شاعران انقلاب: میرهاشم میری
__________________________________________________________________________________
به انگیزه بزرگداشت شاعر انقلاب «میر هاشم میری»
هم ترازِ رباعی سرایان بزرگ

«میرهاشم میری» از جمله شاعراني است که نام بلندش در صحیفه روشن شعر انقلاب با «رباعی» پیوند خورده است. وی از شاعران نسل اول انقلاب و هم تراز رباعی سرایان بزرگ دهه شصت است. رباعی سرایانی چون: سیدحسن حسینی، قیصر امین پور، وحید امیری، سهیل محمودی، محمدرضا سهرابی نژاد، و امیرعلی مصدق.
میری - همچون اکثر شاعران - هر چند در همه قالب های شعر پارسی طبع آزمایی کرده است، ولی به جرأت مي توان گفت كه درخشش وی در عرصه رباعي بيش از ساير عرصههاست، و اين به خاطر همخواني و همخوني زباني شاعر با اين قالب ادبی است.
بدون اغراق بايد گفت كه حلاوت بسياری از رباعيهای او كه در سالهای آغازين انقلاب و در طول دوران پرافتخار دفاع مقدس سروده شدهاند، در ذائقه بسياری از خوانندگان مشتاق و جدی ادبيات معاصر هنوز هم باقي مانده است. از جمله رباعی های خاطره انگیز و ماندگار زیر:
چندان که صفای نوبهاران سبز است
آواز لطیف باد و باران سبز است
ای سرخ ترین نشانه ی بیداری
یادت به چکاد روزگاران سبز است
***
گلبرگ لطیف لاله تن پوشش بود
بیدارترین ستاره چاووشش بود
وقتی که ستاره بر تنش می رویید
خوریشد در آرزوی آغوشش بود
***
یاران، یاران! پیاله تان پر می باد
با مستی تان بهار دور از دی باد
اینسان که بر آسمان شب می گذرید
درهر قدم آفتاب تان در پی باد
رباعی از قالب های دلبرانه و دیریاب ادب پارسی است . قالبی که درگیر شدن با آن، وسواس و دقت نظری ورای قالب های ادبی دیگر می خواهد. قالب رباعی را - جدای از محتوا - می توان از نظر ایجاز و کوتاهی به «هایکو» شبیه دانست. مرکز ثقل هایکو یا شعرهای سه سطری، تصویر گرایی، شکار و عکس برداری شاعرانه از طبیعت است. امّا رباعی دارای گستره و وسعت موضوعات است. رباعی مناسب ترین قالب برای پرداخت هنرمندانه مضامین اجتماعی، فلسفی، عاشقانه و عارفانه محسوب می شود. فارغ از هر گونه تعریف و تعارفی، میرهاشم میری از شاعرانی است که در این قالب خوش درخشیده و آثار درخشانی در دفتر شعر انقلاب از خود به یادگار گذاشته است.
در آیینه رباعی های فاخر و روشن میری مي توانيم سيمای يك شاعر «نواندیش» را به تماشا بنشينيم، شاعری که در قالب كلاسيك رباعی، نگاهی با طراوت و امروزین دارد. شاعر با چشم رباعی به دنبال «جور دیگر دیدن» است. میری شاعری کلیشه گریز است و با لهجه رباعی به دنبال آن است که «حرفی از جنس زمان» داشته باشد. به خاطر این هوشمندی شاعرانه، رباعی هایش طرز دیگری دارد که جان و جهان مخاطب را می نوازد.
علاوه بر شعر و شاعری، میری در عرصه آموزش و پژوهش نیز آوازه ای بلند دارد. او به معنای واقعی کلمه «معلم» است و به دنبال نشر نور و رونق «اندیشه». به همین خاطر در سال های اخیر، کمتر در محافل و مجامع ادبی آفتابی شده است. دغدغه معلمی و شاگردپروری چنان در جان او ریشه دوانده که بین او و دنیای شاعری فاصله انداخته است. ولی حضور پر برکت و تاثیرگذار او در همدان به عنوان معلمی دلسوز و ادیبی پیشکسوت، باعث بالندگی نسلی از شاعران جوان شده است. شاعرانی که در سایه سار دانش و بینش ادبی او، در آسمان شعر و ادب ایران قد کشیده و نام و آوازه ای درخور یافته اند.
جان كلام آن كه میرهاشم میری به اعتبار آثار درخشانی كه تاكنون آفريده است، يكي از چهره های ماندگار شعر معاصر ايران است و من بر اين اعتقاد و باورم كه بسياری از قابليت ها و توانمندی های ادبي او به خاطر تعلق خاطر به «خلوت» و کناره گیری از «جلوت» تاكنون به منصه ظهور درنيامده و نامكشوف مانده است.
با آرزوی شكوفايی و درخشش بيش تر برای این شاعر نجیب و خوشنام، پايان اين نوشتار را به رباعی زيبای ديگری از او مزين می كنم و دامن سخن را كوتاه:
هرگز لبت از زمزمه خاموش مباد
جام دلت از حادثه مغشوش مباد
نامت كه طنين استقامت دارد
از خاطر عاشقان فراموش مباد
خبرگزاری فارس، 25 اردیبهشت 1379
https://www.farsnews.com/news/13970225000816/
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ و نویسنده آزاد است