شاعران انقلاب: مصطفی محدثی خراسانی
_______________________________________________________________________
نگاهی به شعر و شاعرانگی شاعر انقلاب و دفاع مقدس «مصطفی محدثی خراسانی»
شاعری توانمند، با رفتاری معتدل وهنجار با زبان

محدثی خراسانی شاعری است که در قالبهای کلاسیک شعر می گوید و در این شیوه تعلق خاطر او بیشتر به قالب هایی چون غزل ، رباعی ، و دوبیتی است . البته هر از گاهی نیز در قالب نیمایی طبع آزمایی می کند . سبک وی در شعر ، سبک « نئوکلاسیک » است که تلفیق و ترکیبی از نیمایی و تغزل است.
رفتار محدثی با زبان ، رفتاری معتدل ، هنجار و مقبول همراه با تلاش برای نوآوری است . وی با بهره گیری از توانمندی های ادبی خود ، به سمت رفتاری « فراهنجار » با زبان حرکت میکند که رفتاری آمیخته با خلاقیت و نوآوری است . محدثی در شعر به دنبال ساختار شکنی و هنجارگریزی نیست ، بلکه با رفتار فراهنجار با زبان به دنبال ترمیم و بازسازی زبان و نوزایش و تجدید حیات آن است . رفتار فراهنجار با زبان متکی بر دانش و بینش ادبی است و منحصر به شاعرانی است که در عرصه شعر از بصیرت و هوشمندی ادبی برخوردارند .
از زمانی که با آثار محدثی عزیز آشنا شده ام تا به امروز ، او را شاعری یافته ام که با احترام به پشتوانه و پیشینه ادب فارسی ، و با بهره گیری از قابلیت های قالب های نیمایی و نو ، در دایره « اعتدال » حرکت می کند و رمز کامیابی و موفقیت او نیز در پای بندی به همین اصل است .
برخورداری از سعه ی صدر ادبی
« سعه صدر ادبی » ایشان در عرصه ادبیات ویژگی بسیار برجسته ای است . وی تعصبی روی قالب ها ندارد و بر این باور است که در هر قالبی می توان شعر خوب سرود و پیش و بیش از توجه به قالب ، باید به جوهره شعری یک اثر توجه کرد . چنان که خود ایشان - بی هیچ تعصبی - هم در قالبهای کلاسیک و هم در قالبهای نیمایی شعر سروده است.
ایجاز و گزیده گویی
« ایجاز و گزیده گویی » از دیگر ویژگی های این شاعر انقلاب است . شما این ایجاز و گزیده گویی را در غزل های او می توانید ببینید . چنان که محدثی اکثر غزلهای خود را در 5 یا 6 بیت به سامان رسانده است . در حالی که بعضی از شاعران درغزل های خود از قافیه ، سیاهی لشگری به راه می اندازند که بیا و ببین ! چنان که در اشعار تعدادی از شاعران سبک هندی به این مورد بر می خوریم . کاربرد قافیه به این شکل افراطی ، جز ملال و کسالت چیزی به همراه ندارد و غزل را نیز از سکه می اندازد .
« جوشش » و « کوشش » در کنار هم
غزل های محدثی آمیزه ای خجسته از «جوشش و کوشش » است . وی به کوشش و جوشش در کنار هم اعتقاد دارد . به نظر وی یک شعر از جوششی درونی شکل میگیرد ، اما برای کامل شدن و به کمال رسیدن نیاز به صیقل - و به اصطلاح عامیانه - چکش کاری دارد . بر اساس همین باور و اعتقاد ، وی وقتی شعری می گوید ، در ادامه با ممارست و کوشش ادبی در صدد ویرایش و باز سرایی آن بر می آید ، چنان که بسیاری از شاعران بزرگ - از جمله حافظ - نیز به این شیوه عمل می کرده اند . تصحیح و باز سرایی یک شعر همچون ارزش افزوده ای است که بر کمال یک شعر می افزاید و آن را از فرش به عرش می برد . چنان که حضرت لسان الغیب با هوشمندی تمام بسیاری از شعرهای معاصرین خود - از جمله فخرالدین عراقی و سلمان ساوجی - را باز سرایی کرده و یک بیت متوسط و معمولی را در کوره طبع خود به بیتی کمال یافته و عالی تبدیل کرده است . محدثی خراسانی نیز همچون حافظ به این سنت حسنه پایبند است .
غزل های محدثی - مثل طبیعت - دائما در حال پوست اندازی ، نو شدن و تازه شدن هستند . برای مثال اگر مجموعه شعری از او پنج بار تجدید چاپ شود ، هر چاپ جدید برای خواننده اشعارش می تواند به مثابه اثری جدید تلقی شود ، از آن جهت که او در هر تجدید چاپ ، با اصلاحاتی که بر اشعارش اعمال می کند ، کشف و شهودهای شاعرانه تری را در آیینه اشعارش به تماشا می گذارد ، آن چنان که به خواننده این احساس دست می دهد که به خوانش اثر ادبی جدیدی نشسته است .
محدثی و « خود نقدی » اصلاح گرانه
محدثی اهل محاسبه و مراقبه ادبی ست . یعنی هر از گاهی به پیرایش و ویرایش سروده های خویش می پردازد . من نام این کار را بازسرایی ، باز پردازش ، و « خود نقدی اصلاح گرانه »می گذارم و داشتن این صفت را برای هر شاعری جز محاسن می شمارم . در چنین فرایندی شعر « تبدیل به احسن » می شود و گاهی حتی با جابجایی یک کلمه از فرش به عرش عروج می کند و در ذهن و زبان زمانه ماندگار و جاودانه می شود . لازمه « خود نقدی اصلاح گرانه » این است که شاعر به اثر ادبی به چشم یک « موجود زنده » نگاه کند . اثری که در هر « بازخوانش » می تواند بار دیگر متولد شود ، قد بکشد ، و بلوغی دوباره را تجربه کند . بر این اساس ، من معتقدم که اگر امروز حافظ بزرگ زنده بود ، هوشمندانه به « بازخوانش » و « بازسُرایی » اشعار خود می نشست و نسخه تکامل یافته تری از غزلیات خود را پیش روی ما می گذاشت .
نگاه به شاعری به عنوان رسالتی پیامبر گونه
محدثی نیز همچون اکثر شاعران نسل انقلاب ، شاعری را رسالتی مقدس و الهی می داند و به شعر به عنوان رسانه ای قدرتمند برای ابلاغ پیام های انسانی و اسلامی و تربیت نسل ها نگاه می کند ، همچنان که علامه اقبال گفته است :
شعر را مقصود اگر آدم گری ست
شاعـــری هم وارث پیغمبری ست
به همین دلیل محدثی به معنا، محتوا و مضمون در شعر اهمیت ویژهای میدهد. وی رسالت خود را دفاع از ارزشها و کرامتهای انسانی می داند و در تمامی سروده های فاخر خویش به دنبال ابلاغ پیام است . پیامی که در ساختاری هنرمندانه و شاعرانه و با بهره گیری از مولفه های زیباشناختی شکل گرفته است .
مخاطب اندیشی و پرهیز از مُغلق گویی
« مخاطباندیشی » از دیگر ویژگیهای ادبی این شاعر ارجمند انقلاب است . به این معنا که او برای مردم شعر می گوید و در پرداخت مضامین اشعار خود به درک و دریافت مردم اهمیت می دهد. از شاعران نام های فراوانی را در خاطر داریم که چون حرفی برای گفتند نداشته اند ، به مغلق گویی و دشوار گویی روی آورده اند تا به این شیوه فقر اندیشگی شعر خود را بپوشانند . اغراق نیست اگر بگوییم کار بسیاری از این شاعران به چشم بندی و شعبده بازی نزدیک تر است تا شعر ! بسیاری از شعرهای این گروه از شاعران ، فرمالیسم محض و بازی با کلمات است و به نوعی مردم فریبی .
اما سلوک ادبی محدثی خراسانی ، سلوکی هوشمندانه ، باورمند ، ساده و زلال است . چرا که هدف شاعر از شعر گفتن کسب نام و نان و شهرت نیست ، بلکه واگویه شادی ها و رنج های مردم و روایت حماسه های افتخار آفرینی است که فرزندانشان در طول هشت سال دفاع مقدس آفریده اند .
جان کلام آن که زبان محدثی به زبان مردم زمانه خویش نزدیک است . او از آنجا که شاعری از جنس همین مردم نجیب و سربلند است ، در شعر فضل فروشی نمی کند ، اداهای روشنفکرانه در نمی آورد و به همان لهجه صمیمی و زلال آنان حرف می زند . از همین رو : آرمانگرایی ، اسلام ، انقلاب، امام ، شهیدان ، جانبازان و کرامتهای انسانی اصلی ترین کلید واژه های اشعار او هستند. .
برخورداری از توانمندی های مدیریتی
یکی از فصل های درخشان فعالیت های ادبی محدثی تشکیل گروه شعر حوزه هنری مشهد در سال 1364 بود . گروهی که توانست به یکی از جریانسازترین گروه های شعری در شهرستان های کشور تبدیل شود و هدایت شعر جوان خراسان را حداقل طی دو دهه سکانداری کند . همچنین سردبیری مجله شعر در طول سال های 80 تا 90 نیز از دیگر فعالیت های ارزشمند و تاثیر گذار این شاعر ارجمند انقلاب است . وی همچنین تا کنون دبیر علمی جشنوارههای ادبی زیادی بوده و با بهره مندی از شایستگی ها و توانمندی های مدیریتی خویش انگیزه تحقیق و پژوهش را در میان بسیاری از شاعران انقلاب زنده کرده است.
با آرزوی زایندگی و بالندگی هر چه بیشتر برای محدثی عزیز ، با غزلی زیبا و خاطره انگیز از وی ، این نوشتار را به پایان می برم :
بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم
بیا به اسب، حماسه، رکاب برگردیم
بیا دوباره مروری کنیم خاطره را
به روزهای خوش التهاب برگردیم
به دست های پر از پینه ، سفره های تهی
به حرف اول این انقلاب برگردیم
کنون که موعظه در کاخ ها نمیگیرد
بیا به سرب، به سرب مذاب برگردیم
اگرچه طی شده وقت سفر ولی ای دل !
بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ و نویسنده آزاد است