با دقایق و ظرایف وحیانی و قرآنی پیوند خورده، روایت کرده است.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ رضا اسماعیلی، در یادداشتی «احسن الحال» را از زبان خواجه شیراز روایت کرده و معتقد است؛ تماشای جمال بهار و نوروز پیروز در آیینه غزل‌های حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی، حظی معنوی به انسان می‌بخشد. در ادامه این یادداشت از نظر می‌گذرد.

***

«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ»

ای تغییر دهنده دل ها و دیده‏ ها، ای تدبیر کننده شب و روز، ای گرداننده سال و حالت ها، بگردان حال ما را به بهترین حال ها.

***

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی

وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گر چه راهی ست پر از بیم ز ما تا بر دوست

رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

 

تماشای جمال بهار و نوروز پیروز در آیینه غزل های حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی، حظی معنوی به انسان می بخشد. و اینک در طلیعه سال نو، بر آنیم تا «احسن الحال» را از زبان خواجه شیراز روایت کنیم که جان و جهان شعرش با دقایق و ظرایف وحیانی و قرآنی پیوند خورده است.

می خواهیم کلید «حال خوش» را از حافظ بگیریم. این که «حال خوش» چیست و چگونه می توان به آن رسید؟

از نگاه حافظ رسیدن به «حال خوش» سه شاه کلید دارد که با به دست آوردن آنها می توان در بهشت سعادت و رستگاری دنیا و آخرت به گلگشت و تفرج پرداخت. کدها و کلیدهایی که در اکثر آیات و روایات قرآنی به آنها اشاره شده است:

 

1 – عبودیت و بندگی

2 – کناره گیری از گناه

3 – عمل صالح

 

 

کلید اول: عبودیت و بندگی

____________________

 

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی ‌حاصلی و بی‌ خبری بود

 

     بندگی خدا و پیروی آگاهانه از بزرگان دینی؛ قابلیت های انسانی ما را به فعلیت در می آورد و از ما انسانی صالح می سازد.از نظر حافظ نیز اولین کلید برای دستیابی به آرامش و «حال خوش» سر نهادن بر آستان حضرت جانان و تکیه زدن بر مسند «عبودیت و بندگی» و «ذکرالله» است. چرا که خوب می داند کلید وارستگی چیزی جز «بندگی» خدا نیست:

بر آستان جانان، گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

 

 این دقیقه ای است که در آثار منظوم و منثور اکثر شاعران و عارفان مسلمان بر آن تاکید شده است. بندگی حضرت حق انسان را از دلبستگی و وابستگی به غیر آزاد می کند و به «وارستگی» می رساند، و رسیدگی به مقام وارستگی «حال خوش» را به انسان مومن ارزانی می کند. از همین روست که خواجه عبدالله انصاری در مناجات نامه خود می گوید: «الهی! اگر یک بار گویی: بنده ی من، از عرش بگذرد خنده ی من.» عین‌القضات همدانی نیز با تاکید بر این دقیقه می گوید: «... تا از خودپرستی فارغ نشوی، خداپرست نتوان بودن. تا بنده نشوی، آزادی نیابی.»

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

 

آیه 28 سوره «رعد» نیز موید همین معناست: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: همان کسانى که ایمان آورده‏‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌‏گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش مى‌یابد.»

از نگاه حافظ حضرت پروردگار بهترین تکیه گاه انسان و همنشینی و همصحبتی با او، سرچشمه آرامش و حال خوش است:

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند   

چون تو را نوح است کشتیبان ز توفان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار   

تا بُود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

 

از همین رو حافظ بندگی واقعی و اصیل را بندگی آزادگان می داند که نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت، بلکه چنان که حضرت علی(ع) می فرماید بندگی آگاهانه و مبتنی بر «معرفت دینی» است:

«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْک عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْک عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبَادَةُ الْأَحْرَار؛  امام علی علیه السلام می فرماید: گروهی خدا را برای چشم داشت، می پرستند و این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می کنند و این عبادت بردگان است، و گروهی او را سپاسمندانه می پرستند و این پرستش آزادگان است.»

(نهج البلاغة، ص 510، حکمت 237)

 

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری داند

 

 

کلید دوم: کناره گیری از گناه

______________________

 

     در آموزه های دینی و اسلامی بسیار بر این موضوع تاکید شده است که هر کس از معصیت و گناه کناره گیری کند، هر روزش عید و سرشار از امید است. چنان که در حدیثی از امام علی(ع) می خوانیم: «كُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ:هر روزی كه در آن معصیت و گناه و خلاف نشود، عید است.» (نهج‏البلاغه، حكمت‏428)

     آری، نوروز واقعی روزی است که خانه قلب و روح مان را از گرد و غبار زشتی و پلشتی، و سیاهی «معصیت» و رذایل شیطانی بتکانیم و در مسیر «انسان بودن» و «انسان شدن» گام برداریم. رذایلی مانند: خودخواهی، تفرعن و تکبر، نفاق، دروغ، نفرت، حرص، کینه، خیانت، حسادت، غیبت، تهمت، شهوت، هوسبازی، قدرت طلبی، ستم، جهل، خرافه پروری، زهدفروشی، مردم فریبی، مردم آزاری و... «حال خوش» فرزند «بندگی» و پرهیز از «گناه» است که فطرت انسان را خط خطی و قلب انسان را سیاه می کند. «حال خوش» فرزند انسان بودن و زیبا زندگی کردن است. و زیبایی چیزی جز «عمل صالح» نیست. یعنی حرکت در مسیر ارزش های اصیل فطری و فضایل و کرامت های انسانی. فضایلی مانند: یکتاپرستی، جهاد در راه خدا(مبارزه با کفر و نفاق و شرک)، پارسایی، عزت نفس، مناعت طبع، وارستگی، آزادگی، صلح و دوستی، حق جویی، عدالت خواهی، ظالم ستیزی، مظلوم نوازی، مهرورزی، نوعدوستی، خدمت به خلق، خیرخواهی، خوش بینی، عقلانیت، روشن اندیشی، روشنگری، مردم داری، امانت داری، تواضع، نجابت، ادب، همدردی، حق شناسی، راستگویی، خویشتن داری، شکیبایی، شجاعت، وفاداری، صداقت، ایثار، مروت، مدارا ... و انجام هر کاری که به انسان روشنی، نورانیت و معنویت می بخشد.

     از نظر حافظ نیز دومین کلید آرامش و «حال خوش»، کناره گیری از گناه و حرکت در صراط مستقیم «عمل صالح» است. اما از نظر او که مسلمانی بصیر و دین آگاه است، گناه تنها ترک نماز و خوردن روزه نیست، سرآمد گناهان در چشم و دل حافظ «ریاکاری، زهد فروشی، و مقدس مآبی» است که همچون طاعون به جان انسان ها می افتد و باعث مسخ، انحطاط و فروپاشی اخلاقی و معنوی جامعه می شود: 

آلودگی خرقه خرابی جهان است

کو راهروی اهل دلی، پاک سرشتی

***

گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود

تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود

***

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو

***

در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند

***

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

***

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

***

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی  و ریا کنند

***

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

 

     حافظ از موضع یك دین شناس بصیر و دردآگاه به نقد و آسیب شناسی عالمانه ی رفتار دینی برخی از مسلمانان اسمی و شناسنامه ای روزگار خویش پرداخته و با لهجه ای طنزآمیز نحوه‌ی سلوک دینی متدینین و متشرعین عصر خویش را - با قصد اصلاح گری - زیر سوال برده است . برای مثال او بر خلاف دیگران که تظاهر به «روزه خواری» را معصیت می شمرند، «تظاهر به روزه داری» را گناهی بزرگ و دامی برای فریب خلق می داند. زیرا روزه خوار در نگاه حافظ قصد فریب بندگان را ندارد؛ اما كسی كه دكان زهد فروشی و تظاهر به روزه داری را پیشه می سازد و قصد فریب دیگران را دارد، گناهش سنگین تر از روزه خوار است.

 

روزه یک‌ سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

موقع زهد فروشان گرانجان بگذشت

وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

 

     در واقع باید گفت که حافظ در سروده هایش دکان زهد فروشی را تخطئه کرده و بر مسلمانان دو رو و ریا کاری تاخته است که با «سکه دین» به دنبال «تجارت دنیا» هستند . مسلمانانی که می خواهند از نمط اسلام و مسلمانی، کلاهی برای خود ببافند و لا غیر!

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

 

     دیگر این که عرفانی که در اشعار حافظ موج می زند، «عرفان پرهیز» نیست، «عرفان ستیز» است. از همین روست که جسورانه بر شیخ و واعظ و زاهد می تازد و به نظربازی و راستی و مستی خویش افتخار می کند:

فدای پیرهن چاک ماه رویان باد

هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز

 

     گناه دیگری که به چشم حافظ بسیار بزرگ می آید، تجسس در امور شخصی و خصوصی مردم و «مردم آزاری» به بهانه حفظ شریعت و دینداری است:

 

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن

که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

 ***

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

***

دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ

که رستگاری جاوید در کم آزاری ست

***

یارب آن زاهد خود بین که به جز عیب ندید

دود آهیش در آیینه ی ادراک انداز

 

     حافظ بر این باور است که مسلمان راستین باید در دایره «اعتدال» و «میانه روی» حرکت کند و پیش از اصلاح دیگران به اصلاح خویش بپردازد تا بنیان جامعه سامان پذیرد.

 

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران برتو نخواهند نوشت

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

 

     پیامبراکرم (ص) نیز در حدیثی می فرماید: «خیرُ الامورِ أوسَطُها: بهترین هر چیز و هر کار میانه آن است». (بحار الانوار، ج 77، ص 166.)

     آیة 143 سوره بقره نیز ناظر بر همین معناست: «وَ کذلِک جَعَلْناکمْ أُمّةً وَسَطًا: و بدين ‌سان ما شما را امّتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد.»

     انسان تراز اسلام، انسانی میانه روست و با چشم تکریم و احترام به همه انسان ها نگاه می کند. از همین رو هیچ گاه بدون دانش و بینش در مقام قضاوت بر نمی آید و برای دیگران حکم صادر نمی کند. او به خاطر تقوا و پروای از خدا، همیشه انگشت اتهام را به سمت خویش نشانه می رود و هیچ گاه در اندیشه افشای اسرار دیگران بر نمی آید. به خاطر همین مراقبه و محاسبه هیچ گاه در دام گناه نمی افتد و همواره در مسیر خیر و فلاح راه می سپارد. محصول این سلوک ایمانی و قرآنی آرامش معنوی و «حال خوش» است.

 

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟

بخواست جام می و گفت «عیب پوشیدن»

 

     از نظر حافظ چنین سلوکی باعث آرامش مومن است: مراقبه و محاسبه خویش و چشم پوشیدن از عیب دیگران. 

 

کلید سوم: عمل صالح

_________________

 

     در سوره «والعصر» می خوانیم: «وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ: سوگند به عصر، که آدمی زیانکار است. مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق و به صبر سفارش کردند.»

     در آیه (2) سوره مبارکه محمد(ص) نیز می خوانیم:«وَالَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَآمَنوا بِما نُزِّلَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الحَقُّ مِن رَبِّهِم ۙ كَفَّرَ عَنهُم سَيِّئَاتِهِم وَأَصلَحَ بالَهُم: و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده  نیز ایمان آوردند، خداوند گناهان شان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند!»

     انسان صالح در گام اول خودش را اصلاح می کند و در گام دوم در قامت یک مصلح اجتماعی به اصلاح جامعه می پردازد. لازمه اصلاح، حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و موعود است، و این امکان پذیر نیست مگر این که ما کاستی های وضع موجود و برجستگی های وضع مطلوب را دریابیم و بشناسیم. بنابراین لازمه تغییر و اصلاح، داشتن معرفت و شناخت است. بدون شناخت امکان هیچ گونه تغییر و اصلاحی وجود ندارد، و این یعنی این که انجام «عمل صالح» بدون شناخت و معرفت اصیل دینی ممکن نیست.

     متاسفانه امروز بعضی از شاعران و ذاکران آیینی به خاطر توقف در منزل محبت و راه نبردن به ملکوت معرفت اشعاری را می سرایند و می خوانند که به خاطر تقابل با اصول و محکمات دینی، نه تنها مصداق عمل صالح نیستند، بلکه گاهی در نقطه مقابل عمل صالح قرار می گیرند‌.

     حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی سومین کلید سعادت مندی و رستگاری و رسیدن به سرمنزل «حال خوش»  را «عمل صالح» می داند که بارزترین مصداق آن «خوشدلی» و «خوش بینی» و خدمت به خلق خداست. خواجه شیراز در غزلی می گوید:

 

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش به می صاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان

فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

 

     در آیه (227) سوره مبارکه بقره نیز خداوند صریحا تاکید می کند که «حال خوش» میراث «صالحان» است که به برکت عمل صالح به  قلبی مطمئن و آرامشی معنوی دست پیدا کرده اند. انسان های مومنی که وجودشان از هر گونه غم و اندوه و ترسی خالی است و اجرشان با پروردگار:

«إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ لَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَلا هُم يَحزَنونَ: کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‌شوند.»

     این نشاط و آرامش فقط مخصوص دنیا نیست، از دیگر برکات عمل صالح این است که صالحان در روز قیامت نیز با چهره هایی مسرور و با نشاط محشور می شوند: «تعرف في وجوههم نضرة النعيم»، در چهر‎ه‎هاي آنها طراوت و نشاط نعمت را مي‎بيني (مطففين/24).

     عمل صالح میوه ایمان و «تقوای الهی» است و میوه تقوا نیز بصیرت(قدرت تمیز حق از باطل) است. چنان که خداوند می فرماید: «... إن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً... همانا اگر تقوای خدا را پیشه کنید، خداوند وسیله تمیز حق از باطل را برای شما قرار می دهد./ (انفال/ 29)

     عمل صالح با اخلاص کامل و بدون هیچ گونه چشمداشت دنیوی و اخروی برای تقرب به خدا و آرامش درونی انجام می شود. عملی که ما را از ظلمات به سوی نور هدایت می کند: «يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ». محصول عمل صالح نیز «رضایت و خشنودی و آرامش» انسان مومن است. مومن واقعی عمل صالح را تنها به قصد راه بردن به بهشت رضایت حضرت دوست انجام می دهد و حتا به دنبال پاداش اخروی نیست.

      به راستی نیز تنها راه نجات از برزخ اندوه و افسردگی و دلمردگی و رسیدن به سرمنزل آرامش در جهان پر آشوب کنونی «عمل صالح» است. حافظ نیز بر این اعتقاد و باور پای می فشارد که در سایه سار «عمل صالح» می توان بر سختی ها و ناملایمات روزگار غلبه کرد و به حال خوش دست یافت: «غبار غم برود، حال خوش شود حافظ». عملی که از چهار رکن تشکیل شده است:

1 -  نیت الهی وانسانیِ مبتنی بر معرفت اصیل دینی: صرف داشتن نیت خوب و الهی برای انجام عمل صالح کافی نیست. عمود عمل صالح «شناخت» است و زمانی نیت پاک الهی به عمل صالح منجر می شود که آبشخور آن «عقل» باشد. روایات زیر موید این معناست:

امام كاظم(ع): «همان گونه كه قوام جسم، تنها به جان زنده است، قوام دين داری هم تنها به نيت پاك است و نيت پاك، جز با عقل حاصل نمي شود./ تحف العقول، ص693)

پیامبر اکرم(ص):‏ «من عمل على غیر علمٍ کان ما یفسد أکثر ممّا یصلح: کسى که بدون شناخت عمل کند، خراب ‌کردنش بیش تر از درست کردن اوست.‏/المحاسن: 1/314/621.‏»


‏     امام صادق(ع):‏ ‎العامل على غیر بصیرهٍ کالسّائر على غیر الطّریق، و لا یزیده سرعه السّیر من الطّریق الاّ بعدا:«کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر مى افتد.‏/ الأمالی للصدوق: 507/705.»

     مصداق بارز احادیث فوق در تاریخ اسلام «خوارج» هستند. گروهی که با نیت پاک و به قصد « قربة الی الله» قرآن ها را بر نیزه کردند و  با شعار« لا حکم الا الله» قرآن ناطق علی(ع) را وادار به پذیرش حکمیت کردند. در روز و روزگار ما نیز فرقه هایی همچون طالبان و القاعده و گروه های تکفیری مصداق بارز مسلمانانی هستند که تحت لوای اسلام و با شعار «الله اکبر» و «لااله الا الله» به جنگ با اسلام ناب محمدی برخاسته اند و علی رغم نیت پاک، به خاطر عمل بدون بصیرت و شناخت،به جای خدمت، جنایت و خیانت می کنند.

۲ – اخلاص(پیامبر اکرم: من اخلص لله اربعين يوما فجرالله ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه: هر كس چهل روز ايمانش را برای خدا خالص گرداند، خداوند چشمه هاي حكمت را از قلب او بر زبانش جاري مي كند/ عيون اخبار الرضا، ج2، ص69، بحالانوار، ج67، ص242.)

 ۳ - ایمان(إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ يَهديهِم رَبُّهُم بِإيمانِهِم: کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمان  شان هدایت می‌کند/ سوره مبارکه يونس آیه ۹)

 4 - صبر و شکیبایی: تحمل ناملایمات و دشواری ها در راه ایفای رسالت انسانی و اجتماعی یکی از مولفه های عمل صالح است. چنان که خداوند در قرآن می فرماید: (إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَـئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِیرٌ: مگر آنان که شکیبایی کردند و اعمال صالح به جای آوردند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن ایشان است./ هود، 11)

 

     علامه طباطبايي عمل صالح را از دیدگاه قرآن چنین تعریف می کند: «هرچند صلاحيت عمل در قرآن کريم بيان نشده است، لکن از آثاري که براي آن ذکر شده مي توان مفهوم آن را فهميد. عمل صالح عملي است که براي کسب رضايت پروردگار با تحمل دشواري ها انجام مي شود؛ چنان که فرمود: «... صبروا ابتغاء وجه ربهم...». (الرعد، 22) يعني: و کساني که براي طلب خشنودي پروردگارشان شکيبايي کردند.  و نيز فرمود: «... و ما تنفقون إلّا ابتغاء وجه الله...»؛(البقره، 272) يعني: و جزبراي طلب خشنودي خداوند انفاق مکنيد. اثر ديگر، آن است که عمل صالح صلاحيت براي اجر و پاداش را دارد، چنان که خداوند می فرماید: «... ثواب الله خير لمن ءامن و عمل صالحاً...»؛(القصص، 80) يعني براي کساني که ايمان آورده اند و کار شايسته کرده اند، پاداش خدا بهتراست. اثر ديگرش آن است که عمل صالح کلمه ي طيب را بالا مي برد. چنان که فرمود: «... إليه يصعد الکلم الطيّب والعمل الصالح يرفعه...»؛ (الفاطر، 10) مراد از کلم الطيب عقايد حق از قبيل توحيد است و مراد ازصعود آن تقربش به خداي تعالي است و مراد از عمل صالح هر عملي است که طبق عقايد حق صادر شود و با آن سازگار باشد.

(طباطبايي، 1374ش، ج 1، ص 458.)

 

     جان کلام آن که میوه «عمل صالح»، حال خوش، آرامش، آمرزش، رستگاری و عاقبت به خیری است. حافظ نیز با الهام از آیات و روایات قرآنی، در جای جای دیوان غزلیاتش ما را به «عمل صالح» دعوت کرده است:

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

***

درخت دوستي بنشان، كه كام دل به بار آرد

نهال دشمني بركن، كه رنج بي‌شمار آرد

***

توانگرا دل درویش خود به دست آور

که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

***

دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

***

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

***

چو غنچه گر چه فروبستگی ست کار جهان

تو همچو باد بهاری گره گشا می ‌باش

 

 

طرحی نو در اندازیم

_______________

 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

 

     امید آن که همچون حضرت لسان الغیب حافظ شیراز، با فهم درست و عمیق آموزه های انسان ساز و اصیل دینی و راه بردن به «سیرت و حقیقت» دین، در مسیر بندگی پروردگار و پیروی از سنت و سیره نبوی و علوی گام برداریم، و با ارائه رهیافت های روشنگرانه از دین و آیین، در سال جدید از بیراهه «جهل و جمود و تحجر» برگردیم و با خرافه و گزافه و تحریف باورهای دینی مقابله کنیم. آرزوی دیگر این که در سال جدید پیش و بیش از آن که در «صورت قرآن» متوقف بمانیم، سعی کنیم با تدبر و تعقل قرآن را بخوانیم و«سیرت» آن را دریابیم، تا در سایه سار قرآن، ایمان و عمل صالح  انسانی دیگرگونه شویم. چنان که خداوند در قرآن می فرماید:

     «وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ آیاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ: و نیز در آمد و شد شب و روز، و رزق (و بارانی) که خداوند از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده و همچنین در وزش بادها، نشانه‏های روشنی است برای گروهی که اهل تفکّرند/ (آیه 5 سوره جاثیة».

     در مورد فهم درست دقایق و ظرایف وحیانی و قرآنی غزل های حافظ شیراز نیز به عنوان نماد آزاد اندیشی، حقیقت جویی و سالوس ستیزی، و همچنین انسانی آرمان خواه و مُصلحی جسور و تیزبین که در تمام طول زندگی اش به دنبال روشنگری و هموار کردن راه «اجتهاد» در دین بود، آرزو می کنم که «طرحی نو در اندازیم» و به جای دل بستن به «فال حافظ» که تفننی بیش نیست، به دنبال پیوستن به «حال حافظ» باشیم.

     با آرزوی «سالی خوش» و «حالی خوش» برای همه مردم جهان، بخصوص ملت بزرگ، سربلند، نجیب و بافرهنگ ایران – والسلام.

 

 

خبرگزاری قرآن، سه شنبه 7 فروردین 1397

http://iqna.ir/fa/news/3701421/

نقد و بررسی «آیینه‌کاری سکوت»

_____________________________________________________________________________

با حضور رضا اسماعیلی، مرتضی امیری اسفندقه، نعمت‌الله سعیدی و...

نقد و بررسی «آیینه‌کاری سکوت»

سروده نیلوفر بختیاری در فرهنگسرای انقلاب

 

شهرستان ادب: مجموعه شعر «آیینه‌کاری سکوت» سروده نیلوفر بختیاری با حضور منتقدان ادبی، شاعران و علاقمندان ادبیات بررسی شد. در این جلسه که اجرای آن بر عهده میلاد عرفان‌پور بود، رضا اسماعیلی، مرتضی امیری اسفندقه و نعمت‌الله سعیدی به جنبه‌های مختلف این کتاب پرداختند. 

همچنین در این برنامه شاعران دیگری چون علی محمد مودب، مریم جعفری آذرمانی، حسن صنوبری، منصوره محبی، المیرا شاهان، شیوا فضل‌علی، زهرا علیشاهی، مهدیه انتظاریان و... حضور داشتند.

 

حاصل جمع «تعهد ادبی» و «دینی-انسانی»

در ابتدا میلاد عرفان پور به خوانش ابیاتی از کتاب پرداخت. در ادامه نشست رضا اسماعیلی، شاعر و منتقد ادبی درباره کتاب «آیینه کاری سکوت» گفت: این مجموعه آغاز خوب و امیدبخشی برای یک شاعرجوان است و امیدواریم که این راه ادامه پیدا کند و شاهد درخشش بیشتری برای شاعر باشیم.

رضا اسماعیلی سپس به تفاوت‌های سرایش شعر در دوران گذشته و امروز اشاره کرد و اظهار داشت: «چهره‌های بزرگی از میان شاعران کلاسیک ادبیات فارسی، فیلسوف یا اندیشمند یا دانشمند بوده‌اند اما شعر نیز می‌سروده‌اند. دلیلش آن است که بسیاری از این بزرگان دغدغه این نداشتند که شاعر شناخته بشوند، بلکه آن‌ها شعر را رسانه‌ای قدرتمند می‌دانسته‌اند که از طریق آن می‌توانستند با مردم ارتباط برقرار کنند و حکمت دینی یا اندیشه‌های خود را از این طریق ترویج کنند.»

به گفته این شاعر «امروز اما چرخه برعکس شده است: شاعری که دارای طبع خدادادی است وقتی می‌بیند حرفی برای گفتن ندارد و دچار فقر اندیشه است، یا در دام‌چاله صورت‌گرایی فرو می‌رود، شعر عاشقانه عریان اروتیک می‌سراید و اگر هم شعر آیینی می‌سراید اشعارش سرشار از کژتابی مضمونی و اعتقادی است و خلاصه آن که در صورت شعر می‌ماند. شعر طنز او هم به لودگی می‌رسد و در نهایت اگر بخواهد فقط به شعر توجه کند، چون حرفی برای گفتن ندارد، به زبان‌آوری، صنعت‌گری، خیال پردازی و تصویربازی مشغول می‌شود. شاعری که دچار فقط اندیشه است این کاستی را با مرعوب کردن مخاطب جبران می‌کند، طوری که مخاطب تصور می‌کند او حرف زیادی برای گفتن دارد اما این‌گونه نیست.»

اسماعیلی سپس به «آیینه‌کاری سکوت» سکوت پرداخت و نیلوفر بختیاری را شاعری دانست که در این مجموعه «تعهد ادبی را با تعهد دینی و انسانی جمع کرده است»: «وقتی مجموعه شعر خانم بختیاری را می‌خواندم دیدم او شاعری است که سروده‌هایش جمع بین تعهد ادبی و تعهد دینی و انسانی است. تعهد ادبی یعنی چگونه گفتن، یعنی صورت و ساختار و تکنیک. تعهد دینی و انسانی یعنی در کنار چگونه گفتن، به چه گفتن نیز بها بدهیم، این دو را با هم تلفیق کنیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم. این اتفاق در این مجموعه شعر افتاده است. بخصوص وقتی غزل‌ها را می‌خوانیم متوجه می شویم که آمیزه‌ای است از چگونه گفتن و چه گفتن. شاعر فقط زبان‌آوری نکرده است و نمی‌خواهد با کلمات بازی کند، بلکه دغدغه‌ای و دردی و حرفی داشته است و آن‌ها را با کلمات بیان کرده است. شعر برای شاعر فقط هدف نبوده است بلکه وسیله‌ای برای ابلاغ پیام‌های انسانی بوده است.»

 

 

«آیینه کاری سکوت» تجلی زندگی واقعی

این شاعر انقلاب که خود آثار بسیاری در حوزه ادبیات آیینی خلق کرده است با ستایش از تنوع اشعار در «آیینه‌کاری سکوت» تصریح کرد: «این مجموعه، تنوع ارجمندی دارد، در کنار اشعار دینی و مذهبی، شعر عاشقانه و اجتماعی نیز هست و باعث می‌شود تا خواننده دچار کسالت و ملال نشود. اما در همه این اشعار، شاعر دغدغه‌ای دارد. این از وجوه تمایز میان شاعر مذهبی صرف و شاعر اصیل مذهبی است.»

خالق دفتر «حنجره سرخ عشق» درباره تفاوت میان شاعر مذهبی و شاعر اصیل مذهبی توضیح داد: «شاعر مذهبی فقط به صورت و شعائر و مناسک دینی توجه می‌کند، حتی گاه برای چشم‌داشت اخروی یا دنیوی می‌سراید. توجه داشته باشیم که ایمان یک پله بالاتر از اسلام است و شاعر اصیل مذهبی به سیرت، درونه دین و حقیقت ایمان توجه می‌کند. او در کنار شعائر به حقیقت دین می‌پردازد و می‌خواهد آن حقیقت را در شعر خود به تصویر می‌کشد. بنابراین شعر دینی فقط شعری نیست که برای ائمه باشد. نه، گاه اشعاری درباره مادربزرگ یا پدربزرگ یا والدین است اما شعر اصیل دینی محسوب می‌شود. چون ما در آموزه‌های دینی دیده‌ایم که احترام به والدین توصیه شده است. شاعری که به این مسأله توجه می‌کند حتی اگر به معصومین یا واژگان دین اشاره نکرده باشد اما سیرت دین در شعرش تجلی پیدا کرده است. این چنین شعری ارزشمندتر از شعری است که فقط به صورت دین توجه می‌کند.»

این منتقد ادبی، دفتر«آیینه‌کاری سکوت» را از جمله آثار اصیل مذهبی دانست و اظهار داشت: «این اتفاق در این مجموعه اشعار افتاده است. شعری در این مجموعه هست که به ماهواره می‌پردازد اما نگاه انسانی در آن موج می‌زند. دغدغه شاعر آن است که ماهواره بین انسان‌ها دیواری کشیده است و آن‌ها را از هم جدا کرده است و ارزش‌های متعالی جامعه شرقی و ایرانی کم‌رنگ شده است. در این غزل به دور از کلیشه‌ها یا زبان شعاری، حرف خود را به زیباترین وجه بیان کرده است: «از شب شد، بی هدف،‌ بی دیدن ماه و ستاره/ پای خود ما را نشاند این جعبه جادو دوباره/ خنده خواهر، غم مادر، اجیر قصه‌گو شد/دور هم بودیم، اما ذهن‌هامان در اجاره/.../در جهان مردگان، شب‌زنده‌داری کافی‌ات نیست؟/ پیر شد بخت جوان تو، به پای ماهواره». می‌بینیم که شاعر به شیوه‌ای مدرن و هنرمندانه، پدیده ماهواره را نقد و آسیب شناسی کرده است، اما اصلا احساس نمی‌کنیم شعار می‌دهد چون شعرش از جنس زندگی است.»

اسماعیلی در پایان گفت: «خانم بختیاری اگر امروز شاعر موفقی است دلیلش آن است که از مسیر درستی وارد دنیای شعر شده است. او از طریق اردوهای آموزشی آفتاب‌گردان‌ها در شهرستان ادب، توانسته است با شعر و نقد شعر به صورتی هدفمند آشنا شود. شاعری که در گام‌های آغازین وارد محافل ادبی باری به هر جهت می‌شود به جایی نمی‌رسد چون برخی از این محافل نقش تخریبی دارند. اما اگر با زانو زدن جلوی استادان ادبیات، شعر را می‌آموزد حتما موفق می‌شود. ایشان همچنین تا جایی که من دیده‌ام در شعر خود اهل خلوت است و دچار روزمرگی نشده است. شعر او از درون سفارش می‌گیرد و از زندگی الهام گرفته است.»

 

شاعر در نگاه

در این نشست ادبی، مرتضی امیری اسفندقه، شاعر و مدرس ادبیات، درباره «آیینه‌کاری سکوت» و شاعر این مجموعه اظهار داشت: «خانم بختیاری شاعر است و شعر گفتن درباره شاعران هم سخت است و هم آسان. ما در سرزمین شعر و کلمه بالیدیم و برآمدیم، ما از گهواره تا گور با شعر همراهیم و هنوز با وجود این همه نو شدن و مدرنیته و گهواره‌های برقی هم‌چنان شعر در همه زندگی ما جاری است. دشوار است چون این نزدیکی به شعر باعث ایجاد نوعی حجاب معاصرت هم می‌شود: «هیبت قُرب ز بعد افزون است.» شعر نوعی حس و حال و هوش و حیرانی و هیجان خاص خود را دارد و از این منظر کار دشواری است.»

سراینده مجموعه قصاید «سیه‌مست سایه تاک» همچنین بختیاری را «شاعر در نگاه» دانست و توضیح داد: «پیش از آن‌که بخواهیم به موسیقی در شعر او بپردازیم یا از توجه او به ادبیات فارسی بگوییم و به شنای طبع او در بحور شعر فارسی بپردازیم باید از نگاه او بگوییم: نگاه او به هستی، نگاهی حاضر و ناظر است. نگاه او به طبیعت تکراری نیست. شاعری چشم باز کردن است و چشم و گوش خانم بختیاری از هستی غافل نیست. او تعبیری دارد که می‌گوید «خورشید بی‌وجدان»، این تعبیر شجاعانه‌ای است، نشان می‌دهد که او در در شعرهایش، نگاهی دیگر به طبیعت دارد و حرف آن‌ها را می‌فهمد و گفته‌های‌شان را ترجمه می‌کند. اشعار او سرشار از الهام است و به الهام نزدیک است.»

اسفندقه افزود: «نگاه خانم بختیاری غافل و غفلت‌زده نیست و شاعر کسی است که غافل نیست. شاعر شاید خود را در شرایطی به کری و کوری و گنگی بزند اما همه چیز را می‌بیند. علاوه بر آن شعر ایشان در موسیقی کناری بسیار متنوع است، هیچ شاعری نتوانسته است به کلماتی نزدیک شود که ایشان برای قافیه انتخاب کرده است. چنین است که می‌توان گفت شعر پارسی شکل و معنا دارد و وهن نیست. اگرچه ما در دورانی به سر می‌بریم که با کمال تأسف، عده‌ای می‌خواهند موسیقی شعر پارسی را به هم بریزند و آن را از ردیف و وزن خالی کنند و هر مقوله بی‌معنا و محتوایی را به جای شعر قالب کنند. باید از انتشارات شهرستان ادب تشکر کرد که چنین مجموعه‌هایی را به رخ خوانندگان می‌کشد.»

این شاعر انقلاب در پایان تصریح کرد: «شاعر نمی‌تواند زیبایی‌های پدیده‌های هستی را نبیند اما شعر پارسی نفسانی نیست. گاه شاخه گلی در خرابه رشد می‌کند یا از دل خاکروبه‌ها بیرون زده است، چطور می‌شود این گل را ندید؟ اما در صورت ماندن و به همان شکل قدیم ماندن چندان درست نیست. شعر پارسی واقعا به فکر این‌که کشورها را بگیرد نبوده است، شعر به هند و تاجیکستان و هر جا که زمینه داشته باشد نفوذ می‌کند.»

 

عاشقانه‌های معرفت‌گرا

نعمت‌الله سعیدی، منتقد ادبی و روزنامه‌نگار نیز در این نشست به تمایز میان «فرم و محتوا» اشاره کرد و توضیح داد: «محتوای بدون فرم نداریم اما فرم فاقد محتوا داریم. بنابراین اگر می‌گوییم اصالت با محتواست از این منظر است، وگرنه جنگ اصلی در حوزه فرم است. عالم هنر عالم جنگیدن سر فرم است، کسی که محتوا تولید می‌کند فیلسوف و اندیشمند است.»

این منتقدی ادبی ادامه داد: «در این کتابِ شعر، نوعی اندوه نجیبانه و آرامش آگاهانه دیده می‌شود. جهان انسانی جهان نگرش‌ها نیست بلکه جهان گرایش‌ها و انگیزه‌هاست. انسان یا در پی لذت یا عزت یا معرفت است. شاعر از جمله دردسرهایی که دارد این است که با شهرت طرف است، اگر شعری بگوید که کسی آن را نبیند بی‌فایده است و کار شاقی نکرده است اما اگر شهرت پیدا کند درگیر مشکلات ناشی از شهرت می‌شود.»

سعیدی با اشاره به این‌که اشعار عاشقانه مجموعه «آیینه‌کاری سکوت»، «معرفت‌گراست و نه لذت‌گرا» اظهار داشت: «عاشقانه‌های خانم بختیاری، عاشقانه‌ای ذیل آگاهی است، لذت‌گرا نیست بلکه معرفت‌گراست. قدیمی‌ها پدران به فرزندان‌شان می‌گفتند کاری نکنید ما سر زبان‌ها بیفتیم. امروزه برعکس شده است و افراد دنبال شهرت هستند و اگر توصیه‌ای از جانب پدری باشد ظاهرا این است: کاری کنید که معروف بشوید! سوال این است که چطور این دو توصیه را با هم جمع کنیم؟ شاعر امروز می‌تواند با چند کار طنز سخیف یا عاشقانه ضعیف، سر زبان‌ها بیفتد و رسانه‌ها را فتح کند. شاعر این مجموعه هم این را می‌داند اما در عین حال می‌داند که شهرت و دیده شدن اگر فاقد پی‌سازی و زیرسازی باشد چه فایده‌ای دارد.»

این منتقد ادبی در پایان گفت: «شاعر این مجموعه، هنوز به اصطلاح اهل سینما تیپ است و به آن‌چه شخصیت می‌دانیم نرسیده است. روح ناخودآگاه جمعی شعر انقلاب مصداق های مختلفی دارد، یعنی این‌که شاعر انقلاب را شاید در وجود پنجاه شاعر می‌توانیم ببینیم. شاعر این مجموعه، به آن روح جمعی و آن تیپ دست یافته است و شاعری توانا در حوزه شعر انقلاب و معاصر است اما هنوز تیپ است و شخصیت فردی ندارد، درواقع به آن ویژگی‌های خاص خودش دست پیدا نکرده است. اگر بخواهم خلاصه بگویم شاعر ابتدا تبدیل به روح جمعی و تیپ می‌شود، سپس شخصیت فردی می‌گیرد و در اوج کارش، تیپی فردی معرفی می‌کند. حافظ چنین شاعری است. او تیپی جمعی معرفی می‌کند، یعنی بخشی از وجود ما ایرانی‌ها حافظ است.»

گفتنی است این نشست ادبی، ششمین جلسه «رصد صبح» بود که با همکاری بنیاد صبح قریب و  فرهنگسرای انقلاب اسلامی، روز دوشنبه 21 اسفندماه در محل این فرهنگسرا برگزار شد. مجموعه شعر «آیینه‌کاری سکوت» را به تازگی انتشارات شهرستان ادب روانه بازار نشر کرده است.

 

شهرستان ادب،  ۲۳ اسفند ۱۳۹۶  

https://shahrestanadab.com/Content/ID/7869/

چهارشنبه سوری باید نماد وحدت جامعه ایران باشد

 

 

تهران - ایرنا - شاعر آیینی کشور گفت: جشن چهارشنبه سوری باید نماد وحدت جامعه ایران و فرصتی برای همدلی و همزبانی باشد.

 

رضا اسماعیلی روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا اظهار داشت: جشن های فراوان ملی و مردمی مانند مهرگان، یلدا، نوروز و چهارشنبه سوری از دیرباز در فرهنگ ایران وجود داشته؛ جشن هایی که از یک منظر فرصت و از منظر دیگر ممکن است تهدید به شمار آید در صورتی که هوشمندانه و مدبرانه با آنها برخورد نشود.
وی با اشاره به 13 بدر بعنوان یکی از جشن های ملی که در آن رگه های خرافه وجود دارد، ادامه داد: برخی این روز را نحس می دانند در حالیکه این روز پیوند دوباره با طبیعت را یادآور می شود.
نویسنده کتاب «بانوی آئینه و سنگ» با تاکید بر بازتعریف و خرافه زدایی از این جشن ها افزود: چهارشنبه سوری باید نماد وحدت جامعه ایران باشد و فرصتی که در آن مردم بیشتر با یکدیگر رفت و آمد داشته و همدلی، همزبانی و روحیه تعاون در آنها تقویت شود.
اسماعیلی با تاکید بر ضرورت پاک کردن جشن های ملی از خرافه و آلودگی هایی از این دست توضیح داد: این کار بر عهده اهالی فرهنگ و قلم است تا بتوانند جنبه های ایجابی و مثبت جشن های ملی را برجسته کنند و فرصتی برای وفاق و انسجام ملی بوجود آید.
این شاعر آیینی کشور اضافه کرد: بارها شاهد بودیم در جشن هایی مانند چهارشنبه سوری عده ای به خیابان آمده و با استفاده بی ضابطه از مواد منفجره، تلفات زیادی را بوجود آوردند که یکی از دلایل آن عدم فرهنگسازی است.
وی گفت: نیاز است در طول سال با نوشتن مقاله، بررسی های کارشناسانه و آسیب شناسی عمیق، جنبه های ایجابی جشن هایی چون چهارشنبه سوری برجسته و موارد اشتباه و تهدیدآمیز آنها از اذهان پاک شود.
نویسنده کتاب «حنجره سرخ عشق» ادامه داد: جشن های ملی می تواند به تقویت و انسجام روحیه همکاری و تعاون کمک کند، مانند عید نوروز که بهانه ای شده تا عده ای مخفیانه و آبرومندانه به افرادی که از سطح زندگی پایین تر برخوردار هستند، کمک کنند بنابراین این رویکرد جشن ملی که باعث دستگیری از افراد می شود، یک فرصت است و شکوه فرهنگ ایرانی را در منظر جهانیان به نمایش می گذارد.
اسماعیلی افزود: 13 بدر یکی از جشن های ملی است که باید مردم در آن روز به دامن طبیعت رفته ضمن اینکه از آن حفظ و صیانت هم می کنند، هرچند بسیاری با تکیه بر خرافه و گره زدن سبزه، در نابودی طبیعت سهیم می شوند و بعد از این روز حجم زیادی از زباله را در کوه، جنگل بوجود می آورند.
وی با بیان اینکه چهارشنبه سوری نقش موثری در همدلی اقوام مختلف و انسجام میان آنها دارد، گفت: این روز بهانه ای برای تقویت پیوندهای عاطفی و خویشاوندی است که همزبانی و وفاق اجتماعی را به دنبال دارد.
به گفته اسماعیلی، همه دست اندرکاران حوزه فرهنگ از طریق فرهنگ سازی باید به دنبال حفظ ارزش ها باشند.
شاعر آیینی کشور با بیان اینکه اسلام مهر تاییدی بر عید نوروز زده است، گفت: در این جشن ملی صله رحم و دید و بازدید ها زیاد می شود اما اگر این آیین محملی برای چشم و همچشمی ها و سبقت در تجملات و ریخت و پاش ها شود، بدون تردید از نقش سازنده و رشد دهنده بازمانده و تبدیل به یک عنصر منفی در جامعه می شود.
به گفته وی، جشن های ملی نباید بهانه ای برای رقابت های ناسالم شود.
اسماعیلی با بیان اینکه در سالهای اخیر رسانه ها تلاش زیادی برای برجسته کردن ابعاد مثبت جشن های ملی کرده اند، افزود: باید از همین تریبون به مردم آموزش داد چهارشنبه سوری را به چهارشنبه سوزی تبدیل نکرده و نقص عضوی را باعث نشوند بلکه پس از این جشن ملی دوباره دور هم جمع شوند.
وی تاکید کرد چهارشنبه سوری باید نماد شکوه و عظمت ایرانیان و تجلی روشن اندیشی و روشنفکری در جامعه ایرانی باشد.

 

خبرگزاری ایرنا، سه شنبه 22 اسفند 1396

http://www.irna.ir/fa/News/82860735

شاعران انقلاب: احمد عزیزی(مصاحبه)

_____________________________________________________________________________________________________

دیدگاه صاحب‌نظران درباره نقش مرحوم احمد عزیزی در شعر امروز ایران

شاعری که از متن جریان انقلاب برخاست

زهره کهندل

عزیزی

 

آن‌ها که شاعرند و اهل ادبیات، بر تأثیر وی بر قالب مثنوی معترفند. او توانست در مدتی مخاطبان خاص خود را بیابد. بسیاری باور دارند در شعرهای او شور موج می‌زند و عزیزی، منجی شعر آیینی از بند کلیشه‌ها بوده است. او از شاعران خوش‌قریحه در قطار شعر انقلاب بود که بیشتر سروده‌هایش رنگ و بوی آیینی دارد.

 

قدس آنلاین-شاعری اهل کرمانشاه بود از دیار سرپل ذهاب. «احمد عزیزی» شاعر دردانه انقلاب در سن ۸۵ سالگی، پس از ۹ سال زندگی نباتی که درپی کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج بیماری قلبی و کلیوی او را اسیر تخت بیمارستان کرده بود، ۱۶ اسفندماه سال گذشته، درگذشت اما یادش در همیشه تاریخ جاودانه ماند.  
آن‌ها که شاعرند و اهل ادبیات، بر تأثیر وی بر قالب مثنوی معترفند. او توانست در مدتی مخاطبان خاص خود را بیابد. بسیاری باور دارند در شعرهای او شور موج می‌زند و عزیزی، منجی شعر آیینی از بند کلیشه‌ها بوده است. او از شاعران خوش‌قریحه در قطار شعر انقلاب بود که بیشتر سروده‌هایش رنگ و بوی آیینی دارد.  

حسین اسرافیلی از شاعران پیشکسوت کشور به خبرنگار ما می‌گوید: مرحوم احمد عزیزی در مثنوی از تأثیرگذاران شعر انقلاب بود. بعد از انقلاب، علی معلم و مرحوم احمد عزیزی از تأثیرگذارترین مثنوی‌سرایان شعر انقلاب بوده‌اند البته ممکن است برخی از این مثنوی‌ها نیاز به پالایش داشته باشد اما شاعران زیادی از مرحوم احمد عزیزی پیروی کردند و تأثیرات وی را در آثار آن‌ها می‌توان دید.

وی با بیان اینکه احمد عزیزی در غزل بسیار تحت تأثیر بیدل دهلوی بود، خاطرنشان می‌کند: اشعار او، زبان پیچیده‌ای داشت اما نه به شدت بیدل؛ اگرچه ردپای این شاعر در آثارش ظهور داشت.

این شاعر اضافه می‌کند: مرحوم عزیزی شطحیاتی داشت که  تعابیر دوگانه و بدیعی را در این گونه ادبی به کار می‌برد، او علاقه‌مند به شطحیات نویسی بود و اثر ماندگاری را در این حوزه از خود به جا گذاشت و بنیانگذار شطحیات جدید بود و مجموعه‌ای از تعبیرهای امروزی در شطحیات او به چشم می‌خورد.

احمد عزیزی در سرودن اشعار آیینی، ید طولایی داشت به طوریکه تعبیر یاس برای حضرت زهرا (س) تعبیر شاعرانه او بود و اولین بار از حضرت زهرا (س) با تعبیر یاس نبی و یاس پیامبر نام برد، بقیه شاعران هم این  تعبیر را از احمد عزیزی عاریه گرفتند. اسرافیلی با بیان این مطلب، می‌افزاید: مرحوم عزیزی مدتی به کلاس‌های عرفان می‌رفت و تأثیراتی از آن بحث‌ها داشت که اطلاعات خوبی از عرفان و فلسفه پیدا کرده بود اما سن او آنقدر نبود که همه این تأثیرات فلسفی و عرفانی را در تفکر و اندیشه‌اش هضم کند.

 

شطحیاتش شیرین بود

رضا اسماعیلی، شاعر آیینی کشورمان درباره تأثیر زنده‌یاد عزیزی بر جریان شعر انقلاب به خبرنگار ما می‌گوید: استاد احمد عزیزی از شاعران نسل اول انقلاب بود که در دو حوزه مثنوی و شطحیات بسیار شاخص و برجسته بود. اشعارش در قالب مثنوی، سبک و سیاق خاصی داشت و ویژه خودش بود.

به باور وی، عزیزی در شطحیات و نثرهای عرفانی بسیار شیرین می‌نوشت به طوریکه اگر تاریخ ادبیات انقلاب اسلامی‌ را بررسی کنیم در حوزه شطحیات و مثنوی، احمد عزیزی یکی از چهره‌های شاخص و بی نظیر است.

اسماعیلی ادامه می‌دهد: تأثیر همنشینی احمد عزیزی را با عالمان دینی و عرفا، در آثارش می‌توان دید یعنی رگه‌های معنوی و عرفانی در مثنوی‌های او  مشهود است و شطحیاتش رنگ و بوی معنوی دارد.

این پژوهشگر ادبی با بیان اینکه تعابیر، ترکیبات و تلمیحات عزیزی در مثنوی‌هایش، منحصر به خودش بود، خاطرنشان می‌کند: با بررسی اشعار احمد عزیزی می‌بینیم که کلیدواژه‌های اشعارش برگرفته از مضامین، آیات قرآنی و تلمیحات عرفانی است که نشان می‌دهد، دانش و بینش ادبی خود را با آموزه‌های اصیل دینی در یک ترکیب هنرمندانه، بارور ساخته و با خلاقیت و نبوغی که داشته، توانسته است شعری را عرضه کند که متفاوت باشد.

به باور اسماعیلی، وقتی مثنوی احمد عزیزی را بخوانید حتی اگر نام شاعر پای آن شعر نباشد، با واژگانی که به کار برده و لهجه شعر، می‌توان تشخیص داد که این مثنوی سروده احمد عزیزی است.

 

 خلوت گزینی‌های شاعرانه

امروز جای احمد عزیزی در بین شاعران نسل انقلاب، بسیار خالی است و چهره‌ای مانند او با خصوصیات و ویژگی‌های منحصربفرد در آثارش، تکرارناپذیر است. اسماعیلی با بیان این مطلب، اضافه می‌کند: البته کسانی هستند که سعی کردند از سبک و سیاق احمد عزیزی تقلید کنند که ناموفق بودند. احمد عزیزی از سهراب سپهری و فروغ فرخ‌زاد، تأثیر غیرمستقیم گرفته بود به طوریکه طی بررسی آثار عزیزی، می‌بینیم که زبانش به زبان سهراب سپهری نزدیک می‌شود و گاهی هم از شاعران سبک هندی تأثیر پذیرفته است یعنی بسیاری از ترکیبات و تعبیراتی که در اشعارش می‌بینیم منعبث از شاعران سبک هندی است.

اسماعیلی تأکید می‌کند: عزیزی یکی ازچهره‌های ماندگار ادبیات انقلاب اسلامی ‌است و باید به نسل امروز توصیه کرد آثار این شاعر انقلابی را بخوانند تا بتوان مسیر بالندگی و زایندگی ادبیات انقلاب را بیش از پیش هموار کرد.

او با بیان اینکه احمد عزیزی، شاعر سیاسی نبود بلکه در دنیای خودش شعر می‌گفت و سیر و سلوک خاصی داشت، می‌گوید: عزیزی سعی می‌کرد که براساس نیاز روحی خودش دست به خلق و آفرینش هنری بزند. اشعار او از روح زلال و لطیف شاعرانه‌اش نشأت گرفته بود. شاعری نبود که خودش را در سیاست دخالت دهد و به ندرت در آثار او، شعر سیاسی پیدا می‌کنید اما بخاطر پایبندی به ارزش‌های و آرمان‌های امام(ره) و انقلاب، یک شاعر انقلابی بود. زنده‌یاد عزیزی تا آخرین روزهای زندگی اش، حضوری فعال در عرصه ادبیات اشت اما باورش بر خلوت‌گزینی بود و تأکید داشت که در خلوتی شاعرانه می‌توان دست به آفرینش ادبی زد بنابراین خیلی در محافل و مجامع ادبی شرکت نمی‌کرد.

به باور او، اگر شاعری همیشه در حال رفتن به این جلسه و آن جلسه و این کنگره و آن کنگره باشد، فرصتی برای خلوت‌گزینی و صیقل دادن اشعارش پیدا نمی‌کند. شاعران نسل جوان باید تلاش کنند که از این آسیب دور شوند و در خلوت شاعرانه، شعر زلال‌تر و صیقل یافته‌تری بسرایند.

 

منبع: روزنامه قدس
قدس آنلاین، چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ 
http://www.qudsonline.ir/news/592053/