______________________________________________________________________________________________________

نیم نگاهی به دنیای شاعرانه بیژن ارژن :

بی هم شدگانیم که پیدا هستیم

 

خبرگزاری فارس ( یادداشت : رضا اسماعیلی ) - آنان كه شعر و ادبیات معاصر را دنبال می کنند، به خوبي مي‌دانند كه نام «بیژن ارژن» با رباعي پيوندي ناگسستني دارد، چنانچه اگر بخواهيم فهرستي از نام رباعي سرايان معاصر تهيه كنيم، نام این شاعر نجیب کرمانشاهی يكي از نام‌هايي است كه بايد در اين ليست قرار بگيرد. جالب است كه بدانيد در پاره‌اي از مواد حتي شهرت و آوازه بعضي از رباعي‌هاي او در ذهن و زبان مردم كوچه و بازار از شهرت و آوازه‌ای كه شاعر در طول اين چند دهه براي خود دست و پا كرده، بيشتر است! مانند دو رباعي زير:

1

قطره قطره شد آب آدم برفی

شد آب در آفتاب آدم برفی

آب از سر او گذشت اما هرگز

بیدار نشد ز خواب آدم برفی !

2

بی چاره تر از عالم و آدم هستیم

ماتم زده ای مثل مُحرّم هستیم

نه گندمی و نه یار گندم گونی

ما هم دلمان خوش است آدم هستیم!

 

     بی هیچ مبالغه ای ، بیژن ارژن یکی از رباعی سرایان خوب و موفق روزگار ماست. شاعری که با انتخاب قالب دلبرانه و دیریاب رباعی، توانمندی های ادبی خود را در چشم اهل ادب به منصه ظهور رسانده است .

     رباعی قالبی ست که درگیر شدن با آن ، وسواس و دقت نظری ورای قالب های ادبی دیگر می خواهد . این قالب ادبی را - جدای از محتوا - می توان از نظر ایجاز و کوتاهی به « هایکو » شبیه دانست  . مرکز ثقل هایکو یا شعرهای  سه سطری ، تصویر گرایی ، شکار و عکس برداری شاعرانه از طبیعت است . امّا رباعی دارای گستره و وسعت موضوعات است. رباعی مناسب ترین قالب برای پرداخت هنرمندانه مضامین اجتماعی ، فلسفی ، عاشقانه و عارفانه محسوب می شود. از همین رو انتخاب خجسته  قالب رباعی توسط شاعر، مبین تعلق خاطر او به «کم گویی و گزیده گویی» ست .

     بیژن ارژن به شهادت رباعی هایش، رفتاری معتدل و هنجار با زبان دارد . از آنجا که شاعر حرف های از دل بر آمده ای برای گفتن دارد ، به دنبال زبان آوری و زبان بازی های تفننی و تصنعی نیست . از همین رو در جان رباعی های او سادگی و صداقت جاری ست و زبان رباعی ها از تکلف و تصنع به دور است.  شاعر با تلفیق هنرمندانه ی فرم و محتوا ، همراه با پرداخت مناسب مضمون ، موفق به کشف های شاعرانه و درخشانی در رباعی شده است ، همچون رباعی زیر:

 

شـــن هـــای روان و ســاعــت دنـیـا را

در شـیـشـه گــذاشـتـنـــد، آدم هــا را

زین روی به آن روی... چه می‌گردانند؟

ایـــن سـاعـت كهـنـه ی شـنــی را؛ مـا را !

 

       از مولفه های دیگر رباعی های ارژن ، تنوع و تکثرموضوعی ست . از این ویژگی می توان هم به عنوان نقطه قوت نام برد و هم به عنوان نقطه ضعف . از منظر کسب تجربه و تربیت مهارت های ذهنی و روانی ،  پرداخت همزمان به  موضوعات متفاوت یک امتیاز محسوب می شود . اما از منظری دیگر، همین موضوع می تواند در پاره ای از موارد آشفتگی و سردرگمی مخاطب را به همراه  داشته باشد وسامانه ی  فکری مخاطب را به هم بریزد و او را از التذاذ هنری توام با آرامش باز دارد . ولی در رباعی های ارژن کمتر با چنین اتفاقی روبرو می شویم ، زیرا او در این قالب ورزیده شده است و راز و رمز تعامل و هم نشینی کلمات را به خوبی می داند، به گونه ای که با چینش هنرمندانه واژگان، در نهایت مخاطب را به تحسین و آفرین وا می دارد :

هر لحظه دم از نفاق با هم بزنند

یا حرفی از این سیاق با هم بزنند

یک بار نشد عقربه های ساعت

یک دور به اتفاق با هم بزنند !

*****

دنیا در دست خواب گردان ها  بود

صحرا، مسخ سراب  گردان ها   بود

مشتی  تخمه، دهانـشان  را  بسـته

این قصه ی آفتاب گردان ها  بود !

 

     بیان شاعر در رباعی، بیانی سهل و ممتنع و به دور از تصنع و تکلف است. برای اثبات این ادعا رباعی زیر نمونه خوبی است . این رباعی که به زبان ساده و عامیانه سروده شده ، از چفت و بند و انسجام مضمونی خوبی برخوردار است . به طوری که هر مصراع آن مکمل مصراع قبلی ست :

 

در شعر, من از مشکل خود می گویم

از عشق و دل غافل خود می گویم

خواهی بپذیر دوست، خواهی نپذیر

من شعر برای دل خود می گویم

 

رباعی های عاشقانه

     امروزه اشعار عاشقانه بیشتر گرفتار تن بارگی و مفاهیم « اروتیک »  هستند و موضوع عشق در اشعار بسیاری از شاعران امروزی حول و حوش جسمانیت و تنانگی دور می زند  و در نهایت به کوره راه هوس ختم می شود .

      اما بیژن ارژن در عاشقانه های خود با پیروی از بزرگان ادبیات ایران  ، نگاهی انسانی ، نجیبانه و ارزشمند به عشق دارد و معشوق خود را با تعابیری برخاسته از فرهیختگی خطاب می کند که نشانه ی بلوغ انسانی اوست . این نگاه کمال خواهانه و انسانی به عشق و معشوق  ، در فضای ادبی امروز بسیار نادر است :

 

باران آمد که تو اسیرم کردی

بید مجنون سربه زیرم کردی

ای عشق! مگر چه کرده بودم با تو؟

سالی دو هزار سال پیرم کردی !

*****

ما شاخه ای از ایل شقایق هستیم

با دردسر عشق، موافق هستیم

در پرده چرا سخن بگویم؟ حاشا !

بگذار بدانند که عاشق هستیم

     این يادداشت  فقط در حکم مقدمه ای بر رباعی های بیژن ارژن عزیز بود، و خوب مي‌دانم كه هنوز دقایق و ظرایف فراوانی در مورد شیوه بدیع رباعی سرایی این شاعر نجیب و بی ادعا ناگفته مانده است که امیدوارم در آینده با فرصتي فراخ‌تر به آن بپردازم. قصد و نيت اصلي من از قلمي كردن اين سطور، فقط و فقط ابراز خرسندی و تبريك به انگيزه برگزاری نکوداشت این شاعر خوش ذوق کرمانشاهی ست .

     با آرزوي شكوفايي و درخشش بيشتر ارژن ، اين گفتار را با يك رباعی بدیع دیگر از دفتر گزيده رباعی های او به پايان می برم :

بی هم شدگانیم که پیدا هستیم

پنهان شدگان خواب و رویا هستیم

در دنیای چقدرها از هم دور

آدم های چه قدر تنها هستیم !

 

http://www.farsnews.com/13950601000401