رفع افسردگی فرهنگی ، با « قند پهلو » !

 

آقای نشاط ، حضرت « شکرخند » !

ای تاجر عشق ، مهربانی ، لبخند

افسردگی ما زده بالا ، آقا

لبخند بدون لک ، بگو کیلو چند ؟!

 

در شرایطی که دست صدا و سیما در حوزه برنامه های ادبی فاخر و تاثیر گذار ادبی تقریبا خالی است ، و به جز یکی ، دو برنامه نیمه ادبی که صرفا نام شعر و ادبیات را با خود یدک می کشند و قرابت و نسبت چندان مستقیمی با این مقوله  ندارند ، مگر به عنوان پیاز داغ برنامه ! ، تهیه و پخش برنامه هدفمندی با عنوان « قند پهلو » که  تهیه کنندگان آن در پرداختن به شعر و ادبیات طنز ، اراده ای جدی دارند ، باعث خرسندی و امیدواری است .

غربت و غیبت ادبیات در رسانه ملی – نه به عنوان تفنن و سرگرمی – بلکه به عنوان مقوله ای جدی و تاثیر گذار ، اظهر من الشمس است و بر کسی پوشیده نیست . این که با همه تاکیدات مقام معظم رهبری ، شعر و ادبیات هنوز از داشتن حتی یک زیر پله ثابت در مملکت هزار دروازه صدا و سیما محروم است ، قصه ای است پر آب چشم که باید در افسانه ها بنویسند و برای آیندگان حکایت کنند !

غربت و غیبت ادبیات در رسانه ملی – نه به عنوان تفنن و سرگرمی – بلکه به عنوان مقوله ای جدی و تاثیر گذار ، اظهر من الشمس است و بر کسی پوشیده نیست . این که با همه تاکیدات مقام معظم رهبری ، شعر و ادبیات هنوز از داشتن حتی یک زیر پله ثابت در مملکت هزار دروازه صدا و سیما محروم است ، قصه ای است پر آب چشم که باید در افسانه ها بنویسند و برای آیندگان حکایت کنند !

البته راقم این سطور وجود برنامه هایی چون « با کاروان شعر و موسیقی » و « رادیو هفت »  را که از سایر برنامه های ادبی یک سر و گردن  بالاترند و نسبت به سایر برنامه ها - که صرفا برای خالی نبودن عریضه ساخته  می شوند - رویکرد مقبول تر و قابل تامل تری نسبت به شعر و ادبیات دارند را منکر نیستم ، ولی این طور که از قرائن و شواهد پیداست ، تهیه و پخش برنامه هایی از این جنس نه بر اساس طرحی مهندسی شده و هوشمندانه ، بلکه صرفا حاصل یک  ایده کاملا انفرادی و شخصی و به صورت مقطعی و سلیقه ای می باشد ، به این معنا که اگر فردا روزی فرد مورد نظر - به هر علت - با صدا و سیما متارکه کند ، پخش برنامه  مورد نظربلافاصله متوقف می شود و علاقه مندان سینه چاک آن برنامه تا سال ها در خماری باقی می مانند تا شاید روزی ، روزگاری رند قلندر دیگری پیدا شود و نهضت را ادامه دهد !

این که مدیران و تهیه کنندگان محترم صدا و سیما بعد از گذشت 34 سال از انقلاب و با وجود راه اندازی این همه شبکه تلویزیونی رنگارنگ ، هنوز به صرافت تهیه یک برنامه فاخر و آبرومند ادبی نیفتاده اند ، مایه تاسف است و حکایت از آن دارد که این بزرگواران علی رغم مطالبه جدی جامعه ادبی ، هنوز ضرورت این مهم را دریافته اند ! اغراق نیست اگر بگوییم  یکی از تبعات  بی توجهی به این مقوله مهم بروز « افسردگی فرهنگی » در جامعه ادبی و کاهش انگیزه برای خلق و آفرینش ادبی است .

و اما بعد ... گفتیم که برنامه « قند پهلو » با رویکرد  هدفمند ، هوشمندانه  و قابل تاملی که به شعر و ادبیات طنز دارد - هر چند که این برنامه نیز ظاهرا قائم به افراد است - در همین مدت کوتاهی که از پخش آن می گذرد ، در پاسخگویی به مطالبات بر حق جامعه ادبی تا حدودی موفق بوده است . موفقیت این برنامه نیز در کنار تلاش سایر دست اندرکاران ،  بیشتر مدیون نفس گرم  و ابتکار عمل دو مجری ارجمند و طنازاین برنامه خجسته - رضا رفیع و شهرام شکیبا -  است که علاوه بر افتخار شاگردی زنده یاد گل آقا ( کیومرث صابری ) از طلایه داران و پیشکسوتان عرصه ادبیات طنز کشورمی باشند و در طول سال های گذشته با حضور جدی و تاثیرگذار خود ، در حوزه ادبیات طنز کارنامه  درخشان و قابل قبولی از خود ارائه داده اند .

به نظر می رسد برنامه  نوبنیاد « قند پهلو » در کنار تمام محاسنی که دارد ، از جمله : اجرای هنرمندانه و جذاب ، تلاش قابل تقدیر در معرفی طنزپردازان متقدم و معاصر ، حضور شاعران طنزپرداز به عنوان شرکت کننده ، داوری کارشناسانه و نسبتا غیر سلیقه ای ، بداهه گویی ، و ... از چند ضعف قابل ترمیم نیز برخوردار است که البته وجود ضعف و کاستی در برنامه ای که دوران  خردسالی و طفولیت خویش را می گذراند  امری کاملا بدیهی و طبیعی است ، چرا که این برنامه در منزل اول و در حال گذر از دوران آزمون و خطاست .

اشاره به ضعف و کاستی های برنامه  از آن جهت ارزشمند است که به تهیه کننده  و مجریان برنامه  این توانمندی را می بخشد که سری دوم این مجموعه  را  خوش ساخت تر ، هوشمندانه تر و با کیفیتی مطلوب تر ارائه دهند که در نهایت منجر به رضایت بیشتر مخاطبین و استقبال عمومی از این برنامه خواهد شد . و اما ضعف ها و کاستی ها :

1 – اول این که پخش این برنامه در دوره آزمون و خطا از شبکه آموزش خوب است ، ولی اگر هدف رسانه ملی از تهیه و پخش « قند پهلو » الگوسازی برای تولید و ارائه  طنز فاخر و قابل دفاع و افزایش ظرفیت نقدپذیری در جامعه باشد ، بدیهی است که ظرف شبکه آموزش برای عرصه این برنامه ظرف کوچکی است . ( البته این مورد را به حساب کاستی های برنامه نباید گذاشت . )

2 -  هیات داوران « قند پهلو » ، باید به راستی « هیات داوران » باشد تا در داوری ها شاهد قضاوتی عادلانه تر ، علمی تر و به دور از سلیقه باشیم . برای تحقق این مهم ، شایسته است در هر بخش ازبرنامه  ، یک  شاعر شاخص دیگر به عنوان داور میهمان در کنار داور ثابت برنامه ( با اجازه شهرام شکیبا ! ) قرار گیرد .

3 – برای آن که مخاطب چنین برنامه ای را جدی بگیرد ، برخورد برنامه با مخاطب نیز باید جدی باشد . از همین رو برنامه باید با شاکله ای فاخر و آبرومند و در ساختاری  غیر بازاری و به دور از لودگی شکل بگیرد . از همین رو سخت معتقدم  که صدای سوت و کفی که به لوگوی بخش ها سنجاق می شود  ، به این هویت اصیل آسیب می رساند و برنامه را به مسیری تصنعی و فانتزی هدایت می کند که برای آینده این برنامه مخاطره آمیزاست .

4 - پخش کلیپ و وُله های تصویری  هنرمندانه و متناسب با روح حاکم بر برنامه ، برای پیشگیری از یکنواختی چنین برنامه ای  ضرورتی انکار ناپذیر است .

5 -  به منظور جامعیت و استقبال عام از برنامه ، شایسته است  میهمانان و شرکت کنندگان برنامه از همه طیف های ادبی اتنخاب شوند و برنامه در انحصار حلقه ادبی خاصی نباشد .

6 – شایسته است در این برنامه بخشی نیز به مرور شاهکارهای ادبیات طنز و معرفی اجمالی بزرگان این عرصه اختصاص داده شود . شاعران بزرگی چون مولانا ، سعدی ، حافظ و ... که هر چند به طنز شهره نیستند ، ولی بی هیچ شکی ، طنز فاخر و حکیمانه را باید در آثار آنان جست و جو کرد . البته پرداختن به این مهم باید در قالبی کاملا هنرمندانه و به دور از هر گونه تصنع و تکلف باشد . 

و ... حرف های دیگر بماند برای فرصتی دیگر -  عزت زیاد .

 

روزنامه اطلاعات ، شماره ۲۵۶۵۸ ، سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ ، ضمیمه ادب و هنر ( شماره ۲۳۶ ) ، صفحه ۳ .