________________________________________________

سلام بر شعر و شعور

سید محمود سجادی

در مورد قیام ابا عبدالله الحسین(ع) و نهضت عاشورا بسیار نوشته‌اند و سروده‌اند و بسیارترنیز خواهند نوشت و خواهند سرود. دیوان‌های شاعران ایرانی از دیرباز تاکنون، مشحون است از تحمیدیه، توحیدیه، مدایح و مناقب پیامبر والا مقام اسلام و اهل بیت و اولادش و بر خلاف گفته بعضی از پژوهندگان! غرضمند که همه این‌ها را به دوره صفویه نسبت می‌دهند از سال‌های اولیه و دوران مقدم شعر دری این مقوله وجود داشته است و دارد. در شعر ناصر خسرو، در آثار سنایی غزنوی، عطار، مولانا و… همه جا ارادت شاعران را به حضرت رسول و امامان بر حق شیعه می‌بینیم و این رشته نورانی مطمئناً ـ به قول معروف ـ سر دراز دارد و به تعبیر حافظ «راه بی‌نهایت» است که ادامه خواهد داشت.

در این چند و چندین سال گذشته از اصطلاح «شعر آیینی» را زیاد شنیده‌ایم و خوانده‌ایم. راستش هنوز به طور دقیق نمی‌دانم مقصود از شعر آیینی چیست ؟ آیا همان اشعار مذهبی و مدایح و مناقب و مراتی رسول خدا (ص) و آل الله (ع) است ، یا اشعار مربوط به جنگ و دفاع مقدس و غیر ذلک ؟ به هر صورت ما از دیر باز تا کنون با شعر در نحله دین و مذهب اسلام و البته تَشیّعُ همیشه مواجه بوده و آن را خوانده و شنیده‌ایم.

به یاد دارم سال ۱۳۴۶ که دانشجوی دانشکده ادبیات انگلیسی، دانشگاه اصفهان بودم از مرحوم استاد جلال همایی دعوت کردیم که به اصفهان ـ زادبوم و محل نشو و نمای خود تشریف آورده و در بزرگداشتی که برای ایشان و نیز چهره‌گشایی از آخرین کتاب شان ترتیب داده بودیم شرکت فرمایند استاد پذیرفتند و به اصفهان آمدند از ایشان سئوال کردیم از اصفهان چه شخصی یا اشخاصی مورد نظر شماست که از ایشان دعوت کنیم؟ بی‌درنگ گفتند: جناب صغیر را بگویید …. از ایشان دعوت کردیم، پذیرفتند در موقع مقررمن به همراه یک راننده درِ خانه‌شان رفتیم و ایشان علی‌رَغم کهولت وکسالت و تنگی نَفَسْ دعوت مجدّد را به طیب خاطر پذیرفتند و تشریف آوردند ومی‌دانیم که مرحوم صیغر اصفهانی شاید بیشترین اشعار خود را در مدح و منقبت رسول خدا و ائمه و نیز مرثیه اباعبدالله (ع) و کسان اولاد و یارانش سروده است.

یک شاعر مذهبی به تمام معنی، یک شاعر آگاه و با ایمان و سوخته‌ دل که در حقیقت جزء مفاخر اصفهانِ معاصر است. چرا استاد همایی با آن دانش آکادمیک فقط از صغیر نام برد ؟ جوابش مشّخص است: همان آمیختگی دل و جان صغیر و آثار قلمی و ادبی صغیر با دین و ایمان و پیامبر و امامان به ویژه آقا اباعبدالله الحسین (ع).

مولانا شاعر عارف ـ به معنای واقعی خود ـ می‌فرماید: یک دهان خواهم به پهنای فلک تا بگوید وصف آن رشک ملک وقتی که می‌خواهیم از مردان و زنان بزرگ سخن بگوییم، باید ـ به قول معروف ـ عده و عُدّه لازم و استعداد و قابلیت درخور این کار را داشته باشیم. وقتی همین حضرت مولانا که ذکر خیرش آمد، از واقعه کربلا صحبت می‌کند، در عین سادگی و صداقت و صمیمیت، اما با نوعی‌ اندوه و غم غربت دلنشین توأم با جزالت و فخامت یاد می‌کند:

کجـــایید ای شهیدان خدایی ؟

بلا جویان دشت کــــــربلایی

کجایید ای سبکبالان عـاشق ؟
پرنده‌ تر ز مرغــــــان هوایی

ببینید چه تعبیرهای زیبا و ملموس و دلنشینی به کار برده و چقدر ما را به اوج و عروج ارواح قدسی شهدای کربلا نزدیک می‌‌کند.

راست است که همه شاعران خواسته‌اند از این بزرگان صحبت کرده و عرض ادب و احترامی نمایند، اما خب، هر شاعری و ناظمی و گوینده و سراینده‌ای استعداد و توانایی خودش را دارد و آن سروده و ساخته خود را ـ گاه به قصد قربت و گاه برای کسب آبرو ـ به ساحت آن بزرگان تقدیم کند و به قول شاعر عرب: «ان الهدایا علی مقدار مهدیها». ولی با این وجود سرایشگر بزرگان دین باید در حقیقت «بزرگ» باشند.که بحمدالله در بسیاری از موارد این بزرگی و این لیاقت در آن‌ها دیده شده است.

حائت سلیمان یوم العید قبره

آتت به فخذ جراد کان فی فیها

تر عت به فصیح القول و اعتدرت

ان الهدا یا علی مقدار مهدیها

(چکاوکی در روز عید برای حضرت سلیمان ران ملخی آورد … و در نهایت گفت: هدیه‌ها به ارزش هدیه ‌دهندگانند. )

این مقدمه را از این روی گفتم که وارد ذکر خیر کتاب « سلام برعاشورا » شوم. سروده شاعر ارجمند معاصر رضا اسماعیلی که او را به خوبی می‌شناسم و به ایمان و صداقتش و نیز ارادت بی‌ تابانه‌اش به امامان و بزرگان دین و به طور ویژه و خیلی مخلصانه به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) واقفم.

کتاب حاضر مجموعه‌ای است از ۱۶۲ رباعی ـ و کلا عاشورایی ـ در ستایش نهضت تاریخی عاشورا که به همراه چند تقریظ کوتاه اما رسا و مصداق « خیرالکلام قل و دل » (بهترین سخن‌ها کوتاه‌ ترین و رساننده‌ ترین آنهاست) نسبت به مندرجات کتاب اظهارنظر کرده‌اند: آقایان حسین اسرافیلی، محمدحسین انصاری‌نژاد، عباس باقری، محمدرضا سنگری، کامران شرفشاهی و حمیدرضا شکارسری که تا این جا خوشبختانه همه آنان دوستان شاعر عزیز خودم هستند و نیز آقای سید مهدی طباطبایی که افتخار آشنایی با ایشان را نداشته‌ام و محمدعلی مجاهدی که یکی از چهره‌های شاخص شعر مذهبی معاصر ایران است، ساکن قم و متخلص به پروانه.

در مورد رباعی ـ این قالب کوتاه اما پرگستره شعر ایران ـ بسیار خوانده‌ایم و خود حقیر نیز مقاله‌ای با عنوان «رباعی، قالب دوست‌ داشتنی عشق و فلسفه و عرفان» دارم که منتشر شده است.

قالب رباعی در سال‌های پس از انقلاب اسلامی در حقیقت احیاء شده و با رویکرد وسیعی از سوی شاعران جوان و نیز جوان مواجه شده است که این‌ رویکرد وسیع می‌تواند هم فایده‌مند باشد و هم آسیب‌ رسان. کما این‌ که رباعی‌های کم‌ ارزش، بی‌ جان و غیر دلنشینی را در این چند دهه خوانده‌ام؛ هم چنان که در مقابل، رباعی‌های ارزنده و استواری را نیز. بی شک رباعیّات مندرج در کتاب حاضر، جزو شق دومند ، یعنی ارزنده و استوار.

اسماعیلی ، نهضَت عاشورا را بسیار گرامی می‌دارد و آن را می‌فَهمد، امّا هراس دارد از این‌که این انقلاب بزرگ و این نَهضَتِ الهِی به دست نااهلان بیفتد. همچنان که بسیار هم افتاده است. کسانی که به اسم روضه‌ خوانی، مدّاحی و سرایندگی به عظمت آن قیام الهی خدشه‌ وارد کنند یا به انحاء مختلف درپی کسب نان و نامند. بعضی از اقشار ! فوق یا از آن طرف بام فرو می‌افتند و یا از این‌ طرف، گاه از امام حسین و چهره‌های ارجمند. عاشورا به گونه‌ای سخن می‌رانند و می‌خوانند و می‌سرایند؛ کَانّه رسالتشان فقط گریاندن است و هرچه بیشتر اشک از مستعمین و خوانندگان بگیرند، سودش بیشتر. حال‌‌ آن‌ که نهضت عاشورا ورای گریه است؛ یا در مقابل، از امام و همراهانش فقط قهرمان‌ها و حتی پهلوان‌هایی می‌سازند که خوب شمشیر می‌زده‌اند و به قول معروف، اشقیا را به درک اَسفَل می‌فرستاده‌اند.

حال آنکه اباعبدالله (ع) تلاشش را کرد که خونی ریخته نشود. دشمن را نصیحت کرد، موعظه کرد، انذار داد، آنها را به آخرت و روز بازپسین توجّه داد و نسب و حسب خود و کسان و یاران خود را بازگو کرد… این گروه، دربارة امام حسین (ع) همه چیز می‌گویند جز ودیعة الهی «امامت» او…. و این هر دو، محل اعتراض است. بدانیم که به قول رضا اسماعیلی :

او کــــــــرد قیام تا خدایی باشیم

در فکــر شکفتن و رهایی باشیم

از زردی مَصلحت برائت جوییم

در آینه ، سرخِ کــــربلایی باشیم

به هر حال چون اشعار این کتاب از نظر محتّوا و موضوع و نیز قالبِ شعر یکسان است. به عنوان نمونه یک رباعی دیگر را ارائه داده و این نقد و نگاه را به پایان می‌برم:

او راز رشیدی است که باید فهمید

مضمون بعیدی است که باید فهمید

او خون خدا و بای «بِسم‌الله» است

قــــرآن شهیدی است که باید فهمید

یک رباعی‌ جامع و مانع و با محتوایی انقلابی و فرهنگی متکّی بر تعقّل و استدراک منطقی را در این رباعی می‌ یابیم . «راز رشید» تعبیری است که شاعر فقید «سیّد حسن حسینی» به کار برده و شعری در مجموعه‌ عاشورایی « گنجشک و جبرییل » با این عنوان دارد و مطمئناً «راز رشید» از سوی سیّد اشاره‌ای است به حضرت اباالفضل العبّاس(ع) که از وسعت اشتهار، نیازی به ذکر نام شاعر یعنی سیّد حسن حسینی نبوده است:

یکبار دیگر توفیق اسماعیلی عزیز را از خداوند متعال مسألت داشته و امیدوارم آموزه‌های این کتاب ارجمند مورد توجه هیأت های حسینی، سرایندگان، مداحان و مخاطبان حسین دوست قرار گیرد.

شیراز ـ ۲۰ر۸ر ۹۳

__________________________________________1 - شاعر ( رضا اسماعیلی ) ، عنوان کتاب را از این رباعی خود گرفته است:

با لهجه‌ جان سلام بر عاشورا

برخیز و بخوان سلام بر عاشورا

آیات قیام را بخوان با توفان

ای منتظران سلام بر عاشورا

(رباعی شماره ۱۴۲، ص ۸۸۰)