زیباترین تصویر محله:«همدلی اهالی»

___________________________________________________________________________________

رضا اسماعیلی، شاعر آیینی از حس و حال خود نسبت به محله خاطره‌هایش می‌گوید

زیباترین تصویر محله:«همدلی اهالی»

فرشاد شیرازی_ خبرنگار

«رضا اسماعیلی» شاعر آیینی، مرد خوش سخنی است. بلندبالا و تحصیل کرده است. وقتی که سخن می‌گوید مجذوب حرف‌هایش می‌شوید. اصل سخنان او بر کرامت انسانی استوار است و می‌گوید: «آنچه بیش از هر چیز در شرق تهران زبانزد است، فرهنگ ایرانی‌ ـ اسلامی شهروندانش است که باعث شده بافت سنتی اخلاقی آنها حفظ شود.» به قول رضا اسماعیلی، نمونه‌ای از بهترین مردم تهران را می‌توان در شرق یافت. گفت‌وگوی خودمانی و کوتاه اما خواندنی ما را با این شاعر آیینی بخوانید.

 

 شرق تهران برای شما تجلی و تداعی‌کننده چه چیزی است؟

سال‌ها در محله‌های مختلف شرق تهران سکونت داشته‌ام. زیباترین تصاویر از این محله‌ها، همبستگی، همزبانی و همدلی اهالی است. در این محله‌ها مردم بیشتر هوای همدیگر را دارند. بیشتر از حال یکدیگر باخبرند و تلاش می‌کنند که اگر بتوانند مرهمی بر زخم دیگران باشند. ساده زیستی و ارزش‌هایی که در فرهنگ ایرانی‌ـ اسلامی ریشه دارد مانند قناعت، مردمداری، نوعدوستی، سخاوتمندی و مرام و مسلک در اهالی شرق بیشتر دیده می‌شود. به اصطلاح می‌گویند طرف انسان بامرامی است. از این سنخ آدم‌ها در شرق تهران بیشتر می‌توان یافت. قدیم می‌گفتند که طرف سبیلش را گرو می‌گذارد. این ویژگی هم در مردم شرق تهران هنوز به وضوح به چشم می‌خورد. همچنین به گمانم محبت مردم در شرق تهران پررنگ‌تر است.

 

 میدان هفت‌حوض یکی از زیباترین میدان‌های پایتخت است. وقتی به این راسته و میدان پا می‌‌گذارید چه حس و حالی دارید؟

قدم زدن در هفت‌حوض و خیابان‌های منتهی به این راسته به من احساس امنیت و آرامش می‌دهد. وقتی به میدان هفت‌حوض پا می‌گذارم‌گویی به قول حضرت لسان‌الغیب، «جمعیت خاطر» دارم و در فضایی قرار گرفته‌ام که به انسان انرژی و آرامش می‌دهد. این آرامش به دلیل مردم صبوری است که در اینجا زندگی می‌کنند. آنها به قول بچه‌های تهران اگر دوستشان باشید، همه رقمه پایت می‌ایستند.

 

 خانه عمویتان هم سال‌ها در محدوده تهرانپارس بود. تهرانپارس آن سال‌ها را بیشتر دوست دارید یا تهرانپارس امروز را؟

دقیقاً! دوران نوجوانی زیاد به تهرانپارس می‌رفتیم. آن زمان تهرانپارس خلوت بود. امروز به دلیل افزایش جمعیت و تغییر سبک زندگی که متأسفانه آپارتمان‌نشینی شده، خانه‌های کلنگی را تخریب می‌کنند و برج می‌سازند. تهرانپارس آن سال‌ها برایم یک حس داشت و آن حس خوب مطالعه در خلوتی آن محله بود. امروز در تهرانپارس آن خلوتی و آرامش کمتر است اما به نظرم هنوز نوعی پیوند و هارمونی بین ساکنانش دیده می‌شود. در مجموع باید بگویم که همچنان تهرانپارس را به‌عنوان محله‌ای که طبقه متوسط شهری در آن زندگی می‌کنند، دوست می‌دارم.

 

 برای تهیه مایحتاج خانه هنوز از شرق تهران خرید می‌کنید؟

باید بگویم که من اساساً خرید کردن برای خانه را دوست دارم. یکی از وظایفم در خانه همین است. به همین دلیل این کار را همواره با عشق انجام می‌دهم و بله، هنوز برای خرید به شرق تهران می‌روم.

 

 مراکز فرهنگی شرق تهران چگونه‌اند؟ آیا پاسخگوی نیاز مردم هستند؟

گه گاه در کانون ادبی فرهنگسرای اشراق کلاس‌های نقد و بررسی شعر برگزار می‌شود که سعی می‌کنم در این کلاس‌ها حضور پیوسته داشته باشم. گاهی هم در سرای محله‌های این بخش از پایتخت نشست‌های تخصصی ادبی و هنری برگزار می‌شود که نسبتاً خوب و قابل قبول به نظر می‌رسد چون از کیفیت بالایی برخودار است. همواره انتظار داشته‌ام که این کلاس‌ها و برنامه‌ها بیشتر مورد توجه مدیران سرای محله‌ها قرار گیرد و تقویت شود. ضعف اصلی این‌گونه برنامه‌ها نحوه اطلاع‌رسانی است. گاهی در دوره‌ای کلاسی برگزار می‌شود که تعداد انگشت‌شماری در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند. اگر با برنامه‌ریزی دقیق‌تر و دغدغه بیشتر این کلاس‌ها را برگزار کنند شاهد استقبال بیشتری خواهیم بود. همچنین باید برنامه‌ها مردم محور باشند. یعنی به نوعی نیازسنجی انجام شود و بدانیم که فلان محله چه آموزش‌هایی را نیاز دارد و مردم چه متونی را بیشتر مطالعه می‌کنند. با توجه به نیازسنجی و فراخوانی که داده می‌شود باید اشتیاق و عطش مردم را برای شرکت در برنامه‌های مختلف فرهنگی و نوع آنها سنجید.

 

سه شعر تازه از رضا اسماعیلی

 

بهار سبز

صبح است و تنها در هیاهوی خیابانم

سرریز آواز زلال «باز بارانم»

صبح است و در حال شهود آسمان هستم

از همسری با آسمان، آبی است چشمانم

دست دلم در دست بارانی دل‌انگیز است

دارد شکوفا می‌شود، اسرار پنهانم

جان درختان در شکوهی سبز می‌بالد

بوی طراوت می‌چکد بر روی دامانم

باید بیاموزم ز جنگل شوق رستن را

تا بوی سرسبزی بروید در زمستانم

صبح است و در محراب اشراق بهاری نو

با لهجه شبنم، نمازی سبز می‌خوانم

گنجشک‌های مهربان، تکبیر می‌گویند

حال و هوای پر زدن، افتاده در جانم

دست تمام شاخه‌ها بر آسمان بالاست

رفتن به سمت آسمان، یعنی مسلمانم

با «قل هوالله احد» قد می‌کشم تا او

توحید را از آیه‌های برگ می‌خوانم

صبح بهار است و معادی سبز در راه است

باید که برخیزم، خدا را دست افشانم

باید که عریان گردم از پاییز بی‌برگی

باید بهاری سبز را بر خود بپوشانم

 

زمزمه آب

بیا و زمزمه آب را تماشا کن

خروش چشمه بی‌تاب را تماشا کن

برای تازه شدن، همنشین شبنم شو

درون آینه آب را تماشا کن

شبیه حادثه رود و چشمه جاری شو

بچرخ در خود و گرداب را تماشا کن

سلام کن به خدایی که پشت دریاهاست

صدای روشن «سهراب» را تماشا کن

به باغ وسوسه شاپرک قدم بگذار

شکوهِ رنگی این قاب را تماشا کن

به کوچه باغ شکفتن سری بزن،‌ای خوب!

بهار و چلچله، این باب را تماشا کن

خیال پنجره‌ها را به باغ گل بگشا

شکوفه، این غزل ناب را تماشا کن

بهار، بوی معاد است و خواب بیداری

تو چشم واکن و این خواب را تماشا کن!

 

روشنی آفتاب

مرا به روشنی آفتاب دعوت کن

به رود و چشمه و دریا، به آب دعوت کن

مرا به لهجه باران صدا بزن،‌ای خوب!

به باغ خیس نگاه سحاب، دعوت کن

به سمت عصمت یک گل، مرا ببر یک شب

مرا به چیدن بوی گلاب، دعوت کن

مرا به آینه آسمان بزن پیوند

به روشنای نگاه شهاب، دعوت کن

کجاست حافظ و شعر فرشته سیمایش؟

مرا به عصمت یک شعر ناب، دعوت کن

دلم گرفته از این ظلمت عدالت سوز

مرا به روشنی آفتاب، دعوت کن

 

روزنامه همشهری، همشهری محله، پنج شنبه 17 مرداد 1398

http://newspaper.hamshahri.org/id/71215/

شاعران انقلاب: ابوالفضل زرویی نصرآباد(2)

__________________________________________________________________________________

 

حمایت عزتمندانه از هنرمندان/ پیام تسلیت چه فایده‌ای دارد؟

 

رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر گفت: حمایت مستمر و محترمانه است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم. چه فایده‌ای دارد؟

رضا اسماعیلی که این روزها مشغول داوری آثار چهارمین جشنواره ملی هنرمندان شاهد و ایثارگر است، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، تمرکز جشنواره‌ها بر موضوعات خاص را عامل پیشرفت آثار و اشعار دانست.

اسماعیلی در توضیح این موضوع گفت: ممکن است عده‌ای معتقد باشند که ارائه مضمون باعث تولید آثار سفارشی بی‌ارزش می‌شود، اما من معتقدم اگر مضمون به افرادی ارائه شود که اهلیت هنری و ادبی لازم را برای خلق آن اثر دارند، منجر به تولید آثاری فاخر و پیشرو می‌شود. به طور مثال در فضای هنرهای تصویری شاید ندانید، اما سریال ماندگار «محله برو بیا» که جزو آثار ماندگار دهه ۶۰ تلویزیون بود به سفارش وزارت بهداشت تولید شده بود، اما چون به لحاظ هنری سطح بالایی داشت مورد توجه مردم قرار گرفت.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره تأثیر فضای مجازی در عرصه شعر و ادب بیان داشت: نفوذ گسترده فضای مجازی در میان مردم محسنات و معایبی داشته است. به طور مثال اگر چند سال قبل قرار بود کسی در عرصه ادبیات و شعر شناخته شود، باید مکرر تلاش می‌کرد تا بتواند اثری تولید کند که با سلیقه یک ناشر منطبق باشد و اجازه انتشار بیابد. این اتفاق، راه را برای خلاقیت تا حدودی سد می‌کرد.

اسماعیلی ادامه داد: فضای مجازی این امکان را می‌دهد که من شاعر شعر جدید را در صفحه اجتماعی‌ام قرار دهم و این امکان را داشته باشم که شعرم در میان مردم دیده شود و بازخورد بگیرد. این اتفاق اجازه خلاقیت و نوآوری و ابتکار در فضای شعر و ادبیات را به شاعران نسل جوان می‌دهد، اما از طرفی هم ممکن است تولید آثار کم کیفیت و بی‌مایه در فضاهای اجتماعی به چشم آید و صاحبان آنها اعتماد به نفس و غرور کاذبی به آنها دست دهد که این حتما رخداد مبارکی برای ادبیات نیست. در واقع فضای مجازی شمشیر دولبه‌ای است که مزایا و معایب مختلفی بر آن مترتب است.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبی درباره مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد هم گفت: مشکل اصلی ما در حوزه فرهنگ فقدان یک سامانه فرهنگی هوشمند است که به طور مستمر و منظم پیگیر فعالیت‌ها و احوال چهره‌های شناخته شده ادبیات باشد. از این گذر است حمایت‌های گاه و بیگاه از سوی نهادها که به طور نامنظم و غیرمتمرکز انجام می‌شود و حتی ممکن است منجر به بی‌حرمتی به چهره‌های پیشکسوت شود.

وی در ادامه اظهار داشت: به طور مثال تصور کنید چهره بزرگ و فرهیخته‌ای را که سال‌ها برای ادبیات زحمت کشیده و حالا درگیر هزینه‌های هنگفت درمانی شده برخی با نیت خیر و برای کمک به او به طور مثال مبلغی را توی پاکت می‌گذارند و به او تقدیم می‌کنند. خب این اتفاق برای خیلی‌ها ناخوشایند است و به غرور کسی که پیشکسوت یک عرصه است برمی‌خورد. من یادم هست مرحوم قیصر امین‌پور هیچگاه راضی نبود که از مشکلات شخصی‌اش حرفی به میان آید و حتی اگر هدیه‌ای به او داده می‌شد آن را هم از سر عزت نفس پس می‌داد.

اسماعیلی در مقام ارائه راهکار توضیح داد: نهادهای متولی فرهنگ می‌توانند با راه‌هایی شایسته‌تر و مناسب‌تر با این موضوع برخورد کنند به طور مثال مرحوم زرویی نصرآباد مدتی پیش از فوت غریبانه‌اش به ذوق و انتخاب یکی از مسئولین، دوره کوتاه آموزش پژوهشی برگزار کرد که البته تاکید می‌کنم این کارگاه آموزشی با ذوق و رابطه دیرینه آن مسئول با مرحوم زرویی شکل گرفت، نه آن که مولود تصمیم یک سامانه هوشمند فرهنگی بوده باشد. ما می‌توانیم برای آنکه حمایت شایسته و دائم نظام‌مند از چهره‌های شناخته شده و بزرگان عرصه ادبیات و شعر داشته باشیم با بودجه‌های کلانی که در اختیار نهادهای مختلف است کارگاه‌های آموزشی مستمر، امور پژوهشی جدید و اتفاقاتی از این دست را پیش بینی کنیم.

این شاعر با طرح این سئوال که: «چه اشکالی دارد که یک نویسنده یا شاعر هم مانند یک کارگردان برای تولید یک اثر برای پیش از آغاز کار قرارداد ببندد و مبلغی را دریافت کند؟» گفت: اگر این نگاه در فضای ادبیات شکل می‌گرفت، شاهد مشکلات متعدد اهالی شعر و ادب در فضای زندگی شخصی خود نمی‌بودیم. این حمایت، نامحسوس است و عزت و احترام افراد نیز با آن رعایت می‌شود و از سویی تولید اثر یا تربیت نیرو هم انجام می‌شود. این موضوع باید برای مدیران فرهنگی ما جا بیفتد. این موضوع قبیح نیست. به هر حال لازمه زندگی، تامین معیشت است و این با اخلاص تناقضی ندارد.

رضا اسماعیلی در پایان بیان داشت این حمایت مستمر و بااحترام است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم چه فایده‌ای دارد؟ اتفاقی که بارها و بارها در فضای ادبیات افتاده و جدیدترینش فوت غریبانه مرحوم زرویی نصرآباد بود. 

 

خبرگزاری فارس، چهارشنبه 14 آذر 1397

https://www.farsnews.com/news/13970914000658/

 

شاعران انقلاب: ابوالفضل زرویی نصرآباد

___________________________________________________________________________________

نهضت «عدالت خواهی» در شعر انقلاب

این روزها اعجاز شعر برای تـأثیر و تـأثّر در افکـارِ عموم، به منظور بهبود روابط اجتماعی و پیشگیری از زوال ارزشها و انحـراف از خطـوط اصلی انقلاب می‌تواند به کار گرفته شود.

به گزارش خبرنگار مهر،  در آستانه هفتمین روز درگذشت ابوالفصل زرویی، رضا اسماعیلی شاعر و منتقد در یادداشتی به موضوع عدالت‌خواهی در شعر با نگاهی به اشعار زرویی پرداخته است که در ادامه می‌خوانیم:

 مقام معظم رهبری در بخشی از بیانات خود در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۹۴ عنوان داشتند: امام طرف‌دار جدّی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدّت و حدّت رد می کرد؛ اشرافی گری را با تلخی رد می کرد؛ به معنای واقعی کلمه امام طرف‌دار عدالت اجتماعی بود؛ طرف‌داری از مستضعفان شاید یکی از پر تکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیانات شان گفتند؛ این یکی از خطوط روشن امام است؛ این یکی از اصول قطعی امام است، همه باید تلاش کنند که فقر را ریشه‌کن کنند؛ همه باید تلاش کنند که محرومان را از محرومیّت بیرون بیاورند و تا آنجایی که در توان کشور است، به محرومان کمک کنند. از آن طرف به مسئولان کشور هشدار می داد درباره‌ی خوی کاخ‌نشینی... و همه را از خوی کاخ‌نشینی برحذر می داشت، تأکید مکرّر می کرد بر این که به وفاداری طبقات ضعیف اعتماد کنید؛ این را امام مکرّر می گفت که این کوخ‌نشینانند، این فقرایند، این محرومانند که این صحنه‌ها را با وجود محرومیّت ها پر کرده‌اند، اعتراض هم نمی کنند، در میدان های خطر هم حاضر می شوند.

این روزها مردم به خاطر فشارهای اقتصادی حال و روز خوشی ندارند. غول تورم دست روی گردن مردم گذاشته و روز به روز و ساعت به ساعت فشارش را بیشتر می کند. و بدتر از همه این که اصحاب فکر و فرهنگ و صاحبان قلم و اندیشه - همچون زرویی نصرآبادها – به خاطر تنگناهای مالی، بیش از دیگر اقشار جامعه در حسرت و عسرت به سر می برند و دغدغه معیشت و نان دارند، در حالی که اگر این جماعت نجیب - اصحاب قلم – از همان آغاز به جای قلم زدن، پادوی مغازه ای در بازار بودند و یا حتی گِل لگد می کردند، امروز حال و روز بهتر و زندگی اقتصادی آبرومندتری داشتند. ولی از آنجا که اصحاب قلم، وارثان رسالت پیامبران الهی و امانتدار کلمه و کلام هستند، به خاطرعزت نفس و مناعت طبع ذاتی شان، با درد خود می سوزند و می سازند و کلامی بر زبان نمی آورند. و این قصه پر غصه از زمان حضرت حافظ تا به امروز ادامه دارد. دلیل آن هم ظاهرا چیزی جز فرزانگی و فرهیختگی نیست، چنان که حافظ صریحا گفته است: «تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس!»

در این شرایط وانفسا نفس کشیدن و زنده ماندن، یعنی شاخ غول را شکستن! نیاز به معادلات پیچیده هم نیست. حتی یک آدم کم هوش هم به راحتی می تواند بفهمد که در این شرایط با ماهی بین یک یا دومیلیون تومان اصلا نمی شود گلیم خود را از آب بیرون کشید و صورت خود را با سیلی سرخ کرد، مگر این که از صبح تا شام و به صورت سه شیفت کار کنی و بی خیال زندگی انسانی شوی. بی خیال مطالعه، سفر، تفریح، ورزش، صله رحم، تربیت، استراحت و خیلی چیزهای دیگر. طبق آماری که بعضی از مسئولین محترم می دهند، بیش از نیمی از مردم ایران زیر خط فقرند. این فاجعه برای کشور ثروتمندی مثل ایران که خاکش طلاست و وجب به وجب خاکش سرشار از نعمت های خدادادی، مایه ننگ نیست!؟ مگر در حدیثی امام علی(ع) نفرموده است که «از دری که فقر وارد شود، از در دیگر دین و ایمان خارج می شود.»

همچنین در حکمت ۵۶ از نهج البلاغه می خوانیم: «وَالْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَةٌ: فقیر حتی در وطنش غریب است». و در حکمت ۳۱۹ از نهج البلاغه امام علی می فرماید: «فَإنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّینِ! مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَةٌ لِلْمَقْتِ: فقر سبب نقصان دین و مشوش شدن عقل و جلب کینه می گردد». در حدیث معروف رسول اکرم(ص) که در کتاب کافی آمده است نیز می خوانیم: «کادَ الْفَقْرُ أنْ یَکُونَ کُفْراً: نزدیک است که فقر انسان را به مرحله کفر برساند». البته ناگفته نماند که درد مردم بیش و پیش از «فقر»، تبعیض و بی عدالتی و وجود فاصله های جانکاه طبقاتی است که به راستی برازنده جامعه اسلامی نیست.

نه، برای خدا مغالطه نکنید. مردم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را مثل جان شیرین دوست دارند و در طول این چهل سال برای انقلاب سنگ تمام گذاشته اند. روی سخن من با مسئولین محترم و یقه سفید چپ و راستی است که بر اسب مراد سوارند و خبر از حال پیاده ندارند. مسئولین وظیفه شناسی! که با حقوق های نجومی سیرند و خبر از درد کارگر عیالواری که از صبح تا شام عرق می ریزد و با دست های خالی به خانه بر می گردد ندارند. بیایید با مردم صادق باشید و بار بی کفایتی و بی تفاوتی بعضی از مدیران پر مدعا و متکبر را به گردن تحریم ها و استکبار جهانی نگذارید. این که در نظام مقدس جمهوری اسلامی بیش از ۵۰ درصد مردم در برزخ فقر و فلاکت به سر ببرند، و بقیه در بهشت ناز و نعمت و رفاه، این عدالت است!؟ مگر طبق وصیت امام قرار نبود خط اصولی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، خط دفاع از مستضعفین(پابرهنگان) و احقاق حقوق فقرا باشد؟ بیایید صادقانه بگویید: آیا امروز نسبت به آغاز انقلاب به «عدالت» نزدیک تر شده ایم یا دورتر!؟ بگذریم...!

 و منِ شاعر در این میانه مانده ام چه بگویم که شرمنده بزرگواری مردم نباشم. مردمی که همه داروندار خود را در طبق اخلاص گذاشته اند و با تحمل همه تنگناها و محرومیت ها همچنان با چنگ و دندان از انقلاب خود دفاع می کنند و مومنانه فریاد می زنند: «ما ایستاده ایم». مانده ام که در این روزهای حسرت و عسرت چه بگویم که در کوچه و خیابان بتوانم سرم را بالا بگیرم و چشم در چشم نجابت آنان بدوزم؟ در این روزهای خاکستری – که هوا بس ناجوانمردانه سرد است – به راستی تکلیف شاعر با واژه ها چیست؟ در این روزهای «مبادا» اگر شاعر بخواهد بی اعتنا به سفره های خالی و شکم های گرسنه، با اغفال کلمات همچنان دلبری و افسونگری کند، با منوچهری و فرخی و انوری و عنصری چه فرقی دارد!؟ در این «روز مبادا» دو راه بیشتر پیش پای شاعر نیست. یا باید شاعر سر در لاک بی عاری و بی خیالی فرو برد و به مدد طبع روان و بخت جوان بگوید:
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
میباشد و میباشد و میباشد و می
من باشم و من باشم و من باشم و من
وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی 

یا باید با شب‌چراغ «انسانیت» و «همدردی» در کنار مردم بماند و با لهجه شعر ابوذرانه از «درد مشترک» بگوید. «از رنجی که می بریم» و از «عدالتی» که نیست! من نیز با برادر شاعرم محمدحسین جعفریان که خود از جانبازان دردآشنا و زخم خورده انقلاب است موافقم که در این شرایط شعر انقلاب به اقتضای رسالتی که بر دوش دارد باید پوست اندازی کند، از اغما در آید و پرچم مطالبه گری و عدالت خواهی را به اهتزاز درآورد:

وقتی سخن از شاعر انقلاب به میان می آوریم، مرادمان جمعی مدیحه سرای حرفه ای، که از لابه لای اوراق کتب و شعرهایشان جز ترانه به به و چه چه چیزی به گوش نمی رسد، نیست. شاعر انقلاب همپالکی منوچهری و همکاسه انوری نیست. شاعر انقلاب سخن مـی گویـد؛ ناطق است (یعنی شعور دارد و می اندیشد) و تعهد دارد، و هرگاه که خـود لازم بدانـد، داد می کشد و مردم را از آنچه به آن آگاهی یافته اسـت مطّلـع مـی کنـد و چـون مظلومیـت و معصومیتی را ببیند، برای همگان بازگو میکند تا از اعجاز شعر برای تـأثیر و تـأثّر در افکـارِ عموم، به منظور بهبود روابط اجتماعی و پیشگیری از زوال ارزشها و انحـراف از خطـوط اصلی انقلاب، کمک بگیرد. در نهایت این شاعر انقلاب است که در چنین هنگامه‌ای می‌سراید:

ای جماعت! چطوره حالات‌تون؟
قربون اون فهم و کمالات‌تون
گردنتون پیش کسی خم‌نشه
از سربنده، سایه‌تون کم‌نشه
راز و نیاز و بندگی‌تون درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست
بنده می‌شم غلام دربست‌تون
پیش کسی دراز نشه دست‌تون
از لب‌تون خنده فراری نشه
خدا نکرده، اشکی جاری نشه
باز، یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
***
آی جماعت، چطوره احوال‌تون؟
چی مونده از صفای پارسال‌تون؟
نگین فلانی از لطیفه خسته است
خداگواهه من دلم شکسته است
با خنده شماس که جون می‌گیرم
برای تک‌تک شما می‌میرم
حتی اگه فقیر و بی‌پول باشید
دلم می‌خواد که شاد و شنگول باشید
خونه‌هاتون چرا خوش‌آب و رنگ نیست؟
چی‌شده؟ خنده‌تون چرا قشنگ نیست؟
***
قصه ما، قصهُ سوز و سازه
عزیزم این رشته سرش درازه...
(ابوالفضل زرویی نصرآباد)

 

خبرگزاری مهر، 17 آذر 1397

https://www.mehrnews.com/news/4478778/

اظهار خرسندی رهبر انقلاب از چاپ «این بانگ آزادی»

______________________________________________________________________________________________________________________________________

 

اظهار خرسندی رهبر انقلاب از چاپ «این بانگ آزادی»

 

گروه ادب ــ رضا اسماعیلی در یادداشت کوتاهی از اظهار خرسندی و رضایت رهبر معظم انقلاب از چاپ و انتشار مجموعه شعر استاد حمید سبزواری خبر داد.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ در آبان امسال، مجموعه چهار مجلدی اشعار زنده‌یاد استاد حمید سبزواری به همت سازمان بسیج هنرمندان به صورت فاخر و نفیس با عنوان «این بانگ آزادی» چاپ و منتشر شد. در این مجموعه چهار جلدی که به اهتمام شاعران انقلاب رضا اسماعیلی، حسین اسرافیلی و مصطفی محدثی خراسانی تهیه و تدوین شده است، برای اولین بار مجموعه سرودهای انقلابی استاد سبزواری نیز در یک مجلد مستقل عرضه شده است.

رضا اسماعیلی، شاعر انقلاب از اظهار خرسندی و رضایت مقام معظم رهبری از چاپ مجموعه شعر مرحوم حمید سبزواری خبر داد و یادداشتی را در همین راستا نوشته و برای انتشار در دسترس خبرگزاری ایکنا قرار داده است. این یادداشت را در ادامه می‌خوانید؛

بعد از چاپ مجموعه اشعار چهار جلدی استاد حمید سبزواری با عنوان «این بانگ آزادی» که به همت اینجانب و استادان ارجمندم حسین اسرافیلی و مصطفی محدثی خراسانی تدوین و به همت انتشارات سازمان بسیج هنرمندان در آبان ماه سال جاری چاپ و منتشر شد، اخیراً در جلسه شورای عالی شعر بسیج، آقای نصیربیگی(رئیس سازمان بسیج هنرمندان) تعریف می‌کرد که چندی پیش که با گروهی از هنرمندان تئاتر توفیق شرفیابی به محضر حضرت آقا را پیدا کردند، ایشان هنگام تقدیم مجموعه چهار مجلدی اشعار استاد سبزواری به آقا، نظر مقام معظم رهبری را در مورد چاپ این مجموعه جویا شدند و حضرت آقا با اظهار خرسندی و رضایت از چاپ این مجموعه فاخر در پاسخ سه بار پشت سر هم فرمودند: «کار خیلی خوبی است.» رهبر ادیب انقلاب در مقدمه‌ای نیز که بر مجموعه شعر «سرود درد» استاد سبزواری به صورت قلمی، فرموده‌اند، چاپ و انتشار اشعار حماسی استاد سبزواری را «گامی در جهت غنی‌سازی گنجینه ادبیات انقلاب» دانسته و در بیان جایگاه رفیع ادبی پدر شعر انقلاب فرموده‌اند: «شاعر گرامی ما آقای حمید سبزواری از پیشکسوتان و پیشروان این راه است. زبان فاخر، در شعر حمید، با مضمون انقلابی و مکتبی، آمیزه‌ای مطلوب و ارزنده پدید آورده و مجموعه شعر او در دیوان معاصر فارسی، فصل رغبت‌انگیز و شایسته‌ای گشوده است.»

بعد از شنیدن این خبر خدا را شکر کردم که چاپ این مجموعه نفیس و ارزشمند مورد رضایت امین شعر انقلاب قرار گرفته است. به یاد دارم یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای استاد سبزواری نیز چاپ مجموعه سرودهای انقلابی‌اش بود که متأسفانه این آرزو در زمان حیات وی - به هر علت - تحقق نیافت. امیدوارم روح پر فتوح استاد و همچنین خانواده ارجمند ایشان هم اکنون از چاپ این مجموعه خرسند شده باشند.

 

خبرگزاری قرآن، چهارشنبه اول اسفند 1397

http://iqna.ir/fa/news/3791920/

حمایت عزتمندانه ار هنرمندان

_____________________________________________________________________________
 
حمایت عزتمندانه از هنرمندان/ پیام تسلیت چه فایده‌ای دارد؟
 

رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر گفت: حمایت مستمر و محترمانه است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم. چه فایده‌ای دارد؟

رضا اسماعیلی که این روزها مشغول داوری آثار چهارمین جشنواره ملی هنرمندان شاهد و ایثارگر است، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، تمرکز جشنواره‌ها بر موضوعات خاص را عامل پیشرفت آثار و اشعار دانست.

اسماعیلی در توضیح این موضوع گفت: ممکن است عده‌ای معتقد باشند که ارائه مضمون باعث تولید آثار سفارشی بی‌ارزش می‌شود، اما من معتقدم اگر مضمون به افرادی ارائه شود که اهلیت هنری و ادبی لازم را برای خلق آن اثر دارند، منجر به تولید آثاری فاخر و پیشرو می‌شود. به طور مثال در فضای هنرهای تصویری شاید ندانید، اما سریال ماندگار «محله برو بیا» که جزو آثار ماندگار دهه ۶۰ تلویزیون بود به سفارش وزارت بهداشت تولید شده بود، اما چون به لحاظ هنری سطح بالایی داشت مورد توجه مردم قرار گرفت.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره تأثیر فضای مجازی در عرصه شعر و ادب بیان داشت: نفوذ گسترده فضای مجازی در میان مردم محسنات و معایبی داشته است. به طور مثال اگر چند سال قبل قرار بود کسی در عرصه ادبیات و شعر شناخته شود، باید مکرر تلاش می‌کرد تا بتواند اثری تولید کند که با سلیقه یک ناشر منطبق باشد و اجازه انتشار بیابد. این اتفاق، راه را برای خلاقیت تا حدودی سد می‌کرد.

اسماعیلی ادامه داد: فضای مجازی این امکان را می‌دهد که من شاعر شعر جدید را در صفحه اجتماعی‌ام قرار دهم و این امکان را داشته باشم که شعرم در میان مردم دیده شود و بازخورد بگیرد. این اتفاق اجازه خلاقیت و نوآوری و ابتکار در فضای شعر و ادبیات را به شاعران نسل جوان می‌دهد، اما از طرفی هم ممکن است تولید آثار کم کیفیت و بی‌مایه در فضاهای اجتماعی به چشم آید و صاحبان آنها اعتماد به نفس و غرور کاذبی به آنها دست دهد که این حتما رخداد مبارکی برای ادبیات نیست. در واقع فضای مجازی شمشیر دولبه‌ای است که مزایا و معایب مختلفی بر آن مترتب است.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبی درباره مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد هم گفت: مشکل اصلی ما در حوزه فرهنگ فقدان یک سامانه فرهنگی هوشمند است که به طور مستمر و منظم پیگیر فعالیت‌ها و احوال چهره‌های شناخته شده ادبیات باشد. از این گذر است حمایت‌های گاه و بیگاه از سوی نهادها که به طور نامنظم و غیرمتمرکز انجام می‌شود و حتی ممکن است منجر به بی‌حرمتی به چهره‌های پیشکسوت شود.

وی در ادامه اظهار داشت: به طور مثال تصور کنید چهره بزرگ و فرهیخته‌ای را که سال‌ها برای ادبیات زحمت کشیده و حالا درگیر هزینه‌های هنگفت درمانی شده برخی با نیت خیر و برای کمک به او به طور مثال مبلغی را توی پاکت می‌گذارند و به او تقدیم می‌کنند. خب این اتفاق برای خیلی‌ها ناخوشایند است و به غرور کسی که پیشکسوت یک عرصه است برمی‌خورد. من یادم هست مرحوم قیصر امین‌پور هیچگاه راضی نبود که از مشکلات شخصی‌اش حرفی به میان آید و حتی اگر هدیه‌ای به او داده می‌شد آن را هم از سر عزت نفس پس می‌داد.

اسماعیلی در مقام ارائه راهکار توضیح داد: نهادهای متولی فرهنگ می‌توانند با راه‌هایی شایسته‌تر و مناسب‌تر با این موضوع برخورد کنند به طور مثال مرحوم زرویی نصرآباد مدتی پیش از فوت غریبانه‌اش به ذوق و انتخاب یکی از مسئولین، دوره کوتاه آموزش پژوهشی برگزار کرد که البته تاکید می‌کنم این کارگاه آموزشی با ذوق و رابطه دیرینه آن مسئول با مرحوم زرویی شکل گرفت، نه آن که مولود تصمیم یک سامانه هوشمند فرهنگی بوده باشد. ما می‌توانیم برای آنکه حمایت شایسته و دائم نظام‌مند از چهره‌های شناخته شده و بزرگان عرصه ادبیات و شعر داشته باشیم با بودجه‌های کلانی که در اختیار نهادهای مختلف است کارگاه‌های آموزشی مستمر، امور پژوهشی جدید و اتفاقاتی از این دست را پیش بینی کنیم.

این شاعر با طرح این سئوال که: «چه اشکالی دارد که یک نویسنده یا شاعر هم مانند یک کارگردان برای تولید یک اثر برای پیش از آغاز کار قرارداد ببندد و مبلغی را دریافت کند؟» گفت: اگر این نگاه در فضای ادبیات شکل می‌گرفت، شاهد مشکلات متعدد اهالی شعر و ادب در فضای زندگی شخصی خود نمی‌بودیم. این حمایت، نامحسوس است و عزت و احترام افراد نیز با آن رعایت می‌شود و از سویی تولید اثر یا تربیت نیرو هم انجام می‌شود. این موضوع باید برای مدیران فرهنگی ما جا بیفتد. این موضوع قبیح نیست. به هر حال لازمه زندگی، تامین معیشت است و این با اخلاص تناقضی ندارد.

رضا اسماعیلی در پایان بیان داشت این حمایت مستمر و بااحترام است که به کار هنرمند می‌آید. او را رها کنید تا در کنج عزلت به رحمت خدا برود و بعد برای او بزرگداشت بگیریم یا پیام تسلیت بدهیم چه فایده‌ای دارد؟ اتفاقی که بارها و بارها در فضای ادبیات افتاده و جدیدترینش فوت غریبانه مرحوم زرویی نصرآباد بود. 

 

خبرگزاری فارس، چهارشنبه 14 آذر 1397

https://www.farsnews.com/news/13970914000658/

«شعر انقلاب» در گفت و گو با رضا اسماعیلی

________________________________________________________________________________
نگاهی به چهار دهه فعالیت‌های ادبیات انقلاب/۵
 
اسماعیلی تبیین کرد: تدوین مرام‌نامه تثبیت و هویت‌بخشی؛ مهم‌ترین نیاز جریان شعر انقلاب

گفت‌وگو از: سمیه قربانی
 
 
گروه ادب ــ یک شاعر پیشکسوت انقلاب گفت: امروز مهم‌ترین نیاز جریان شعر انقلاب، تدوین مانیفست و مرام‌نامه برای تثبیت و هویت‌بخشی به آن است. اگر مؤلفه‌های شعر انقلاب مدون نشود، بدون شک این جریان ادبی در احراز جایگاهی شایسته در جهان دچار چالش‌ خواهد شد.
 

ادبیات انقلاببه گزارش خبرنگار ایکنا؛ در جریان بررسی چهار دهه فعالیت ادبیات انقلاب به گفت‌وگو با رضا اسماعیلی شاعر پیشکسوت انقلاب نشسته‌ایم. وی در این زمینه محقق و صاحب‌نظر است و به نکات مهمی در حوزه نقد شعر انقلاب و تدوین مؤلفه‌های آن در راستای احراز جایگاه شایسته در ایران و جهان پرداخته است، مشروح بخش نخست این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید؛

 

-برای شعر انقلاب اسلامی چه تعریفی می‌توان ارائه کرد؟

شعر انقلاب اسلامی، ادامه منطقی سیر تكوینی و روند تكاملی ادبیات پارسی است و شاعران انقلاب، فرزندان خلف شاعران بزرگی همچون عطار، مولانا، فردوسی، سعدی، حافظ و نیما هستند. از این منظر بعد از انقلاب اسلامی، نسل شاعران جوان انقلاب نیز به پیروی از بزرگان ادب پارسی در همان مسیری كه گذشتگان پیشاروی آنها نهاده بودند، طی طریق كردند؛ یعنی اكثر شاعران انقلاب در حوزه قالب و فرم، متأثر از یكی از سبک‌های ادبی تثبیت شده پیش از خود بودند(سبک‌های خراسانی، عراقی، هندی و نیمایی). 
اختلاف‌نظرهایی كه از آغاز تاكنون در حوزه تعریف شعر انقلاب اسلامی وجود داشته و دارد، به خاطر این است كه ما در اغلب موارد «شعر انقلاب اسلامی» را با «شعر انقلاب» و «شعر عصر انقلاب» یكی می‌پنداریم، در حالی كه هر یک از این عناوین ماهیتی مستقل و متفاوت دارند. البته در این نكته تردیدی نیست در ذهن و زبان شاعرانی كه در فضای انقلاب بالیده و قد كشیده‌اند، منظور از «شعر انقلاب»، همان شعر انقلاب اسلامی است، اما حذف پسوند «اسلامی» ناخودآگاه باعث خلط مبحث می‌شود و حتی گاهی ذهن اهل پژوهش و تحقیق را نیز در ارائه تعریفی جامع و مانع از «شعر انقلاب اسلامی» به اشتباه می‌اندازد. از این منظر تفكیک و مرزبندی بین عناوین یادشده برای سهولت كار و ارائه تعریفی كاربردی، روشن و روش‌مند از شعر انقلاب اسلامی ضرورت تام دارد.
در یک تعریف ساده، «شعر انقلاب اسلامی» به شعری گفته می‌شود كه موضوع و مضمون اصلی آن، «انقلاب اسلامی» و هنجارها و ارزش‌های برآمده از آن است. شعری معنابنیاد و مفهوم‌محور با اصول زیباشناختی نشئت گرفته از آموزه‌های الهی و انسانی. شعر انقلاب روایت گویای مظلومیت، معصومیت و عصیان انسان معاصر در برابر زشتی‌ها و پلشتی‌ها است. شعری خدامحور، مخاطب‌اندیش، ظلم‌ستیز و عدالت‌مدار.

-شعر انقلاب اسلامی در قلمرو مضامین چه ویژگی‌هایی دارد؟

حركت در مسیر اعتدال ادبی و دست یافتن به شعری سهل و ممتنع، احیای قالب‌های ادبی فراموش شده (رباعی و دوبیتی)، و استفاده از ظرفیت‌های همه سبک‌های ادبی از ویژگی‌های بارز شعر انقلاب اسلامی است. با این همه و با توجه به تعاریفی كه از سبک ارائه شده است، نمی‌توان گفت كه شعر بعد از انقلاب - از نظر قالب و فرم - به سبک جدیدی رسیده است. البته از حق نباید گذشت كه شاعران انقلاب دارای ابداعاتی در حوزه قالب و فرم هستند كه از جمله آنها تلفیق قالب‌های ادبی، دخل و تصرف هنرمندانه در موسیقی كناری(قافیه و ردیف) و همچنین خلاقیت در واژه‌سازی و تركیب‌سازی است، ولی به نظر می‌رسد تنها ابداعاتی در این سطح برای ظهور یک سبک ادبی كافی نیست. 
از عمده‌ترین مؤلفه‌های مضمونی شعر انقلاب اسلامی، موارد زیر قابل اشاره است؛ مضمون‌محوری و معنابنیادی، حماسی، عرفانی بودن لهجه شعر انقلاب اسلامی، بسامد بالای تلمیحات دینی و قرآنی در اشعار شاعران، بسامد بالای مضامین سیاسی – اجتماعی، مخاطب‌اندیشی و مردم‌گرایی(بیرون آوردن شعر از دایره خواص)، خودتحقیری به جای مفاخره (در اشعار شاعران دوره‌های قبل جز مفاخره چیزی نمی‌توان یافت). 
انقلاب اسلامی، شعر را از ورطه افراط و تفریط رهانید و به دایره سلامت و اعتدال هدایت کرد. به عبارت ساده‌تر، انقلاب اسلامی خلاقیت و نوآوری در حوزه شعر را در مسیری منطقی و معقول هدایت کرد و با پیوند شعر نو و سنتی به ترمیم گسست ایجاد شده در نسل‌های ادبی پرداخت که نتیجه این پیوند خجسته، تجدید حیات و احیای قالب‌های ادبی با بهره‌گیری از قابلیت‌های نیمایی بود که این رویکرد هوشمندانه تا حدود زیادی به بحث و جدل‌های تکراری میان شاعران نوپرداز و سنتی پایان داد و بین شاعران معاصر همدلی و همزبانی ایجاد کرد.

-در شعر عصر انقلاب چه قالب‌هایی بیش از همه رایج است؟

هر چند شعر انقلاب اسلامی در قالب خاصی محصور و محدود نشده است و شاعران انقلاب در همه قالب‌های ادبی طبع‌آزمایی کرده‌اند، اما گرایش شاعران انقلاب به قالب‌های سنتی از جمله؛ غزل، مثنوی، قصیده، رباعی و دوبیتی بیش از سایر قالب‌ها است.

-برخی شعر انقلاب را ادامه مکتب بازگشت ادبی می‌دانند، نظرتان چیست؟

گرایش به قالب‌های سنتی باعث شده که برخی از پژوهشگران و استادان دانشگاه در قالب مقالات و سخنرانی‌ها «شعر انقلاب اسلامی» را به تازیانه بی‌مهری ببندند و از این جریان پویا و بالنده با عنوان «بازگشت ادبی دوم» یاد کنند. بدون شک این تهمت، تهمتی ناصواب و جفایی بزرگ در حق شعر و شاعران توانمند انقلاب اسلامی است. گاهی نیز برخی از دوستان - دانسته یا ندانسته - شعر انقلاب اسلامی را به رگبار چنین اتهام ناصوابی بسته‌اند! البته یقین دارم که این امر هرگز از سر عناد و غرض‌ورزی نیست و پیش از آن که بخواهم کسی را متهم کنم بیشتر بر این باورم که چنین قضاوتی ریشه در فاصله‌ها و سوءتفاهماتی دارد که بین شاعران انقلاب اسلامی و جامعه دانشگاهی ما به دلیل عدم تعامل مثبت و سازنده وجود دارد که با «وصل» و «به هم رسیدن» و گفتمان علمی سازنده می‌توان پرونده چنین مباحثی را برای همیشه بست.
در پاسخ به کسانی که شعر انقلاب اسلامی را ادامه مکتب «بازگشت ادبی» می‌دانند باید گفت که شاعران «دوره بازگشت» به سنت برگشتند و در سنت متوقف شدند، و در شعر – بی‌هیچ نوآوری و خلاقیتی - به تقلید طوطی‌وار از گذشتگان پرداختند. حال آن که شاعران انقلاب اسلامی اگر بازگشتی به سنت داشتند، نه به قصد توقف در سنت و تقلید و تکرار از گذشتگان، بلکه برای احیا و بازسازی سنت‌های ادبی و «روزآمد» کردن آنها بود. در واقع شاعران انقلاب برای خلق شعری «از جنس زمان» با هوشمندی و زمان‌شناسی «گذشته» را به «حال» احضار کردند، چنان که به اعتراف بسیاری از بزرگان، قالب‌های اصیل شعر پارسی همچون غزل، رباعی، دوبیتی، قصیده و ... بعد از انقلاب از کما بیرون آمدند و جانی دوباره یافتند. به این معنا که شاعران انقلاب توانستند با توانمندی‌های ادبی خود روحی دوباره در کالبد این قالب‌ها بدمند و آنها را به گونه‌ای بازسازی و احیا کنند، که بار دیگر مورد استقبال جامعه ادبی قرار گیرد.
نسل شاعران انقلاب با نبوغ ادبی خود قالب‌های فراموش شده ادب پارسی را با توانمندی تمام و مطابق با ذوق و ذائقه مخاطبان امروزی شعر بازسازی کردند و باعث شدند که این قالب‌ها – با وجود همه چالش‌هایی که بین نوسرایان و سنتی‌‌سرایان وجود دارد – به عنوان محوری‌ترین قالب‌های ادبی بار دیگر به حیات باشکوه خود ادامه بدهند. این ابتکارعمل باعث شد که در کنار جریان شعر نیمایی و سپید، قالب‌های ادبی از پیله مهجوریت و انزوا بیرون بیایند و به دلیل انطباق با مؤلفه‌های شعر نیمایی (انطباق مضمونی و محتوایی) و همراهی شاعران انقلاب با جریان شعر معاصر، شاهد ظهور خجسته پدیده یا جریانی به نام «غزل و رباعی نیمایی» باشیم. از همین رو، اطلاق عنوان «بازگشت ادبی» به شعر انقلاب اسلامی، محلی از اعراب ندارد و تهمتی از اساس بی بنیان است. امید آن که دیگر پژوهشگران با ورود به این مبحث و تأمل در آن، مسیر نوآمدگان این وادی را روشن کنند و در تبرئه شعر انقلاب اسلامی از این تهمت ناصواب بکوشند.

-از افراد شاخص در حوزه شعر انقلاب چه کسانی را می‌توان نام برد؟

اگر منظورتان از شاعران شاخص، شاعران جریان‌ساز و مولف باشند، در هر دهه می‌توان از تعدادی شاعر شاخص و برجسته نام برد. ولی اگر بخواهیم به صورت کلی به این سوال پاسخ دهیم، شاعران زیر در اولویت قرار می‌گیرند؛ طاهره صفارزاده، موسوی گرمارودی، حمید سبزواری، علی معلم، سلمان هراتی، سید حسن حسینی، قیصر امین‌پور، نصرالله مردانی و احمد عزیزی. از طاهره صفارزاده و موسوی گرمارودی باید به عنوان پیشگامان شعر مدرن دینی نام برد. علاوه بر این که نقش صفارزاده در بالندگی شعر اندیشه و بیداری غیرقابل انکار است. سرود انقلاب اسلامی نیز مدیون حمید سبزواری است. از علی معلم و احمد عزیزی باید به عنوان شاعران صاحب سبک در حوزه مثنوی نام برد. سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور نیز در حوزه احیای رباعی انقلاب نقشی غیرقابل انکار داشته‌اند. «غزل حماسی و مقاومت» نیز مدیون نصرالله مردانی است.

-نقد شعر یکی از فعالیت‌های مهم برای بالندگی آن است، آیا فعالیت جدی در مورد نقد شعر انقلاب انجام شده است؟

نقد شعر انقلاب، حوزه‌ای است كه در طول اين چهار دهه كمتر به آن توجه شده است. به همین علت شعر انقلاب آن گونه که شایسته و بایسته است نتوانسته جایگاه رفیعی برای خود در ایران و جهان دست و پا کند. محققان و پژوهشگران عرصه شعر انقلاب، برای رشد و ارتقای این گونه ادبی باید آن را از زوایای گوناگون مورد نقد و بررسی قرار دهند. ما هميشه نبايد از موضع تأييد و شيفتگی با پديده «شعر انقلاب» برخورد كنیم، بلكه گاهی لازم است كه از موضع نقد نيز اين پديده را مورد كالبدشكافی قرار دهیم و به ابعاد ديگری از آن نظر داشته باشیم كه تا به امروز( به هر علت) مورد غفلت قرار گرفته است. نقد جدی، علمی، فنی و حرفه‌ای شعر انقلاب یکی از ضرورت‌های فرهنگی امروز ما است. نکته دیگر این که امروز مهم‌ترین نیاز جریان شعر انقلاب اسلامی، تدوین مانیفست و مرام‌نامه برای تثبیت و هویت‌بخشی به آن است. ما نیاز به ارائه تعریفی صحیح و کاربردی از این جریان شعری و همچنین «نقد و آسیب‌شناسی» آن داریم. اگر این نیاز و ضرورت احساس نشود و مؤلفه‌های شعر انقلاب اسلامی مدون نشود، بدون شک این جریان ادبی در احراز جایگاهی شایسته در جهان دچار چالش‌ خواهد شد.
عدم صدور شناسنامه برای شعر انقلاب بعد از گذشت چهار دهه، باعث تاراج این سرمایه و گنجینه عظیم معنوی توسط فرصت‌طلبانی خواهد شد که با این گونه ادبی هیچ نسبتی ندارند. این بی‌تعریفی در نهایت منجر به تحریف و استحاله این جریان شعری و مصادره به مطلوب کردن آن توسط دیگران خواهد شد.
نکته قابل تأمل در این حوزه توجه به پیوند ذاتی شعر انقلاب و آیینی است. وجه مشترک «شعر انقلاب» و «آیینی» حرکت در مسیر «ظلم‌ستیزی» است. ولی متأسفانه گاهی شاعران آیینی خرج خود را از شعر انقلاب جدا می‌کنند و بی‌توجه به مقتضیات زمان به راه خود می‌روند. این تفکیک و جدایی، تبعات جبران‌ناپذیری برای انقلاب دارد که کمترین آن انفعال و بی‌تفاوتی نسبت به مسائل داخلی و جهان اسلام و سرودن شعری خنثی و بی‌خاصیت است. حال آن که اگر به بازخوانی شعرهای شاعران نسل اول و دوم که در فضای انقلاب و سال‌های دفاع مقدس بالیده بودند بپردازیم، خواهیم دید که این شعرها هر چند پیشانی نوشت «شعر آیینی» را نداشتند، ولی به معنای واقعی کلمه - هم در صورت و هم در سیرت - شعر آیینی بودند. اما بسیاری از شعرها که این روزها عنوان شعر آیینی را بر پیشانی خود دارند، به خاطر کژتابی‌های مضمونی و اعتقادی، نه تنها شعر آیینی نیستند، بلکه به نوعی در مسیری مخالف با روح دین و آیین حرکت می‌کنند ! شعرهایی که به دلیل بی‌توجهی به مسائل جهان اسلام، عصبیت‌های دینی را تحریک کرده و «وحدت امت اسلامی» را به خطر می‌اندازند. از این منظر، سخت بر این باورم که شعر اصیل دینی و آیینی ما شعر انقلاب، دفاع مقدس و پایداری است و نسل‌های جوان شاعران آیینی روزگار ما باید سروده‌های شاعران نسل اول و دوم انقلاب را الگو و سرمشق خود قرار دهند تا از فرو افتادن در دام‌های اعتقادی و مضمونی در امان بمانند. 

خبرگزاری قرآن، 7 مرداد 1397

http://iqna.ir/fa/news/3734116/

شعر حقيقي در جهت احقاق حقوق مردم اتفاق مي‌افتد

__________________________________________________________________________________

 شعر حقيقي در جهت احقاق حقوق مردم اتفاق مي‌افتد

 

رضا اسماعيلي گفت: اشعار حقيقي شعرهايي هستند كه در جهت حقوق مردم اتفاق مي‌افتند. اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در تبيين نسبت «شعر و حقيقت»، با بيان اين‌ كه شعر بيش‌تر با عنصر خيال در پيوند است تا حقيقت، گفت: همواره در طول تاريخ ادبيات ايران از آثار ادبيات كلاسيك تا متأخرين، شاخك‌های حساس شاعران نسبت به مسائل مبتلابه جامعه حساس بوده و گويي از اين منظر در پي تبيين حقايق بوده‌اند. به ويژه ما اين رويكرد حقيقت‌ طلبي در آثار شاعران را در عرصه‌های اجتماعی از دوران مشروطه به اين‌ سو بيش‌تر مي‌بينيم. اسماعيلی ياد‌آور شد: البته نبايد اين نکته را از نظر دور داشت كه تميز بين حق و باطل گاهي دشوار مي‌شود؛ اما به اعتقاد من، شاعرانی که با تاريخ و مطالبات تاريخي ملت ايران آشنايي داشته اند، در جهت تثبيت و احقاق حقوق مردم قلم زده‌اند؛ اما شاعراني كه با پیشینه تاريخی ايران آشنايی نداشته‌اند، در بحران‌هاي سياسي - اجتماعي دچار نوعي سرگرداني شده‌اند كه از چه موضع و منظری به تبیین و تحلیل مسائل بپردازند كه البته اين مسأله با بصيرت شاعر و همچنين رويكرد حقيقت‌جويي او ربط مستقيمي دارد.

اين شاعر در ادامه متذكر شد: شاعراني كه همواره با غم‌ها و شادی های مردم‌شان زندگي كرده و خود را جزيی از مردم مي‌ دانسته‌اند، در مواجهه با چالش‌های سياسي - اجتماعي نه ‌تنها در لاک بی تفاوتی فرو نرفته اند؛ بلكه در جهت احقاق حقوق مردم و نفع آن‌ها قلم زده‌اند. شاعران بزرگ ادبيات ما همواره اين ‌گونه بوده و سعي كرده‌اند در ارتباط با حقيقتي كه مردم آن را مي‌پذيرند، قلم بزنند.

اسماعيلي ياد‌آور شد: البته اين را نبايد از نظر دور داشت كه حق ‌مداری شاعر در آثارش لزوما ربطي به كيفيت آثاری كه عرضه مي ‌كند، ندارد. به این معنا که گاهی مخاطبان به واسطه ی محبوبيت شاعر از رهگذر اشعار مردمي‌اش آثار او را دنبال می كنند. برای مثال با وجود این که بسياری از اشعار دوران مشروطه به خاطر موضع و رويكرد حقيقت‌جویانه شاعر به بيانيه‌ها‌ی سياسي تنه مي ‌زنند؛ با اين حال از طرف مردم مورد اقبال قرار گرفته اند. اين ماندگاری لزوما به خاطر وجوه زيبايي ‌شناختي منحصر‌به فرد اين آثار نيست؛ بلكه بیش تر به اين اعتبار است كه از درد، دغدغه‌ و حقوق مردم حرف زده‌اند.

 

خبرگزاری ایسنا

https://www.isna.ir/news/8807-00725.125001/

 

شاعران انقلاب: موسی عصمتی

شاعری روشن و بی نقاب

 



شهرستان ادب به نقل از خبرگزاری تسنیم: رضا اسماعیلی در یادداشتی به بررسی شعر موسی عصمتی در مجموعه «بی‌چشمداشت» پرداخته است.


1

«روزگاری/ غروب که می‌شد/ پرنده‌ها دسته‌دسته بر می‌گشتند/ و چوپانان/ روستا را سرشار از گوسفند می‌کردند/ و ما با نهیب پدران‌مان/ کوچه را به قصد خانه ترک می‌کردیم/شب / ستاره‌های فراوانی داشت/و صبح/ وقتی که می‌آمد/ در چشمه‌های اطراف/ خورشید را به هم نشان می‌دادیم/ اما یک روز/ زود غروب شد/ و شب آن قدر طولانی/که سال‌هاست/طلوع خورشید را از یاد برده‌ام» (غروب، ص 59)

من اما در آیینه شعرهای این شاعر روشندل، طلوعی روشن می‌بینم . هرچند خورشید چشم های شاعر به ظاهر خاموش‌اند، اما او آفتابی پر فروغ در سینه دارد که به مدد آن تاریکی های جهان را روشن می‌کند.

موسی عصمتی، شاعری است که کوله‌بار زمزمه بر دوش، از سمت روشن دنیا می‌آید و بر جاده‌های ظلمت گرفته نور می‌پاشد. شاعری روشن و بی‌نقاب. شاعری که با «صداقت» واژه‌ها، از فضیلت‌های فراموش شده سخن می‌گوید: از هی هی دلنواز چوپان، از برکت دست‌های بی‌بی، از شرم شرقی دختران آبادی، از آواز روشن فانوس، از دیوار کوتاه باغ‌ها، از سینه فراخ گندمزار، از سفره عاطفه، از معصومیت بره‌ها، از همخوانی شاد گنجشک‌ها، از تکاپوی چشمه‌ها، از هوهوی باد، و از آب و آینه و اعتماد.

جان و جهان شاعر به نور رسالتی انسانی روشن است. رسالتی که او را به خیزش وا می دارد تا در آسمان شعر - همچون ستاره قطبی - راهنمای رهگذران سرگردان باشد:

اگر روزی
شعله‌ای بیاورند
و فانوس‌های شکسته‌ام
دوباره روشن شوند
آن قدر نگاه خواهم کرد
که آسمان رنگ ببازد
که برف کوه‌ها از خجالت آب شوند
که رودها در استوا یخ بزنند
آن قدر نگاه خواهم کرد
که برگ‌های درختان را
چشم‌بسته حدس بزنم
آن قدر که
چون ستاره قطبی بشوم
و رهگذران سرگردان
مسیرشان را با من تنظیم کنند

(ستاره قطبی، ص 68)

2

مجموعه شعر «بی چشم‌داشت» اولین دفتر از سروده‌های شاعر روشندل و جان‌آگاه «موسی عصمتی» ست. از سروده‌های فراهم آمده در این دفتر به روشنی می‌توان دریافت که
«عصمتی» شاعر معنوی و مفهوم‌گراست. شاعری که رویکردش به شعر، نه از روی تفنن و دل‌مشغولی، بلکه به خاطر تعهد به حقیقت، انسان و جامعه انسانی است. از همین رو، شاعر در غزل‌های خویش از عناصر شاعرانه به ویژه تصویر و خیال نه به عنوان مصالح و ابزاری صرفاً آرایشی و تزئینی، بلکه به عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم و ایجاد ارتباط صادقانه
و صمیمانه با مخاطب استفاده می‌کند، زیرا «زبان» در گام نخست، ابزار ایجاد ارتباط است. البته این معنامحوری با تلفیق هنرمندانه «فرم» و «محتوا» و در ساختاری
شاعرانه اتفاق می‌افتد:

هلا زلال زمین! آبروی دریاها
تهی شد از نم و باران، سبوی دریاها

چگونه از تو بگویم؟ که بغض خواهد کرد
در ابتدای سرودن، گلوی دریاها ...

(دریاها، ص 42)

3

«شاعری پرتوی از شعور نبوت است» و رسالت انسانی یک هنرمند اصیل – پیش و بیش از هر چیز - اشارت و بشارت به نور، روشنی و زیبایی، و گشودن روزنه‌های عشق و
امید به سوی دنیای مخاطبان هنر خویش است. از این منظر، بر این اعتقاد و باورم که کار شاعر – بخصوص شاعر مسلمان - آیه یاس خواندن و دمیدن در تنور ناامیدی نیست. انگشت اشاره شاعر نباید تنها به سمت زشتی‌ها و پلشتی‌ها باشد؛ چراکه براساس آموزه‌های دینی ما بر این باوریم که «پایان شب سیه، سپید است»؛ از این رو من شاعر حق ندارم مخاطب خویش را به کوچه‌های بن‌بست بکشانم و در آخر دنیا پیاده کنم!

برای نیفتادن در چنین دامچاله‌هایی، باید همچون شاعر این مجموعه در ساحت شعر اهل مراقبه و محاسبه باشیم و عنان اختیارمان را دربست به دست خیال چموش نسپاریم تا ما
را در هر منزلگاهی که دوست داشت، پیاده کند؛ پس باید حواس‌مان جمع باشد که نهال امید را در دل‌ها نخشکانیم و باعث تنومند شدن «غول افسردگی» که بیماری گریزناپذیر قرن اکنون است نشویم. چنان که شاعر نیز با تاکید بر این دقیقه گفته است:

جاده‌های سفرم تا به خدا نزدیک است
راه را چاه نگویید، خودم می‌بینم

و کلام آخر این که لهجه شاعر در بیشتر شعرهای این مجموعه، لهجه‌ای نوستالژیک است. در اکثر شعرها ردپای اندوهی انسانی و با شکوه پیداست. اندوهی که حس همذات‌پنداری را در مخاطبین بیدار می‌کند و آنان را تا پایان شعر با خود همراه می‌سازد.

در مورد موسی عصمتی و شعرهای روشن او حرف برای گفتن بسیار است. آرزو می‌کنم در فرصتی دیگر بتوانم در بازنمایی چهره این شاعر نجیب و دوست‌داشتنی قلم بزنم. ان شاءالله.

حسن ختام این نوشتار را به غزلی زیبا و قابل تأمل از این مجموعه شعر اختصاص می‌دهم و با آرزوی روزهایی آفتابی‌تر برای خالق «بی‌چشم‌داشت» سخن را به پایان می‌برم:

من فکر می کنم که نشستن قبول نیست
رفتن، بدون حادثه از من قبول نیست

حتماً در این زمینه که با من موافقید
تنها دعا و روضه و شیون قبول نیست

ماندن شبیه دره که یک روز آب ... نه !
این‌ها همه درست، ولیکن قبول نیست

اینک اقامه‌ای ست که باید قیام کرد
اما بدون سنگ و فلاخن قبول نیست

اسبی بیاورید که باید سوار شد
در انتظار، گوشه نشستن قبول نیست

 

 

شهرستان ادب، 20 شهریور 1395

https://shahrestanadab.com/Content/ID/6551/

شاعران انقلاب: قیصر امین پور

گفت و گوی فارس با رضا اسماعیلی

هدف قیصر فرصت دادن به شاعران جوان برای دیده شدن بود

او بسیار کم حرف بود و بیشتر دوست داشت شنونده خوبی برای حرف های دیگران باشد. بیشتر فرصت می داد طرف مقابل حرف بزند و اکثرًا با اکراه و به واسطه اصرار دیگران چند کلمه ای صحبت می کرد.

 

خبرگزاری فارس؛ گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ رضا اسماعیلی از شخصیت هایی است که در عرصه شعر انقلاب اسلامی تلاش های قابل توجهی نموده است. دوستی او با قیصر امین پور باعث شد تا در مورد این مرد اردیبهشتی (قیصر) با او به گفت و گو بنشینیم.

 

فارس : آقای اسماعیلی! اولین دیدار شما با قیصر به سال هزار و سیصد و شصت و دو در حوزۀ هنری بر می گردد ؟

بله ، بعد از انقلاب با دعوت قیصر عزیر به جلسات نقد و بررسی شعر حوزه هنری رفتم . در آن زمان قیصر مسئول سرویس شعر و ادب مجله سروش بود و من نیز هر از گاهی برای مجله شعر می فرستادم . از همین رو ، به واسطه شناختی که نسبت به من و شعرهایم در مجلۀ سروش پیدا کرده بود ،  دعوت نامه ای با خط خودش برایم فرستاد و مرا به شرکت در جلسات نقد و بررسی شعر حوزه هنری دعوت کرد . در آن جلسات قیصر و سید حسن حسینی حضور مستمر داشتند و جلسه را مشترکا اداره می کردند و قیصر بسیار دلسوزانه و صبور به نقد و بررسی شعرها می پرداخت .

 

* هدف قیصر فرصت دادن به شاعران جوان برای دیده شدن بود

فارس : شاعران زیادی آمدند و رفتند اما امثال قیصر جزء شاعرانی بودن که مردمی شدند و ماندند . به نظر شما دلیل ماندگاری قیصر در ذهن و زبان مردم چیست ؟

قیصر از ویژگی های اخلاقی و انسانی برجسته ای برخوردار بود که تعداد معدودی از شاعران در این روزگار از آن صفات برخوردارند . یکی از برجسته ترین این صفات فروتنی و تواضع او بود و دیگری سعۀ صدرش که آستانۀ تحمل بسیار بالایی در مواجهه با دیدگاه ها و حتی جریان های مخالف به او داده بود و همین سعۀ صدر و تواضع  مهر قیصر را در دل خیلی ها انداخته بود . او بسیار کم حرف بود و بیشتر دوست داشت شنونده خوبی برای حرف های دیگران باشد .

بیشتر فرصت می داد طرف مقابل حرف بزند ، و اکثرا با اکراه و به واسطه اصرار و ابرام دیگران چند کلمه ای صحبت می کرد . یادم هست سال ها پیش در جلسه ای که با حضور او ، استاد مشفق کاشانی ، ساعد باقری و دبیران کانون های ادبی دانشگاه ها برگزار شد ، اکثر دوستانی که در جلسه حضور داشتند ،  علاقه مند به شنیدن غزلی از قیصر بودند ، ولی آن عزیز باز هم با همان فروتنی و تواضع همیشگی اش از آن ها خواست که ابتدا شاعران جوان حاضر در جلسه آثار خود را عرضه کنند و اگر در پایان جلسه فرصتی ماند او هم شعری بخواند . در واقع هدف او از این امتناع ، فرصت دادن به شاعران جوان برای دیده شدن بود . 

قیصر بسیار مهربان و دلسوز بود . وقتی با فردی پیوند دوستی برقرار می کرد ، در دوستی کم نمی گذاشت و سعی می کرد در همۀ لحظات یار او باشد . توجه زیادی به دوستان  خود داشت  . به نظر من همین ویژگی ها بود که قیصر را قیصر کرد . این سلوک انسانی و جوانمردانه به همراه زندگی شاعرانه و هنرمندانه قیصر را محبوب دل ها ساخت .

 

* با رفتن این گوهر ارزشمند، همه امیدها و آرزوها با دریغ و حسرت فراوان به خاک سپرده شد

فارس : بعد از فوت قیصرِ شعر انقلاب ، حضرت آقا پیغامی بسیار جان دار و حکیمانه دادند :" در گذشت او ( قیصر امین پور ) آرزوهایی را در خاک کرد " . نظر شما دربارۀ این پیغام چیست ؟

قیصر از سرمایه های بزرگ ادبیات انقلاب بود و زمانی رفت که لحظات بالندگی و ثمردهی و اوج بهره وری جامعه از حضور قیصر بود . آن روزها قیصر در مقام یک استاد دانشگاه مشغول تربیت نسلی از شاعران توانمند و متعهد برای ادبیات انقلاب بود و به طور جدّ مشغول ارائه ی اندیشه ها و داشته های خود بود . اما تصادف و بیماری او -که صبورانه آن را تحمل می کرد- ناباورانه این گوهر بی بدیل و ارزشمند را از ما گرفت . قیصر الگوی اخلاق و انسانیت بود و اگر می ماند ، زیر سایه او  نسلی نو از شاعران انقلاب  قد می کشیدند . شاید هم رهبر عزیر انقلاب به این نکته اشاره داشتند که با رفتن این گوهر ارزشمند ، همه این امیدها و آرزوها با دریغ و حسرت فراوان به خاک سپرده شد !

 

فارس : دوستان زیادی دربارۀ لحظات شعر خوانی قیصر در حضور حضرت آقا و علاقۀ زیاد ایشان به قیصر صحبت های زیادی کرده اند . آیا شما هم در این جلسات شعر خوانی حضور داشتید ؟

بله ، در یکی از این دیدارها قیصر غزلی با مطلع :

« می خواهمت چنان که لب تشنه آب را » خواند که بسیار مورد استقبال حضرت آقا و حضار قرار گرفت و هنوز هم خاطرۀ این شعر خوانی ها از ذهن جامعۀ ادبی ما پاک نشده است .

 

* قیصر و سید حسن رباعی و دوبیتی را دوباره احیا کردند

فارس : شما قیصر امین پور را با چه کتابی می شناسید ؟

در دهۀ اول انقلاب مجموعه ای از رباعی ها و دوبیتی های قیصر با عنوان ( در کوچۀ آفتاب ) منتشر شد که مجموعه ای بسیار تاثیر گذار و جریان ساز شد . می توان گفت  که  قیصر و سید حسن رباعی و دوبیتی را که در آن زمان دچار رکود و فراموشی شده بود دوباره احیا کردند و روحی دوباره در کالبد رباعی دمیدند . بعد از گذشت سال ها هنوز هم این کتاب برای من تداعی کنندۀ خاطرات شیرین زیادی است .

 

فارس : تا به حال شده که یاد قیصر کنید ؟

اتفاقاتی که بعد از درگذشت و پرکشیدن قیصر برای من افتاد نشانه هایی بود که مرا بیشتر به سمت قیصر متوجه ساخت .

همان روزی که قیصر پرکشید و از این عالم فانی کوچ کرد ، حدود ساعت پنج صبح خبر درگذشت او توسط یکی از دوستان به من داده شد که برای لحظاتی مرا به کُما برد . در گذشت قیصر بسیار سخت و باورنکردنی می نمود .

 

* دعا می کردم این خبر دروغ باشد

فارس : چه کسی این خبر را به شما داد ؟

آقای دکتر حبیبی که آن زمان مدیر فرهنگی وزارت بهداشت بود و با هم کار می کردیم و بسیار به ادبیات انقلاب و شعر شاعران انقلاب علاقه مند بود خبر درگذشت قیصر را به من داد . فکر می کنم اولین نفری بودم که این خبر تلخ بر سرم آوار شد . لحظات سخت و طاقت فرسایی بود و در بیان و اعلام آن به دوستان مُردّد بودم . در آن لحظات دعا می کردم که این خبر دروغ باشد . اما متاسفانه خبر صحت داشت و قیصر آسمانی شده بود .

اتفاق و نشانه  دیگری که بعد از کوچ قیصر مرا به او بیشتر نزدیک کرد ، این بود که دبیر اولین همایش ادبی – دانشجویی که بعد از درگذشت قیصر در دانشگاه تهران و به همت جهاد دانشگاهی برگزار شد من بودم . در این همایش ، طی فراخوانی همه سروده هایی را که شاعران در رثای قیصر گفته بودند گردآوری کردم و این گزیده اشعار با عنوان « از سر سطر » - که این نام هم برگرفته از یکی از شعرهای قیصر بود - با سرعت چاپ و منتشر شد .  

 

فارس : این کتاب شامل چه اشعاری است ؟

کتاب شامل دو بخش است . بخش نخست کتاب اختصاص به سروده های شاعران انقلاب دارد و بخش دوم شامل اشعاری است که دانشجویان برای شرکت در همایش فرستاده اند . این کتاب با مقدمه ای به قلم دوست شاعرم آقای عبدالجبار کاکایی چاپ شده است .

جالب است که بدانید خود من هم در آن زمان به خاطر تاثری که داشتم  ، در رثای قیصر عزیزسه غزل و هشت قطعه شعر سپید گفتم که بسیار جوششی و خود به خود اتفاق افتاد و به نظر خودم این نشانه هایی بود که به خواست خدا مرا به سمتی هدایت کرد تا زندگی بزرگواری همچون قیصر را چراغ  راه خود قراردهم و در این مسیر گام بردارم .

 

خبرگزاری فارس، 

https://www.farsnews.com/news/13920211001053/

کنگره شعر دفاع مقدس بخش بین‌الملل ندارد

__________________________________________________________________________________

گروه ادب ــ عضو شورای سیاست‌گذاری کنگره شعر دفاع مقدس درباره بخش بین‌المللی این رویداد اظهار کرد: محوری با عنوان بین‌الملل به این کنگره افزوده نشده است و صرفاً توجه به موضوع مقاومت و پایداری در جهان اسلام مورد نظر است.
 

رضا اسماعیلی، عضو شورای سیاستگذاری کنگره شعر دفاع مقدس در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره این موضوع که پس از شش سال وقفه در برگزاری این رویداد فرهنگی، مناسب‌تر نبود که در ازای اضافه شدن بخش بین‌الملل، به رویکرد ملی آن توجه می‌شد،‌ عنوان کرد: داشتن بخش بین‌الملل به معنی افزودن این بخش نیست. ما درصدد بودیم که بخش پایداری و مقاومت را بیشتر مورد توجه قرار دهیم و نمی‌توان به این موضوع که در کشورهای اسلامی،‌ جهان اسلام و موضوع مدافعان حرم که بعد بین‌المللی دارند، بی‌توجه بود.

وی افزود: بر این اساس باید به این موضوع پرداخته شود و ما با کشورهای مسلمان که در برابر جنگ‌افروزان و جهانخواران ایستادگی و مقاومت می‌کنند، همنوایی،‌ هم‌آوایی، همدلی و هم‌زبانی خود را اعلام کنیم.

اسماعیلی با تاکید بر اینکه محور بین‌المللی در این کنگره مطرح نیست،‌ ادامه داد: این احتمال وجود دارد که تعدادی از شاعران که اشعار ارزنده‌ای با موضوع مقاومت و پایداری دارند از دیگر کشورها در کنگره حضور پیدا کنند، ولی محوری به عنوان بین‌الملل ایجاد نکرده‌ایم.

وی همچنین گفت: این جشنواره در دو سطح منطقه‌ای و ملی برگزار می‌شود. این اقدام به منظور فعال کردن استان‌ها و شهرستان‌ها در بحث ادبیات دفاع مقدس بوده است که ابتدا نقطه شروع ما از استان‌ها باشد و آنان در طول سال کنگره‌ای را با موضوع دفاع مقدس برگزار کنند و برنامه‌هایی را در سطح استان داشته باشند و به معرفی برگزیدگان برای شرکت در کنگره ملی بپردازند.

اسماعیلی با بیان اینکه هدف ما از این اقدم پررنگ‌ کردن کنگره ملی است،‌ اظهار کرد: برگزیدگان کشوری در مراسم اختتامیه معرفی می‌شوند. این اقدام برای رونق بخشیدن به موضوع دفاع مقدس در زمان‌بندی صورت گرفته در استان‌هاست.

 

خبرگزاری قرآن، یکشنبه 31 تیر 1397

http://iqna.ir/fa/news/3731827/

شاعران انقلاب: ناصر فیض

________________________________________________________________________________________

چهاردهمین «شب شاعر»؛ پاسداشت ناصر فیض/1

از حضور در کنگره‌های شعر دفاع مقدس تا شعرخوانی طنز در محضر رهبری


رضا اسماعیلی گفت: حضور فیض در کنگره‌های دفاع مقدس و عرصه‌های جدی شعر باعث شده بود توانمندی او در حوزه طنز نامکشوف بماند. شعرخوانی طنز در محضر رهبری، در معرفی‌اش به عنوان شاعر طنزپرداز کمک زیادی کرد.

خبرگزاری فارس – رمضان بهرامی؛ ناصر فیض از جمله شاعران حوزه طنز است. قرار است پاسداشت این شاعر ارزشمند در روزهای آتی از سوی سازمان هنری رسانه ای اوج انجام شود. به همین جهت به سراغ رضا اسماعیلی رفتیم تا گفتنی های او راجع به فیض را بشنویم.

***

-آقای اسماعیلی! از نظرگاه شما آقای فیض در حوزه طنز چگونه شاعری است؟ ارزیابی شما از اشعار ایشان چیست؟

- آقای فیض در حوزه طنز تا سالها ناشناخته بود. در واقع حضور ناصر فیض در کنگره های شعر دفاع مقدس و عرصه های شعر جدی باعث شده بود که توانمندی او در حوزه طنز تا مدت ها نامکشوف بماند. بعد از پایان جنگ و تلطیف فضا، آقای فیض توانمندی های خودش را در حوزه طنز به فعلیت درآورد و با عرضه آثار بسیار تاثیرگذاری در این حوزه توانست جایگاه خودش را در شعر طنز تثبیت کند. تلاش ناصر فیض در حوزه طنز، جهت عرضه آثارش مطابق با فرهنگ عامه مردم و نزدیک کردن ذهن و زبان خودش به مردم کوچه و بازار بوده است. ضرب المثل ها، تمثیل و نکاتی را که معمولا در فرهنگ عمومی به آنها بیشتر توجه می شود در آثار آقای فیض نمود بیشتری دارند. همین عامل باعث شده تا اشعار او در ذهن و زبان مردم جا باز کند و مهر قبول مردم روی اشعارش بخورد.  آثار ایشان هم به عنوان یک شاعر طنزپرداز با استقبال خوبی مواجه شده است. البته شهرت آقای فیض به خاطر آن شعر طنزی که در حضور مقام معظم رهبری چند سال پیش خواندند می باشد.

- شعر «باید برادران زنم را عوض کنم...»!

- بله، «باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم؛شد شد اگر نشد دهنم را عوض کنم...» این شعر در معرفی آقای فیض به عنوان یک شاعر طنزپرداز خیلی کمک کرد. بعد از آن هم انگیزه ناصر فیض در جهت کارکردن در حوزه شعر طنز بسیار قوی تر شد و در اکثر محافل و مجامعی که شرکت می کرد از او انتظار شعر طنز داشتند. البته خود او هم این استعداد را داشت تا در این حوزه بیشتر کار کند. به نظر من اشعاری که ناصر فیض در قالب طنز گفته بسیار موفق تر و تاثیر گذارتر از اشعاری است که در سایر حوزه ها کار کرده است. البته در حوزه شعر دفاع مقدس و اشعار آیینی نیز کارهای فاخر و ارزشمندی را دارد. مردم ناصر فیض را به عنوان یک شاعر طنزپرداز پذیرفته اند و شاید اکثریت آنها نمی دانند که ناصر فیض اشعار دفاع مقدس و آیینی هم می گوید. در واقع سایر وجوه شاعری ناصر فیض تحت الشعاع طنزپردازی او قرار گرفته و بعد طنزپردازی آقای فیض تشخص و برجستگی بیشتری پیدا کرده است. همه این ها نشان دهنده این است که ناصر فیض در حوزه شعر طنز آینده درخشان تری از شرایط فعلی خواهد داشت. همچنین حضور ناصر فیض در برنامه های در حلقه رندان، شکرخند و مسئولیت دفتر طنز حوزه هنری، در بارز شدن وجه طنز از شخصیت ادبی او کمک به سزایی کرده است.

- از آقای فیض تا به حال سه مجموعه شعر به چاپ رسیده، که هر سه این ها در حوزه شعر طنز تعریف می شوند. اولین مجموعه «نزدیک ته خیار»، دومی «املت دسته دار» و سومین «فیض بوک». از نظرگاه شما کدام یک از آثار ایشان قابل توجه تر یا قابل تحسین تر است؟

- من متاسفانه هنوز موفق به مطالعه و مرور اشعار کتاب «فیض بوک» نشده ام.

- اتفاقا این کتاب با استقبال خوبی از جانب مردم مواجه شده است.

- هرچند کتاب فیض بوک با استقبال بیشتری مواجه شده است ولی کارهایی که در دو مجموعه «املت دسته دار» و «نزدیک ته خیار» عرضه شده ، کارهای موفقی هستند. شاید یکی از دلایل استقبال از این کتاب مربوط به شهرت آقای فیض باشد، که در سالهای اخیر به دست آمده است. من فکر نمی کنم اگر از لحاظ ارزش گذاری مجموعه کتاب های آقای فیض را بررسی کنیم، ارزش ادبی دو مجموعه قبلی از فیض بوک کمتر باشد. در واقع کتاب فیض بوک زمانی منتشر می شود که آقای فیض از شهرت ادبی بیشتری برخوردار است. به تبع آن، این مجموعه بیشتر مورد توجه مردم قرار می گیرد و خوانندگان بیشتری را پیدا می کند.

- نکته دیگر از کارهای آقای فیض، بحث ترجمه های شعری ایشان می باشد. ایشان در حوزه شعر ترکی هم توانمندی قابل تحسینی را دارند. کارهای ترجمه آقای فیض را مطالعه کردید؟

- من نمونه هایی از ترجمه های ایشان را که با مشارکت خانه شاعران ایران به چاپ رسیده است، مطالعه نموده ام. این ترجمه ها نسبتا موفق هستند و این نشان دهنده اشراف و تسلط ایشان به زبان ترکی استانبولی می باشد. ایشان یک سری داستان های کوتاه نویسندگان ترک زبان را نیز به فارسی ترجمه کرده اند، که این مجموعه هم کار خوب و ارزشمندی شده است. ما نباید آقای فیض را تنها به عنوان شاعر تلقی کنیم بلکه شخصیت ایشان را باید دارای سه وجه شاعر، طنزپرداز و مترجم دانست. به نظر من ایشان در آینده هم این مسیر را ادامه خواهند داد و در حوزه ترجمه کارهای بهتری را به مرور عرضه خواهند کرد.

- آقای اسماعیلی! چون شما فعالیت های اجتماعی و فرهنگی حوزه شعر را رصد می کنید، می خواستم به عنوان یک فعال فرهنگی در این حوزه بپرسم، حضور آقای فیض در دفتر طنز حوزه هنری چه برکاتی داشته است؟

- یکی از بزرگترین برکاتش، همین برگزاری نشست های «درحلقه رندان» می باشد، که اولین نشست ادبی در حوزه طنز بود. در واقع بعد از برگزاری همین نشست های در حلقه رندان بود که شب های شعر طنز و نشست های شعر طنز در کشور گسترش پیدا کرد و با استقبال مردمی بیشتری نیز مواجه شد. آقای فیض شروع کننده این جریان بود و خشت اول را در این مسیر نهاد. ما تا قبل از «در حلقه رندان» جلسات شعر طنزی را به صورت منسجم و هدفمند نداشتیم. خیلی از دوستان که شخصیت آقای فیض را می بینند، شاید گاهی فکر کنند که ناصر فیض به قصد شوخی یا بذله گویی به شعر می پردازد و رویکردش به طنز از این دست می باشد. علیرغم این تصور، نگاه آقای فیض در حوزه طنز بسیار جدی است و از قالب طنز برای به فکر فرو بردن مخاطب خودش استفاده می کند. در واقع هدف ناصر فیض از قالب طنز تاثیرگذاری بیشتر و ایجاد تحول روحی در مخاطب خودش می باشد. نگاه ایشان به طنز صرفا برای خنداندن مردم نیست و همین موضوع باعث ارزشمندی آثار ایشان شده است.

او برای طنز یک رسالتی قائل است که آن را، در به تفکر واداشتن مخاطب می بیند. متاسفانه امروزه به خاطر اینکه بسیاری از شاعران طنزپرداز در سطح حرکت می کنند، گاهی به دامچاله های هجو، لودگی و بذله گویی می افتند و از طنز فاخر فاصله می گیرند. در بسیاری از برنامه های شعرخوانی که من حضور داشتم و اشعار طنز در آن جا خوانده می شد، گاهی اصلا آن شاعران نمی دانستند چه چیزی را در شعر طنز مجاز به گفتن آن هستند و چه چیزی را نباید بیان کنند. منظورم این نیست که ما نباید روی خطوط قرمز پا بگذاریم و یا از آن ها عبور کنیم، بلکه اگر این امر هم صورت می گیرد باید با رعایت آدابی باشد که در جامعه ایجاد تنش وبحران نکند. خود آقای فیض به این اصل اعتقاد راسخ دارد و بر همین اساس کارش را پیش می برد، ولی بسیاری از شاعران طنزپرداز جوان به این امر توجهی ندارند. طنز مثل یک شمشیر دولبه می ماند که اگر شاعران دقت نداشته باشند ممکن است خودشان هم قربانی این عرصه بشوند.

- تاثیر آثار ایشان مثل فیض بوک و ... را بر نسل جوان چگونه می بینید؟

- در شرایط فعلی به خصوص در دهه اخیر و با توجه به نیازهایی که جامعه به نشاط و شادابی دارد، جامعه این را از ما می طلبد که مسائل و مشکلات اجتماعی را با زبان طنز و غیرجدی بیان کنیم. طبیعتا مردم نیز از شاعران این تقاضا را دارند که توجه جدی تری به شعر طنز داشته باشند و بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی را در قالب طنز عرضه کنند. به خاطر این رویکرد و همچنین استقبال مردمی از شعر طنز، شاعران جوان نیاز به الگو دارند و به نظر من امثال آقای فیض می تواند الگوی بسیار مناسب و شایسته ای برای آنها باشد. نمونه شعرهای آقای فیض کاملا نشان دهنده تسلط ایشان در حوزه شعر طنز است. شاعران جوان می توانند با بررسی آن اشعار راه نفوذ در دلهای مردم و محبوبیت شاعرانی مثل ناصر فیض را پیدا کنند. آنها می توانند با الگو گرفتن از ایشان مسائل اجتماعی را از این باب مورد نقد قرار دهند به نحوی که از خط قرمزها هم عبور نکنند. به نظر من بسیاری از شاعران جوان طنزپرداز، آثار آقای فیض را مطالعه می کنند وایشان را سرلوحه خودشان می دانند. خود آقای فیض در این مورد سخنی دارد که می گوید:«من از خط قرمزها عبور می کنم و روی خط قرمز می نشینم» و ناصر فیض با این طرز نگاه هیچ گاه باعث ایجاد بحران و تنش اجتماعی نمی شود. شاعران جوان باید به این اصل توجه کنند و مطالعه آثار ایشان می تواند به آنها کمک کند تا رمز و راز محبوبیتش را پیدا کنند.

- به نظر شما اگر بخواهیم چند ویژگی را برای شعر و حتی شخصیت آقای فیض بر شماریم، باید به چه مختصاتی از ایشان اشاره کنیم؟

- آقای فیض در عین طنزپردازی، دارای شخصیت بسیار جدی با پشتکار زیادی می باشد. هر کاری و یا مسئولیتی را که ایشان تا به امروز داشته، بسیار جدی و با پشتکار آن را پیگیری کرده است. حدود دو سال پیش به عنوان دبیر کنگره شعر آیینی شفق معرفی شد و یا اخیرا مسئولیت کنگره ای درباره خانواده شهدا را پذیرفته بود و با جدیت و پشتکار زیادی به عنوان دبیر این کنگره ها، ایفای وظیفه کرد. پشتکار و جدیت یکی از ویژگی های شخصیتی آقای فیض می باشد. همین نگاه جدی باعث شده تا ایشان کارکرد طنز را به عنوان یک محملی برای طرح مسائل سیاسی و اجتماعی و به اندیشه فرو بردن جامعه بداند. به نظر من سعی ناصر فیض بر این بوده تا از طنز برای انسان سازی استفاد کند و در این وادی از افتادن در دامچاله های هجو و لودگی به شدت پرهیز کرده است. در حوزه مسئولیت های ادبی و اجتماعی که تا به حال داشته مثل مسئول دفتر طنز حوزه هنری، عضو شورای شعر صدا و سیما و سایر مسئولیت ها، نیز موفق بوده و این حاکی از وجود نظم بسیار بالا در تمامی کارهایش است. نظم در کارها و پشتکار داشتن را ما باید از جناب فیض یاد بگیریم. گاهی اوقات شاعران جوان فکر می کنند شاعر یعنی کسی که اصلا هیچ گونه اعتقادی به نظم نداشته باشد و هرچه باداباد کار کند. همین جدی بودن و پشتکار و نظم باعث موفقیت ناصر فیض شده است.

- آقای فیض جمعه شب ها در رادیو پیام از ساعت 22 الی 2 بامداد برنامه دارند. آیا تا به حال برنامه های ایشان را گوش کرده اید؟

- نه متاسفانه، البته اجراهای ایشان را در بسیاری از برنامه های ادبی دیده ام. ایشان به شدت حاضرالذهن و حاضر جواب می باشد. در اکثر برنامه ها شوخی های خیلی ظریفی را طرح می کند که موجب غافل گیری شنوندگان می شود. یعنی از همین گفت و گو های بسیار ساده نکات ظریفی را استخراج می کند وبا بیانی طنز آمیز آنها را مطرح می کند. اغلب اجراهایی را که از ایشان دیده ام موفق بوده، ولی متاسفانه اجرای ایشان را از رادیو پیام را تا به حال گوش نکرده ام.

- اگر بخواهید لقبی را برای آقای فیض برگزینید، آن کدام است؟

- «طنزپرداز جدی»، من در واقع با شناختی که از ناصر فیض دارم به این موضوع رسیده ام. آن انتظاری که ناصر فیض به عنوان طنزپرداز از خودش دارد این است که مثل مولانا رفتار کند، که گاهی از لهجه طنز در بیان داستان های مثنوی استفاده می کند ولی در انتها به نتیجه گیری انسانی می رسد. آقای فیض یک طنزپرداز بسیار جدی می باشد و به مقوله طنز به عنوان یک مقوله انسان ساز و به عنوان یک رسالت انسانی نگاه می کند. من لقب «طنزپرداز جدی» را به ایشان می دهم و نمی دانم که لقب قشنگی برای ایشان می تواند باشد یا نه.

-ممنون از اینکه وقت تان را در اختیار ما قرار دادید.

- بنده هم از شما تشکر می کنم.

 

خبرگزاری فارس، 4 شهریور 1393

https://www.farsnews.com/news/13930604000469/

رندان مجازی

 

تهران - ایرنا - پیشرفت تکنولوژی، ظهور ابزارهای متعدد اطلاع رسانی و دسترسی آسان آنها باعث شده اخبار و مطالب بسیار سریع و آسان در دسترس عموم قرار گیرد؛ اخباری که در برخی موارد، اعتبار و درستی آن مورد تردید است، اما به دلیل گستردگی دامنه انتشار می تواند مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد.

 

رندان مجازی

به گزارش ایرنا، بی تردید این روزها مخاطبان فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برای یکبار هم شده با جملات پندآموز، اشعار و حتی احادیثی مواجه شده اند که به نام بزرگان دین و علم و ادب به خورد آنها داده می شود و در این میان برخی بدون تحقیق و بررسی و بی توجه به منبع آن، مطالب را خوانده یا نخوانده بازنشر کرده و بدون لحظه ای تامل و ظرف چند ثانیه، آنها را به افراد و یا گروه های دیگر ارسال می کنند.

در این میان برخی هم از خواندن این مطالب و جملات قصار ابراز رضایت کرده و با تایید آن فاتحه ای هم نثار بزرگی که به نقل از وی، مطلبی منتشر شده می کنند.

اخیرا یک مثنوی منتسب به جلال‌الدین محمد بلخی (مولانا) از شاعران به نام و پارسی گوی ایران در فضای مجازی با موضوع دین منتشر شده که وزن آن با اشعار مولوی همخوانی دارد و از وی نیست. به نظر می رسد، رندی قصد داشته نظر ضد دینی خود را به نام این شاعر برجسته ابراز کند؛ کاری که علاوه بر ارائه چهره ای نادرست از دین، از محبوبیت مولوی شاعر مسلمانی که اشعار وی تاثیر زیادی در منطقه هند، پاکستان، ترکیه و آسیای میانه داشته، می کاهد.

 

** نشر مطالب غیرواقعی آفتی بزرگ است

شاعر آیینی کشور در این باره به خبرنگار فرهنگی ایرنا، می گوید: برخی افراد اشعار سست و ضعیف خود را به نام بزرگان ادبی و چهره های فرهنگی ثبت و در فضای مجازی منتشر می کنند؛ این مساله یک آفت جدی برای فرهنگ و ادبیات کشور شده است که روز به روز هم بر دامنه آن افزوده می شود.

رضا اسماعیلی با بیان این که این افراد چند هدف را از این کار خود دنبال می کنند، می افزاید: نشر و اشاعه باورها و آموزه های غیردینی یکی از این اهداف است که فرد در آن سعی می کند - به دلیل نداشتن جرات در بیان – خود را  پشت بزرگان ادبی پنهان کند و

عقاید خود را به بزرگانی چون حافظ و سعدی نسبت دهد تا از بازخواست و مجازات در امان بماند.

وی هدف دوم از این کار را کسب شهرت دانسته و ادامه می دهد: برخی فرصت طلبان تشنه شهرت که دوست دارند ره صدساله را یک شبه طی کرده و وجهه ای مناسب کسب کنند، اشعار سست و ضعیف خود را که سرشار از غلط های املایی و اختلالات وزنی است به نام بزرگان ثبت می کنند تا نام و آوازه ای بر هم زنند، غافل از این که فرهیختگان ادبی ، شاعران و نویسندگان اصیل، به راحتی می توانند به جعلی بودن آنها پی ببرند.

شاعر مجموعه شعر«این مریم همیشه» می گوید: شاید این افراد بتوانند برخی را که با ادبیات و فرهنگ کشور زیاد آشنا و مانوس نیستند فریب دهند، اما حنای آنها برای اهل ادب و فرهنگ رنگی ندارد.

اسماعیلی هدف دیگر از انتشار مطالب دروغ و منتسب به بزرگان علم و ادب در فضای مجازی را به سخره گرفتن مردم دانست و افزود: این افراد با این کار چنین القا می کنند که مردمی که ادعای فرهیختگی و شعردوستی دارند، با شاعران خود بیگانه و با ادبیات و شعر نامانوس هستند.

این شاعر آیینی کشور وظیفه مردم بخصوص شاعران و اهالی ادب را در این عرصه سنگین دانست و افزود: باید برای جلوگیری از ادامه این کار و فعالیت این جریان، آگاهانه در فضای مجازی حضور یافته و هر مطلبی که به نام بزرگان ادبی ثبت می شود را قبل از تحقیق و اطلاع از صحت و سقم آن، به اشتراک نگذاریم.

 

** بی تفاوت نباشیم

نویسنده « ملکوت کلمات » یادآوری می کند: درصورتی که در کانال ها و شبکه های اجتماعی عضو و شاهد بازنشر چنین مطالبی هستیم باید به فرهنگ و ادب فارسی تعصب نشان داده و بلافاصله روشنگری کنیم. منفعل نبودن و ابراز واکنش و عکس العمل مناسب، این افراد مغرض را ناامید خواهد کرد.

به گفته اسماعیلی، گاهی برخی مطالب و اشعار صرفا به دلیل زیبایی مضمون آن بازنشر می شود، در حالی که فاقد آرایه های ادبی و وزن و قافیه مناسب هستند.

وی با بیان این که اخیرا شعری منتسب به قیصر امین پور نویسنده و شاعر فقید معاصر در فضای مجازی منتشر شد که دارای اختلالات وزنی و قافیه ای معیوب بود، خاطرنشان کرد: برخی این مطلب را با عنوان شعری از قیصر که تاکنون منتشر نشده، در شبکه های مجازی دست به دست کردند، بدون این که تحقیق کنند سبک آن به شیوه و طرز ادبی قیصر نزدیک است یا خیر؟

اسماعیلی گفت: پس از درگذشت سیمین بهبهانی غزل سرای معاصر نیز برخی به تقلید از سبک وی، غزل هایی گفته و به نقل از بهبهانی آنها را در فضای مجازی منتشر کردند، در حالی که هیچ قرابتی با آثار این شاعره نداشت، اما بعدها مشخص شد، اشعار مربوط به فردی دیگر است.

 

اسماعیلی ادامه داد: این اتفاق اغلب به خاطر بی اطلاعی از سوی کاربران فضای مجازی رخ می دهد. در حالی که ضرورت دارد نسبت به موضوع حساس بوده، آگاهانه در این زمینه برخورد کنیم و از حالت بی تفاوتی و انفعال خارج شویم.

 

** انتساب مطالب به بزرگان دینی گناه است

مولف کتاب«رفتارشناسی ادبی و شعر مفهومی» با بیان این که در برخی موارد شاهد انتشار اخبار و احادیث جعلی منتسب به امام معصوم هستیم، افزود: این کار نیز دروغ و گناهی بزرگ است که می تواند افراد را از هویت دینی خود دور کند.

این شاعر آیینی تاکید کرد: در فضای مجازی فاقد تفکر نقادانه هستیم، در حالی که لازم است با آگاهی و احساس مسئولیت، به نشر و اشاعه خرافات و آموزه هایی که هیچ نسبتی با باورهای دینی ندارد، واکنش نشان دهیم. در غیر این صورت دچار نابسامانی و شلختگی فرهنگی خواهیم شد.

 

خبرگزاری ایرنا، یکشنبه 27 خرداد 1397

http://www.irna.ir/fa/News/82944779

هنرمندان باید گفتمان مقاومت و خودباوری را تقویت کنند

_______________________________________________________________________

 

 

 

رضا اسماعیلی معتقد است برای دستیابی به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هنرمندان رسالت سنگینی دارند و باید گفتمان مقاومت و پایداری و خودباوری را در جامعه تقویت کنند.

رضا اسماعیلی شاعر در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره سخنان اخیر معظم رهبری در مورد حمایت از توان موشکی و انرژی صلح آمیز هسته‌ای گفت: یکی از مولفه‌های قدرت هر کشور، اقتدار نظامی است. کشوری که از اقتدار نظامی برخوردار نباشد، همواره مورد تهدید و طمع دشمنان قرار می‌گیرد. نکته دیگر این‌که تقویت توان نظامی نیاز به مجوز ندارد. ملت سربلند ایران نیز برای دفاع از خود از هیچ احدی اجازه نمی گیرد.

وی افزود: اگر ما در این زمینه عقب‌نشینی کنیم، نسل آینده ما را نخواهد بخشید. برای حفظ استقلال، آزادی و عزت ملت ایران باید به دنبال برتری علمی در جهان باشیم. برخورداری از دانش هسته‌ای حق ملت ایران است. قدرت اقتصادی و سیاسی ما نیز وابسته به اقتدار علمی است. بنابراین باید روی مواضع برحق خودمان مبنی بر دستیابی به دانش هسته‌ای برای استفاده صلح آمیز بایستیم.

این شاعر با اشاره به نقش هنر و هنرمندان در حمایت از توان موشکی کشور گفت: برای دستیابی به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هنرمندان رسالت سنگینی دارند. هنرمندان باید گفتمان مقاومت و پایداری و خودباوری را در جامعه تقویت کنند. گفتمانی که مبتنی بر حق خواهی و ظلم‌ستیزی باشد. ما امروز به هنر مقاومت بیش از گذشته نیاز داریم. تنها با زبان هنر می‌توان جامعه را در مسیر آرمان‌خواهی هدایت کرد. نباید از قدرت هنر غافل شد. برای اقناع افکار عمومی جهان در مورد صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران همه هنرمندان باید بسیج شوند.

اسماعیلی درباره حفظ امنیت کشور با توان موشکی گفت: تقویت توان موشکی نقش بازدارندگی دارد. وقتی ضعیف باشیم، بی‌تردید دشمن به ما حمله می‌کند. ولی وقتی دشمن ما را در موضع قدرت ببیند، فکر تجاوز و حمله نظامی را از سرش بیرون می‌کند. البته در کنار تقویت توان موشکی باید با مردم جهان هم تعامل سازنده داشته باشیم و به روشنگری بپردازیم. اگر افکار عمومی جهان علیه ما بسیج شود، ما در موضع ضعف قرار می‌گیریم.

وی در پایان گفت: باید با صدای بلند به مردم جهان بگوییم که ایران کشوری صلح‌طلب است و قدرت موشکی را برای استفاده صلح آمیز می‌خواهد. رسانه‌های استکباری، امروز علیه جمهوری اسلامی بسیج شده‌اند تا با شست‌وشوی مغزی مردم جهان، ایران را خطری برای صلح جهانی معرفی کنند. در این زمینه هم باید هوشمندانه با این توطئه مقابله کنیم.

خبرگزاری مهر، جمعه 25 خرداد 1397
https://www.mehrnews.com/news/4319597/

خلق اثر بر مبنای کتاب‌های فاخر، ‌اقدامی مبتکرانه است

_________________________________________________________________________________

شاعر و نویسنده حوزه دفاع مقدس:

خلق اثر بر مبنای کتاب‌های فاخر، ‌اقدامی مبتکرانه است

 

رضا اسماعیلی

رضا اسماعیلی با اشاره به محوریت سه کتاب «دختر شینا»، «گلستان یازدهم» و «راز درخت کاج» در دومین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس، گفت: معرفی کتاب‌های ارزشمند و هدایت جامعه ادبی برای خلق اثر بر مبنای آن، اقدامی مبتکرانه و خلاقانه است.

رضا اسماعیلی شاعر و نویسنده حوزه دفاع مقدس در گفتگو با روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور پیرامون ضرورت برگزاری برنامه هایی مانند کنگره شعر دفاع مقدس برای تقویت گفتمان دفاع مقدس گفت: ادبیات پایداری همچون سایر گونه‌های ادبی برای ادامه حیات و وصول به بالندگی نیازمند توجه و سرمایه‌گذاری است؛ برماست که بسترها و زمینه‌های ایجاد انگیزه در اهالی قلم را فراهم آوریم تا با پویایی وارد این عرصه شده و به خلق و آفرینش آثار ادبی فاخر دست یابند. یکی از راهکارهای مؤثر در این حوزه برگزاری کنگره‌های شعر دفاع مقدس است؛ در طول سال‌های گذشته کنگره شعر دفاع مقدس، یکی از برنامه‌های شاخص ادبی بود و سالانه شعرایی که به این عرصه تعلق‌خاطر داشتند خود را برای حضور در این کنگره آماده می‌کردند؛ علاوه بر این، تعامل و به اشتراک‌گذاری تجارب شاعران در جریان برگزاری کنگره سبب می‌شد ادبیات و به‌ویژه شعر دفاع مقدس پیوسته در حال نوزایی و کشف افق‌های جدیدتر باشد و آثار فاخری در این عرصه عرضه شود؛ با ایجاد وقفه چندساله در مسیر برگزاری کنگره و عدم جایگزینی آن با برنامه‌های شایسته، نسل جوان شاعران که با فضای جنگ و دفاع مقدس از نزدیک آشنایی نداشتند، به این حوزه کم‌توجه شده و توانمندی‌های ادبی خود را مصروف سایر حوزه‌ها همچون شعر اجتماعی، آیینی، عاشقانه و ... کردند. علاوه بر این، آفتی در ادبیات انقلاب ایجاد شد و بسیاری از شاعران شعر آیینی تنها به خلق اثر در خصوص اهل‌بیت (ع) پرداختند؛ درحالی‌که شعر آیینی باید با شعر دفاع مقدس و شعر انقلاب پیوند یابد؛ چراکه حلقه‌های مکمل یکدیگرند. به‌این‌ترتیب مضامین ناب موجود در اشعار دفاع مقدس و شعر انقلاب به حاشیه رفت و دچار فراموشی شد. بنابراین سیاست‌گذاران و مسئولین فرهنگی جامعه باید به این نکته توجه کنند که برای بالندگی و زایندگی بیشتر ادبیات دفاع مقدس باید برنامه و نقشه راه ترسیم کرد.

وی تصریح کرد: برگزاری کنگره‌های شعر دفاع مقدس، کارگاه‌های نقد و آسیب‌شناسی ادبیات دفاع مقدس، ‌اعزام کاروان‌هایی از شعرای دفاع مقدس به کشورهایی چون لبنان، ‌سوریه، عراق،‌ یمن و ارتباط با شاعران پایداری جهان برکات بسیاری برای ادبیات دفاع مقدس ما خواهد داشت. ما باید به دنبال برگزاری کنگره‌هایی با ابعاد جهانی باشیم؛ چراکه شعر دفاع مقدسِ امروز با ادبیات پایداری جهان پیوند یافته است و ما باید الفبایی مشترک برای هم‌زبانی و همدلی با شعرای مقاومت جهان بیابیم که لازمه این امر توجه و سرمایه‌گذاری بیش‌ازپیش در این حوزه است. به‌این‌ترتیب می‌توان امید داشت که در سال‌های آتی گردوغبار فراموشی از ادبیات دفاع مقدس پاک شود و شاعران نسل امروز برای قلم‌فرسایی و خلق آثاری ارزشمند در این حوزه انگیزه کافی پیدا کنند.

اسماعیلی با تأکید بر نفوذ و تأثیر زبان شعر در انتقال فرهنگ دفاع مقدس، ‌اظهار داشت: یکی از اهداف برگزاری جشنواره‌های دفاع مقدس، فرهنگ‌سازی است؛ درواقع ما از شاعران این حوزه می‌خواهیم کاستی‌ها و برجستگی‌های این عرصه را شناسایی کنند و با توجه به نیاز جامعه اثری خلق کنند که پاسخگوی مطالبات امروز باشد؛ هرچند امروز دفاع مقدس به پایان رسیده اما مردم جامعه ما هنوز هم آثار جنگ را در زندگی خود می‌بینند؛ خانواده‌های شهدا و جانبازان، ‌یادگاران دوران دفاع مقدس، امروز با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند و ما باید با فرهنگ‌سازی در این عرصه و برگزاری کنگره‌هایی هدفمند در جهت رفع این مسائل گام برداریم؛ با شناسایی نیازها و هدایت جامعه ادبی کشور برای خلق اثر در جهت رفع نیاز، باید از کلی‌گویی و بیانی توصیفی و احساسی دوری کنیم؛ شاعران باید به نیازهای امروز خانواده‌های شهدا اهتمام داشته، زبان حال آنان باشند و مشکلات را در قالب شعر تصویر کنند.

وی با اشاره به محوریت سه کتاب «دختر شینا»، «گلستان یازدهم» و «راز درخت کاج» در دومین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس، بیان کرد: در سال‌های اخیر در حوزه ادبیات داستانی آثار فاخری با موضوع دفاع مقدس تولید شده است؛ این امر نشان می‌دهد اگر در حوزه دفاع مقدس هدفمند حرکت کنیم، به سراغ کسانی می‌رویم که دغدغه حل مسئله دارند و به دنبال کتابسازی نیستند؛ خوشبختانه در سال‌های اخیر، در حوزه ادبیات داستانی این اتفاق رخ داد و آثار ارزشمندی در حوزه خاطره نگاری، زندگینامه و ... خلق و مورد استقبال قرار گرفت. معرفی کتاب‌های ارزشمند با موضوع دفاع مقدس و هدایت جامعه ادبی برای خلق اثر بر مبنای مضامین این کتاب‌ها، اقدامی مبتکرانه و خلاقانه است؛ به‌این‌ترتیب ما از جشنواره‌زدگی و تکرار فاصله گرفته و هدفمند پیش می‌رویم.

وی تصریح کرد: وقتی کتابی که تازه منتشر شده و مضامین آن مورد استقبال جامعه قرار گرفته مبنای خلق اثر می‌شود، طبیعتاً از کلی‌گویی، بیان حرف‌های تکراری، عادت و تقلید فاصله گرفته و حرفی نو برای گفتن خواهیم داشت؛ بنابراین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس که امسال برای دومین بار برگزار می‌شود،‌ نقطه عطفی در حوزه ادبیات دفاع مقدس محسوب شده و جامعه ادبی ما از رخوت و رکود نجات داده و به خلق اثر با خلاقیت و هوشمندی وامی‌دارد. بنده به‌نوبه خود از بانیان برگزاری این کنگره تقدیر می‌کنم؛ امید است هرساله شاهد اتفاقاتی مبارک و خجسته در این زمینه باشیم.

 

پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ 

http://www.iranpl.ir/news/10132/

يك شاعر، كنگره شعر دفاع مقدس را چطور مي بيند؟

___________________________________________________________________________________

اقدامی مبتكرانه

يك شاعر، «كنگره شعر کتاب دفاع مقدس» را چطور مي بيند؟

 

 «دومين کنگره شعر کتاب دفاع مقدس» که بر مبناي سه کتاب برپا مي شود، از نگاه رضا اسماعيلي اقدامي مبتکرانه محسوب مي شود؛ چرا که جامعه ادبي را به سمت خلق آثاري بر مبناي کتاب هاي فاخر هدايت مي کند.
    اين نويسنده و شاعر دفاع مقدس، بر اين عقيده است که ادبيات پايداري همچون ساير گونه هاي ادبي، براي ادامه حيات و بالندگي نيازمند توجه و سرمايه گذاري است و بايد بسترها و زمينه هاي ايجاد انگيزه در اهالي قلم را فراهم آورد تا پوياتر از هميشه وارد عرصه شود. او برپايي کنگره شعر کتاب دفاع مقدس را از راهکارهاي موثر در همين زمينه مي داند و يکي از برنامه هاي شاخص ادبي در این حوزه.

    اسماعيلي در ابتدا با گریزی به کنگره شعر دفاع مقدس مي گويد: تعامل و به اشتراک گذاري تجارب شاعران در جريان برگزاري کنگره سبب مي شد ادبيات و به ويژه شعر دفاع مقدس پيوسته در حال نوزايي و کشف افق هاي جديدتر باشد و آثار فاخري در اين عرصه عرضه شود. اما وقفه چند ساله در برگزاري اين کنگره، سبب شد نسل جوان شاعران که با فضاي جنگ و دفاع مقدس از نزديک آشنايي نداشتند، به اين حوزه کم توجه شده و توانمندي هاي ادبي خود را مصروف ساير حوزه ها همچون شعر اجتماعي، آييني، عاشقانه و ... کنند.

    در نگاه رضا اسماعيلي شعر آييني هم بايد با شعر دفاع مقدس و شعر انقلاب پيوند يابد چرا که حلقه هاي مکمل يکديگرند و لازم است سياست گذاران و مسئولين فرهنگي جامعه به اين نکته توجه کنند که براي بالندگي و زايندگي بيشتر ادبيات دفاع مقدس بايد برنامه و نقشه راه ترسيم کرد.

    به اعتقاد اسماعيلي، برکات برگزاری کنگره شعر کتاب دفاع مقدس بسيار است و بايد به مرور زمينه را براي برگزاري کنگره هايي با ابعاد جهاني فراهم کرد، چراکه شعر دفاع مقدسِ امروز با ادبيات پايداري جهان پيوند يافته است و مي توان الفبايي مشترک براي هم زباني و همدلي با شعراي مقاومت جهان پيدا کرد.
    اين شاعر اميدوار است که که در سال هاي آتي گرد و غبار فراموشي از ادبيات دفاع مقدس پاک شود و شاعران نسل امروز براي قلم فرسايي و خلق آثاري ارزشمند در اين حوزه انگيزه کافي پيدا کنند.
    
    
   
روزنامه جام جم، شماره 5124 به تاريخ 20/3/97، صفحه 8 (ادبيات و هنر)

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3755353

گزارشی از نهمین نشست گفتمان موسیقی دفاع مقدس

__________________________________________________________________________________

گلریز: مسئولان فرهنگی "موسیقی دفاع مقدس" را مسکوت کردند / گله‌ی مقام معظم رهبری بابت فراموشی موسیقی دفاع مقدس

گفتمان موسیقی دفاع مقدس در نهمین جلسه‌اش میزبان محمد گلریز و رضا اسماعیلی از چهره‌های هنر انقلاب اسلامی بود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا،  نهمین جلسه از سلسله نشست های گفتمان موسیقی دفاع مقدس ظهر یکشنبه 6 خرداد 1397 در خبرگزاری تسنیم برگزار شد.

در این جلسه محمد گلریز خواننده موسیقی ایرانی و سرودهای انقلابی، رضا اسماعیلی شاعر و منتقد ادبی و مصطفی محدثی خراسانی شاعر، ترانه‌سرا و منتقد ادبی حضور داشتند. همچنین علیرضا علیزاده هم به عنوان مجری کارشناس این جلسه را اداره می‌کرد.

در این نشست هم مانند دیگر نشست های گفتمان موسیقی دفاع مقدس، هر کدام از مهمانان به بیان دیدگاه‌هایشان درباره موسیقی و ادبیات دفاع مقدس پرداختند و آسیب‌شناسی‌های این حوزه و فرصت‌های هنری در این زمینه را تحلیلی و بررسی کردند.

در ادامه گزیده‌ای از صحبت‌های حاضران در نهمین نشست گفتمان موسیقی دفاع مقدس را می‌خوانید:

تا پنجاه سال دیگر کسی مانند میرزاده نمی‌آید

محمد گلریز: یک ماه قبل از آزادی خرمشهر به ما گفتند که پیروزی عظیمی در پیش داریم. من متعجب بودم که چطور با این اطمینان از این پیروزی سخن می گویند. ما کار بر روی ساخت سرود «خجسته باد» را آغاز کردیم. ساخت ملودی و تنظیم این قطعه را مجتبی میرزاده انجام داد. او در موسیقی ایران خیلی مهجور ماند. شاید تا پنجاه سال دیگر چنین هنرمندی در موسیقی ما ظهور نکند. متاسفانه در فقر و تنهایی در اتاقش فوت کرد.

میرزاده برای موسیقی انقلاب خیلی زحمت کشید. حرف به حرف کارهای آقای راغب را ایشان تنظیم کرد. ملودی های ساده را با تنظیم های عجیبش جاودانه می کرد.

بگذارید خاطره‌ی آشناییم با میرزاده را برایتان بگویم؛ اوایل انقلاب در سال 1358 فیلمی به نام «جایزه» ساختند. به من گفتند که آهنگ این فیلم را بخوانم. شعر خوبی هم داشت. استودیوی صبا در فلسطین برای ضبط کار انتخاب شده بود. آقای میرزاده اثر را تنظیم کرده بود. من ایشان را نمی شناختم. من سر قرار و راس ساعت به استودیو رفتم اما آقای میرزاده نیامده بود. چند ساعت منتظر ماندیم تا میرزاده بیاید. من فکر می‌کردم آهنگ ضبط شده و آماده است و من باید آوازش را بخوانم.

اما دیدم هیچ کاری انجام نشده است. میرزاده دست به کار شد. 16 ساز را یکی یکی در استودیو اجرا کرد و ضبط کرد و موسیقی ساخته شد و بعد به من گفت حالا اثر را بخوان. چنین توانایی در نواختن و تنظیم کردن واقعا بی‌نظیر بود.

وقتی نامه‌ی اوستا را تحویل می‌گیرند

رضا اسماعیلی: در عرصه ادبیات هم چهره های شاخص و بزرگی داشتیم. بزرگترین چهره استاد سبزواری بود که پیر و پیشکسوت عرصه سرودهای انقلابی بود. بزرگوارانی مانند محمود شاهرخی، مشفق کاشانی و مهرداد اوستا چهره هایی بودند که در سکوت و گمنامی کار می کردند. از اوایل انقلاب در صحنه بودند و بدون چشم داشت کار می کردند. آنچه موجب جاودانگی این عزیزان شده خلوصی بود که در کارشان داشتند.

استاد اوستا تعریف می کرد: روزی بنده خدایی از استانی آمده بود به من می گفت دستخطی بنویسید تا من ببرم پیش مسئولان استانی تا کارم را انجام دهم. گفتم من کاره ای نیستم اما با اصرار برایش نوشتم.

یک ماه بعد برگشت و با شیرینی آمد. گفت نامه شما را تحویل گرفتند و گفتند حرف استاد اوستا را زمین نمی اندازیم.
آن زمان کسی مانند اوستا چنین جایگاهی در جامعه داشت. زنده یاد سپیده کاشانی هم جایش خالی است.

آخرین اثرم برای مدافعات حرم بود

محمد گلریز: آخرین اثری که در ماه‌های گذشته منتشر کردم برای پیروزی نیروهای مقاومت بود. دلم می تپد برای کسانی که صادقانه و بی ادعا می روند و برای امنیت کشور می جنگند. آرزویم این است که با بضاعت فکری خودم کاری برای این عزیزان انجام دهم. به خیلی از ارگان ها گفتم اما انگار همه خواب بودند. گفتم این پیروزی(پیروزی مقابل داعش در عراق) دنیا را مبهوت کرده است.

این خیلی عجیب است که فرمانده ای(سردار سلیمانی) بگوید که سه ماه دیگر ما در عراق پیروزیم و داعش را شکست می دهیم. همه می خندیدند اما دیدیم که به واقعیت پیوست.

چندین بار به مسئولان مختلف گفتم اما در نهایت حوزه هنری مشهد این کار را پذیرفت. به فکرم رسید که در فرصت اندکی که داشتیم کلام قطعه «خجسته باد این پیروزی» را تغییر دهیم و با ملودی همان قطعه اثری جدید اجرا کنیم. در یک روز این قطعه را اجرا کردیم. استودیوی جدیدی در مشهد احداث کرده بودند که همان جا کار را ضبط کردیم. در طول یک روز و از صبح تا غروب همه کارهای این قطعه را انجام دادیم. یاد روزهای اوایل انقلاب افتادم که کارهای فوری انجام می دادیم. خوشبختانه این کار خیلی بازتاب خوبی داشت.

پی افکنیِ جریان مقاومت از دفاع مقدس شروع شد

محدثی خراسانی: اوایل دهه شصت بود که شاعری جوان و در مشهد ساکن بودم. در یکی از روستاهای مشهد معلم بودم. در روزنامه دیدم که آقای شاهرخی و اقای مشفق مجموعه ای از شعرهای دفاع مقدس را جمع آوری می کنند تا در قالب کتابی منتشر کنند. من هم آثارم را فرستادم و دیدم چندی بعد نامه ای آمد از طرف آقای مشفق و خیلی به من لطف داشتند و آثارم را برای انتشار در آن کتاب انتخاب کرده بودند.

انقلاب اسلامی از روز اول آرمان و هویتی داشته است. بعد از اینکه جریان دفاع مقدس پیش آمد، این آرمان ها و هویت مسیر دقیق تری پیدا کرد. جریان مقاومت که امروز مقابل تمام مستکبران ایستاده است؛ سرمنشاش انقلاب اسلامی است اما شکوفایی اش متعلق به دوران دفاع مقدس بود.

همه اینها در مجموع به پی افکنیِ جریان مقاومت در جهان منجر شد. ما لازم است که تاریخ دفاع مقدس را مرور کنیم چرا که برکات و ثمرات بسیاری برای ما و جهانیان داشته است. این نشست های گفتمان موسیقی دفاع مقدس، در همین راستا است و ما به د نبال این هستیم که بدانیم چه می شود کرد تا این ناگفتنی های عرصه موسیقی بیان شوند.

مسئولان دولتی موسیقی دفاع مقدس را مسکوت کردند / گله‌ی مقام معظم رهبری بابت فراموشی موسیقی دفاع مقدس

رضا اسماعیلی: دهه شصت زمان تولد موسیقی دفاع مقدس و سرودهای انقلابی بود. تمام سرمایه ها و اندوخته هایمان در این حوزه به آن زمان بر می گردد. دهه شصت زمان بازگشت به خویشتن بود. وقتی میراث معنوی موسیقی دفاع مقدس را بررسی می کنیم آثار فاخر و ماندگار به این عرصه بر می گردد. اولین آلبوم ماندگار در این حوزه نی نوا بود با صدای حسام‌الدین سراج.

با پایان یافتن دوران دفاع مقدس، ذهنیتی به وجود آمد که انگار تاریخ مصرف سرودهای انقلابی و موسیقی دفاع مقدس به پایان رسیده است. مسئولان دولتی ما این جریان را مسکوت کردند و این مسئله تبعات جبران ناپذیری برای ما داشت. اگر آن تجربیات فراموش نمیشد، امروز موسیقی دفاع مقدس به بالندگی والایی رسیده بود. یک دهه در این عرصه سکوت داشتیم.

هنرمندان عرصه دفاع مقدس به حاشیه رانده شدند. استادانی مانند استاد گلریز که عاشقانه کار می کردند تمام سختی ها را به جان خریدند و در این عرصه باقی ماندند. در عین حال چهره هایی هم بودند که مسیرشان را در جهت جریان آب تغییر دادند و براساس استقبال جامعه مسیر هنریشان را انتخاب کردند.

حمایت های مادی و معنوی از جریان موسیقی دفاع مقدس قطع شد و امروز مدیران فرهنگی کشور باید آن تعلل ها را جبران کنند. دو سال پیش مقام معظم رهبری تاکید کردند که چرا سرودهای دفاع مقدس به فراموشی سپرده شده است و همین مسئله خونی تازه در رگ موسیقی دفاع مقدس جاری کرد.

ما در عرصه موسیقی دفاع مقدس کاری نکرده ایم. علتش هم همین است که ما در عرصه موسیقی بلاتکلیف هستیم.  به برنامه ای نیاز داریم تا نسل جدید موسیقی دفاع مقدس را تربیت کند. امیدوارم در دفتر سازمان سینمایی دفاع مقدس حمایتی اگر از موسیقی دفاع مقدس انجام می شود مداوم باشد و با تغییر مدیریت ها همه چیز فراموش نشود.

مدت‌هاست منتظر تماس رئیس صداوسیما هستم / بی‌توجهی به آنچه تاکید مقام معظم رهبری است

محمد گلریز: روزی به اتفاق استاد مشفق و دو تن دیگر از شاعران خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. شب قبلش آقای حسینی وزیر وقت ارشاد از من پرسید که شما کاری از آقای مشفق خوانده اید؟ گفتم بله.

به هر روی رفتیم و خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. آنجا قرار شد آقای مشفق هم صحبتی بکند. آقای مشفق غزلی خواند که هر بیتش را مقام معظم رهبری تحسین کرد.

گوش هوشی ست اگر پنجره باز است اینجا / نغمه مرغ سحر گوش نواز است اینجا

برده از هوش مرا سکر سماع ملکوت / شمع و شب را یله کن قصه دراز است اینجا

روی زیبای تو تابنده تر از صبح نیاز / طاق ابروی تو محراب نماز است اینجا

چشمه معرفت از باده حیرت گذرد / قدمی پیش بنه راه فراز است اینجا

دل بود کعبه آمال تو احرام ببند / قبله قصد و صفا سعی و حجاز است اینجا

زندگی از نفس مردم آزاده ما / نافه آهوی چین غالیه ساز است اینجا

جان سرگشته ما در گرو روی کسی است / کافتابی به نهان خانه راز است اینجا

خار این بادیه، بویی ز شقایق دارد / خنده مریم گل، لعبت ناز است اینجا

پس از این ماجرا مقام معظم رهبری گفتند که با آثار آقای مشفق پیش از انقلاب آشنا بوده‌اند. رهبری در این دیدار رو به من کردند و گفتند که شما این غزل را بخوانید.

همانجا آقای حسینی نامه نوشت و پاراف کرد که این اثر آهنگسازی شود و من هم بخوانم. ما هم خوشحال شدیم. از بین آهنگسازان آقای آرزم انتخاب شد. کار ضبط شد و در بزرگداشت زنده یاد مشفق اثر را پخش کردیم. اثر را آن زمان به طور رسمی منتشر نکردیم.

آخرین بار در مراسم مهمی بودیم و چند تن از وزیران بودند و آقای علی عسگری(رئیس سازمان صدا و سیما) هم بودند. آنجا گفتم که چرا به سرودهای انقلابی و ارزشی نمی پردازید. این مسئله خواسته مقام معظم رهبری است.

باز هم بر سر میز شام به ایشان(آقای علی عسگری) گفتم که دو اتفاق مهم در زندگی من رخ داده که یکی زمانی بود که خدمت حضرت امام رسیدیم و ایشان سرود شهید مطهری را تایید کرد. یکی دیگر هم توفیقی بود که خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم و ایشان به ما در زمینه موسیقی انقلابی به ما دستور دادند که کاری ویژه انجام دهیم.

گفتم مراسمی بگیرید و این اثر را رونمایی کنیم. ایشان هم گفتند بله، حتما. به منشی شان رو کردند و گفتند که با آقای گلریز تماس بگیرید و هماهنگی ها را انجام دهید. از آن زمان رفتند که تماس بگیرند...

من حدود 200 آواز دارم. دلم می سوزد که این آوازها با شعرهای ارزشمندی که دارند، چرا پخش نمی شوند.

به رئیس صدا و سیما و به وزیر ارشاد هم مستقیم گفتم و هیچ بهانه‌ای برای بی‌توجهی به این آثار وجود ندارد.

شواهد اینچنین است که انگار عمدی در کار است. مگر می شود مسئولی که با تجربه است و بلند پایه است و مقامش در حدِ رئیس صدا و سیما و یا وزیر ارشاد است، نتواند کاری در این زمینه انجام دهد.

نهضتی در زمینه احیای موسیقی دفاع مقدس شکل گرفته است

محدثی خراسانی: نهضتی در زمینه موسیقی دفاع مقدس شکل گرفته و همه ارگان ها باید در این زمینه فعال باشند. سازمان سینمایی دفاع مقدس به بررسی کمبودهای عرصه موسیقی دفاع مقدس پرداخته است. گفتمان ایجاد کرده ایم تا کاستی‌ها را دریابیم.

کار دیگر برگزاری کنگره تولید سرود و تصنیف و ترانه در عرصه دفاع مقدس است.

می‌خواهیم تولید آثاری محدود و مطابق با استانداردهای موسیقی امروز را داشته باشیم. سال گذشته 10 قطعه تولید کردیم که در قالب آلبومی با عنوان چاووشی بیداران منتشر شد.

تلاش شده که ملودی و نحوه ارائه موسیقی هم به روز باشد و در عین حال ریشه های موسیقی دفاع مقدس حفظ شود.

 

نیاز به کشف استعدادها داریم

محمد گلریز: باید فراخوانی در عرصه هنرهای مختلف داشته باشیم تا استعدادهای هنری  و جوان را از سراسر کشور کشف کنیم. این نیاز به تامین بودجه کلان دارد. استعدادیابی کنیم و گزینش هنری انجام شود و از میانشان بهترین استعدادها را انتخاب کنیم و پرورش دهیم.

 

خبرگزاری تسنیم، شنبه 12 خرداد 1397

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/03/12/1740622/

اسماعیلی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان مطرح کرد

___________________________________________________________________________________

وعده های مسئولان برای جشن چهل سالگی انقلاب عملی نشده است

دبیر کارگروه چهل سالگی انقلاب اسلامی گفت: مسئولان نهادهای مختلف استقبال خوبی از جشن چهل سالگی انقلاب داشتند اما هنوز وعده هایشان به طور عینی تحقق پیدا نکرده است.

 

رضا اسماعیلی شاعر و دبیر کارگروه چهل سالگی انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص  جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی گفت: برای برگزاری این جشن  با نهاد های مختلف مکاتبه داشتیم و هم اکنون در حال پیگیری این مکاتبات هستیم.

وی افزود: در دیدارهایی که با مسئولان نهادهای مختلف در خصوص برگزاری جشن چهل سالگی انقلاب داشتیم، بسیاری از این کار استقبال کردند، اما هنوز وعده هایشان  به طور عینی تحقق پیدا نکرده است.

دبیر کارگروه چهل سالگی انقلاب اسلامی گفت: شاید هماهنگی ها به دلیل روال اداری طول بکشد، اما امیدواریم قول مساعدت نهادهای ملی هرچه زودتر تحقق پیدا کند.

وی افزود: اگر مساعدت مالی نهادها در خصوص برگزاری جشن انقلاب اسلامی تحقق پیدا نکند پیشرفت کار با کندی انجام می شود. از این رو  انتظار داریم در حوزه مشارکت مالی جدی تر وارد عمل شوند تا این مسئله تحقق عینی تری پیدا کند.

اسماعیلی با بیان اینکه پایان مهلت ارسال اثر به جشنواره چهل چراغ پایان خرداد ماه سال جاری است و تا کنون بیش از 120 اثر در دو حوزه شعر و داستان به دبیرخانه جشنواره رسیده است، گفت: بیشتر آثار در حوزه شعر به دبیرخانه جشنواره چهل چراغ رسیده است و شعرهای رسیده به دبیرخانه نسبتا خوب است.

 

احتمال تمدید جشنواره چهل چراغ

دبیر کارگروه چهل سالگی انقلاب اسلامی با اشاره به احتمال تمدید جشنواره چهل چراغ، یکی از برنامه های جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی بیان کرد: احتمال دارد در صورت نیاز مهلت ارسال اثر به جشنواره ادبی چهل چراغ تمدید شود و شورای به گزینی آثار در کارگروه جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی تشکیل می شود.

اسماعیلی ادامه داد: قرار بود فهرست کتاب ها با موضوع انقلاب در اختیار شورای به گزینی آثار در  کارگروه جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی قرار گیرد که این کار عملی شده و  هم اکنون شورای به گزینی آثار مشغول بررسی این فهرست است تا بتوانیم در جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی که در دهه فجر  سال جاری برگزار می شود  به جمع بندی نهایی برسیم.

 

باشگاه خبرنگاران جوان، 6 خرداد 1397

https://www.yjc.ir/fa/news/6545423/

نیمه شعبان، کتاب هدیه دهیم

________________________________________________________________________________


نیمه شعبان، کتاب هدیه دهیم

 

 

 

فرشاد شیرزادی| خبرنگار: رضا اسماعیلی از شاعران سرآمد انقلاب و دفاع‌مقدس است و تاکنون ده‌ها عنوان کتاب منتشر کرده که در میانشان سروده‌های درخشانی درباره امام غایب(عج) نیز دیده می‌شود. او که ساکن شهرک راه‌آهن است، در گپی کوتاه برای ما از نمادهای نیمه شعبان در محله‌اش و تهران گفت. گفت‌وگوی ما را با او در آستانه میلاد مهدی موعود(عج) بخوانید.



نیمه‌ شعبان در محله شما چه حال و هوایی دارد؟

آن شور و شوقی که باید هر سال در میان مردم در نیمه‌شعبان دیده شود به چشم می‌خورد. اهالی منطقه22 خیابان‌ها را چراغانی و آذین‌بندی می‌کنند. آنها مانند هر سال در انتظار حضرت موعود(عج) ایستگاه‌های صلواتی برپا و با چای و شربت از هم‌محله‌ای‌های خود پذیرایی می‌کنند. حضور متفاوت مردم در خیابان‌‌ها و میدان‌های محله‌مان چشمگیر است و مردم طبق سنت هر ساله به نوعی می‌خواهند خوشحالی و شادمانی خود را ابراز کنند.

 

به‌عنوان شاعر و یکی از نخبگان شهر، از چه منظری به نشانه‌های فرهنگی نیمه‌شعبان می‌نگرید؟

در عرصه فرهنگی نیمه شعبان، حلقه‌های مفقوده‌ای وجود دارد که در همین شهر و محله به چشم می‌خورد و با فرهنگسازی، برخی از آنها را که از اهم‌ محورهاست، باید پررنگ‌تر کرد. ظهور امام زمان(عج) جزو اعتقادات ماست. اما آنچه زمینه را برای ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) فراهم می‌کند و باعث بسترسازی آن می‌شود، اصلاح ذهنیت‌های غلط است. بحث انتظار صرفاً به این موضوع محدود نمی‌شود که بنشینیم و دعا کنیم تا ظهور امام زمان(عج) به وقوع بپیوندد.

 

به نظر شما باید چه کرد؟

باید درست بسنجیم که وظیفه چیست. در حقیقت باید آمادگی کامل داشته باشیم و به سمت عمل صالح و اصلاح جامعه و شهر برویم تا زمینه ظهور فراهم شود. زمینه ظهور صرفاً عبادی نیست. به‌طور مثال در بحث اصلاح جامعه و عمل صالح همین که ما حقوق شهروندی را رعایت کنیم، مثلاً از چراغ قرمز عبور نکنیم، به نوعی عمل صالح انجام داده‌ایم. با احترام به حقوق دیگران یک قدم در راه آماده شدن برای ظهور برداشته و به هدفمان نزدیک‌تر شده‌ایم.

با دروغ نگفتن و پاکیزه نگه داشتن محیط‌زیست و آلوده نکردن محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، اعم از هوا و زمین، یک قدم به فلسفه امام زمان(عج) نزدیک‌تر شده‌ایم. همدردی با دیگران در مصیبت‌های وارده و ناملایمات زندگی، همدلی و همزبانی با دیگران و همه چیز را فقط و فقط برای خود نخواستن، بخشی از این فلسفه است. برای فرهنگسازی بیشتر در این زمینه باید سعی کنیم محله‌مان و کوچه و خیابانمان از هر لحاظ نمونه باشد.

این اصلاح صرفاً با رفتار و اصلاح باورهای غلط و خرافات ممکن است. در واقع باید تلاش کنیم تا با این کارها آرمان‌شهر امام زمان(عج) را پیش از ظهور ایشان فراهم کنیم. باید تلاش کنیم تا دیگران هم در خوشی‌های ما سهیم باشند و به عدالت بیندیشیم. باید بخشی از دل‌مشغولی ذهنیتمان را به سعادتمندی دیگران اختصاص دهیم. این کارها در تسریع ظهور تأثیر بسزایی دارد و مصداق کامل و درست «عمل صالح» است.

در شهری که قرار است آرمان‌شهر مهدی موعود(عج) باشد لاجرم باید محیط‌زیست حفظ شود. آب را هدر ندهیم و در حفظ و حراست از درختان و جنگل‌ها کوشا باشیم. بعضی‌ها فکر می‌کنند مصداق عمل صالح صرفاً نماز خواندن و روزه گرفتن و مباحث عبادی است. در حالی که ابتدا باید دعا کنیم انسان «صالح» به معنای واقعی باشیم و در گام دوم برای گسترش عمل صالح بکوشیم.

 

به باورهای غلط اشاره کردید. آن باورهای غلط در محله شما و در گستره وسیع‌تر، در شهر تهران کدام است؟

در آیات قرآن کریم آمده است که خدا سرنوشت جامعه‌ای را تغییر نمی‌دهد مگر خود مردم آن جامعه به اصلاح امور همت گمارند. ما باید خودمان آستین بالا بزنیم و برای حل مشکلات تلاش کنیم تا آن آرمان‌شهری را که در احادیث روایت شده، بسازیم و خشتش را بنا نهیم. برای ساختن این آرمان‌شهر باید همت کنیم. چنین نیست که به شکل معجزه‌آسا و طی یک شبانه‌روز همه مشکلات صرفاً با ظهور حل شود. اگر چنین بود امام عصر(عج) نیازی به یار و یاور نداشت.

این در حالی است که در روایت‌های متقن آمده است که امام عصر(عج) 313 یار با اراده پولادین و عزم استوار و راسخ دارند. باید تلاش کنیم تا امام در بازسازی جامعه به موفقیت برسند. در حقیقت ما باید در حلقه یاران امام زمان(عج) زمینه ظهور را برای ایشان فراهم کنیم. از همین امروز باید تلاش کنیم که در شهر برای عدالت‌گستری و رفع پلشتی، کارهای مثمرثمر انجام دهیم. یکی از عمده‌ترین این راه‌ها مبارزه با باورهای غلط، ناهنجاری‌ها و خرافات است.

 

پیشنهادهای عملی شما در این زمینه و در محله خودتان چیست؟

علاوه بر برپایی ایستگاه‌های صلواتی، کتاب به مردم هدیه دهیم و مردم را به اندیشیدن دعوت کنیم. آنچه در موضوع نیمه شعبان جایش خالی است، نوآوری و خلاقیت است. این مهم باید در راستای تقویت فرهنگ پویای انتظار باشد. البته تکرار سنت‌ها خوب است اما مثلاً علاوه بر چراغانی خیابان‌ها باید قلب و جان و جهان مردم هم چراغانی شود. این مهم ممکن نیست مگر در مبارزه با پلشتی و خرافات و ناهنجاری اخلاقی، سیاسی و اجتماعی.

 

همشهری محله، سه شنبه 11 اردیبهشت 1397

http://newspaper.hamshahri.org/id/14373/

چهارشنبه سوری باید نماد وحدت جامعه ایران باشد

 

 

تهران - ایرنا - شاعر آیینی کشور گفت: جشن چهارشنبه سوری باید نماد وحدت جامعه ایران و فرصتی برای همدلی و همزبانی باشد.

 

رضا اسماعیلی روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا اظهار داشت: جشن های فراوان ملی و مردمی مانند مهرگان، یلدا، نوروز و چهارشنبه سوری از دیرباز در فرهنگ ایران وجود داشته؛ جشن هایی که از یک منظر فرصت و از منظر دیگر ممکن است تهدید به شمار آید در صورتی که هوشمندانه و مدبرانه با آنها برخورد نشود.
وی با اشاره به 13 بدر بعنوان یکی از جشن های ملی که در آن رگه های خرافه وجود دارد، ادامه داد: برخی این روز را نحس می دانند در حالیکه این روز پیوند دوباره با طبیعت را یادآور می شود.
نویسنده کتاب «بانوی آئینه و سنگ» با تاکید بر بازتعریف و خرافه زدایی از این جشن ها افزود: چهارشنبه سوری باید نماد وحدت جامعه ایران باشد و فرصتی که در آن مردم بیشتر با یکدیگر رفت و آمد داشته و همدلی، همزبانی و روحیه تعاون در آنها تقویت شود.
اسماعیلی با تاکید بر ضرورت پاک کردن جشن های ملی از خرافه و آلودگی هایی از این دست توضیح داد: این کار بر عهده اهالی فرهنگ و قلم است تا بتوانند جنبه های ایجابی و مثبت جشن های ملی را برجسته کنند و فرصتی برای وفاق و انسجام ملی بوجود آید.
این شاعر آیینی کشور اضافه کرد: بارها شاهد بودیم در جشن هایی مانند چهارشنبه سوری عده ای به خیابان آمده و با استفاده بی ضابطه از مواد منفجره، تلفات زیادی را بوجود آوردند که یکی از دلایل آن عدم فرهنگسازی است.
وی گفت: نیاز است در طول سال با نوشتن مقاله، بررسی های کارشناسانه و آسیب شناسی عمیق، جنبه های ایجابی جشن هایی چون چهارشنبه سوری برجسته و موارد اشتباه و تهدیدآمیز آنها از اذهان پاک شود.
نویسنده کتاب «حنجره سرخ عشق» ادامه داد: جشن های ملی می تواند به تقویت و انسجام روحیه همکاری و تعاون کمک کند، مانند عید نوروز که بهانه ای شده تا عده ای مخفیانه و آبرومندانه به افرادی که از سطح زندگی پایین تر برخوردار هستند، کمک کنند بنابراین این رویکرد جشن ملی که باعث دستگیری از افراد می شود، یک فرصت است و شکوه فرهنگ ایرانی را در منظر جهانیان به نمایش می گذارد.
اسماعیلی افزود: 13 بدر یکی از جشن های ملی است که باید مردم در آن روز به دامن طبیعت رفته ضمن اینکه از آن حفظ و صیانت هم می کنند، هرچند بسیاری با تکیه بر خرافه و گره زدن سبزه، در نابودی طبیعت سهیم می شوند و بعد از این روز حجم زیادی از زباله را در کوه، جنگل بوجود می آورند.
وی با بیان اینکه چهارشنبه سوری نقش موثری در همدلی اقوام مختلف و انسجام میان آنها دارد، گفت: این روز بهانه ای برای تقویت پیوندهای عاطفی و خویشاوندی است که همزبانی و وفاق اجتماعی را به دنبال دارد.
به گفته اسماعیلی، همه دست اندرکاران حوزه فرهنگ از طریق فرهنگ سازی باید به دنبال حفظ ارزش ها باشند.
شاعر آیینی کشور با بیان اینکه اسلام مهر تاییدی بر عید نوروز زده است، گفت: در این جشن ملی صله رحم و دید و بازدید ها زیاد می شود اما اگر این آیین محملی برای چشم و همچشمی ها و سبقت در تجملات و ریخت و پاش ها شود، بدون تردید از نقش سازنده و رشد دهنده بازمانده و تبدیل به یک عنصر منفی در جامعه می شود.
به گفته وی، جشن های ملی نباید بهانه ای برای رقابت های ناسالم شود.
اسماعیلی با بیان اینکه در سالهای اخیر رسانه ها تلاش زیادی برای برجسته کردن ابعاد مثبت جشن های ملی کرده اند، افزود: باید از همین تریبون به مردم آموزش داد چهارشنبه سوری را به چهارشنبه سوزی تبدیل نکرده و نقص عضوی را باعث نشوند بلکه پس از این جشن ملی دوباره دور هم جمع شوند.
وی تاکید کرد چهارشنبه سوری باید نماد شکوه و عظمت ایرانیان و تجلی روشن اندیشی و روشنفکری در جامعه ایرانی باشد.

 

خبرگزاری ایرنا، سه شنبه 22 اسفند 1396

http://www.irna.ir/fa/News/82860735

شاعران انقلاب: احمد عزیزی(مصاحبه)

_____________________________________________________________________________________________________

دیدگاه صاحب‌نظران درباره نقش مرحوم احمد عزیزی در شعر امروز ایران

شاعری که از متن جریان انقلاب برخاست

زهره کهندل

عزیزی

 

آن‌ها که شاعرند و اهل ادبیات، بر تأثیر وی بر قالب مثنوی معترفند. او توانست در مدتی مخاطبان خاص خود را بیابد. بسیاری باور دارند در شعرهای او شور موج می‌زند و عزیزی، منجی شعر آیینی از بند کلیشه‌ها بوده است. او از شاعران خوش‌قریحه در قطار شعر انقلاب بود که بیشتر سروده‌هایش رنگ و بوی آیینی دارد.

 

قدس آنلاین-شاعری اهل کرمانشاه بود از دیار سرپل ذهاب. «احمد عزیزی» شاعر دردانه انقلاب در سن ۸۵ سالگی، پس از ۹ سال زندگی نباتی که درپی کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج بیماری قلبی و کلیوی او را اسیر تخت بیمارستان کرده بود، ۱۶ اسفندماه سال گذشته، درگذشت اما یادش در همیشه تاریخ جاودانه ماند.  
آن‌ها که شاعرند و اهل ادبیات، بر تأثیر وی بر قالب مثنوی معترفند. او توانست در مدتی مخاطبان خاص خود را بیابد. بسیاری باور دارند در شعرهای او شور موج می‌زند و عزیزی، منجی شعر آیینی از بند کلیشه‌ها بوده است. او از شاعران خوش‌قریحه در قطار شعر انقلاب بود که بیشتر سروده‌هایش رنگ و بوی آیینی دارد.  

حسین اسرافیلی از شاعران پیشکسوت کشور به خبرنگار ما می‌گوید: مرحوم احمد عزیزی در مثنوی از تأثیرگذاران شعر انقلاب بود. بعد از انقلاب، علی معلم و مرحوم احمد عزیزی از تأثیرگذارترین مثنوی‌سرایان شعر انقلاب بوده‌اند البته ممکن است برخی از این مثنوی‌ها نیاز به پالایش داشته باشد اما شاعران زیادی از مرحوم احمد عزیزی پیروی کردند و تأثیرات وی را در آثار آن‌ها می‌توان دید.

وی با بیان اینکه احمد عزیزی در غزل بسیار تحت تأثیر بیدل دهلوی بود، خاطرنشان می‌کند: اشعار او، زبان پیچیده‌ای داشت اما نه به شدت بیدل؛ اگرچه ردپای این شاعر در آثارش ظهور داشت.

این شاعر اضافه می‌کند: مرحوم عزیزی شطحیاتی داشت که  تعابیر دوگانه و بدیعی را در این گونه ادبی به کار می‌برد، او علاقه‌مند به شطحیات نویسی بود و اثر ماندگاری را در این حوزه از خود به جا گذاشت و بنیانگذار شطحیات جدید بود و مجموعه‌ای از تعبیرهای امروزی در شطحیات او به چشم می‌خورد.

احمد عزیزی در سرودن اشعار آیینی، ید طولایی داشت به طوریکه تعبیر یاس برای حضرت زهرا (س) تعبیر شاعرانه او بود و اولین بار از حضرت زهرا (س) با تعبیر یاس نبی و یاس پیامبر نام برد، بقیه شاعران هم این  تعبیر را از احمد عزیزی عاریه گرفتند. اسرافیلی با بیان این مطلب، می‌افزاید: مرحوم عزیزی مدتی به کلاس‌های عرفان می‌رفت و تأثیراتی از آن بحث‌ها داشت که اطلاعات خوبی از عرفان و فلسفه پیدا کرده بود اما سن او آنقدر نبود که همه این تأثیرات فلسفی و عرفانی را در تفکر و اندیشه‌اش هضم کند.

 

شطحیاتش شیرین بود

رضا اسماعیلی، شاعر آیینی کشورمان درباره تأثیر زنده‌یاد عزیزی بر جریان شعر انقلاب به خبرنگار ما می‌گوید: استاد احمد عزیزی از شاعران نسل اول انقلاب بود که در دو حوزه مثنوی و شطحیات بسیار شاخص و برجسته بود. اشعارش در قالب مثنوی، سبک و سیاق خاصی داشت و ویژه خودش بود.

به باور وی، عزیزی در شطحیات و نثرهای عرفانی بسیار شیرین می‌نوشت به طوریکه اگر تاریخ ادبیات انقلاب اسلامی‌ را بررسی کنیم در حوزه شطحیات و مثنوی، احمد عزیزی یکی از چهره‌های شاخص و بی نظیر است.

اسماعیلی ادامه می‌دهد: تأثیر همنشینی احمد عزیزی را با عالمان دینی و عرفا، در آثارش می‌توان دید یعنی رگه‌های معنوی و عرفانی در مثنوی‌های او  مشهود است و شطحیاتش رنگ و بوی معنوی دارد.

این پژوهشگر ادبی با بیان اینکه تعابیر، ترکیبات و تلمیحات عزیزی در مثنوی‌هایش، منحصر به خودش بود، خاطرنشان می‌کند: با بررسی اشعار احمد عزیزی می‌بینیم که کلیدواژه‌های اشعارش برگرفته از مضامین، آیات قرآنی و تلمیحات عرفانی است که نشان می‌دهد، دانش و بینش ادبی خود را با آموزه‌های اصیل دینی در یک ترکیب هنرمندانه، بارور ساخته و با خلاقیت و نبوغی که داشته، توانسته است شعری را عرضه کند که متفاوت باشد.

به باور اسماعیلی، وقتی مثنوی احمد عزیزی را بخوانید حتی اگر نام شاعر پای آن شعر نباشد، با واژگانی که به کار برده و لهجه شعر، می‌توان تشخیص داد که این مثنوی سروده احمد عزیزی است.

 

 خلوت گزینی‌های شاعرانه

امروز جای احمد عزیزی در بین شاعران نسل انقلاب، بسیار خالی است و چهره‌ای مانند او با خصوصیات و ویژگی‌های منحصربفرد در آثارش، تکرارناپذیر است. اسماعیلی با بیان این مطلب، اضافه می‌کند: البته کسانی هستند که سعی کردند از سبک و سیاق احمد عزیزی تقلید کنند که ناموفق بودند. احمد عزیزی از سهراب سپهری و فروغ فرخ‌زاد، تأثیر غیرمستقیم گرفته بود به طوریکه طی بررسی آثار عزیزی، می‌بینیم که زبانش به زبان سهراب سپهری نزدیک می‌شود و گاهی هم از شاعران سبک هندی تأثیر پذیرفته است یعنی بسیاری از ترکیبات و تعبیراتی که در اشعارش می‌بینیم منعبث از شاعران سبک هندی است.

اسماعیلی تأکید می‌کند: عزیزی یکی ازچهره‌های ماندگار ادبیات انقلاب اسلامی ‌است و باید به نسل امروز توصیه کرد آثار این شاعر انقلابی را بخوانند تا بتوان مسیر بالندگی و زایندگی ادبیات انقلاب را بیش از پیش هموار کرد.

او با بیان اینکه احمد عزیزی، شاعر سیاسی نبود بلکه در دنیای خودش شعر می‌گفت و سیر و سلوک خاصی داشت، می‌گوید: عزیزی سعی می‌کرد که براساس نیاز روحی خودش دست به خلق و آفرینش هنری بزند. اشعار او از روح زلال و لطیف شاعرانه‌اش نشأت گرفته بود. شاعری نبود که خودش را در سیاست دخالت دهد و به ندرت در آثار او، شعر سیاسی پیدا می‌کنید اما بخاطر پایبندی به ارزش‌های و آرمان‌های امام(ره) و انقلاب، یک شاعر انقلابی بود. زنده‌یاد عزیزی تا آخرین روزهای زندگی اش، حضوری فعال در عرصه ادبیات اشت اما باورش بر خلوت‌گزینی بود و تأکید داشت که در خلوتی شاعرانه می‌توان دست به آفرینش ادبی زد بنابراین خیلی در محافل و مجامع ادبی شرکت نمی‌کرد.

به باور او، اگر شاعری همیشه در حال رفتن به این جلسه و آن جلسه و این کنگره و آن کنگره باشد، فرصتی برای خلوت‌گزینی و صیقل دادن اشعارش پیدا نمی‌کند. شاعران نسل جوان باید تلاش کنند که از این آسیب دور شوند و در خلوت شاعرانه، شعر زلال‌تر و صیقل یافته‌تری بسرایند.

 

منبع: روزنامه قدس
قدس آنلاین، چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ 
http://www.qudsonline.ir/news/592053/
 
 

اسماعیلی: حضور در راهپیمایی 22 بهمن ماه، تجدید میثاق با آرمان‌های انقلاب است

_____________________________________________________________________________

اسماعیلی: مردم با شعار «حکومت عدل علی» انقلاب کردند

نتیجه تصویری برای رضا اسماعیلی شاعر منتقد و پژوهشگر شعر انقلاب

 شاعر کشورمان گفت: اعلام حضور در راهپیمایی 22 بهمن، تجدید میثاق با امام خمینی (ره)، آرمان های انقلاب اسلامی و رهبری است.

رضا اسماعیلی شاعر و پژوهشگر ادبی، در گفت وگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص راهپیمایی 22 بهمن و حضورش در این مراسم گفت: معمولا سعی می کنم برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن برنامه‌ریزی کنم و در این راهپیمایی حضور داشته باشم. اعلام حضور در راهپیمایی 22 بهمن، تجدید میثاق با انقلاب، امام ، و آرمان های انقلاب اسلامی و رهبری است.

وی افزود: چون مردم انقلاب اسلامی ایران را دوست دارند و این انقلاب را با خون خود حفظ کردند، حضورشان در راهپیمایی 22 بهمن، انقلاب اسلامی را بیمه می کند. حضور مردم در این راهپیمایی این پیام را به مردم جهان می‌دهد، که ما همچنان پای انقلاب، امام، ارزش های انقلاب و خون شهدا ایستاده ایم. به قول مقام معظم رهبری با وجود این که مردم از فساد و ناکارآمدی بعضی از مسئولان ناراضی هستند؛ اما این ناکار آمدی را به پای انقلاب اسلامی نمی‌گذارند.

این شاعر تاکید کرد: مسئولان باید با تمام وجود به این مردم خدمت کنند. این مردم برای تحقق عدالت اسلامی انقلاب کردند. آنها با شعار «حکومت عدل علی» انقلاب کردند و می خواستند شکاف و بی عدالتی که در جامعه وجود دارد، از بین برود. اکنون هم که در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی هستیم؛ مردم همچنان در صحنه هستند و حضورشان در راهپیمایی 22 بهمن انقلاب اسلامی را بیمه می‌کند.

 

باشگاه خبرنگاران جوان، یکشنبه 22 بهمن 1396

http://www.yjc.ir/fa/news/6433959/

نشستی با حضور احمد شاکری و رضا اسماعیلی

______________________________________________________________________________

تطهیر شاهنشاهی در ادبیات داستانی معاصر

نشستی با حضور احمد شاکری و رضا اسماعیلی پیرامون تهطیر پهلوی در ادبیات معاصر

اشاره: سال گذشته محفلی با عنوان «تطهیر پهلوی» توسط مجمع ناشران انقلاب اسلامی برگزار شد. در این نشست عنوان مذکور بیشتر در جریان تاریخ نگاری و کتب سیاسی بررسی شد. قرار بود تا این موضوع در زمینه ادبیات داستانی و هنر نیز نقد و بررسی شود اما میسر نشد.

این مساله در ماه گذشته توسط استاد رضا اسماعیلی مدیر انجمن خانه قلم در نشست خبری جشنواره چلچراغ عنوان شد. بعد از آن رسانه انقلاب تصمیم گرفت تا «تطهیر پهلوی در ادبیات داستانی و شعر» را با توجه به اهمیت ویژه آن از لحاظ سیاسی و جریان شناسی فرهنگی با حضور ایشان و جناب آقای استاد احمد شاکری پژوهش‌گر داستان تبیین کند.

این نشست در محفل‌سرای انس واقع در عصر روزهای آخر دی ماه برگزار شد که ماحصل این نشست در دو قسمت برای خوانندگان محترم رسانه انقلاب منتشر می‌شود.

خیر مقدم عرض می‌کنم خدمت آقای اسماعیلی و همچنین استاد شاکری. موضوع بحث از آنجا به ذهنم رسید که استاد اسماعیلی در نشست خبری برگزاری جشنواره چلچراغ، به جریانی که قصد تطهیر دوران پهلوی را دارد اشاره کردند.

جناب استاد اسماعیلی چرا در فضای ادب و هنر بطور اخص این اتفاق می‌افتد؟ آیا بعلت آن است که مخاطبان معمولاً از نخبگان هستند و از طرفی هم با داستان‌ها و رمان‌های ساده با عموم مردم رابطه برقرار می‌کنند؟ چرا این جریان را در کتب تاریخی دنبال نمی‌کنند؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تشکر می‌کنم از شما که این فرصت را فراهم کردید که درباره ادبیات و فرهنگ انقلاب در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب نشستی داشته‌ باشیم.

اینکه چرا کسانی که می‌خواهند تاریخ انقلاب را تحریف کنند و به دنبال تطهیر نظام ستمشاهی هستند از ادبیات و هنر استفاده می‌کنند، یکی از دلایلش جاذبه و مقبولیت ادبیات و هنر است. یعنی آن نفوذ مردمی شاعران و نویسندگان و ادیبان و دایره تأثیرگذاری آن‌ها، باعث می‌شود کسانی که به دنبال مقابله با انقلاب اسلامی هستند از این روزنه وارد شوند. چون می‌خواهند در افکار عمومی تأثیر بگذارند و ذهن مردم را تغییر دهند. داستان و رمان و شعر و ادبیات کارآمدترین ابزار برای این منظور است. چراکه به هر صورت ادبیات و هنر جاذبه‌هایی را دارد و بر عاطفه، تخیل و تصویرگری ارتباط دارد. با تحریک عواطف و خیالات مردم راحت‌تر می‌توان به هدف رسید. الآن چهل سال از انقلاب گذشته و دشمنان انقلاب از راه‌های مختلف به دنبال مقابله با آن بوده‌اند. از کودتا و راه‌های نظامی گرفته تا تطمیع و تهدید و … .

از آنجا که این انقلاب، یک انقلاب مردمی است و خود مردم پای آن ایستاده‌اند تمام این شیوه‌ها و راه‌ها به بن‌بست رسید. همانگونه که رهبری هم در صحبت‌های اخیرشان اشاره کردند این انقلاب از بین مردم متولد شده است و مردم بر آن مهر تأیید زده‌اند. امروز هم بهترین راهی که دشمن می‌تواند با انقلاب مقابله کند این است که ذهن مردم را تغییر دهد و نوعی استحاله فرهنگی بوجود بیاورد؛ یا به تعبیر مقام معظم رهبری، شبیخون فرهنگی. اگر مردم آن ارادت و تعلق خاطری که به انقلاب و باورهای دینی و فرهنگ ملی دارند را کنار بگذارند و مردم دچار انفعال و بی‌تفاوتی شوند، طبیعتاً دشمن می‌تواند به راحتی از طریق راه‌های نظامی به اهداف خود برسد. لذا می‌بینیم دشمن به جنگ نرم متوسل شده است. ما هم براین شدیم که بعد از گذشت ۴۰ سال، روی این نقطه دست بگذاریم و برای صیانت از انقلاب، تاریخ انقلاب را مورد واکاوی و کالبدشکافی قرار دهیم. فراز و نشیب‌های انقلاب اسلامی در ادبیاتمان بصورت بایسته و شایسته بیان شود و به تولید آثار فاخر ادبی بپردازیم. در نهایت یک دورخیزی کنیم برای یک بسیج ادبی و فرهنگی تا بتوانیم با خلق آثار فاخر ادبی، آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب را تبیین کنیم. به نظرم امروز مهمترین و بهترین کار برای حفظ انقلاب، مقابله با دشمن در جنگ نرم است. الحمدلله این حرکتی هم که “انجمن قلم” آغازگر آن بود و بعد هم حوزه هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای آن ستادهایی را تشکیل داد، می‌تواند حرکتی تأثیرگذار برای عقب راندن معاندان در این جنگ نرم باشد.

استاد رضا اسماعیلی شاعر انقلاب اسلامی

استاد شاکری؛ پیرامون پژوهش‌هایی که درباره تطهیر شاهنشاهی در ادبیات داستانی انجام دادید بفرمایید و اینکه ویژگی‌های کلی این جریان چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

از شما و دوستانتان در مجموعه “رسانه انقلاب” تشکر می‌کنم. خدمت استاد اسماعیلی هم که از شاعران متعهد و انقلابی هستند عرض سلام دارم.

خوب این مطلبی که شما درباره تطهیر پهلوی در ادبیات گفتید، هم در بخش شعر قابل پژوهش است و هم در حوزه ادبیات داستانی. پیش از این هم ظاهراً چیزی شبیه نمایش در حوزه هنری توسط مجمع ناشران برگزار شد با موضوع “تطهیر پهلوی در آثار مکتوب”. جمع قابل توجهی از نویسندگان، ناشران، اهالی نظر و پژوهش گرد هم آمدند و در چند کارگروه به این موضوع پرداختند. تا آنجایی که می‌دانم این جلسه بر خلاف وعده‌های داده شده ادامه پیدا نکرد. بنده برای همان جلسه متنی آماده کرده بودم، که با این پیگیری شما کاملتر شد. حدود ۸-۹ صفحه است که تقدیم می‌کنم. در اینجا هم گزیده‌ای از آن را عرض خواهم کرد.

نکته اول این است که به نظرم باید درباره خود این موضوع مقداری صحبت کنیم. نکته مهم در هر پژوهشی این است که ما باید بدانیم در هر موضوعی که شما مطرح می‌کنید و به حوزه ادبیات ربط پیدا می‌کند، هر سوالی مبتنی بر یک سری پیشفرض‌ها و اصول موضوعه و پژوهش‌های قبلی است. در حقیقت انتخاب سوال و ضرورت طرح و نیز ثمرات آن، همه در انتخاب موضوع و نتیجه‌گیری و روش پاسخگویی به آن اهمیت دارد. قبل از رسیدن به پاسخ هر موضوعی، آن موضوع باید از موضوعیت خود دفاع کند. در پژوهش‌ها هم می‌بینید که بخشی از طرح‌نامه‌های پژوهشی ناظر بر ضرورت طرح و اهمیت و اصول موضوعه است. البته این نقصانی است که کل مجموعه‌های پژوهشی ما را در دانشگاه‌ها و… در بر می‌گیرد. یکی از نتایج این نقصان این است که مشهورات علمی غیرصحیحی را به بار آورده است. بسیاری از پژوهش‌ها _حداقل در حوزه ادبیات داستانی_ مبتنی بر پیشفرض‌های غلطی هستند که چون همه آن را تکرار کرده‌اند تبدیل به یک امر مسلم و غیرقابل خدشه شده است. مثلاً اینکه ادبیات داستانی در ایران از دوران مشروطه شکل گرفت و… . لذا یکی از نکات این است که به پژوهش‌های متقدم و متأخر توجه نکردیم. پس در جواب به سوال شما ابتدا باید درباره اصل این موضوع و ضرورت طرح آن بحث شود که در ادامه عرض خواهم کرد.

نکته بعد خود عنوان است؛ یعنی “تطهیر پهلوی در ادبیات”. وقتی ما کلمه‌ای مثل “تطهیر” را به کار می‌بریم، گویا تطهیر نشان‌دهنده یک امر پسینی است. یعنی تطهیر ناظر بر این است که شما چیزی دارید که ناپاک و آلوده است و قرار است ادبیات آن امر ناپاک را در یک فرایند ثانوی تطهیر کند. تطهیر یا ناپاکی‌ها را پنهان می‌کند، یا اساساً آن‌ها را از بین می‌برد. پس تطهیر به معنای پاک شدن است و نه پاک بودن. این می‌تواند بحث ما را وارد یک چالشی کند و آن اینکه آیا اساساً ادبیات _به خصوص ادبیات داستانی_ امری پسینی است و یا امری است که ایجاد می‌کند؟ آیا ادبیات با پس‌زمینه تاریخ خوانده و فهم می‌شود و یا ادبیات خودش معنا ایجاد می‌کند؟ آیا ادبیات مستقل از روایت‌های دیگر موجود است و یا ادبیات همیشه وابسته به تاریخ است که حالا یا آن را تأیید می‌کند یا ترمیم می‌کند و یا تکذیب می‌کند؟ به نظرم ادبیات از نظر ماهیت مستقل از تاریخ خوانده می‌شود. اصلاً جهان ادبی، جهانی مستقل است. حتی اگر به تاریخ بپردازد. لذا اصطلاح تطهیر، اصطلاح دقیقی نیست؛ بلکه ادبیات مستقل از پس‌زمینه‌های تاریخی چیزی را ایجاد می‌کند. نباید فکر کرد که اگر رمانی به دوران پهلوی پرداخت، منظورش همان پهلوی تاریخی است که حالا دارد آن را نمایش می‌دهد. رمان حتی اگر به موضوع تاریخی بپردازد، درواقع دارد آن موضوع تاریخی را در جهان داستانی بازتولید و ایجاد می‌کند. لذا در اینجا دیگر بحث تطهیر مطرح نیست. چون واژه تطهیر، ناظر به یک سری پیش‌فرض‌هاست. مثلاً اینکه من تصوری راجع به امری تاریخی دارم و بعد مطلبی را می‌خوانم و آن تصور اصلاح، ترمیم و یا تکذیب می‌شود.

نکته سوم این است که مسئله‌ای که ما می‌خواهیم بپردازیم ذیل چه عناوینی از مسائل پژوهشی در حوزه ادبیات قرار می‌گیرد؟ اولاً تطهیر پهلوی در ادبیات داستانی، نشان‌دهند نوعی قضاوت و ارزیابی ما راجع به موضوعی خاص است. یعنی در این موضوع به دنبال این می‌گردیم که آن قضاوتی که از نظر ما نادرست است، آیا محقق شده است و یا نه؟ به نظر من اگر بخواهیم مسئله را کلان‌تر ببینیم (چراکه مسئله تطهیر پهلوی خیلی خرد است. یک سری عناوین کلی‌تری وجود دارد که اگر بخواهیم این درختواره را بالا برویم مسائل بسیار دیگری باید حل شود تا به این موضوع خرد برسیم) یکی از مسائل، مسئله دشمن‌شناسی است. به نظرم این موضوع، ذیل مسئله دشمن‌شناسی در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی قابل طرح است. یک پژوهشی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه درحال انجام است. برای اینکه ابعاد این مسئله برایتان معلوم شود این را بگویم که الآن سه دفتر در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه با موضوع دشمن‌شناسی در ادبیات داستانی دفاع مقدس در حال تولید است. دفتر اول درباره شناخت‌شناسی است.

استاد احمد شاکری، نویسنده و پژوهشگر داستان

اینکه دشمن چگونه شناسایی می‌شود؟ ادبیات چه چیزی را به ما می‌شناساند؟ خودش چگونه می‌شناسد؟ فاعل شناسا کیست و… . دفتر دوم روایت‌شناسی در دشمن‌شناسی است. دفتر سوم هم جریان‌شناسی است که یک بحث اثباتی و مؤخر است. یعنی ببینیم این آثاری که تولید شده‌اند،  بر طبق آن قوانین استخراج شده، دشمن را در دفاع مقدس چگونه نشان داده‌اند؟ لذا به نظرم این بحث هم ذیل دشمن‌شناسی قابل بررسی است. از جمله اصول مبنایی که به نظرم در فهم دشمن‌شناسی کمک می‌کند، بحث دوگانه حق و باطل است. یعنی اگر ما قائل به حق و باطل نباشیم، اساساً دشمن معنایی ندارد. این خصوصیت در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی ریشه در مفاهیم دینی ما دارد. در دوگانه حق و باطل، دوئیت کاملی برقرار است. یعنی فرض سومی نیست. قرآن کریم می‌فرماید ((فماذا بعد الحق الا الضلال)) یعنی بعد از حق چیزی به جز باطل نیست. یا حق است و یا باطل.

نکته دیگر هم این است که از خصوصیات این مکتب ادبی این است که حق، نتیجه‌بخش است ولی باطل ابتر است. ابتر هم یک تعبیر قرآنی است؛ ((ان شانئک هو الابتر)). امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای به معاویه گفتند این فتانت و زیرکی تو، فتانت بتراء است. خصوصیت دیگرش این است که حق با نظام تکوین تناسب دارد و باطل با نظام تکوین تنافر دارد. این همان است که می‌گوییم حق مطابق با فطرت و آفرینش است. لذا ادبیات داستانی انقلاب اسلامی، به تبع جهان‌بینی ما همواره تلاش دارد تقابلی را بین حق و باطل به نمایش بگذارد. به این معنا که در نظام تکوینی قائل به عدل است، در نظام تشریعی هم که منطبق بر نظام تکوینی است، قائل به این است که نظام خلقت انسان احسن تقویم است و… .

این‌ها همه معانی هستند که باید از مکتب ادبی سرایت کند و ما به این نتیجه برسیم که جهان و عالم تکوین و تشریع را چگونه می‌بینیم. بعد با اثبات اصل وجود دشمن و دشمنی به سراغ موضوعات ریزتر برویم. الآن مثلاً ادبیات سیاه دفاع مقدس اساساً می‌گوید دشمنی وجود ندارد. کسی که دشمن را قبول ندارد، شما نمی‌توانی درباره خباثت دشمن با او صحبت کنی. او دشمنی نمی‌بیند. او اصلاً پهلوی را دشمن نمی‌داند. پس اصل وجود دشمن و دشمنی مهم است. علاوه بر آن باید اصل دشمنی دشمن با حق، امکان تمایز این‌ها در جهان واقعی و… باید بررسی شوند. ما می‌توانیم دشمن را از دوست جدا کنیم. چون ممکن است کسی بگوید دشمن وجود دارد؛ ولی نمی‌توان دوست را از دشمن تمییز داد. بعد از این باید ثابت کنیم ما نسبت به جبهه حق طرفدار هستیم. هم دشمن را می‌شناسیم، هم می‌توانیم حق را از باطل تمایز دهیم و هم اینکه ما در طرف حق هستیم. با طی این مقدمات احتمالاً می‌توانیم مسئله را حل کنیم که ادبیات داستانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمن را چگونه می‌شناسد و چگونه می‌شناساند؟ یکی از مصادیقش می‌تواند پهلوی باشد. دشمن‌های زیادی وجود دارند که اگر قواعد تئوریک این بحث بصورت کلی مشخص نشود، شاید خیلی راه به جایی نبریم. بعد حالا باید این را بررسی کرد که در بحث دشمن‌شناسی آیا پرداختن به موضوع تطهیر پهلوی اولویت دارد؟

 

استاد اسماعیلی! به نظر شما مستنداتی در این زمینه وجود دارد که جریانی به دنبال تطهیر پهلوی است؟ آیا در شعر هم چنین رگ و ریشه‌هایی وجود دارد؟

اگر بخواهیم سیر تکوینی این جریان را بررسی کنیم، ما در دهه‌های اخیر _به خصوص دهه سوم و چهارم انقلاب اسلامی_ شاهد یک سری جریانات مشکوکی در ادبیات هستیم که دست به تولید و خلق آثاری می‌زنند که می‌توان بعنوان ادبیات سیاه و یا منفعل از آن‌ها نام برد. ادبیات سیاه بدین معناست که نویسنده بر اساس این پیش‌فرض که در ادبیات، حق تقدم با تعهد ادبی است، به نوعی تعهد انسانی و آرمانی و دینی را به حاشیه می‌رانند. می‌گویند در ادبیات _و به خصوص در شعر و داستان_ آن چیزی که مهم است و باید در اولویت قرار بگیرد، چه گفتن نیست؛ بلکه چگونه گفتن است. البته بنده هم بعنوان شاعری که در فضای انقلاب اسلامی رشد کرده، بر این باور هستم که ادبیات باید بر اساس مؤلفه‌های ادبی و هنری شکل بگیرد و مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی مورد توجه قرار بگیرد. یک اثر فاخر ادبی است که می‌تواند در تکامل انسانی جامعه مؤثر باشد. ولی در عین حال ما بعنوان یک هنرمند مسلمان به این هم باور داریم که آن تعهد و رسالت ادبی، اگر با تعهد دینی و انسانی آمیخته نشود و این‌ها به موازات هم پیش نروند، حاصل کار بوجود آمدن یک ادبیات منفعل و بی‌تفاوت است.

مثلاً فرض کنید این جریانی که به آن اشاره کردیم دارد سعی می‌کند به شاعران و نویسندگان القا کند که شما در ادبیات باید به زیبایی متن توجه داشته باشید. هر موضوعی که می‌خواهید مورد توجه قرار بدهید از منظر زیباشناسانه مورد توجه قرار بدهید. کاری نداشته باشید این شعر و داستانی که خلق می‌کنید، آیا در آن یک موضع آرمانی و انسانی و یک پیام انسانی هم وجود دارد و یا خیر؟ صرف اینکه این اثر زیبا هست، خودش ارزش است. این طرز تفکر باعث می‌شود شاعران و نویسندگان ما به مرور زمان، معناگریز شوند. این باعث شده “چه گفتن” مورد غفلت قرار بگیرد. یعنی شاعر ما به دنبال این نیست که یک موضوع متعالی را در اثر خود بازتاب دهد؛ فقط به دنبال خیال‌پردازی و زبان‌آوری و به رخ‌ کشیدن قدرت ادبی خود است. وقتی چنین اتفاقی بیفتد، کسانی که به دنبال استحاله ارزش‌های فرهنگی ما هستند می‌بینند بستر مهیا شده است برای پیش بردن اهدافی که دارند. لذا شاعران و نویسندگان در این شرایط می‌توانند هموار کننده راه برای نفوذ فرهنگی دشمن باشند. وقتی دشمن ببیند ما از نظر فرهنگی دچار نوعی رکود شده‌ایم، گزاره‌های مورد نظر خود را تقویت می‌کند. یعنی در گام بعدی مصداق‌هایی را مطرح می‌کند و مسائلی مثل ظالمانه بودن نظام پهلوی را زیر سوال می‌برد.

این اتفاق در حال حاضر در جریان است. شما حتی می‌بینید گفتمانی که در بین مردم در مترو و تاکسی و… غالب است، این است که شما چرا به محمدرضا شاه و نظام پهلوی فحش می‌دهید؟ مدام مصادیق خدمات نظام پهلوی را بزرگ می‌کنند. چرا در ذهن و زبان مردم این تصور تقویت می‌شود؟ چون این‌ها از راه ادبیات نفوذ کرده‌اند. یعنی ما با خلق ادبیات منفعل و خنثی، مردم را آماده پذیرش این اصل کرده‌ایم که نظام پهلوی نظام بدی هم نبوده است. گام بعد این است که شاعران و ادیبانی که به نظام پهلوی اعتقاد دارند، آن‌ها هم به میدان می‌آیند و دست به آفرینش آثار ادبی می‌زنند که این گمانهزنی را تقویت می‌کند تا در ذهن مردم آن سابقه از نظام پهلوی از بین برود و بعبارتی دشمن، دیگر دشمن نباشد. مثلاً الآن وقتی از ادبیات ارزشی صحبت می‌کنیم می‌بینیم مردم گارد می‌گیرند. یعنی به یک ضدارزش تبدیل شده است. می‌گویند ادبیات ارزشی یعنی چه؟ ادبیات، ادبیات است دیگر. همان بحث چگونه گفتن را مورد توجه قرار می‌دهند و “چه گفتن” که نشان دهنده موضع‌مندی و تعهد است، به تمسخر گرفته می‌شود. این اتفاق برای ما تلنگری بود که به ادیبان خودمان هشدار بدهیم که این عرصه را خالی نکنند. با توجه به اینکه متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله با دوران دفاع مقدس مواجه شدیم و ادبیات انقلاب به حاشیه رانده شد.

نتوانستیم شاهد خلق آثار فاخری با موضوع انقلاب اسلامی باشیم و فراز و نشیب‌های انقلاب اسلامی که از خرداد ۴۲ آغاز می‌شود، به نوعی مظلوم واقع شد. بیشتر، ادبیات دفاع مقدس مورد توجه قرار گرفت. امروز لازم است یک نهضت فرهنگی ایجاد شود. اگر ما بتوانیم به خوبی انقلاب اسلامی را در ادبیات به تصویر بکشیم و بتوانیم سیمای روشن انقلاب اسلامی را به تصویر بکشیم، بسیاری از این خطرات به فرصت تبدیل خواهد شد.

 

آیا نمونه‌هایی از آثار و اشعار و رمان‌هایی که در این جریان هستند به یاد دارید؟

چون حوزه تخصصی من شعر است، در این زمینه نمونه‌هایی به یاد دارم. مثلاً بروید دفاتری که بعنوان مجموعه‌های شعر در دهه هفتاد چاپ شده است را بررسی کنید. می‌بینید این‌ها از معنا و محتوا تهی است. صرفاً یک کالبد خنثی و منفعل است. حتی نمی‌توان به آن ادبیات سیاه‌نمایی هم گفت. چون در سیاه‌نمایی سعی می‌شود یک چیز خوب، بد جلوه داده شود. ولی در ادبیات دهه هفتاد یک معناگریزی وجود دارد. من می‌توانم نام آن را ادبیات مسموم بگذارم. مثلاً به خودکشی، سقط جنین و مباحثی در ادبیات پرداخته‌اند که اصلاً جایش در ادبیات نیست. یک ادبیات مبتذل و بسیار سرد و سیاه که وقتی شما این اشعار را می‌خوانید دچار انزجار می‌شوید.

در ادبیات امروز هم، در کنار آثار فاخر و ارزشمندی که ادیبان انقلاب تولید می‌کنند، ادبیاتی پا به پای ادبیات انقلاب در فضای مجازی در حال رشد است که این ادبیات ما را به انفعال و بی‌تفاوتی و پوچ‌انگاری دعوت می‌کنند.

 

استاد شاکری در خدمت شما هستیم، دیگر خصوصیات مهم پژوهش تطهیر پهلوی در ادبیات شاهنشاهی را بفرمایید.

هر رسانه‌ای با طرح یک موضوع، ناگزیر است که موضوعات دیگر را کنار بگذارد. لذا توجه و تمرکز مخاطب خود را به سمت موضوع مشخصی سوق دهد. شاید گمان شود توجه به انقلاب اسلامی در آستانه سالگرد پیروزی آن و مخصوصاً در سال آینده که چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است، ما را ناگزیر می‌کند که به موضوع انقلاب بپردازیم و لذا مسئله تطهیر پهلوی که به رژیم سابق برمی‌گردد از اولویت برخوردار است.

یکی از نکاتی که به نظرم در مسئله‌شناسی تطهیر پهلوی اهمیت دارد، فهم مسئله در بعد آینده‌پژوهی است. اگر ما آثار تولیدشده در حوزه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی را بررسی کنیم، می‌بینیم آثاری که بصورت خاص به موضوع انقلاب سال ۵۷ پرداخته‌اند خیلی کم است. از بین این آثار هم تعداد خیلی کمتری به خود مقوله پهلوی اشاره می‌کنند. باز هم تعداد کمتری از آن‌ها سعی می‌کنند به نوعی آن‌ها را تطهیر کنند. لذا ممکن است این سوال پیش بیاید که با وجود کم بودن چنین آثاری، چه ضرورتی برای پرداختن به این مسئله وجود دارد؟ یکی از ضرورت‌های این بحث، با توجه به بعد آینده پژوهی مشخص می‌شود.

در سال‌ها و دهه‌ی اخیر تمایل نویسندگان برای پرداختن به موضوع انقلاب بیشتر شده است. به تعبیری دیر یا زود این ریل ادبیات انقلاب در حوزه ادبیات داستانی رونق بیشتری می‌یابد. در ادبیات روشنفکری هم این رونق مشاهده می‌شود. مثلاً نگاه کنید به رمان “مارون” نوشته خانم بلقیس سلیمانی از نشر چشمه. نشر چشمه الآن درباره انقلاب بصورت متعدد رمان تولید می‌کند. این علاقه‌ای که بوجود آمده می‌تواند ضرورت این بحث را روشن کند. ما در دهه‌های بعد بیشتر از الآن از انقلاب خواهیم شنید. لذا باید قبل از چنین اتفاقی به خصوصیات آن بپردازیم و بفهمیم نحوه مواجهه ما چگونه باید باشد. پس مسئله این می‌شود که آیا آینده ادبیات داستانی معاصر به تطهیر پهلوی‌ها تمایل خواهد داشت؟ مبانی فکری و تاریخی و فرهنگی این رخداد چه خواهد بود و ما چه باید بکنیم؟

شاید کسانی که جشنواره داستان انقلاب را راه‌اندازی کرده‌اند چنین تصوری نسبت به آینده نداشته‌اند. به نظرم یکی از سهوهای دوستانی که این جشنواره را راه انداخته‌اند این است که این فرایند با تفکر و تعمق و پژوهش شکل نگرفت. مرحوم امیرحسین فردی خودشان می‌دانستند که برخی از نویسندگان دوران دفاع مقدس ما بعداً به سمت نوشتن ادبیات سیاه رفتند. با وجود اینکه نوع مقابله و تفکیک دوست از دشمن در دفاع مقدس بسیار راحت‌تر از ادبیات انقلاب است. در دل انقلاب توده‌ای‌ها هستند، لیبرال‌ها هستند، مذهبی‌ها هستند و… . همه این‌ها از یک نظر خواهان سرنگونی رژیم شاه هستند و مبارزه می‌کنند. اما در ادبیات دفاع مقدس شبهاتی وجود داشت که این ادبیات را به سمت ادبیات سیاه برد. خوب ادبیات ما با چه برنامه‌ریزی جشنواره‌ای راه می‌اندازد فقط به این دلیل که ما راجع به انقلاب کم نوشته‌ایم؟ مگر هرکاری که کمتر به آن پرداخته شد باید به سراغش برویم؟ مهمتر از کم یا زیاد بودن این است که ببینیم ما استعداد چه چیزی داریم؟

یکی دیگر از نکات کلیدی و مهم، بررسی اقسام واکنش‌هایی است که در گونه خاص ادبیات داستانی تاریخی که متوجه دوران پیش از انقلاب شده است. من جدولی طراحی کرده‌ام که به این سوال پرداخته است. وقتی از بالا به سمت پایین می‌آید از مخالف مطلق به سمت موافق مطلق می‌آید. مخالف مطلق خودش دو قسم است؛ یا کسی است که در تمامی شئون مخالف است (به تعبیری ادبیاتی که در تمامی جهات سیاه می‌بیند) و گاهی هم مخالفت با شأن حاکمیت وجود دارد. یعنی مخالف با پهلوی، مخالفت سیاسی است. کاری نداریم که مثلاً مشروب می‌خورد یا نه. مهم این است که حاکمی است که به عدل رفتار نمی‌کند. مرحله ضعیف‌تر از این، مخالف نسبی است. برخی در حوزه ادبیات مخالف پهلوی هستند؛ ولی مخالفت در نسبت با نظام اسلامی است. یعنی اگر بخواهیم بین حکومت پهلوی و اسلامی انتخاب کنیم، حکومت اسلامی بهتر است. مرحله نازل‌تر از این، راه سوم است. برخی هستند که هم مخالف حکومت پهلوی هستند و هم مخالف جمهوری اسلامی. مثل حامیان گروه‌های چپ و توده‌ای‌ها. احمد محمود آثاری مثل “مدار صفر درجه” و “مرد آهنی” دارد که هر دو انقلاب اسلامی را تحریف و یا تکذیب می‌کنند. توده‌ای‌ها هم رمان نوشتند. یعنی مخالفت این‌ها با پهلوی به معنای موافقت با جمهوری اسلامی نیست. یا مثلاً ملی‌گرایان هم همینطور. نامزد جایزه جلال الآن “تپه خرگوش” است. خود “تپه خرگوش” را آقای علی اکبر حیدری نوشته و نشر روزنه آن را چاپ کرده است. مخالف پهلوی است. آن شخصیت اصلی که “ارغوان” نام دارد جزو سازمان مجاهدین است. در طول رمان جنایاتی انجام می‌دهد و از کشور می‌گریزد. آخرین حرفی که در این رمان می‌زند این است که بهتر است برویم عمه ارغوان را که به کانادا رفته است برگردانیم؛ بدون اینکه پشیمان شود. خوب این‌ها مخالف پهلوی هستند، مخالف جمهوری اسلامی هم هستند.

 

دلیل انتخاب چنین آثاری در این جشنواره‌ها چیست؟

این سوال یک جلسه جداگانه و بصورت مناظره می‌طلبد. دلیلش یا این است که آثار را دقیق نخوانده‌اند و اساساً منتقد نیستند؛ یا تحت تأثیر دیگران هستند و یا خودشان معتقد به این مبانی هستند.

مرحله چهارم بی‌طرفی است. برخی اصلاً طرف کسی نیستند. همدلی با هیچکسی ندارند. موضع صریح موافق و مخالفی با کسی ندارند. مرحله بعد، موافقت نسبی است. یعنی می‌گویند در مقایسه بین حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی، اتفاقاً رژیم پهلوی بهتر است. این سیاه‌نمایی‌هایی که صورت می‌گیرد، پله‌ بعدی‌اش همین است. این‌ها طرفدار رژیم پهلوی نیستند ولی می‌گویند بهتر از جمهوری اسلامی است. عده‌ای هم در قسمت موافقت مطلق هستند و یا موافق با شأن حاکمیت هستند (یعنی کسانی که سلطنت‌طلب هستند و معتقد به شاهی مثل رضاخان هستند).

یک نکته دیگر هم، زمینه‌های اجتماعی است. یکی از زمینه‌های ورود به فاز تطهیر پهلوی، تفاوت‌هایی است که در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی شکل گرفت. در زمان دفاع مقدس و دهه شصت فضای جامعه چگونه بود؟ شور و حماسه و ایثار. چه ایده‌هایی درباره انقلاب وجود داشت، مسئولان خاکی و… . چنین فضایی پدیدآورنده ادبیات به شدت آرمان‌گرا بود. ولی خوی این فضا عوض شد. وقتی فضا عوض می‌شود بازنگری هم اتفاق می‌افتد. وقتی بزرگان انقلاب، خودشان ثروت‌اندوز می‌شوند، زمینه برای تطهیر پهلوی فراهم می‌شود. می‌گویند پهلوی کاخ داشت، خوب این‌ها هم که کاخ دارند. یعنی عمل مسئولین فعلی ذاتاً عملکرد آن‌ها را تطهیر می‌کند. تحولات اجتماعی زمینه را باز می‌کند. انقلاب کردیم که تغییر ایجاد شود. خوب اینکه باز دارد همان می‌شود که بود. الآن الگوی مردم بازیگران سینما و خواننده‌ها شده‌اند. خوب قبل از انقلاب هم که همین بود.

نکته دیگر این است که برخی اتفاقات در ادبیات افتاد که زمینه این تطهیر را فراهم کرد و آن، ادبیات افراطی و تک‌جهتی بود. تصویری که از پهلوی و ساواک ارائه دادیم خیلی تک‌بعدی بود. در حوزه دفاع مقدس هم همین مسئله وجود دارد. ما شخصیت‌ها را بصورت عمیق نشان ندادیم. این ادبیات تک‌بعدی بسترساز بوجود آمدن ادبیات تفریطی بود. شعار ادبیات تفریطی این است که تلاش کند در برابر ادبیات افراطی چیزی را خلق کند که تعادل را در بیان واقعیات نشان دهد. مثلاً ادبیات سیاه دفاع مقدس در یک تحلیلی، واکنش به ادبیات دهه شصت است. ادبیات دهه شصت ادبیاتی حماسی است؛ ادبیات سیاه ادبیاتی است که خط بطلان بر حماسه‌ها می‌کشد و ترس و تردید و شک و مرگ و مجروحیت را نشان می‌دهد. در انقلاب هم همین است. اگر شما جشنواره ادبیات انقلاب را بررسی کنید می‌بینید نوعاً موقعیت‌ها و شخصیت‌های کلیشه‌ای وجود دارند. ساواکی‌ها، آن هم نه آن ساواکی که واقعاً بوده؛ بلکه بخش خاصی از آن‌ها که دستگیر و شکنجه می‌کردند. آن‌ها اغراق می‌کردند؛ حالا این‌ها تفریط می‌کنند.

 

جناب استاد اسماعیلی آیا نقد شعر معاصر  توانسته در  این زمینه راه پیدا کند و به نقد این جریان در شعر دست بزند؟

چند نکته را از صحبت‌های آقای شاکری عزیز استفاده می‌کنم. یکی بحث زمینه‌های اجتماعی که اشاره کردند. اشاره‌ای بسیار به جا و مناسب بود. در طول این چهل سال بعد از انقلاب باید یک بستری برای نقد درون‌گفتمانی فراهم می‌شد. وقتی آقای شاکری بعنوان یک فردی که برادری‌اش را در انقلاب ثابت کرده است و صاحب دغدغه است، اجازه نقد نداشته باشد و ما باب نقد و گفتگو و آسیب‌شناسی را ببندیم، راه باز می‌شود برای همان تطهیر نظام پهلوی. کسانی که قلم به دست هستند و منتظرند برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند، از این فضای بسته استفاده می‌کنند و حرف خود را می‌زنند. جامعه هم می‌پذیرد. وقتی آستانه نقدپذیری جامعه را بالا نبریم و آن را برای نقد سازنده تربیت نکنیم، جامعه خودبخود آسیب‌پذیر می‌شود. ما باید به ادیبان و شاعران و هنرمندان انقلاب اسلامی بها بدهیم. کسانی که برادری خود را ثابت کرده‌اند باید حق نقد داشته باشند. جایی باید شمشیر بکشند و به مسئولی که راه را کج رفته است تذکر بدهند. این اتفاق کمتر افتاده است. مقام معظم رهبری اخیراً گفتند مگس روی زخم می‌نشیند. یعنی وقتی جامعه ما دچار یک آسیبی شده، این مگس‌ها استفاده می‌کنند و این عفونت را گسترش می‌دهند. این تأکید محکمی است که باید مسئولین بیدار شوند و به ادیبان انقلاب اعتماد کنند.

نکته دیگر هم اینکه اشاره شد به مصادیق. ادبیاتی که الآن دارد راه را هموار می‌کند برای نفوذ فرهنگی، می‌توان نامش را به نوعی ادبیات مسخ شده‌ی ملی-میهنی گذاشت. ادبیات ملی-میهنی ادبیات ارزشمندی است. در دوران مشروطه، ادبیات ما از همین نوع بود. فرخی یزدی شاعر زبان‌بریده و لب‌دوخته را ببینید. دیوانش را مطالعه کنید که چه شعرهایی در ذم استبداد و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی گفته است. یا حتی در دوران ما اخوان ثالث از شاعران ملی_میهنی است که با ارجمندی تمام اشعار ارزشمندی گفته است. ولی یک عده‌ای در پشت نقاب این ادبیات دارند آن اسطوره‌های منحط دوران شاهنشاهی را زنده می‌کنند. کوروش یک اسطوره است و اگر به درستی شناخته شود یک ارزش است. ولی ما می‌بینیم زمانی این جریان خودش را در پشت کوروش پنهان می‌کند و از او یک بت می‌سازد. یک قدیس هم‌پای پیامبران می‌سازد.

خوب ما شک می‌کنیم این جریانی که حتی به پرستش کوروش هم می‌رسد، از کجا پیدا شده است و قوت گرفته و به فضای ادبیات هم کشیده شده است؟ در وصف کوروش چه شعرهایی که دارند می‌گویند. بعید نیست تا چند وقت دیگر عده‌ای آثاری را در وصف رضاخان و محمدرضا چاپ کنند. حالا نه در ایران؛ در خارج چاپ شود. به نظرم یکی از دلایلش این است که ما فضای نقد را در داخل مسدود کرده‌ایم. مقام معظم رهبری تأکید زیادی روی کرسی‌های آزاداندیشی دارند. ما هر دانشگاهی که می‌رفتیم و با معاون و مدیر فرهنگ آن صحبت می‌کردیم که چرا راه را برای برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی باز نمی‌کنید، می‌فهمیدیم به خاصر موقعیت و منصبش است که اگر چند تا سخنران بیایند و نقد کنند، مقام خود را از دست خواهد داد. یعنی درواقع نتوانسته مطالبات دانشجویی را مدیریت کند. الآن اگر مسئولین ما هم کارنامه‌های محکمی در حوزه‌های مختلف داشته باشند با یک تلنگر کوچک فرو نمی‌ریزند. اگر ما جامعه را طوری تربیت کرده‌ بودیم که قدرت تمیز حق از باطل را پیدا می‌کرد، ترسی از شبکه‌های اجتماعی نداشتیم. حالا عده‌ای نقدشان تخریبی است؛ ولی امثال آقای شاکری و مرحوم امیرحسین فردی که نقد تخریبی نمی‌کردند. باید میدان داد که آسیب‌ها شناسایی شوند.

در عین حال ما نباید همه چیز را سیاه و سفید ببینیم. حتی برای مثال درباره آمریکا ما با حکومت آن مشکل داریم. ولی متفکرین آن که خدماتی در مسیر سعادت بشر داشته‌اند را باید مهر تأیید بزنیم. بگوییم این دانشمند و متفکر آمریکایی می‌تواند الگو باشد. چون صفات ارزشمندی دارد. درباره نظام پهلوی هم باید بررسی کنیم. اگر دیدیم چهارتا خدمت واقعاً ارزشمند دارد، قبل از اینکه معاندان بگویند خود ما بگوییم. اگر داستانی می‌نویسیم به این مسائل هم اشاره کنیم. این سیاه و سفید دیدن، در زمینه مسائل انقلاب هم ما را آسیب‌پذیر کرده است. ما باید انصاف را رعایت کنیم. در اینصورت است که جامعه در برابر این تهدیدها مصونیت پیدا می‌کند. بعد دیگر لازم نیست بخشی از کتاب را زیر ممیزی رد کنیم و از این بترسیم که جامعه صغیر است و نمی‌تواند این را بفهمد. جامعه باید به این بلوغ فکری برسد و بفهمد کتابی که می‌خواند مسموم هست و یا نیست.

درباره بحث زیبایی‌شناسی در آثار ادبی انقلابی باید بدانیم تمایز در محتوا و مضمون است. مثلاً بزرگترین قله‌های ادبیات تاریخی ما چه کسانی هستند؟ از رودکی شروع می‌شود، به فردوسی می‌رسیم، صناعی، عطار، مولانا، سعدی، حافظ و… . در عین حال که این‌ها قله‌های ادب فارسی هستند و شعرشان از نظر تکنیک و ساختار و مولفه‌های زیبایی‌شناسی در اوج هست، در جان اشعارشان حکمت و آموزه‌های اخلاقی است. این‌ها حرفی برای زدن داشتند. معنامحوری در آثار تمام این‌ها مشهود است. لذا ما نمی‌گوییم مولفه‌های زیبایی‌شناسی را حذف کنیم و فقط شعار بدهیم. ادبیات باید تلفیق هنرمندانه فرم و محتوا باشد. یعنی موضوع در کنار موضع باشد. شاعر انقلابی شاعری است که در عین به کارگیری مولفه‌های زیبایی‌شناختی، ابلاغ پیام‌های انسانی و متعالی را هم فراموش نکند.

اما عده‌ای هستند به کمک تکنیک و این مولفه‌ها، ادبیات سیاه و زرد را گسترش دهند. یک نوع وهم شیطانی در آثارشان دیده می‌شود. شما را مجذوب و مرعوب می‌کند. شما لذت می‌برید از توانمندی‌ها و شعبده‌بازی‌های آن اثر. اما می‌بینید در بطن آن اثر هنری شما را دعوت کرده است به خودکشی، انتحار، سقط جنین و… . یا حتی پیامی ندارد. با تمام آن غموض و پیچیدگی واژگان ولی محتوایی ندارد. یک نوع زبان‌بازی است.

در بخش بعدی از آقای شاکری تقاضا دارم علاوه بر تکمیل فرمایشات خود به این سوال هم پاسخ بدهند که آیا از طرف هنرمندان متعهد انقلابی نسبت به ترسیم وجوه حقیقی پهلوی کاری صورت گرفته است؟

نکته بعدی در تکمیل عرایض قبلی تفکیکی است که باید میان قالب‌های ادبی قائل بشویم. اقتضای هر قالبی زمینه‌های متفاوتی از تطهیر است. مثلاً اینگونه نباید تصور شود که اگر زمینه‌هایی از تطهیر در تواریخ مربوط به پهلوی اصلاح شود از دیگر آسیب‌ها و تهدیدها هم ایمن می‌شویم. نباید فکر کنیم تطهیر پهلوی در ادبیات، نتیجه تطهیر آن در تواریخ است. اینجا هم می‌توان یک درختواره‌ای در ذهن ترسیم کرد بین تاریخ، خاطره، زندگی‌نامه و ادبیات داستانی و تاریخی. معنا و زمینه تطهیر در هر کدام فرق دارد. مثلاً در تاریخ، تطهیر مترادف با تحریف است. درحالیکه در خاطره شما این تطهیر را به ذهنیت و برداشت راوی منتسب می‌کنید. خوب راوی محدودیت‌هایی دارد. مثل کسی که دارد تاریخ دفاع مقدس را می‌نویسد و کسی که دارد خاطره‌ای کوتاه از آن می‌نویسد. این‌ها خیلی با هم متفاوت است. تاریخ‌نگار ناگزیر است که با نگاه کلی به واقع توجه داشته باشد. مثل یک عملیات بزرگ. با جزئیات و نگاه کلی‌نگر. اما یک خاطره‌نویس لزوماً آن نگاه را ندارد. تجربه شخصی خودش را روایت می‌کند که ممکن است اشتباه باشد و این تجربه جزئی موافق با روح کلی تاریخ نباشد. نمی‌توان به خاطره‌نویس هم گفت که تو دروغ گفته‌ای و او را تکذیب کنی. چون خاطره‌نویس موظف است احساس و علمش را نسبت به یک واقعه بگوید. می‌توانیم بگوییم باطل است؛ اما نمی‌توانیم بگوییم دروغ می‌گویی. کسی که برای اهداف دنیوی در دفاع مقدس حضور داشته است، از همین دریچه هم روایت می‌کند. می‌توانیم بگوییم باطل است، ولی نمی‌توانیم بگوییم دروغ می‌گوید.

در حوزه ادبیات داستانی هم علاوه بر نقل تاریخ، زمینه‌های متعددی برای ظهور وجود دارد. این موضوع ما را به مسئله دیگری وصل می‌کند که همان فقدان و خلأ نظریه‌پردازی در حوزه ادبیات داستانی بعد از انقلاب. این فقدان مجالی برای نفوذ جریانات دیگر در ادبیات شده است. نظریه‌پردازی از این قبیل که تعریف ما از رمان، داستان کوتاه و… چه باشد؟ مولفه‌هایش را چه بدانیم؟ غایتش را چه بدانیم و… . لذا یک سر این موضوع وصل می‌شود به تئوری ادبی. فارق از اینکه تاریخ درست روایت شده است و یا خیر. تئوری‌های غربی مجال می‌دهد به کسانی که حتی معتقدند پهلوی باطل بوده است که بر خلاف اعتقادشان بنویسند. چون در حوزه رمان دارند کار می‌کنند.

نکته دیگر، مفهوم است. تطهیر همیشه به این معنا نیست که موضوع روایت ما ظالم باشد و بعد او را به گونه‌ای جلوه دهیم که گناهکار جلوه نکند. یک وجه تحریف و تطهیر لازم اتفاقاً وجه مفهومی آن است که اتفاقاً خیلی مخفی‌تر است. در ادبیات سیاه هم این را داریم. ادبیات سیاه همیشه به اینصورت نیست که بگوید عراقی‌ها هم مثل ما شیعه و دارای عواطف بودند و آن‌ها هم قربانیان جنگ بودند و ما برادرانمان را کشتیم. یکی از اشکال مخفی‌ترش مفهومی است. این‌ها خودی را خراب می‌کنند. در حق بودن خودی تردید ایجاد می‌کنند. نتیجه‌اش این است که جبهه خودی یا بدتر از باطل است و یا عین آن است. وقتی شما شخصیت‌های انقلاب را به نحوی تصویر کردی که این تصویر القا کرد که این‌ها هم آدم‌هایی پر از گناه و خطا بودند، مخاطب در ذهن خود می‌گوید این هم که باطل شد. لذا تضعیف و تحریف جبهه مظلوم بصورت مفهومی به تطهیر ظالم منجر می‌شود.

یکی از مجاری که ادبیات سیاه در کشورمان شکل گرفت همین است. ما رزمندگان خود را از آن افق بلند پایین کشیدیم. نمونه‌ای مثال می‌زنم که شاید خیلی نزدیک به موضوع نباشد ولی از باب مثال کمک می‌کند. اینکه گفته می‌شود چرا اهل سنت روایاتی را درباره پیامبر(ص) نقل می‌کنند که ایشان را از آن شأن قدسی پایین می‌آورد؟ مثلاً گفته می‌شود کسی داشت موسیقی می‌نواخت ایشان نعوذ بالله عایشه را به کول گرفت که موسیقی گوش بدهد. خوب این را افراد معمولی هم انجام نمی‌دهند. چرا این کار را کردند؟ برای اینکه درجه خلفا را بالا بکشند. وقتی یک کرسی است که فقط معصوم با آن درجه عالی می‌تواند روی آن بنشیند، خوب فرد دیگری اجازه ندارد روی آن تکیه کند. ولی وقتی آن کرسی پایین کشیده شد و گفته شد نعوذ بالله پیامبر هم خطا داشت، راه باز می‌شود برای اینکه کسی که سابقه شرب خمر داشته هم خلیفه شود.

نکته دیگر، وجه تطهیر است. تطهیر سیاسی، اخلاقی، اقتصادی، جوارحی و جوانحی و… .

ممکن است کسی بگوید پهلوی اشتباه کرد ولی خائن نبود. راجع به بنی صدر هم برخی می‌گویند خائن نبود ولی خطاهایی داشت. رضاشاه ممکن است اقداماتی کرد که برای کشور گران تمام شد، ولی نیت او اصلاح بود. این هم نوعی تطهیر است. تفکیک این موارد از یکدیگر مقدمات و ابتدائیات ورود به این بحث است. اشکالی که ما به جشنواره داستان انقلاب و رسانه حوزه داریم این است که یک ریلی را در ادبیات می‌گذارند که خودشان لوکوموتیوران مناسب آن را ندارند. قطار را روی ریل رها کرده‌اند. خوب وقتی تئوری نداشته باشید، نتیجه‌اش داوری غلط، سنت غلط، انتخاب‌های غلط است که در نهایت ممکن است به ضرر ادبیات انقلاب تمام شود.

مسئله بعدی، خود تعبیر تطهیر است. به نظرم این تعبیر، تعبیر بدی نیست؛ ولی دقیق نیست. حداقل ۹-۱۰ تعبیر می‌توان به کار برد. تطهیر، تأیید، تجلیل، تنزیه، تعدیل، تشبیه، تعذیر، توجیه و… .

به نظرم کاری که ادبیات انقلاب و جبهه ادبیات متعهد کرده است را باید بر اساس توانایی‌ها و… بسنجیم. ممکن است ما به یک قضاوت غیرمنصفانه برسیم. همچنان که من در رسانه‌ها دیده‌ام خیلی‌ها این قضاوت غیرمنصفانه را دارند. به خصوص درباره داستان. حالا در بحث شعر، سابقه‌ای داریم و شخصیت‌های جهانی بی‌بدیلی در شعر داریم. قابل مقایسه نیست. ادبیات داستانی یک موضوع وارداتی است. نه ما شاهکاری در این زمینه داشتیم، نه تئوری‌پردازی داریم. شعر در خون و فرهنگ ایرانی است.

کسانی که پایه‌گذار ادبیات انقلاب شدند، با خود فکر کردند که مگر اهمیت انقلاب کمتر از جنگ است؟ پس چرا این همه درباره جنگ نوشته شد ولی درباره انقلاب نشد؟ حتی تا جایی جلو رفتند که می‌خواستند ادبیات جنگ را متهم بکنند که جلوی ادبیات انقلاب را گرفت. به نظر می‌آید این تفکر هم تلقی دقیقی نیست. اولاً ادبیات انقلاب در معنای عالی خود، ادبیات جنگ هم هست. ثانیاً زمینه‌هایی وجود دارد. الآن ۴۰ سال از انقلاب می‌گذرد. در این مدت چقدر مجال برای کار داشتیم؟ اینکه به ادبیات انقلاب کمتر پرداخته شده، دلایل خاص خود را دارد. به نظر می‌رسد استعداد نویسندگان ما بیش از این چیزی که بوده نیست. نباید غیرمنصفانه بگوییم نویسندگان ما کوتاهی کرده‌اند.

الآن “بی‌کتابی” که در جایزه جلال معرفی شده، بیشتر یک فرم است. آن هم بیشتر یک زبان است. آن هم بصورت مشخص بیشتر نثر و توصیف است. چون نویسنده‌اش درواقع یک شاعر است. البته در بعد فرم و زبان خیلی شاخص است. عالی است. در حد تراز است. مثلاً “نامیرا” که در سال‌های قبل در جایزه جلال تا مراحل نهایی آمد و جایزه گرفت را در نظر بگیرید. “نامیرا” که داستانی از کوفه در سال ۶۱ است، مگر چقدر بعد و عمق دارد؟ این را نباید با “بینوایان” و دیگر رمان‌های جهانی مقایسه کنیم. استعداد نویسندگان ما متفاوت است. تجربه ما متفاوت است.

 

استاد شاکری درباره وجوه روشنفکران در تطهیر پهلوی بفرمایید و اینکه دقیقا چه نقشی را در این زمینه ایفا کردند.

البته به نظرم شبه‌روشنفکران در این زمینه ورود کرده‌اند و دارند کار می‌کنند. تفاوتی که وجود دارد این است که دست شبه‌روشنفکران برای روایت انقلاب اسلامی نسبت به دفاع مقدس بازتر است. این‌ها بعد از پیروزی انقلاب و بعد از ۱۹ ماه که جنگ تحمیلی به راه افتاد، شبه‌روشنفکران _حداقل نویسندگانشان_ تا جایی که می‌دانم نه شهید دارند، نه اسیر دارند، نه جانباز دارند، نه اصلاً به جبهه رفتند. لذا تجربه جنگ هم ندارند. در نتیجه ادبیاتی هم که تولید کردند مثل احمد محمود تجربه همان شهری است که در آن سکونت داشتند. یک شهری که موشک‌باران می‌شود و دشمن تا دروازه‌هایش پیش رفته است. تجربه جنگ ندارند. لذا این‌ها ادبیات پشت جبهه را پدید آوردند. کسی که تجربه‌ای از جنگ نداشته باشد نه می‌تئاند مدعی واقع‌گویی از جنگ باشد، نه می‌تواند روایت دقیقی نشان دهد. ولی حوزه ادبیات انقلاب خیلی فرق دارد. شبه‌روشنفکران در انقلاب بودند. برخی زندانی بودند. تجربه دارند. بنابراین در این زمینه فضای بازتری در پیش‌رو دارند. این‌ها نتوانستند در زمینه دفاع مقدس ورود کنند، ولی به جای آن برخی جبهه رفته‌های ما خیانت کردند. مقام معظم رهبری می‌گویند اثری که امید و ایمان را در ذهن و روح جوانان کم‌رنگ کند، خیانت به انقلاب است.

با این تعبیر، ادبیات سیاه خائن است. کسی که بذر تردید و شک نسبت به ایمان و معاد و آرمان‌‌های انقلاب در دل‌ها بکارد، معلوم است که خیانت کرده است. آدم‌ها را از افراد فعالی که می‌خواهند راه شهدا را دنبال کنند به کسانی تبدیل کنی که با خود بگویند آن‌هایی هم که کشته شدند معلوم نیست جایشان کجاست و خونشان هدر شد. خوب این خیانت است. در این مقطع تاریخی کسانی دروازه ادبیات سیاه را بر روی نویسندگان باز کردند که خودشان جبهه رفته بودند و جزو نادمین بودند.

اما گفتیم که درباره انقلاب اینطور نیست و شبه‌روشنفکران دارند کار می‌کنند. نمونه‌اش همین رمان “مارون” است. خانم بلقیس سلیمانی، منتقد و نویسنده است. در شهر کتاب مرکزی بین آقای نجومیان و آقای موحدی جلسه نقدی برگزار شد.

در این جلسه نقد، متأسفانه کوچکترین اشاره‌ای به هدف انقلاب و تصویری که خانم سلیمانی ترسیم کرده‌اند نشد. داستان کتاب این است که در یک روستای دورافتاده‌ای انقلاب شکل می‌گیرد و انقلاب به هجر کشیده می‌شود. همان تصویر انتزاعی که “بدون دختر هرگز” ترسیم کرد. انقلابی‌ها را چگونه نشان میدهد؟ یک آدم‌های بی‌تخصص و بی‌سوادی که تفنگ دست می‌گیرند و پونز روی پیشانی می‌چسبانند. خلاصه این روستا را نابود می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی انقلاب هم با ایران همین کار را کرد. کدام نشر آن را چاپ می‌کند؟ نشر چشمه. خطر امروز، احیای سازمان مجاهدین است. چیزی بین حکومت اسلامی و حکومت پهلوی. یعنی این‌ها آینده‌ای که ترسیم می‌کنند این نیست که پهلوی برگردد. حتی هدف کسانی که پهلوی را تطهیر می‌کنند این نیست. در بین نویسندگان، سلطنت‌طلب نداریم. یا خیلی کم هستند. من نمی‌شناسم. بیشتر تضعیف جمهوری اسلامی است و اینکه بعد از انقلاب چیزی بهتر نشد، پس چرا انقلاب کردیم؟! لذا باید انقلاب دیگری بوجود بیاید.

نکته آخر این است که ما نیازمند پژوهش هستیم. متأسفانه در کشور ما در این زمینه‌ها پژوهش وجود ندارد. بصیرت لازم برای مدیریت حوزه ادبیات نیست. یکی از اشکالات ما که باید آن را فریاد بزنیم، این است که بنیاد ادبیات داستانی _که از بودجه بیت‌المال ارتزاق می‌کند_ به جای شناخت گلوگاه‌ها و دیدبانی کردن، اسلحه دست گرفته و حتی دارد به سمت جبهه خودی تیراندازی می‌کند. کارش این شده که ۱۰-۲۰ نویسنده نوقلم را از اراف کشور دعوت می‌کند و چند جلسه آموزش داستان می‌گذارد. تولیت افراد غیرمتخصص و غیرمتعهد آسیب‌رسان است. برخی اصلاً دغدغه انقلاب ندارند و در رأس مجموعه‌هایی هستند که درباره انقلاب فعالیت می‌کنند.

من از هر دو استاد عزیز تشکر می‌کنم. خیلی بهره بردم.

 

رسانه انقلاب، پنج شنبه 12 بهمن 1396

http://resanehenghelab.com/

 

کتاب‌های الکترونیک سرانه مطالعه را افزایش می‌دهد؟

____________________________________________________________________________

باشگاه خبرنگاران جوان بررسی می‌کند؛

کتاب‌های الکترونیک سرانه مطالعه را افزایش می‌دهد؟

 

 

هزاران سال است که مطالعه با خواندن کتاب‌های کاغذی معنا پیدا می‌کند؛ اما در سالیان اخیر با رواج ابزاری مانند کتاب‌ الکترونیک مطالعه شکل جدیدی یافته است.

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ کتاب الکترونیک به انگلیسی «E-book» کتاب‌هایی هستند که به شکل پرونده‌های دیجیتال تولید و خوانده می‌شوند. این کتاب‌ها صرفاً نسخه‌های الکترونیکی مطالب مکتوب نیستند، بلکه می‌توانند علاوه بر متن و تصویر، فیلم، صوت و پویانمایی را نیز شامل شوند. ای بوک‌ها توسط نمایشگر رایانه یا سایر وسایل الکترونیکی خوانده می‌شوند، اگرچه گاهی اوقات ای بوک را به عنوان «نسخه الکترونیکی یک کتاب چاپی» تعریف می‌کنند اما بسیاری از ای بوک‌ها قبلا چاپ نشده‌اند. این نوع کتاب‌ها برای کتابخوان‌ها تولید و فروخته می‌شوند. با وجود این از ابزارهای دیگری هم مثل رایانه رومیزی، لپ تاپ، تبلت و تلفن هوشمند برای مطالعه ای بوک‌ها استفاده می‌شود.

در دهه ۲۰۰۰ روند فروش کتاب‌های الکترونیک به این صورت پیش رفت که فروش این نوع کتاب از طریق اینترنت افزایش یابد و در این سالها مشتری‌ها از طریق تجارت الکترونیک در وبگاه‌ها اقدام به خرید کتاب‌های چاپی و الکترونیکی می‌کردند. دلیل اصلی اینکه مردم آنلاین اقدام به خرید ای ‌بوک کردند احتمالاً قیمت پایین و راحتی بیشتر و انتخاب عنوان‌های زیاد بود.

حالا که قرار است در بیست و پنجمین دوره هفته کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به کتاب‌های الکترونیک توجه شود نظر اهالی قلم را درباره این نوع کتاب‌ها جویا شدیم.

 

جواد نعمتی (مدیر مسئول نشر مایا)

جواد نعمتی مدیر مسئول نشر مایا درباره مطالعه این نوع کتاب‌ها به خبرنگار ادبیات باشگاه خبرنگاران جوان گفت: افزایش مطالعه کتاب‌های الکترونیک نسبت به کتاب‌های کاغذی در بین مردم مقطعی است. نمی‌توانیم بگوییم این نوع کتاب‌ها جایگزین کتاب‌های چاپی شدند. چون این مسئله آسیب زیادی به چاپ می‌رساند.کسانی که زیاد کتاب الکترونیک می‌خوانند بیش از دو، سه یا چهار ماه این کار را انجام نمی‌دهند زیرا لذتی که در مطالعه کتاب چاپی است در مطالعه کتاب الکترونیک نیست. کتاب‌هایی که چاپ می‌شوند در بازار در دسترس هستند به عنوان نمونه کتاب‌هایی مانند «کمدی الهی» دانته را در بازار نشر داریم البتهکتاب صوتی این اثر هم به بازار نشر آمده است؛ اما این نوع کتاب ها تنها به طور مقطعی برای مثال در مسافرت مناسب هستند.

وی افزود: بعضی اوقات نمی‌توان به کتاب‌های الکترونیک استناد کرد. چون مشخص نمی‌شود این کتاب ها ازوزارت ارشاد مجوز گرفته یا نگرفته است. درست است مطالعه این نوع کتاب‌ها در بین افراد کتابخوان زیاد شده است اما ادامه‌دار نیست.کسی که در خانه مطالعه می‌کند سمت این کتاب‌ها نمی‌آید.کتاب‌هایی که تازه چاپ می‌شود به صورت کتاب الکترونیک درنمی‌آید. وقتی کتابی از دور خارج شد تازه ناشر اجازه می‌دهد که به صورت الکترونیک منتشر شود. انتشار این نوع کتاب‌ها توسط ناشر تنها به دلیل اقبال مخاطب به کتاب‌های الکترونیک است. قرار نیست این نوع کتاب جایگزین کتاب‌های چاپی شود. کتاب‌هایی مانند «صد سال تنهایی» مارکز که در بیست جا منتشر شده است به صورت کتاب الکترونیک درمی‌آید. اما کتاب «بیشعوری»را نمی‌توانند فعلا به صورت کتاب الکترونیک عرضه کنند.

مدیر مسئول نشر مایا با اشاره به همراهی همیشگی و حمل راحت‌تر کتاب‌های الکترونیک گفت : شما نمی توانید 10 کتاب را در سفر همراهتان ببرید اما این حجم از کتاب در گوشی‌تان است پس می‌بینیم که وجود کتاب‌های الکترونیک از جهاتی خوب است.

 

رضا اسماعیلی (شاعر و پژوهشگر ادبی)

رضا اسماعیلی شاعر و پژوهشگر ادبی هم درباره کتاب‌های الکترونیک و دلیل اقبال بیشتر مردم به مطالعه این کتاب‌ها به خبرنگار ادبیات باشگاه خبرنگاران جوان گفت: شرایط عوض شده است. در فضای مجازی امکاناتی فراهم شده است که به وسیله آن، افراد کتابخوان می‌توانند افزون بر کتاب‌های کاغذی،کتاب‌های الکترونیک را هم مطالعه کنند. ما می‌توانیم رشد کمی مطالعه کتاب‌های الکترونیک نسبت به کاغذی را به چشم فرصت نگاه کنیم. الان کتاب‌های جدیدی که در تهران پایتخت فرهنگی کشور منتشر می‌شود، به دلیل شبکه معیوب توزیع و پخش تا یکی دو سال به شهرستان‌ها نمی‌رسد. فضای مجازی و کانال‌های تلگرامی این امکان را برای ساکنان شهرستان‌ها فراهم کرده است تا افراد در یک شهرستان کوچک از مطالعه برخی کتب محروم نمانند و آن را از طریق فضای مجازی تهیه کند.

وی افزود: اخیرا می‌بینیم فونت مطالب کتاب‌های چاپ شده، بسیار ریز است اما در فضای مجازی می‌توان کلمات را کوچک و بزرگ کرد که این یک فرصت است. از لحاظ صحت مطالب هم خواننده هوشمند متون موجود در اینترنت را متوجه می‌شود که صحیح است یا با دخل و تصرف در فضای مجازی منتشر شده است.کتاب کاغذی جایگاه ارزشمند و رفیع‌تری نسبت به کتاب الکترونیک دارد. موضوع دیگری که مطرح است این است که داشتن کتابخانه شخصی استفاده از این فضا را نفی نمی‌کند بلکه فرد می‌تواند از آن به عنوان مکمل استفاده کند.

این شاعر با اشاره به اینکه گاهی کتاب‌های الکترونیک به جبران کمبود کتاب در شهرستان‌ها کمک می‌کند، اظهار کرد: نباید اصرار داشته باشیم نسل امروز از طریق شیوه‌های نسل قدیم کتاب بخواند، همان طور که بین نویسندگان سنتی و مدرن کشورمان تفاوت وجود دارد. نویسندگان سنتی همچنان دوست دارند با قلم و کاغذ مطالب خود را بنویسند و ویرایش کنند اگرچه این کار زمان زیادی می‌برد اما با این شیوه راحت‌تر هستند و نویسندگان جوان‌تر آثار خود را در فضای برنامه ورد به نگارش درمی‌آورند و این فضا را، آسان‌تر می‌دانند. ذوق و ذائقه نسل‌ها با یکدیگر فرق می‌کند. نسل سنتی با امروز متفاوت است. ما باید این دو را با هم جمع کنیم نه اینکه کتاب کاغذی را نفی کنیم. از سوی دیگر اصرار به صرفنظر از کتاب الکترونیک نداشته باشیم. از فضای مجازی می‌توان به عنوان مکمل استفاده کرد تا جامعه امروز به هر بهانه‌ای کتاب بخواند.

اسماعیلی ادامه داد: کسانی هستند که کتاب خواندن برایشان سخت است. آنها دوست دارند کتاب‌های صوتی را از طریق گوش بشنوند که هم صرفه جویی در وقت هم مدیریت زمان است. اگر تا سال‌ها فرد فرصت مطالعه نداشته باشد این شیوه‌ها، شیوه‌هایی مکمل هستند.در کنار توصیه شیوه‌های مطالعه، خواندن کتاب هم تاثیرگذارتر هم لذت بخش‌تر از راه‌های دیگر مطالعه است. با مطالعه کتاب‌های الکترونیک، می‌توانید آن فقر مطالعاتی را پرکنید آن هم یک شیوه مطالعاتی است و می‌تواند مکمل شیوه سنتی مطالعه کتاب باشد.

 

ناصر پروانی (شاعر)

ناصر پروانی شاعر با اشاره به اینکه در دسترس بودن یکی از عواملی است که باعث می‌شود افراد از کتاب‌های الکترونیک استفاده کنند، بیان کرد: کتاب‌های الکترونیک در دسترس‌ هستند. خصوصا در کتاب‌هایی که بعد احساسی خوانش کتاب در آن مطرح نیست. یک سری کتاب های هنری از آن فایل درسی و کمک درسی خارج است. وقتی کتاب فیزیکی را می‌خوانیم حس بینایی و لامسه ما با کتاب درگیر می‌شود. خود لذت لمس کردن و خواندن کتاب ارتباط بهتری با کتاب برقرار می‌کند. وقتی کتاب را ورق می‌زنی و در دست می‌گیری حتی نوازش کردن کتاب برای ما که کتابخوان حرفه‌ای هستیم لذت بخش است. وقتی کتاب الکترونیک می‌خوانی فاکتور و المان حس لامسه را حذف می‌کنی. شاید فقط به دلیل در دسترس بودن، کتاب‌های الکترونیک بیشتر خوانده می‌شود.

وی افزود: مطالعه کتاب‌های الکترونیک می‌تواند به افزایش سرانه مطالعه کمک کند. عموما کتاب‌های پرفروشبه صورت کتاب‌های الکترونیک منتشر می‌شوند. برای مثال وقتی فروش دیوان حافظ و مولانا تمام می‌شود این کتاب‌ها به صورت الکترونیک درمی‌آیند. البته کتاب‌هایی که خوانده نمی‌شوند حتی اگر به صورت الکترونیک منتشر شوند همچنان استقبال نمی‌شوند. موضوع دیگر این است که زمانی ما کتابی را خوانده‌ایم که دیگر در دسترس‌مان نیست و برای لذت بردن دوباره آن کتاب را به صورت الکترونیک تهیه می‌کنیم. در زمینه کتاب ‌های آموزشی و درسی که مطالعه آنها برای دانش‌آموزان و دانشجویان اجباری است؛ شناخته شده بودن کتاب الکترونیک به مطالعه آن بیشتر کمک می‌کند. ترجیح خود من مطالعه کتاب الکترونیک نیست زیرا یکی از حواسم که حس لامسه است در این پروسه استفاده نمی‌شود. در این میان بعضا با کمپین‌هایی برخورد می‌کنیم که حرفشان این است که برای هر کتاب چند درخت قطع می‌شود. کاش چند درخت قطع شود و از آن شی‌ای مانند کتاب که مفید است درست شود. جستجوی کتاب و صرف بخشی از هزینه روزمره برای آن، لذت بخش است.

این شاعر با اشاره به اینکه کتاب‌های اختیاری با ذوق تهیه و خوانده می‌شوند، بیان کرد: به عنوان مثال برای مطالعه مرجع یک شعر، در هم اینترنت هم جستجو می‌کنم. پس، کتاب‌های الکترونیک می‌توانند به صورت مکمل به ما کمک کنند.کاش جامعه به ما اجازه دهد یک سری چیزهایی را به صورت سنت نگه داریم. در کشورهای خارجی هر کس کتابی می‌خواند آن را پاره می‌کند تا دیگری کتاب را تهیه کند. یا اینکه همه به هم فقط کتاب هدیه می‌دهند. درست است کتاب‌های الکترونیک خوب است. اما ممکن است به جایی برسیم که کتاب کاغذی کاملا محدود شوند اگر کتاب‌های کاغذی حذف شوند فرهنگ کتابخوانی ضعیف می‌شود.

 

باشگاه خبرنگاران جوان، شنبه 20 آبان 1396

http://www.yjc.ir/fa/news/6313078/

شعر دفاع مقدس هنوز زنده است

___________________________________________________________________________

گپ و گفتی با رضا اسماعیلی

شعر دفاع مقدس هنوز زنده است

 

  مرجان قندیر

رضا اسماعیلی، شاعر و نویسنده مطرح حوزه دفاع مقدس 24 مرداد ماه سال 1339 در تهران به دنیا آمد. او به صورت ذوقی و خودجوش شاعری را از زمانی که در مقطع راهنمایی مشغول به تحصیل بود آغاز کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت در حوزه ادبیات را با انگیزه بیشتری دنبال کرد و ارتباط‌ش با حوزه هنری باعث شد تا در دهه اول انقلاب اسلامی قیصر امین‌پور، از او دعوت کند تا در جلسات نقد شعر حوزه هنری شرکت کند، حضور او در این جلسات و ادامه پیدا کردن ارتباط‌ش با این حوزه باعث شد تا با انگیزه بیشتر و به صورت جدی‌تر در حوزه شعر گام بردارد؛ حضور در جلسات نقد شعر حوزه هنری در دهه اول انقلاب و حشر و نشر با شاعران نسل اول انقلاب نعمت بزرگی بود که شعر را از حاشیه به متن زندگی این شاعر وارد کرد. اسماعیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثر محافل و مجامع ادبی و کنگره‌ها حضور فعال و مستمر داشته است؛ از جمله کنگره شعر دفاع مقدس که در اکثر این کنگره‌ها حضور داشته و جزو شاعران برتر بوده است. این شاعر و نویسنده دفاع مقدس در کنار شعر، در طول سال‌های بعد از انقلاب به‌عنوان روزنامه ‌نگار، شاعر، منتقد و پژوهشگر ادبی با بیشتر نشریات همکاری داشته که این همکاری تا به امروز ادامه دارد. بیشتر سروده‌های اسماعیلی در قالب‌های نیمایی و سپید است و تاکنون بیش از 40 عنوان اثر از او چاپ شده است که «حنجره سرخ عشق»، «بر آستان جانان»، «عاشقانه‌های سرخ»، «لهجه شرقی عشق»، «سلام بر عاشورا» (مجموعه رباعی عاشورایی)، «از واژه تا فریاد» (مصاحبه با شاعران پایداری)، «از پایداری تا پرواز»، «تیغ، قلم، تغزل»، «از سر سطر»، «رفتارشناسی ادبی و شعر مفهومی» از جمله آنهاست. با این شاعر کشورمان گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم تا از فعالیت و دغدغه‌های کاری این روزهایش بیشتر بدانیم.


آقای اسماعیلی، این روزها بیشتر مشغول چه فعالیت‌هایی هستید؟
کتابی با عنوان مجموعه مقالات آماده چاپ کرده‌ام. این کتاب شامل مقاله‌هایی است در حوزه شعر انقلاب، آیینی و دفاع مقدس که در سال‌های اخیر در مطبوعات و خبرگزاری‌ها چاپ شده بود. برخی از آنها را بازنگری و به برخی مطالبی را اضافه کردم. هنوز با ناشری صحبت نکردم اما به محض اعلام آمادگی ناشر مناسب آن را چاپ خواهم کرد. یک کتاب پژوهشی هم با موضوع نیما آماده چاپ دارم. این کتاب دربردارنده 30 یادداشت کوتاه درباره پدر شعر نو است که نیما را در 30 آینه به تماشا گذاشته است. در این اثر سعی کردم بیشتر به سیمای مذهبی نیما که تا به حال مورد غفلت قرار گرفته بپردازم. این کتاب از سوی انتشارات روزنامه اطلاعات تا پایان سال به چاپ خواهد رسید.

استقبال از آخرین اثرتان در حوزه پایداری؛«آب، بابا، آزادی» چطور بوده است؟
«آب، بابا، آزادی» مجموعه شعر انقلاب، دفاع مقدس و پایداری است که در سه دفتر «شعر انقلاب» شامل اشعاری چون امام آینه‌ها، حدیث لاله‌های خونین، بهمن خون، زیارت دریا، مرغ بهشتی، زنده عشق، فجر آزادی، شهید عشق و یوم الحسرت؛ «شعر دفاع مقدس» شامل اشعار بشیر صبح صادق، غریبانه، دل رنگین کمانی، سردار آتش نوش، غزل دلتنگی، حماسه بسیج و مثنوی عبرت؛ «شعر مقاومت و پایداری» شامل اشعاری چون مرثیه‌ای برای جهان، در غروبی ناگهان و‌ای غرور پوک-امریکا! فهرست و از سوی انتشارات انجمن قلم ایران منتشر شده است که استقبال خوبی هم از سوی مخاطبان داشت. البته این اواخر در حوزه دفاع مقدس کارهای جدید دیگری هم در دست دارم که پراکنده هستند و باید زمانی را بگذارم و آنها را جمع‌آوری و تبدیل به کتاب کنم.

دبیر کارگروه شعر دفاع مقدس نیز از دیگر وظایفی است که اخیراً بر عهده شما گذاشته شده از این بخش فعالیت هایتان هم می‌گویید؟
بله، این روزها در حال آماده‌سازی زمینه‌های برگزاری این کنگره تا پایان سال یا اوایل سال آینده هستیم.

 

روزنامه ایران، شنبه 6 آبان 1396 ، شماره 6629 ، صفحه 14 (پایداری)

 file:///C:/Users/NewsBank/Downloads/irannewspaper49066.pdf

 

اسماعیلی در گفت‌وگو با پایگاه خبری حوزه هنری:حمایت از مظلوم، ارزش انسانی است

____________________________________________________________________________

اسماعیلی در گفت‌وگو با پایگاه خبری حوزه هنری:
حمایت از مظلوم، یک ارزش انسانی است

 



رضا اسماعیلی در واکنش به جنایات صورت گرفته علیه مسلمانان مظلوم میانمار گفت: در تمام جهان مردم آزادی‌خواه وقتی با ظلم و بیدادگری مواجهه می‌شوند، به عنوان انسان در دفاع از همنوع‌شان واکنش نشان می‌دهند و وظیفه انسانی‌شان ایجاب می‌کند سکوت نکنند.
رضا اسماعیلی، شاعر، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با بیان اینکه شعر به عنوان یک رسانه قدرتمند در تمام دوره‌های تاریخی مطرح بوده است، اظهار کرد: شاعران توانسته اند در طول تاریخ با موضع گیری‌هایی که داشته‌اند روند وقایع را به نفع محرومین و مستضعفین تغییر بدهند و تاثیرگذار باشند.
وی ادامه داد: امروز بعد از گذشت 4 دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد بودیم که در تمام فراز و نشیب‌های انقلاب اسلامی، شعر به عنوان رسانه و ابزار قدرتمند به کار گرفته شده و تاثیر شعر را در جنگ تحمیلی نیز دیده‌ایم. در دوران انقلاب اسلامی شاعران توانستند به افشای ماهیت پلید رژیم ستم شاهی کمک کنند و با آثارشان و فعالیت هایشان جریان ساز باشند.
اسماعیلی همچنین گفت: در کنار سرودن شعر، شاعران به عنوان بخشی از هنرمندان جامعه با توجه به تاثیری که بر روی مخاطبانشان دارند، می توانند با نوشتن یادداشت‌ها و صدور بیانیه‌های مناسب، فضا را به نفع مردم مظلوم میانمار تغییر دهند و تاثیرگذار باشند.
این شاعر کشور همچنین گفت: این روزها می‌بینیم که بیانیه‌هایی از سوی هنرمندان و اهالی ادبیات در جهت محکوم کردن جنایات علیه مردم میانمار صادر می‌شود. شاعران، هم شعر و قلم شان و هم موضع‌گیری‌هایشان تاثیرگذار است. از زمانی که شاعران این حادثه تلخ را شاهد بوده اند، بیکار ننشسته‌اند و تلاش کرده اند با ابزار هنر خود، در افشای ظلم قدمی بردارند. شعرهای فراوانی سروده شده و این شعرها در کانال‌های تلگرامی و فضای مجازی وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در دیدارهایی که با شاعران داشتند تاکید کرده‌اند که شاعران نباید نسبت به وقایع کشور و جهان منفعل باشند و باید واکنش‌های سریع به این گونه رویدادها نشان دهند. جریان شعر «انتصار» نیز در همین راستا راه اندازی شده است. این جریان بر اساس کلام قران کریم است که می فرماید: شاعران را خداوند متعال به «انتصار» (داد ستاندن) در برابر ظلم امر كرده است. شاعرانی که به دنبال کرامت انسانی هستند، وقتی صدای مظلوم مردم میانمار را شنیدند، حرکت کردند و اثرگذار بودند.
اسماعیلی با بیان اینکه انقلاب اسلامی در ذات و ماهیت خود، حق خواهانه است، اظهار کرد: انقلاب اسلامی برای مردم جهان تلاش می‌کند و اگر در کشوری مظلومی وجود داشت. مردم ایران به عنوان نمایندگان اسلام ناب محمدی وظیفه خود می‌دانند که از مظلومان جهان حمایت کنند. از سوی دیگر حمایت از مظلوم، ارزش انسانی است. در تمام جهان مردم آزادی خواه وقتی با ظلم و بیدادگری مواجهه می‌شوند، به عنوان انسان در دفاع از همنوع شان واکنش نشان می‌دهند و وظیفه انسانی شان ایجاب می‌کند سکوت نکنند. به طور مثال، دفاع از مردم فلسطین را همه مردم آزادی خواه جهان وظیفه خود می‌دانند و تنها مختص مسلمانان و یا مردم ایران نیست.
وی در پایان تصریح کرد: این گونه سخنان که کشورمان مشکلات فراوانی دارد و باید مشکلات خودمان را حل کنیم درست نیست. باید در حد بضاعت از تمام مظلومان، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر دفاع کنیم.
رضا اسماعیلی به تازگی غزلی با عنوان «شب بی ستاره» در دفاع از مظلومان میانمار سروده که در ادامه می‌خوانید:

زمین بیا ز بهاران دوباره دعوت کن
دعای چلچله را جان گل اجابت کن

کنون که سبزه لگدمال خشم پاییز است
بیا برای خدا، سبزه را حمایت کن

عطش دوباره به دنبال آب می گردد
بیا به گوش عطش، چشمه را تلاوت کن

شکسته بال و پر مهربان پروانه
بیا به باغ و به پروانه ها محبت کن

به چشم پنجره ها روزن امیدی نیست
بیا به سوی دل آسمان اشارت کن

در ازدحام شب بی ستاره می پوسی
بیا به شهر سحر، با سپیده خلوت کن

چهار فصل جهان گرچه فتنه باران است
به زیر بارش این فتنه استقامت کن

حدیث عاشقی ما نمی شود کهنه
بیا حکایت این شرح بی نهایت کن

 

پایگاه خبری حوزه هنری، سه شنبه 21 شهریور 1396

http://sourehonar.ir/content/news/2048/

شعر باید سفارش درونی شاعر باشد

____________________________________________________________________________

اسماعیلی در گفت‌و‌گو با پایگاه خبری حوزه هنری:

جوانان را به سرودن اشعار انسانی دعوت کنیم

شعر باید سفارش درونی شاعر باشد

  
 
رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر ادبی، با بیان اینکه نگذاریم جوانانمان در عرصه شعرگویی هرز بروند و راه درستی را انتخاب نکنند، تاکید کرد: در جامعه فعلی باید تلاش کرد تا جوانانمان را بیشتر به سرودن اشعار انسانی، ارزشمند و با محتوا و مضامین درست دعوت کنیم.
 

این شاعر در گفت‌و‌گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری درباره این نکته که با توجه به تحولات گسترده‌ای که در جهان رخ داده است، شعر جوان کشور چگونه با این جریانات و وقایع پیش رفته است و آیا می‌توان تاثیر مسائل اجتماعی را در شعر جوان امروز دید، توضیحاتی ارائه داد و گفت: در مورد شعر جوان از دو منظر باید نگاه کرد، یکی اینکه ما جوانان شاعری داریم که در فضای انقلاب اسلامی بالیدند و از خانواده شهدا بودند و یا به نحوی با فضای شهادت، ایثار و ... بیشتر آشنا هستند و این فضا را لمس کرده‌اند. امروز هم عزیزان شاعر اشعارشان متاثر از آرمان‌های والای انقلاب اسلامی و در عین حال سرشار از مضامینی چون ایثار، جانبازی و عدالت‌خواهی و حق‌خواهی است اما به غیر از این فضای انقلابی بخشی از جامعه ما هم هستند که کمتر متاثر از چنین فضاهایی هستند و شعرهایی از آن ها می‌بینیم که گاهی آمیخته با مضامینی است که ارتباط کمتری با انقلاب دارند و به نوعی در تقابل با ارزش‌های انقلابی هستند که ما و به خصوص نهادهای انقلابی و ذی‌ربط باید تلاش کنیم بستری فراهم آوریم تا بتوانیم کل جامعه ادبی را تحت پوشش قرار بدهیم.

نسل امروز همچون نسل گذشته پایبند انقلاب است

وی تاکید کرد: باید کوشش کنیم آن هایی را هم که در این فضا نیستند، به سرودن اشعار انسانی، ارزشمند و با مضامینی مثل آزادگی و مبارزه با ظلم‌ستیزی دعوت کنیم و نگذاریم جوانانمان هرز بروند، لذا باید تلاش بیشتری به کار گیریم تا چترمان در این زمینه گسترده‌تر شود. به عنوان مثال شهادت شهید بزرگوار محسن حججی می‌تواند مثال خوبی در اینجا باشد؛ چراکه ما واقعا دیدیم شاعران جوان ما که سن و سال زیادی هم ندارند اشعار بسیار خوبی در این زمینه برای این شهید بزرگ سرودند و همچینین در سایر عرصه‌ها هنرمندان ما به نوعی غیرت و تعصب خودشان را نشان دادند و با این اتفاق دست به آفرینش‌های هنری زدند. این اتفاق نشان‌دهنده این است که نسل امروز ما نیز همچون نسل‌های گذشته پایبند انقلاب و آرمان‌های والای انقلاب هستند و پای انقلابشان ایستاده‌اند اما درعین حال جوانانی هم داریم که جدا از این فضا حرکت می‌کنند که به نظرم مادر قبال آن ها مسئول هستیم و نباید بی تفاوت از کنارشان عبور کنیم.

اشعار انقلابی را به شاعرانی که دغدغه انقلاب دارند سفارش دهیم

اسماعیلی سپس در زمینه اشعار سفارشی توضیح داد: اگر ما ادبیات فارسی را از گذشته بررسی کنیم می‌بینیم که بحث سفارشی بودن برخی اشعار از گذشته هم بوده و در حال حاضر هم وجود دارد. به نظرم گاهی اتفاقا دوستان شاعری که کار سفارشی انجام می‌دهند، اشعار فاخری می‌سرایند. بنابراین سفارشی بودن همیشه هم بد نیست البته به سفارش‌گیرنده بستگی دارد، یعنی اگر سفارش‌گیرنده خودش دغدغه موضوعی را داشته باشد که به وی سفارش داده می‌شود، می‌تواند کار فاخر و ارجمندی خلق کند اما زمانی هم هست که برخی کارها به افرادی سفارش داده می‌شود که اهلیت اینگونه کارها را ندارند و زمانی هم که در چنین فضایی شعر می‌گویند، اشعارشان شعر کوششی صرف است و اثری که خلق می‌کنند خیلی جان ندارد و در نهایت دلچسب خواننده هم نمی‌شود. به عنوان مثال در زمینه اشعار انقلابی باید کارها به افرادی سفارش داده شود که خود نیز دغدغه این فضاها را دارند که اگر این اتفاق بیفتد قطعا آثار خوبی تولید خواهد شد.

 شعر باید سفارش درونی شاعر باشد

این پژوهشگر ادبی در ادامه صحبت‌هایش در پاسخ به اینکه چرا به اشعار اجتماعی از سوی برخی منتقدان برچسب سفارشی بودن می‌خورد و رد می‌شوند، خاطرنشان کرد: بحث سفارشی بودن نیز دو نوع است. یکی سفارش از درون و دیگری سفارش از بیرون به شاعر است. به عنوان مثال پیرو ظلم و ستم‌هایی که به مردم لبنان، فلسطین، سوریه و ... می‌شود، من شاعر به عنوان یک انسان متعهد مسلما شاخک‌های فطری‌ام حساس می‌شود و وجدانم به من می‌گوید که نسبت به وقایع اطرافم بی‌تفاوت نباشم که این اسمش سفارش از درون است که به من شاعر تلنگر می‌زند اما یک زمانی سفارش از بیرون انجام می‌گیرد. درمورد اشعار اجتماعی هم همین طور است. به نظرم یک شاعر نباید نسبت به هم‌نوع خود و اتفاقات اطرافش بی‌تفاوت باشد. سفارش اشعار اجتماعی هم همین طور است. در گذشته هم همه شاعران درباره ظلم به انسان ها بی‌تفاوت نبودند. به عنوان مثال اخوان ثالث و دیگر شعرای بزرگ نیز در اشعارشان به همه اتفاقات جامعه اشاره کرده است و شعر سروده است. امروزه هم این اتفاق می‌افتد وشاعران ما نسبت به برخی وقایع عکس‌العمل نشان می‌دهند که اتفاقا خیلی هم ارزشمند است و به نظرم نمی‌شود اسمش را اشعار سفارشی گذاشت؛ چراکه با دغدغه انجام گرفته است.

رضا اسماعیلی در پایان درباره اینکه آیا می‌توان شعر جوان امروز را شعری متعهد هم دانست و این تعهد آیا تفاوتی با شعر ارزشی و متعهد نسل نخست انقلاب اسلامی دارد، بیان کرد: تفاوتی که شعر جوان امروز به عنوان مثال با اشعار جوان دهه 60 با اشعار شاعرانی مثل قیصر امین‌پور، سلمان هراتی و ... دارد این است که شاعران آن دوره در عصری زندگی می‌کردند که فرض مثال دکتر شریعتی‌ها و شهید بهشتی‌ها را دیده بودند و با فرهنگ اصیل اسلامی تربیت شده بودند. بنابراین اشعارشان هم از نظر مضمون و محتوا قابل ستایش بود و همه جوانب را دربرمی‌گرفت و در عین حال محتوای بسیار سالم و انسانی داشتند اما امروزه جوانان ما البته نه همه جوانان بلکه در میان برخی شاعران شاعران جوان این گونه احساس می شود که صرفا به فرم و زیبایی‌های صوری و ظاهری در شعر توجه دارند و می‌گویند برای ما چگونه گفتن مهم است. بنابراین اینکه حرفی برای گفتن داشته باشند برایشان چندان مهم نیست که به نظرم این اتفاق خوبی نیست و نوعی آفت است. ما یک تعصب ادبی به شعر داریم و آن این است که آثار زیبا خلق کنیم اما امروزه گاهی شعر جوان ما از این ناحیه آسیب می‌بیند. ناگفته نماند که ما طی این مدت در زمینه شعر جوان خیلی هم پیشرفت داشتیم اما بعضا گاهی محتوای اشعار کمی نگران‌کننده است و به مسائل غیراخلاقی اشاره می‌کند.

 

پایگاه خبری حوزه هنری، دوشنبه 30 مرداد 1396

http://sourehonar.ir/content/news/1785/

آسیب‌شناسی شعر رضوی در مضمون و محتوا در گفتگوی با رضا اسماعیلی

 ____________________________________________________________________

 

 

واگویی تاریخ در قالب‌های سپید و نیمایی
 رضا اسماعیلی گفت: شعر آئینی و به‌ویژه شعر رضوی در مضمون و محتوا دچار آسیب‌هایی شده است که نیازمند بررسی است.
 شعر هنر زبان است و در طول تاریخ به عنوان رسانه‌ای مهم و اثرگذار توانسته به رسالت خود در رابطه با انتقال پیام و مفهوم مؤثر باشد. از زمانی که شعر فارسی با مفاهیم دینی و مذهبی همراه شد، در دامن اسلام و قرآن پرورش یافت و بیش از پیش اوج گرفت. یکی از ابعاد شعر آئینی فارسی بیان رخدادها و حوادث شکوهمند زندگی ائمه اطهار(ع) است که تاکنون به حیات خود ادامه داده است.
بهره‌گیری از بهترین قالب بیانی در ارائه والاترین مطالب که همان معارف اهل بیت(ع) است، زیباترین اتفاق هنری و ادبی را رقم خواهد زد؛ چراکه تلاقی شعر با مکتب اهل بیت(ع)، در حقیقت تلاقی بهترین و شیواترین قالب‌ها با بهترین و پرمحتواترین مطالبی است که از سوی شاعران خلق می‌شود.
شعر رضوی باید مبتنی بر درک صحیح از دین، مطالعه عمیق در تاریخ و علوم مذهبی و توجه به ارزش‌ها و اهداف دینی باشد و شاعر آیینی با شناخت دقیق شعر و ابزارهای آن و آشنایی با میراث ادبی و فرهنگ دینی بتواند وظیفه خود را در قبال جامعه که همان روشنگری و هدایت است، ادا کند. اشعار آیینی از جمله اشعار رضوی در طول تاریخ دچار فراز و فرودهایی شده‌اند. بررسی شعرهای رضوی پس از پیروزی انقلاب نشان می‌دهد که این نوع شعر به سمت کلیشه‌ای و تکراری شدن واژگان پیش می‌رود و خلاقیت کمتری را در شعرهای رضوی شاهد  هستیم، که افتادن در ورطه تکرار آسیب جدی به شعر رضوی خواهد زد.
در این راستا رضا اسماعیلی شاعر پیشکسوت انقلاب به پرسش‌هایی که در زمینه شعر رضوی مطرح است، پاسخ می‌دهد. در ادامه این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد؛
 

-به نظرتان شعرهایی که برای اهل بیت(ع) به ویژه امام رضا(ع) سروده شده‌اند، بیشتر جوششی یا کوششی هستند؟
در حوزه شعر رضوی و آئینی دو گروه فعالیت می‌کنند؛ گروه نخست پیشکسوت هستند و در عرصه شعر آئینی فعالیت می‌کنند و با انگیزه درونی و فطری در مسیر شعر اهل بیت(ع) و خاندان رسالت گام برمی‌دارند و بدون اینکه نیاز به فراخوان و جشنواره‌ای باشد کار می‌کنند، از میان این شاعران می‌توان به حبیب چایچیان(حسان) اشاره کرد که امثال این شاعر نیز بسیار است و کارهایی هم که عرضه کرده‌اند با خلوص نیت و عشق و ایمان بوده است، گروه دیگر شاعرانی هستند که منتظر هستند فراخوانی منتشر شود و برگزاری کنگره و جشنواره بهانه‌ای برای سرودن شعر در حوزه آئینی شود تا دست به خلق آثار ادبی بزنند، البته کار این شاعران نیز ارزشمند است و چون از عنصر جوشش کمتر بهره برده، شاید بتوان گفت؛ میزان تأثیرگذاری آنها کمتر است.
شعری که برای اهل بیت(ع) به صورت جوشش گفته می‌شود، متأثر از آموزه‌های دینی و قرآنی است و با انگیزه‌های دینی و سفارش فطری و فرآیند طبیعی سروده می‌شود؛ چرا که گوهر خلوص نیت در این زمینه اثرگذار است.
بعد از انقلاب بسیاری از شاعران چون نفس حق حضرت امام خمینی(ره) را درک کرده و در دامان قرآن و عترت پرورش یافته بودند، آثار ارزشمندی خلق و عرضه کردند و اگر بخواهیم کارنامه شعر رضوی را بررسی و دست‌چین کنیم، آثار خوبی وجود دارد و این آثار از لحاظ فرم و محتوا خوب بوده و مطابق با آموزه‌های قرآنی و دینی هستند و شاعران امروز هم در حوزه ساختار و مؤلفه‌های زیباشناختی شعرهای خوبی دارند، اما در مضمون و محتوا دچار آسیب‌هایی هستیم و این فقط در رابطه با شعر رضوی نیست؛ درباره شعرهای توحیدی، فاطمی، عاشورایی و ... نیز وجود دارد.
 

-دلیل این آسیب‌ها را در شعرهای آئینی به ویژه رضوی در چه می‌دانید؟
برخی معتقدند که شعر نیاز به مطالعه و آگاهی‌های دینی و تاریخی ندارد و صرف اینکه استعداد خدادادی داریم می‌توانیم شعر بگوییم. در حالی که پیش زمینه سرودن شعر درباره اهل بیت(ع) مطالعه و شناخت درباره شخصیت و سیره زندگی آنهاست؛ از این‌رو بدون این مطالعه و شناخت، شعرهای سروده شده نیز سطحی خواهند بود.
مأنوس بودن با قرآن و بهره‌مندی از عالمان نیز می‌تواند در این راستا مؤثر باشد؛ چراکه با توجه به اینکه امام رضا(ع) عالم آل محمد(ع) است؛ از این‌رو به عنوان سرآمد دانشمندان، باید از وی الگو بگیریم و اگر بخواهیم سیره امام رضا(ع) را به تصویر بکشیم، باید به بُعد حکمت و معرفت دینی و دانش توجه کنیم و این شعر صرف تحریک احساسات و عنصر عاطفه نباشد و در کنار این عناصر از جهان‌بینی ناب توحیدی و تفکر شیعی نیز برخوردار باشد؛ چرا که آمیختگی آن با احساس و عاطفه می‌تواند به سرایش یک شعر برجسته و فاخر منجر شود.
 

-از میان قالب‌های شعری، کدام قالب را اثرگذار می‌دانید، آیا قالب شعر می‌تواند در اثرگذاری آن مؤثر باشد؟
در حوزه قالب شعر محدودیتی نداریم و از ظرفیت همه قالب‌ها اعم از مثنوی، قصیده، غزل، سپید، نیمایی و ... می‌توانیم در این زمینه استفاده کنیم، البته این موضوع به توانایی شاعر بستگی دارد. وقتی آثار سیدعلی موسوی گرمارودی بررسی می‌کنیم، شعر «خط خون» که منظومه بلند عاشورایی است، در قالب سپید سروده شده و بسیار اثرگذار است و یا طاهره صفارزاده، «زیارتنامه امام رضا(ع)» را در قالب سپید سروده و یا سیدحسن حسینی آثار عاشورایی بسیاری در قالب سپید دارد که این امر نشان می‌دهد قالب‌های سپید و نیمایی نیز می‌توانند برای واگویی تاریخ اسلام و بزرگان دین مورد بهره‌برداری قرار گیرند، اما قالب‌های کلاسیک نیز مورد اقبال بوده است و در قالب ترکیب‌بندهای رضوی، زهرایی و عاشورایی سروده شده‌اند. شاید شعر نیمایی و سپید کمتر مورد استفاده عامه مردم باشد و اغلب مردم کوچه و بازار قالب‌های سنتی را می‌پسندند
 

-پس می‌توان گفت گذر تاریخ در تغییر قالب شعر رضوی اثرگذار بوده است، نظر شما چیست؟
بله، اثرگذاری مثبتی داشته است، اسلام یک دین جهانی است و باید از قالب‌های امروزی‌تر و مدرن‌تر ادبی که قابل ترجمه هم هستند، استفاده کرد و با تفکر و جهان‌بینی اسلام آشنایی پیدا کرد، اگر یک غزل ترجمه شود، شاید بیش از ۵۰ درصد از زیبایی‌های آن از میان برود و نتوان همه این زیبایی‌ها را به اثر ترجمه شده انتقال داد و همچنین کار هر کسی نمی‌تواند باشد که دیوان حافظ را ترجمه کند و اگر دیوان حافظ و مولانا به زبان‌های دیگر ترجمه شود، تبدیل به یک نثر ادبی خواهد شد، اما در قالب‌های نیمایی و سپید، ترجمه اثر بهتر و روان‌تر انجام می‌شود.
 

-نخستین شعری که برای امام رضا(ع) سرودید، چه شعری بوده است؟
اولین شعری که برای امام رضا(ع) سرودم، منظومه بلند سپیدی است که در کتاب‌هایی که از من چاپ شده، منتشر شده است، اما در فضای مجازی کمتر انتشار پیدا کرده است که عنوان آن «روشن‌ترین تفسیر خدا» است. در این شعر سعی کردم سیره عملی امام رضا(ع) و تاریخ زندگی آن حضرت را در شعر روایت کنم و با ساحت اندیشگی به این حوزه نزدیک شوم و از احساس و وصف صرف فاصله بگیریم.
 

از بین شعرهایی که سروده‌اید، کدامیک را به امام رضا(ع) تقدیم می‌کنید؟
شعرهای رضوی بسیاری سروده‌ام که اغلب آنها در کتاب «کبوترانه بخوان آسمان هشتم را» منتشر شده و اثر برگزیده پنجمین جشنواره کتاب سال رضوی بوده است. اما منظومه بلند سپید با عنوان «روشن‌ترین تفسیر خدا» را تقدیم می‌کنم؛ چرا که تلاش شده سیمای امام رضا(ع) و سیره آن حضرت با استناد به آیات قرآنی و روایات ترسیم شود.


روشن‌ترین تفسیر خدا
«ای هشتمین طلوع معطر!
ای کهکشان غریب!
آن روز که چشمان خورشیدی تو
از مدینه اشراق ظهور  کرد،
بر جان ظلمت، رعشه‌های مرگ نازل شد
و حجم متوحش وحشت
از صلابت اعجاز نزول تو متلاشی شد
 در زیر بارش ظهور نورانی تو
همه دشت‌های مجهول نابینا
در شطی از بیداری شفاف شناور شدند
و به تکلم بصیرت
لب گشودند
در جنگل‌های آن سوی تفکر
شکوفه‌های ادراک بر شاخه‌های بینایی
«معرفت» را جوانه زدند
 طلوع معطر تو
بشارت روشن ایمان بود
که نگین «حسبی‌الله» را
بر تارک انگشتر عصمت نقش می‌بست
و صد و بیست و چهار هزار ستاره‌ مبعوث را
در آسمان نبوت
به نورافشانی دوباره فرا می‌خواند
 ای اعتدال معنویت
ای معنویت معتدل!
ما مرید چشمان عرفانی توییم
و مسلمان اشارت‌های پیشانی تو
ما در سایه سار گیسوان پریشان تو
«وحدت» را اجتماع می‌کنیم
و در محراب مهربانی تو
دوست داشتن را
قامت می‌بندیم
ما بر شانه‌های صبوری تو
«مصیبت» را راه می‌رویم
و با شیرینی لبخند تو
هم زبانی را جشن می‌گیریم
و با حنجره فصاحت تو
یگانگی را تسبیح می‌گوییم
ای خوب! اگر چشمان خورشیدی تو بر ما نمی‌تابید
ساقه‌های خاکی ما تا خدا قد نمی‌کشید
ما در آوار سایه‌ها
می‌پوسیدیم
بدون «انشراح صدر» تو
هرگز ما به اکتشاف نور
به دریاچه‌های صبح نمی‌پیوستیم
و «ادامه» را نمی‌پرسیدیم
بدون تو
ما سنگ می‌ماندیم
 آب و هوای شرح صدر  تو
ما را تا بی‌مرزی خدا گسترده است
و خدایی را که ما می‌پرستیم
روشن‌ترین تفسیر آن، تویی
 ای آفتاب معنوی!
در این فصل بشارت
که ما تنفس زلال تو را
به همه‌ی باغ‌های بلاغت ابلاغ کرده‌ایم
بر ما بتاب!
ای دریاترین!
طراوت را در گوش ما تلاوت کن!
که ما عمری است
در بیابان خارهای «عطش جوش» ابتلا
«ریاضت» را دویده‌ایم
و اکنون
به تفرج گلدسته تو می‌آییم
ما به همراه گله‌ای از آهوان پای بند نجابت
که گردن بند ضمانت تو را بر گردن دارند
به زیارت بوی خوش تو می‌آییم
تا زیر باران طهارت تو
تن پوش معصیت را
به آب عریانی در اندازیم
و دلمان را
برای کبوتران حرمت دانه بپاشیم»

 

منبع: سایت مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی

https://cgie.org.ir/fa/news/178635

نشست «شعر دفاع مقدس و مخاطب امروز»

_________________________________________________________________________

نشست شعر دفاع مقدس و مخاطب امروز؛

شعر دفاع مقدس، شعر جنگ نیست

نشست شعر دفاع مقدس
 
 
شاعران در نشست شعر دفاع مقدس و مخاطب امروز بر این باور بودند که باید میان شعر جنگ و شعر دفاع مقدس تفاوت قائل شد و آنها را یکی نپنداشت.

به گزارش خبرنگار مهر، دبیرخانه هفدهمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس روز گذشته به دعوت خبرگزاری مهر، دومین نشست تخصصی ادبی این دوره خود با عنوان «شعر دفاع مقدس و مخاطب امروز» را با حضور سودابه امینی، سیداحمد نادمی، محمود اکرامی، مجید سعدابادی در محل خبرگزاری مهر برگزار کرد.

در ابتدای این نشست رضا اسماعیلی هم که اجرای این مراسم را برعهده داشت در سخنانی کوتاه گت: شعر دفاع مقدسی که در رسانه های رسمی منتشر می شود شعر دفاع مقدس اصلی ما نیست و ما یک مخاطب اصلی در این حوزه داریم که اشعار مدنظر آنها در رسانه ها منتشر نمی شود، حال سوال این است که ما می توانیم این دو مخاطب را به هم نزدیک کنیم.

شعر جنگ پدیده فرهنگی مادر است

سید احمد نادمی درباره تعریف شعر دفاع مقدس گفت: سیدحسن حسینی کتابی با عنوان شعر جنگ و دفاع مقدس دارد که در آن تعریف‌های زمانمندی را بر اساس زمابندی شعر انقلاب ارائه داده است، البته اگر نظرات پژوهشگران دیگر درباره شعر دفاع مقدس را هم ارائه دهیم می بینیم که رویکردهای دیگری در این زمینه وجود دارد.

وی با بیان اینکه یک توصیف عصری و متناسب با زمان امروز از شعر دفاع مقدس ارائه می‌دهم،  ادامه داد: تقسیم‌بندی‌ها به شناخت حوزه های مختلف در زمان‌های متفاوت کمک میکند و اگر بخواهیم از محدوده فرهنگی خود فراتر رفته و در محدوده عام شعر صحبت کنیم باید بگوئیم که شعر جنگ به طور قزع یک پدیده ادبی است که از ابتدای برخاستن هنر از کلام و شکل گیری شعر وجود داشته است.

وی تصریح کرد: مگر انسان تا امروز لحظه‌ای از جنگ دور بوده که بخواهد از این مهم در شعر تاثیر نگرفته باشد، پس ما یک پدیده مادر به اسم شعر جنگ داریم و اگر درباره شعر دفاع مقدس صحبت می‌کنیم در حقیقت می‌خواهیم موضوع را با یکسری از نشانه‌های خاص فرهنگی خودمان تعریف کنیم که ایران بعد از انقلاب را به تصویر می‌کشد.

در ادامه نادمی گفت: اگر بخواهیم برای کسی که خارج از فرهنگ ما حضور دارد، شعر دفاع مقدس را تعریف کنیم، چگونه تعریفی باید ارائه دهیم؟ چرا که ما قطعا باید از کلمات استاندار جهانی استفاده کنیم، از این رو صریح می‌گویم در فضای ادبی ما می‌توانیم از شعر جنگ صحبت کنیم ولی این شعر هیچ ارتباطی با شعر دفاع مقدس نداشته باشد.

وی با بیان اینکه ما مقوله‌ای به معنی دفاع در ادبیات دینی‌مان نداریم، اظهار داشت: در اصل ما می‌خواهیم با این کلمات یک رویداد فرهنگی را در ایران مشخص کنیم، در حالی که در ادبیات جهان مبحثی به اسم ادبیات دفاع مقدس نداریم، ولی دنیا ادبیات مقاومت را می شناسد  با این حال همه معتقدند که تمامی این مقوله ها زیرمجموعه ادبیات جنگ هستند.

نادمی با بیان اینکه همه موضع‌گیری‌های شاعر نسبت به اتفاقات خصمانه ای که همچنان وجود دارد جز ادبیات جنگ است، تصریح کرد: در حقیقت وقتی به پیشینه شعر دفاع مقدس نگاه میکنیم، می بینیم که در زمان های دور هم جنگ در اشعار شاعران وجود داشته، همانطور که وقتی به صورت عمقی به پدیده انقلاب  اسلامی در پایان قرن بیستم نگاه میکنیم؛  متوجه می شویم که چون آمریکا از انقلاب  ما احساس خطر می کرد؛ بنابراین دست به خلق القاعده و داعش در منطقه زده است.

این شاعر تصریح کرد: مخاطب شعر دفاع مقدس مخاطب شعر امروز است و نباید از مقوله مخاطب به راحتی گذشت.

نظریه مشخصی درباره ادبیات دفاع مقدس وجود ندارد

این شاعر و پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: البته باید بحث اصالت رو هم مدنظر قرار دهیم که انقلاب اسلامی به دلیل اصالتی که دارد و بر مبنای ارزش ها ایجاد شده ماندگار خواهد شد ولی داعش حتما از بین می رود. به باور من ما باید به شکل شناسی شعر دفاع مقدس برسیم البته منظور از شکل شناسی بحث فرمی شعر است، چرا که وظیفه نظریه پرداز و منتقد ادبی این نیست که برای افرادی که میخواهند درس ادبیات بخوانند، نظر بدهند. ما پدیده ای به اسم شعر جنگ داریم که بر اساس تقسیم بندی ها شعر دفاع مقدس در آن تعریف می شود، همچنین بعد از انقلاب اسلامی ادبیات انقلاب اسلامی شکل گرفت و شعر دفاع مقدس هم جز همین ادبیات تعریف می شود و نباید فراموش کنیم که ما در دین مان جهاد داریم.

وی در همین زمینه تصریح کرد: چون اسلام در کنار انقلاب قرار گرفته، مقدس هم در کنار دفاع قرار می گیرد و گرنه همه کشورهای که مورد حمله فرار می گیرند قطعا از خودشان دفاع می کنند.

وی درباره نداشتن نظریه مشخص در ادبیات دفاع مقدس گفت: همه صحبت های مطرح شده در این زمینه در حد نظریه بوده ولی از آنجایی  که نظریه ها باید مورد آزمون و خطا قرار بگیرند و این مهم درباره نظریه های ادبیات دفاع مقدس محقق نشده،  می بینیم که نظریه مشخصی در این حوزه نداریم.

شعر جنگ و پایداری دو مقوله جدای از هم هستند

در ادامه محمود اکرامی‌فر از دیگر حاضران در این مراسم نیز در سخنانی گفت: وقتی صحبت از جنگ می شود در حقیقت به ماهیت زد و خورد اشاره می کنیم ولی وقتی اسم از دفاع می آید در حقیقت درباره یک مقوله مقدس صحبت می کنیم، البته دفاع یک امر غریضی است و دفاع از اعتقادات هم ارزش های عام و جهان شمول به شمار می رود، از این رو معتقدم شعر جنگ با شعر دفاع مقدس و شعر پایداری مقوله جدا از هم هستند.

وی با بیان اینکه ۴ مرحله در شعر دفاع مقدس وجود دارد، تصریح کرد:  یک مرحله بسیج مردم توسط شاعران برای حضور در جبهه ها است که در این مرحله شعر با آهنگ همراه بود، مرحله دوم حضور شاعران در جبهه‌ها است که شعر توصیفی دفاع مقدس شکل می گیرد و مرحله بعدی تمام شدن جنگ است که در حقیقت شعر تبیینی دفاع مقدس را در این مرحله شاهد هستیم.  

اکرامی‌فر با اشاره به مرحله چهارم شعر دفاع مقدس اظهار داشت: مرحله چهارم مرحله شعر اجتماعی دفاع مقدس است، درست است که جنگ در میدان تمام شده ولی هنوز تبعات آن در اجتماع ادامه دارد و برای همین شاهد شعر اجتماعی دفاع مقدس هستیم.

اکرامی‌فر تصریح کرد: شعر دفاع مقدس مترادف با شعر جنگ نیست و قطعا این دو با هم متفاوت هستند و معتقدم شعر مقاومت فلسطین شعر دفاع مقدس نیست، بلکه شعر مقاومت و یا شعر پایداری محسوب می شود، چرا که  ما از دفاع مقدس تعریف خاصی داریم که مربوط به یک بازه زمانی، در یک مکان و یکسری افراد است.

این شاعر افزود: جهاد امر هنجاری است و نه ارزشی و قداستی که در دین است جهاد را ایجاد می کند، در حقیقت جهاد در مرحله رفتار است و اگر بپذیریم که خدا و ارزش‌ها وجود دارد خود به خود برای حفظ ارزش‌ها جهاد ایجاد می‌شود.

وی در همین زمینه ادامه داد: ارزش ها به سه دسته تقسیم بندی می‌شوند که یکی از آنها ارزش‌های عام و جهان شمول است که در مقابل آن شاهد جهاد عملی برای حفظ ارزش ها هستیم، در جامعه شناسی وقتی به ارزش ها می رسیم می گوییم ارزش ها امور مهمی هستند که مردم حاضرند برای آن جان خودشان را نثار کنند.  

اکرامی‌فر همچنین بیان داشت: تصور می کنیم مسائل اجتماعی را باید با نگاه ادبی بیان کنیم، در حالی که همیشه اینطور نیست؛ البته با علمی صحبت کردن موافق هستم ولی اگر ما ادبیات دفاع مقدس را در وهله اول به خوبی بشناسیم در حالی که امروز اینگونه نیست، می توانیم آن را با زبان علمی خودمان البته زبانی که قابل تحلیل باشد نه قابل تقلیل به دنیا معرفی کنیم.

وی با بیان اینکه با بخشی از نگاه نادمی مخالف هستم، گفت: اینکه عنوان شد آمریکا از ترس انقلاب اسلامی داعش را ایجاد کرد، نگاه غلطی است، چرا که دنیا خود به سمتی پیش می رفت که داعش ایجاد شود و اصلا نباید خودمان را دلیل ایجاد آن بدانیم.

پایان عصر غزل و مثنوی

این شاعر و منتقد ادبی در ادامه  با بیان اینکه امروزه در عصری شاعر_ رسانه هستیم، بیان داشت: چرا که شاعر می تواند به تنهایی اقدام به تهیه، تولید و توزیع محتوا کند و مهندسی پیام از رسانه ها گرفته شده و به افراد انتقال یافته است؛ در این عصر شاعری که دنبال فالور میگردد در حقیقت دنبال مخاطب می گردد و نباید فراموش کرد که این مخاطب اقتضائات خاص به خود را دارد. این مخاطب، مخاطب دغدغه مند، کم حوصله و پرکار، با سواد بالای رسانه ای است و از لحاظ زمانی با دفاع مقدس فاصله گرفته؛ از این رو باید برای شعر دفاع مقدس رسانه جدید تعریف کنیم تا بتوانیم با مخاطب امروزی ارتباط بگیریم.

اکرامی‌فر گفت: عصر غزل و مثنوی تمام شده و مخاطب امروز مخاطب فهمیده است و تنها باید آنچه را که می داند دوباره برای وی یادآوری کنیم   و ووقتی می خواهیم با مخاطب جدید در حوزه دفاع مقدس ارتباط بگیریم ناگزیر هستیم بپذیریم که مخاطب امروز سرش بسیار شلوغ است و باید در این حوزه متناسب با شرایط حدید و مخاطب جدید، هم رسانه شناسی و هم مخاطب شناسی و هم محتواشناسی کنیم. 

وی خاطرنشان کرد: اگر تبیین و تحلیل شرایط کنیم متوجه می شویم که در آینده دیگر کتاب به شکل فعلی نخواهیم داشت حال اینکه این مهم غلط است یا درست مسئله دیگری است، ولی بابد برای این مهم فکری کرد. شرایط جدید شرایط شهروند رسانه است و هر شهروند بنا به حس و حال خود حتی تولید محتوا هم می کند.

شعر دفاع مقدس شعر عجز نیست

در ادامه سودابه امینی گفت: شعر دفاع مقدس را زیرشاخه ادبیات مقاومت و پایداری می دانم چرا که ما در طی هشت سال جنگ مقاومت را تجربه کردیم البته قطعا بعد از جنگ از هیجان ماجرا در خطوط مرزی کم شد، ولی در جامعه همچنان تبعات جنگ وجود دارد و وظیفه شاعر این است که درباره تبعات جنگ صحبت کند.  

وی افزود: دوره هشت ساله جنگ ایران و عراق را باید فصل یک شعر دفاع مقدس بدانیم و فصل دوم امروز است که به کشورهای اسلامی و تمدن اسلامی حمله شده است البته فصل دوم خود شامل زیرشاخه های متفاوتی است.  

امینی بیان داشت: در شعر دفاع مقدس ما تعریف و محدوده ای برای شاعر داریم که بر اساس آن به شاعر می گوییم که در کدام حوزه بیشتر بر مدار دفاع حرکت کند تا مدار خشونت و تعرض، با این حال وحدت کلمه کلیدی دفاع ماست که باید در همه زمینه های فرهنگی مدنظر قرار بگیرد.

وی تصریح کرد: شعری که دچار عجز و ناتوانی باشد شعر دفاع مقدس نیست، چرا که این نوع شعر باید هویت ملی و مذهبی را برانگیزد تا بتوانیم بگوییم شعر دفاع مقدس سروده شده است.
چرا جوایز ادبی در حوزه شعر از بین رفته‌اند

در ادامه امینی به بحث کتاب و کتابخوانی در کشور اشاره کرد و گفت: تربیت مخاطب یک بحث مهمی است که باید در بحث ادبیات دفاع مقدس به آن توجه کنیم. قم و خراسان رضوی و تهران قطب تولید کتاب در 3 ماه اول امسال بوده است حال سوال این است که مسئولین ما وقتی آمار انتشار را می دهند آیا آمار خواندن کتاب در کشور را هم ارائه می دهند.

این شاعر همچنین با اشاره به سخنان محمود اکرامی‌فرد گفت: اکرامی شعر جنگ را شعر رسانه دیدند و این بسیار اهمیت دارد چرا که یکی از وظایف شعر دفاع مقدس این است که هویت ملی را تقویت کند و زمانی که دفاع به حوزه اعتقادی کشیده می شود دیگر مرزهای جغرافیایی ارزشی ندارد.

هنوز دنبال سبک شعر فاخر در ادبیات دفاع مقدس نیستیم

مجید سعدآبادی از دیگر شاعران حاضر در این نشست نیز در ادامه آن گفت: فرض را بر این بگذاریم که داخل ساختمانی هستیم که اطراف آن کاملا جنگ در جریان است و از یک پنجره نگاه میکنیم و متوجه می شویم و در همان ساختمان یک نفر دوست خودش را می کشد، این مسئله همان شعرها و کارهای بی ارزش درباره دفاع مقدس است، حال اگر از پنجره دیگر ببینیم که کسی اورکت خودش را در می آورد بعد به روی مین می رود، بابد بگوییم که این پنجره همان اثار خوب و ارزشی در حوزه دفاع مقدس را نشان مان داده است.  

وی گفت: باید از بخش جنگ شروع کرده و تعاریف مختلف در این زمینه ارائه شود و بعد بگوییم دفاع مقدس کجای ادبیات جنگ قرار دارد، چرا که نباید فراموش کنیم  نوع و نگاه در شعر پایداری و ضدجنگ در کشورهایی که به آنها حمله شده و کشورهای حمله کننده متفاوت است.

سعدآبادی گفت: از زمان فردوسی ما شعرهای ملی و میهنی داریم که بالاخره همه آنها به شعر جنگ ختم شدهاند، ولی امروزه به نوعی  همان آثار به شعر اجتماعی رسیدهاند.

سعد آبادی در ادامه همچنین گفت: یکی از سوالات ایجاد شده این است که چرا بنیاد حفظ و آثار شعر دفاع مقدس همچنان باید از شعر دفاع مقدس حمایت کند که در پاسخ به این  سوال بابد بگوئیم که اولین دلیل آن این است مسیری که ایجاد شده از بین نرود، در حقیقت بنیاد  به دنبال ایجاد سبک در حوزه شعر دفاع مقدس نیست، بلکه می‌خواهد آثار فاخری در این زمینه تولید شود.

سعدابادی تصریح کرد: ما بسیاری از جوایزی ادبی خودمان را از بین بردیم و تنها یک جشنواره فجر داریم و در آن نیز  تنها به شعر می پردازیم از سوی دیگر میخواهیم سبک های مختلف شعری مانند سعر سپیده را در کنار سبک هایی که چندین هزار سال قدمت داریم با هم مقایسه کنیم که این راه بسیار غلطی است.

وی گفت: افراد معروف ادبیات ما مشخص هستند و باید معلوم شود که از این تعداد چقدر کتاب درباره ادبیات جنگ دارند حتی نمی گوییم ادبیات دفاع مقدس و اگر در این حوزه اثر دارند چقدر با اعتقاد این اثر تولید شده، اینها مسائلی است که باید مشخص شود.

در پایان این نشست همچنین کامران شرفشاهی و یدالله قائم پناه از شاعران و پژوهشگران معاصر نیز به ارائه دو مقاله تخصصی در زمینه شعر دفاع مقدس پرداختند.

 

خبرگزاری مهر، سه شنبه 13 تیر 1396

http://www.mehrnews.com/news/4021002/

به بهانه 14 تیرماه؛ اهالی قلم وجدان بیدار جامعه

____________________________________________________________________________

کیش- ایرنا- یکی از مسئولیت های مهم اهالی قلم، نقد سازنده برای ارتقاء جامعه و کمک به مسئولان در برنامه ریزی هرچه بهتر است، اهالی قلم می توانند با بهره مندی از کلمات تاثیرگذار و به عنوان وجدان بیدار، جامعه را آگاه و مدیران را برای اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت یاری کنند.

 

به گزارش ایرنا، چهاردهم تیرماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، به عنوان 'روز قلم' در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسیده است و گرامیداشت این روز فرصتی برای قدردانی از زحمات اصحاب فکر، اندیشه و فرهیختگان یک جامعه است، فرهیختگانی که با تحمل فراز و نشیب های زیاد همواره نقش آگاهی بخشی جامعه را برعهده دارند.
اهالی قلم در هر جامعه ای چون چراغ راه با ارائه نکات ارزشمند و گوشزد کردن مسائل ، انسان ها را از حرکت در بیراهه ها باز می دارند و با تولید فکر و اندیشه ضمن کمک به آگاهی یافتن مردم یک جامعه، با نقدهای سازنده مسئولان را در امر خطیر اداره و تصمیم گیری های مهم یاری می کنند.
قلم در طول تاریخ، زبان دوم انسان بوده که به مدد آن وقایع تلخ و شیرین، خوب و بد و عبرت آموز در کتاب تاریخ به ثبت رسیده است ، اهمیت قلم و تفکر نویسنده بدان اندازه است که ممکن است با نگارش خود فرد، گروه یا جامعه ای را تخریب و به سراشیبی بکشاند و گاه با نقد دلسوزانه و منصفانه موجبات حرکت به سمت تعالی و رشد را فراهم سازد .
در کتاب آسمانی نیز به قلم سوگند یاد شده است آنچنان که قرآن در این زمینه می فرماید 'ن و القلم و مایسطرون'، این آیه اهمیت فکر و اندیشه و قداست قلم را به کسانی که آن را در دست می گیرند، گوشزد می کند تا با آگاهی، آن را بر صفحه کاغذ بگردانند و مسئولیت آنچه را که می نویسند، بپذیرند.
نامگذاری 14 تیرماه به نام روز قلم با سابقه فرهنگی کشور بی ارتباط نیست به گونه ای که ابوریحان بیرونی نیز در کتاب آثار الباقیه آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر(عطارد) می نامیدند، سیاره تیر یا عطارد در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. 
سالهاست که در سراسر کشور برای گرامیداشت این روز و قدردانی از تلاش اهالی قلم برنامه های متنوعی برگزار و از جمعی تقدیر می شود اما باید دانست که ارزش تفکر و اندیشه و پاسداشت از مقام اهالی قلم و صاحبان فکر نباید تنها در تقویم و به یک روز بسنده شود، برپایی و اختصاص یک روز برای یادآوری و توجه بیشتر به این قشر فرهیخته و زحمتکش است. 

 

رضا اسماعیلی:

اهالی قلم و اصحاب فکر و فرهنگ، وجدان بیدار جامعه هستند


رضا اسماعیلی شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی با تبریک روز قلم به تمامی صاحبان فکر و اندیشه، این روز را فرصتی برای تجلیل از زحمات این قشر فرهیخته از جامعه دانست و گفت: خداوند در قرآن به قلم و آنچه می نویسد سوگند یاد کرده است، روایات متعددی نیز در این زمینه وجود دارد، در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است 'مداد العلما افضل من دما الشهدا' که نشان از اهمیت و ارزش قلم دارد .
وی با بیان اینکه قلم نقش انسان سازی و جامعه سازی را برعهده دارد، به رسالت خطیر اهالی قلم اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین وظایف اهالی قلم ذکر حقایق و بیدارگری و بصیرت افزایی است، اهالی قلم با نوشته های خود می توانند در راستای ارتقا انسان و جامعه گام بردارند .
این شاعر معاصر تصریح کرد : اگر اهالی قلم به رسالت خود درست عمل نکنند میدان برای تفکرات منفی و دروغ پردازی ها باز و فرصت برای سودجویان در به استثمار کشیدن انسان ها فراهم می شود.
بیدارگری، روشنگری، بصیرت افزایی، حق پرستی، ترویج فضایل اخلاقی و انسانی و بیان نقاط ضعف و قوت از وظایف اهالی قلم است که اسماعیلی بدان اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از مسئولیت های اهالی قلم، آسیب شناسی مسائل و انتقاد منصفانه است چرا که این قشر زشتی ها و خوبی های جامعه را با دقت بیشتری می بینند و بیان می کنند، هر جا که اهالی قلم منصفانه قلم زده اند، جامعه در مسیر رشد قرار گرفته است .
وی اهالی قلم را وجدان بیدار جامعه دانست و افزود: در هر جامعه ای ممکن است مقابل نقدها، موضع گیری هایی صورت گیرد اما این نباید بدان معنا باشد که اهالی قلم با کوچکترین واکنشی رسالت خود را فراموش کنند.
اسماعیلی با تاکید بر اینکه مسئولان در مقابل نقدها باید سعه صدر داشته باشند و روحیه نقد پذیری خود را بالا ببرند به ایرنا گفت: باید بسترهای نقد سازنده در جامعه فراهم شود، در جامعه ای که فضای لازم برای ارائه نظرات مختلف نباشد، آن جامعه دچار آسیب و پس رفت خواهد شد. 
این منتقد ادبی با بیان اینکه اهالی قلم نجیب، قانع و دارای مناعت طبع هستند خواستار توجه بیشتر به مسائل صنفی، حقوق مادی و معنوی، بهبود وضعیت معیشتی و همچنین فراهم ساختن فضایی امن برای قلم زنی این قشر از سوی مسئولان فرهنگی شد .
وی یکی از راه های حمایت از اهالی قلم را سامان یافتن نحوه و سیستم توزیع آثار اهالی قلم، ایجاد صنفی برای رسیدگی به مشکلات و توجه به وضعیت معیشتی آنان عنوان کرد.

 

نغمه مستشار نظامی:

اهالی قلم، پیامبران صلح، مهرورزی و امنیت هستند


نغمه مستشار نظامی شاعر معاصر و ساکن جزیره کیش نیز اهالی قلم را قشری فرهیخته عنوان کرد و گفت: آنها قشری به دور از جنجال و هیاهو هستند و روح و ضمیرشان در دود و دم و همهمه از نوشتن دور می ماند، اهل آشتی و مدارا هستند و بهترین ارمغان برای ایشان صلح، مهرورزی و امنیت است.
دبیر جشنواره شعر و سرود کیش اظهارکرد: فردی که خود را اهل قلم می داند، مقابل جامعه و نیز هم صنفی هایش مسئول است بنا براین باید به وظیفه خطیر خود در آگاهی بخشی جامعه به خوبی عمل کند.
وی با بیان اینکه در سالهای اخیر حمایت های خوبی از اهالی قلم به ویژه در کیش صورت گرفته است اظهار کرد : حمایت مادی و معنوی از قشر فرهیخته ضمن ارتقا سطح کیفی آثار ، سبب رونق نشر، کتابخوانی و افزایش سرانه مطالعه خواهد شد .
وی برگزاری جشنواره ها و پاتوق های ادبی ، کلاس های شعر و داستان نویسی با حضور استادان مطرح را سبب ارتقا ادبیات و سطح نویسندگان و شعرا دانست.
وی اظهار کرد: در جزیره کیش نیز حمایت های خوبی از اهل قلم شده است، برگزاری جلسات رونمایی و نقد و بررسی کتاب شاعران و نویسندگان کیش به همراه خرید کتاب از سوی سازمان منطقه آزاد و اهدای آن به علاقه مندان به ادب و هنر حرکت خجسته ایست که تداوم آن موجب دلگرمی اهالی قلم و ارتقای سطح کیفی آثار خلق شده توسط مولفان و بالا رفتن سرانه مطالعه خواهد شد. 
14 تیرماه در تقویم کشور به عنوان روز قلم نامگذاری شده است .
1630*1641/1772 گزارش: مریم زبان دان **انتشاردهنده: مجید ملازاده

 

خبرگزاری ایرنا، چهارشنبه 14 تیر 1396

http://www.irna.ir/fa/News/82588067/

 

اسماعیلی در گفتگو با ایرنا: شعر دفاع مقدس

____________________________________________________________________________

شعر دفاع مقدس مورد توجه جدی هنرمندان واصحاب قلم قرارنگرفته است

کیش- ایرنا-استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه تامل و تحقیق در حوزه شعر دفاع مقدس و تبیین ابعاد گوناگون آن با بهره گیری از زبان گویای هنر به ویژه ادبیات از ضرورت های انکارناپذیراست افزود : متاسفانه این حادثه تاریخی تا به امروز مورد توجه جدی ِهنرمندان و اصحاب قلم قرار نگرفته است.‏

 

رضا اسماعیلی روز دوشنبه در گفت و گو تفصیلی و اختصاصی با خبرنگار ایرنا با بیان اینکه شاعران ما در زمینه دفاع مقدس آثار ارزنده و کم نظیری خلق کرده اند افزود : این حماسه در سرعت بخشیدن به جریان حماسه سرایی و آرمان گرایی در ادبیات کشور نقش عظیمی داشته که غیرقابل انکار است. 
وی اظهار داشت : آثاری که نویسندگان و شاعران در طول جنگ و پس از آن خلق کرده اند حجم کمی نیست اما اینکه تا چه اندازه توانسته در ابهام زدایی از این واقعه، رفع شبهات، روایت و ثبت حماسه ها ، به تصویر کشیدن و همچنین ماندگاری این حادثه تاریخی موفق باشد، جای بحث و بررسی بسیاری دارد. 
این شاعر حوزه دفاع مقدس تاکید کرد : تلاش جدی در پرداختن به شعر و ادبیات دفاع مقدس ، ارائه تعریف دقیق و قابل استناد، تبیین مولفه های آن ، کالبد شکافی و آسیب شناسی این گونه ادبی یکی از ضرورت هایی است که بی اعتنایی کردن به آن پیامدهای جبران ناپذیری برای نسل امروز وفردای انقلاب به همراه خواهد داشت . 
وی تصریح کرد که اگر امروز با بهره گیری از ابزار و زبان هنر به ویژه شعر و داستان حماسه های جنگ را ثبت و ضبط نکنیم بدون شک بخش زیادی از هویت ملی و تاریخی خود را به دست فراموشی سپرده ایم. 
خالق 'حنجره سرخ عشق 'گفت : اصحاب قلم باید با دغدغه بیشتری به این موضوع بپردازند تا حقانیت دفاع هشت ساله ملت ایران در ذهن نسل پرسشگر آینده مورد شک و تردید و شاید انکار قرار نگیرد . 


*شعر دفاع مقدس ، جلوه ای حماسی از هنر و ادبیات موعود است 
این پژوهشگر در حوزه شعر و ادبیات ، شعر دفاع مقدس را جلوه ای حماسی از هنر و ادبیات موعود دانست و گفت : فلسفه هشت سال دفاع مقدس ملت ایران چیزی جز زدن مهر تایید بر این ادعای روشن نبود که ما با پیروی از سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، نه ظلم می کنیم و نه زیر بار ظلم می رویم، راز و رمز پایداری و استقامت 'عاشورا مردان' این مرز و بوم نیز در طول این هشت سال عشق، ایمان و اعتقاد راسخ به حقانیت این راه روشن بود ‏. 
به گفته اسماعیلی ، ما ایستادیم تا به ستمدیدگان جهان شهامت 'نه' گفتن به قدرت های استکباری را یاد بدهیم ، ما ایستادیم تا به انسان بیاموزیم که 'آزادی' گوهر نایابی است که تنها با گذشت از جان به دست می آید، ما ایستادیم و در جنگ آبدیده شده ایم تا فرزندان ما در فردای تاریخ آزاد و سربلند زندگی کنند و با شبچراغ ایمان، خیمه های کفر و ظلمت را در سراسر گیتی به آتش بکشند. 


*شعر دفاع مقدس ، ریشه در کربلا و عاشورا دارد / شاعر انقلاب رسالت مدار و آرمان گراست 
این شاعر معاصر به خبرنگار ایرنا گفت : شعر دفاع مقدس ، برآمده از جوهره و ذات فرهنگ شیعی است و امام حسین (ع) هم نماد مقاومت و پایداری در مقابل کفر و شرک است، بنابراین، ادبیات پایداری و شعر دفاع مقدس نیز، ریشه در کربلا و عاشورا دارد . 
وی اظهار داشت : معتقدم که اگر در تاریخ انقلاب اسلامی جنگی هم نداشتیم، باز هم شاعران این کشور با الهام گرفتن از حماسه کربلا و عاشورا، همین گونه شعر می سرودند که در طول دفاع مقدس و پس از آن سروده اند چرا که شاعر انقلاب، شاعری دردآگاه، رسالت مدار و آرمان گرا است. 
سراینده شعر ' این مریم همیشه ' در مورد ادبیات انقلاب و ریشه های آن نیز گفت : ادبیات انقلاب شجره طیبه ای است که ریشه در آسمان ها دارد و وحی گونه و الهامی است ، این نوع ادبیات حاصل سیر و سلوکی عارفانه و کشف و شهودی عاشقانه است. 
وی توضیح داد : ادبیات پایداری به عنوان شاخه ای از ادبیات انقلاب اسلامی، آیینه تجلی حقیقت و سرچشمه بصیرت است، شعر پایداری با دو بال 'عدالت و آزادی' حافظ کرامت ها و ارزش های انسانی و شعر مقاومت و پایداری هم محصول پیوند اندیشه و تفکر با تصویر و تخیل است ؛ این نوع شعر در بند تخیل نیست و زیباست اما زیبامدار نیست. 
این شاعر آیینی گفت : شاعران پایداری، زیبایی را در خدمت تعهد می خواهند به همین دلیل حماسه 'دفاع مقدس'، در سرعت بخشیدن به جریان حماسه سرایی و آرمان گرایی در ادبیات نقش عظیم و غیر قابل انکاری داشته است . 
وی یاد آور شد : البته عده ای 'شعارزدگی' ادبیات دفاع مقدس را بهانه ای برای خط بطلان کشیدن برروی همه این آثار ادبی قرار داده اند که شاید از غرض بدور نباشد چرا که شاعران کشور در حوزه ادبیات دفاع مقدس، آثار ارزنده ای خلق کرده اند که در طول تاریخ ادبی ما، کم نظیر و گاهی نادر است البته قضاوت در این مورد را باید به آیندگان سپرد . 


* تعریف جامع از شعر دفاع مقدس کار سختی است 
وی در مورد تعریف و مولفه های شعر دفاع مقدس به خبرنگار ایرنا گفت : ارائه تعریف مانع و جامع از شعر دفاع مقدس کار سختی است، اما دارای چندین مولفه مهم است . 
اسماعیلی اضافه کرد : برجسته کردن و تشخص بخشیدن به پیامهای انسانی از جمله آزادگی، ظلم ستیزی، ایثار و پایمردی ، داشتن نگاه جزیی نگری به پدیده ها، روزآمد کردن زبان ادبی با بهره گیری از ف‍رم و ساختاری متفاوت با گذشته و استفاده از قالب های نیمایی و سپید ، بهره گیری از نمادها و نشانه های ملی و دینی در زمینه اسطوره سازی ، نزدیکی با ساختارهای نمایشی و سینمایی ، استفاده از بیان روایی و داستان گونه ، نگاه حماسی و عرفانی به پدیده جنگ و پیامدهای آن و شخصیت بخشیدن به عنصر اندیشه از مهمترین مولفه های شعر دفاع مقدس است . 


‏ *نقد شعر دفاع مقدس ، ضرورتی انکار ناپذیر / آسیب شناسی شعر جنگ نیازمند فرصت وتامل است 
وی در مورد نقد شعر دفاع مقدس و ضرورت آن نیز به خبرنگار ایرنا گفت : هنرمندان و شاعران نباید همواره از موضع تایید با پدیده ای به نام ' جنگ ' برخورد کنند، گاه لازم است که این مقوله نقد شود و موضوعاتی که تا کنون مورد غفلت واقع شده است نیز مورد بررسی بیشتر و موشکافانه تری قرار گیرد . 
اسماعیلی تصریح کرد که آسیب شناسی شعر جنگ نیازمند فرصت و خود جای تامل دارد اما به نظر قبل از هرچیز باید به نقد جدی ، علمی، فنی و حرفه ای شعر و ادبیات پایداری پرداخت . 
خالق مجموعه شعر 'ملکوت کلمات ' تاکید کرد : علاوه بر آاین مساله برگزاری نشست های ماهانه شاعران و نویسندگان حوزه دفاع مقدس و ادبیات پایداری برای روزآمد کردن ان و انتقال تجربه ها به یکدیگر ضرورت دارد. 
این شاعر معاصر گفت : فراهم شدن زمینه لازم برای دیدار شاعران و نویسندگان ایران با شاعران و نویسندگان پایداری سایر کشورها ، ترجمه آثار برجسته ادبی در حوزه ادبیات پایداری به صورت متقابل و چاپ و انتشار نشریه های تخصصی و پژوهشی از ضرورت های انکار ناپذیر دراین حوزه است که نیاز به سرمایه گذاری جدی دارد . 
اسماعیلی ترجمه شعر شاعران پایداری کشور به دیگر زبان ها را بسیار مهم دانست و گفت : این کار زمینه نقد آثار را فراهم می کند و علاوه بر آن باعث ایجاد ارتباط سازنده ادبی بین ما و دیگران شاعر می شود. 
وی یکی دیگر از اقدامات مهم در این حوزه را توجه دادن دانشگاه ها به مقوله شعر و ادبیات انقلاب به طور عام و ادبیات دفاع مقدس به طور خاص ذکر کرد و گفت : این مساله باید مورد توجه سیاستگذاران و متولیان فرهنگی قرار بگیرد ، بی توجهی دانشگاه ها به مقوله شعر و ادبیات پایداری قابل قبول نیست باید این گونه ادبی در کتاب های درسی و دانشگاهی ما جایگاه شایسته ای داشته باشد.


‏* تا ظلم هست شعر دفاع مقدس وپایداری به حیات خود ادامه می دهد 
این شاعر معاصر در مورد آینده شعر دفاع مقدس و در پاسخ به این سوال که آیا با پایان یافتن جنگ دوره آن به پایان رسیده است ؟اظهار داشت : امام (ره) راحل در جایی فرمودند : ' تا ظلم هست، مقاومت و پایداری هم هست ' بنا براین تا زمانی که انسان برروی این کره خاکی زندگی می کند ، شعر پایداری هم به حیات خود ادامه می دهد و محدود کردن آن به یک دوره خاص، بی معناست، اینکه می گویند شعر دفاع مقدس با پایان یافتن این حماسه به پایان رسیده است، مغلطه ای بیش نیست، باید گفت که در واقع این شعر جنگ است که محدود به هشت سال دفاع مقدس می شود و امروز موضوعیت ندارد، اما شعر پایداری تا ظلم هست، به حیات خود ادامه خواهد داد.‏ 
وی گفت : شاید تا حدودی این گفته درست باشد که شاعران ما بعد از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنی‍ّت از سوی ایران، دیگر شعری با موضوعیت 'جنگ ایران و عراق' سروده نمی شود و هیچ شاعری جنگ را محور شعر خود قرار نمی دهد چرا که اگر اینکار صورت گیرد دیگر نام اثر او را نمی توان شعر گذاشت بلکه اثر او چیزی شبیه تاریخ نگاری، روایت گری و گزارشگری و از کارکرد ادبی و هنری بی بهره است. 
استاد زبان و ادبیات فارسی اضافه کرد : اما اگرشاعری با الهام از حماسه آفرینی های رزمندگان اسلام سروده ای شبیه شاهنامه فردوسی ارائه دهد و منظومه ای حماسی خلق کند کار او در فهرست شاهکارهای ادبی قرار می گیرد ،اگر شاعران امروز با نگاهی معرفت شناسانه و با به کارگیری مولفه های زیباشناسانه ، روایت جنگ را به شاهکاری حماسی ـ ادبی ماندگار تبدیل کنند طبیعی است خلق چنین آثاری باعث هویت بخشی و حفظ غرور دینی و ملی ما خواهد بود.

گفت وگواز : مریم زباندان 

 

خبرگزاری ایرنا

http://www8.irna.ir/fa/News/81330888/