شاعران انقلاب: احمد نیک طلب(یاور همدانی)
_________________________________________________________________________________

¤ بای بسم الله
احمد نیک طلب(یاور همدانی)شاعری است با کوله بار بیش از نیم قرن تجربه ادبی . شاعری صمیمی و بی ادعا که شعرش طعم دوستی و مهربانی دارد . شاعری که نامش ما را به یاد انجمن های ادبی تهران قدیم و سلوک ادبی شاعران آن روز و روزگار می اندازد .
یاور همدانی در دوم اردیبهشت ۱۳۱۳ در همدان به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی و تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دانشگاهی را در همدان و تهران گذراند و به دریافت مدرک کارشناسی روابط عمومی و روزنامهنگاری از دانشکده علوم ارتباطات نایل آمد. شعرهای «یاور همدانی» از آغاز دوران جوانی تاکنون در بیشتر نشریات کثیرالانتشار کشور قبل از انقلاب چون:«ندای اکباتان همدان»، «آفتاب شرق خراسان»، «اندیشه کرمان»، «آذرآبادگان» و مطبوعات پس از انقلاب انتشار یافته است. او مدت ها دبیر انجمن ادبی حافظ بود و بسیاری از ترانههای محلی همدانیاش ضمن پخش در برنامههای رادیو ایران به بسیاری از زبانهای شرقی ترجمه شده است.
«یاور همدانی» از جمله شاعرانی است که پس از انقلاب در بسیاری از همایشها و شبهای شعر سراسر کشور شرکت کرده و حضوری مؤثر داشته است. او با نهادهای فرهنگی زیادی از جمله حوزه هنری، شورای شعر و ادب ستاد اقامه نماز، شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای شعر و ادب معاصر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و… همکاری داشته است.
استاد بیشتر قالبهای غزل و دوبیتی را برای سرودن برگزیده است. ـ مثنوی صبح فردا، انتشارات ندای اکباتان، همدان ـ شعر و شاعری نظم و نثر قواعد و فنون ادبی، انتشارات همدان ـ برگزیده ادبیات معاصر، شماره ۱۰۲، از سری انتشارات نیستان، تهران ـ تصحیح و تحشیه و تنظیم دیوان رفیق اصفهانی ـ تصحیح و تدوین مقدمه دیوان میرزارضیالدین آرتیمانی مجموعه اشعار گزیده اشعار «افق الوند» ـ از طهران تا تهران، بولتن انتشارات شهرداری تهران ـ تالیف و نگارش شعر و مقاله در مطبوعات کشور طی پنجاه سال ـ و اثر ارزشمند استاد مجموعهای تحت عنوان «سایه سار الوند» به همراه بومی سرودههای همدانی ایشان، از انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۸۳ «سایه سار الوند» مجموعهای است حاوی غزل، قصیده، مثنوی و رباعی و ترانه… ناگفته نماند که انتشار این مجموعه با اقبال چشمگیر دوستداران شعر و ادب مواجه شده است.
چندی پیش با حضور جمعی ازاصحاب فکر و فرهنگ و شاعران از این استاد پیشکسوت در پنجاه و دومین عصرانه ادبی فارس تجلیل به عمل آمد. به همین انگیزه و به رسم حق شناسی و با آرزوی سلامتی برای برای ایشان ، یادداشت
گزارش گونه ای را در این خصوص تقدیم شما خوبان می کنیم.
¤ بیت اول: بزرگان برکشیده از انجمنهای ادبی هستند
«حسین آهی»، ادیب و کتاب پژوه معاصر در این برنامه ادبی در خصوص شخصیت ادبی استاد یاور همدانی گفت : استاد یاور به انجمن های ادبی ایران تعلق دارند . در صد سال اخیر، به خاطر حضور بزرگانی که در این انجمن ها حضور داشتهاند ، می توانیم بگوییم که این انجمنهای ادبی بیتردید بیشتر از دانشگاهها به شعر و ادبیات کمک کردهاند. از آنجا که ما تنها یک هویت ملی داریم که آن هم شعر است، بزرگان به شیدایی از آن سخن گفتهاند.
در شعر کلاسیک اگر صنایع و آرایههای ادبی و زبانی را از آن بگیریم، چیزی از آن نمیماند، حال این اتفاق در ترجمه شعر کلاسیک رخ میدهد و با این وصف میبینیم که گوته به شیدایی از حافظ یاد میکند. درحالی که ترجمه اصل سخن شعر را منتقل نمیکند، زیرا ۲۰۰ سال پیش مترجم به آن معنای امروز وجود نداشته و مترجمان اغلب دیپلمات بودند، از همین رو عرض میکنم که بزرگان برکشیده از انجمنهای ادبی هستند.
قصیده الوندیه یاور که برخاسته از جانش است، به شدت دشوار است. دشوار از این جهت که از بیت اول تا بیت آخر، به تمام حروف فارسی التزام دارد.
¤ بیت دوم: یاور یک انسان شناس است
«محمدعلی بهمنی»، از دیگر شاعرانی بود که در این مراسم در باره سلوک ادبی و سجایای اخلاقی استاد یاور همدانی سخن گفت .
بهمنی طی سخنان کوتاهی گفت: هر وقت به یاور نگاه میکنم، انگار تازه متولد شدهام، یاور فردی است که به همه چیز دقت دارد و مانند مرحوم مشفق همیشه در اول وقت در جلسات حاضر میشود. او خوبیهای بسیاری دارد و در توانایی شعری او هم تردیدی نیست، یاور یک فرد انسانشناس است.
¤ بیت سوم: یاور، یکی از آخرین حلقههای انجمنهای ادبی است
«حسین اسرافیلی» از شاعران نسل اول انقلاب است. شاعری که نامش بیاختیار ما را به یاد بزرگانی چون سلمان هراتی ، سید حسن حسینی ، قیصر امین پور و … میاندازد. اسرافیلی که در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز توفیق همکاری با استاد یاور را دارد ، با اشاره به این که یکی از معضلات امروز در جوامع فرهنگی این است که جوانان کمتر اهل حضور در محضر اساتید هستند، گفت:
این مسئله در گذشته نیز وجود داشته و همین روش موجب تربیت افراد میشده است. در دیداری که به همراه استاد مهرداد اوستا به محضر زنده یاد شهریار رفته بودیم، یک لحظه متوجه شدم که مرحوم اوستا نیز به استاد شهریار چنین ارادتی داشته است . متاسفانه جوانان امروز اهل تلمذ و زانو زدن در محضر اساتید نیستند و همین موجب پرخاشگری و بیحرمتی برخی شاعران به یکدیگر میشود که این خارج از شأن یک شخصیت فرهنگی است.
بدون شک یاور همدانی، یکی از آخرین حلقههای انجمنهای ادبی است . به نظر من یاور تاریخ شفاهی انجمنهای ادبی است. در طول این ۳۰ سال که در شورای شعر در محضر او بودهام، کلامی از او نشنیدهام که بوی غیبت و بدگویی از آن به مشام برسد. همچنین افتادگی و تواضع از ویژگیهای یاور است.
¤ بیت چهارم: شاعرانی چون استاد یاور چراغ شعر و ادبیات ما را روشن نگه داشته اند
«مصطفی محدثی خراسانی» شاعری از نسل شاعران خراسان بزرگ است که در ذهن و زبان اهل ادب نامش با «فصل نامه شعر» گره خورده است . وی نیز بر این اعتقاد و باور است که نام استاد یاور همدانی با انجمن های
ادبی قرابتی نزدیک دارد .
محدثی در مراسم پاسداشت یاور با تاکید بر این نکته گفت : نکته اولی که با شنیدن نام یاور همدانی به ذهن متبادر میشود، همان انجمنهای ادبی است که بخش زیادی از عمر او را به خود اختصاص داده است .
بخش دیگری از عمر ایشان مربوط به دوره پس از انقلاب است که در همان سالها نقش تعیینکنندهای در شعر ایفا کرد. شاعرانی چون مرحوم مشفق، لاهوتی و… که پیش از انقلاب هم شاعران بزرگی بودند، پس از انقلاب هم چراغ شعر و ادبیات را روشن نگه داشتند.
دیگر این که بنیان فرهنگ و هنر ما بر سیر و سلوک است، یعنی درک حضور استاد در ادبیات ما اهمیت ویژهای دارد و این درک استاد جز در انجمنهای ادبی رخ نمیدهد . متاسفانه امروز جوانان کمتر از این محضر استفاده میکنند.
¤ بیت پنجم: یاور همدانی در حُسن خلق همیشه زبانزد بوده است
«مفتون همدانی» از یاران و همراهان صمیمی استاد یاور همدانی سخنران دیگری بود که در این مراسم سخن گفت. وی با اشاره به سابقه ۶۰ ساله دوستی خود با یاور، گفت: در بسیاری از محافل ادبی همدان در آن روزها که شعرای بزرگی شرکت میکردند، حضور مییافتیم. در روزگاری که آرامگاه بوعلیسینا را نساخته بودند، ما در اطراف آن در جلسات مختلف شرکت میکردیم.
در خاطرم هست حتی پدرم به دوستی با یاور توصیه میکرد و میگفت که روزگاری شاعر بزرگی خواهد شد و امروز این مسئله را دریافتم. حسن خلق یاور همدانی همیشه زبانزد بوده و در خاطرم نیست که گفتگویی خارج از ادبیات داشته باشد. از منظر ادبی نیز یاور همدانی جایگاه ممتاز و ویژهای دارد.
¤ بیت ششم: یاور انسانی متواضع و افتاده است
«علیاکبر کنیپور» سخنران دیگری بود که در این مراسم از سلوک ادبی و شاعرانگی استاد یاور گفت . وی گفت : یاور تنها شاعر نیست، بلکه شاعرانگی او فرع بر انسانیت اوست. او یک مرتبه «من» نگفته و هر کاری کرده برای خدا بوده و خودش را ندیده است. میوه تا از درخت نیفتد، یعنی نرسیده است و هنرمند نیز تا نیفتد، نخواهد رسید و یاور هم افتاده است.
من حدود ۴۰ هزار بیت سرودهام که ۲۰ هزار بیت آن را سوزاندم و ۲۰ هزار بیت آن را چاپ کردم، اما با این حال خود را مدیون یاور میدانم.
¤ بیت هفتم: یاور همدانی سلوکی ادبی دارد
وقتی نوبت به «کاظم جیرودی» می رسد ، وی در باره استاد یاور چنین داد سخن می دهد : در جلسه شعری که هیچکس ما را تحویل نمیگرفت، استاد یاور شرکت میکرد، در سالهای جنگ در ادارهای که ما با یاور همکار بودیم، به ضد انقلابها اضافهکار میدادند، اما به انقلابیها نمیدادند، وقتی علت را جویا شدیم، گفتند: «شما که در مسیر انقلاب هستید و نیازی ندارید، اما آنها نیاز دارند».
بارها به استاد یاور گفتهام که خاطرات خود را بنویسد تا منتشر کنم، ولی همیشه ممانعت میکند. یاور همدانی در شعر یک استاد تمام است و تواضع او مثالزدنی است. سلوک او ناشی از ادبیات است و ادبیات او را اینگونه بار آورده است.
¤ بیت هشتم: اسم یاور همدانی را پیش از انقلاب بسیار شنیده بودم
«جواد محقق» از نسل شاعران معلم و معلمان شاعراست . شاعری برخوردار از دانش و بینش ادبی . وی نیز که به رسم ادب در این مراسم حضور پیدا کرده بود ، در سخنان کوتاهی در باره مقام ادبی یاور همدانی چنین گفت: در یک تقسیمبندی ، ما با دو گونه ازشاعران روبهرو میشویم. یکی شاعرانی که تهرانی بودند و در تهران فعالیت میکردند . از همین رو به رسانهها دسترسی داشتند و بهعنوان شاعران ملی معرفی شدند، اما این نحوه تقسیمبندی شایسته نیست و ما شاهد شاعران خوبی در شهرستانها هستیم که کارهای ارزشمندی هم خلق میکنند که اگر دسترسی به رسانهها داشتند، حتماً شهرت بیشتری از برخی افراد کسب میکردند. مثلاً صغیر اصفهانی، دیوانش به چاپ ۴۰ رسیده بدون این که دسترسی به رسانههای جمعی داشته باشد.
این مسئله در همدان نیز مصداق دارد، یاور همدانی یکی از شاعران همدانی است که در سالهای پیش از انقلاب، اسمش را از شاعران مختلف شنیده بودم تا بعد از انقلاب توانستم او را ببینم. اشتغال فرزندان هر فرد به شغل خود یکی از توفیقات هر پدر و مادری است که یاور همدانی این توفیق را داشته است، درحالی که برخی نسبت به شغل پدر یا مادر خود دلزدگی دارند.
¤ بیت نهم: یاور همدانی استاد مُسلم من است
«بابک نیکطلب» فرزند یاور همدانی که یکی از شاعران به نام و موفق کودک و نوجوان روزگار ماست ، از پدر خویش به عنوان استاد مسلم شعر نام برد و گفت : استاد یاور همدانی، استاد مسلم من است که توفیق داشتم سالها شاگردی او را بکنم. عرصه شعر، عرصه پاکی، درستی و صداقت است که اساتید حاضر در این جمع در آن فعالیت میکنند.
¤ بیت دهُم: از کودکی در خدمت استاد یاور بودم
«دیهیم» فرزند محمد دیهیم دبیر انجمن ادبی دیهیم در این مراسم با اشاره به این که نه ادیب است و نه شاعر، گفت: من فقط یک توفیق داشتم، آن هم این که از کودکی در خدمت استاد یاور بودهام. انجمن ادبی دیهیم در دهه ۲۰ توسط مرحوم پدر من راهاندازی شد و برای این که چراغ آن خاموش نشود، آن را با نام انجمن صائب ادامه دادهام.
¤ بیت یازدهم: برای شناخت استاد یاور «سایهسار الوند» را بخوانید
«حسین قرائی» دبیر مراسم نکوداشت استاد یاور همدانی ، برای شناخت بیشتر یاور به معرفی یک کتاب پرداخت و ادامه داد : یاور همدانی حضور زلال و همیشگی در انجمنهای ادبی داشته است. استاد همدانی از افرادی است که در سلوک فردیاش، نشاط پیوسته حس میشود. برای شناخت این شاعر پیشکسوت همدانی پیشنهاد میکنم، کتاب «سایهسار الوند» با مقدمه استاد محمود شاهرخی را مطالعه کنید.
احترام به پیشکسوتان عرصه فرهنگ، اقدامی است که نشاط فرهنگی در جامعه را ضریب میدهد، بسیاری از نهادهای فرهنگی، خودشان را در این زمینه کلیدی مسئول نمیدانند که یکی از کارکردهای این برنامهها، جهتدهی به فضای فرهنگی، فکری کشور است. شکوه فرهنگ ایرانی و بهخصوص شعر و ادبیات معاصر ایران، تماشایی است که باید به جوانان و نوجوانان این شعر معاصر و چهرههای ارزشمند این هنر را معرفی کرد.
¤ بیت دوازدهم:یاور همدانی از زبان «یاور همدانی»
بنده بعد از این که به تهران آمدم دبیرستان بامداد شروع به تدریس کردم در همین زمان بود که به مجامع ادبی از جمله به منزل یکی از هنرمندان یعنی حاج ذبیح الله
ملک پور راه پیدا کردم. ایشان انجمن ادبی حافظ را تشکیل دادند و بنده دبیری آنرا تا سال ۴۴ به عهده گرفتم. جلسات این انجمن هر پنج شنبه در منزل ایشان برگزار میشد. در ضمن دبیری انجمن به مجامع ادبی دیگر هم میرفتم. از جمله در انجمن ادبی ایران در محضر استاد (محمدعلی ناصح) که رئیس انجمن هم بود بهرهها بردم. یکی دیگر از این انجمنها انجمن ادبی صائب بود که با پشتکار و پایمردی (خلیل سامانی) متخلص به موج اداره میشد. این انجمن هر ماه جزواتی به نام (باغ صائب) چاپ میکرد ایشان ۲۲ سال این جزوه را منتشر میکرد و این جزوه هر ماه میان اعضا انجمن پخش میشد از جمله شعرهای من هم در آن چاپ میشد.از مجامع دیگر میتوان به (انجمن ادبی سعد) معروف به کلبه سعد انجمن ادبی حکیم نظامی به ریاست شادروان وحیدزاده متخلص به (نسیم) (فرزند ارشد زنده یاد وحید دستگردی) و انجمن ادبی شبهای شیراز که خیلی هم پربار بود اشاره کرد.کار من بیشتر غزلسرائی است و باالطبع عمده شعرهای من در این کتاب در قالب غزل سروده شده است مضامین این غزلیات اکثراً عارفانه و اجتماعی بوده و قسمت اعظم آنها مربوط به دوران جوانی من بوده است سبک مورد نظر من در سرودن غزل تلفیقی از سبک عراقی و هنری میباشد و سعی من بر این بوده است که بینابین سمبولیسم و رئالیسم با بهرهگیری از ویژگیهای سبک هنری و عراقی و استفاده از مضمونهای کوتاه و پرمعنا سبکی انتخاب کنم که بتواند بیانگر آراء و افکارم باشد. اما به جز قصیده و غزل، مثنوی و ترکیب بند، ترانه نیز بخشهای پایانی کتاب را به خود اختصاص داده است که موضوعات آنها اغلب مسائل اجتماعی و مذهبی میباشد علاوه بر این ترانههای محلی که آخرین بخش کتاب را به خود اختصاص داده بیشتر عاشقانه، عارفانه و انتقادی هستند و موقعیت آنها به خاطر احیای واژههای قدیمی همدانی است.جان کلام این که شعر خوب در هر قالب و سبکی که باشد زیباست. شعر نو باشد یا شعر سنتی. من بیشتر به محتوا کار دارم و فرق شعر نو و سنتی در همین شکل ظاهر آن است. در (سایه سار الوند) در کنار سایر قالبها، اشعار نو نیز آمده است که بیشتر مربوط به گذشته است.
روزنامه اطلاعات، سه شنبه 6 بهمن 1394
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=180471
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ و نویسنده آزاد است