تقدیم به افصح المتکلمین، سعدی شیرازی

 ________________________________________________________________________________

گروه ادب: رضا اسماعیلی یکی از شاعران کشور شعری به مناسبت روز بزرگداشت سعدی شیرازی سرود.
 
به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، رضا اسماعیلی، یکی از شاعران کشور به مناسبت روز بزرگداشت افصح المتکلمین سعدی شیرازی، شاعر ادب، اخلاق و حکمت شعری را سروده و به آموزه‌های اخلاقی و نکته‌های حکمی در شعر شیخ اجل اشاره کرده است، این شعر در ادامه می‌آید:


سعدی! سلام، روح تغزل، سفیر مهر
در باغ عشق، رایحه ی دلپذیر مهر

سعدی! سلام، جای تو خالی ست در ادب
چون شاعری شبیه شما نیست در ادب

آموزگار روشنی و مهر و مردمی
مانند روح آینه، گرمِ تبسمی

استادِ اول غزل عاشقانه ای
در آسمانِ سبز غزل، جاودانه ای

تو عاشق تمامی و عاشق تر از تو نیست
در عاشقی، امامی و عاشق تر از تو نیست

عشق از نگاه تو، گل سرخی معطر است
با لهجه ی شما، سخن عشق خوش تر است

داری به سینه قلب نجیبی، که دیدنی ست
در جسم خویش، جان غریبی، که دیدنی ست

من هر چه خوانده ام ز تو، تفسیر عشق بود
شعر و کلام و پند تو،اکسیر عشق بود

با دیدن جمال خدا، خوب تر شدی
اکسیر عشق بر مِس ات افتاد و زر شدی (1)

ای روح عشق! حضرت قرآن، امام توست
تفسیر آیه آیه ی قرآن، کلام توست

جانِ سخن! نژند و ملولی ز دیو و دد
«انسان» ز سمت روشن شعر تو می وزد

«سلمان» تویی و شُهره به تقوا، عجیب نیست
«مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست» (2)

از جمله شاعران، تو به فضل و ادب سری
شاعر زیاد دیده ام، اما، تو دیگری

با این که اوستاد سخن آوری تویی
آموزگار مکتب صنعتگری تویی

شعری به حُکم نَفسِ مُلوّن نگفته ای
عاشق شدی، ولی غزل تن نگفته ای

عاشق شدی، ولی به هوس دل نداده ای
بر آب و رنگ بال مگس دل نداده ای

شعری نگفته ای که فقط شاعری کنی
در چشم خلق، سروری و ساحری کنی

شاعر شدی که شب زدگان را خبر کنی
با نور شعر، شام جهان را سحر کنی

شاعر شدی به مذهب آیینه رو کنی
از چشمه سار روشنی دل، وضو کنی

ما تشنه ایم، تشنه ی باران حکمتت
ما را ببر به سمت «گلستان» حکمتت

ما را ببر به قافله ی گفت و گوی گل 
سمت بهار، سمت تماشای بوی گل

ما را ببر به باغ تماشای آسمان
سمت صدای سبز خداوند مهربان

تا در پناه لطف خدا زندگی کنیم
با ذکر دوست، روی زمین بندگی کنیم

سعدی! سلام، حضرت شاعر، حکیم جان
نامت بلند و شعر فصیح تو جاودان

 
پانوشت:
__________________________________________

1 – وامی از سعدی:
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد؟
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

2 – وامی از سعدی:
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندان که می‌رود همه ملک خدای اوست
 
 

شاعران انقلاب: غلامرضا رحمدل

______________________________________________________________________________

رئیس ارشاد اسلامی رشت خبر داد:

برگزاری یادمان دکتر«غلامرضا رحمدل» در رشت

رئیس ارشاد اسلامی رشت گفت:بزرگداشت یاد و خاطره عصاره فرهنگ جبهه، مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور استاد فرهیخته بسیجی، زنده یاد دکتر «غلامرضا رحمدل» امروز در رشت برگزار می شود.

محمد حسن پور در گفت وگو با خبرنگار ایسنا منطقه گیلان، از برگزاری یادمان دکتر «غلامرضا رحمدل» خبر داد و اظهار کرد: این یادمان به پاس سپاس از خدمات ارزنده و بزرگداشت یاد و خاطره عصاره فرهنگ جبهه، مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور و تاثیرگذار در حوزه ادبیات دفاع مقدس استاد فرهیخته بسیجی،زنده یاد دکتر غلامرضا رحمدل در رشت برگزار می شود.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت از حضور استاد علیرضا قزوه و شاعران عرصه دفاع مقدس در مراسم مذکور خبر داد و خاطرنشان کرد:یادمان دکتر رحمدل ساعت 16:30 امروز،26 فروردین در سالن دکتر رحمدل مجتمع خاتم الانبیاء(ص) برگزار خواهد شد.

به گزارش ایسنا،موسی بیدج، ابوالقاسم حسین جانی،سید امیر فخرموسوی،رحیم زریان،مرتضی نوربخش،رضا اسماعیلی، ناصر فیض،سعید بیابانکی و کامران شرف شاهی از دیگر میهمانان این مراسم هستند.

 

ایسنا(گیلان)، شنبه 26 فروردین 1396

http://gilan.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=114347

«این بانگ آزادی» منتشر می‌شود؟

 ____________________________________________________________________________

شهرآرا، سرنوشت انتشار آخرین کتاب «پدر شعر انقلاب » را پیگیری کرد؛ «این بانگ آزادی» منتشر می‌شود؟

غلام‌رضا زوزنی – از همان روزی که از بانک استعفا کرد و خودش را به شورای شعر صداو‌سیما رساند، می‌شود فهمید که او دل در گروی انقلاب دارد. شعر و شاعری را از اجدادش به ارث برده و آن را در مسیری به کار برده کهه موجب عاقبت‌به‌خیری‌اش شده است. دغدغه‌های او در چهل‌سالی که برای انقلاب اسلامی ‌شعر سروده است، او را ملقب به پدر شعر انقلاب کرد. «نشان درجه یک فرهنگ و هنر»، «چهره ماندگار سال ١٣٨٢» و «نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر» گوشه‌ای از افتخاراتی است که «استاد حمید سبزواری» در رونق‌بخشیدن به شعر و شعور انقلابی کسب کرده است. از این شاعر بزرگ آثار بسیار ی همچون «سرود درد»، «سرود سپیده»، «کاروان سپیده» و «یاد یاران» و البته اشعار بسیاری هم منتشر نشده است. قرار بود در روز شعر و ادبیات فارسی، از کتابی باعنوان «گلبانگ آزادی» که مجموع اشعار استاد سبزواری در آن به چاپ رسیده است، رونمایی شود که بعداز گذشت چند ماه از آن روز، هنوز خبری نیست. شهرآرا از روند تنظیم و چاپ کتاب «گلبانگ آزادی» گزارشی تهیه کرده است که آن را می‌خوانید.

 

انتشار آثار چاپ‌ نشده

مرداد۱۳۹۵ بود که فرزند ارشد استاد سبزواری از انتشار کلیات اشعار مرحوم سبزواری با همکاری بسیج مستضعفین در آینده نزدیک خبر داد. محسن ممتحنی، در حاشیه مراسم چهلمین روز درگذشت استاد سبزواری این خبر را رسانه‌ای و اظهار کرد: در دیداری که با سردار نقدی داشتم، موضوع آثار چاپ‌نشده استاد سبزواری را مطرح کردم که سردار به رئیس بسیج هنرمندان کشور دستور داد تا وظیفه چاپ اشعار استاد سبزواری را به‌عهده بگیرند تا به‌صورت کلیات، اشعار استاد سبزواری به چاپ برسد.

در همان مراسم بود که سردار محمدرضا نقدی این خبر را تایید کرد و با بیان اینکه باید برای تدوین ایده‌ها، آرمان‌ها و نشر آثار پدر شعر انقلاب تلاش کنیم، گفت: دیوان اشعار استاد حمید سبزواری به‌همت دوستان ما و همکاری خانواده ایشان تهیه و منتشر

خواهد شد.

 

مشکل مالی دارند

چند روز پیش خبری در خبرگزاری‌های رسمی‌ منتشر شد مبنی‌بر اینکه انتشار آخرین کتاب زنده‌یاد حمید سبزواری به‌دلیل مشکلات مالی متوقف شد . انتشار همین خبر باعث شد تا به‌سراغ دست‌اندرکاران این کار برویم و از ریز اتفاقات باخبر شویم.رضا اسماعیلی، یکی از گردآورندگان این کتاب، در گفتگو با شهرآرا گفت: این اثر با همکاری و مشارکت مصطفی محدثی‌خراسانی، حسین اسرافیلی، خانواده زنده‌یاد سبزواری و من تهیه شد. قرار بود که این کتاب در تابستان سال گذشته منتشر شود، اما به‌دلیل مشکلات مالی انتشار آن درحال‌حاضر متوقف شده و معلوم نیست که چه‌زمانی به چاپ برسد.اسماعیلی ادامه داد: این کتاب آماده است و تمام کارهای مربوط به ویراستاری و صفحه‌آرایی و... آن انجام شده است و منتظر چاپ آن هستیم. او سازمان بسیج هنرمندان کشور را به‌عنوان متولی چاپ این کتاب معرفی کرد و افزود: دوستان ما در بسیج هنرمندان مصمم به انجام این کار و تا حد زیادی هم پیگیر بودند اما نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که اعتبار لازم برای چاپ و نشر کتاب اختصاص داده نشده است.

 

هر آنچه استاد سروده است

اسماعیلی درباره ویژگی‌های مجموعه «گلبانگ آزادی» گفت: تمام اشعار و سروده‌های استاد حمید سبزواری درقالب‌های مختلف که تاکنون منتشر نشده، به‌علاوه آثاری که قبلا منتشر شده، در این مجموعه تنظیم شده است که آخرین اصلاحیه‌های استاد بر اشعارشان که در زمان حیاتشان منتشر شده بود را هم در ویراستاری جدید لحاظ کرده‌ایم. وی ادامه داد: آخرین کتاب زنده‌یاد سبزواری در دو جلد تدوین شده که درواقع سیر کار استاد را از پیش‌از انقلاب تا سال‌های گذشته به نمایش می‌گذارد؛ از این جهت کتاب خوب و مرجعی برای پژوهش بر کارهای استاد تلقی می‌شود. اسماعیلی افزود: شاید برداشت عموم مردم از شعرهای استاد سبزواری، محدود به سروده‌های وی باشد، حال آنکه کارنامه شعری استاد به‌گونه‌ای دیگر است. او پیش‌از انقلاب زمانی که دوره شعرهای نیمایی و چهارپاره بود، به این قالب‌ها شعر می‌سرود و بعداز انقلاب، باتوجه‌به اقتضای زمان و حال مخاطب اشعارش به‌سمت سرود و قصیده حرکت کرد. این شاعر بااشاره‌به بخش سروده‌های استاد سبزواری یادآور شد: سروده‌های زنده‌یاد سبزواری پراکنده بود و گاه نسخه مکتوبی از آن‌ها در دست نبود. سروده‌های متعددی از استاد با همکاری محدثی‌خراسانی از آرشیو صداوسیما استخراج و در این اثر تدوین شد.

 

مشکل اعتبار نداریم

باتوجه‌به اینکه همه منابع، سازمان بسیج هنرمندان کشور را به‌عنوان متولی چاپ آخرین کتاب استاد سبزواری معرفی کردند، به‌سراغ جمیری، معاون فرهنگی و اجتماعی این سازمان رفتیم و آخرین وضعیت چاپ این اثر ماندگار را از او جویا شدیم.

جمیری در این گفتگو با بیان اینکه چاپ این کتاب مشکل اعتباری ندارد، افزود: تمام کارهای مربوط به چاپ و انتشار آخرین کتاب استاد حمید سبزواری انجام شده است و باتوجه‌به اینکه ما به‌دنبال تهیه یک منبع مرجع از اشعار استاد سبزواری هستیم، چاپ کتاب را تا زمانی که به نتیجه قطعی برسیم، متوقف کرده‌ایم.

معاون فرهنگی و اجتماعی بسیج هنرمندان کشور با بیان اینکه ماکت کتاب هم‌اکنون آماده است، ادامه داد: مجموع اشعاری که از استاد به‌جا مانده است نزدیک به سه هزار صفحه است که باتوجه‌به حجم بالای صفحات بدیهی است که باید برای انتشار قطع مناسب انتخاب شود تا بتوان آن را در اختیار علاقه‌مندان به استاد سبزواری و اشعار ایشان قرار داد.او همچنین از علت تاخیر در چاپ «گلبانگ آزادی» گفت: در پیشنهاد اول برای چاپ، قرار بود دو مجلد در قطع رقعی، کلیات آثار و اشعار به چاپ برسد که مناسب نبود و به همین علت که بتوانیم به جمع‌بندی نهایی برسیم، کار چاپ را به تعویق انداختیم.او در ادامه با بیان اینکه تلاش داریم که در شش‌ماهه اول سال این مجموعه نفیس را به چاپ برسانیم، افزود: در تصمیم نهایی، بنا بر این شد که گلبانگ آزادی در دو قطع به چاپ برسد که یکی کلیات آثار و اشعار را در یک جلد و در قطع وزیری دربرگیرد و به‌طور یکپارچه در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت و در قطع دوم، مجموعه دو یا سه‌جلدی است که در قطع رقعی و به تفکیک قالب‌های شعری منتشر خواهد شد.

 

موسسه فرهنگی شهرآرا، سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۶

http://shahrara.com/     

http://shahraraonline.com/news/73191

آخرین کتاب پدر شعر انقلاب خاک می‌خورد

____________________________________________________________________________

 

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، در حالی که قرار بود آخرین کتاب زنده‌یاد حمید سبزواری، پدر شعر انقلاب، همزمان با روز شعر و ادب فارسی منتشر و رونمایی شود، گردآورندگان این اثر از توقف انتشار آن به‌دلیل مشکلات مالی خبر دادند.

رضا اسماعیلی، یکی از گردآورندگان این کتاب، در گفت‌وگو با تسنیم در این رابطه گفت: این اثر با همکاری و مشارکت مصطفی محدثی خراسانی، حسین اسرافیلی، خانواده زنده‌یاد سبزواری و من تهیه شد. قرار بود که این کتاب در تابستان سال گذشته منتشر شود، اما به‌دلیل مشکلات مالی انتشار آن در حال حاضر متوقف شده و معلوم نیست که چه‌زمانی به چاپ برسد.

وی ادامه داد: آخرین کتاب زنده‌یاد سبزواری در دو جلد تدوین شده که در واقع سیر کار استاد را از پیش از انقلاب تا سال‌های گذشته به نمایش می‌گذارد؛ از این جهت کتاب خوب و مرجعی برای پژوهش بر کارهای استاد تلقی می‌شود.

اسماعیلی افزود: شاید برداشت عموم مردم از شعرهای استاد سبزواری، محدود به سرودهای وی باشد، حال آنکه کارنامه شعری استاد به‌گونه‌ای دیگر است. او پیش از انقلاب زمانی که دوره شعرهای نیمایی و چهارپاره بود، به این قالب‌ها شعر می‌سرود و بعد از انقلاب، با توجه به اقتضای زمان و حال مخاطب اشعار به‌سمت سرود و قصیده حرکت کرد.

این شاعر با اشاره به بخش سروده‌های استاد سبزواری یادآور شد: سرودهای زنده‌یاد سبزواری پراکنده بود و گاه نسخه مکتوبی از آنها در دست نبود. سرودهای متعددی از استاد با همکاری محدثی خراسانی از آرشیو صدا و سیما استخراج و در این اثر تدوین شد.

زنده‌یاد حمید سبزواری، از شاعران توانای شعر انقلاب است که با نام «پدر شعر انقلاب» از او یاد می‌شود. از او تاکنون آثار متعددی منتشر شده اما عمده شهرت سبزواری به‌دلیل سرودهای انقلابی اوست که عموم مردم ایران با آن خاطره دارند.

 

خبرگزاری تسنیم،  ۱۹ فروردين ۱۳۹۶ 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/01/19/1373312/

«چه گفتن» یا «چگونه گفتن»؟

_________________________________________________________________________

نگاهی به جریان شعر امروز به‌مناسبت روز سعدی

«چه گفتن» یا «چگونه گفتن»؛ شعر امروز به کدام سمت می‌رود؟

«چه گفتن» یا «چگونه گفتن»؛ شعر امروز به کدام سمت پیش می‌رود؟ متمایل شدن به سمت هرکدام از این دو، چه تأثیری بر شعر امروز خواهد گذاشت؟

باشگاه خبرنگاران پویا، رضا اسماعیلی:

وجه تمایز یک شاعر معمولی با یک شاعر مسلمان انقلابی چیست؟ خداوند در آیات 224 تا 227 سوره «شعراء» این وجه تمایز را به خوبی روشن کرده است:

«وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی كُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ، وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ، الَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِیرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ: و شاعران را گمراهان پیروی می کنند،  مگر نمی‌بینی که آنان در هر وادی سرگردانند، و چیزهایی می‌گویند که خود عمل نمی‌کنند، مگر آن کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند و خدا را بسیار یاد کرده‌اند و از پس آن ستم‌هایی که دیدند انتقام گرفته‌اند، زود باشد کسانی که ستم کرده‌اند بدانند که به کجا بازگشت می‌کنند.»

یک شاعر معمولی صرفاً یک شاعر است و تمام دغدغه او جلوه فروشی، صنعت‌گری، خیال‌پردازی و زبان‌آوری. چنین شاعری اگر نابغه هم باشد در نهایت تبدیل می‌شود به موجودی مثل فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی که عمری را صرف مشاطه‌گری «سخن» می‌کند تا عروس سخن را به عقد حاکمان و سلاطین درآورده و صله‌ای فراچنگ آورد تا صرف خوشگذرانی و عیش و نوش دنیوی خویش کند، بی‌آنکه بداند هدف از خلقت او چیست و سرمنزل مقصود او کجاست!

آنان که با دروغ «چگونه گفتن»، شاعر را از حقیقت «چه گفتن» باز می‌دارند، شاعر را آدمی بی‌درد، الکی خوش، رمانتیک، مجنون و روان‌پریش می‌خواهند که جز خیال‌پردازی و تصویربازی به چیز دیگری نیندیشد، شاعری که در طول شبانه‌روز، در عالم خواب و خیال و رؤیا به سر برد و کاری جز «دل ای دل» کردن نداشته باشد! و دقیقاً مصداق همان شعری باشد که ایرج میرزا گفته است:

شاعری طبع روان می‌خواهد
 نه معانی نه بیان می‌خواهد!

بدون تردید اگر امروز هدف یک شاعر از سرودن شعر زبان آوری و صنعتگری به قصد تفنن و سرگرمی و یا تحریک شهوت و کسب شهرت باشد، مصداق بارز «خسر الدنیا و الاخره» خواهد بود؛ چرا که به تعبیر زنده یاد «جلال آل احمد» کار هنر در این ولایت، کار جهاد است:

«اگر می‌خواهی با شعر، تفنن کنی؛ اگر می‌خواهی وقت بگذرانی و اگر این را هم وسیله‌ای می‌دانی که سری توی سرها در آوری؛ کور خوانده‌ای. در این ولایت کار هنر، کار جهاد است. جهاد با بی‌سوادی؛ با فضل‌فروشی، با فرنگی مآبی؛ با تقلید؛ با دغلی؛ با نان به نرخ روز خوردن، با بلغمی مزاجی ... حالا اگر مردی، این گوی و این میدان ».

یک شاعر متعهد اما ریاضت «چگونه گفتن» را برای «چه گفتن» به جان می‌خرد، تا روش و منش اعتقادی و آرمانی خویش را ترویج کند. چنین شاعری پیش و بیش از هر چیز به رسالت الهی و انسانی اش می‌اندیشد و همچون «کمیت»، «دعبل» و «فرزدق» از شعر به عنوان سنگری برای مجاهدت در راه دین و آیین و پاسداری از ارزش‌های الهی استفاده می‌کند.

در مکتب اسلام و از منظر جهان بینی اسلامی، شخصیت یک هنرمند را هرگز نمی‌توان از اثرش تفکیک کرد؛ چون «اثر» و «مؤثر» پیوندی تنگاتنگ و ناگسستنی با یکدیگر دارند. به این معنا که «از کوزه همان برون تراود که در اوست». توجه به «مؤثر» و خالق اثر از آن جهت قابل اهمیت است که ما بر این باوریم:

ذات نایافته از هستی بخش
 کی تواند که شود هستی بخش!

در هنر متعالی و انسانی «چه گفتن» به اندازه «چگونه گفتن» مهم است. هنر متعالی، هنری است که محصول تلفیق و همنشینی هنرمندانه فرم و محتواست. یعنی ابتدا باید «حرفی برای‌ گفتن» داشته باشیم، سپس سراغ چگونه گفتن برویم، چرا که  توجه نکردن  به «چه گفتن» باعث معناگریزی و فرم گرایی صرف یا به عبارت ساده‌تر فروافتادن در دام چاله فریبنده «هنر برای هنر» می‌شود.

جان کلام آنکه «شاعر متعهد» کسی است که شعرش را وقف بیداری و آزادی انسان از زیر یوغ استکبار و استبداد کرده است. از همین رو برای چنین شاعری «چه گفتن» به‌ همان اندازه مهم است که «چگونه گفتن». چون به شعر به عنوان بازیچه و تفنن نگاه نمی‌کند بلکه همچون علامه اقبال لاهوری، شعر را مسند پیغمبری می‌داند:

شعر را مقصود اگر آدم گری است
 شاعری هم وارث پیغمبری است

 

خبرگزاری تسنیم، دوشنبه 28 فروردین

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/01/28/1380916/

نگاهی به مجموعه شعر«جوهر جان» حسنا محمدزاده

____________________________________________________________________________

نگاهی به مجموعه شعر«جوهر جان»

سروده حسنا محمدزاده

رضا اسماعیلی، شاعر، غزل‌سرا و منتقد شعر یادداشتی درباره مجموعه شعر «جوهر جان» سروده حسنا محمدزاده در اختیار خبرگزاری کتاب ایران قرار داده است.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  متن یادداشت به شرح زیر است:
 
«حسنا محمدزاده از بانوان شاعری است که در عرصه شعر – به دور از هر گونه حاشیه – خوب درخشیده است. شاعری جوان، فعال، پر کار، اهل مطالعه و آشنا با پیشینه هزار و دویست ساله ادبیات پارسی. او هر چند در قالب‌های مختلف دست به تجربه زده است، اما به غزل تعلق خاطر بیش‌تری دارد و با ظرفیت‌ها و ظرافت‌های این قالب ادبی به خوبی آشناست. رفتار او با زبان، رفتاری شاعرانه و هوشمندانه، و زبان غزل‌های او روان، منسجم و یکدست است.
 
احساس زلال، فرهیختگی اندیشه ، تخیل زیبا، فخامت کلام و نجابت زبان(بخصوص در عاشقانه سروده ها)، گستردگی دایره واژگان، بیان وصفی – روایی (در پاره ای از غزل ها)، نگاه نو به پدیده ها و اشیاء، و تنوع و تکثر اوزان عروضی، زبان غزل‌های او را به زبان نسل اکنون نزدیک کرده است. همچنین مراقبه زبانی، دوری از تکلف و تصنع و پرهیز از زبان بازی‌های فضل‌فروشانه، بر شیرینی و دلنشینی غزل‌های او افزوده است. در غزل‌های حسنا محمدزاده، جوشش و کوشش پا به پای هم پیش می‌روند و در نهایت اثری قابل تامل و بدیع می‌آفرینند:
 
بشکن ای کوه من ! آن بغض دماوندی را
خیس کن گونه‌ات ، این آبی اروندی را
پس گره کن به سرخاک ، همان سربندی
که به پیشانی هر پنجره می‌بندی را
قرن‌ها سلسله در سلسله دادی بر باد
خرقه‌ی شاهی افشار و تب زندی را
کندی از دامن پر چین خزر با دستت
ترکمان چای‌ترین وصله‌ی پیوندی را
زنده‌ای ... زنده، که هر روز مسیحا نفسی
بر تنت می‌دمد آن روح خداوندی را
سرو من! چشمه‌ی خون بود که بخشید به تو
این همه سبزی جانبخش و تنومندی را
مادر عشقی و با شیره‌ی جان باید داد
حق بالندگی مادر و فرزندی را
 
و اما در مورد مجموعه شعر«جوهر جان» - نامزد هفتمین جایزه پروین اعتصامی -  این مجموعه شعر در بر دارنده  40 غزل با موضوعات دفاع مقدس، پایداری و انقلاب اسلامی ست. حسنا محمدزاده در قاب و قالب غزل‌های این مجموعه، با اعتقاد و باورمندی تمام به بازآفرینی و روایت هنرمندانه ارزش‌های بر آمده از دوران دفاع مقدس نشسته است. البته او پیش از این نیز مجموعه اشعار«هنوز قلب قلم درد می کند...برگرد!»، «عشق‌های بی‌حواس»، «یک مشت آسمان»، «خورشیدهای توأمان»، «زیر هر واژه آتشفشان است»، «سربه مُهر» و «قفس‌تنگی» را به جامعه ادبی عرضه کرده که همه این آثار علاوه بر استقبال خوب مخاطبان، مورد توجه منتقدان نیز قرار گرفته است.
 
نکته‌ای که در خصوص «جوهر جان» پرداختن به آن ضروری ست، لحن با صلابت و حماسی غزل‌ها در عین برخورداری از نرمی و لطافت تغزل است. شاعر در «جوهر جان» ازعرصه تلفیق هنرمندانه فرم و محتوا سربلند بیرون آمده است و محصول کار او، غزلی پرتپش و برانگیزاننده است. نمونه‌های زیر گواه خوبی بر این ادعاست:
 
مشخص کرده با خونش، زمين حد و حدودت را
به روی ديده جا داده فرازت را، فرودت را
*****
سرو من ! چشمه‌ی خون بود که بخشید به تو
این همه سبزی جانبخش و تنومندی را
*****
قيامت می‌کند نامت، قيامت می‌کند عشقت
معين کرده با خونش، زمين حد و حدودت را
*****
برای همسران شهدا:
از شانه‌هایت درس می‌گیرند، گاهی تمام مردها حتی
دنیا سرش بالاست وقتی تو، سرمشق زن‌های وفاداری
 
پیوند حوادث صدر اسلام با تاریخ پرافتخار دوران دفاع مقدس، استفاده از استعاره‌های نوآفرین و تلمیحات قرآنی منطبق با آموزه‌های اصیل دینی و ترسیم سیمای قهرمانان ملی – مذهبی در سروده‌های این بانوی شاعر مُبین موانست او با قرآن و آشنایی‌اش با فرهنگ و تاریخ اسلام و ایران است. این امتیاز غزل های او را از غنا و شکوهمندی بیش‌تری برخوردار کرده است. بیت‌هایی برای نمونه:
 
زمان گذشت و به پایان تلخ راه رسید
اذان ظهر به حی‌علی‌الصلاه رسید
که ناگهان به زمین ریخت سوره‌ای زخمی
ایاک‌ نعبد و ایاک نستعینش را
 
یا:
پیچیده قرآن لابلای بوی اسپند، نجوای «یهدیکم صراطا مستقیما»
«انا فتحنا قومکم فتحا عظیما»،ای مرد! باید تا ته دنیا ستودت
*****
شاهنامه مگو، شور آرش... بال سیمرغ، در چنگ آتش
جوهرش خون داغ سیاوش، بیت بیتش کمینگاه شیران
 
بدیهی‌ست که بیان دقایق و ظرایف غزل‌های این بانوی شاعر که نام روشنش مرا به یاد بزرگانی همچون مشفق کاشانی، سهراب سپهری و سپیده کاشانی می‌اندازد، در یک یادداشت امکان‌پذیر نیست و فرصتی فراخ‌تر می‌طلبد. این یادداشت نیز که نیم‌نگاهی به مجموعه شعر«جوهر جان» داشت، صرفا به رسم ادب و عرض تبریک قلمی شد. به امید آن که در فرصتی دیگر بتوانم آن گونه که شایسته و بایسته است در آیینه غزل‌های خواهر شاعرم خانم حسنا محمدزاده بنگرم و حق مطلب را بیش از این ادا کنم - ان شاءالله.»
 
کتاب «جوهر جان» سروده حسنا محمدزاده شامل 40 غزل با مضامین دفاع مقدس  ومقاومت اسلامی90 صفحه، به بهای 8600 تومان توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است. این اثر نامزد هفتمین جایزه پروین اعتصامی نیز بود.
 
خبرگزاری کتاب، پنج شنبه 10 فروردین 1396
http://www.ibna.ir/fa/doc/note/246328/

نوبهار است، بیا چشم «تماشا» وا کن

______________________________________________________________________________________

نوبهار است، بیا چشم «تماشا» وا کن

    «قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»، بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند ( به همین گونه ) جهان آخرت را ایجاد می کند. یقیناً خدا بر هر چیز توانا است!

(سوره عنکبوت، آیه 20)

     با بازخوانی و مرور بهاریه های ادب پارسی، در می یابیم که شاعران از دیرباز تا کنون با دو چشم به تماشای بهار نشسته اند:

1 - چشم تماشای آفاقی (صورتی)

2 - چشم تماشای انفسی (سیرتی)

     هر چند در ذهن و زبان شاعران، بهار آینه تماشاست، ولیدر بهاریه های شاعران سبک خراسانی و عراقی جنس این تماشا فرق می کند.تماشای شاعران سبک خراسانی، آفاقی(صورتی) و تماشای شاعران سبک عراقی، انفسی(سیرتی) ست. نگاه آفاقی به بهار باعث التذاذ و بهجت جسمانی و این جهانی می شود، و نگاه انفسی باعث نشاط و حیات جاودانی.هر چند دیدن بهار از هر دو پنجره زیباست، ولی تماشای انفسی از آنجا که با تدبر و تعقل در آیات هستی همراه است، با تماشای قرآنی همخوانی و همخونی بیش تری دارد:«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‏‌گرداند، به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيده‏‌ايم، باشد كه بينديشيد.»

(آیه ۱۷ سوره حدید)

     گروهی از شاعران در تماشای آفاقی(صورتی) متوقف مانده اند و صرفا محو آب و رنگ و جلوه های قشنگ عروس بهار شده اند. ولی گروهی دیگر، تماشای آفاقی را مقدمه ای برای رسیدن به تماشای انفسی قرار داده اند و از منزل صورت به سیرت بهار که رستاخیز آگاهی و معاد اندیشی ست رسیده اند.

 

تماشای آفاقی(صورتی)  

     هم چنان که اشاره شد، تماشای آفاقی یا صورتی در بهاریه های شاعران سبک خراسانی - قرن پنجم هجری - که نگاهی جهان بین و لهجه ای طبیعت ستا دارند، از بسامد بالایی برخوردار است. شاعرانی که نگاه آفاقی به بهار دارند، آب و رنگ و خط و خال ظاهری بهار را مورد ستایش قرار داده‌اند.

     شاعران سبک خراسانی بهار را در پرده صورت به تماشا  نشسته اند و به حقیقتی دیگر در ورای صورت بهار، اشاره نکرده اند. نگاه شاعرانی چون منوچهری دامغانی، فرخی سیستانی، عنصری بلخی و تا حدودی انوری ابیوردی – که شعرش حلقه وصل سبک خراسانی و عراقی ست - به بهار، نگاهی ظاهری و برون‌گراست و بیشتر به عالم ماده و جسم تعلق دارد که نوعی صورتگری و نقاشی از طبیعت است. به عنوان مثال عنصری بلخی می‎گوید:

باد نوروزي همي در بوستان بتگر شود

تا زصنعش هر درختي لعبتي ديگر شود

باغ همچون كلبه بزاز پر ديبا شود

راغ همچون طبله عطار پرعنبر شود

 

فرخی سیستانی در وصف بهار از پرده صورت فراتر نمی رود و می گوید:

چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار

پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار

 

     انوری ابیوردی نیز همچون فرخی در بهاریه های خویش بیش تر شیفته صورت و جمال ظاهری بهار است. او در منزل صورت متوقف مانده  و تلاشی برای تماشای باطن این طاووس هزار جلوه نشان نداده است:

 آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب

با صد هزار نزهت و آرایش عجیب

 

تماشای انفسی(سیرتی)

     تماشای انفسی(سیرتی)با ورود عرفان به شعر فارسی و بیش تر در بهاریه های شاعران سبک عراقی و در لایه ای از استعاره و نماد، نمود پیدا کرده است. نگاه شاعرانی چون سنایی، عطار، مولانا، سعدی و حافظ به بهار، نگاهی شهودی و برآمده از معرفت است. نگاهی که انسان را به خودشناسی و خداشناسی دعوت می‌کند. چنان که سعدی می گوید:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بُود دامن صحرا و تماشای بهار

آفرینش همه تنبیه خداوند دلست

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

 

     نگاه سعدی به بهار، نگاهی معرفت شناسانه و توحیدی ست، او می گوید در آیینه بهار، باید به تماشای «بهارآفرین» بنشینیم و جمال حضرت دوست را ببینیم:

ما را سر باغ و بوستان نیست

هر جا که تویی، تفرج آن جاست

 

و یا در شعری دیگر می گوید:

به جهان خُرم از آنم که جهان خرم ازوست

عاشقم بر همه عالم، که همه عالم ازوست

 

حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی نیز بر این باور است که هدف از تماشای بهار، دیدن جمال یار است:

مراد دل ز تماشاي باغ عالم چيست؟   

به دست مردم چشم، از رخ تو گل چيدن

 

     در چشم و دل هاتف اصفهانی همه آیات هستی، آیینه دار جمال و جلال حضرت دوست اند:

يار بي پرده از در و ديوار      

در تجلي است يا اولي الابصار

 

     چنین رویکردی متاثر از آموزه های دینی و قرآنی است. از منظر این شاعران بهار نشانه رستاخیز است. رستاخیزی روحانی و باشکوه که جان و جهان انسان را دگرگون می کند و در کالبد مرده طبیعت روحی دوباره می دمد.

     شاعرانی همچون مولانا، سعدی و حافط در بهاریه های خود پرده صورت را کنار می زنند، و ما را به تعقل و تدبر در بهار - این شاهکار بی بدیل خلقت - دعوت می کنند.

     مولانا که از شاعران شاخص و برجسته سبک عراقی است، نگاه سیرتی و انفسی به بهار داشته و بهار را فصل انقلاب و تحول درونی می‌داند و ما را به معاد و رستاخیز دعوت می‌کند و نوید حیاتی دوباره می‌دهد. او می گوید باید در این فصل از پیله تقلید و تکرار بیرون بزنیم، و به دنبال پوست اندازی و نوزایی باشیم تا دگرگون شویم:

از بهاران کی شود سرسبز سنگ

خاک شو تا گل نمایی رنگ رنگ

سال‌ها تو سنگ بودی دل‌خراش

آزمون را یک زمانی خاک باش

 

     وقتی اشعار مولانا را می‌خوانیم یاد آیه ۱۹ سوره «روم» می‌افتیم، خداوند در این آیه می فرماید: « یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ؛ زنده را از مرده بیرون مى‏ آورد و مرده را از زنده بیرون مى ‏آورد و زمین را بعد از مرگش زنده مى ‏سازد و بدین گونه [از گورها] بیرون آورده مى ‏شوید.»

     مولانا در سروده‌ای دیگر بهار را نشانه‌ای از معاد و رستاخیز می داند و می گوید:

 این بهار نو ز بعد برگ ‌ریز

هست برهان وجود رستخیز

 

     برخی از شاعران نیز بهار را بشارت صبح صادق و نشانه‌ای از ظهور حضرت یار می‌دانند، چنان که بیدل می‌گوید:

منتظران بهار فصل شکفتن رسید

مژده به گل‌ها برید یار به گلشن رسید

 

بهار، در ذهن و زبان شاعران معاصر

     شاعران معاصر نیز به بهار از هر دو پنجره – آفاق و انفس - نگریسته اند. گاهی نیز تلفیقی از این دو نگاه را در آثار آنان می توان دید، ولی در بیش تر این بهار سروده ها، نگاه انفسی بر نگاه آفاقی غالب است. بهار در نگاه شاعران معاصر فصل بیداری و تدبر و تعقل در آفرینش است.

محمدعلی شیخ الاسلامی می‌گوید:

بهار حرف کمی نیست، ما نمی‌فهمیم

زبان تازه تقویم را نمی‌فهمیم

نشسته بر سر هر کوچه یک تذکر سبز

دلا! قبول نداریم، یا نمی‌فهمیم؟

 

سیدحسن حسینی نیز در باره بهار این گونه سروده است:

ماهی‌ها دل تنگ!

سيرها و سنجدها در پلاستيک

بهار در دور دست‌ها.

 

     از نگاه حسینی فصل بهار، فصل هجرت از «روزمره گی» و بازگشت به خویشتن خویش است. او به برداشت غلط از بهار اعتراض می‌کند و می‌گوید بهار فصل رکود و رخوت نیست، بلکه فصل زندگی و زایندگی و بالندگی ست.

 

نوبهار است، بیا چشم «تماشا» وا کن

مقابل آئينه می‌ايستم و

از بهارهای رفته خجالت می‌کشم!

 

     این نگاه متاثر از آموزهای وحیانی و قرآنی است. چنان که امام موسی کاظم(ع) در حدیثی می‌فرماید: «کسی که دو روزش یکسان باشد، زیانکار است و کسی که امروزش بدتر از دیروزش باشد از رحمت خدا به دور است.»

     می توان گفت که بیش تر شاعران معاصر از پنجره انفسی و با رویکر معرفتی به بهار نگریسته اند، مانند علیرضا قزوه که در غزلی می‌گوید:

صبح آمده ست صبح، عید آمده ست عید

چون سیب سرخ عید، لبخندتان رسید

پیغام داده اید، احوالتان خوش است

اعیادکم ربیع ایامکم سعید

در صبح ناگهان، گل داده است جان

لبریزم از نشاط سرشارم از امید

در قلب من بهار، شرمنده ی خداست

در چشم من بهار، شرمنده ی شهید

 

     نگاه سلمان هراتی به بهار در شعر زیر، متاثر از حدیثی از امام علی (ع) است که فرمود: «حذر از دنیا که دنیا منزلگاه رفتن است و نه ماندن»:

بهار فلسفه ساده‌ای است

برای آن که بدانيم

زمين عرصه کوچ است

و غفلت

آه غفلت

چه دريغ مطولی دارد...!

 

جنس تماشای اخوان ثالث نیز در شعر زیر انفسی ست:

عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم

گردی نسترديم و غباری نستانديم

ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز

از بيدلی آن را ز در خانه برآنديم

 

     اخوان بهار را فرصتی برای خانه تکانی و پوست‌اندازی جسم و روح انسان می‌داند. فرصتی برای تماشای جان و جهان، دل کندن از زمین، و رسیدن به آسمان.

     شاعرانی هم بوده‌اند که از منظری «عدالت‌ خواهانه» بهار را به تماشا نشسته اند. بهاریه های این شاعران، اشارت و بشارتی به ظهور دولت حضرت یار است:

چشم‌ها پرسش بی‌پاسخ حیرانی‌ها

دست‌ها تشنۀ تقسیم فراوانی‌ها

با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم

داغ‌های دل ما، جای چراغانی‌ها

حالیا! دست کریم تو برای دل ما

سرپناهی است در این بی‌سر و سامانی‌ها

وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی!

ای سرانگشت تو آغاز گل‌افشانی‌ها!

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غزل‌ها و غزل‌خوانی‌ها...

سایۀ امن کسای تو مرا بر سر، بس!

تا پناهم دهد از وحشت عریانی‌ها

چشم تو لایحۀ روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی‌ها

قیصر امین پور

*****

ای چشم هایت جاری از آیات فروردین

سرشارتر از شاخه های روشنِ «والتّین»

لبخندهایت مهربان تر از نسیم صبح

پیشانی ات سرمشق سبز سوره ی یاسین

ای با تو صبح و عصر و شب «فی أحسَنِ التقویم»

ای بی تو صبح و عصر و شب دل مرده و غمگین

ای وعده ی حتمی! بگو کی می رسی از راه

کی می شکوفد شاخه های آبی آمین؟

رأس کدامین ساعت از خورشید می آیی

صبح کدامین جمعه ها با عطر فروردین؟

(مریم سقلاطونی)

*****

در بهاري كه مي رسد از راه، آخرين مرد مي رسد ناگاه

دخترم منتظر بمان اينجا، جاي من با امام بيعت كن!

(نغمه مستشار نظامی)

 

     با واکاوی بهار سروده های شاعران معاصر - بخصوص شاعران انقلاب – می توان دریافت که در شعر معاصر، تماشای انفسی بر تماشای آفاقی غالب است. در ذهن و زبان شاعران مسلمان، بهار فرصتی برای تماشای جان و جهان و تدبر و تعقل در آیات صنع الهی است. چنان که خداوند در قرآن می فرماید: «فَانظُرْ إِلَی‌َّ ءَاثَـَرِ رَحْمَت‌ِ اللَّه‌ِ کَیْف‌َ یُحْی‌ِ الاْ رْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِن‌َّ ذَ َلِکَ لَمُحْی‌ِ الْمَوْتَی‌َ وَ هُوَ عَلَی‌َ کُل‌ِّ شَی‌ْءٍ قَدِیرٌ»، پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. در حقیقت‌، هم اوست که قطعاً زنده کنندة مردگان است و اوست که بر هر چیزی تواناست‌. » (سوره روم‌،آیه 50)

 

جنس تماشای قرآنی

     جان کلام آن که گروهی از شاعران بهار را به تعبیر حافظ با «چشم جهان بین» و گروهی دیگر با «دیده جان بین» می بینند:

دیدن روی تو را «دیده جان بین» باید

وین کجا مرتبه «چشم جهان بین» من است

 

     هر چند هر گونه «تماشا» در آیات هستی – آفاقی و انفسی – رشد دهنده و ارزشمند است، ولی اگر تماشای آفاقی مقدمه تماشای انفسی و زمینه ساز معراج روح و پروازی با شکوه باشد، و باعث توقف در منزل صورت و غفلت از سیرت نشود، پسندیده تر است. اگر در هنگام و هنگامه تماشای جمال و جلال حضرت بهار، مرغ جانمان به ملکوت و جبروت ( فتبارک الله احسن الخالقین) پر بکشد، و سر بر آستان بندگی حضرت جانان بنهد، چنین نگاهی قابل سفارش و ستایش است. ولی اگر نگاه آفاتی ما را در وسوسه زمین اسیر و زمینگیر کند، و از پریدن و رسیدن باز بدارد، بی ارزش و مورد نکوهش است. توصیه قرآن به انسان، تماشای سیرتی و انفسی ست. تماشایی شهودی و همراه با تدبر و تعقل. تماشایی که جان و جهان مان را دگرگون کند، و ما را از منزل تقلید و تکرار بیرون. تماشایی که چشمه های حکمت و معرفت و حقیقت را در جان مان جاری کند و روح مان را بهاری.

     خداوند در جای جای آیات قرآن، طالبان معنا را به تماشا فرا می خواند. سفارش قرآن نگاه کردن صرف که یک عمل غیر ارادی و عادی ست، نیست، بلکه تماشا و مشاهده کردن است. چرا که نگاه کردن عملی سرسری و از سر عادت است. حال آن که تماشا و مشاهده عملی آمیخته با حکمت و از سر معرفت است که اهل تماشا را به سرمنزل حقیقت رهنمون می شود. از همین روست که سهراب سپهری در شعری می گوید:

«به تماشا سوگند، و به آغاز کلام»

زیرا تماشا امری قدسی و تلاشی روحانی ست، حال آن که دیدن امری عادی و معمولی و فعالیتی جسمانی. پایتخت تماشا، عالم جان است و زادگاه دیدن، خرابات جهان. از همین رو باید چشم ها را شست و بهار را جور دیگر دید. 

 

روزنامه کیهان، يکشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۶

http://kayhan.ir/fa/news/100962/

شاعران انقلاب: احمد عزیزی (5)

________________________________________________________________________________________________

به انگیزه چهلمین روز درگذشت «احمد عزیزی»

شاعری که با واژه‌ها نقاشی می‌کرد

خبرگزاری فارس: شاعری که با واژه‌ها نقاشی می‌کرد

احمد عزیزی از سبک هندی تاثیر گرفته بود و مطالعاتی در مورد بیدل دهلوی و مولوی داشت. از همین رو در آثارش ترکیبات و تعابیر بدیع و بکر به وفور به چشم می‌خورد.

خبرگزاری فارس - گروه کتاب و ادبیات؛ به مناسبت چهلمین روز درگذشت شاعر نام آور انقلاب  احمد عزیزی، «رضا اسماعیلی» شاعر و پژوهشگر ادبی کشورمان یادداشتی را در اختیارمان قرار داده است که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

****

شاعری خلاق و تصویرساز

 

عشق من پاییز آمد مثل پار

باز هم ما بازماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما

گل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خونجوش بود

در فراق یاس مشکی‌پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد

عطر دوران جوانی می‌دهد

یاس‌ها یادآور پروانه‌اند

یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند...

احمد عزیزی از شاعران شاخص و به نام نسل اول انقلاب و همراه و همنفس بزرگانی چون سلمان هراتی، سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، نصرالله مردانی و سپیده کاشانی بود. شاعری خلاق و تصویر ساز که نامش بیشتر با مثنوی‌های درخشان و نثرهای عرفانی‌اش که به «شطحیات» معروف است در اذهان تداعی می‌شود. مثنوی‌هایی با طراوت، جاندار و «از جنس زمان» و شطحیاتی برخوردار از رگه‌های ناب عرفانی.

عزیزی شاعری برخوردار از دانش و بینش ادبی بود. این شاعر انقلاب متأثر از شخصیت‌هایی همچون حضرت امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید دکتر بهشتی و آیت‌الله مفتح بود. وی در جلسات بسیاری از عالمان دینی شرکت می‌کرد و از مباحث علمی و فلسفی آنان بهره می‌برد که از جمله آنها می‌توان به حضور در جلسات درس عالم و فیلسوف برجسته «علامه جعفری» اشاره کرد. از همین رو تاأثیرپذیری او از منظومه فکری و فلسفی این بزرگان طبیعی است. از همین رو سروده‌های دینی و آیینی او - جز موارد معدودی که قابل ارفاق و اغماض است - مُلهم و منبعث از آموزه‌های اصیل وحیانی و قرآنی است.

رفتار او با زبان، رفتاری ساده، صمیمی و بی‌‌تکلف بود. از همین رو، وی تراوشات ذهنی خود را - بی‌هیچ گونه دخل و تصرف و ویرایشی - روی کاغذ می‌‌پراکند و هرگز بعد از سرودن یک شعر، دغدغه بازبینی و باز‌نویسی آن را در ذهن نمی‌پروراند. او بر سفره شعر خود به همه کلمات - بی‌هیچ تقدم و تأخری - فراخوان حضور می‌داد و هیچ کلمه‌ای را از ‌آمدن بر این سفره محروم نمی‌کرد. شاید راز موفقیت او نیز در این سعه صدر ادبی باشد‌. البته این فرمولی است که پیش‌تر توسط بنیانگذار شعر نو(نیما یوشیج) عرضه شده و مورد استقبال شاعران قرار گرفته بود. نیما بر این اعتقاد و باور پای می‌فشرد که شاعر در هنگام سرایش، باید به همه کلمات بار عام دهد و دست رد بر سینه هیچ کلمه‌ای نزند تا شعرش به زبان گفتار و طبیعت صمیمی زبان نزدیک‌تر شود. عزیزی نیز در شعرهای خود به‌ طور کامل از این اصل بهره برد و دروازه‌های شعرش را با سخاوت تمام به روی همه کلمات باز گذاشت.

احمد عزیزی از سبک هندی تاثیر گرفته بود و مطالعاتی در مورد بیدل دهلوی و مولوی داشت. از همین رو در آثارش ترکیبات و تعابیر بدیع و بکر به وفور به چشم می خورد.

رگه های تاثیرگذاری عزیزی از بیدل و مولوی را به طور نامحسوس در اشعارش می توان دید. با این حال سعی او بر این بود که ترکیب سازی ها و مضمون آفرینی ها در اشعارش معاصر و امروزین باشد. به خاطر همین هوشمندی زبان شعری او نو ، با طراوت و برخوردار از مولفه های زیباشناختی شعر این روز و روزگار بود. در حوزه «شطحیات» یا نثرهای عرفانی نیز استعداد و درخشش خوبی داشت. شطحیات او سرشار از دقایق و حقایق عرفانی ست.

وی تاثیر عمیقی در جامعه ادبی گذاشت، به طوری که بسیاری از شاعران نسل بعد از عزیزی، از زبان او متاثر بودند. شاعران بسیاری تلاش کردند به سبک و سیاق او شعر بگویند، اما از آنجا که وی سبکی خاص و منحصر به فرد داشت، دیگران توفیق چندانی در این زمینه پیدا نکردند.

با آرزوی آمرزش و رستگاری برای شاعر« ملکوت تکلم» که بعد از 9 سال انتظار، سرانجام به وصال محبوب خویش رسید و با «کفش های مکاشفه» اش به آسمان کوچید تا تولدی دوباره را تجربه کند. به امید آن که بتوانیم از آثار به جا مانده او، به عنوان بخشی از میراث فرهنگی این آب و خاک ، به خوبی پاسداری کنیم - یاد و خاطره اش گرامی باد.

 

خبرگزاری فارس، شنبه 26 فروردین 1396

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960126000512

بزرگداشت استاد غلامرضا رحمدل در رشت برگزار شد

____________________________________________________________________________

بزرگداشت استاد غلامرضا رحمدل در رشت با حضور شاعران مطرح کشور برگزار شد

 

 
به گزارش بخش اخبار سایت شاعران پارسی زبان بزرگداشت استاد غلامرضا رحمدل در رشت با حضور شاعران مطرح کشور برگزار شد.

هشتمین مراسم بزرگداشت یاد و خاطره عصاره فرهنگ جبهه، مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور استاد فرهیخته بسیجی ، زنده یاد دکتر غلامرضا رحمدل با حضور شاعران مطرح و نام آور انقلابی عصر امروز 26 ام فروردین ماه در رشت برگزار شد.

در این مراسم دکتر علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری، ابوالقاسم حسینجانی، رضا اسماعیلی، مصطفی محدثی خراسانی، علی داوودی، کامران شرفشاهی،‌رحیم زریان، مرتضی نور بخش، ضیاء الدین خالقی و جمعی از مسئولان گیلانی حضور داشتند که در این مراسم به شعرخوانی و عنوان مطالبی در حوزه شعر انقلاب پرداختند. 
 

داشت یاد و خاطره عصاره فرهنگ جبهه، مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور استاد فرهیخته بسیجی ، زنده یاد دکتر غلامرضا رحمدل با حضور در رشت برگزار شد.

 

 

   

 
 
 
 
 
 
 
 
 

معرفی كارگاه نیما؛ نقد و بررسی اشعار سپید و نیمایی

_____________________________________________________________________________

تبلور اندیشه نیمایی در آینه شعر علی‌پور

مصطفی علی‌پور كه به سختی آن هم در سال های اخیر به اصرار دوستداران و شاگردانش راضی به چاپ دو دفتر از اشعارش شده، درمورد دو كتاب شعر اخیر خود «در چهارراه بهارنارنج» و «در پیراهن اردیبهشت» می گوید: این دو دفتر شامل گزیده اشعار من از سال 84 تاكنون است كه در قالب نیمایی و سپید و البته به همراه تعدادی غزل و رباعی سروده شده است.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری،  مصطفی علی پوردر سال 1340 در شهر تنكابن به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا دیپلم در زادگاهش به پایان رساند و بعد برای مقطع كارشناسی به دانشگاه تبریز و برای مقطع كارشناسی ارشد به دانشگاه فردوسی مشهد رفت و موفق به اخذ مدرك در رشته ادبیات فارسی شد. وی هم اكنون دانشجوی دكتری ادبیات دانشگاه خوارزمی ست. 
او سرودن شعر را از دبیرستان آغاز كرد، ولی از سال 1363 به طور جدی به سرودن شعر پرداخت. با گروه های مختلفی همكاری و مسئولیت داشته است از جمله: همكاری با وزارت ارشاد، كارشناس و معلم مدرس شعر و ادبیات در بنیاد شهید، مدرس شعر و نقد ادبی مركز دانش و پژوهان شاهد، كارشناس بررسی كتاب در حوزه هنری و عضو كمیته كارشناسی بررسی كتاب در مركز آفرینش های ادبی كانون پرورش فكری كودك و نوجوانان. 
 
جایزه شعر شهادت برای مجموعه شعر «از گلوی كوچك رود»، كتاب «هفت بند مویه» سال 1379 تقدیر شده از سوی وزارت ارشاد و نیز كتاب سال معلم (1380) و كسب مقام دوم نقد ادبی برای كتاب  ساختار زبان شعر امروز در كارنامه این شاعر می درخشد. 
 
جلسات كارگاه نیما با حضور مصطفی علی پور كه سه شنبه های هر هفته در حوزه هنری برگزار می‌شود، چند سالی است كه یكی از پررونق ترین و پر بركت ترین جلسات شعر سپید و نیمایی پایتخت محسوب می شود. از این جهت پر رونق كه از همه اقشار تنها با هدف تعالی شعر در این سلسله جلسات شركت می كنند و از دامن همین جلسات، شاعران بسیاری برخاسته و كتاب ها چاپ كرده‌اند. یكی از دلایل این همبستگی بی شك هم دانش استاد مصطفی علی پور در نقد اشعار است و هم اخلاق متعهدانه و بی پیرایه ایشان. وی مصداق مانایی شاعر در پی داشتن اخلاق خوش مردم‌داری و مردم مداری ست. 
 
از انبوه كتاب های چاپ شده شاگردان استاد در طول یك‌ساله اخیر می توان به اثر شاعران جوانی چون وحیده احمدی با كتاب «شاید به جا آوردی»، بهار آقا بابایی با كتاب «تولدت باشد برای فردا»، گالیا توانگر با كتاب «زیر پوستم زنی سرباز مخفی ست»، آرش حاج امینی با كتاب «پرنده های درخت سفارت»، نیره سادات روحانی با كتاب «رنگ های بی خیال»، زری ناظم زاده با كتاب «زمزمه رهگذر» می توان اشاره كرد كه كتاب اخیر- كتاب زمزمه رهگذر- در كشور تركیه به طبع رسیده است. 
 
بسیاری از شاگردان ایشان اولین گام های شاعرانگی شان را در همین كارگاه نیما برداشته و هم‌اكنون درصدد چاپ اثر دوم خود هستند. 
 
یكی از برنامه های ثابت این جلسات دعوت از استادان صاحب نام و اهل فن است كه این دعوت به صورت ماهی یكبار انجام می شود. در بین مدعوین سال 95 می توان به نام آوران شعر و ادب پارسی همچون اسماعیل امینی، رضا اسماعیلی، علیرضا قزوه، مصطفی محدثی خراسانی، عبدالحمید ضیایی، ناصر فیض، موسی بیدج، مهدی مظفری ساوجی، سعید بیابانكی، جواد محقق و... اشاره كرد. 
 
برای برپایی سلسله جلسات ادبی در حوزه حامیان و بستر سازانی چون محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری، فاضل نظری معاون هنری حوزه و غزل‌سرای نام آشنا، دكتر علیرضا قزوه رئیس آفرینش‌های ادبی همواره در تلاش بوده اند. یكی از اقدامات موثر برگزاری رایگان كارگاه های ادبی و در نظر گرفتن بودجه ای برای تهیه تسهیلات برای شاعران جوان همچون تهیه كتاب های شعر به صورت رایگان بوده است. 
 
مصطفی علی پور كه به سختی آن هم در سال های اخیر به اصرار دوستداران و شاگردانش راضی به چاپ دو دفتر ازاشعارش شده،درمورد دو كتاب شعر اخیر خود «در چهار راه بهار نارنج» و «در پیراهن اردیبهشت» می گوید: « این دو دفتر شامل گزیده اشعار من از سال 84 تا كنون است كه در قالب نیمایی و سپید و البته به همراه تعدادی غزل و رباعی است.این دفترهای شعر بیشتر اشعار غنایی و اجتماعی من را در بر می گیرد كه به دلیل درهم آمیختگی نمی شود به صورت مستقل هیچ كدام از این دو موضوع را محور اصلی آن ها دانست. اگر من این اشعار گزیده را در دو دفتر منتشر كردم نیز به خاطر همین نزدیكی درون‌مایه و شكل اشعار است.» 
 
علیپور در ادامه درباره چرایی كنار هم قرار گرفتن و تلفیق اشعار با مضمون اجتماعی و غنایی در این دو دفتر نیز می گوید: «اول از همه باید این مسئله را شرح دهم كه شعر غنایی به معنی شعر عاشقانه نیست. اگر بخواهیم شعر غنایی را تنها بیان كننده احساسات شخصی شاعر بدانیم در واقع بسیاری از سروده های شاعران ما در حیطه شعر غنایی قرار می گیرد كه در واقع این طور نیست. شعر غنایی در وجهی از خود شعری اجتماعی است، اما بیان حماسه و آیین نیز در آن جای می گیرد. 
 
من به عنوان شاعر درك و تعبیر خودم را مفهوم شعر اجتماعی دارم. به باور من شعر اجتماعی شعری است كه تاثیر شرایط روزگار ما را بر شاعر نشان داده و منعكس كننده آن باشد. ما شاهدیم كه نیما شعر دارد با مطلع «تو را من چشم در راهم». در این شعر مخاطبان نیما حس می كنند كه او شعر عاشقانه سروده است، اما در واقع نگاه او به سمت كشف و درك نوعی موعود است كه وجه اجتماعی پررنگی به شعرش می دهد. من هم با این تعریف سعی كردم در این دو دفتر شعر به بیان و روایتی از انتظار دست پیدا كنم كه تركیبی از روایت غنایی اجتماعی در شعر است.» 
 
شعری از استاد علی‌پور: 
 
«مترسك» 
مثل تكه ای شب ایستاده است 
روی استخوان چوبی اش 
و تمام خویش را به باد داده است 
او با هر كه می رود 
احترام می كند 
هم به آن كه چنگ می زند به او 
هم به آن سنگ می زند به او 
سلام می كند 
قلب او اگر چه چوبی است 
هر چه هست 
روشنی و خوبی است 
شب كه می رسد 
با تمام خود 
در سیاهی سكوت 
چشم می شود 
شب كه می رسد 
خشم می شود 
او نگاهبان خاطرات زندگی است 
پیشمرگ دوستی 
در مخاطرات زندگی است 
صبحدم كه آفتاب تیغ می زند 
سایه ی تكیده اش 
تا صلات ظهر روی خاك دیدنی است 
شامگاه 
شیون كلاغ های پیر 
روی شانه های خسته و شكسته اش 
شنیدنی است 
گاه گاه 
گر چه مثل سایه ای مخوف 
با شتاب 
از برابر نگاهتان عبور می كند 
هیچ هم نباشد 
این غریب 
دست كم گرازهای وحشی سیاه را 
از برنجزارهای سبزتان 
دور می كند.

 

پایگاه خبری حوزه هنری، 24 اسفند 1395

http://www.hhnews.ir/fa/news/30384/