یادداشت ادبی

 

به بهانه پنجاه و سه سالگی رضا اسماعیلی :

 یک عاشق ساده

 

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ در سال‌های اخیر افرادی که بی غل و غش برای شعر کار کرده باشند کم فروغند. شاید نسل آدم‌های این چنینی در حال انقراض باشد. البته دلایلی در انقراض این آدم‌ها دخیل هستند که پرداختن به آن‌ها در این مجال کوتاه فراهم نیست.

شعر معاصر و به خصوص شعر انقلاب اسلامی امروز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و افراد زیادی برای سرپا نگه داشتن این درخت تنومند زحمات بسیار کشیدند که از این جمع می‌توان به « رضا اسماعیلی » اشاره کرد . اسماعیلی علاوه بر این که در دو حوزه شعر و نقد، فردی پویا و پرتکاپوست، در عرصه خدمت به شعر نیز این‌گونه است. او از سال‌های ابتدایی انقلاب ( که در مجله شاهد به عنوان خبرنگار مشغول بوده ) تا کنون که سردبیر بخش شعر ماهنامه « اقلیم نقد » است، دل‌های زیادی را به خود جذب کرده است. گواه واژه‌هایی که در سطرهای پیش آوردم، مقالات و یادداشت‌هایی است که از افراد با سلایق مختلف در نشریه « اقلیم نقد » آمده است.

اسماعیلی، هیچ فرصتی را برای مطرح کردن « شعر انقلاب » از دست نمی‌دهد؛ روزنامه اطلاعات ، روزنامه جام جم ، سایت شاعران فارسی زبان ، مجله اقلیم نقد و ... از خصوصیات دیگر او این است که درهرجایی نقاط قوت و ضعف در فعالیت‌های مرتبط با  حوزه شعر انقلاب مشاهده کند، حتماً در قالب یک یادداشت و یا مقاله به آن می‌پردازد.

اما شعر اسماعیلی که از نظرگاه محتوا بیشتر از آن بوی تعلیم و تربیت، آموزش، دوری از غفلت های دنیایی، روی آوردن به سمت ملکوت، توجه به مقوله عشق، توجه به ارزش‌های انقلاب اسلامی، تکریم شهیدان، اعتراض به بی توجهی نسبت به آرمان‌های انقلاب و ... به مشام می‌رسد، از او یک « شاعر مسلمان» به معنی واقعی کلمه ساخته است. شاعر مسلمانی که دوست دارد همه عناصر بوی خدا بدهند :

« در اتوبوس‌ها

مهربانی آدم‌ها گل می‌کند

و آدم‌ها به آدم‌ها آدرس می‌دهند

در شهر اما

آدم‌ها گم می‌شوند و

« لطفاً سئوال نفرمایید » !

( عاشقانه‌های شرقی - ص  176)

اسماعیلی صاحب نگاه مهربانانه‌ای است و همواره برای پاسداری از کرامت های انسانی تلاش می‌کند و ما را به همان صداقت زلالی می‌خواند که سپهری و سلمان هراتی می‌خوانند. او در نقد این عصر می‌نویسد :

« می‌دانم

عصر پست مدرنیسم است

عصر موبایل، ماهواره و اینترنت

اما هنوز

کلاغ ، کلاغ است

بی‌ گناه ... سیاه

ما اما

نه سپیدیم ، نه سیاه

و مدام در اشتباه !

و به اقتضای « دَم »

با « باد » هماهنگ

هفتاد رنگ .

ای کاش ! ما نیز

بی رنگ و نیرنگ

« با هم » می‌ماندیم

« آدم » می‌ماندیم

ای کاش !! »

( عاشقانه‌های شرقی - ص 216 و 215 )

شاعر حنجره‌ی سرخ عشق، با نگاهی جست و جو گر ، شاهد پوست اندازی زندگی و ارزش های فرهنگی انسان معاصر است و از تبیین و تحلیل شاعرانه آنها  دست بردار نیست . او دلش برای عشق و مهربانی می تپد و نگران « فاصله » هایی است که دل ها را از هم جدا می کند . او در یک شعر کوتاه از مجموعه زیبا و جاندار « عاشقانه‌های شرقی » با سه گزاره‌ی « من، تو، او » این‌ گونه لب به سخن می‌گشاید :

« در کنار هم ایستاده‌ایم

و فاصله ها را نمی بینیم

من، تو، او

انسان معاصر!

بر روی سه صندلی

بی هیچ فاصله‌ای

کنار هم می‌نشینیم

و سه پُرس فرهنگ سفارش می‌دهیم :

پدر بزرگ: فردوسی

پدر: نیما

و من : پست مدرن !

غروب

به خانه بر می‌گردیم

و باز

صدای خسته‌ی مادر

که سر در گُم می‌پرسد:

آبگوشت

جوجه کباب

و یا پیتزا ... ؟

راستی

از فردوسی تا پیتزا

چقدر راه است؟! »

( عاشقانه‌های شرقی – صص 172-171 )

اسماعیلی دلتنگ انسان معاصر است. او دلش برای سنت‌های قدیمی تنگ می‌شود و دور شدن از این فرهنگ‌ها را صلاح نمی داند.

او، بیشتر غزل و نیمایی می‌سراید که به زعم این قلم در هر دوی این قالب‌ها خوب عمل کرده است. البته این بدان معنا نیست که همه اشعار جناب اسماعیلی عالی است، ولی اگر با نگاه نقدآمیز به اشعار وی نظر کنیم، می‌بینیم که این‌ گونه اشعار در آثارش کم نیستند.

« بزرگوار، عزیز، جوانمرد، استاد » ، این‌ها واژه‌هایی است که « اسماعیلی » هرگاه فردی را می‌بیند از آن‌ها استفاده می‌کند. در حین یادداشت هر قدر با خودم کلنجار رفتم که چه عنوانی برای « رضا اسماعیلی عزیز» انتخاب کنم ، هیچ واژه‌ای جز واژه‌ی « ساده » بر دلم ننشست. رضا اسماعیلی، عاشق ساده‌ای است که عمرش را به پای خدمت به شعر انقلاب گذاشته است و تا کنون در این راه از هیچ کوششی برای کشش جوانان به سمت شعر انقلاب دریغ نورزیده است. خودش هم در غزلی به سادگی خودش اعتراف می‌کند :

من بیدلی هستم، بی ادعا، ساده

دارم دلی عاشق، روحی غزل زاده

مانند فایز من، چوپان اندوهم

مانند بابا من، یک عاشق ساده

سهم من از دنیا، کشکولی از عرفان

یک قبله بسم‌الله، یک قبله سجاده

یاران روح من، مردان صحرایی

مردان اهل درد، مردان آزاده

شهر و دیار من، آبادی عشق است

آن‌جا که اینجا نیست، آن سوی این‌ جاده

چون مثل آیینه ، بی رنگ بی رنگم

این شهر رنگارنگ، با من در افتاده

شال و کلاهم کو؟ باید که برگردم

تا سادگی در من، از پا نیفتاده

من از شما هستم، ای مردم خونگرم

من از شما هستم، ای مردم ساده

من چون شما هستم، همزاد فقر و فخر

من چون شما هستم، مغرور و افتاده

من از شما مردم، دل بر نمی‌دارم

من چون شما هستم، یک روستازاده

از رضا اسماعیلی تا کنون دفترهای شعر زیر منتشر شده است :

1- حنجره‌ی سرخ عشق

2- نی ‌نامه

3- ملکوت کلمات

4- تیغ، قلم، تغزل

5- گزیده‌ی ادبیات معاصر ( شماره‌ی 6 )

6- بر آستان جانان

7- آسمانی‌ها

8- عاشقانه‌های شرقی

9- مردی از جنس باران

10- آب ، بابا ، آزادی

11- این مریم همیشه

12- ناگهان دریا

و ...

اسماعیلی در عرصه تحقیق و پژوهش ادبی هم آثار قابل توجهی ارائه داده است که از آن جمله ‌اند : رفتار شناسی ادبی، شعر مفهومی -  از کلاغ تا کبوتر - از آب تا آفتاب -  نیما را دوباره بشناسیم  و ...

اسماعیلی یک اثر دیگر قابل ملاحظه‌ دارد با عنوان « صدای مخملی شعر » که با کارهای دیگرش فرق دارد؛ جنس این کتاب از نوع « مصاحبه » است. او در این کتاب با مشاهیر ادب ایران مصاحبه نموده است. سؤال ‌ها را او مطرح نموده است و پاسخ‌ها را با مطالعه جدی آثار این شاعران گرد آورده است. البته نباید از یاد برد که رضا اسماعیلی در کتاب‌های پژوهشی « خلوت انس » به یاری استاد مشفق کاشانی نیز رفته است.

اما همه این نکته‌ها را در مورد خادم شعر انقلاب گفتم و باید در آخر عرض کنم او در مقوله شعر نوجوان نیز فعال است. اگر مجموعه « بوی گل در می‌زند » ایشان را مطالعه کنید، به توانایی‌های او در این حوزه نیز آگاهی پیدا می‌کنید .

این روزها اسماعیلی وارد پنجاه و سه سالگی شده است و باز هم مانند جوانان فعال است و شاید چند گام جلوتر از جوانان باشد. بر ماست که اسماعیلی‌ها را قدر بدانیم .

 

خبرگزاری فارس – پنج شنبه 31 مرداد 1392

گروه فرهنگی / حوزه کتاب و ادبیات

92/05/31 - 10:00

شماره: 13920526001085

 

 

گزارش خبری

با حضور خانواده‌های شهدای هسته‌ای صورت گرفت :
 
رونمایی ۵۰۰ نوع نوشت‌افزار ایرانی -اسلامی
 
شعرخوانی رضا اسماعیلی برای شهید احمدی روشن
 
 
۵۰۰ نوع از نوشت‌افزارهای مؤسسه «روشنای زندگی» با حضور وحید جلیلی مدیر دفتر جبهه انقلاب اسلامی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خانواده‌های شهدای هسته‌ای در حوزه هنری رونمایی ‌شد.
 
 

خبرگزاری فارس: رونمایی ۵۰۰ نوع نوشت‌افزار ایرانی-اسلامی/ تصاویر مفاخر ملی و شهدای انقلاب روی جلد دفتر تحریر رفت


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، مراسم رونمایی از 500 نوع نوشت‌افزار ایرانی _ اسلامی مؤسسه «روشنای زندگی» عصر روز گذشته با حضور وحید جلیلی، مدیر دفتر جبهه انقلاب اسلامی، محمد سرشار رئیس حوزه هنری استان تهران، علیرضا قزوه، علی اسماعیلی، لاله افتخاری و مجتبی رحماندوست، خانواده شهدای هسته‌ای و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در تالار سوره حوزه هنری رونمایی شد.

از جمله تصاویر و طرح‌های ایرانی و اسلامی به کار گرفته شده در این نوشت‌افزارها می‌توان به چهره‌های شاخصی همانند شهید مصطفی احمدی روشن، شهید مجید شهریاری، شهیدعباس بابایی، شهید باقری، جهان پهلوان تختی، امیرکبیر، میرزا کوچک‌خان جنگلی، پوریای ولی، ابوعلی سینا، فردوسی و تصاویر کارتون‌های ایرانی نظیر خانه مادربزرگه، قصه‌های مجید و بچه‌های آسمان اشاره کرد.

 

در این مراسم خانواده شهید احمدی روشن از دفتر تحریر «پارسا»، مادر شهید مصطفی موسوی از دفتر تحریر «پروانه‌ها»، محمد سرشار رئیس حوزه هنری استان تهران از دفتر تحریر «دلاوران» و لاله افتخاری فرزند و همسر شهید و دبیر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و خادم امام رضا (ع) از دفتر تحریر «خانواده رضوی» رونمایی به عمل آوردند.

دفاتری که با تمثیل شهید علی محمدی، شهید شهریاری و شهید تهرانی‌مقدم توسط خانواده‌های شهید رونمایی شد و دفتر تحریر سریال «وضعیت سفید» توسط عزت‌الله مطهری نویسنده کتاب «خاطرات عزت ‌شاهی» و دفاتر تحریر «بچه‌های ایرانی» توسط رضا مؤمنین، معاون پژوهشی و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران رونمایی شد. 

در این مراسم رضا اسماعیلی، شاعر پیشکسوت ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی، بیان داشت: خوشحالیم که مؤسسه روشنای زندگی به سمت چاپ و انتشار لوازم‌التحریرهای ایرانی _ اسلامی حرکت ارزشمند را انجام داده است که این حرکت، قابل ستایش است.

 

وی با بیان اینکه تولید نوشت‌افزارهای ایرانی _ اسلامی سال‌ها در کشور مورد غفلت واقع شده بود، اضافه کرد: یکی از راه‌های مبارزه با تهاجم فرهنگی این است که شهدا و آرمان‌های خود را مردمی کنیم و با همین ابزارهای فعلی همچون «روشنا» آنها را به مردم کوچه و بازار معرفی کنیم.

اسماعیلی در پایان شعری را به ساحت مقدس شهدا تقدیم کرد که در ذیل آن را می‌خوانید:

 

 

کاش می‌شد آسمانی می‌شدیم

چون شهیدان جاودانی می‌شدیم

کاش می‌شد مثل دریا بی‌کران

مثل عطر گل جهانی می‌شدیم

کاش ما هم مثل باران وارث

یک دل رنگین‌کمانی می‌شدیم

کاشکی در مکتب چشمان عشق

عاشقان نکته دانی می‌شدیم

کاشکی چون داغ سرخ کربلا

ریشه‌دار و باستانی می‌شدیم

سهم ما می‌شد تمام زندگی

گر شهید بی‌نشانی می‌شدیم

تا به کی پابند وسواس زمین

کاش می‌شد آسمانی می‌شدیم

وی در ادامه بیان کرد: علاقه‌ دارم چندین بیت شعر از شهید زنده یاد انقلاب «خلیل عمرانی» در جریان کنگره شعر علمی که درخواست کرده بودیم که کار کنند، و او هم یک مثنوی بسیار فاخر و ارزشمندی را سرود، که هنوز این مثنوی چاپ نشده است.

اسماعیلی شعری از مرحوم خلیل عمرانی درباره شهیدان هسته‌ای به ویژه «مصطفی احمدی روشن» خواند که تاکنون در هیچ رسانه‌ای چاپ نشده است که در ذیل آن را می‌خوانید:

چرخ زد کربلا زمین وا شد

عاشقی سهم ابن‌سینا شد

باز هم یک حماسه نزدیک

باز هم رزم روشن و تاریک

باز از خانمان جدا شده است

ابن‌سینا که مصطفی شده است

لحظه‌ها در مدار زیبایی است

کوچه آیینه شکوفایی است

همه گل‌ها محمدی شده‌اند

مست بیدار احمدی شده‌اند

احمدی رفت و مست احمد شد

گل گلخانه محمد شد

رفت اما چراغ روشن شد

رودی از دا، داغ روشن شد

راز، مست شنیدن‌اش آمد

سنگ حتی به دیدن‌اش آمد

کوچه لب باز کرد، گویا شد

نینوا ، نینوا شکوفا شد

یک نفر خوانده شد، رها پر زد

یک نفر گفت، مصطفی پر زد

مصطفی کیست؟ بوی پیراهن

دل‌اش از عطر احمدی روشن

خاک چرخی زد و خدایی شد

مصطفایی که مصطفایی شد

 

 خبرگزاری فارس / چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ( فرهنگی - کتاب و ادبیات )

 

 

مصاحبه

 

بررسی تاثير احسن‌القصص بر انديشه و اعتقادات كودكان/28
اسماعيلی:

«بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» در قالب قصه‌های قرآنی برای كودكان تبيين شود

 

گروه ادب: مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران با اشاره به كم‌رنگ شدن برخی از آموزه‌های اخلاقی در جامعه گفت: احترام به بزر‌گترها و والدين هم از مواردی است كه بايد مورد توجه نويسندگان و هنرمندان قرار گيرد و آن را در قالب داستان‌ برای كودكان تبيين كرد.

 

رضا اسماعيلی، مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران

رضا اسماعيلی، مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) با اشاره به آثار تربيتی قصه‌های قرآنی در بين كودكان و نوجوانان گفت: خداوند در قرآن كريم با استفاده از روش‌های گوناگون سعی دارد آموزه‌های اخلاقی و معارف دينی را به بندگانش تبيين كند كه يكی از اين روش‌ها قصه‌گويی است.

وی افزود: قصه‌های قرآنی مملو از نصايح اخلاقی و آموزه‌های قرآنی است كه با هدف عبرت‌آموزی و انتقال اين مفاهيم به آنها بيان شده است؛ از اين‌رو روش قصه‌گويی می‌تواند با بيان جذاب و دلنشين، مخاطبان گوناگونی را جذب كند؛ چرا كه قصه‌گويی‌ها اغلب بی‌واسطه و غيرمستقيم هستند و همين ويژگی سبب مفيد و سازنده بودن آنها شده است.

اسماعيلی در ادامه اظهار كرد: جامعه برای هدايت خود نيازمند نصايح و پند و اندرزهايی است كه اگر اين پند و اندرزها به صورت غيرمستقيم تبيين شود، اثرگذار خواهد بود؛ از اين‌رو برای گروه سنی كودك و نوجوان هم بايد از روش آموزش‌های غيرمستقيم معارف دينی و آموزه‌های اخلاقی كمك كنيم؛ چرا كه در غير اين صورت فرزندان واكنش‌های منفی از خود بروز خواهند داد.

وی در ادامه تصريح كرد: اگر آموزش‌ها برای كودكان و نوجوانان در قالب داستان، روايت و حكايت باشد با جذابيت‌های قصه همراه شده و مخاطبان بيشتری را به خود جذب می‌كند و آنها را در مسير هدايت قرار داده و سبب ساخته شدن شخصيت آنها شده و از نظر روحی به تكامل می‌رسند.

اين مدرس دانشگاه با اشاره به بهره‌گيری نويسندگان از اين شيوه بيان كرد: اگر نويسندگان هم از اين شيوه استفاده كرده و نكات اخلاقی را در قالب داستان، حكايات و داستان‌های كوتاه برای كودكان و نوجوانان بيان كنند، تأثيرگذاری بر روی جامعه و نسل جوان روانتر و آسان‌تر خواهد شد.

 اسماعيلی:
كسب علم و دانش موضوعی است كه در فرهنگ دينی ما به آن توجه جدی شده است و اصل مهمی است كه متأسفانه جايگاه علم و دانش‌اندوزی در جامعه امروزی ما تضعيف شده است

ضرورت تبیین عزت نفس و خودباوری برای کودکان

اسماعيلی با اشاره به موضوعات اخلاقی مورد نياز جامعه امروز گفت: از جمله موضوعاتی كه احساس می‌شود در تربيت كودكان بايد به آنها توجه كنيم، بحث عزت نفس و خودباوری است؛ چرا كه در آموزه‌های دينی بر اين موضوع تأكيد شده است و ارزش انسان به اين است كه عزت نفس داشته باشد و از اين طريق می‌توان عزت نفس را در كودكان تقويت كرد.

وی احترام و تكريم والدين را مورد تأكيد قرار داد و بيان كرد: احترام به بزرگترها و والدين هم از مواردی است كه بايد مورد توجه قرار گيرد؛ چرا كه در قرآن هم به اين موضوع تأكيد فراوان شده است و احساس می‌شود اين موضوع در جامعه امروز ما كم‌رنگ شده است و ما تا اندازه‌ای نتوانستيم اين اصل قرآنی و اخلاقی را برای كودكان و فرزندان خود تبيين كنيم.

اين مدرس دانشگاه با اشاره به تبيين اهميت و ارزش كسب علم و معرفت در ميان كودكان تصريح كرد: كسب علم و دانش موضوعی است كه در فرهنگ دينی ما به آن توجه جدی شده است و اصل مهمی است؛ از اين‌رو بايد ارزش علم را برای كودكان خود نهادينه كنيم؛ چرا كه متأسفانه جايگاه علم و دانش‌اندوزی در جامعه امروزی ما تضعيف شده و تا حدودی بحث سرمايه‌سالاری در جامعه غالب شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبرگزاری قرآن

سه شنبه 29 مرداد 1392 08:31:55             شماره‌ خبر :1275110

 

 

گفت‌وگو با رضا اسماعیلی در باره استاد مشفق کاشانی :

 
نقش استاد مشفق در شاخص شدن چهره سهراب سپهری
 
 بهترین بدیل و جانشین شهریار
 

شخصی مثل مهدی اخوان‌ثالث، خود را شاگرد مشفق می‌داند و حتی استاد شهریار، به بزرگی از استاد مشفق نام می‌برد. این نشان‌دهنده این مفهوم است که استاد مشفق جایگاه بی‌بدیلی در ادبیات معاصر ما دارد.

خبرگزاری فارس: نقش استاد مشفق در شاخص شدن چهره سهراب سپهری/ بهترین جانشین شهریار

 

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ چند روز پیش مراسمی با عنوان «به رنگ آینه» - که به بزرگداشت "استاد عباس کی‌منش (مشفق کاشانی)" اختصاص داشت - توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. در این مراسم هر کدام از ارادتمندان به شعر و اندیشه استاد مشفق به سخنرانی‌های کوتاه می‌پرداختند؛ دکتر محمدرضا سنگری، دکتر علی موسوی گرمارودی، علی‌رضا قزوه، محمدعلی بهمنی و.... در این میان منتظر بودم تا صحبت‌های «رضا اسماعیلی» را بشنوم. چون هر گاه با اسماعیلی راجع به ادبیات صحبت می‌کردیم، اشاره‌‌ای به استاد مشفق می‌کرد و در صحبت‌ هایش با حسرت آغشته به عشق این جمله را ابراز می‌داشت؛ «کاش می‌توانستیم یک مجلس نکوداشت برای استاد مشفق بگیریم» به هر حال رضا اسماعیلی، منتقد و شاعری است که علاقه‌اش به استاد مشفق زبانزد است و وقتی به این نکته پی‌ می‌بریم که اسم ایشان، کنار اسم استاد در کتاب «خلوت انس» قرار می‌گیرد.

دوستی اسماعیلی با مشفق دوستی سی ساله است. اسماعیلی در این مصاحبه از خوبی‌ها و شاگردپروری‌های مشفق پرده برداشته است. گفت‌وشنود مفصل ما با اسماعیلی، پیرامون استاد مشفق را بخوانید؛

- آقای اسماعیلی! در کتاب «به رنگ آینه» یک مطلبی با عنوان «خلوت انس یاران مشفق» از شما آمده است و این مطلب را که انسان از هر طرف نگاه می‌کند، سراسر عشق و ارادت به استاد مشفق است. می‌خواستم ببینم این عشق و ارادت شما به ایشان در کجا ریشه دارد و از ریشه‌دار بودن این دلدادگی بیشتر برایمان بگویید.

داستان این مقاله و جریان آشنایی من با استاد مشفق به سی و دو سال قبل برمی‌گردد، یعنی تقریباً سال شصت. در آن زمان من یک جوانی علاقه مند به ادبیات و شعر بودم و علاقه‌مند بودم در مجامع و انجمن‌های ادبی شرکت کنم. آن زمان یک مسابقه‌ای از طرف شورای شعر وزارت ارشاد برگزار شده بود که یکی از داوران این مسابقه استاد مشفق بود. من هم شعر فرستاده بودم و استاد مشفق، یک نامه‌ای به منزل ما فرستاده بود و نوشته بودند که شما جزو برگزیده‌های مسابقه هستید و یک جایزه‌ای برای شما در نظر گرفته ایم، یک روز به شورای شعر ارشاد بیایید و جایزه‌تان را تحویل بگیرید. اولین دیدار و آشنایی من به صورت حضوری در همین دعوتی بود که به شورای شعر ارشاد رفتم و البته قبل از آن شعرهای ایشان را در مجله جوانان و اطلاعات هفتگی و دیگر نشریات می‌دیدم. ایشان من را خیلی تشویق کردند و گفتند با مطالعه و حضور در جلسات این راه را ادامه بده و می‌توانی آینده روشنی داشته باشی. و همین تشویق‌های مشفقانه استاد مشفق که من را در آن نشست نواختند شوق بیشتری در من ایجاد کرد.

- شما در پاراگراف دوم مطلب خودتان یک عبارتی آورده‌اید که مبین این مطالب است؛ «خلوت انس کتابی است در نوع خود خواندنی و بی‌نظیر. زیرا مؤلف آن صرفاً نخواسته است به آوردن شرح حال جمعی از شعرا بدون هیچ گونه مناسبت و نسبتی بپردازد؛ بلکه هدف مؤلف گردآوردن شرح احوال و آثار شاعرانی بوده است که با آنان در طول سال‌های زندگی ادبی خویش مراوده و مکاتبه ادبی داشته و علاوه بر این نسبت به همه آنان ارادت و تعلق خاطر نیز داشته است.» و جالب است که یکی از آن افراد، خود حضرت عالی هستید که با استاد مشفق ارتباط گرفتید و مؤید این صحبت من، آن اخوانیاتی است که در سه جلدی تذکره «خلوت انس» آمده است.

کاملاً درست می‌گویید. و مصداق آن خود من هستم. وقتی جلد اول کتاب چاپ شد، -استاد معمولاً کتاب‌های جدیدشان را با دست نوشته خودش تقدیم می‌کند- این کتاب را که به من هدیه کرد گفت: اسماعیلی! من نیت کردم جلد دوم «خلوت انس» را هم کار بکنم، شما زندگی‌نامه خودت را با تعدادی از اشعارت در اختیار من بگذار تا از آن در جلد دوم استفاده کنم و این داستان جلد دوم، داستان عجیبی است. بین جلد اول و جلد دوم ناخواسته بیست سال فاصله افتاد، یعنی جلد دوم بعد از بیست سال به دست چاپ سپرده شد.

* ماجرای چاپ جلد دوم خلوت انس

- و شما این جا به کمک استاد مشفق آمدید؟

بله، من در طول این بیست سال که دیدارهای زیادی با استاد داشتم، هر از گاهی جویا می‌شدم که جلد دوم چه موقع چاپ می‌شود و ایشان هم می‌گفتند یک سری مشغله‌های اجرایی دارم و می‌گفت ناقص است و بعضی از دوستانی که درخواست کردم زندگی‌نامه‌شان را بفرستند، هنوز نفرستادند و حجم کتاب به حدنصاب برای چاپ نرسیده است. تا این که در یکی از نشست‌های ادبی بعد از بیست سال من گفتم اگر کمکی از من برمی‌آید بفرمایید، من کار را پی‌گیری می‌کنم و ایشان خیلی استقبال کرد و گفت: من جلد دوم را آماده کرده‌ام و به شما می‌دهم کارهای بازخوانی و ویرایش را انجام بدهی و اگر خدا خواست به دست چاپ بسپریم. من در کنار استاد - که افتخار بزرگی برای من بوده است- کار را آماده کردم و آن را تحویل مؤسسه اطلاعات دادم. خود مؤسسه خیلی اظهار علاقه‌مندی کرد و گفت اگر جلد اول را شما روزآمد بکنید، ما حاضریم هم جلد اول را تجدید چاپ کنیم و هم جلد دوم را چاپ کنیم و همزمان با هم کار انجام شود و یک فرصت مغتنمی شد، چون بسیاری از شاعرانی که در جلد اول زندگی‌نامه‌شان آمده بود به خاطر گذشت بیست سال دچار تغییر و تحولاتی شده بودند و برخی‌شان به رحمت خدا رفته بودند، برخی از افراد یک تغییراتی در شغل‌شان ایجاد شده بود و مثلاً گفته بودند کتاب‌هایمان زیر چاپ است، آن کتاب‌ها چاپ شده بود و مسایلی این‌چنینی بود که بایستی مطالب را بازنگری می‌کردیم. الحمدالله این کار انجام شد و دو جلد آن دو سال پیش که توسط انتشارات مؤسسه اطلاعات چاپ و منتشر شد و جلد سوم هم به توفیق الهی و با پی‌گیری‌های خیلی جدی استاد چاپ شد و الحمدالله این مجموعه سه جلدی در دسترس علاقه‌مندان است. جالب است بدانید که مجموعه اول و دوم آن نایاب شده است.

- خلوت انس جلد چهارم هم دارد؟

وقتی جلد سوم چاپ شد استاد به من گفتند؛ اسماعیلی! این کار را ادامه بده و نگذار به همین سه جلد متوقف بشود. من هم نیت کردم که در کنار استاد شاگردی کنم و مجلات بعدی را نیز ادامه بدهم. البته جلد چهارم را به صورت ضمنی شروع کردیم و حتی در مصاحبه‌ای که با رادیو داشتم آن‌جا از دوستان شاعر درخواست کردم که آثارشان را برای من ایمیل کنند و استاد مشفق نظرشان این است که جلد چهارم به نسل جوان انقلاب اختصاص ‌یابد.

* استفاده از چهره های جوان شعر انقلاب در جلد چهارم خلوت انس

- برایتان مقدور است تعدادی از شاعران جوان که در جلد چهارم «خلوت انس» به ایشان توجه خواهد شد را نام ببرید؟

بله! البته هنوز ما لیستی به صورت مکتوب برای جلد چهارم تهیه نکردیم ولی منظور از نسل جوان افرادی مثل؛ آقایان میلاد عرفان‌پور، علی محمد مؤدب، محمدمهدی سیار و خانم حسنا محمدزاده و ... چهره‌هایی که در این رده سنی هستید و احیاناً شاعرانی که به دهه اول و دوم انقلاب اختصاص دارند و توفیق نبوده است که در مجلات قبلی از آثارشان استفاده کنیم. الان در همین مصاحبه هم فرصت خوبی است که عرض کنم دوستان شاعر می‌توانند تعدادی از اشعار برگزیده خودشان به همراه بیوگرافی‌شان را برای من ایمیل کنند و ان‌شاءالله برای استفاده در جلد چهارم مورد توجه قرار گیرند، ولی زمان چاپ کتاب فعلاً مشخص نیست.

* نقش استاد مشفق در شاخص شدن چهره سهراب سپهری

- جناب اسماعیلی! می‌خواهیم در این مصاحبه کمی بیشتر از حدّ معمول راجع به شخصیت و تفکر استاد مشفق، صحبت کنیم. در همایش «به رنگ آینه» - که به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد - فرصت صحبت به شما نرسید که راجع به ایشان صحبت کنید. فکر می‌کنم این مصاحبه فرصتی باشد که حضرت عالی حق مطلب را در مورد این استاد فرهیخته ادا کنید؛ به نظر شما استاد مشفق چه خدماتی به ادبیات فارسی داشته و دارد؟

اگر بخواهیم از خدمات استاد یک به یک نام ببریم و ذکر کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد، ولی چون ایشان در تمام دهه‌های گذشته که بیش از نیم قرن می‌شود، حضور فعال و اثرگذاری در عرصه ادبیات داشته‌اند؛ یکی از خدمات ایشان «تربیت شاگرد» بوده است، یعنی در هر منصبی که ایشان قرار داشتند، چه آن زمانی که در آموزش و پرورش حضور داشتند چه زمانی که در شورای شعر وزارت ارشاد (از آغاز انقلاب تا امروز) حضور داشتند، چه زمانی که در بنیاد 15 خرداد به عنوان استاد و مدرس جلساتی را مدیریت می‌کردند، در حوزه تربیت شاگردان و تربیت نسلی از شاعران تأثیرگذاری فراوان داشتند و بسیاری از شاعران نسل اول و دوم انقلاب خودشان را مدیون محبت‌ها و بزرگواری‌های استاد می‌دانند.

«سهراب سپهری» در قالب‌های غزل، مثنوی و چهارپاره شعر می‌سرود و کارهای جدیدش را به استاد ارایه می‌داد و استاد راجع به کارهای سهراب نظر می‌دادند. وقتی استاد رگه‌هایی از خلاقیت و نوآوری را در کارهای کلاسیک سهراب را دیده بود، سهراب را تشویق می‌کند که این مسیر را ادامه بدهد و سهراب به خاطر محبت‌هایی که استاد انجام می‌دهد به ادامه دادن مسیر ادبیات علاقه‌مند  می‌شود و بعدها به چهره شاخصی در ادبیات معاصر تبدیل می‌شود. من فکر می‌کنم اگر استاد مشفق به عنوان یک پیشکسوت ادبی در کنار «سهراب سپهری» قرار نمی‌گرفت استعداد ادبی سهراب به هرز می‌رفت، چون حتی جنس تربیت شاگرد استاد مشفق در مقایسه تربیت‌های دیگران جنس خاصی است. یعنی اصلاً از موضع تکلم نیست. باور کنید وقتی من در جلسه‌های شورای شعر وزارت ارشاد و خدمت ایشان می‌رسم، چنان با محبت و از عمق‌ جان با من برخورد می‌کند که خود من شرمنده می‌شوم. البته این موضوع فقط برای من صدق نمی‌کند بلکه با خیلی از شاعران و شاگردان خودشان اینگونه‌اند. که البته این هم برای ما یک درس است که ایشان در این نشست‌ها «تکریم شاعران» را به ما می‌آموزند.

نسل اول و دوم انقلاب از ایشان به عنوان استاد نام می‌برند، مثلاً شاهد بودم که ایشان بالای صفحه اول کتاب «خلوت انس» نوشتند: تقدیم به استاد عباس باقری و ... و این نشان دهنده بزرگواری و سجایای اخلاقی و نیکوی استاد است و این صفت پسندیده‌ای است. من در کمتر کسی این حالت را مشاهده کردم و همین برخورد استاد با شاعران به خصوص جوانان باعث می‌شود که خودباوری و اعتماد به نفس ایشان تقویت می‌شود و با رهنمودهای استاد مشفق -که شاعران را تشویق می‌کنند- به چهره‌هایی مثل «سهراب سپهری» تبدیل می‌شوند و من بسیار از ایشان دیدم. وقتی جلد سوم «خلوت انس» منتشر شد، ایشان به طور جدی پی‌گیری بودند که شاعرانی که زندگی‌شان در خلوت انس چاپ شده است کتاب را با دست نوشته خودشان مرقوم می‌کردند تا من به دست آن شاعران برسانم. یعنی هیچ کدام از دوستان را فراموش نمی‌کردند و اگر من گاهی فراموش می‌کردم، به منزل ما تلفن می‌زدند که اسماعیلی! کتاب به دست دوستان رسید؟ کتاب‌ها را به شاعران تحویل دادی؟ این قدر پیگیر هستند. و این عمل خوب باید برای ناشران و شاعران معاصر درس باشد. وقتی مثلاً در یک کتاب، اثر دوست شاعر گنجانده می‌شود به خاطر احترام این کتاب را برای دویست شاعر ارسال می کنند. استاد مشفق، این خصوصیت را دارد و از عمق جان و بن دندان پی‌گیری می‌کند که کتاب به دست آن شاعر برسد.

* آبروی غزل معاصر

- جایگاه استاد مشفق کاشانی در حوزه شعر از نظرگاه شما چگونه است؟

بدون اغراق و به جرأت می‌توانم بگویم بعد از استاد شهریار - که رحمت خدا بر او باد - مشفق کاشانی بهترین بدیل و جانشین ایشان هستند. به همان بزرگی و با اشعار فاخر و مانا در عرصه ادبیات حضور دارند و بسیاری از غزل‌های استاد -به شهادت بزرگان ادبیات معاصر یعنی به شهادت استاد علی معلم، استاد زنده یاد محمود شاهرخی، استاد گرمارودی، زنده یاد اخوان ثالث و ...- «استاد مشفق کاشانی» از بزرگان غزل معاصر است. بیشتر بزرگان قبل و بعد از انقلاب از شعر استاد مشفق با عظمت و بزرگی یاد کردند و برای ایشان «اخوانیه» گفتند و گاهی اوقات خود را شاگرد استاد مشفق قلمداد کرده‌اند که این حرف کمی نیست. شخصی مثل مهدی اخوان ثالث، خود را شاگرد مشفق می‌داند و حتی استاد شهریار، به بزرگی از استاد مشفق نام می‌برد. و این نشان‌دهنده این مفهوم است که استاد مشفق جایگاه بی‌بدیلی در ادبیات معاصر ما دارد. در همین نشست اخیر «به رنگ آینه» دیدید که چهره‌هایی مثل؛ استاد محمدعلی بهمنی و استاد علی موسوی گرمارودی افتخار می‌کردند که دوست استاد مشفق هستند و ایشان اشاره می‌کردند استاد مشفق یکی از چهره‌های بی‌بدیل در عرصه غزل هستند و حتی مقام معظم رهبری هم از غزلیات استاد به عنوان غزلیات مضمون‌دار نام بردند که این اغراق نیست. من فکر می‌کنم بدیل استاد شهریار کسی جز «استاد مشفق» نیست و در واقع استاد مشفق، آبروی غزل معاصر است.

 

خبرگزاری فارس ( فرهنگی - ادبیات انقلاب اسلامی )

دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲

ساعت  11 :15 - شماره: 13920526001213

 

نقد و بررسی مجموعه شعر « از جنس باران »

 

بررسی مجموعه شعر « از جنس باران » سروده رضا اسماعیلی

همسایه باران

فهیمه بافنده

نقد و بررسی

یادداشتی برای تازه‌ترین اثر «رضا اسماعیلی»
ما به کربلا نمی‌رسیم و باز هم عقربه « شهادت » روی هفتاد ودو نفر می‌ماند
____________________

حسین قرایی

خبرگزاری فارس: آینه تمام نمای این نو سروده‌های زیبا در شعر زیر بافت می‌شود که شاعر آیینی آیینه مقصد ما می‌گوید: «ما حسین را/ نمی‌شناسیم!» و از این حسین نشاختن درد می‌کشد!

«ناگهان دریا» مجوعه‌ای از اشعار عاشورایی شاعر توانمند معاصر«رضا اسماعیلی» است. اسماعیلی، هم در عرصه شعر و هم در عرصه نثر صاحب نگاه است؛ از وی تاکنون مجموعه شعرهای گوناگونی چاپ شده است که از این جمله‌اند؛ جغره سرخ عشق، عاشقانه‌های شرقی، آسمانی‌ها، عاشقانه‌های سرخ، این حریم همیشه، آب، بابا... آزادی، لهجه شرقی عشق، بوی گل در می‌زند و ...

کتاب «ناگهان دریا» 120 صفحه و شالم 5 قسمت می‌باشد. که به تازگی توسط نشر تجلی مهر به زیور چاپ آراسته شده است.

هرچند در این کتاب با شعرهای خوبی مواجه‌ایم اما نو سروده‌های اسماعیلی در این میان از جذابیت خاصی برخوردارند:

«ظهر عاشورا است

دسته‌های سینه‌زنی در راه مانده‌اند.

دلم شور می‌زند

می‌دانم

ما به کربلا نمی‌رسیم و

باز هم عقربه «شهادت»

روی هفتاد ونفر می‌ماند!

مرثیه خوان دم می‌گیرد:

«وای حسین کشته شد»

و ناگهان

نمازمان قضا می‌شود! (ناگهان دریا ص 73)

 

به زعم نگارنده سطور، اسماعیلی در 14 نوسروده خود، بیشتر دنبال «پیام» حسینی است نه سوگ و ....

ظهر عاشورا

غوغای طبل و سنج و زنجیر

بوی قیمه امام حسین می‌آید و

مرثیه خوان دم می‌گیرد:

«وای حسین کشته شد» (ناگهان دریا ص 68)

و می‌توان گفت؛ آینه تمام نمای این نو سروده‌های زیبا در شعر زیر بافت می‌شود که شاعر آیینی آیینه مقصد ما می‌گوید: «ما حسین را/ نمی‌شناسیم!» و از این حسین نشاختن درد می‌کشد!

«ما حسین را

با طبل‌‌ها و سنج‌ها

علم‌ها و کتل‌ها

قیمه‌ها و قورمه‌ها

می‌شناسیم

ما حسین را

نمی‌شناسیم!»(ناگهان دریا ص67)

در این کتاب ترکیب بند «ناگهان دریا» که شاعر نام مجموعه را نیز از ترکیب‌بند مذکور انتخاب کرده است. علاوه بر زیبایی‌های ادبی، تفکر سرخ حسینی نیز در آن جلوه‌گر است. مثلا در بند پنجم، شاعر با تعریض به کسانی که «حماسه حسینی» را «قصه» و «افسانهن می‌خوانند، می‌سراید:

خیلی شبیه قصه و افسانه‌ها شدی

گویا دوباره نکته پراندم! ولی هنوز...

در بند ششم، شاعر «حنجره سرخ عشق» با آوردن نام «ابن ملجم» این نکته را به مخاطب گوشزد می‌کند که ریشه دشمنی با حسین(ع) را باید در «ابن ملجم»‌ها جستجو کنی؛

او می‌رسد ز راه و زمین، رو سیاه او از شش جهت، مقابل او، ابن ملجم است.

معتقدم که بندهای 18، 13، 10 از زیباترین بندهای ترکیب بند«ناگهان دریا» است. (البته این که شاعر در سرایش ترکیب بند مذکور ابیات بندها را مساوی گرفته جای سؤال دارد.)

بند 18 با شکوه‌ترین و زیباترین قصر بلورین شعر «ناگهان دریا» است که از هر طرف که می‌نگری چهار عنصر «سوگ» ،«حماسه»، «پیام» و «عشق حسینی» در آن درخشش دارد؛

باید شکوه نام تو را زندگی کنیم

ای سبز سرخ! مثل شما زندگی کنیم

یک قبله اقتدا به خلوص شما کنیم

فارغ ز«من» برای خدا زندگی کنیم

تا مثل کوخه سجده به شیطان نیاوریم.

باید کنار قبله‌نما، زندگی کنیم

چون «خر» به راه عشق تو ثابت قدم شویم

فارغ زبور چون و چرا، زندگی کنیم

هرگز مباد بهر تمنای ملک «ری»

هر نگاشهر و حرمله‌ها، زندگی کنیم

باید چولاله همسر داغ شما شویم

بی‌منت تبسم مرهم، به قاف تیغ

باید قیام سرخ تو را، زندگی کنیم

کرب و بلا، بهشت هنوز و همیشه است

باید به بوی کرب و بلا، زندگی کنیم

در سینه نیست جز عطش کربلای تو

ماییم و فصل زمزمه‌ی داغ‌های تو (ناگهان دریا صفحات 102، 101)

در پایان این یادداشت تنها به وجود چند صنعت و آرایه ادبی بسنده می‌کنم که دریچه ادبی هم به «ناگهان دریا» نظر کرده باشم و برای شاعری که سه دهه برای ملت و مذهب و دلش می‌سراید پیشرفت روز افزون را آرزومندم؛

ـ تلمیح

(به نیزه کردن سر مبارک حضرت حسین(ع) و قطع نمودن دست حضرت ابوالفضل(ع))؛

 

ـ ایهام تناسب (بین محتشم و غزل و بند)

گاهی فراز نیزه، خورشید خطبه خوانیم/ گاهی چودست عباس، در حالت نشیبیم(ناگهان دریا ص21)

- باز محتشم بخوان، چارده غزل ـ عطش

تاز «العطش»شود، بنده بند من جدا (ناگهان دریا ص 23)

ـ تشخیص

زرزم تو لرزید در کربلا، به قرآن قسم هفت پشت عطش!

بنازم در آغوش سرنیزها، عطش نوشی لاله‌های تو را (ناگهان دریا ص 25)

البته تأثیرپذیری شاعر از «محمدعلی بهمنی» در بیت بالا به چشم می‌خورد؛

هفت پشت عطش از نام زلالست لرزید

ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم؟!


خبرگزاری فارس - 24 خرداد 1391 ( ادبیات انقلاب اسلامی )

روزنامه اطلاعات - شماره 25461 ( ضمیمه ادب و هنر )                                                                              

یادداشت

 

رفع افسردگی فرهنگی ، با « قند پهلو » !

 

آقای نشاط ، حضرت « شکرخند » !

ای تاجر عشق ، مهربانی ، لبخند

افسردگی ما زده بالا ، آقا

لبخند بدون لک ، بگو کیلو چند ؟!

 

در شرایطی که دست صدا و سیما در حوزه برنامه های ادبی فاخر و تاثیر گذار ادبی تقریبا خالی است ، و به جز یکی ، دو برنامه نیمه ادبی که صرفا نام شعر و ادبیات را با خود یدک می کشند و قرابت و نسبت چندان مستقیمی با این مقوله  ندارند ، مگر به عنوان پیاز داغ برنامه ! ، تهیه و پخش برنامه هدفمندی با عنوان « قند پهلو » که  تهیه کنندگان آن در پرداختن به شعر و ادبیات طنز ، اراده ای جدی دارند ، باعث خرسندی و امیدواری است .

غربت و غیبت ادبیات در رسانه ملی – نه به عنوان تفنن و سرگرمی – بلکه به عنوان مقوله ای جدی و تاثیر گذار ، اظهر من الشمس است و بر کسی پوشیده نیست . این که با همه تاکیدات مقام معظم رهبری ، شعر و ادبیات هنوز از داشتن حتی یک زیر پله ثابت در مملکت هزار دروازه صدا و سیما محروم است ، قصه ای است پر آب چشم که باید در افسانه ها بنویسند و برای آیندگان حکایت کنند !

غربت و غیبت ادبیات در رسانه ملی – نه به عنوان تفنن و سرگرمی – بلکه به عنوان مقوله ای جدی و تاثیر گذار ، اظهر من الشمس است و بر کسی پوشیده نیست . این که با همه تاکیدات مقام معظم رهبری ، شعر و ادبیات هنوز از داشتن حتی یک زیر پله ثابت در مملکت هزار دروازه صدا و سیما محروم است ، قصه ای است پر آب چشم که باید در افسانه ها بنویسند و برای آیندگان حکایت کنند !

البته راقم این سطور وجود برنامه هایی چون « با کاروان شعر و موسیقی » و « رادیو هفت »  را که از سایر برنامه های ادبی یک سر و گردن  بالاترند و نسبت به سایر برنامه ها - که صرفا برای خالی نبودن عریضه ساخته  می شوند - رویکرد مقبول تر و قابل تامل تری نسبت به شعر و ادبیات دارند را منکر نیستم ، ولی این طور که از قرائن و شواهد پیداست ، تهیه و پخش برنامه هایی از این جنس نه بر اساس طرحی مهندسی شده و هوشمندانه ، بلکه صرفا حاصل یک  ایده کاملا انفرادی و شخصی و به صورت مقطعی و سلیقه ای می باشد ، به این معنا که اگر فردا روزی فرد مورد نظر - به هر علت - با صدا و سیما متارکه کند ، پخش برنامه  مورد نظربلافاصله متوقف می شود و علاقه مندان سینه چاک آن برنامه تا سال ها در خماری باقی می مانند تا شاید روزی ، روزگاری رند قلندر دیگری پیدا شود و نهضت را ادامه دهد !

این که مدیران و تهیه کنندگان محترم صدا و سیما بعد از گذشت 34 سال از انقلاب و با وجود راه اندازی این همه شبکه تلویزیونی رنگارنگ ، هنوز به صرافت تهیه یک برنامه فاخر و آبرومند ادبی نیفتاده اند ، مایه تاسف است و حکایت از آن دارد که این بزرگواران علی رغم مطالبه جدی جامعه ادبی ، هنوز ضرورت این مهم را دریافته اند ! اغراق نیست اگر بگوییم  یکی از تبعات  بی توجهی به این مقوله مهم بروز « افسردگی فرهنگی » در جامعه ادبی و کاهش انگیزه برای خلق و آفرینش ادبی است .

و اما بعد ... گفتیم که برنامه « قند پهلو » با رویکرد  هدفمند ، هوشمندانه  و قابل تاملی که به شعر و ادبیات طنز دارد - هر چند که این برنامه نیز ظاهرا قائم به افراد است - در همین مدت کوتاهی که از پخش آن می گذرد ، در پاسخگویی به مطالبات بر حق جامعه ادبی تا حدودی موفق بوده است . موفقیت این برنامه نیز در کنار تلاش سایر دست اندرکاران ،  بیشتر مدیون نفس گرم  و ابتکار عمل دو مجری ارجمند و طنازاین برنامه خجسته - رضا رفیع و شهرام شکیبا -  است که علاوه بر افتخار شاگردی زنده یاد گل آقا ( کیومرث صابری ) از طلایه داران و پیشکسوتان عرصه ادبیات طنز کشورمی باشند و در طول سال های گذشته با حضور جدی و تاثیرگذار خود ، در حوزه ادبیات طنز کارنامه  درخشان و قابل قبولی از خود ارائه داده اند .

به نظر می رسد برنامه  نوبنیاد « قند پهلو » در کنار تمام محاسنی که دارد ، از جمله : اجرای هنرمندانه و جذاب ، تلاش قابل تقدیر در معرفی طنزپردازان متقدم و معاصر ، حضور شاعران طنزپرداز به عنوان شرکت کننده ، داوری کارشناسانه و نسبتا غیر سلیقه ای ، بداهه گویی ، و ... از چند ضعف قابل ترمیم نیز برخوردار است که البته وجود ضعف و کاستی در برنامه ای که دوران  خردسالی و طفولیت خویش را می گذراند  امری کاملا بدیهی و طبیعی است ، چرا که این برنامه در منزل اول و در حال گذر از دوران آزمون و خطاست .

اشاره به ضعف و کاستی های برنامه  از آن جهت ارزشمند است که به تهیه کننده  و مجریان برنامه  این توانمندی را می بخشد که سری دوم این مجموعه  را  خوش ساخت تر ، هوشمندانه تر و با کیفیتی مطلوب تر ارائه دهند که در نهایت منجر به رضایت بیشتر مخاطبین و استقبال عمومی از این برنامه خواهد شد . و اما ضعف ها و کاستی ها :

1 – اول این که پخش این برنامه در دوره آزمون و خطا از شبکه آموزش خوب است ، ولی اگر هدف رسانه ملی از تهیه و پخش « قند پهلو » الگوسازی برای تولید و ارائه  طنز فاخر و قابل دفاع و افزایش ظرفیت نقدپذیری در جامعه باشد ، بدیهی است که ظرف شبکه آموزش برای عرصه این برنامه ظرف کوچکی است . ( البته این مورد را به حساب کاستی های برنامه نباید گذاشت . )

2 -  هیات داوران « قند پهلو » ، باید به راستی « هیات داوران » باشد تا در داوری ها شاهد قضاوتی عادلانه تر ، علمی تر و به دور از سلیقه باشیم . برای تحقق این مهم ، شایسته است در هر بخش ازبرنامه  ، یک  شاعر شاخص دیگر به عنوان داور میهمان در کنار داور ثابت برنامه ( با اجازه شهرام شکیبا ! ) قرار گیرد .

3 – برای آن که مخاطب چنین برنامه ای را جدی بگیرد ، برخورد برنامه با مخاطب نیز باید جدی باشد . از همین رو برنامه باید با شاکله ای فاخر و آبرومند و در ساختاری  غیر بازاری و به دور از لودگی شکل بگیرد . از همین رو سخت معتقدم  که صدای سوت و کفی که به لوگوی بخش ها سنجاق می شود  ، به این هویت اصیل آسیب می رساند و برنامه را به مسیری تصنعی و فانتزی هدایت می کند که برای آینده این برنامه مخاطره آمیزاست .

4 - پخش کلیپ و وُله های تصویری  هنرمندانه و متناسب با روح حاکم بر برنامه ، برای پیشگیری از یکنواختی چنین برنامه ای  ضرورتی انکار ناپذیر است .

5 -  به منظور جامعیت و استقبال عام از برنامه ، شایسته است  میهمانان و شرکت کنندگان برنامه از همه طیف های ادبی اتنخاب شوند و برنامه در انحصار حلقه ادبی خاصی نباشد .

6 – شایسته است در این برنامه بخشی نیز به مرور شاهکارهای ادبیات طنز و معرفی اجمالی بزرگان این عرصه اختصاص داده شود . شاعران بزرگی چون مولانا ، سعدی ، حافظ و ... که هر چند به طنز شهره نیستند ، ولی بی هیچ شکی ، طنز فاخر و حکیمانه را باید در آثار آنان جست و جو کرد . البته پرداختن به این مهم باید در قالبی کاملا هنرمندانه و به دور از هر گونه تصنع و تکلف باشد . 

و ... حرف های دیگر بماند برای فرصتی دیگر -  عزت زیاد .

 

روزنامه اطلاعات ، شماره ۲۵۶۵۸ ، سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ ، ضمیمه ادب و هنر ( شماره ۲۳۶ ) ، صفحه ۳ .

 

یادداشت

 
 
 
 
یادداشت رضا اسماعیلی به بهانه دیدار شاعران با رهبر انقلاب
 
پخش کامل مهم‌ترین رخداد ادبی کشور که دیدار سالانه اساتید شعر و ادب با مقام معظم رهبری است، در این سیرک بزرگ به بوته فراموشی سپرده می‌شود و شاعران شرکت کننده در این دیدار باید هفته‌ها و روزها چشمشان به صفحه تلویزیون بخشکد.
 
خبرگزاری فارس: شعر در صدا و سیما حتی زیر پله ثابت هم ندارد

 

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، دیدار سالانه رهبر انقلاب با شاعران مهم‌ترین رویداد سالانه و فراگیر در حوزه شعر و ادبیات معاصر است که بیانات رهبر انقلاب در این دیدارها و این حضور شاعرانه، تبعات و تاثیرهای قابل توجهی در شعر امروز ما دارد.

رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان در یادداشتی که به انگیزه دیدار اساتید شعر و ادب و شاعران پیشکسوت و جوان با مقام معظم رهبری نوشته و برای انتشار در اختیار خبرگزاری فارس، قرار داده‌ است به این مهم پرداخته است.

اسماعیلی نام این یادداشت را «این پرونده همچنان باز است» گذاشته و از بی توجهی صدا و سیما به شعر و ادب انتقاد کرده است:

**شعر در صدا و سیما حتی زیر پله ثابت هم ندارد

غربت و غیبت ادبیات در رسانه ملی – نه به عنوان تفنن و سرگرمی – بلکه به عنوان مقوله‌ای جدی و تاثیر گذار، اظهر من الشمس است و بر کسی پوشیده نیست. این که با همه تاکیدات مقام معظم رهبری، شعر و ادبیات هنوز از داشتن حتی یک زیر پله ثابت در مملکت هزار دروازه صدا و سیما محروم است، قصه‌ای است پر آب چشم که باید در افسانه‌ها بنویسند و برای آیندگان حکایت کنند! (البته راقم این سطور وجود برنامه‌هایی چون «با کاروان شعر و موسیقی» و «رادیو هفت» و ... را منکر نیست، ولی تمامی این برنامه‌ها مقطعی، سلیقه‌ای و قائم به افراد بوده و اراده‌ای جدی برای گسترش و تداوم هدفمند آنها وجود نداشته است) 

جفا و بی مهری از این بیشتر که بعد از گذشت 34 سال از انقلاب اسلامی، هنوز مدیران و تهیه کنندگان محترم صدا و سیما «شعر و ادبیات» را به جرم این که طفلی تهیدست و یک لا قبا است نه تنها به فرزندی قبول ندارند، بلکه حتی کسر شانشان می‌شود که این طفل یتیم را به عنوان فرزند خوانده به عضویت خانواده خود در آورند و هر از گاهی به مهر دست نوازشی بر سرش بکشند!

**سند شش دانگ به نام هنرپیشه‌ها و فوتبالیست‌ها

این یک ادعای واهی و توهم شاعرانه نیست. قرائن و شواهد چنین نشان می‌دهد که گویا صدا و سیما را به نام هنرپیشگان و خوانندگان و مجریان و فوتبالیست‌ها سند زده‌اند که در هر مناسبتی (عید و عزا) وقتی پیچ این جام جهان نما را می‌پیچانی، جمال مبارک این خوبان – از ما بهتران! – را مشاهده می‌کنی: صبح، ظهر، شب، نیمه شب و ... جالب این که زیر پا گذاشتن خط قرمزهای اخلاقی جامعه که عدم رعایت آنها برای دیگران منجر به تکفیر و طرد و محرویت و هزار دردسر دیگر می‌شود، برای این ابرقدرتان فرهنگی - صرفا به اعتبار این که به لطف رسانه ملی و باز پخش شبانه روزی فیلم‌ها و سریال‌ها «چهره» شده‌اند – بی هیچ عواقبی – مجاز است : آرایش‌های عجیب و غریب، پوشش‌های پست مدرن، اختلاط‌های غیر شرعی، دیالوگ‌های غیر اخلاقی و ...!

**این جماعت مظلوم و نجیب

به خدا قسم اصحاب فکر و فرهنگ خیلی نجابت دارند که در برابر این همه جفا و بی مهری و تبعیض - خار در چشم و استخوان در گلو - همچنان مهر سکوت بر لب زده‌اند و به تظلم و دادخواهی بر نخاسته‌اند. این که مدیران و تهیه کنندگان محترم صدا و سیما بعد از گذشت 34 سال از انقلاب و با وجود راه اندازی این همه شبکه تلویزیونی، هنوز به صرافت تهیه یک برنامه فاخر و آبرومند ادبی نیفتاده‌اند، آیا نتیجه سکوت، نجابت و مظلومیت این جماعت نیست؟

**شاعران شرکت کننده در دیدار چشمشان به تلویزون خشکید!

متاسفانه چنان که پیدا است – علی رغم همه تاکیدات مقام معظم رهبری – شان و جایگاه شعر و ادبیات در چشم و دل مدیران و تهیه کنندگان برنامه‌های رنگارنگ صدا و سیما ظاهرا پایین‌تر از مقوله‌هایی چون خیمه شب بازی و کارتون‌هایی چون «یوگی و دوستان و فوتبالیست‌ها» است، فیلم‌ها و سریال‌های نازل و بی محتوایی که جز لودگی و بد آموزی و تخریب اخلاق جامعه هیچ حرفی برای گفتن ندارند، جالب‌تر این که برنامه‌ها و کارتون‌های بی محتوایی از این جنس در شبانه روز چندین بار در نوبت باز پخش قرار می‌گیرند، در حالی که پخش کامل مهم‌ترین رخداد ادبی و فرهنگی کشور که دیدار سالانه اساتید شعر و ادب و شاعران پیشکسوت و جوان با مقام معظم رهبری است در این سیرک بزرگ به بوته فراموشی سپرده می‌شود و شاعران شرکت کننده در این دیدار باید هفته‌ها و روزها چشمشان به صفحه تلویزیون بخشکد تا شاید روزی، روزگاری صدا و سیما تصمیم به پخش مثله شده این برنامه بگیرد! 

دوستان! باور کنید در این مورد حرف برای گفتن زیاد است، ولی «آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است. » پس بگذریم ... امیدوارم دیگر دوستان اهل درد نیز در این خصوص به صحنه بیایند و مطالبی را قلمی کنند، شاید آقایان به خود بیایند و از خواب خرگوشی بیدار شوند / یا علی.

92/05/11 - 13:30 - شماره خبر : 13920509000780


 

مصاحبه


  رهبر معظم انقلاب تاکید زیادی بر به کارگیری


« حکمت » و « اندیشه » در سروده های


شاعران امروز دارند .


 
 
گفت و گو


«رضا اسماعيلي» روز يكشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا در مورد محورهاي بيانيات رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير با اهالي شعر و ادب و شاعران جوان و پيشكسوت گفت: ايشان در اين ديدار بر روي سه نكته دست گذاشتند ، اينكه گاه شعر از روي دلتنگي و گاه با احساس شاعرانه همراه است كه اشكالي ندارد ، تاكيد ايشان بر روي بهره گيري از حكمت و انديشه در سروده هاي شاعران بود كه امروز به نوعي مورد غفلت واقع شده است.

وي افزود‌: ايشان تاكيد داشتند شعر شاعران گذشته همچون حافظ ، بيدل دهلوي ؛ سعدي و مولانا از انديشه و حكمت سرشار بوده و شاعران نيز به تاسي از آنان بايد اينگونه بسرايند.

اين پژوهشگر ادبي به محور ديگر سخنان رهبر معظم انقلاب اشاره كرد و گفت‌: ايشان تاكيد كردند شاعران بايد نسبت به مسائل جامعه آگاه باشند بنابراين بايد شاعر فرزند زمانه خويش باشد و به تناسب مسائل و رخدادها عكس العمل نشان دهد.

وي گفت: استكبار ستيزي ، ظلم ستيزي و توجه به تعهد و مسووليت از ديگر نكاتي بود كه در بيانات ايشان مورد تاكيد قرار گرفت ، شاعران بايد حنجره هاي خود را وقف فرياد زدن بر عليه ظالمان كنند و بر اساس رسالت و وظيفه سنگيني كه بر دوش دارند در غم و شادي مردم زمانه شريك باشند.

وي ياد‌آور شد: شاعران به عنوان پيام آوران صلح و دوستي بايد در عرصه جهاني به وظيفه خود عمل كنند و با توجه به موج بيداري اسلامي در جهان بي تفاوت نبوده و با سردوه هاي خود روشنگري كرده و آگاهي بخش مردم زمانه خود باشند.

اين شاعر معاصر به تاكيد رهبر انقلاب بر توجه به شعر كودك اشاره كرد و گفت‌: ايشان بر بكار گيري حكمت و انديشه نيز در شعر كودك ونوجوان و پرهيز از مباحث سطحي در سروده ها نيز تاكيد داشتند ، از آنجا كه كودكان در مسير رشد و تعالي قرار دارند و بايد از همان اوان كودكي با ارائه مطالب آموزنده تحت تعليم و آموزش قرار گيرند.

وي گفت‌: ايشان در مجموع از اشعار قرائت شده به وي‍ژه سروده هاي حماسي بانوان اظهار رضايت داشتند و شعر كشور را روبه رشد عنوان كردند .

جمعي از شاعران و اهالي ادب در سه شنبه گذشته مصادف با شب ميلاد امام حسن مجتبي (ع) با رهبر معظم انقلاب ديدار و گفت و گو كردند.


خبرگزاری ایرنا ( جمهوری اسلامی )

کدخبر : 80753605(3445983)
تاریخ مخابره :     ۱۳۹۲/۰۵/۰۶
زمان مخابره :     ۱۳:۰۱
سرویس خبر : فرهنگی- فرهنگ و ادب-





مصاحبه

 

گفت‌وگو با رضا اسماعیلی در مورد ماهنامه تخصصی « اقلیم نقد » :
 
در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است
 

دوستان به حوزه نقد به عنوان تفنن توجه دارند و بیشتر علاقه‌مند هستند شعر بگویند. من واقعاً در هر شماره به سختی باید ده نقد پر و پیمان پیدا کنم. به قول شما خیلی از نقدها «معرفی - نقد» است؛ یعنی در واقع وجه غالب «معرفی» است!

خبرگزاری فارس: در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ یازدهمین شماره ماهنامه تخصصی "اقلیم نقد" در حوزه‌های نقد شعر و داستان منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر نشریه مذکور «محمدرضا سرشار» است و دبیر بخش شعر نشریه «رضا اسماعیلی» است. به سراغ رضا اسماعیلی رفتیم تا از سختی‌های چاپ نشریه‌ای بپرسیم که بخش قابل توجهی از آن - نقد شعر - زیر نظر او منتشر می‌شود؛ نشریه «اقلیم نقد» بیشتر با رویکرد توجه به مجموعه داستان‌ها و شعرهایی چاپ می‌شود که در حوزه‌ ادبیات انقلاب اسلامی منتشر می‌شوند. مصاحبه ما با رضا اسماعیلی - پژوهشگر و شاعر - در مورد اقلیم نقد را بخوانید.

- آقای اسماعیلی! نشریه اقلیم نقد چگونه شکل گرفت؟

بیش از یک سال پیش بود که آقای سرشار با من تماس گرفت و گفت قرار است یک ماهنامه تخصصی در حوزه نقد ادبی چاپ کنیم که دو بخش دارد: یکی در حوزه شعر و دیگری در حوزه داستان. ایشان گفت اگر شما علاقه‌مند هستید، دبیری بخش شعر ماهنامه را به عهده بگیرید و همکاری‌تان را با ما شروع کنید. من هم چون به بحث نقد ادبی علاقمند بودم، پذیرفتم و راه برای همکاری با ماهنامه هموار شد. از اولین شماره تا امروز مسئولیت و دبیری بخش «شعر» ماهنامه با من بوده است و الحمدالله چاپش بسیار منظم است، یعنی اول هر ماه چاپ شده است و در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور توزیع می‌شود. امیدواریم که بر پیشخوان دکه‌های مطبوعات راه پیدا کند و کسانی که به تهیه ماهنامه علاقه‌مند هستند بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.

- طرح کلی جلد نشریه یک همانندی با نشریه نقدی دارد که زیر نظر یکی از دوستان منتشر می‌شد. طرح‌های جلد کتاب خیلی سرد و بی‌روح است، آن طرحی که به جبهه نبرد فکری - فرهنگی تعلق داشته باشد، نیست؛ باید جلدش جذاب‌تر و گرم‌تر باشد.

در مورد گرافیک و لوگوی ماهنامه به طور مستقیم دخیل نبودم، البته آقای سرشار در مورد عنوان نشریه از ما و دوستان نظرخواهی کردند و قرار بود یک عنوان دیگر باشد که ما مخالفت کردیم و خلاصه عنوان «اقلیم نقد» انتخاب شد.

* پیشنهاد دادیم به جای عکس نویسندگان خارجی از عکس نویسندگان و شاعران ایرانی استفاده کند

- عنوان خوبی است.

عنوان پویا و سنگینی است. در مورد طراحی و صفحه‌آرایی و طرح روی جلد در یک فاز دیگری تعریف می‌شود و از حیطه اختیار دبیران شعر و ... خارج است و خود آقای سرشار تصمیم می‌گیرند. ولی در عین حال به ایشان پیشنهادی دادیم؛ مثلاً چند وقت پیش بود که به ایشان پیشنهاد دادیم به جای این که عکس نویسندگان خارجی را روی جلد بزنند، عکس نویسندگان و شاعران ایرانی را کار کنند که آقای سرشار دید سخن درستی است و یک شماره به آقای خلیل عمرانی و شماره دیگر به سهراب سپهری اختصاص دادند. این روند اصلاح شد. در مورد لوگو می‌شود این نظر را انتقال داد.

* به دوستان عنوان «هیئت تحریریه افتخاری ماهنامه» می‌گویم

- گزینش دوستان برای نوشتن مطلب در «اقلیم نقد» چگونه است؟

الحمدالله ما از لحاظ همکاری دوستان هیچ محدودیتی نداریم. از زمانی که من این مسئولیت را پذیرفتم با تمام عزیزانی که حس می‌کردم در حوزه نقد قلم می‌زنند تماس گرفتم. سعی کردم همه دوستان منتقد را به ماهنامه وصل کنم و الحمدالله الان از تمام استان‌ها چهره‌های شاخصی که در حوزه نقد فعالیت می‌کنند به این نشریه وصل شدند و دارند در هر شماره مطلب ارسال می‌کنند، از جمله آقایان؛ حمیدرضا شکامیری، محمدکاظم کاظمی، سیدعلی میرافضلی و ... اخیراً هم با خانم دکتر پروین سلاجقه تماس گرفتم که در حوزه نقدنویسی چهره صاحب نامی هستند و جز چهره‌های دانشگاهی محسوب می‌شوند. ایشان هم اظهار علاقه کردند.

الحمدالله خیلی از دوستان استقبال کردند من هم به صورت تلفنی با دوستان تماس می‌گیرم و از ایشان درخواست می‌کنم همکاری کنند. هم به صورت ایمیلی فعال هستیم و هم در جلسات و محافل ادبی که خودم حضور دارم نشریه را معرفی می‌کنم و اکثراً هم با جواب مثبت رو به رو شدیم و دوستان محبت کردند؛ به دوستان عنوان «هیئت تحریریه افتخاری ماهنامه» می‌گویم.

- شما در حوزه شعر، فقط به نقد کتاب می‌پردازید یا این اتفاق در نشریه افتاده است که یک غزل یا قصیده را هم نقد کنید؟

دو حالت دارد؛ یکی نقد مجموعه شعرهای مستقل است و حالت دوم نقد یک تعدادی از شاعران متقدم یا معاصر است. مثلاً یک منتقدی ممکن است برود ده تا غزل را از یک مجموعه شعری انتخاب کند و با یک موضوع خاصی کلیات کار یک شاعر را بررسی بکند، از آن نقد استفاده می‌کنیم ولی در مورد خوانش یک شعر این اتفاق نیفتاده است. بیشتر تمایل ما به نقد مجموعه شعر است که جامع‌تر و کامل‌تر است.

* در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است

- جناب اسماعیلی! یک نقدی که به نشریه «اقلیم نقد» بخش شعر این است که نود درصد نقدهایی که ما مشاهده کردیم؛ «نقد - معرفی» است و در حقیقت نقد به معنی علمی آن نیست.

مدینه گفتی و کردی کبابم! ما در حوزه نقد دستمان خیلی خالی است. من با اکثر دوستانی که تماس می‌گیرم و حتی اساتید دانشگاه هستند و سال‌هاست که در این حوزه دارند قلم می‌زنند و قدم می‌زنند و می‌گویم به ما نقد بدهید، با سختی این دوستان را وادار می‌کنیم که نقد بنویسند.

- حق التألیف، هم به نویسندگان و منتقدان می‌دهید؟

بله، مشکل حق‌التألیف نیست! مشکل این است که به نقدنویسی عادت نکرده‌اند و به نقد به عنوان تفنن نگاه می‌کنند! اگر دوستی یا رفیقی کتاب جدیدی چاپ کرده باشد یک انگیزه‌ای ایجاد می‌شود که دستی به قلم ببرند و نقد بنویسند، ولی به عنوان یک رسالت ادبی و به عنوان یک کار مستمر به «نقد» نگاه کنند. متأسفانه چهره‌های این چنینی خیلی کم داریم و شاید به اندازه انگشتان دست هم نشوند! اگر بخواهیم به دو چهره جدی که در این حوزه دغدغه داشته باشند اشاره کنیم باید به «آقای محمد کاظم کاظمی» و «آقای حمیدرضا شکامیری» توجه کنیم، ولی دیگر دوستان به حوزه نقد به عنوان تفنن توجه دارند و بیشتر علاقه‌مند هستند که شعر بگویند. من واقعاً در هر شماره به سختی باید ده نقد پر و پیمان پیدا کنم. به قول شما خیلی از نقدها «معرفی - نقد» است؛ یعنی در واقع وجه غالب «معرفی» است!

* می خواهیم برای «اقلیم نقد» امتیاز پژوهشی بگیریم

- چرا با دانشگاه‌ها ارتباط نمی‌گیرید که جنبه علمی بودن نقد بیشتر به چشم بیاید؟

با دانشگاه‌ها هم ارتباط برقرار کردیم. فقط یک مشکلی وجود دارد که دوستان دانشگاهی می‌گویند علاقه‌مند هستند با نشریه‌هایی کار کنند که «پژوهشی» هستند و از طرف وزارت علوم ثبت شده باشند. اگر اساتید دانشگاه مقاله‌های خود را به نشریه‌های پژوهشی بدهند امتیاز دارد و در ارتقای ایشان تأثیر دارد و حتی این عزیزان می‌توانند در جشنواره‌ها و کنگره‌های ادبی با استناد به همین مقاله‌ها شرکت کنند و یک صبغه علمی برای این نشریات محفوظ است. هنوز این مورد که برای نشریه «اقلیم نقد» امتیاز پژوهشی بگیریم، قطعی نشده است و اگر ما تلاش کنیم و این امتیاز را بتوانیم برای این نشریه بگیریم، فکر می‌کنم اساتید دانشگاه برای همکاری با ماهنامه تقویت خواهند شد. البته شاید حق‌التألیف ما نسبت به حق‌التألیف آن نشریه‌های پژوهشی همتراز نباشد و نسبت به آنها کمتر باشد و این مشکلاتی است که ما فعلاً پیش رو داریم.

- چرا نشریه «اقلیم نقد» روی پیش‌خوان دکه‌ها رؤیت نمی‌شود؟ طریقه توزیع این نشریه چگونه است؟

چون حامی این نشریه «نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور» است، فعلاً کانالی که این نشریه را توزیع می‌کند همان نهاد کتابخانه‌های عمومی است. این ماهنامه فقط به کتابخانه‌‌های سراسر کشور توزیع می‌شود. هنوز ما توزیع عمومی نداریم. اگر دوستی بخواهد این نشریه را تهیه کند، نه تنها در شهرستان‌ها بلکه در تهران هم به سختی می‌تواند آن را تهیه کند. یا باید به انتشارات انجمن قلم ایران مراجعه کند که در آن جا موجود است یا در واقع باید به کتابخانه‌های عمومی مراجعه کند. فعلاً در پیش‌خوان روزنامه‌فروشی‌ها وجود ندارد. داریم تلاش می‌کنیم این مشکل را هم مرتفع کنیم.

- اگر نکته‌ای باقی مانده است بفرمایید.

من از همه عزیزان و دوستانی که در حوزه نقد فعالیت می‌کنند و دستی به قلم دارند، دعوت می‌کنم که آثارشان را بفرستند تا ما از نقدهایشان استفاده کنیم.


خبرگزاری فارس

جمعه 4 مرداد 1392 - Jul 26 2013/
GMT - 18:10 / تهران - 22:40

مصاحبه

رضا اساعیلی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری:

برای عینی کردن توصیه‌های رهبری باید با

 

جهان داد و ستد ادبی کنیم


رضا اساعیلی معتقد است: ما برای این‌که بتوانیم به موضوعات جهانی چون موضوع فلسطین و بیداری اسلامی بپردازیم، باید با جهان تعامل داشته باشیم و داد و ستد ادبی کنیم.

این شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با شاعران و استادان زبان و ادبیات فارسی عنوان کرد: مقام معظم رهبری در دیدار روز گذشته در صحبت‌ها و رهنمودهای خود روی این نکته تأکید کردند که شاعران شعری که می‌گویند، برخاسته از احساسات و دلتنگی‌های‌شان است و بخش سوم شعر که بسیار اهمیت دارد و مقام معظم رهبری بر آن تأکید کردند، بحث پرداختن به حکمت و اندیشه در شعر است. ایشان تأکید کردند شعری ارزشمند است که از عنصر حکمت و اندیشه خالی نباشد و شاعران بزرگی را مثال زدند که در کنار عاشقانه‌های‌شان، شعرهایی از آن‌ها مورد توجه مردم واقع شده است که از حکمت برخوردار است. ایشان به شاعران امروز نیز توصیه کردند که در شعر خود به این موضوع توجه کنند و بیداری اسلامی و موضوع فلسطین را که از موضوعات مهم امروز جهان است، در شعرهای‌شان بیاورند.

اسماعیلی در پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان به توصیه‌ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری در شعر جامه عمل پوشاند، گفت: برای این‌که صحبت‌های ایشان تحقق عینی بیابد، ما نباید جزیره‌یی عمل کنیم. تا زمانی که ما شاعران در جمع خودمان شعر می‌گوییم، اتفاق جدیدی نمی‌افتد. اگر قرار است ما به مسائل جهان عکس‌العمل نشان دهیم، نیازمند تعامل سازنده با شاعران جهان هستیم و اولین راهکار این است که مسؤولان فرهنگی بسترهایی را ایجاد کنند که شاعران ما با شاعران کشورهای دیگر خصوصا کشورهای جهان اسلام حشر و نشر داشته باشند و از این راه تجربیات خود را منتقل کنند. حاصل این تعامل می‌تواند باربری شعر مقاومت و بیداری اسلامی باشد.

او در ادامه افزود: راه دیگر ترجمه اشعار است. همان‌طور که ما شعر شاعران بیداری اسلامی را می‌خوانیم، باید شعر ما هم به انگلیسی و عربی و دیگر زبان‌ها ترجمه شود تا ما در یک داد و ستد ادبی قرار بگیریم و نقاط مثبت و منفی خود را دریابیم و درصدد اصلاح نارسایی‌ها باشیم. دیگر این‌که در نهادهای فرهنگی ما دفتر و مرکزی ایجاد شود که با عنوان ادبیات پایداری در این حوزه بکوشد. این دفتر نباید صوری و اسمی باشد؛ بلکه باید این دغدغه را داشته باشد و کسانی در این حوزه کار کنند که اشراف کامل به موضوع داشته باشند و اهل فن باشند و زمینه را فراهم کنند که شعر مقاومت و پایداری ما بارور شود و امکاناتی را فراهم کند که شاعران ما بی‌دغدغه به این موضوع بپردازند.


خبرگزاری ایسنا

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر
کد خبر: 92050201169
چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۵

یادداشت

روايتي از ديدار شاعران با رهبر معظم انقلاب
 
تا تو نکوتر مي شوي ، من مبتلا تر مي‌شوم
 


سه شنبه اول مرداد ماه ، مصادف با 14 ماه مبارك رمضان ، شب ميلاد كريم اهل بيت ، امام حسن مجتبي ( ع ) است : روز با شكوه ديدار شاعران با مقام معظم رهبري .

محل قرار و تجمع شاعران مثل هميشه «حوزه هنري » است. پايگاه شعر و ادبيات انقلاب اسلامي و محل باروري و بالندگي شاعران بزرگي چون: سلمان هراتي، نصرالله مرداني ، سيد حسن حسيني، قيصر امين پور، احمد عزيزي ، محمد رضــــا آقاســي و ...
 


لحظات خاطره انگيزي است .شاعران با اشتياقي وصف ناپذير يكي يكي از راه مي رسند و به روبوسي و احوالپرسي مي نشينند . ديدار دوستان شاعري كه گاهي سال ها از ديدن آنها محروم بوده اي ، يكي از بركات اين برنامه سالانه است.

در بين شاعران دعوت شده به برنامه ديدار امسال، ناگهان چشمم به استاد کيومرث عباسي (قصري) مي‌افتد. يکي از شاعران پيشکسوت انقلاب که به شيوه هندي، غزل هاي نابي دارد .


ديدن اين عزيز بعد از سال ها ، احساس خوبي را در من ايجاد مي کند . پيشکسوتان ديگري نيز در اين جمع صميمي حضور دارند که زيارت آنها ، روح آدمي را جلا مي دهد .

اساتيد و شاعران بزرگواري چون :حميد سبزواري، موسوي گرمارودي ، حسين اسرافيلي، قادر طهماسبي، عباس باقري ،کلامي زنجاني ، علي انساني ، غلامرضا شکوهي ، محمد رضا عبدالملکيان ، يوسفعلي ميرشکاک، سید فضل الله قدسی ، محمد کاظم کاظمي ، عباس براتی پور ، غلامعلي مهديخاني (مجرد )، هادي سعیدی کیاسری و ...


آري ، اندك اندك جمع مستان مي رسند ... شاعران بعد از دريافت كارت هاي مخصوص ديدار، آماده سوار شدن به اتوبوس ها مي شوند ، و ناگهان مي‌بيني كه در محفلي صميمي و خودماني ، رو در روي آقا نشسته اي و داري شعر مي خواني !

2

سرانجام گپ و گفت هاي شاعرانه تمام مي شود و شاعر نام آشنا و محبوب انقلاب عليرضا قزوه به عنوان مجري برنامه ، « بسم الله » مي گويد و پس از کسب اجازه از مقام معظم رهبري ، با قرائت غزلي زيبا از زنده ياد استاد قهرمان برنامه را رسما آغاز مي کند .

قزوه در ادامه با ذکر نام شاعران درگذشته - بخصوص شاعراني که اخيرا روي در نقاب خاک کشيده‌اند - از شاعران حاضر درخواست مي کند که براي شادي روح آنان فاتحه اي قرائت کنند و سپس با دعوت از استاد حميد سبزواري ، برنامه شعرخواني را رسما آغاز مي کند .


از جمله حاشيه هاي جالب مراسم ديدار امسال، عکس العمل مقام معظم رهبري نسبت به شعر مرتضي اميري اسفندقه بود . ايشان پس از استماع شعري که اسفندقه تقديم به استاد قهرمان کرده بود ، به وجد آمده و فرمودند : « تا تو نکوتر مي شوي، من مبتلا تر مي‌شوم .

رهبر فرزانه انقلاب همچنين بعد از شعري که آقاي هادي سعيدي کياسري براي استاد قهرمان خواندند، فرمودند : « اين شعر خيلي به جا و به موقع بود . قهرمان واقعا شاعر برجسته اي بود .

در غزل زمانه ما ، فکر نمي کنم کسي به پاي او برسد.» مقام معظم رهبري در ادامه براي استاد قهرمان طلب مغفرت و آمرزش کردند .

3

بركات ديدارهاي سالانه شاعران با مقام معظم رهبري فراوان است. از جمله :

1 - درك حضور آقا در محفلي صميمي و خودماني و بهره مندي از رهنمودهاي ارزنده مقام معظم رهبري پيرامون شعر و شاعري .

2 - تشويق شاعران جوان در حضور پيشكسوتان شعر معاصر كه درك اين دقيقه در تقويت انگيزه شاعران جوان براي ارتقاي سطح آثار ادبي خود بسيار سودمند و راهگشاست .

3 - ايجاد فرصتي مغتنم براي تعامل شاعران با يكديگر و آگاهي از رخدادهاي ادبي ساير استان ها .

4 - فراهم شدن فرصتي ارزنده براي ارزيابي جايگاه ادبيات انقلاب و بررسي نقاط قوت و ضعف آن در حضور مقام معظم رهبري .

5 - توصيه به مسئولان فرهنگي كشور براي حمايت‌هاي مادي و معنوي از شعر و ادبيات و سرمايه‌گذاري بيشتر در اين حوزه .

6 - تبيين رسالت هاي اجتماعي و اعتقادي شاعران براي حركت تاثير گذار در اين مسير .


4

بدون شك، ديدارهاي سالانه شاعران با رهبر معظم انقلاب، جاني دوباره در كالبد شعر انقلاب مي‌دمد و دستاوردهاي فراواني براي جامعه ادبي ما به همراه دارد كه شايسته است توسط مسئولان و سياست گذاران فرهنگي مورد توجه قرار گيرد.

رهبر فرزانه انقلاب در اين ديدارها - هم براي مسئولان و هم براي شاعران - رهنمودهاي راهگشا و قابل تاملي ارائه مي دهند كه اگر به آنها توجه شود ، راه پويايي و بالندگي شعر در جامعه هموار مي گردد.

واقعيت امر اين است كه شعر در زمانه ما - علي‌رغم كاركردهاي فراواني كه دارد - يكي از مظلوم‌ترين هنرهاست. مظلوميت شعر را از اين نكته مي توان دريافت كه هنوز بعد از گذشت 34 سال از پيروزي انقلاب ، شعر به جايگاه شايسته اي در رسانه ملي ما دست نيافته است و همواره از شاعران در اين رسانه به عنوان سياهي لشگر و «برنامه پر كن» استفاده مي شود !

به نظر من امروز زمان آن رسيده است كه از شعر اعاده حيثيت شود و مسئولان براي تحقق اين مهم با توجه به رهنمودهاي دلسوزانه رهبر فرزانه انقلاب، به دنبال يافتن راهكارهاي مناسب باشند.

جان كلام رهبري معظم انقلاب با مسئولان فرهنگي نظام در ديدارهاي سالانه شاعران با ايشان اين است كه :

اي ز فرصت بي خبر ! در هرچه هستي، زود باش...

 

روزنامه اطلاعات - صفحه « وادی ادبیات »

تاريخ خبر: پنج‌شنبه 3 مرداد 1392 ـ 16 رمضان 1434ـ 25 جولاي  2013ـ شماره  25649
 



به بهانه مراسم نکوداشت قزوه در نمایشگاه قرآن

 

اسماعیلی: قزوه در ظرف کوچک دکتر نمی‌گنجد

اگر هر عنوانی را در کنار اسم آقای علی‌رضا قزوه بگذاریم نمی‌تواند چیزی بر شخصیت ادبی او بیفزاید؛ بنابراین من بیشتر دوست دارم از قزوه با عنوان آقای علیرضا قزوه نام ببرم که این عنوان در چشم من از اعتباری بالاتر برخوردار است.

خبرگزاری فارس: اسماعیلی: قزوه در ظرف کوچک دکتر نمی‌گنجد

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ بیست و هفتم تیرماه امسال مراسم نکوداشتی در نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در برنامه «ضیافت کلمه» برای علی‌رضا قزوه، برگزار شد.

رضا اسماعیلی -پژوهشگر و شاعر- با توجه به دغدغه همیشگی که نسبت به هنر انقلاب اسلامی داشته است، روایت شیرین و در عین حال منتقدانه‌ای نسبت به برنامه مذکور دارد. به سراغ ایشان رفتیم تا دغدغه‌ها و صحبت‌های شان راجع به نکوداشت علی‌رضا قزوه -که اسماعیلی همیشه به نیکویی از وی نام می برد- را بشنویم. گفت‌وشنود ما با ایشان را بخوانید؛

 

* غفلت از برگزاری چنین برنامه هایی درست نیست

- جناب آقای اسماعیلی! با توجه به برنامه بزرگداشت آقای علی‌رضا قزوه در نمایشگاه قرآن و با عنایت به این که جنابعالی در آن برنامه به عنوان یکی از سخنران‌های جلسه حضور داشتید، خوش دارم روایت خودتان از آن شب را برای خوانندگان بیان کنید.

پنج شنبه بیست و هفتم تیرماه به همت دبیر بخش ادبی نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم یک مراسم نکوداشتی بعد از افطار (از ساعت 10 تا دوازده و نیم شب) برگزار شد. الحمدالله برنامه خوبی بود؛ چون هم آقای قزوه و هم همسر ایشان حضور داشتند. آقای مرتضی امیری اسفندقه به عنوان سخنران حدود بیست دقیقه در مورد آثار و سبک ادبی قزوه صحبت کردند. آقای استاد حسین اسرافیلی که در این مراسم حضور داشتند و همچنین این کمترین در آن مراسم بودم و در رابطه با شخصیت ادبی و سجایای اخلاقی آقای قزوه چند دقیقه‌ای صحبت کردم. نکته‌ای که برای من جای تعجب بود، با توجه به این نکته که نمایشگاه بین‌المللی قرآن، این ایام مورد توجه رسانه‌ها و خبرگزار‌هاست و رسانه‌های مختلف اخبار نمایشگاه را پی‌گیری و منعکس می‌کنند، در رسانه‌ها و سایت‌های خبری هر چه جستجو می‌کردم، خبری را مشاهده نمی‌کردم که برنامه مذکور را منعکس کرده باشد. نمی‌دانم علت این کار چیست؟! اگر غفلت جامعه خبری ما باشد یک مقدار جای تأسف دارد، یک چنین رویداد نسبتاً مهمی اتفاق می‌افتد و البته درست است که در نمایشگاه قرآن برنامه‌ها زیاد است ولی با همه این احوال این دلیل نمی‌شود که خبرگزاری‌ها و رسانه‌های گروهی از این برنامه غافل بشوند. حتی یک خبر هم من ندیدم که این برنامه را انعکاس و پوشش خبری داده باشد!

نمی‌خواهم خدای ناکرده ناعادلانه قضاوت کنم. شاید دلایلی داشته باشد که من بی‌اطلاع هستم ولی ای کاش در مورد برنامه‌هایی که در این ایام در نمایشگاه قرآن برگزار می‌شود -و قرار است نکوداشت‌های دیگر شاعران هم در این برنامه برگزار شود- کسانی که مسئولین برگزاری این برنامه هستند اطلاع‌رسانی شایسته‌تری انجام دهند تا جامعه قرآنی و ادبی ما از برگزاری چنین برنامه‌هایی با خبر باشند. همچنین خبرگزاری‌ها و رسانه‌های گروهی به حضور در چنین برنامه‌هایی علاقه‌مند باشند. طبیعتاً در هر خبرگزاری یک واحد فرهنگ و هنر وجود دارد و یکی از وظایف ذاتی این بخش‌ها این است که برنامه‌هایی از این جنس را پوشش  بدهند و از برگزاری چنین برنامه‌هایی غافل نباشند!

* وظیفه متولیان فرهنگی است که پوشش مناسبی به این برنامه‌ها بدهند

- وجود آقای قزوه در شعر معاصر وجوه مختلفی دارد؛ در مجامع دانشگاهی که رصد می‌کنیم به پایان نامه‌‌های زیادی برمی‌خوردیم که موضوع آن‌ها شعر علی‌رضا قزوه است. علاقه‌مندی دانشجویان و جوانان به شعر انقلاب اسلامی روز به روز در دانشگاه‌‌های ما به صورت تصاعدی چشمگیر است. توجه دانشجویان به قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، علی‌رضا قزوه و ... مشهود است. چگونه باید شعر این افراد را قدر دانست؟

جامعه ادبی ما در برنامه‌هایی که با این عنوان و نشست‌ها برگزار می‌شود در این جلسات شرکت کنند و حضور پررنگ‌تری در این برنامه‌ها داشته باشند و به پیگیری برنامه‌‌‌های مذکور علاقه‌مند باشند. دیگر این که مسئولین برگزاری برنامه‌هایی از این دست،‌ قبل از برگزاری برنامه زمینه‌سازی کنند که این برنامه‌ها پوشش خبری مناسبی داده شود و خروجی مناسبی داشته باشد تا اصحاب فکر و فرهنگ بتوانند از این برنامه استقبال کنند و در برنامه حضور پیدا کنند. من احساس می‌کنم که یک مقدار در بعد اطلاع‌رسانی ضعیف عمل کرده بودیم و آن بسترهای مناسب را برای بزرگداشت آقای قزوه فراهم نکرده بودیم. شاید یک مقدار با شتاب‌زدگی و عجله این نشست برگزار شد، ولی نام علی‌رضا قزوه، به عنوان یک نام معتبر در حوزه ادبیات می‌طلبد که ما زمینه‌ها و بسترهایی را برای چنین نشست‌هایی برگزار کنیم که خروجی مناسبی داشته باشد. اتفاقاً بعد از برگزاری برنامه آن سخنرانی‌هایی که در این نشست صورت گرفته ارزشمند است که این‌ها ثبت و ضبط شوند و مستندسازی شوند و به صورت مکتوب حفظ بشود که دانشجویان علاقه‌مند به ادبیات بتوانند با مراجعه به این مستندات شناخت کامل‌تری به حوزه ادبیات انقلاب پیدا کنند. ولی یک مقدار جای تأسف دارد که این برنامه از پوشش خبری مناسبی برخوردار نبود و یک مقدار با عجله و شتاب‌زدگی برگزار شد. البته با شناختی که من از روحیات آقای قزوه دارم زیاد پایبند به این مسایل نیستند که اگر برنامه‌ای تحت عنوان نکوداشت یا بزرگداشت برگزار می‌شود مثلاً به این حواشی توجه داشته باشند و برای خود ایشان هم زیاد اهمیت ندارد. صرف این که یک عزیزی از ایشان دعوت کرده بود و در نمایشگاه قرآن برگزار شده بود به خاطر احترام به قرآن و احترام به آن عزیز در برنامه شرکت کردند ولی وظیفه متولیان فرهنگی است که پوشش مناسبی به این برنامه‌ها بدهند.

* چند نکته درباره قزوه

- مخاطبانی که در این برنامه حضور نداشتند، دوست دارند سخن‌های شما را راجع به آقای قزوه بشنوند. اگر مقدور است مطالبی که جنابعالی در آن مراسم عنوان نمودید را مطرح کنید.

با توجه به این که ایام ماه مبارک ایامی است که ما باید به اخلاق و معنویات توجه کنیم، محور اصلی صحبت‌های من در مورد سجایای اخلاقی آقای قزوه بود. البته قبل از من آقای امیری اسفندقه در مورد مؤلفه‌های ادبی آثار آقای دکتر قزوه سخنرانی کردند و به نکات خوبی در مورد سبک ادبی ایشان و تأثیرگذاری آقای قزوه در جامعه و حتی در میان مردم کوچه و بازار اشاره کردند و نظرات ارزنده‌ای بود. ولی من روی چند نقطه دست گذاشتم؛ یکی در مورد مردمی بودن آقای قزوه بود که در واقع او سعی کرده است با غم‌ها و شادی‌های مردم همراه باشد و خودش را از جنس مردم می‌داند و در کنار مردم است. این مردمی بودن باعث شده است بسیاری از شعرهای قزوه عزیز در ذهن و زبان مردم جا باز کند و به قلب مردم نشسته است. آقای اسفندقه هم به این موضوع اشاره کردند که تک مصرع‌هایی از شعرهای آقای قزوه به عنوان «خاوریات» است یعنی شعرهایی که پشت کامیون‌ها و خاورها نوشته شده است و ایشان می‌گفت من دیده‌ام؛ البته خود من هم دیده‌ام مثل این مصراع؛ «کجایند مردان بی‌ادعا». این شاعر در ذهن و زبان مردم جا باز کرده است.

نکته دیگر در مورد تواضع و فروتنی آقای قزوه بود که من به آن اشاره کردم با توجه به این که ایشان یک چهره شاخص است ولی ذره‌ای جاه‌طلبی و غرور در این بزرگوار ندیده‌ام. با توجه به اینکه سابقه سی و چهار سال دوستی با ایشان را دارم، ذره‌ای خودبینی و منیت در وجود ایشان ندیدم.

یکی دیگر از صفات اخلاقی آقای قزوه، میدان دادن به شاعران جوان است. از ایشان مصادیق زیادی دیدم که وی سعی کرده در آن مناصبی که خودش قرار دارد، زمینه‌ را برای حضور شاعران جوان هموار کند. فکر کنم دو سال گذشته بود که آقای محمدمهدی سیار -از جوانان موفق و خوش آتیه انقلاب- وقتی به عنوان برگزیده بخش شعر کتاب سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شد، یکی از معدود کسانی که از این حرکت خوشحال شد آقای قزوه بود که به دیگران هم توصیه می‌کرد اما و اگر در این انتخاب و گزینش نیاورند. ایشان می‌گفت سیار، انتخاب به جا و شایسته‌ای است و از این انتخاب دفاع می‌کرد. یا مثلاً در همین جشنواره قلم زرین امسال، اسم بلند آقای قزوه در کنار یکی از شاعران نسل جوان، سر کار خانم حسنا محمدزاده قرار گرفته است - با این که بعضی از دوستان می‌گفتند این گزینش، گزینش شایسته‌ای نبوده است! آقای قزوه می‌گفت: من خیلی خوشحالم که با جوانان محشورم.

از دیگر خصوصیات و سجایای اخلاقی آقای قزوه این است که به مادیات بی‌اعتناست. واقعاً این مورد را در شخصیت آقای قزوه لمس کرده‌ام و بسیاری از جشنواره‌ها آقای قزوه جزو شاعران برگزیده بوده است و جوایز مادی به ایشان تعلق گرفته است ولی با سخاوت و گشاده دستی یا این جوایز را به شهیدان و خانواده معظم شهدا بخشیده و یا اگر احساس کرده در جامعه ادبی فردی استحقاق بیشتری برای دریافت این جایزه دارد و مشکلات مادی در زندگی دارد، این جایزه را برای حل مشکل آن عزیز به او اهدا کرده است. این نشان دهنده این است که آقای قزوه به عنوان یک شاعر آیینی، یک شاعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به ذخایر دنیایی بی‌اعتناست و سعی می‌کند در مسیر خدمت به ارزش‌های انقلاب حرکت کند و پاسدار حرمت خون شهیدان باشد که این بسیار ارزشمند است.

* عنوان دکتر در کنار نام قزوه او را کوچک می‌کند 

نکته دیگری که باید عرض کنم این است که دوست و برادر بزرگوارم آقای مرتضی امیری اسفندقه بیشتر روی عنوان «دکتر» تأکید می‌کردند؛ و من یک نقدی بر این نکته داشتم که ما اگر امروز بسیاری از بزرگان و شاخص‌های شعر و ادب فارسی بخواهیم عنوان دکتر در کنار ایشان قرار دهیم و بگوییم دکتر حافظ شیرازی و دکتر سعدی شیرازی و ... این بزرگان را از عرش به زیر می‌آوریم و این بزرگواران از چنان شأن و منزلتی برخوردارند که عنوان دکتر در کنار نام ایشان، آن‌ها را کوچک می‌کند. در واقع این بزرگان در ظرف کوچک دکتر نمی‌گنجند. مصداق این قضیه هم آقای علیرضا قزوه است. خود علی‌رضا قزوه یک اعتباری در چشم و دل مردم دارد که هیچ چیزی این اعتبار را پر نمی‌کند. یعنی ما اگر هر عنوانی را در کنار اسم آقای علی‌رضا قزوه بگذاریم نمی‌تواند چیزی بر شخصیت ادبی او بیفزاید؛ بنابراین من بیشتر دوست دارم که قزوه را با عنوان آقای علیرضا قزوه نام ببرم که این عنوان در چشم من از اعتباری بالاتر برخوردار است.