شعر احمد عزیزی، محصول مؤانست با قرآن و همنشینی با عالمان دینی
____________________________________________________________________________________________________
شعر احمد عزیزی،
محصول مؤانست با قرآن و همنشینی با عالمان دینی
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، رضا اسماعیلی، از شاعران انقلاب، به مناسبت درگذشت احمد عزیزی یادداشتی را به روح پرفتوح آن شاعر آئینی تقدیم کرد. وی در این یادداشت بر ابعاد شخصیت احمد عزیزی پرداخته است. مشروح این یادداشت در ادامه آمده است:
احمد عزیزی شاعر انقلاب، دفاع مقدس و ادب آیینی، در شمار شاعران نسل اول انقلاب و همراه و هم نفس بزرگانی چون سلمان هراتی، سید حسن حسینی، قیصر امین پور، نصرا... مردانی، و سپیده کاشانی بود. شاعری که نامش بیش تر با مثنویهای درخشان و نثرهای عرفانی اش که به «شطحیات» معروف است در اذهان تداعی می شود. مثنویهایی با طراوت، جاندار و «از جنس زمان»، و شطحیاتی برخوردار از رگه های ناب عرفانی.
طلایه دار شعر دینی و آیینی
از احمدعزیزی می توان به عنوان یکی از طلایه داران و پیشکسوتان شعر دینی و آیینی بعد از انقلاب نام برد. شاعری معتقد و باورمند که با رهتوشه ای از معرفت و محبت در این وادی گام بر می داشت. سروده های دینی و آیینی او - جز موارد معدودی که قابل ارفاق و اغماض است - مُلهم و منبعث از آموزه های اصیل وحیانی و قرآنی است. این شاعر انقلاب متاثر از شخصیت هایی همچون حضرت امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید دکتر بهشتی و آیت الله مفتح بود. او شاعری بود که در جلسات بسیاری از عالمان دینی شرکت می کرد و از مباحث علمی و فلسفی آنان بهره می برد که از جمله آنها می توان به حضور در جلسات درس عالم و فیلسوف برجسته «علامه جعفری» اشاره کرد. از همین رو تاثیرپذیری او از منظومه فکری و فلسفی این بزرگان طبیعی است.
احمدعزیزی سعی می کرد وقتی از اسلام و بزرگان دینی صحبت می کند، از دایره ادب و آداب دینی پا را فراتر نگذارد و تصویری که از سیمای آل الله در شعر ارائه می دهد، منطبق بر آموزه های دینی و سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) باشد. به همین خاطر اشعار آیینی او فقط توصیف و صنعتگری صرف نیست، بلکه ریشه در اندیشه ناب اسلامی و جوهره معرفت دینی دارد.
آمیزه ای از نبوغ و خلاقیت ادبی
عزیزی، آمیزه ای از نبوغ و خلاقیت ادبی بود. برخورداری از «دانش و بینش» ادبی گسترده و همنشینی و هم نفسی با علمای دینی، فلاسفه و عرفای روشن اندیش، راز و رمز خلاقیت و نوآوری های زبانی او در عرصه شعر بود. عزیزی چشم هایش را در زمزم خلاقیت شسته بود و جهان را جور دیگر می دید. بدیهی ست که تازگی زبان، تازگی جهان را به همراه می آورد و شاعر را از فرو افتادن در دایره «تکرار و تقلید» حفظ می کند و موجد خلاقیت می شود.
او با مجموعه شعر «کفشهای مکاشفه» در دهه 60 به شهرت رسید و به شایستگی توانست خود را بهعنوان شاعری توانمند، جسور، خلاق، نوآور و مضمونیاب به جامعه ادبی معرفی کند. احمد عزیزی بعد از چاپ این دفتر به پدیدهای تبدیل شد که نگاه بسیاری از منتقدین و شعرا را متوجه خود کرد. او علی رغم بسیاری از شاعران هم نسل خود در دهه 60 که به خاطر دغدغههای انقلابی و اجتماعی به معناگرایی مطلق گرایش داشتند و از پرداختن به سایر مولفههای ادبی از جمله تصویر و تخیل غافل بودند، با خلق و آفرینش مثنویهایی دیگرگون و سرشار از مضامین و ترکیبات نو و بدیع و آمیخته با عناصر خیال، از آغاز در مسیر شاعرانگی گام برداشت. مثنویهایی با هویتی مستقل که اثر انگشت شاعر را بر پیکره خود دارند. البته تاثیرپذیری احمد عزیزی از شاعرانی همچون بیدل و سهراب سپهری قابل انکار نیست، ولی این تاثیرپذیری همچون تاثیرپذیری حافظ از متقدمین و معاصرین خویش مثبت و ایجابی است و چیزی از ارزشهای ادبی او نمیکاهد. شاعرانگی عزیزی با چاپ مجموعه شعرهایی چون «روستای فطرت» و «شرجی آواز» سیر صعودی خود را ادامه داد. در این مجموعهها رفتار شاعر با زبان، رفتاری خلاقانه و فراهنجار است، ولی در مجموعههای بعدی رفتار شاعر با زبان به رفتاری محافظه کارانه و هنجاری تبدیل شد و شاعر تا حدی از قله خلاقیت و نوآوری به دامنههای تکرار و تقلید فرو افتاد.
شاعری فطری و مردم گرا
احمد عزیزی شاعری فطری و مردم گرا بود. از همین رو حضور مردم کوچه و بازار در شعرش حضوری کاملا ملموس و عینی است. او با وقوف به این معنا که مردم زمانه ما از شاعری که خود را معاصر میداند، شعری را طلب میکنند که آئینه تمام نمای شادیها، غمها و دغدغههای آنان باشد، دست شعر خود را گرفت و به میان مردم کوچه و بازار برد تا با مردم حشر و نشر داشته باشد و با آنان نشست و برخاست کند. رمز موفقیت اکثر اشعاری نیز که بعد از انقلاب مقبول مردم واقع شدند چیزی جز این نمیتواند باشد؛ هرچند این اشعار در نظر ادیبان کهناندیش از دایره تعریف شعر خارج باشند.
رفتار او با زبان، رفتاری ساده، صمیمی و بی تکلف بود. از همین رو، وی تراوشات ذهنی خود را - بیهیچ گونه دخل و تصرف و ویرایشی - روی کاغذ می پراکند و هرگز بعد از سرودن یک شعر، دغدغه بازبینی و بازنویسی آن را در ذهن نمیپروراند. او بر سفره شعر خود به همه کلمات - بیهیچ تقدم و تأخری - فراخوان حضور می داد و هیچ کلمهای را از آمدن بر این سفره محروم نمی کرد. شاید راز موفقیت او نیز در این سعه صدر ادبی باشد. البته این فرمولی است که پیش تر توسط بنیانگذار شعر نو (نیما یوشیج) عرضه شده و مورد استقبال شاعران قرار گرفته بود. نیما بر این اعتقاد و باور پای میفشرد که شاعر در هنگام سرایش، باید به همه کلمات بار عام دهد و دست رد بر سینه هیچ کلمهای نزند تا شعرش به زبان گفتار و طبیعت صمیمی زبان نزدیک تر شود. عزیزی نیز در شعرهای خود به طور کامل از این اصل بهره برد و دروازههای شعرش را با سخاوت تمام به روی همه کلمات باز گذاشت:
بوی سیم اختلالات حواس
بوی کالا در بهار اسکناس
(خواب میخک، شعر «سفرنامه خواب»)
مادرم فکری برای عید کرد
قوطی کنسرو خالی صید کرد
(شرجی آواز، شعر «قتل بید»)
بوی سس، بوی عفونت، بوی لاک
بوی عطر تند کاپیتان بلاک
(کفشهای مکاشفه، شعر «سفرنامه خواب»)
بعد نسلی مرده و مات آمدند
جانیانی با کراوات آمدند
(خواب میخک، شعر «پس از بوسه باران»)
انگلیس آئینهها را خواب کرد
صنعت فولاد را هم آب کرد
(شرجی آواز، شعر «قتل بید»)
فراز و فرود در شعر عزیزی
از آنجا که «عزیزی» شاعری ذاتی بود و تراوشات روحی اش را بی هیچ ویرایش و تراشی به دست چاپ می سپرد، در شعرهایش فراز و فرود فراوان است. چنان که گاهی بیتی بسیار دلنشین و ناب در کنار بیتی متوسط و معمولی قرار میگیرد. نکته دیگر این که شاعر در عرصه نوآوری گاهی چنان به افراط و تفریط کشیده میشود که بعضی آثارش به جای شعر، به کاریکاتور شعر تبدیل میشوند. آن چنان که خواننده هنگام خواندن این گونه شعرها در جدی گرفتن آنها دچار تردید میشود. به نمونههای زیر توجه کنید:
یک نفر قلب مرا یک شب درید
نصف قیمت خاطراتم را خرید
(خواب میخک، شعر «صد چمن ادراک»)
سبزهها را بستهبندی میکنند
گاو هندی را هلندی میکنند
(کفشهای مکاشفه، شعر «ذرهبین ظهور»)
شیعه یعنی کشف یک قتل فجیع
شیعه یعنی دفن یك گل در بقیع
(خواب میخک، شعر «ای دیوار ندبه»)
مایهکوبی میشود انسان به نور
قرصهایی هست بر ضدغرور
(خواب میخک، شعر «ذرهبین ظهور»)
همچنان که در آغاز اشاره شد، عزیزی شاعری مثنوی سراست. او در این عرصه بیش از عرصههای دیگر درخشیده و به شایستگی توانسته خلاقیتها و توانمندیهای ادبی خود را به منصه ظهور برساند. شاهد مثال نیز چاپ گزیده اشعار ایشان است که در بردارنده گزیده مثنویهای اوست و در آن هیچ نمونهای از دیگر آثار وی که در سایر قالبهای ادبی سروده، ارائه نشده است.
شروع خلاقانه، پايانمحافظه کارانه
نکته عجيبي که در کارنامه شاعري عزيزي ديده مي شود – بر خلاف بسياري از شاعران – شروع خلاقانه و پايان محافظه کارانه و منفعلانه است! به اين معنا که عزيزي در آغاز راه شاعري، با نبوغ و خلاقيتي غير قابل تصور در صحنه حاضر مي شود و آثار ماندگاري چون : کفش هاي مکاشفه ، روستاي فطرت و شرجي آواز را خلق مي کند ، ولي هر چه که به پيش مي رود از خلاقيت باز مي ماند و در پيله تکرار و تقليد مي خزد که نمونه بارز آن مجموعه شعر «از ولايت باران» است که يک دهه بعد از «کفش هاي مکاشفه » چاپ شده است ، و به جرات مي توان گفت که اين دفتر در مقايسه با کارهاي آغازين او، مجموعه اي متوسط و معمولي است .
عزيزي در کارهاي متأخر خويش – به خاطر گرايش به عرفان و فلسفه – با زباني کهنه و سنتي ، بيشتر به استقبال و تضمين آثار شاعران متقدم مي پردازد .
من زماني را به ياد دارم که عزيزي هر روز به استقبال يکي از غزل هاي حافظ مي رفت و غزل هايش نيز به صورت روزانه در ستون ثابتي که روزنامه کيهان به همين منظور به او اختصاص داده بود چاپ مي شد . بعدها شنيدم که مجموعه اين غزل ها در دفتري با عنوان «غزالستان» چاپ و منتشر شده است . و اين هم نمونه اي از غزل هاي اين دفتر :
ناله بنده نشنود هيچ رقم خداي تو
اي بت سنگدل بيا ، سر بدهم به پاي تو
بوسه به کس نمي دهد پرده نشين غيبتت
غنچه شرمگين من! مرده ام از حياي تو
از نمک لبت مگو ، ز آن که به بزم خرمي
رونق پسته مي برد ، خنده دلگشاي تو
گرچه زخاک حسرتت لاله صفت دميده ام
خون شهيد خورده ام تا شده ام حناي تو
گر سوي دشت بنگري ، يک نظر آفتاب من
سايه شخص ناله ام ، مي روم از قفاي تو
گاه چو غنچه مي دري ،گاه به پرده مي بري
سينه چاک عاشقان نيست به جز قفاي تو
بيم عسس چه مي دهي ، ساقي سنگدل مرا ؟
کوچه به کوچه آمدم ، تا به در سراي تو
چشم مپوش «احمد» از ساغر اشک نيمه شب
باده خاص خويش را ريخته ام براي تو
(غزالستان / استقبال از غزل هاي حافظ )
یاد و خاطره اش گرامی باد.
خبرگزاری قرآن، پنج شنبه 19 اسفند 1395
http://www.iqna.ir/fa/news/3582097/
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ و نویسنده آزاد است