انعکاس چهره واقعی نیما یوشیج در «تماشای نیما»
_____________________________________________________________________________
انعکاس چهره واقعی نیما یوشیج در «تماشای نیما»

رضا اسماعیلی اثر جدید خود با عنوان « تماشای نیما » را در دست نگارش دارد.
_____________________________________________________________________________

________________________________________________________________________
خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: هفت سال فعالیت پایگاه اینترنتی شاعران فارسی زبان و تلاش گردانندگان این پایگاه برای گردهم آوردن شاعرانی از ایران و تاجیکستان و افغانستان و سایر کشورهایی که شعر فارسی در آن تولید میشود به اندازهای موفق بوده که بنا بر اذعان مدیران این پایگاه اینترنتی که بدون هر گونه بودجه دولتی اداره می شود توانسته مرز هشتاد و پنج میلیون بازدید کننده را در این مدت پشت سر بگذارد.
این مساله بهانهای بود تا با جمعی از گردانندگان این پایگاه در کنار مرور برخی دغدغهها در زمینه حضور و عرضه ادبیات به ویژه شعر در فضای مجازی به فعالیتهای این پایگاه نیز نگاهی بیاندازیم.
در این نشست علیرضا قزوه از مدیران این پایگاه، عبدالرحیم سعیدیراد سردبیر سایت و رضا اسماعیلی از نویسندگان و مدیران این پایگاه حضور داشتند که متن این نشست در ادامه از نگاه شما میگذرد.
اجازه میخواهم بحث را با نگاهی تاریخی به عرضه ادبی در سالهای پس از انقلاب آغاز کنم. در سالهای دهه شصت و یا هفتاد به طور مشخص شتابزدگی دهه هشتاد و نود برای عرضه آثار ادبی در میان شاعران و نویسندگان دیده نمیشود. شاعر شعرش رامیسرود و مدتها کار میکرد بعد برای مجلهای ارسال می شد و پس از مدتی شعرش منتشر میشد و اگر خوش شانس بود نقد و نظری در شمارههای بعدی روی آن اثر منتشر میشد. اما امروزه این مساله تغییر کرده. شاعر بلافاصله پس از سرایش اثر آن را در مدتی کوتاه در اختیار مخاطبانی به اندازه شمارگان یک یا دو چاپ از کتابش میگذارد. این هم مایه آسیب است و هم مزایایی دارد. میخواهم بدانم که کدام بخش از این دو مساله بیشتر به چشم آمده است؟
اسماعیلی: در دهه اخیر فضای مجازی و اینترنت باعث شده بسیاری از شاعران از صفحات روزنامه روگردان شوند و ذهنشان را معطوف به این فضای تازه کنند. امکانی که فضای مجازی برای ادبیات ایجاد کرده بیش از تهدید یک فرصت را برای ما ساخته است. فضای مجازی توانسته به تقویت تعامل میان جامعه ادبی کمک بسیاری کند، سرعت را بالا ببرد و حجم زیادی از آنها را به هم متصل کند.
از سوی دیگر فضای مجازی در عین حال که باعث سرعت عمل در انتشار آثار است، نقطه ضعفهایی دارد که اگر کارشناسان به آن توجه نکنند خسارت هم وارد میسازد. به عبارت دیگر فضای مجازی سازنده موقعیتی است که اگر با نگاه کارشناسی به آن توجه میشود میتواند یک کارگاه آموزشی در زمینه ادبیات باشد. مثلا شاعری کانالی در تلگرام راه میاندازد و با اداره تخصصی آن تاثیرگذاری زیادی را در سطح دانش اعضا ایجاد میکند و افراد متوسط و ضعیف را در کنار شاعران درجه یک با خود میپروراند.
البته سرعت عمل در فضای مجازی موضوعاتی مانند اشتباه نویسی را نیز دامن میزند اما باید بدانیم که سرعت این اتفاق را اجتناب ناپذیر کرده است. سابق بر این شاعر مدتها روی اثرش تامل میکرد و به اصطلاح چکش کاریش میکرد و با عبوردادنش از چند فیلتر آن را اصلاح جدی میکرد و ماحصل کارش را مبدل به اثری فاخر میکرد اما امروزه به خاطر سرعت، آثار به ویژه آثار جوانان خام عرضه میشود. من معتقدم حضور هوشمندانه ادبیات در فضای مجازی میتواند جلوی چنین اتفاقاتی را گرفته و نوع شرکت ما توام با مدیریت میتواند از این فرصت زمینه بهرهبرداری بیشتری را فراهم سازد.
با توضیحات شما میخواهم این سوال را هم بپرسم که فعالیت ادبی در فضای ادبی چقدر روی تخیل و ذهن شاعر و نویسنده برای تولید اثر تاثیر میگذارد؟
قزوه: فضای مجازی این روزها همه ما را درگیر خود کرده است. این فضا جدای از ایفای نقش مثبت و یا منفی و تخریبی برای ادبیات، یک مشکل برای جامعه ما ایجاد کرده است.
فضای مجازی ما را از خانواده و جامعه دور کرده است وسر همهمان را در لاک خودمان فرو برده است و مهمتر از آن به سرعت در حال تغییر دادن سلیقه ما هم هست. ما یادمان هست در روزهای اول گوشیتلفنهای همراه چه اندازه بود و امروز چقدر و یا یادمان هست تب وبلاگ و سایت و فیس بوک را و اینهمه چطور در عرض یک دهه از فضای ذهنی ما خارج شد. فضای مجازی و دور پرشتابش معلوم نیست فردا برای ما چه به ارمغان میآورد. پس باید به این موضوع حساس شد که قرار است به کدام سو هدایت شویم. باید حساس باشیم به میزان اسلامی و ایرانی بودن فضای مجازی . چقدر میشود در آن اهداف انقلاب اسلامی را جستجو و یا یادآوری کرد. به نظرم ما تب زدگانی هستیم که هنوز خیلی راجع به بیماریمان فکر نکردهایم.
سابق بر این اما در فضای حقیقی و در کار مجله و روزنامه فضای بیشتری برای تامل وجود داشت. اما امروز انتخاب مدیر صفحه ادبی و ...کنار رفته و طرف هر چه بخواهد را منتشر میکند و برای خودش لایک و هوادار هم کسب کرده است. به نظر من خیلی از این استقبالها در فضای مجازی واقعی نیست. مثلا شاعری درجه چندم یک بیت ضعیف میگذارد و برای خودش ده هزار لایک میگیرد و در مقابل شاعر خوب دیگری اثری در این فضا منتشر نمیکند و رفته رفته مهجور میشود. فضای مجازی و وقتی که از هنرمند میگیرد به او چیزی یاد نمیدهد. زمانی را که شاعر برای اینستاگرام میگذارد اگر صرف خواندن یک کتاب تذکره یا شرح شعر بکند برایش آورده بیشتری دارد اما این اتفاق رخ نمیدهد.
همه سرمایه شعر ایران را نباید در لایک و فالوئرهای فضای مجازی دنبال کرد و از آن انتظار داشت. الان ما شاعری داریم که حدود ۱۳ هزار نفر برای یک بیت از او لایک گذاشتهاند اما آن بیت را هر طور نگاه میکنی از یک بیت درجه سه سبک هندی هم ضعیف تر است. اینها یعنی اینکه سلیقه ادبی جامعه خراب شده است و تقلیل یافته است.
قبلا اگر شعر بیژن نجدی در روزنامه اطلاعات چاپ میشد یا شعرهای محمد علی بهمنی و سهیل محمودی و قیصر امینپور، مخاطب شاهد یک نوگرایی و حس تازه در آن بود و حرفهای جدید را میشد در آن جستجو کرد اما امروز متولی صفحات انتشار مطالب نه یک سردبیر و منتقد که خود شاعر است و هدف هم تنها مطرح کردن خودش است.
ما در دوران جنگ به خاطر داریم که حتی اشعاری از جهان عرب در نشریات ما منتشر میشد. چرا؟ چون نفسانیت بر کار ما غلبه نمیکرد اما امروز در فضای مجازی نفسانیت بیداد میکند و اگر نقدی هم باشد خیلی سریع پاک میشود.
من هم اگر در فضای مجازی حضور دارم تنها به خاطر تعدیل این فضا و شکستن این فضای نفسانی است.
در یک کلام رصد ما نشان میدهد جریان شعر انقلاب از فضای مجازی فعلی پیرامون ادبیات خلق نمیشود. قلههای ما در دهه شصتی ظهور کردهاند که در آن اینترنت و تلگرام نیستند. بحران پیش رو این است که آینده جریان انقلاب در فضای امروز ادبی ما که با فضای مجازی آمیخته شده است، به چه مسیری خواهد رفت و فرجامش چه خواهد بود.
نگاه هوشیارانه به حضور ادبیات در فضای مجازی به معنای عقب نشینی از وضعیت جاری آن است؟
اسماعیلی: البته من معتقدم عقبنشینی از این فضا باعث غلبه جریان معاند شده و وضعیت از شکل فعلی بدتر خواهد شد. به نظرم باید از اینکه شاعران بهنام معاصر و جریان انقلاب مدیریت جریانهای ادبی را در فضای مجازی بر دست بگیرند، حمایت شود. مثلا از اینکه یک کانال تلگرامی شخصی راه انداخته و در آن به تولید محتوا بپردازند، حمایت کنیم و به آن به مثابه یک چراغ راه نگاه کنیم. فرو رفتن در پیله انزوا و انفعالی عمل کردن به نظرم وضع را از این بدتر میکند.
آیا نمیشود فضای مجازی را جدای از تهدید یک فرصت نیز برای جریان شعر و ادبیات امروز کشور دانست؟
سعیدی راد: فضای مجازی به نظر من خالق فرصتهای خوبی برای ماست. مثلا قالبی به نام عکس شعر در جریان ادبی ما، خالق فضای مجازی است، منظورم جریانی است که در آن برای یک عکس بیت شعری سروده شده و به همراه آن عرضه میشود در حالی که آن بیت به تنهایی بدون عکس معنایی ندارد.
این یک نمونه از شرایط تازهای است که فضای مجازی برای ادبیات خلق کرده است. در کنار این مساله فضای مجازی برای ما قابلیت دسترسی سریعتری نسبت به قبل به شعر ایجاد کرده است. مثلا به جای اینکه هفتهای منتظر بمانیم برای استفاده از شعر اساتید، میشود از آثاری که در صفحات مجازیشان منتشر میکنند استفاده کرد و این موضوع میتواند کانالی برای ارتباط میان شاعران جوان و اساتید باشد و قدمی در راه برگزاری یک انجمن ادبی مجازی برداشته شود.
از طرف دیگر فضای مجازی قابلیت دربرگیری اشعار شاعران را بسیار بیشتر کرده است و امکانی ساخته تا مخاطبان بیشتری به یک قطعه شعر دسترسی داشته باشند.
اینها اتفاقات خوبی است که فضای مجازی رقم زده است ولی نمیشود منکر مصیبت های فضای مجازی برای شعر نیز شد مثلا نمیشود تسهیل در دزدی ادبی و یا کپی برداری از تولیدات دیگران را در فضای مجازی نادیده گرفت. متاسفم که در کشور ما این دست موضوعات هنوز جدی گرفته نمیشود و کسی با این سارقان کاری ندارد.
از طرف دیگر فضای مجازی امکان حرمتشکنی اساتید را نیز تسهیل کرده است و حتی باعث شده یک فرد با اسم مستعار و یا اسم شاعری دیگر به بدگویی بپردازد و موجبات دلسردی و دلگیری را فراهم کند. مثلا خود من کاربری داشتم که مدتها با نام شاعری مشهور به من فحش میداد.
برخی هم البته در فضای مجازی توهم شاعری پیدا کردهاند و از راه اصلی شعر که نقد پذیری است دور شدهاند. خو کردهاند به تعریف تمجیدهای رایج در این فضا.
مشکل دیگر فضای مجازی عادت دادن شعرا به کوتاه نویسی است. این به خودی خود ایرادی ندارد اما مثلا جایگاه قصیده یا مثنوی در این فضا درک نمیشود و شعرهای بلند خوب در آن دیده نمیشود. فضای مجازی این را از ما گرفته است.
رضا اسماعیلی: به باور من فضای مجازی به مردمی کردن ادبیات ما کمک بسیاری کرده است. در گذشته نویسنده یا شاعر برای خودش اثری تولید و منتشر میکرد و قشر خاصی هم مخاطبش بود و با تایید آنها به راهش ادامه هم میداد بی آنکه قضاوتی جدی درکارش شده باشد. این همان نقشه راهی بود که جریان ادبی روشنفکر در ایران پیموده و هنوز هم میپیماید اما امروز نویسنده و شاعر وقتی در فضای مجازی کارش را به قضاوت میگذارد، جدای از آن بخش خاص، مردم هم به قضاوت آن میپردازند و این به مردمی کردن ادبیات در کشور ما به صورت تدریجی منجر میشود در نگاهی بلندتر میشود گفت که با مدیریت حضور ادبی در فضای مجازی می شود رفته رفته ادبیات انقلاب اسلامی را به واسطه مطالعه و اطلاع مردمانی در سایر قارهها به سمت جهانی شدن، ترجمه و موضوعاتی از این دست پیش برد.
در بخش پایانی نشست تمایل دارم که کمی درباره سایت شاعران فارسی زبان به عنوان یک نمونه موفق در استفاده از فضای مجازی برای ترویج ادبیات انقلاب اسلامی بپردازم. به همین خاطر میخواهم درباره ایده شکل گیری این سایت و خدماتی که امروز ارائه میکند بیشتر بدانم.
سعیدی راد: چندی قبل با آقای قزوه درباره فراهم کردن فضایی در اینترنت برای کار در عرصه شعر صحبت میکردیم. ایشان هنوز به هند سفر نکرده بودند. ایده ما بازسازی دوباره صفحه ادبی مشهور «بشنو از نی» روزنامه اطلاعات به مدیریت ایشان اما در فضای مجازی بود. آقای قزوه پیشهاد تشکیلی وبلاگی به همین نام را دادند. این وبلاگ به صورت دو نفره احداث شد. کسی پیدا شد که امور فنی آن را انجام دادو خیلی زود این وبلاگ مخاطبان بسیاری پیدا کرد و از سراسر کشور مراجعه زیادی به آن شد. وقتی حس کردیم باید این فضا وسعت پیدا کند، از این وبلاگ به سایت شاعران فارسی زبان رسیدیم. فکر کنم حدود هفت سال قبل بود.
قزوه: وقتی سایت به راه افتاد ما انجمن ادبی بیدل را در هند داشتیم که از شکلگیری سایت حمایت زیادی کرد هرچند که همزمان در هندوستان سایتی با عنوان «هندیران» داشتیم که محل رجوع و پیوند شعر و شاعران ایران و هندوستان بود و بیشتر استادان دانشگاه در آن حضور داشتند و چند انجمن ادبی مجازی و حقیقی را به هم پیوند میداد.
سعیدی راد: کم کم دوستانی که میتوانستند در سایت کمکی کنند را در گوشه وکنار پیدا کردیم و بخشی از سایت را برای اداره در اختیار آنها قرار دادیم. همه دوستان عاشقانه و رایگان کار کردند. ما هم موسسهای نداشتیم و تشکیلاتی که بخواهیم حق الزحمهای پرداخت کنیم همه تنها و تنها دلی کار میکردند. امروز سایت ما هم بخش خبری مستقل دارد . هر شاعری میتواند دفتر شعر اختصاصی مجازی خود را داشته باشد و نفراتی هم هستند که از دفاتر شعر شاعران آثار برگزیده را به صورت هفتگی انتخاب و منتشر میکنند.
قزوه: البته فضای مجازی در دورهای در دست جریان مخالفان انقلاب بود. در دورهای سایتها و وبلاگ های ادبی با مخاطب چها پنج هزار نفری در دست آنها بود. حس کردیم که این اتفاق برای مخاطب جوان جذابیت دارد و از قضا در میان شاعران و ادیبان جبهه انقلاب هم این اتفاق مهجور مانده است. به همین خاطر ایده شکلگیری پایگاه اینترنتی «شاعران فارسیزبان» به ذهنمان خطور کرد و با حضور پانزده شانزده نفر از بچههای همراه این پایگاه شکل گرفت.
در این سایت نشان دادیم که همه سرمایه شعر فارسی در ایران نیست. ما نباید تنها خودمان را متولی شعر فارسی بدانیم، افغانستان هم در این جمع وارد است و همچنین تاجیکستان. حالا بگذریم از آنچه ما را جدا کرده است. در این سایت فکر کردیم و تلاش که شاعران سه کشور را کنار هم قرار دهیم و تا حد زیادی هم در این زمینه موفق شدیم تا بر اساس ظرفیتهای ادبیات انقلاب، طرح نویی درانداخته شود.
خوشحالیم که این سایت امروز به جایی رسیده که روزانه تا صد هزار کلیک داریم و تعداد بازدیدهای ما از جمعیت ایران بیشتر شده یعنی بیش از ۸۵ میلیون بازدید در طول پنج شش سال گذشته داشتهایم.
الان تقریبا تمامی شاعرانی که در کشورهای مختلف پیرامون ما اعم از هند و اوکراین و روسیه و اروپا و سایر کشورها به زبان فارسی شعر میگویند با سایت ما همکاری دارند. ما در تمامی حوادث پررنگ اخیر کشور حضور داشتهایم از بزرگداشت آتشنشانان شهید تا موضوعاتی فراملی مانند استکبارستیزی.
سعیدیراد: این سایت امروزه با بیش از ۴ هزار عضو و با تخصصهای مختلف شغلی را در خود گردآوری کرده است. جدای از آن همه شاعران در این سایت با شناسنامه شعر منتشر میکنند و اشعار منتشر شده نیز همیشه دارای کیفیت مطلوبی هستند.
قزوه: نکته دیگری که مایلم به آن تاکید کنم این است که این سایت برای اداره خود دستش در جیب خودش است و گردانندگان هم برای خود سهم و مبلغی انتظار ندارند. اگر مبلغی هم در میان باشد تنها برای هدایت سختافزاری سایت است. من دیدهام چه جاهایی دارند بودجه میگیرند اما ما به عنوان سایتی که موضعمان در خط ولایت و رهبری و ضداستکباری است دنبال بودجه گرفتن نرفتهایم. در عین حال اعلام هم کردهایم که سایت ما پذیرای همه هست و همه با هر سلیقهای میتوانند در آن عضو شوند و شعر به اشتراک بگذارند.
خبرگزاری مهر، جمعه 29 بهمن 1395
______________________________________________________________________________

خبرگزاری شبستان: یک شاعر با تاکید بر اینکه باید سرودهایی که از جنس زمانه خود ارایه دهیم، گفت: در حال حاضر می توان چهره دروغین و ماهیت پلید گروه های تکفیری را با سرود برملا کرد.
رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر در مورد کاربردهای سرود در جامعه به خبرنگار شبستان گفت: در دوران انقلاب به خصوص دهه اول انقلاب اسلامی بحث سرود خیلی جدی بود. اکثر برنامه های صدا و سیما با سرودهای انقلابی پر می شد. اکثر آهنگسازان بنام در این حوزه تلاش می کردند و دست به خلق و آفرینش هنری می زدند. چهره هایی مانند آقای شاهنگیان، گلریز و استاد سبزواری در این حوزه بسیار فعال و پرکار بودند.
اسماعیلی با بیان اینکه از دهه دوم انقلاب کم کم سرود به حاشیه رانده شد، عنوان کرد: در دهه دوم انقلاب موسیقی های دیگری مثل پاپ و موسیقی های جوان پسند جایگزین سرود شد. در آن زمان بر تنوع و تکثر در حوزه موسیقی تاکید شد. موسیقی باید تمام سلایق را دربر گیرد. اینکه ما به سلایق مختلف توجه داشته باشیم و برای همه گروه های سنی و سلایق مختلف موسیقی تولید کنیم، مسئله خوبی است اما این به قیمت فراموش شدن سرودهای انقلابی تمام شد یعنی در حقیقت صورت مسئله سرودهای انقلابی پاک شد.
وی خاطرنشان کرد: کمرنگ شدن سرودهای انقلابی جای دریغ و حسرت و تاسف فراوان دارد. این سرودها هم از لحاظ موضوع و مضمون و هم از لحاظ لحن حماسی می توانست در جامعه تاثیرگذار و راهگشا باشد اما متاسفانه سرودهای انقلابی خیلی زود به فراموشی سپرده شد.
این شاعر و پژوهشگر با اشاره به تاکیدات مقام معظم رهبری در دیدار امسال با شاعران مبنی بر احیای سرودهای انقلابی بیان کرد: پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری هم اکنون تلاش هایی صورت می گیرد که باز هم باب سرودهای انقلابی مفتوح شود. هم صدا و سیما و هم نهادهایی مثل حوزه هنری باید در این زمینه سرمایه گذاری کنند.
وی در مورد ضرورت احیای سرود در شرایط فعلی به شبستان اظهار داشت: ما در هر زمانی به سرود نیاز داریم و این مقوله مورد نیاز جامعه است اما در هر مقطع زمانی موضوعات سرود متفاوت می شود. به عنوان مثال در دوران دفاع مقدس به سرودهایی با مضامین انقلابی و حماسی نیاز داشتیم که باعث تهییج رزمندگان و حضور آنها در جبهه های جنگ شود.
نویسنده کتاب هایی همچون " سلام بر عاشورا "، " ملکوت کلمات "، " از آب تا آفتاب " و " لهجه شرقی عشق " تصریح کرد: در شرایط فعلی مباحثی که مورد نیاز جامعه است، بحث تهاجم فرهنگی و سبک زندگی ایرانی اسلامی است و همچنین موضوعاتی که در جهان اسلام اتفاق می افتد.
اسماعیلی یادآور شد: در حال حاضر گروه های ضاله و گروه هایی مثل داعش، طالبان، القاعده و گروه های تکفیری قارچ گونه رشد می کنند و واقعا نظم جهان را به هم ریخته اند. این گروه ها با نقاب مسلمانی و به اسم اسلام جنایات وحشیانه ای انجام می دهند. سوال این است که ما از چه طریق می توانیم چهره دروغین و ماهیت پلید این گروه ها را برملا کنیم. به نظر بنده قالب سرود بهترین قالب برای این امر است.
وی اظهار داشت: شاعران و ادیبانی که در خود این ظرفیت را می بینند باید پای کار بیایند و برای افشای جنایات داعش و گروه های تکفیری دست به خلق و آفرینش ادبی و سرود بزنند. در حوزه سرود می توان با توجه به شرایط روز کارهای فراوانی انجام داد.
اسماعیلی با بیان اینکه سرود یک نیاز و ضرورت است، گفت: در هر زمانی موضوع و مضمون سرود متفاوت می شود. باید به سرود توجه کرد و ببینیم نیاز جامعه امروز چیست و با توجه به آن دست به تولید سرود بزنیم. به قول معروف، فرزند زمانه خود باشیم و سرودی از جنس زمانه خود ارایه دهیم.
گفتگو از مریم داوری
خبرگزاری شبستان، 25 مرداد 1395
http://www.shabestan.ir/detail/News/564026

_______________________________________________________________________
بررسی وضعیت« شعر فاطمی» دهه اخیر در گفتگو با شاعران مطرح کشور؛
شعر فاطمی باید وحدتآفرین باشد

طیبه ثابت- باگذشت سهدهه از پیروزی انقلاب اسلامی، امروز شاهد رشد شعر آیینی و اهل بیت(ع) هستیم. در ایام شهادت حضرت فاطمه(س) برای بررسی شعر فاطمی بهسراغ چند شاعر و منتقد مطرح کشور رفتیم تا درباره وضعیت، جایگاه، تاثیرات و آسیبهایی که این شعر را تهدید میکند، گفتگو کنیم.
در شعر فاطمی هنوز انتظارمان برآورده نشده است
شاعر مطرح کشور درخصوص وضعیت شعر فاطمی و رشد آن در دهه اخیر گفت: شعر آیینی ما بعد از انقلاب یک تحول ارزشمند پیدا کرده است. مصطفی محدثیخراسانی افزود: به برکت افقی که انقلاب اسلامی و آموزههای انقلاب فراروی هنر ما بهخصوص شعر گشوده است، به بخشهایی از شعرآیینی توجه شده است که در گذشته مورد غفلت واقع شده و به آن پرداخته نشده بود. شاعرکتاب «سلوک باران» ضمن اشاره به اینکه تمرکز شعر انقلاب بهخصوص آیینی، متوجه شعر عاشورایی بوده است، تصریح کرد: اما در شعر فاطمی همان نگاه سنتی و گفتمان مداحان و مرثیهسرایان را پیرامون اهل بیت(ع) و از جمله حضرت فاطمه(س) داریم. به نظر من هنوز نتواسته حق مطلب را ادا کند و به آن ابعاد بلند شخصیت حضرت فاطمه(س) و نقشی که در تاریخ اسلام بهعنوان مادر امام حسین(ع)، دختر پیامبر(ص) و همسر حضرت علی(ع) بپردازد. محدثی ادامه داد: به نقشهای مهمی که حضرت فاطمه داشتهاند، کمتر توجه شده است و بیشتر حضرت فاطمه(س) را در شعر با همان مصیبتهای در و دیوار و میخ وپهلو میشناسیم.
گفتمان شعر فاطمی در مسیر تحول
شاعر و منتقد مطرح خراسانی درخصوص اینکه چطور شعر فاطمی میتواندبرای مخاطبان امروزی تاثیرگذار باشد، اظهار کرد: گفتمان شعر فاطمی به نظر من باید از این ادبیات مدح و مرثیه بسازد. وی ادامه داد: مدح و مرثیه حضرت فاطمه(س) در جای خودش ارزشمند است. ولی برای اینکه بتواند تحول در آن ایجاد شود، باید خودش را متحول بکند. هنوز شاعران ما برای سرودن شعر فاطمی نگاه می کنند به نیاز محافل مدح و مرثیه اهلبیت، یعنی هنوز گفتمان مدح ومرثیه بر شعر فاطمی ما غالب است. باید متولیان این کنگرهها و محافل شعری، فضای متفاوتی ایجاد کنند در فراخوانها و فضای جشنوارهها که به سمت فضیلتهای حضرت فاطمه و نقش تاریخی ایشان در شکلگیری اسلام بروند.
غفلتهای روا داشته شده در کنگرهها نسبت به اشعار فاطمی
رضا اسماعیلی، شاعر و منتقد مطرح کشور درخصوص برگزاری همایشها و کنگرههایی با موضوع حضرت فاطمه(س) و میزان تاثیرگذاری آن در رشد «شعر فاطمی» گفت: برگزاری جشنوارههای شعر آیینی - به خصوص در حوزه شعر فاطمی - فی نفسه ارزشمند است. به شرط این که ما برای برگزاری با کیفیت کنگره های شعر فاطمی تدابیر و تمهیدات لازم را اتخاذ کرده باشیم.
وی با اشاره به این مطلب که در کنگرههای بسیاری حضور داشته است که شاهد شعرخوانی با این موضوع بوده، ادامه داد: شاعران در این کنگرهها شعرهایشان را میخوانند و مورد تشویق قرار میگیرند، ولی گاهی ابیاتی قرائت میشود که این ابیات با آموزههای دینی در تقابل است یا مثلا مباحثی در شعرهایشان مطرح میشود که اساسا غیرمستند است.
اسماعیلی تصریح کرد: در چنین مواردی این انتظار وجود دارد که مخاطبان یا دبیر همایش نسبت به قرائت ابیات غیرمستند و اشتباه به شیوه مناسب عکس العمل نشان دهند تا شاعر به عیب شعر خود پی برده و در صدد اصلاح آن برآید. اما چون این اتفاق نمیافتد و مخاطبان و دبیر جشنواره حضور منفعلانهای دارند، این موارد مرتبا در جشنواره های شعر آیینی و اشعار فاطمی تکرار میشود. به خاطر این بی تفاوتی گاهی ما در همایش های ادبی شاهد قرائت اشعاری هستیم که علیرغم مضمون غیرمستند و وهن آمیز آن، صرفا به خاطر این که زیباست، مورد تشویق فراوان قرار میگیرد! این تشویق ها نه تنها شاعر را جسور و بی پروا می کند، بلکه باعث می شود که شاعر تلاشی برای اصلاح شعر خود به عمل نیاورد. حال آن که اگر حضور مخاطبان حضوری هوشمندانه باشد، و به قرائت چنین شعرهایی اعتراض کنند، شاعر شعرش را اصلاح می کند.
اسماعیلی ادامه داد: شعر آیینی فقط خیال پردازی و صنعتگری ادبی نیست، شعر آیینی باید از مضمون و محتوای ارجمند برخوردار باشد؛ محتوایی که با روح قرآنی و آموزههای دینی انطباق داشته باشد و باعث کمال انسان و ارتقای دانش و بینش دینی انسان شود.
آمیزهای از صورت و سیرت دین در شعرها
اسماعیلی در خصوص رویکرد شاعران بعد از انقلاب به شعر فاطمی گفت: خوشبختانه بعد از انقلاب شاهد رشد کمی و کیفی در شعر فاطمی بودیم وشاعران توانمندی در نسل جوان پرورش یافتند که علاوه بر صورت دین به سیرت دین در شعرشان توجه میکنند؛ یعنی درحالی که مدح ومنقبت میگویند، به معارف و سبک زندگی فاطمی هم توجه میکنند و این ارزشمند است. شاعران امروز به این توجه دارند که یک شعر فاطمی درست باید به قلههای معرفت و حکمت نزدیک شود.
وی اضافه کرد: شعر آیینی و فاطمی ما باید «وحدت آفرین» باشد. در شعر فاطمی نباید به عصبیتهای دینی دامن بزنیم، چون شعر آیینی و فاطمی تریبونی جهانی است، به همین خاطر از طرح مسائل و مباحث تفرقهانگیز باید پرهیز کنیم تا دشمنان اسلام و فرقه های منحرفی مثل طالبان و داعش و ... نتوانند با این شعرها چهره اسلام را مخدوش کنند.
رویکرد حماسی در شعر فاطمی
محمدعلی مجاهدی نیز در خصوص رویکرد شاعران به شعر فاطمی گفت: بعد از انقلاب به دلیل رویکردی که بر توجه به ابعاد ناگفته و ناشنیده فرهنگ فاطمی تأکید داشته است، بسیاری از شعرای متعهد ما سعی کردند، قرائت حماسی و ارزشی از فرهنگ فاطمی داشته باشند، در نتیجه آثاری در پیشنیه تاریخی شعر فاطمی آفریده شده است که اگر نگوییم بیسابقه است، کم سابقه است، البته از این طرف هم متأسفانه آثاری داریم که شعر فاطمی را با آسیب، تنش و افت مواجه کرده است. به گونهای که شاید شعر فاطمی پرآسیبترین نوع شعر ولایی در زبان فارسی باشد. وی ضمن اشاره به این مطلب که شعر فاطمی ما باید امروز پاسخگوی نیاز جوامعی باشد که تشنه حرکتهای خودجوش مردمی هستند، افزود: ما باید در این عرصه به آفرینش آثاری بپردازیم که به لحاظ محتوایی، جنبههای ارزشی، معارفی، اخلاقی و حماسی فرهنگ فاطمی، فرهنگ علوی، فرهنگ نبوی، فرهنگ عاشورایی و فرهنگ مهدوی را به تصویر بکشد.
روزنامه شهرآرا، یکشنبه 24 بهمن 95، شماره 2199، صفحه ادب و هنر(10)
http://www.shahrara.com/1395,11,24.html
________________________________________________________________________

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی حوزه هنری، نخستین سالگرد خاکسپاری دو شهید غواص در حوزه هنری، سهشنبه ۱۹۹ مردادماه با حضور هنرمندان، جمع زیادی از خانواده شهدا و عاشقان ولایت و شهدا، در این نهاد فرهنگی و هنری برگزار شد.
در این مراسم، بعد از پخش چند فیلم مرتبط با موضوع دلاوران هشت سال دفاع مقدس و اقامه نماز مغرب و عشاء در محوطه باز، شعرخوانی، سخنرانی و مداحی انجام شد که با مجاورت مزار شهدا، از فضای معنوی خاصی برخوردار بود.
فاضل نظری، معاون هنری حوزه هنری، در این مراسم، ضمن خوشامدگویی به حاضران و خانواده شهدا، سخنانش را با ابیاتی از حافظ شروع کرده و در ادامه درباره شهدای گمنام گفت: شهدای گمنام، گمنام بودن را انتخاب کردهاند. هر بارگاه، مزار و مرقدی هم که برایشان ساخته شود، باز هم حس گمنامی دارند. از آنها عطر آشنایی با عالم بالا و غربت با عالم دنیا به مشام میرسد. امیدوارم به حق این شهدای زنده گمنام، همه ما رهپوی این راه مقدس باشیم و با شفاعت ائمه و شهدا، به سلامت از این راه پرخطر عبور کنیم.
وی در ادامه، به فعالیت شاعران بعد از کشف پیکرهای شهیدان غواص اشاره کرد و با تاکید بر اینکه اهالی ادبیات با سرودن اشعاری تلاش کردند، به این عزیزان ادای دین کنند، شعری از رضا اسماعیلی را که برای آنها سروده شده بود، به شرح زیر خواند:
مـــرا به روشنـــــــی آفتاب دعـوت کـــــــن
به رود و چشمه و دریا ، به آب دعوت کـن
مرا به لهجه ی باران صدا بزن ، ای خوب !
به بــــاغ خیس نگاه سحاب ، دعــــــوت کن
به سمت عصمت یک گل ، مرا ببر یک شب
مـــــــرا به چیدن بـــــوی گلاب ، دعوت کن
مرا بـــــه آینــــــه ی آسمان بزن پیــــــــوند
بــــــه روشنای نگاه شهاب ، دعوت کـــــن
دلــــــم گرفتـــــــه از این ظلمت عدالت سوز
مــــــــرا به روشنی آفتاب ، دعـوت کـــــــن
در ادامه این مراسم، حجتالاسلام والمسلمین غیاث در سخنانی بیان کرد: یکی از مسائلی که در عزاداری امام حسین(ع) و سایر شهدا باید به آن دقت کنیم این است که عزاداری نوعی تجلیل است که بدون تحلیل ممکن است به بیراهه کشانده شود. بنابراین خوب است که در محافل عزاداری سالار شهدا و شهیدان هشت سال دفاع مقدس، قیام و حرکت شهدا را تحلیل کنیم.
وی با اشاره به قیام امام حسین(ع) اظهار کرد: ایشان گفتند قیام من برای نفی دو چیز است؛ دنیا برای دنیا و قدرت برای قدرت. در فرهنگ حسینی، دنیا برای دنیا معنا ندارد بلکه دنیا برای آخرت است و قدرت برای قدرت نفی می شود؛ زیرا قدرت برای خدمت است. در وجوه اثباتی حرکت ایشان نیز این نکته وجود دارد که لازم است به دو موضوع توجه شود؛ ارتباط صمیمی با خدا و ارتباط صحیح با مردم؛ یعنی اگر پیرو شهدا هستیم باید فضا را به سمتی ببریم که این دو موضوع در آن رعایت شود.
حجتالاسلام والمسلمین غیاث همچنین با تاکید بر اینکه رابطه انسانها با هم نباید بر اساس ظالم و مظلوم استوار باشد، افزود: اگر میخواهیم تحلیلمان از امام حسین(ع)، دقیق و عمیق باشد، نباید در انواع رابطه از جمله کارگر و کارفرما، زن و مرد، دولت و ملت و... ظالم و مظلوم داشته باشیم. در رابطه صحیح طرفین باید به وظیفه خودشان عمل کنند تا حقی از کسی ضایع نشود و تبعیض وجود نداشته باشد نه این که عدهای فقیر باشند و عده دیگری که وابسته به برخی خاندانها هستند، در رفاه باشند یا دزدی کنند و اشکالی نداشته باشد.
وی ادامه داد: در غالب وصیتنامه هایی که از شهدا خوانده ام، به این موضوع تاکید شده که شهید عزاداری نمیخواهد بلکه پیرو می خواهد. بر این اساس، به جای عزاداری صرفا بر مبنای احساسات و اشک ترحم، باید عزاداری ادراکی داشته باشیم و اشکی که میریزیم دو جنبه داشته باشد؛ اشک استغفار و اشک استمداد. ما باید از روح شهدا استمداد بطلبیم که به ما کمک کنند راه آینده را بهتر طی کنیم.
در پایان این برنامه، علیرضا قزوه، شاعر و مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری نیز در سخنانی نسبت به خانواده شهدا ابراز ارادت کرده و شعری را که برای شهدای غواص سروده بود، خواند. پس از آن، دعای توسل پایان بخش این شب روحانی به یاد شهدای گمنام غواص شد.

امروز یکی از بزرگ ترین آفاتی که در جان ادبیات دینی و آئینی ما رخنه کرده است ، آفت «مناسبتی سرودن و سطی نگری» است . بخش اعظم شعر آیینی روزگار ما به «فقر اندیشه» مبتلاست ، لهجه ای صرفا احساسی و توصیفی دارد و به مدح و منقبت اختصاص یافته و در مولودیه ، سوگ و مرثیه خلاصه شده است ، بخصوص در عرصه نوحه و مرثیه که با ادبیات سوگوارانه ( سوگ سیاه ، نه سوگ سرخ ) در نازل ترین شکلش مواجهیم. با کمال تاسف باید اعتراف کرد که ما در این حوزه از پرداختن به سیره عملی خاندان رسالت و حقیقت زلال دین - بخصوص اصل توحید - غافل مانده ایم .
با توجه به مقتضیات زمانه و نیاز جامعه به درک عمیق تر و اصیل تر از دین و برای این که شعر آیینی ما از چنبره تکرار و تقلید بیرون بیاید و جانی دوباره بگیرد ، زمان آن رسیده است که با بهره گیری از منابع اصیل دینی همچون قرآن ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و ... در حوزه شعر آیینی از منزل صورت ( مدح و منقبت ) به منزل سیرت ( معارف و حقایق دینی ) هجرت کنیم . چنان که مقام معظم رهبری نیز در دیداری که در سال 92 با شاعران داشتند با تاکید بر همین نکته فرمودند :
«نکته بعد اين است که مناجات هم جزو شعر آيينى است. شعر آيينى فقط مسئله مدح و مرثيه نيست؛ مناجات هم جزو شعر آيينى است. براى اين که مضمون مناجات را درست پيدا کنيم، بهترين مرجع، دعاهاست. دوستان با صحيفه سجاديه انس پيدا کنيد. شما مي توانيد مضامين دعاى عرفه سيدالشهداء (سلام ا...عليه) را به شعر بياوريد... معارف بلند اسلامى و قرآنى را از خود قرآن و از نهج البلاغه و از بعضى از روايات اهل بيت - روايات اصول کافى در بخش هايى - اخذ کنيد. با اين منابع، انس پيدا کنيد... شعر آيينى را باید متکى و مستند کنيد به اين معارف حقه الهيه...»
امروز رسالت ما به عنوان شاعران آئینی این است که همچون دعبل ، کمیت و فرزدق به افقهای جامعتری از حوزه دین و معرفت بنگریم و به تبیین سیره عملی خاندان رسالت بپردازیم . شعر آیینی باید آیینه تمام نمای معارف حقه قرآنی و حقایق انسان ساز توحیدی باشد . امروز رسالتی بالاتر از این برای ما شاعران آیینی متصور نیست که با تعمق و تدبر در سیرت و باطن دین، به تبیین سیره عملی خاندان رسالت ( علیهم السلام ) و آموزههای انسانساز قرآنی و وحیانی بپردازیم و ساحت مقدس دین و آیین را از گزند تحریف و آلوده شدن به آفت خرافه و گزافه حفظ کنیم .
زمان آن رسیده است که با بهره گیری از میراث ماندگار پیامبر خاتم ( ص ) – قرآن و عترت - از مدح و منقبت صرف فاصله بگیریم و همچون شاعران صدر اسلام بر مسند پیام رسانی تکیه بزنیم و در این ساحت مقدس به دنبال ترویج حکمتهای دینی و احیای مکارم اخلاقی باشیم. به عبارت دیگر باید با به تصویر کشیدن سیره عملی بزرگان دین، از زبان شعر برای سوق دادن اقشار مختلف جامعه به «سبک زندگی اسلامی» استفاده کنیم.
شعر آئینی ما باید پلی برای عبور از منزل گاه خاک به عالم افلاک باشد . مکتبی برای انسانسازی و جامعه سازی . چرا که از منظر اسلام ، شعر فاخر پرتویی از شعور نبوت است و تنها به زبان آوری ، صنعتگری ، خیال پردازی و ارزشهای هنری و احساسی محدود نمی شود ، بلکه راهنمای مخاطبان خود به صراط مستقیم راستی و درستی ، بیداری و رستگاری ، و توحید و اخلاق اسلامی ست .
با کنکاش در زندگی اهل بیت (علیهم السلام ) میتوان سبک زندگی آن بزرگواران را در همه ابعاد زندگی از جمله : سلوک فردی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، تربیتی و ... به عنوان اسوه و الگو در اختیار جامعه قرار داد و این امر رسالت اصلی شاعران آئینی روز و روزگار ماست – اینچنین باد .
http://www.irafta.com/showtextday.aspx?id=2717&sub=
______________________________________________________________________
غزل بانوی شعر انقلاب

سفر به دامن دشتى خيال پرور كن
گل خيال مرا دانه دانه پرپر كن
به آبگيرِ سپهرى دگر، بشو رُخسار
نهال خرّم عشقى دگر تناور كن
به باغ هستى من جلوه بهارى نيست
خزان گلبن سبز مرا تو باور كن
بهشت خانه من خلوتى ز تنهايى ست
نظر فراتر از اين كلبه محقر كن
هميشه در سفر عاشقى چنان خورشيد
بسوز و عالم انديشه را منوّر كن
چو نور رد شو از اين شيشههاى رنگارنگ
هوای پر زدنی بهتر از كبوتر كن
با بررسی تاریخ هزار ساله ادبیات پارسی، به سهولت می توان دریافت که زنان در عرصه شعر و شاعری، همواره حضوری حاشیه ای و منفعلانه داشته اند. حضور کمرنگ زنان ادیب و هنرمند در تاریخ ادبیات ایران بیش تر ریشه های فرهنگی - اجتماعی دارد، تا دلایل فردی و جنسیتی، که شناختن و پرداختن به آنها فرصتی فراخ تر می طلبد و در این مقوله و مقال قابل تبیین و بررسی نیست. ولی به یقین می توان گفت که در دو مقطع تاریخی «انقلاب مشروطه» و عصر«انقلاب اسلامی» زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حضوری تاثیرگذار و قابل تامل داشته اند، که این حضور جدی و برجسته، منجر به تثبیت و تقویت جایگاه آنان در ادبیات معاصر ایران شده است.
انقلاب با شکوه اسلامی که باعث ایجاد تپش و تکانه های اساسی در حیات سیاسی - اجتماعی ایران شد، برای بانوان جامعه ایرانی نیز این فرصت را فراهم کرد که بی نیاز از توسل به جاذبه های جنسیتی و فارغ از گزاره ها و آموزه های فمینیستی، در هیئت و هویتی انسانی به حیات اجتماعی خود ادامه بدهند.
معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف)، به عنوان مجتهدی آگاه و روشن اندیش، به بازتعریف نقش و جایگاه زن در جامعه از منظر دین و آیین پرداخت و راه را برای حضور تاریخ ساز زنان که نیمی از پیکره جامعه اسلامی هستند، فراهم کرد. بازخوانی فرازهایی از رهنمودهای راهگشای آن عبد صالح خدا که عالِمی عامل و اسلام شناسی بصیر بود، در خصوص نقش زن در جامعه موید این نکته است که بانوان در انقلاب اسلامی همچون حضرت فاطمه زهرا (س) و زینب کبری (س) می توانند همدوش و همرکاب مردان نقشی سرنوشت ساز داشته باشند:«شما رهبران نهضت هستید، بانوان رهبران نهضت ما هستند، ما دنباله رو آنها هستیم، من شما را به رهبری قبول دارم و خدمتگزار شماییم...از دامن زن، مرد به معراج می رود.»
در عرصه شعر و ادبیات بعد از انقلاب نیز حضور بانوان شاعر و نویسنده، حضوری قابل تامل و شوق برانگیز است. با یک مرور اجمالی می توانیم بانوان شاعر بسیاری را نام ببریم که در عصر انقلاب بالیده و امروز نام خود را به عنوان یک چهره ممتاز و شاخص در صحیفه ادبیات انقلاب اسلامی به ثبت رسانده اند. از جمله این بانوان شاعر می توان از زنده یاد سپیده کاشانی و سیمیندخت وحیدی نام برد. دو بانوی شاعری که با خلق و آفرینش آثاری بدیع و قابل ستایش، در ذهن و زبان نسل انقلاب ماندگار شده اند.
نام سيميندخت وحيدى - غزل بانوی شعر انقلاب - با خاطرات و خطرات نسل انقلاب گره خورده است. بانوی شاعری که نام بلندش ما را به روزهای پر تپشِ ایثار و شهادت، و خون و خطر و حماسه می برد. به هشت فصل عشق، جبهه و جنگ، خرمشهر، شلمچه، هویزه و ...
آى مردم! به خدا داغ كبوتر ديدم
هر كجا گام زدم لاله پرپر ديدم
شرمسارم اگر از درد خبر آوردم
يا ز خاكستر يك مرد خبر آوردم
مرد سبزى كه دلش باخبر از عالم بود
با گلِ خنده و با سوز نهان مَحرم بود
مرد سبزى كه شبى سرخ ترين گل را داد
آسمانى شد و آبى شد و بر خاك افتاد
امروز نیز با زمزمه غزل های زلال و با طراوت این بانوی بصیر و درد آشنا، حال و خیال خوشی به ما دست می دهد. چرا که ما در آیینه شعرهای روشن و از دل برآمده او، سیمای انسانی آرمانی و نجیب را به تماشا می نشینیم که آرزوی هنوز و همیشه مولانا و همه شاعران روز و روزگار ماست: «از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.»
اکنون، این چهره ماندگار شعر و ادب، نجیب و فروتنانه در همسايگي ما زندگي ميکند. بانويي فرهيخته، انديشمند و انسان دوست که زندگي خود را وقف خدمت به فرهنگ انقلاب کرده است.اين بانوي اصیل که به حق نام پر افتخار«مادر شعر انقلاب» بر پیشانی روشنش نقش بسته است ، اکنون در ميان ماست، با ماست، ولي افسوس که ما - بخصوص در اين روزها که در طليعه سي و نهمین بهار آزادي هستيم - از او غافليم ! و درد بی مهری درد کمی نیست، چنان که خود در غزلی گفته است:
گرچه دارم غربتي سنگين، ولي يارم خداست
در پناه خويش دارد، ايزد يکتا مرا
او در کوچههاي خاکي دنیا به آسمان اشاره می کند، و با لهجه عید و امید فریاد می زند: «حس می کنم زندگی را». او «در قاب گل ها» 1 به ما لبخند می زند، از «موج های بی قرار» 2 می گوید ، از«یک آسمان شقایق» 3،از زیبایی«نگاه آیینه ها» 4 و ...، ما اما چشم بسته ايم و بيتفاوت از کنار نام بزرگ او ميگذريم؛ تا ناگهان يک روز آن اتفاق ناگزير مي افتد و ما ناباورانه انگشت دريغ بر لب مي گزيم و براي هميشه در حسرت ديدار دوباره او مي مانيم . راستي بر ما چه رفته است که از ديدن قله ها باز مانده ايم ؟! گويا باد ما را با خود برده است که در آيينه زمان، از ديدن هويت فرهنگي خويش غافلیم. از ديدن قله هايي چون سيميندخت وحيدي که با هدایت ها و مجاهدت هاي خود، ما را با رسالت ها و اصالت هاي فرهنگي خویش آشتي داده و اين قافله و قبيله را از فرو افتادن در دامچاله «مسخ» و«از خود بيگانکي» رهانیده است.
بدون شک؛«وحيدي» و وحيدي ها تک ستاره های پر فروغ منظومه فرهنگی ما هستند، ولي افسوس که ما در چنبره روزمرّگي از ديدن و فهميدن این ستاره های دنباله دار غافليم! و اما اینک زمان آن رسیده است که در هیاهو بازار این جهان بی پیر، از خواب هزاران ساله غفلت برخیزیم، جان و جهان مان را به خلوت دعوت کنیم، مقابل آیینه بایستیم، و فرزانه و مومنانه در آیینه به دنبال انسانی بگردیم که در شتاب جنون آمیز روزها و هنوزها گم کرده ایم! به دنبال «آیینگی» خودمان .
با سلامي دوباره به غزل بانوی شعر انقلاب، خاتمه اين گفتار را نیز به غزلي لطیف و زيبا از وی اختصاص می دهم.غزلي که با عشقي زلال و بي زوال؛ به ميهن و ملت شهيد پرور ايران تقديم کرده است. اميد آن که شما نيز کامِ جانتان از زمزمه اين ميهن سروده زيبا، شيرين شود - اينچنين باد.
اي عرصه جاويد هنر، اي وطن من !
دنياي معطر ز گل و نسترن من
اي مهد هنرپرورم، اي خطه زرخيز !
تقديم صفاي تو سر و جان و تن من
انوار الهي ست که از بام تو جاري ست
در آينــــه ی دورنمـــــاي کهن من
دامان تو رويشگر و طبع تو بهاري ست
اي باغ سراسر گل و سرو و چمن من !
تا در رگ انديشه من خون تو جاري ست
پيوسته تويي گرمي جان، در بدن من
عشق من و لبخند مرا جز تو که داند ؟
ثبت است به ديوان تو ، شعر و سخن من
من موج خروشنده درياي توام، نيست
جز عشق تو در باور دشمن شکن من
پی نوشت:
1 – 2 – 3 – 4 – عناوین تعدادی از آثار خانم سیمیندخت وحیدی.
کیهان، یکشنبه 17 بهمن 1395، ادب و هنر(صفحه 7)، شماره 21554
http://kayhan.ir/files/fa/publication/pages/1395/11/16/929_11051.pdf
_______________________________________________________________________
شهسوار شیرین كار
«عشق» در طول تاریخ بلند حیاتش، تنها یك بار و آن هم در میدانِ بزرگ عاشورا، به دست شگفتانگیرترین مرد جهان، حضرت حسین بن علی علیه السلام مغلوب و مقهور شد و به دست سرور آزادگان عالم، اسیر گردید. عارفان حماسهسرای شیعه، لقب «سلطانِ عشق» به امام حسین علیه السلام دادهاند.
نشسته ام به گذرگاه ناگهانی سرخ
در انتظار خطر ، زیر آسمانی سرخ
نشسته ام كه بچینم عبور توفان را
ز جاده های اساطیری زمانی سرخ
بر آن سرم كه بخوانم نمازی از آتش
اگر كه شعله بگوید ، شبی اذانی سرخ
تمام هستی من ، دفتری غزل – آتش
و سهم من ز تمام جهان ، زبانی سرخ
خدا كند دل من در صف خطر باشی
شبی كه واقعه می گیرد ، امتحانی سرخ
در انتهای حماسی ترین شب تاریخ
ظهور می كند آن مرد آسمانی ، سرخ
به قاف خوف و خطر ، تا ظهور آن موعود
خدا كند دل من، منتظر بمانی سرخ
«رضا اسماعیلی»
در آیندهای كه زیاد هم دور نیست؛ عاشقانهترین حماسه تاریخ به دست آسمانیترین مرد جهان، در همین كره خاكی رقم خواهد خورد و برای همیشه گستره هستی از وجود انسانهای جنایتكار و خونی و نیز انسانهای بیخدا، پاك خواهد شد.
حماسه آفرینی كه اگرچه او را سبزترین مرد جهان میدانند:
گرچه عمری است كه از دیده نهانی آقا
به خدا سبزترین مرد جهانی آقا
اما از گذرگاهی سرخ به نام عاشورا عبور خواهد كرد و سرنوشت عالم را برای همیشه به نام و كام «حسینی»ها در تاریخ بشری تغییر خواهد داد.
امام زمان(عج) نهمین فرزند حضرت سیدالشهداعلیه السلام خوانده میشود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام همگی، حضرت مهدی(عج) را از نسل پرشور عاشورا و نهمین فرزند شهید و حماسه آفرین، حضرت حسین بن علی علیه السلام میخوانند.
بیش از سیصد روایت از حضرات معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه در همگی این احادیث نورانی، فرموده شده است: مهدی از نسل ستارگان همیشه تابناك عاشورا و نهمین فرزند حماسه آفرین سید و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیه السلام است.
مولا و آقای شهیدان، امام حسین علیه السلام در این باره میفرماید: «قائم این امت، نهمین فرزند من است. او صاحب غیبت است و كسی است كه میراثش را در حیات خویش تقسیم میكنند.»
حضرت سید الأوصیا، علی بن ابیطالب علیه السلام به فرزند حماسه آفرین خویش، امام شهیدان فرمود: «امید بزرگان، نابود كننده كافران، سلطانی كه همه آرزوی ظهور و دیدار او را دارند و عقلها در زمان غیبتش سرگردان میشوند، نهمین فرزند تو است. او بین ركن و مقام بر همه جای زمین و بر همه انسانها و جنیان ظاهر میشود. خوشا به حال افراد مؤمنی كه زمان او را درك كنند، ملحق به او شوند و شاهد حكومت و ملاقات كننده یارانش باشند».
به قول حضرت حافظ:
راز درونپرده ز رندان مست پُرس
كین حال نیست، زاهد عالی مقام را
اینك بر سر آنیم كه بدانیم چرا امام زمان(عج) حسینی است؟ و چرا او را فرزند ظفرمند حسین بن علی علیه السلام میخوانند.
از نظر عرفای صاحب بصیرت، در میان پدیدههای عالم آفرینش، هیچ پدیدهای به مانند «عشق» رازناك و اسرارآمیز نیست. «مرگ»، این مخلوق شگفتانگیز حضرت باری تعالی، از جمله مخلوقاتی است كه كمتر بشری به راز آن پی برده است، اما مرگ به اندازه عشق رازناك نیست. مولانا جلال الدین مولوی یكی از بزرگترین حماسه سرایان عالم بشری است، اما حماسههای مولوی از نوع حماسههای عارفانه است. لذا بزرگان ادب و سخن، مولوی را بزرگترین حماسهسرای عارفانه میدانند. در مثنوی معنوی، مولانا جلالالدین به شرح حماسههای عارفانه و عاشقانه پرداخته است. اما وقتی درباره «عشق» سخن بگوید، سپر از دست میافكنند و از تعریف و توصیف عشق در میماند و این گونه عجز خود را در برابر عشق بیان میكند:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیك عشق بیزبان، روشنتر است
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت
چون سخن در وصف این حال رسید
هم قلم بشكست و هم كاغذ درید
درنیابد عشق در گفت و شنید
عشق دریایی است، قعرش ناپدید
«مثنوی معنوی، دفتر اول»
در نهایت مولوی در مثنوی بیان میكند كه در نبرد با عشق، آن كس كه پیروز میدان است عشق است و آدمی هر كس كه میخواهد باشد، سرانجام مغلوب و مقهور عشق میگردد و این عشق است كه پیروز همه میدانهاست. البته باید این نكته را گفت كه شكست خوردگان میدانِ عشق ـ عشقهای مقدس ـ سربلندان همیشه تاریخاند.
حافظ میفرماید:
فاش میگویم و از گفته خود، دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
سعدی نیز در اینباره میفرماید:
من از آن روز كه در بند توأم آزادم
پادشاهم كه به دست تو اسیر افتادم
«عشق» در طول تاریخ بلند حیاتش، تنها یك بار و آن هم در میدانِ بزرگ عاشورا، به دست شگفتانگیرترین مرد جهان، حضرت حسین بن علی علیه السلام مغلوب و مقهور شد و به دست سرور آزادگان عالم، اسیر گردید.
عارفان حماسهسرای شیعه، لقب «سلطانِ عشق» به امام حسین علیه السلام دادهاند.
پس از حماسهآفرینی عارفانه در روز عاشورا، امام شهیدان در گودال قتلگاه، زیباترین حماسه عاشقانه عالم را به نمایش گذارد. واقعه را از زبان عُمّان سامانی، عارف حماسهسرای شیعه میشنویم:
جبرئیل آمد كه ای سلطانِ عشق
یكه تاز عرصه میدانِ عشق
دارم از حق بر تو ای فرّخ امام
هم سلام و هم تحیت، هم پیام
محكمیها از تو، میثاقِ مراست
تو مرا خون، من تو رایم خونبها
هر چه بودت، دادهای اندر رَهم
در رهت من، هر چه دارم میدهم
شاه گفت: ای محرم اسرار ما
محرم اسرار ما، از یار ما
گرچه تو محرم به صاحب خانهای
؛ لیك تا اندازهای، بیگانهای
آن كه از پیشش سلام آوردهای
آن كه از نزدش پیام آوردهای
بیحجاب اینك، هم آغوش من است
بی تو رازش، جمله در گوشِ من است
از میان رفت آن منی و آن تویی
شد یكی مقصود و بیرون شد دویی
گر تو هم بیرون روی نیكوترست
ز آن كه غیرت، آتش این شهپرست
جبرئیلا رفتنت زین جا نكوست
پرده كم شو در میانِ ما و دوست
رنجش طبعِ مرا مایل مشو
در میانِ ما و او حایل مشو
امام حسین علیه السلام در اوج حماسه، به دیدار معشوق ازلی خود نایل میآید و زیباترین و ماندگارترین شعر عاشقانه عالم را با سرخترین خون هستی، بر صفحه گیتی مینگارد.
امام زمان(عج) فرزند رشید و حماسی چنین عارفِ عاشقی است كه از پی پدر خویش میآید و دوباره زیباترین حماسه عاشقانه عالم را به جلوه درمیآورد.
«عشق» وامدار هیچ كس و هیچ مكتب و دینی نیست؛ عشق وامدار امامان معصوم علیهم السلام است. مكتب اهل بیت علیهم السلام مكتب عشق است؛ به ویژه عشق عرفانی و عشق حماسی. كلمه مقدس عشق را امامان به ما آموختند. قبل از آن كه ما از این كلمه، حُسنِ استفادهِ را كنیم، بیگانه از این كلمه سوء استفاده كرده وگرنه آن چه كه در روایات است تشویق به عشق صحیح است كه عشق به ذات اقدس اله و عبادت الهی است كه همان عشق عرفانی و عشق حماسی است».
امام عصر(عج) ابرهای سیاه غفلت و غیبت را كنار خواهد زد و چهره تابناك عشق را در سرتاسر هستی به نمایش خواهد گذاشت. حضرت صاحب الزمان(عج) فرزند سیدالشهدا علیه السلام است.
دكتر محمود رفیعی ـ دوماهنامه امان شماره 20
نشریه امان،
http://amanmag.mahdaviat.ir/articles/3685/
________________________________________________________________________________________________


خبرگزاری فارس - گروه کتاب و ادبیات؛ رضا اسماعیلی(شاعر و پژوهشگر) به انگیزه برگزاری مراسم بزرگداشت غزل سرای نام آور انقلاب«خسرو احتشامی» در موسسه «اوج» یادداشتی در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده که در ذیل میآید:
سبک اصفهانی، به دقیقه اکنون
____________
سال ها گردیده ام گِرد سخن تا در کلام
اشتیاق پیر و احساس جوانم داده اند
دوش در آیینه ی آب حیاتم شسته اند
همچو حافظ طبع شعر جاودانم داده اند
هم لطافت می چکد از جام معنا، هم شکوه
باده ی عرفان به سبک اصفهانم داده اند
بی هیچ تردیدی خسرو احتشامی یکی از غزل سرایان بزرگ روزگار ماست که درخت تناور شعرش، ریشه در پیشینه هزار ساله ادب پارسی دارد. شاعری که رنگین کمان غزل هایش، چشمِ دل و جان را می نوازد و روح انسان را در ملکوت شرقی کشف و شهود و اشراق به پرواز در می آورد. غزل هایی که همچون مینیاتورهای ایرانی و تابلوهای باشکوه فرشچیان دل انگیز و ستایش بر انگیزند. او خود در توصیف این شور و شیدایی چنین می گوید: «عمری است غزل گریبان مرا رها نکرده است .نخست به خاطر زیبایی فُرم و در ثانی به علّت لطافت ، شفّافیّت و جوهرِ اشراقی اش که از کودکی درکوچه رگ من می دود ....».
سبک ادبی احتشامی، سبک اصفهانی(هندی) مُدرن است، و به زعم نگارنده این سطور«سبک اصفهانی، به دقیقه اکنون». به این معنا که علی رغم سنتی بودن سبک و قالب، نگاه شاعر به جهان، با نگاه انسان معاصر همخوانی و همخونی بیش تری دارد و مضمون پردازی ها و ترکیب سازی هایش مطابق ذوق و ذائقه انسان امروزی ست:
دیدار و یک صبح ابری، باران و گنجشک و گیلاس
در پشت درهای رنگی، مهمان و گنجشک و گیلاس
با بوسه ای باد ولگرد، می شوید از شاخه ها گرد
می پرسم از خود که ای مرد! طوفان و گنجشک و گیلاس
از شرشر تند رگبار، یاران، ندیمان دیوار
این جا گره خورده انگار، انسان و گنجشک و گیلاس
استفاده از صُور خیال، تکنیک های حس آمیزی، تصاویر پارادوکسی، وابسته های عددی، صنعت تشخیص، و اسلوب معادله که از مولفه های سبک اصفهانی(هندی) است، در غزل های احتشامی با کدها و کلیدهای فکری و فرهنگی نسل اکنون قابل انطباق است. از این دقیقه می توان فهمید که وی در سبک اصفهانی «مُقلد» نیست و به پیروی از شیوه خاص خود غزل می گوید.
نکته دیگر این که احتشامی همچون حافظ که دل شده شیراز بود، عاشق سینه چاک اصفهان است و دل کندن از این دیار برایش مشکل. به همین خاطر در سال های پس از انقلاب و تا به امروز، جانش را از وسوسه پایتخت نشینی تکانده و با سربلندی و افتخار در دیار محبوب خویش «اصفهان» مانده است. این شاعر جان آگاه، دل شده تاریخ و فرهنگ دیرینه سال این مرز و بوم هنرپرور است و به میراث فرهنگی و اصالت های ملی و قومی ایران و ایرانی عشق می ورزد، و از آنجا که فطرتی الهی و روحی مشرقی دارد - همچون علامه اقبال لاهوری - راه سعادت و رستگاری را در جهان بی پیر امروز، «بازگشت به خویشتن» می داند و مومنانه بر این اعتقاد پای می فشارد که باید مولفه های زیباشناختی فرهنگ ایرانی را به جهانیان معرفی کرد. از همین رو برخورد انفعالی با مدرنیته را بر نمی تابد و می گوید:«این همه درگیریهایی که عزیزان در عرصه هنر با یکدیگر دارند، اثرات همین مدرنیته است. چرا که مدرنیته جهان ما را تهی و انسان ها را سرگرم ابزار کرده است، انسان ها زیر ابزار له شدهاند و دارند خفه میشوند، ولی نمیفهمند و جالب اینجاست که شعر و نوشتههای ما هم به همین سمت و سو رفته است!».
به خاطر همین باور، شاعر با چنگ زدن به سنت های اصیل شرقی و آموزه های انسان ساز دینی، در برابر تهاجم هویت سوز مدرنیته ایستاده است و در سروده هایش نیز همواره به دنبال به تصویر کشیدن سبک زندگی «ایرانی-اسلامی» است. چنان که خود در عرصه معرفی فرهنگ و گویش «قشقایی» همواره جلودار بوده و واژه های بومی و ایلیاتی را در غزل هایش بسیار به کار گرفته است.
با آرزوی سلامتی و سربلندی برای استاد احتشامی عزیز که روحی عاشق و جانی صادق دارد، یادداشت خود را با بخشی از مقدمه سیدعلی موسوی گرمارودی بر مجموعه شعر «حماسه در حریر» او به پایان می برم:
«نگاه خسرو، امروزین است؛ میخواهم بگویم او تقریبا در تمام غزلهایش، همین نگاه را حفظ کرده است و هر چه آن خسرو کند، شیرین بُود و نگاه عمومی او (یا عموما، نگاه او) امروزین است... زبان احتشامی، صراحت و صلابت زبان و چهره یک سوار ایلیاتی را در خود دارد که همنشین دایم صلابت و صراحت کوه و کمر «هونهگان» است؛ ولی این صلابت همراه است با ملایمت نگاه پونههای حریرپوش، کنار جویبارکهای نرم پویی که از دامنههای همان کوهها، و در آغوش همان صلابت، راه خود را میپویند... پس هم حماسه و هم حریر است.»
خبرگزاری فارس، شنبه 9 بهمن 1395
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951109000280
________________________________________________________________________

خبرگزاری فارس - گروه کتاب و ادبیات؛ «رضا اسماعیلی» شاعر و پژوهشگر به انگیزه برگزاری مراسم بزرگداشت شاعر انقلاب «حمید رضا شکارسری» در موسسه «اوج» یادداشتی در اختیارخبرگزاری فارس قرار داده که در ذیل میآید:
***
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شعر و ادبیات – همچون سایر عرصه ها – دستخوش تکانه شدیدی شد. شاعران، نویسندگان و ادیبان پیش از انقلاب از فردای پیروزی بر اساس این ذهنیت غلط که اسلام و انقلاب اسلامی با هنر و ادبیات همخوانی و همخونی ندارد، از انقلاب بریدند و روی در هم کشیدند. از همین رو انقلاب اسلامی با نوعی «قهر فرهنگی» مواجه شد و در این عرصه تنها ماند. از همین جا بود که برای پاسخگویی به مطالبات فرهنگی جامعه انقلابی، اندیشه تاسیس حوزه اندیشه و هنر اسلامی (حوزه هنری فعلی) به ابتکار طاهره صفارزاده و با حضور چهره های شاخصی همچون مهرداد اوستا، علی موسوی گرمارودی، مرتضی آوینی، امیرحسین فردی، ابوالفضل عالی، محمد کاسبی، رسول ملاقلی پور، فرجالله سلحشور، حسین خسرو جردی،و نسلی از شاعران و نویسندگان جوان انقلابی شکل گرفت.
آری، در کوران قهر و بی مهری شاعران دهه های چهل و پنجاه، نسل اول شاعران و نویسندگان انقلاب با شور انقلابی و سرمایه «عشق و ایمان» به صحنه آمدند و مولود مبارکی به نام «ادبیات انقلاب» متولد شد. نهال خجسته ای که با همت بلند طلایه دارانی که از آن ها نام برده شد، در طول چهار دهه گذشته از سرچشمه عشق و ایمان آبیاری شد و امروز به درخت تناور و سایه گستری تبدیل شده است که همه ما به آن می بالیم.
و اما این مقدمه یا براعت استهلال، بهانه ای برای پرداختن به جایگاه ادبی دوست شاعرم حمید رضا شکارسری است که از شاعران و منتقدان خوب، پر کار و خلاق انقلاب اسلامی است. شاعری که به خاطر برخورداری از دانش و بینش ادبی، در ایجاد پیوند میان شعر «گذشته» و « امروز» موفق بوده است .
نه، اصلا قصد ندارم در مورد شکارسری عزیز به سبک و سیاق تذکره نویسان به مسائلی از قبیل نام و نام خانوادگی، سال و محل تولد، تحصیلات و ... بپردازم که جز ملال حاصل دیگری ندارد. قصدم در این یادداشت کوتاه - با توجه به شناختی که از او در طول این سال ها پیدا کرده ام - بیش تر پاسخ گفتن به این سوال است که شکارسری چگونه «شکارسری» شد؟
حمید رضا شکارسری در شمار شاعرانی ست که در دهه اول انقلاب با چاپ و انتشار اولین سروده های خود پا به وادی ادبیات گذاشت. البته او در آن سال ها همچون بسیاری از شاعران نسل اول انقلاب گرایش به قالب های کلاسیک و سنتی داشت و شعرهای خود را در مطبوعات با تخلص «حامد» چاپ و منتشر می کرد.
و اما رمز موفقیت شکارسری در چهار حرف خلاصه می شود:«عشق، مطالعه، پشتکار و نظم». شکارسری عاشق ادبیات است و برای رسیدن به قله همتی بلند دارد (پشتکار) و برای آن که «فرزند زمان خویش» باشد، از مطالعه غافل نمی شود. صد البته عاشق بودن، پشتکار داشتن و مطالعه بدون «نظم» به نتیجه نمی رسد. به نظر من رمز موفقیت انسان های بزرگ - پیش و بیش از هر چیز – برنامه ریزی و انضباط کاری ست. چنان که دکتر شفیعی کدکنی گفته است:« من نمیدانم این فرهنگ یا تلقی یا برداشت از کجا آمده است که شاعر و هنرمند باید شلخته ، بینظم و ... باشد ! شما نگاه کنید امثال تی اس الیوت ، پل والری ، ریلکه و... این ها بزرگان شعر جهان هستند و من زندگی و آثار همه این ها را مطالعه کرده ام . پل والری یا الیوت مانند یک ساعت منظم بودند و شبیه یک مدیر وزارتخانه برای هر دقیقهشان برنامه داشتند.»
اگر بخواهم برای گفته استاد شفیعی کدکنی از بین شاعران انقلاب شاهد مثالی بیاورم، بی شک از شکارسری عزیز نام می برم. شاعر سختکوش و دقیقه یابی که ارزش زمان را می داند و وقت خود را به خوبی مدیریت می کند. او خود در مصاحبه ای در پاسخ به این سوال که اوقات خود را چگونه می گذراند؟ گفته است:«در درجه اول به سراغ برنامه هایم میروم. برخی از مطالعاتم به برنامه هایم مربوط است. اما به طور کلی دغدغه من نظریه های ادبی، آموزه های فلسفی - تا حدی که بتوانم از آن در نقد ادبی بهره گیرم - و خواندن شعرهای خوب از تمامی صنف و جریان ها اوقات فراغت مرا به خود اختصاص میدهد.»
استمرار و پیوستگی در فعالیت های ادبی یکی دیگر از ویژگی های این شاعر ارجمند است. شکارسری علی رغم بسیاری از شاعران جوان روزگار ما که یک شبه می خواهند راه صد ساله را طی کنند! یک شبه به چنین جایگاه شایسته ای در عرصه ادبیات دست پیدا نکرده است. او در مسیر خدمت به شعر و ادب پارسی - عاشقانه و مومنانه – چهل منزل، یک نَفس دویده است و این دوندگی و پرندگی همچنان ادامه دارد. به قول صائب:
به مطلب می رسد جویای کام، آهسته آهسته
ز دریا می کشد صیاد دام، آهسته آهسته
به مغرب می تواند رفت در یک روز از مشرق
گذارد هر که چون خورشید گام، آهسته آهسته
حضور فعال و پیوسته شکارسری در سال های پس از انقلاب در عرصه های شعر، نقد، آموزش، و ... گواه خوبی بر این ادعاست. بدون شک همین ویژگی هاست که از او شاعری خلاق و منتقدی فکور ساخته است.
با آرزوی موفقیت و درخشش های بیش تر برای دوست شاعرم حمید رضا شکارسری، این یادداشت را با شعری کوتاه از او به پایان می برم:
این برف تمام مدارس را تعطیل می کند
این برف تمام راه ها را می بندد
این برف تمام دیدارها را به عقب می اندازد
این برف تمام پرواز ها را لغو می کند
این برف اما
با تمام سپیدی
هیچ جنگی را به تأخیر نمی اندازد!
خبرگزاری فارس، 21 دی 1395
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951021000301