شاعران انقلاب: کیومرث عباسی (قصری)، به قلم حمیدرضا شکارسری
____________________________________________________________________________
تعهد و زیبایی در قامتی هندی

ذهن و زبان «قصری» متأثر از سبک هندی است و در کنار آن از آموزههای نیمایی هم بهره برده است. در غزلیات او رگههایی از سبک هندی وجود دارد اما کجتابیهای شاعران سبک هندی کمتر دیده میشود.
خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: غزل روزگار ما با تجربه نحله های زبانی و بیانی متفاوت چه در فرم و قالب خود و چه در ساختار زبانی و معنایی خود امواج گوناگونی را از سر گذرانده است و می گذراند . این تغییرات ازسویی موجب خلق غزل هایی شده است که با بوطیقای غزل سنتی فارسی نه تنها هم خوانی نداشته است بلکه حتی قالب آن را به خیال نوگرایی شکسته است و از سوی دیگر غزل هایی نوشته شده است که ضمن احترام به بوطیقای غزل فارسی نوآوری را در پروراندن مضامین تازه دنبال کرده است . این شیوه ی اخیر غزل نویسی در واقع گرایش محافظه کارانه ای است که منجر به تولید غزل های نوقدمایی شده و اتفاقا طی دهه های گذشته طرفداران زیادی را هم جذب کرده است . این مقال فرصت بحث و جدل میان این دو نوع سرایش نیست بلکه می خواهیم به شعر و شخصیت یکی از شاخص ترین شاعران غزل سرای محافظه کار این روزگار یعنی «کیومرث عباسی قصری» بپردازیم.
***
در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد جلسات شعری جدی و کم نظیری در انجمن خواجو مستقر در دفتر وکالت نعمت احمدی برگزار می شد که طیف های مختلف شعری آن سال ها را پوشش می داد. از محمدرضا آغاسی و سهیل محمودی بگیرید تا حسین منزوی و محمد سلمانی، از جوانان نوسرایی مثل کورش همه خانی و ابوالفضل پاشا بگیرید تا علی عبدالرضایی و حمیدرضا شکارسری...
وقتی نوبت به شعرخوانی «کیومرث عباسی قصری» می رسید همه به خصوص باتجربه ترها به احترام او سکوت می کردند و از ابیات نابش لذت می بردند . او همیشه غزل می خواند . او را هنوز هم بیشتر یک غزل سرا می دانیم .
او هنوز هم غزل را با زبان و بیانی هندی وار می سراید .
نه در چاهم نه در زندان خجل از بودن خویشم
خودم هم یوسفم هم قاصد پیراهن خویشم
ز دستم دشمنی هم برنمی آید مگر با خود
برای دشمنانم دوست هستم دشمن خویشم
اما در ابیات بعد ، حتی در همین غزل که بیشتر حدیث نفس نزدیک است کلام را از تظاهرات فرامتنی مورد علاقه اش یعنی میهن پرستی و دین خواهی خالی نمی گذارد :
سزایم هر چه باشد خواری غربت نمی باشد
بسوزانم ولی در کوره های میهن خویشم ...
نماند از قصر شیرینم به جز نامی به جا «قصری»
مگر غربت به تلخی پرورد در دامن خویشم
تعلق خاطر «قصری» به بیان مفاهیم انقلابی غزل هندی او را بدیع می نماید چرا که مخاطب عادت دارد غزل هندی را عاشقانه و درون گرا و انفسی بخواند و نه برون گرا و آفاقی . او غزل را با پیش درآمدی معمولی آغاز می کند و سپس به فرامتن گریز می زند. «رضا اسماعیلی» شاعر و منتقد ادبی در مراسم تجلیل از این شاعر در این مورد می گوید: به برکت انقلاب اسلامی ، اتفاقی رخ داد و شاعران انقلاب این هوشمندی را داشتند تا از قابلیتهای همه سبکهای ادبی بهجا استفاده کنند . محاسن سبکها را اخذ کردند و توانستند از مؤلفههای شاخص این سبکها استفاده کنند و شعر انقلاب را در این فضا بالنده کنند. ذهن و زبان «قصری» متأثر از سبک هندی است و در کنار آن از آموزههای نیمایی هم بهره برده است. در غزلیات او رگههایی از سبک هندی وجود دارد اما کجتابیهای شاعران سبک هندی کمتر دیده میشود.
گرچه از فرط عطش هستند بی نا نخل ها
خوشه خوشه در بغل دارند خرما نخل ها
میوه ی صبر از بر و بار ظفر شیرین تر است
با زبان خوشه ها گویند این را نخل ها
طاقت ما خصم را رسوای خاص و عام کرد
باد را در زوزه می آرند این جا نخل ها
شگردهای «قصری» در غزل هایش همان شگردهای آشنا اما هنور تاثیرگذار شعر شاعران بزرک این سبک است . اسلوب معادله ، حس آمیزی ، تشبیه و تمثیل در اشکالی چون ترکیب سازی ها و مضمون پروری های بکر شعر او را بسیار شنیدنی ساخته است . مخاطب ، شعر «قصری» را با وجود تعلق خاطر به شیوه ی هندی ، دوریاب و دیریاب و پیچیده نمی یابد . پس مخاطبان او را تنها خواص ادبی تشکیل نمی دهند بلکه مخاطبان عام نیز از شعر او منتفع می شوند .
همچو پیچک برگ برگم عاشق آزادگی است
هر کجا سروی است پیچک وار می پیچم به خویش
باغبان اشکم ، خیال بلبلی گر سایه وار
بگذرد از خاطر گلزار ، می پیچم به خویش
من کجا و وصل این خورشید سیمایان کجا
نازک اندیشم چو مو ، از نار می پیچم به خویش
استقلال ابیات در شعر «قصری» به تبعیت از شعر سنتی فارسی هر چند منجر به پراکندگی ساختار طولی غزل می شود اما در عین حال متن او را از شاه بیت پر می کند. ابیاتی که می توانند به تنهایی و مستقل از ساخت غزل خود به حیات ادامه دهند.
شوریدگی و شیفتگی عکس قمار است
آن قدر توان برد که دل باخته باشی
*
نایمان مانند نای نازک نی ها گرفت
بس که نالیدیم شب ها با صدای سوخته
*
از زمانی که شدم حلقه به گوش در او
نیست چون خضر ، بدهکار سکندر ، گوشم
مصطفی محدثی ، شاعر و پژوهشگر شعر انقلاب در مراسم بزرگداشت «قصری» می گوید : در سیر و سلوک استاد و هم در جریان شعر از نوجوانی ، ایشان به مجموعه اساتیدی چون استاد بهزاد کرمانشاهی و کریم تمکین کرمانشاهی ارادت داشته و نزد آنها دانش آموخته ... و از طرفی بسیاری از شاعران کرمانشاه همانند بیژن ارژن و محمدسعید میرزایی هریک خود را باافتخار شاگرد «قصری» میدانند و افتخار میکنند … وجه دیگر و کمتر دیدهشده این شاعر ، آن احساس نیازی است که در دورهای از زندگی به آن رسید که باید به زبان کردی هم بپردازد و به سمت سرودن و خوب سرودن برود . همان وجهی را که شهریار در زبان ترکی دارد ، در برخی آثار «کیومرث عباسی» در زبان کردی میتوان این مثال را منطبق دانست.
یادداشت: حمیدرضا شکارسری
خبرگزاری فارس، 30 اردیبهشت 1396
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960230000382
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ و نویسنده آزاد است