_____________________________________________________________________________________________

تاملی در دو شاهکار آیینی «خط خون» و«در سایه سار نخل ولایت»

موسوی گرمارودی، طلایه دار شعر مُدرن دینی


     سیدعلی موسوی گرمارودی علاوه بر این که از پیشتازان و پیشکسوتان شعر انقلاب اسلامی ست، همچون طاهره صفارزاده، از شاعران شاخص، مُدرن، و جریان ساز حوزه شعر دینی و آیینی روزگار ماست. شاعری که در این عرصه از جایگاه و مرتبتی والا برخوردار است. احراز این جایگاه به خاطر همنشینی و هم نفسی با عالمان مجتهد و مجاهدی چون مطهری ها ، طالقانی ها، بهشتی ها، مفتح ها، و شریعتی هاست که هر یک از آنان از عالمان تراز اول دینی و از مصلحان بزرگ روزگار ما بوده اند. علاوه بر این، گرمارودی همچون زنده یاد طاهره صفارزاده از طلایه داران شعر مدرن دینی این روزگار است. وی با سپیدسروده عاشورایی «خط خون» و «در سایه سار نخل ولایت» که به ساحت ملکوتی مولا علی تقدیم شده، نام خود را در ذهن و زبان مردم این روزگار جاودان کرده است.

     بی هیچ تردیدی، شعر بلند «خط خون» یکی از نمونه های موفق و درخشان شعر عاشورایی ست، با تمام مولفه های ساختاری و مضمونی که برای یک شعر عاشورایی خوب می توان تصور کرد. روح حماسی ای که در کالبد کلمات این شعر دمیده شده است، بی اختیار هر انسان آزاده ای را تحت تاثیر خود قرار می دهد و انسان را به ستایش شخصیت والای سرور و سالار شهیدان کربلا، حضرت اباعبدالله (ع) وا می دارد. این سروده ی فاخر که بدون اغراق یکی از شاهکارهای شعر عاشورایی زمانه ی ماست ، به شاعران روزگار ما می آموزد که شعر عاشورایی باید شعری بیدارگر، افشاکننده و حرکت‌آفرین باشد. شعری که در صور اسرافیل «آگاهی» بدمد و «بردگان جهل» را از ننگ و ذلت‌ بردگی آزاد کند، نه آن که بر گردن آنان طوق بردگی و سرافکندگی اندازد. شعری روشنی‌افروز و ظلمت‌سوز، به مثابه شب‌چراغی برای در راه ماندگان و گمشدگان. البته سوگ و مرثیه هم یکی از ارکان شعر آیینی (عاشورایی) ست، ولی همه سرمایه ی آن نیست. اقیانوس کرانه ‌ناپدید شعر آیینی گوهرهای ناب و ناسفته دیگری نیز دارد که صید این گوهرها غواصان دریادل و خطر آشنا می‌خواهد، غواصان از جان گذشته‌ای که «خطر کردن» را آموخته و در این مسیر از هوس «نام و نان» چشم دوخته‌اند.

     «خط خون» به ما می آموزد که شعر عاشورایی باید روح مقاومت، پایداری و بیداری را در کالبد جامعه بدمد و سیمای امام عاشورا و یارانش را با صلابت و اقتدار به تصویر بکشد. چرا که اگر همه رجزهای اصیل عاشورایی را در مجموعه‌ای گردهم آوریم و در معانی و محتوای عمیق و بلند آنها تأمل کنیم و به تحلیل و تفسیر واژه به واژه ی آنها بنشینیم، غیرممکن است شعر یا رَجَزی را پیدا کنیم که از آن بوی تسلیم و سازش و ذلت‌ پذیری بلند باشد. در هیچ رَجَزی از رَجَزهای حماسی و عارفانه عاشورا، ردپایی از اظهار عجز و ناتوانی و درخواست ترحم از دشمن دیده نمی‌شود و این درس بزرگی است که ما باید بیاموزیم و به آن عمل کنیم. آن چنان که شاعر فهیم و فرهیخته عاشورایی، دکتر سید علی موسوی گرمارودی در منظومه بلند «خط خون» از عاشورا و قیام حسینی این درس را آموخته و با کلماتی سربلند و حماسی به تصویر کشیده است. گرمارودی این واقعه را همان گونه که حضرت زینب ( س ) در پاسخ به عبیدالله بن زیاد می فرماید: «والله ما رأيتُ الا جميلاً»، سرشار از زیبایی ها می بیند و بر این باور است که عاشورا عالی ترین جلوۀ حماسه ، ایستادگی و مبارزه با ظلم و جهل است ، آن چنان که در فرازی از زیارت اربعین آمده است: « و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله »، یعنی: «امام حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.»

 

در فکر آن گودالم

که خون تو را مکیده است

هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم

در حضیض هم می توان عزیز بود

از گودال بپرس!

.....

شمشیری که بر گلوی تو آمد

هر چیز و همه چیز را

به دو پاره کرد:

هر چه در سوی تو حسینی شد

و دیگر سو یزیدی.

.....

اینک هر چیز

یا سرخ است

یا حسینی نیست !

(موسوی گرمارودی، گوشواره عرش، تهران، سوره مهر، چاپ سوم 1390، صص  169 تا 181.)     

 

     علوی سروده «در سایه سار نخل ولایت» نیز یکی از سروده های کم نظیر دینی و آیینی روزگار ماست، با ساختاری مدرن و مضمونی ارجمند. هر چند استاد گرمارودی شهرت خود را بیش تر وامدار شعر عاشورایی «خط خون» است، ولی این سپیدسروده نیز در فخامت و استواری چیزی از «خط خون» کم ندارد. امتیاز این سپیدسروده آن است که با ستایش ذات اقدس پروردگار آغاز می شود - دقیقه ای که متاسفانه در شعر دینی و آیینی شاعران جوان روزگار ما سخت مورد غفلت قرار گرفته است - و در ادامه با لهجه ای حماسی به بیان فضایل و کرامات مولی الموحدین امام علی (ع) می پردازد.

     به گفته دکتر بهاءالدین خرمشاهی ادیب و پژوهشگر صاحب نام معاصر:«شعر در سایه سار نخل ولایت که در منقبت و مرثیه حضرت علی(ع) است و همین شعر خط خون دو اوج بی مانند و قله رفیع شعر دینی عصر ماست – یعنی شعر با درونمایه مذهبی که در شعر نو سابقه ای به این درخشانی و درخششی به این نمایانی ندارد و این دو شعرکم نظیر که هم قوت قریحه و هم صلابت ایمانی و غیرت دینی شاعر را نشان می دهد، نیز مانند شعرهای بلند دیگر او، به صریح ترین وجه مؤید این است که هنر یعنی نگاه دیگرگون و متفاوت.» بازخوانی فرازی از این علوی سروده با شکوه که در سال 1356 سروده شده خالی از لطف نیست:

خجسته باد نام خداوند

 نیکوترین آفریدگاران

                                 که تو را آفرید.

......

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی‌شناختم

که عمود بر زمین بایستد...

پیش از تو، هیچ فرمانروا را ندیده بودم

که پای‌افزاری وصله‌دار به پا کند،

و مَشکی کهنه بر دوش کشد

و بردگان را برادر باشد.

آه ای خدای نیمه‌شب‌های کوفه‌ی تنگ.

ای روشن ِ خدا

در شب‌های پیوسته‌ی تاریخ

ای روح لیله‌القدر

حتّی مَطلعِ الفجر

اگر تو نه از خدایی

چرا نسل خدایی حجاز فیصله یافته است؟

نه، بذرِ تو، از تبار مغیلان نیست...

(موسوی گرمارودی، گوشواره عرش، تهران، سوره مهر، چاپ سوم 1390، صص  123 تا 129.)     

 

     جان کلام آن که استاد گرمارودی عزیز را باید در زمره شاعران حکیم و دقیقه یاب این روزگار - بخصوص در عرصه ی شعر دینی و آیینی - به شمار آورد. شاعری دانشی مرد و اهل معنا . از نسل شاعرانی که به قول سهراب وارث «آب و خرد و روشنی» اند. او به شهادت آثارش، در حوزه شعر آیینی دغدغه های ارجمندی دارد. دیدگاه های او در این حوزه - به عنوان یک منتقد و پژوهشگر برخوردار از دانش و بینش ادبی - قابل تامل و راهگشاست. در جان و جهان شعرهای آیینی گرمارودی «اندیشه»، «پیام» و «حماسه» از جایگاه رفیعی برخوردارند. او زمانی گام در ساحت ملکوتی شعر آیینی می گذارد که «حرفی برای گفتن» داشته باشد. درعین تقید و پایبندی به ساختار ادبی و مولفه های زیباشناختی .

     با آرزوی سعادت، سلامت وسربلندی برای این شاعر بیدار و دین آگاه که یکی از طلایه داران شعر مُدرن دینی و آیینی روزگار ماست .