دکتر ابوالقاسم فردوسی !!

 

گر تو جامی و انوری باشی

یا که علامه جعفری باشی

حافظ و شهریار و فردوسی

یا خدای سخنوری باشی

مدرکت دکترا نباشد گر

در صف شعر ، آخری باشی !

شنیدم که در مراسم خاک سپاری استاد قهرمان ، مجری برنامه  با تاسف و تاثر فراوان گفته است : « امروز استاد قهرمان را در کنار شاعر ارجمند جناب "دکتر ابوالقاسم فردوسی" به خاک می سپاریم ! »

شنیدن اخباری از این دست برای ما که پیشانی نوشت مان شعر است و  جهانیان ما را با شاعران بزرگی چون فردوسی و عطار و مولانا و حافظ و سعدی می شناسند ، جای دریغ و تاسف فراوان دارد .

البته پیش از این نیز بارها شاهد چنین اتفاقات شگفتی بوده ایم . بسیار شنیده ایم که رایزنان فرهنگی برای رونق بخشیدن به همایش های ادبی - سیاسی خویش ! طی مکاتبات اداری خواستار شرکت « عطار و مولوی و بیدل » در مراسم شعرخوانی شده اند ! و یا از « سپهری و سلمان و اوستا » برای شرکت در کنگره های فرهنگی دعوت کرده اند  که این امر نشانگر دانش و بینش ادبی گسترده این بزرگواران است !

واقعیت این است که علی رغم همه تعریف و تمجیدها ، شعر و ادب هنوز همان طفل یتیمی است که هر از گاهی مسئولین محترم  با برگزاری همایش های بی خاصیتی که بیشتر به درد ارائه بیلان کار و گزارش عملکرد برای جذب بودجه های میلیاردی می خورد ، از سر ترحم و دلسوزی دست نوازشی بر سرش می کشند و کارنامه درخشان خود را پروارتر می کنند . سکوت ، بی ادعایی و نجابت جماعت شاعران نیز بر گستاخی این بندبازان حرفه ای می افزاید و آنان را در استفاده ابزاری از شعر و شاعران روز به روز جسورتر می کند . نتیجه آن می شود که همایش هایی از این دست به نام شاعران و به کام مدیران تمام می شود و قبیله شاعران با مظلومیت تمام همچنان  می سوزند و می سازند و صورت خود را با سیلی سرخ می کنند .

 

دریغ از زبان پارسی ، دریغ . لا حول ولا قوة الا بالله . بگذریم ...

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی درد ، ندانی که چه دردی ست !