گزارش

سلسله نشستهاي شعر انقلاب اسلامي با موضوع «شعر انقلاب، شعر انتظار» برگزارشد. در اين نشست که عصر يکشنبه در کانون انديشه جوان برگزار شد، دکتر سنگري، رضا اسماعيلي و اسماعيل اميني سخنراني کردند.
محمدرضا سنگري نويسنده و پژوهشگر در سلسله نشستهاي شعر انقلاب اسلامي با موضوع «شعر انقلاب، شعر انتظار» بيان داشت: درباره شعر آئيني و انتظار ابعاد و زواياي گوناگوني براي طرح و پاسخ سؤال وجود دارد. خداوند در قرآن کريم هم از نعمت و هم درباره منت سخن به ميان آوردند يعني همه دادههاي خداوند نعمتهاي او به شمار ميروند اما وقتي سخن از منت است يعني بدون آن نعمتي وجود نخواهد داشت. سنگري ادامه داد: وقتي به پاس يک نعمت از پروردگار شاکر هستيم در قلمرو منت زيباسخن گفتن جديتر ميشود و در اينجا ميتوان از ادبيات موعود و انتظار سخن گفت.
اين شاعر متعهد کشور گفت: انقلاب اسلامي تمهيدي براي سرودن شعر انتظار است يعني شاعري نميتواند در اين دوران به سر برد و نتواند اين موضوع را درک کرده و به آن نپردازد. يعني اگر کسي ظهور را نشناسد به سختي خواهد توانست از آرمانهاي انتظار و انقلاب اسلامي سخن بگويد. سنگري ادامه داد: معتقدم شاعر انقلاب اسلامي نميتواند برخلاف اين انقلاب و انتظار گام بردارد يعني شاعري که در انقلاب اسلامي شکل ميگيرد نميتواند تکيهگاه ارزشي او چيزي به جز اهداف انقلاب اسلامي باشد. وي افزود: شعر رضوي، شعر نيايش و شعر انتظار در درون اين حرکت يعني انقلاب اسلامي شکل گرفته و خود را نشان داده است.
اين نويسنده درباره آرمانگرايي، بيان کرد: يکي از مهمترين شاخصههاي شعر انقلاب اسلامي آرمانگرايي است که در منشا ء آن مهدي (عج) و موعود قرار ميگيرد.
وي اضافه کرد: کل انقلاب حرکت به سمت مطلوب است و به همين منظور بوده که شعر مهدوي در انقلاب اسلامي رشد مييابد.
وي عنوان کرد: اگر مجموعههاي شعر دهه 40 و 50 را بررسي کنيم به ويژه سالهاي مياني دهه 50 که سالهاي اقتدار حکومت پهلوي است و شکست بسياري از جريانهاي سياسي و شبهنظامي مشاهده ميشود اگر ادبياتي که در اين دوره ظهور کرده را مورد بررسي قرار دهيم اکثر کلمات، بنبست، تاريک، زمستان، يأس و مرگ است و حتي شاعري که تخلص آن اميد است ميگويد من نااميد هستم و حتي در شعر نيما ميتوان آن را مشاهده کرد.
سنگري ادامه داد: عناوين دهه 50 و آغاز دهه 60 تفاوت جدي با يکديگر دارند يعني اکثر کتابهاي دهه 50 با عنوايني همچون زمستان، سايه فرد و دوزخ نامگذاري ميشدند و عمده شاعران از مرگ سخن ميگويند حتي ميان بسياري از روشنفکران مسئله خودکشي اتفاق ميافتد و برخي نيز خودکشي ميکنند.
سنگري گفت: برخي از شخصيتهاي مذهبي که در مذهب پرورده نشدهاند دچار اين مشکل شده و احساس يأس و نو ميدي ميکنند اما وقتي انقلاب اسلامي رخ ميدهد افکار شاعران گشوده شده و اميد در آن تلاطم مييابد. اين پژوهشگر تاريخ گفت: بعد از انقلاب اسلامي عناويني که براي آثار انتخاب ميشد اکثربه مخاطب روحيه و اميد ميداد که از جمله آنها ميتوان به عناويني همچون «از آسمان سبز»، «سرود سپيده»، «سحرزاد» و «تنفس صبح» اشاره کرد. يعني باورهاي شيعي و ظهور حضرت مهدي (عج) در دوره انقلاب اسلامي بيشتر بيان ميشود و شيعهها بيشتر به سوي اميد ميروند.
وي اضافه کرد: يک دسته سرودههايي هستند که مکتبنگرانه و ژرفنگرانه هستند و خود شاعر اين را به خوبي درک کرده است که اگر شعر آنها را تبيين کنيم چندين روايت در آن مشاهده ميشود.
سنگري ادامه داد: نخستين کسي که براي امام زمان (عج) غزل دارد، حافظ است چرا که به سهولت ميتوان غزل اين شاعر را به حضرت مهدي (عج) منسوب کرد. وي بيان کرد: شعر گذشته فارسي داراي يک نوع شعر است که عنواني براي آن وجود ندارد که ميتوان آن را اشتولوم ناميد، همچنين برخي از شعرها گستاخانه است که ميتوان به اشعار عطار که وقتي با خدا صحبت ميکند اشاره کرد حتي مناجات شعبانيه هم نيز اينگونه بوده و با خداوند گستاخانه صحبت ميکنند. سنگري ادامه داد: برخي اوقات بعضي از شاعران در محافل درباره ائمه به گونهاي صحبت ميکنند که زبان آنها لاتي است که اين امر نشانگر آن است که برخي از شاعران کجفهم بوده و مروري بر مطالب درباره ائمه (ع) ندارند.
وي اضافه کرد: يک نوع ديگر از شعرها، عاطفي محض است که دو نوع هستند يعني شعرهايي که از روي علاقه و صداقت سروده ميشوند و شعرهايي که خباثت است يعني شخصي شعري را براي معشوقه خود سروده و عنوان آن را نذر امامي بيان ميکند که اگر عنوان آن را از روي شعر برگيريم خودفريبانه و ديگرفريبانه است و شعر هيچ ارزش ديگري ندارد.
اين نويسنده گفت: شاخصه نخست شعر موعود، شعر همراه با نقد و نقد اجتماعي است يعني در آن اعتراض احساس ميشود. به نوعي در برخي از اين اشعار چيزييهايي که نبايد باشد وجود دارد و مطالبي که حائز اهميت است در آن مشاهده نميشود.
سنگري ادامه داد: نقد اجتماعي در برخي از سرودههاي انتظار مشاهده ميشود به نوعي وجود فضاي به ظاهر متناقض در شعر انتظار انقلاب را به خوبي ميتوان مشاهده کرد. يعني هم آه و سوز و هم اميد و شور در آن وجود دارد.
اسماعيل اميني با بيان اينکه ادب نفس در برخي از اشعار شاعران مهدوي مشاهده نميشود،گفت: بعضي از شاعران براي سرودن اشعار در مدح حضرت مهدي (عج) از لحن عاميانه استفاده ميکنند. وي اضافه کرد: برخي از جريانهاي روشنفکري معتقدند که آيا عدالت اصلا ممکن است جست وجو شود که براي آن انقلاب کنيم؟ و براي رسيدن به انقلاب بايد محاصره اقتصادي و دشواريهايي را نيز تحمل کنيم که اين شبهات در چند سال اخير بسيار مطرح بوده است. اين نويسنده گفت: اگر اشعاري درباره شعر انتظار در بعد از انقلاب اسلامي مشاهده ميشود برخي از آنها مربوط به اشعار (قيصر امينپور) است که آن نيز به دليل آشنايي دقيق شاعر با منابع ديني و مطالب در اين راستا است که وقتي از انتظار صحبت ميکند بيش از چيزي که مطرح ميکند ترجمان چيزهايي است که آنها را آموخته و از اديان ياد گرفته است.
وي اضافه کرد: يک بخش ديگري که در شعر انتظار وجود دارد و بخش پرشمارتر محسوب ميشود و چشمگيرتر از بخش قبلي مشاهده ميشود اين است که اشعاري در اين راستا سروده ميشود که ملاحظهاي در آن مشاهده نميشود اما برخي از شاعران به آن اهتمام دارند. اميني ادامه داد: برخي از شاعران بدون ملاحظه شعري را در باب حضرت مهدي (عج) ميسرايند که فرهنگ انتظار را ميسازد و اين بخش نميتواند کارنامه شعر انتظار باشد اگرچه پرشمار و مشهور است اما اينکه به آمارها بيفزايد وجود دارد ولي به فرهنگ نميافزايد. وي با اشاره به شعر «آقا خودمانيم که چه کيفي دارد وقتي بزني به برجک غربيها»، گفت: اين لحن شاعر از فرهنگ انتظار و فرهنگ ديني گرفته نشده است بلکه از تعابير و مجادلات سياسي که هم اکنون در جامعه رايج بوده ميآيد.
اين طنزپرداز عنوان کرد: ضميمههايي به شعر انتظار ضميمه ميشود. متاع شعر عاشقانه که اکثر آنها کوچه بازاري است و جزو متاع پرفروش نيز به شمار ميرود در هر قالبي اعم از فيلم سينمايي، ترانه، کتاب و شعر پرمشتري است که نبايد از اين لحن براي سرودن شعر آئيني و انتظار استفاده کرد.
اين منتقد گفت: اگرچه گذشتگان ما از مطالب عشق و عاشقي براي شعر انتظار، شعر ميسرودند اما در آن زمان ملاحظاتي وجود داشت که هم اکنون نيست. وي بيان کرد: امکان اينکه شاعري بر سر حسن بخواهد شعر را درباره انتظار بسرايد وجود دارد اما برخي از آنها بدون آگاهي و اطلاع کافي به سرودن شعر ميپردازند که در آن ملاحظاتي صورت نميگيرد. اميني ادامه داد: انتظار موعود نه اندوهبار است و نه خسته کننده و به نوعي ديگر انتظار موعود رفع تکليف نيست که برخيها عنوان ميکنند که اگر آقايي نيايي ما کار خودمان را ميکنيم بلکه بايد دعا کرد تا فرج اين امام همام نزديک شود و ظهور ايشان به درگاه و عنايت الهي بستگي دارد. اين نويسنده گفت: برخي از شاعران با لحن عاميانه براي امام زمان (عج) شعر ميسرايند که اين امر صحيح نيست و کساني که به برپايي کنگره و يا نشستهايي در اين راستا مي پردازند بايد به ترويج فرهنگ انتظار بپردازند.وي با بيان اينکه ادب نفس در برخي از اشعار شاعران مهدوي مشاهده نميشود، عنوان کرد: کارهاي پرشتاب ديني و عظيمي در اين راستا وجود دارد اما در آن ادب نفس مشاهده نميشود که معتقدم اين امر مغفول مانده است.
رضا اسماعيلي نيز درباره آفتها و آسيبهاي شعر انتظار انفعالي و ايستا سخناني بيان کرد و گفت: مدح و منقبت و ستايش صرف، ترسيم سيماي حضرت موعود به عنوان يک معشوقه زميني، شانه خالي کردن از زير بار مسئوليتهاي اجتماعي و حواله کردن هرگونه اصطلاح به زمان ظهور از جمله آسيبها و آفتها به شمار ميرود.
وي افزود: پاشيدن بذر نوميدي، بدبيني و منفيبافي و در نشستن، دست روي دست گذاشتن و فقط درخواست تعجيل در ظهور يکي ديگر از آسيبها و آفتها در شعر انتظار انفعالي و ايستا به شمار ميرود که نبايد شاعر به اين امر اهتمام داشته باشد.
اين شاعر گفت: شاعر انتظار انقلابي و پويا است با تبيين به ويژگيهاي جهان عصر موعود به ترسيم انسان کامل ميپردازد.
وي اضافه کرد: ما معتقديم که انقلاب اسلامي زمينهساز ظهور و انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) است و به نوعي صاحب اين انقلاب امام زمان (عج) بوده و ما بايد اين انقلاب را به صاحب اصلياش تحويل دهيم. وي با بيان اينکه انقلاب اسلامي مقدمهاي براي انقلاب جهاني حضرت مهدي موعود (عج) است، گفت: شاعران، عصب و نبض جامعه هستند و به نوعي جزو شاخکهاي حسي جامعه به شمار ميآيند که درد را حس کرده و فرياد ميکنند.
اين شاعر انقلابي بيان کرد: برخي از شاعران به توصيف معصومين (ع) به عنوان يک معشوقه زميني ميپردازند يعني برخي از آنها در اشعارشان به توصيف قدرت و زور بازوي حضرت امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل عباس (ع) و زيباييهاي فيزيکي و جسماني اهل بيت (ع) ميپردازند که اين امر صحيح نيست.
اسماعيلي درباره افراط در اظهار خاکساري، عنوان کرد: برخي از شاعران براي سرودن شعر خود را سگ، غلام، نوکر، کنيز، گدا و ارباب ميخوانند و چوب حراج بر عزت نفس و کرامت انساني ميزنند که اين امر صحيح نيست چرا که ائمه براي ارتقاء عزت نفس و کرامت انساني آمدهاند. وي افزود: امام خميني (ره) زماني که به ايران آمدند فرمودند که من براي اينکه بزرگواري شما را حفظ کنم به ايران آمدم اما برخي از شاعران در اشعار خود به احياي فرهنگ ستمشاهي و ارباب رعيتي ميپردازند، همچنين سطحينگري در فرهنگ کوچهبازار در برخي از اشعار انتظار و آئيني نيز مشاهده ميشود.
اين شاعر با بيان اينکه در شعر مهدوي، شاعران امام را غايب مينامند که اين نيز يک آسيب به شمار ميرود، گفت: امام زمان (عج) زماني ظهور خواهند کرد که حقيقت انساني ما ظهور کند يعني انسان بايد به آن حقيقت لازم رسيده و در او ظهور پيدا کند تا امام زمان (عج) ظهور کنند. اسماعيلي در پايان عنوان کرد: درباره کتابشناسي انتظار بايد بگويم که در انتظار به معناي عام (شعرهاي اجتماعي - سياسي) در اين شعرها وضع موجود مورد نقد قرار گرفته و وضع موعود يا آرمان شهر (مدينه فاضله) ترسيم شده است که از جمله آثاري که ميتوان در اين راستا معرفي کرد کتاب «صد غزل انتقادي از حافظ» به کوشش هيوا مسيح، «از نخلستان تا خيابان» اثر عليرضا قزوه و کتاب «بوي بهبود» اثر ابوالقاسم حسينجاني اشاره کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع :
نويسنده: گروه ادب و هنر literature@khorasannews.com
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ و نویسنده آزاد است