برپایی همایش ملی زنده یاد استاد مشفق کاشانی در حوزه هنری

 

اسماعیلی : آرزوی استاد مشفق ، وفاق و همدلی جامعه ادبی بود

 همایش ملی استاد مشفق کاشانی، دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۴ با حضور شاعران و همچنین خانواده بزرگوار این شاعر گران‌قدر در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد.

در این مراسم، علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری با اشاره به اینکه یاد استاد مشفق کاشانی همیشه برای ما تازه است، گفت: او به شهادت آثاری که آفریده و نوشته‌ها و تذکره‌های معاصر، چهره برجسته ای در ادبیات معاصر است. او فردی است که پیش از انقلاب با بسیاری از بزرگان حشر و نشر داشته، خودش را تثبیت کرده و در وصف او شعرهای زیادی از بزرگان شنیده ایم. این شاعر با اشاره به اینکه منزل استاد مشفق پناهگاه شاعران بزرگ بوده، بیان کرد: مشفق کاشانی، فردی است که اخوان ثالث مدت‌ها با او زیسته و هنگامی‌که قرار بوده اخوان را دستگیر کنند، نزد استاد مشفق زندگی کرده و شعری هم برای او سروده است.

قزوه تاکید کرد: استاد مشفق نقش برجسته ای در شکل گیری شخصیت شعری سهراب سپهری داشته است. در مصاحبه مفصلی که با استاد مشفق داشتم، خاطره آشنایی با سهراب و کشاندن پای او به سرزمین شعر را تعریف کرد که در یکی از روستاهای کاشان، هر دو معلم بودند و روزهایی را با هم می‌گذراندند. استاد مشفق در جوانی شعرهای مستحکمی‌می‌گفت و یک بار به سهراب می‌گوید چرا شعر نمی‌گویی؟ آن‌ها فاصله سنی زیادی با هم نداشتند اما استاد مشفق، سهراب را به فضای شعر کشاند و جرات و جسارت شعر سرودن را به سهراب سپهری داد که حالا یکی از قله‌های شعر امروز ماست. قزوه در ادامه بر ویژگی‌های اخلاقی استاد مشفق کاشانی تاکید و بیان کرد: بعید می‌دانم کسی خاطره رنجش از استاد مشفق داشته باشد که یا او از استاد یا استاد از او رنجیده باشد. درواقع، رنجش در فرهنگ استاد مشفق جایی نداشت، او یک مهربانی تام و تمام بود. او برای همه ما و برای شعر انقلاب نقش پدر داشت.

وی با اشاره به اینکه نام استاد مشفق در تاریخ ادبیات انقلاب خواهد ماند، افزود: استاد مشفق از همان بهمن ۱۳۵۷ شعرهای ماندگار سرود و برای بیشتر مناسبت‌های انقلابی و شخصیت‌ها و شهدای بزرگ و آرمان‌های شعر انقلاب شعر سرود و کسی نبود که خودش را از قافله مردم جدا کند. او تا همین سال‌های آخر با وجود اینکه بیمار بود، هنگامی‌که به دیدن مقام معظم رهبری می‌رفتیم، با سختی هم شده خودش را می‌کشاند و می‌آمد و رهبری نیز نسبت به استاد مشفق احترام و محبت خاصی داشتند.

رضا اسماعیلی، شاعر و از همراهان استاد مشفق کاشانی، نیز در این نشست به بیان خاطراتی از او پرداخت و گفت: این خاطرات می‌تواند به عنوان آموزه‌هایی برای همه ما در زندگی به کار برود. وی ادامه داد: در جلسات شورای شعر به استاد سر می‌زدم و جویای حالشان می‌شدم، هر از گاهی که این دیدارها به تعویق می‌افتاد، ایشان تماس گرفته و سراغ گرفته و ابراز دلتنگی می‌کردند. من هر بار شرمنده می‌شدم که این استاد بزرگوار تماس گرفته و اظهار لطف و مهربانی می‌کنند و من کمترین را دعوت می‌کنند که در جلسات شورای شعر ارشاد حضور داشته باشم.

اسماعیلی همچنین با اشاره به اینکه استاد مشفق کاشانی نسبت به مشکلات اطرافیانش احساس مسئولیت می‌کرد، افزود: یک بار که از جلسات شورا باز می‌گشتیم، استاد گفت شنیده ام یکی از شاعران مشکل مالی دارد، حقوق معوقه چند ماهه‌ام را که بگیرم، به تو می‌دهم که به طور ناشناس به خانواده آن شاعر بدهی که در تنگنای مالی زندگی نکنند. وی تاکید کرد: در مراسم بزرگداشتی که برای استاد مشفق برگزار می‌شد، ایشان با همه سختی که از لحاظ جسمانی داشت، بعد از سخنرانی هر شخص می‌ایستاد و از او تشکر می‌کرد. وقتی به ایشان می‌گفتیم لازم نیست خودتان را به زحمت بیندازید، می‌گفت وظیفه دارم که عرض ادب کنم. استاد کاشانی اسوه سخاوت، وارستگی و بزرگ‌منشی و مردمداری بود و از این قبیل خاطرات درباره ایشان زیاد است.

اسماعیلی همچنین با ذکر خاطره دیگری ادامه داد: هنگامی‌که اتفاقات تلخی در جامعه ادبی افتاد و شکافی بین دوستان شاعر ایجاد شد، استاد مشفق می‌گفت از سخت ترین روزها این است که می‌بینم بین فرزندان ادبی من اختلاف نظر ایجاد شده است. می‌گفت این درد شدیدتر از دردهای جسمانی من است و بیشتر آزارم می‌دهد. تا اینکه آقای قزوه بزرگواری کرده و در آن روزها نامه دلجویانه ای نوشت که وقتی آن را به استاد نشان دادم، خوشحال شد و دعا کرد که هرچه زودتر وفاق و همدلی به جامعه شاعران بازگردد. این شاعر انقلابی با بیان اینکه استاد مشفق در دل‌های ما جا دارد، افزود: آثار منتشرنشده‌ای از استاد مشفق، جدیدترین غزل‌هایی که در سال‌های اخیر سروده و فرصتی برای انتشار آن‌ها مهیا نشده بود، از سوی خانواده ایشان در اختیار ما قرار گرفته که با نظارت استاد حسین آهی این مجلد به دست چاپ سپرده می‌شود. سعید بیابانکی نیز در این مراسم گفت: : در آموزه‌هایمان بر این باوریم که انسان‌ها آن گونه می‌میرند که می‌زیند. استاد مشفق کاشانی هم شاعرانه زیست و با کلمات زندگی کرد و با کلمات هم از دنیا رفت و نحوه از دنیا رفتن این شاعر، از اتفاقات شگرف روزگار ماست. این شاعر همچنین با بیان اینکه استاد مشفق، پدر مهربان شعر انقلاب و از هسته‌های اصلی شعر انقلاب بوده است، تاکید کرد: او چند نسل از شاعران را پرورش داد و تخلص «مشفق» کاملا زیبنده نام و زندگی و منش او بود. او طوری مهربان بود و شفقت در او موج می‌زد که بعید می‌دانم کسی از او رنجیده باشد و خاطره بدی از او در ذهن داشته باشد. در ادامه این مراسم محسن مومنی شریف رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی‌، حسینی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی‌‌به همراه شاعرانی از جمله عباس براتی پور ، حسین آهی ، محمد علی بهمنی ، غزل تاجبخش ، علی انسانی ، یاور همدانی و …در باره شخصیت مرحوم مشفق کاشانی سخن گفتند و شعر خواندند.

در پایان این مراسم هم لوح تقدیر و هدایایی از سوی نهادها و سازمان‌های گوناگون به خانواده استاد اهدا و از تمبر یادبود ایشان رونمایی شد.

روزنامه اطلاعات

 http://www.ettelaat.com/etiran/?p=178839

 

یادداشت : دیروز و امروز شعر آیینی

_____________________________________________________________________________________

دیروز و امروز شعر آیینی ، از توقف در منزل

«محبت» تا نرسیدن به قاف «کمال»

______________________________________________________________________________________________________

رضا اسماعیلی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است، می‌نویسد: «وجه تمایز شاعران نسل اول و دوم انقلاب با بعضی از شاعران نسل امروز در کیفیت سلوک دینی آنان است. متأسفانه امروز بسیاری از ما در منزل «محبت» متوقف مانده‌ایم».

 

تقدیم به پدر شعر آیینی، استاد دین آگاه «محمد علی مجاهدی»

شعر شاعران نسل اول و دوم انقلاب که در فضای انقلاب و سال‌های دفاع مقدس بالیده بودند، هرچند پیشانی نوشت «شعر آیینی» را نداشت، ولی به معنای واقعی کلمه - هم در صورت و هم در سیرت - شعر آیینی بود؛ ولی بسیاری از شعرها که این روزها عنوان شعر آیینی را بر پیشانی خود دارند، به خاطر کژتابی‌های مضمونی و اعتقادی، نه تنها شعر آیینی نیستند، بلکه به نوعی در مسیری مخالف با روح دین و آیین حرکت می‌کنند!

وجه تمایز شاعران نسل اول و دوم انقلاب با بعضی از شاعران نسل امروز در کیفیت سلوک دینی آنان است. شاعران نسل اول و دوم انقلاب به خاطر درک حضور عالمان و عارفان کامل و عاملی چون امام(ره) و شاگردی در مکتب انسان‌ساز اسلام‌اندیشان فرهیخته‌ای چون استاد مطهری‌ها، طالقانی‌ها، بهشتی‌ها، مفتح‌ها، شریعتی‌ها، جلال آل احمدها و ... از صورت دین به سیرت دین راه یافته و حقیقت محمدی(ص) را دریافته بودند.

در سینه آنان محبت اهل بیت(علیهم السلام) بالی برای پریدن به ملکوت معرفت دینی بود، ولی متأسفانه امروز بسیاری از ما در منزل «محبت» متوقف مانده‌ایم و گامی در مسیر صعود به ملکوت معرفت و حکمت دینی بر نداشته‌ایم. به خاطر همین نقیصه است که از جان و جهان بسیاری از شعرهای آیینی امروز ما بوی کفر و شرک به مشام می‌رسد و رفته رفته شعر آیینی ما دارد به شعری «ضد آیینی» تبدیل می‌شود. شعری که به تاوان جهل از قاف کمال مضامین رهایی‌بخش و انسان‌سازی چون اشعار زیر سقوط می‌کند:

1
تو مرگ را به سخره گرفتی کجا رواست
تا نام تو خلاصه شود در عزا فقط؟
خون بود و داغ بود و عطش بود و ناله بود
اما نبود این همه ماجرا فقط…

2
همین پیام سواران ظهر عاشوراست
که: مرگ شایدمان گر پیاده باید مرد
پیام سرخ شهیدان کربلا این است
که: در مصاف ستم ایستاده باید مرد!

(محمد علی مجاهدی)

3
رسم آزادی و پیکار حقیقت‌جویی
همه‌جا صفحه تابنده آیین تو بود
آنچه بر ملت اسلام، حیاتی بخشید
جنبش عاطفه و نهضت خونین تو بود

تا ز خون تو جهانی شود از بند آزاد
بر سرِ ایده انسانیِ خود جان دادی
در ره کعبه حق‌جویی و مردی و شرف
آفرین بر تو که هفتاد و دو قربان دادی

آنکه از مکتب آزادگی‌ات درس آموخت
پیش آمال ستمگر ز چه تسلیم شود؟
زور و سرمایه دشمن نفریبد او را
که اسیر ستم مردم دژخیم شود

(محمدرضا شفیعی کدکنی)

و در باتلاق شعرهای عفن، مبتذل و شرم‌آوری چون شعرهای زیر سرنگون می شود:

رقاصم و رقاصم، رقاصه عباسم ... !!

این فاجعه زمانی اتفاق می‌افتد که ما بی‌بهره از دانش و بینش دینی در مسیر محبت اهل بیت(ع) گام بر داریم. امام صادق(ع) در مورد کسانی که بدون دانش و بینش اصیل دینی سنگ محبت خاندان رسالت را به سینه می‌زنند چنین می‌گوید: «اَلْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ اَلطَّرِیقِ لاَ یَزِیدُهُ سُرْعَةُ اَلسَّیْرِ إِلاَّ بُعْداً»، کسى که بدون بینش و بصیرت عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر مى‌افتد. (اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، جلد 1، ص 125)

مولی الموحدین ، امام علی ( ع ) نیز می‌فرماید: «المتعبّد على غیر فقهٍ کحمار الطّاحونه ؛ یدور و لا یبرح» کسى که بدون فهم و شناخت عبادت کند، مانند خر آسیابست که پیوسته مى‌چرخد.‏ (سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 114.)

از این منظر و به خاطر برخورداری از جوهر اندیشه، حکمت و معرفت دینی، سخت بر این باورم که شعر اصیل دینی و آیینی ما شعر انقلاب، دفاع مقدس و پایداری است. شعری که از رسالت و اصالت برخوردار و از آسیب‌ها و انحرافات شعرهای آیینی امروز ما به دور است. امید آنکه استادان و پیشکسوتان عرصه شعر دینی و آیینی ما با تأمل در این دقیقه، و برای هدایت قافله شعر آیینی به مسیر اصلی - پیش از آن که این قافله سر از ترکستان در آورد - چاره ای بیاندیشند. اینچنین باد.

 http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/26/972180/

 

برگزاری دومین جلسه شورای سیاست گذاری «همایش ملی استاد مشفق کاشانی»

___________________________________________________________________________________
 
«همایش ملی استاد مشفق كاشانی» به همت دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری و با مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران ، سازمان بسیج هنرمندان ، خبرگزاری فارس و موسسه فرهنگی - هنری اوج ، دوشنبه 28 دی ماه از ساعت 15 تا 17 در «سالن سوره» حوزه هنری برگزار خواهد شد .
 

_____________________________________________________________

دومین جلسه شورای سیاست‌گذاری «همایش ملی استاد مشفق كاشانی» با حضور علیرضا قزوه (مدیر مركز آفرینش‌های ادبی و رییس شورای سیاست‌گذاری) ، رضا اسماعیلی ( دبیر همایش) و اعضای شورا برگزار شد.
______________________________________________________________

رضا اسماعیلی، دبیر همایش ملی استاد مشفق كاشانی، در گفت و گو با بخش خبری شاعران فارسی زبان گفت: به منظور پیگیری مصوبات و انجام هماهنگی های نهایی جهت برگزاری شایسته مراسم سالگرد استاد مشفق كاشانی كه یكی از شاعران برجسته و از غزل سرایان به نام كشور و به تعبیری رساتر آبروی غزل معاصر بود؛ بعدازظهر چهارشنبه 16 دی ماه  94 دومین جلسه شورای سیاست‌گذاری این همایش با حضور علیرضا قزوه، جواد محقق ، حسین اسرافیلی، سید عبدالله حسینی، مصطفی محدثی خراسانی، علی داودی و محمود حبیبی كسبی در دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری برگزار شد.

اسماعیلی در ادامه افزود: در این جلسه، علیرضا قزوه (مدیر مركز آفرینش‌های ادبی و رییس شورای سیاست‌گذاری) با اشاره به جایگاه والا و مقام رفیع استاد مشفق كاشانی در عرصه غزل، بر برگزاری مطلوب و شایسته مراسم اولین سالگرد این معلم اخلاق و استاد شعر و ادب با مشاركت سایر نهادهای فرهنگی تاكید كرد. در ادامه جلسه سایر اعضا نیز به بیان نظرات و دیدگاه های خود در مورد چگونگی و نحوه برگزاری مراسم سالگرد این استاد فقید پرداختند.

«همایش ملی استاد مشفق كاشانی» به همت دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری و با مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران ، سازمان بسیج هنرمندان ، خبرگزاری فارس و موسسه فرهنگی - هنری اوج ، دوشنبه  28 دی ماه  از ساعت 15 تا 17 با حضور اهالی شعر و ادب و جمعی از مسئولین در «سالن سوره» حوزه هنری برگزار خواهد شد .


*****

عباس كی‌منش ملقب به «مشفق كاشانی» در سال ۱۳۰۴در شهر كاشان زاده شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر و تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه تهران به پایان برد. او با اخذ درجه فوق لیسانس به تدریس مشغول شد و مدت ۳۷ سال در آموزش و پرورش به تربیت نسل جوان كشور پرداخت.
استاد مشفق كاشانی كه علاوه بر عضویت در انجمن قلم ایران، ریاست شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هیئت مدیره‌ انجمن شاعران ایران را نیز برعهده داشت در 28 دی‌ ماه 1393 و در حالی كه در حال شعرخوانی بود از حال رفت و در بیمارستان به دلیل نارسایی قلبی جان به جان آفرین تسلیم كرد .
برخی از آثار:
«صلای غم» تضمین ۱۲ بند محتشم كاشانی

«خاطرات» (سال ۱۳۲۴)
«سرود زندگی» (سال ۱۳۴۲)
«شراب آفتاب» (سال ۱۳۴۲)
«آذرخش» (گزینه اشعار)
«آینه خیال» (سال ۱۳۷۲)
«بهار سرخ سرود» (سال ۱۳۷۳)
«هفت بند التهاب» (سال ۱۳۷۵)
«نقشبندان غزل» (سال ۱۳۶۵)
«انوار ۱۵خرداد» (سال ۱۳۶۵)
«خلوت انس»، سه مجلد با همكاری رضا اسماعیلی
تصحیح «دیوان حاج سلیمان صباحی بیدگلی» با همكاری پرتو بیضایی (سال ۱۳۴۰)
«مجموعه شعر جنگ»
تذكره‌ شاعران معاصر
راز مستان

 

 

به انگیزه بزرگداشت مرتضی امیری اسفندقه در «شب شاعر»

حکمت آموخته مکتب عشق

 

فروغ بخش شب انتظار، آمدنی ست

نگار آمدنی ،غمگسار، آمدنی ست

به خاک کوچه دیدار آب می پاشند

بخوان ترانه ، بزن تار ، یار آمدنی ست

ببین چگونه قناری به وجد آمده است!

مترس از شب یلدا! بهار آمدنی ست

صدای شیهه رخش ظهور می آید

خبر دهید به یاران: سوار آمدنی ست

بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند

یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی ست

     مي‌خواهم نام شاعري روشن را در گوش جان شما زمزمه كنم ، و دست شما را بگيرم و به کوچه باغ غزل‌هاي بهشتي شاعر آب و آيينه و آفتاب ببرم. شاعري مومن و دل شده که از خانواده معظم شهیدان انقلاب و برادر بزرگوار دو شهید شاهد است . شاعری مهر پرور و مهر آیین با نام نجيب «مرتضی امیری اسفندقه » .

    واما قبل از پرداختن به متن ، ضرورت دارد اجمالا به این موضوع بپردازم که چرا بايد از «اسفندقه » و اسفندقه‌ها گفت و نوشت ، به سرودشان دل سپرد، و قدرشناس نعمت‌ وجودشان بر روي كُرۀ خاكي بود؟ سوالی که هر چند پاسخ آن روشن است ، ولی تامل در پاسخ آن ، ما را از خواب غفلت بيدار مي‌كند و ـ به جبران گذشته ـ به تكاپو وا مي‌دارد تا در مسير تكريم و تجليل از اصحاب «فكر و فرهنگ» در آينده گام‌هاي بلندتري برداريم.

     امروز وقتي ما نام بزرگاني چون رودكي، عطار، مولانا، فردوسی، حافظ ، سعدي، صائب ، بیدل و ... را بر زبان مي‌آوريم و آنان را به بزرگي مي‌ستاييم، گاهي اين حسرت تلخ در دلمان ريشه مي‌دواند كه چرا در عصر و زمانۀ آنان غايب بوده‌ايم و از توفيق درك حضور آنان محروم؟ ولي به اين نكته نمي‌انديشيم كه شايد اگر در زمانۀ اين قلّه‌هاي نام‌آور به سر مي‌برديم، ما نيز چون بسياري از معاصران آنها ـ به خاطر حجاب معاصرت ـ از ديدن بزرگي آنان غافل مي‌مانديم و ديگر چون امروز حافظ را «حافظ» نمي‌ديديم، چنان كه امروز نيز ما «حافظ‌» هاي معاصر را نمي‌بينيم و از درك و ستايش آنان غافليم.

     پس بياييد در «پنج روزي كه در اين مرحلۀ مُهلت داريم» كاري بكنيم. وقت را غنيمت بشماريم و تا فرصت باقي‌ست، قدرشناس و سپاس‌گوي فرهيختگاني باشيم كه عمر عزيز خود را وقف اعتلاي فرهنگ اين مرز و بوم كرده‌اند و در سنگر «فكر و فرهنگ» هويت ايراني ـ اسلامي ما را پاس داشته‌اند. بايد قدرشناس اين اُسوه‌هاي فرهيخته باشيم و براي سربلندي ايران و ايراني، پرچم پرافتخار نامشان را بر قلّۀ روزگار به اهتزار درآوريم.

     البته از حق نبايد گذشت كه در سال‌هاي اخير با برگزاري همايش‌هايي ازقبيل «چهره‌هاي ماندگار» و برنامه ارزشمند « شب شاعر » که به تجلیل و پاسداشت اصحاب فکر و فرهنگ – بخصوص شاعران – اختصاص دارد ، بعضي از اين فرهيختگان از حاشيه به متن آمده‌اند و به شيوه‌اي آبرومندانه و مطلوب به مردم معرفي شده‌اند كه از متوليان و طراحان اين حركت های فرهنگي ارزنده بايد تقدير كرد، ولي «هنوز اول عشق است» و «ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم» و تا رسيدن به نقطۀ مطلوب راه زيادي باقي‌مانده است كه براي جبران اين فاصله ـ كه از خواب تا بيداري است ـ بايد برنامه‌ريزي كرد.

     مقدمه ای كه گفته شد، بهانه‌اي بود براي رسيدن به فصل درخشاني به نام «اسفندقه». بهانه‌اي زيبا، تا دست دل شما را بگيرم و در كنار احساس زلال «اسفندقه» بنشانم، و شما را به شنیدن ترنم عاشقانه او دعوت کنم .

     «مرتضی امیری اسفندقه » كه ان‌شاءا... «تنش به نام طبيبان نيازمند مباد»، از رندان و قلندران عرصۀ شعر و ادب و از سوختگان و حكمت آموختگان مكتب «عشق» است. شاعري نازك خيال و زلال‌انديش كه با سيروسلوكي عارفانه و كشف و شهودي عاشقانه ـ فارغ از هرگونه هياهوـ از آغاز انقلاب تا کنون در وادي شعر و ادب، طي طريق مي‌كند.

     اين حنجرۀ سپيد عشق و روشني، شاعري‌ست از جنس «مهرباني ، تعهد و صداقت» كه در محافل و مجامع ادبي، حلقۀ وصل دوستان است، و روشني بوستان. نامي قابل احترام و معتبر و سرمايه‌اي بزرگ براي ادبيات معاصر ما، و صاحب آثار و اشعاري فاخر و مانا در حوزه‌هاي شعر انقلاب، دفاع مقدس و آييني از قبیل : بازوان مولايي، قتيل قبله (كتاب برگزيده ادبيات) ،گزيده ادبيات معاصر،اين شرح شرحه شرحه ،رستاخير حركات (برگزيده جشنواره كتاب سال معلمان مؤلف) ، كوار، چين كلاغ (كتاب سال جمهوري اسلامي ايران)، «نماشم» ،رستاخیز حرکات، ورمشور، دهلی ستاره بود، دارم خجالت می‎کشم از اینکه انسانم ، ولی دوشنبه آه ، و ...

     همچنین وی نقشی تاثیر گذار و غیر قابل انکار در احیای قالب قصیده در روز و روزگار ما داشته است که شایسته است در مجالی فراخ تر به آن پرداخته شود .

     اين شاعر درد آشنا و روشن انديش، از فرداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، با اعتقادي راسخ و باوري عميق، در سنگر انديشه، پاسدار ارزش‌هاي اصيل انساني و اسلامي بوده است و با چاپ و انتشار آثار و اشعار رسالت مدار خود، در عرصۀ ادبيات انقلاب اسلامي، حضوري پويا، با نشاط، گسترده و تأثيرگذار داشته است. امروز نيز استوار و ثابت قدم، رهنمود اين راه مقدس و روشن است و به زمزمۀ عاشقي، مشغول:

تا کی دل من چشم به در داشته باشد ؟!

ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد 

آن باد، که آغشته به بوی نفس توست

از کوچه ما، کاش گذر داشته باشد ...

     از «اسفندقه» و سلوک عاشقانه اش گفتيم: از راهش، مرامش، پيشه‌اش، انديشه‌اش و ... اين همه را گفتيم تا بگوييم كم نيستند بزرگاني از اين قبيل و قبيله كه دل به مهر دوست بسته و از دنيا و تعلقاتش گسسته‌اند. در كار دلند، نه كار گِل، عاشق صادقند و نه سالك منافق. راه خود را مي‌روند و كار خود را مي‌كنند. نه تأييدها و تشويق‌ها آنان را مست مي‌كند، نه بي‌مهري‌ها و دشمني‌ها آنان را سُست، چرا كه بندۀ «او»يند و از قيد بندگي غير، آزاد:

فاش مي‌گويم و از گفتۀ خود دلشادم

بندۀ عشقم و از هر دو جهان آزادم

     و امّا قبل از كوتاه كردن سخن، شايسته است كه با سلامي دوباره به اين « شاعر دل شده» ، و به نشانۀ سپاس و عرض ارادت، خاتمۀ اين گفتار را نيز به غزلي زيبا از او مزین كنيم، غزل – مرثیه ای که تقدیم به روح پر فتوح برادر شهیدش «علیرضا امیری اسفندقه » کرده است . اميد آن كه شما نيز كامِ جانتان از حلاوت اين غزل آسمانی، شيرين شود :

چشمان با شکوه تو ، دور از هراس باد

خالی نگاه گرم تو از التماس باد

دیوار ِ خانه - باغ تو ای نبض ِ نو بهار !

سرشار از طراوت گل های یاس باد

عریان مباد قامت نیلوفرانه ات

شولای ِ آفتاب، تنت را لباس باد

در کوچه های قلب تو ای شطِّ با نشاط

غم عابری شکسته دل و ناشناس باد

تاریک می شود دل ِ غربت به دوش ِ من

با من، نگاه روشن ِ تو در تماس باد

 

http://www.farsnews.com/13941005001380

 

رباعی های جدید رضا اسماعیلی به مناسبت هفته وحدت

 
رضا اسماعیلی به مناسبت آغازهفته وحدت رباعی های جدید خود با موضوع وحدت بین مسلمانان را در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است.
 
با لهجه دین، مُفسر وحدت باش

 

 

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ رضا اسماعیلی به مناسبت آغاز هفته وحدت، سالروز میلاد با سعادت پیامبر(ص) و امام جعفر صادق(ع) رباعی های جدید خود با موضوع وحدت بین مسلمانان را در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است.

 

1
ما نام و نشان عشق را می‌دانیم
دستور زبان عشق را می‌دانیم
ما امت «لا اله الا هو»ایم
تفسیر اذان عشق را می‌‌دانیم

2
هم قبله و هم نژاد سلمان هستم
پوینده‌ی راه سبز قرآن هستم
گوینده «لا اله الا الله» ام
من شیعه سُنی‌ام ، مسلمان هستم

3
مُسلم نسبیم و بی‌خدا افتادیم
چون موج پراکنده، ز پا افتادیم
در باطل خویش، بی‌خدایان جمعند
حقیم، ولی ز هم جدا افتادیم !

4
ویران شده‌ایم و خصم در آبادی‌ست
هفتاد و دو ملتیم و او در شادی‌ست
ما جمع پراکنده و دشمن مُشت است
ماییم اسیر و خصم در آزادی ست!

5
ای دل شدگان ! مُرید وحدت باشید
در چشم وطن، امید وحدت باشید
وقتی ز نفاق، باب وحدت بسته ست
چون «روح خدا»، کلید وحدت باشید

6
برخیز و ببین شکوه انسانی را
در سیرت دین، مرام سلمانی را
با لهجه دین، مُفسر وحدت باش
دریاب حقیقت مسلمانی را

7
از مهر بگو، ز دشمنی هجرت کن
از دایره «ما» و «منی» هجرت کن
بر ماذنه‌ها، اذان وحدت سر کن
از وادی شبهه افکنی، هجرت کن

8
من شیعه‌ی عشقم و برادر با تو
در خوردن زخم‌ها، برابر با تو
تکبیر به لب، کنار تو می‌جنگم
در سنگر اعتقاد و باور، با تو

9
اندیشه دیگری ، برادر خوب ست
همدردی و یاوری ، برادر خوب ست
یادت نرود : دو نیمه یک سیبیم
تمرین برادری ، برادر ! خوب ست


10
وقت است دوباره دل به دریا بندیم
ما لشکر قطره ها به هم پیوندیم
دریا بشویم اگر ، به جا می مانیم
بر نسل سراب ، راه را می بندیم

11
چه شیعه ، چه سنی ، من و تو هم دینیم
خوبست به مهر ، پیش هم بنشینیم
فرهادصفت به وصل «او» اندیشیم
گر عاشق و دل سپرده شیرینیم