حال زمین بدون تو ای نازنین ! بد است

 

 

«حرف آخر عشق» یادواره زنده یاد قیصر امین پور با حضور رضا اسماعیلی

( شاعر و پژوهشگرمعاصر) در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار شد

 

این جملات بر روی پوستری با عکس زنده یاد قیصر امین پور، توجهم را به خود جلب کرد.

خبر سنگینی بود ! خبر مرگ قیصر امین پور را می گویم ، روز سه شنبه ، آبان 1386 قیصر ناگهان آینه شد در کوچه ی آفتاب !

دوباره نگاهم را به پوستر روی دیوار دوختم « برگزاری یادواره ای برای قیصر با حضور آقای رضا اسماعیلی توسط ستاد دانشجویی جشنواره چهل برگ ».

رضا اسماعیلی را با اشعار و نقدهای ظریفش در روزنامه ها و نشریات ، کم و بیش می شناختم ، دبیر سومین جشنواره قلم زرین (سال 1384)  ... او کتاب های زیادی تألیف کرده از جمله : حنجره سرخ عشق ، این مریم همیشه ، آسمانی ها ، بر آستان جانان ، ملکوت کلمات ، نی نامه ، سلام مقاومت ، خلوت انس ، عاشقانه های شرقی و ...

با خود نجوا کردم که حتماً حرف های زیادی برای گفتن دارد ، به خصوص این که از نزدیکان و دوستان قیصر بوده است . از این رو تصمیم گرفتم که در این محفل ادبی شرکت کنم ...

 

 

شروع جلسه با قرائت آیاتی از قرآن کریم و سپس عرض خوشامدگویی مجری به میهمانان و دانشجویان و بعد هم دعوت از آقای اسماعیلی برای معرفی قیصر و اندیشه هایش بود.

 

 

آقای اسماعیلی در ابتدا شعری که خود در سوگ قیصر سروده بود را  برایمان خواند :


قیصر! به خواب رفتی و حال زمین بد است

حال زمین بدون تو ای نازنین ، بد است ...

 

در ادامه هم  در مورد قیصر به نکات زیر اشاره کرد : 

قیصر شاعر و عارفی از بطن مردم و آشنا با دردهای مردم بود ، اهل شهرت نبود ، زندگی ساده ای داشت ، به شاگردان و درس و کلاسش بسیار اهمیت می داد ، متواضع بود ، به اشعارش نمی نازید ، کم پیش می آمد که در محافل و نشست ها ، شعرهایش را بخواند ؛ اگر هم می خواند به اصرار زیاد دیگران بود ، او شاعری عمیق ، لطیف و مضمون یاب بود .  یکی از شگفت انگیزترین ویژگی های او ، مرگ آگاهی بود ، او آیینه ای بی غبار بود !