__________________________________________________________________________

یادداشتی به انگیزه بزرگداشت شاعر نام آشنای انقلاب «محمد جواد محبت»

روی پای ترِ باران به بلندی «محبت» برویم

 وقتی هوا پر است زعطر اقاقیا

حس می‏کنی تو هستی و یک حس آشنا

حس می‏ کنی رها شده‏ای در مه و نسیم

حس می ‏کنی سبک شده‏ای مثل ابرها

حس می‏ کنی خوشست اگر شستشو دهی

از هر چه هست و نیست غبار ملال را

وقتی که پلک می ‏نهی از شوق روی هم

پر می ‏شود تمام وجودت از این هوا

تو بی‏ خیال می‏ روی آرام ناگهان

چیزی تو را نهفته صدا می ‏زند، بیا ...

یک لحظه هر چه هست فراموش می‏ شود

یک رشته راه می ‏کشد از روح تا خدا

اینک تویی رهاشده با جان عطرناک

مهمان فصل سبز، در آفاق آشنا 

     در کرمانشاه او را بیشتر به نام «عمو جواد» می شناسند و صدا می زنند. مرد روشنی که مهربانی در نفس هایش جاری ست و هم قبله و هم قبیله شاعران بزرگ روزگار ما : «محمد جواد محبت» .

     استاد «محمدجواد محبت» از شاعران توانا و چهره های ماندگار روزگار ما که ان‌شاءا... «تنش به نام طبيبان نيازمند مباد»، از رندان و قلندران عرصۀ شعر و ادب و از سوختگان و حكمت آموختگان مكتب «عشق» است. شاعري نازك خيال و زلال‌انديش كه با سيروسلوكي عارفانه و كشف و شهودي عاشقانه ـ فارغ از هرگونه هياهوـ بيش از نيم قرن است كه در وادي شعر و ادب، طي طريق مي‌كند.

     اين حنجرۀ سپيد عشق و روشني که در سه حوزه شعر انقلاب، دفاع مقدس و آييني صاحب آثار و اشعاري فاخر و ماناست، در محافل و مجامع ادبي به نیکنامی و مهربانی شهره است . جانش به مهر گرم و از کینه سرد است و همچون خورشید جوانمرد :

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش

چون مه و خورشید جوانمرد باش

     «محبت» فعاليت ادبي خود را در سال‌هاي 39-40 با قلم زدن در هفته‌نامۀ «توفيق» و با امضاي «م. آدميزاد» آغاز كرد. از سال‌ 47 به بعد آثارش را با نام مُستعار «م. بخشنده‌مهر» به دست چاپ سپرد، اشعار و مقالاتي با مضامين سياسي و اجتماعي. وي كه حق‌خواهي و باطل‌ستيزي را از قيام حسيني آموخته بود، به خاطر فعاليت‌هاي بيدارگرانۀ خويش در عصر استبداد ستم‌شاهي، دوباره از زندان ساواك سردرآورد و در اين دوران، تجربۀ پربار مبارزۀ سياسي را آموخت.

     اين شاعر درد آشنا و روشن انديش، از فرداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، با اعتقادي راسخ و باوري عميق، در سنگر انديشه، پاسدار ارزش‌هاي اصيل انساني و اسلامي بوده است و با چاپ و انتشار آثار و اشعار رسالت مدار خود، در عرصۀ ادبيات انقلاب اسلامي، حضوري پويا، با نشاط، گسترده و تأثيرگذار داشته است. امروز نيز استوار و ثابت قدم، رهنمود اين راه مقدس و روشن است و به زمزمۀ عاشقي، مشغول:

با تو دل من در اوج پرواز است

آواز مخوان، حضورت آواز است

پايان شب است و گفت و گويت گرم

باش اي همه خوب، تازه آغاز است

     «با موج عطرهاي بهشتي، بانوي طوبي، كجايي گريۀ دل ناصبوران، با بال اين پرنده سفركن، از آتش خيمه‌هاي عاشورا، گلوي سبز آواز، بهار بي‌پاييز، از مرزهاي فرياد، صحايف گل سرخ، روايح گل سرخ و «از سال‌هاي دور و نزديك » كه در بردارندۀ دستچيني از دفترهاي شعر پيشين اوست، يادگار‌هايي ماندگار از روح دل شده و عاشق اوست كه با خط عشق بر صحيفۀ روزگار نقش بسته است.

     از «محبت» و آثارش گفتيم: از راهش، مرامش، پيشه‌اش، انديشه‌اش و ... اين همه را گفتيم تا بگوييم كم نيستند بزرگاني از اين قبيل و قبيله كه دل به مهر دوست بسته و از دنيا و تعلقاتش گسسته‌اند. در كار دلند، نه كار گِل، عاشق صادقند و نه سالك منافق. راه خود را مي‌روند و كار خود را مي‌كنند. نه تأييدها و تشويق‌ها آنان را مست مي‌كند، نه بي‌مهري‌ها و دشمني‌ها آنان را سُست، چرا كه بندۀ «او»يند و از قيد بندگي غير، آزاد:

فاش مي‌گويم و از گفتۀ خود دلشادم

بندۀ عشقم و از هر دو جهان آزادم

     تکریم و تجلیل این پیر عرصه شعر و ادب در زمانه ای که اصحاب فکر و فرهنگ - به هزار و یک دلیل - همچنان در مظلومیت و مهجوریت به سر می برند، بزرگداشت ادب و اخلاق و کرامت های انسانی ست. با سپاس و تشکر از بانیان این بزرگداشت با شکوه ، شايسته است كه با سلامي دوباره به اين «پير» جان آگاه و روشن ضمیر، و به نشانۀ سپاس و عرض ارادت، خاتمۀ اين گفتار را نيز به غزلي زيبا از استاد مُزين كنيم، غزلي مهدوي. اميد آن كه شما نيز همچون اين دلشدۀ غريب، كامِ جانتان از ترنم اين سرودۀ معنوي، شيرين شود:

عزيزم! از تو چه پنهان، بهار در راه است

بهار با نفس مُشكبار، در راه است

جوانه‌هاي سپيدار مي‌دهند نويد

 طراوتي كه تويي دوستدار، در راه است

نسيم مژده رسان، جان تازه مي‌بخشد

سپيده با قدم زرنگار، در راه است

بگو به خاطر آشفته، در تبسم گُل

قرار جان و دل بيقرار، در راه است

خبر دهيد به دل خستگان تشنۀ مهر

 زلال عاطفۀ خوشگوار، در راه است

قسم نمي‌خورم اما به جان منتظران

چراغ روشن آن انتظار، در راه است

اگر نه جمعۀ حاضر، كه جمعه‌اي ديگر

اميد زمزمه دارد، سوار در راه است

 

خبرگزاری فارس

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950420001010