کنگره طنین بیداری

جایزه ادبی « طاهره صفارزاده » به یک شاعر زن تعلق می‌گیرد

__________________________________________________________________________

به همت دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری و با مشارکت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، کنگره ادبی - علمی دکتر صفارزاده اول آبان ماه در حوزه هنری برگزار می شود .


رضا اسماعیلی در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات فارس خبر از اختصاص جایزه طاهره صفارزاده به یکی از بانوان دست به قلم کشورمان در کنگره بزرگداشت صفارزاده داد و گفت: به همت دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری ، و با مشارکت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  امسال برنامه بزرگداشت دکتر طاهره صفارزاده قرار است به صورت یک کنگره ادبی برگزار شود ، اما انشاالله در سال‌های آینده قرار است این بزرگداشت به صورت جایزه ادبی دکتر صفارزاده در آید و هر سال از یکی از بانوانی که وجوه شخصیتی و کاریش به این بانو نزدیک است، تجلیل و تقدیر شود.

  دبیر کنگره ادبی - علمی دکتر صفارزاده افزود: نحوه انتخاب بانوانی که نامزد دریافت جایزه صفارزاده می‌شوند این است که یا نویسنده یا مترجم یا شاعر یا پژوهشگر باشند و بالاخره در بعدی از ابعاد زندگیشان به طاهره صفارزداده نزدیک باشند.

دبیر کنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده درباره برنامه‌های امسال این کنگره هم اظهار داشت: امسال در بخش شعر این کنگره 3 نفر برگزیده و در بخش مقاله دو نفر برگزیده خواهیم داشت ضمن اینکه به یکی از بانوان صاحب قلم جایزه طاهره صفارزاده را اعطا خواهیم کرد.

اسماعیلی درباره نامزدهای دریافت این جایزه گفت: مرضیه محمدزاده، چیستا یثربی،مژگان عباسلو، وحیده افضلی، پروین سلاجقه، پروانه نجاتی و مریم سقلاطونی نامزدهای دریافت جایزه امسال هستند.

دبیر کنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده همچنین خبر از برگزاری نشست مطبوعاتی برای تشریح برنامه‌های این کنگره در روز شنبه  27 مهرماه ساعت 10:00 دقیقه در حوزه هنری داد .

نشست خبری جشنواره طنین بیداری / شنبه 27 مهر 92

 
 
نشست خبری جشنواره طنین بیداری: برگزاری جایزه ادبی طاهره صفارزاده از سال آینده/ انتقال پیکر صفارزاده به سیرجان
 
نشست خبری اولین جشنواره سراسری طنین بیداری برگزار شد و در آن پیرامون انتقال مقبره زنده یاد صفارزاده به سیرجان از سوی خانواده مواردی مطرح شد.



به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، نشست خبری اولین جشنواره سراسری طنین بیداری بزرگداشت زنده‌یاد طاهره صفارزاده صبح امروز شنبه 27 مهر ماه در سالن شماره 2 اندیشه حوزه هنری با حضور جلال صفارزاده برادر دکتر صفارزاده، رضا اسماعیلی دبیر جشنواره و علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار شد.

* اعلام خانواده زنده یاد صفارزاده برای انتقال پیکر این قرآن پژوه به سیرجان

جلال صفارزاده برادر زنده‌یاد طاهره صفارزاده که تا سالهای پیش مراسم بزرگداشت خواهر را با هزینه شخصی برگزار کرد در این نشست خبری ضمن اشاره به زندگینامه مختصری از این نویسنده، مؤلف، قرآن پژوه و مترجم افزود: به عنوان برادر طاهره آمده‌ام تا بخشی از امور انجام شده در سالهای اخیر را اعلام کنم. ماجرای زندگی ما 4 خواهر و برادر بسیار سخت است بنده آخرین فرزند خانواده بودم پدرم پیش از تولد من و مادرم سه روز پس از تولدم فوت کردند. ما به همراه خواهر و برادرها زندگی پرماجرایی داشتیم با وجود اینکه عمو سرپرستی ما را برعهده گرفته بود، اما نبود پدر و مادر و کمبود حضور آنها را به خوبی احساس می‌کردیم، چرا که هیچ‌کس جای پدر و مادر را برای فرزندان نمی‌گیرد.

به گفته وی، طاهره نزد خواهر بزرگم بزرگ شد و پرورش یافت از همان ابتدا به مردها اعتنایی نمی‌کرد از این رو آقای دکتر وصال نوه وصال معروف استاد ادبیات دانشگاه شیراز بود که بارها از خواهرم خواستگاری کرد ولی طاهره زیر بار نمی‌رفت می‌گفت او ثروتمند است و می‌خواهد ثروتش را به رخ ما بکشد از اینرو قبول نمی‌کرد.

وی در ادامه ضمن اشاره به اینکه یکی از همشهریان ما پزشک بود که در نهایت طاهره با او ازدواج کرد افزود: او یک پزشک بیهوشی بود که پس از چند ماه طاهره متوجه شد او معتاد است و ...، در همین دوران حدود سال 41 در دبیرستان دارالفنون بودم که روزی خبردار شدم طاهره مقابل مدرسه آمده است و عنوان می‌کند که طلاق گرفته است.

جلال صفارزاده با بیان اینکه پس از امور انجام شده طاهره توانست بورس دریافت کند بر این اساس فرزندش را نزد خواهر بزرگترم گذاشت گفت: مدتی بود علیرضا فرزند طاهره نزد خواهر بزرگترم بود اما با تزریق آمپول کزاز از دنیا رفت. علیرضا متولد سال 38 بود ما از طریق شرکت نفت در انگلیس طاهره را خبردار کردیم از آن زمان به بعد طاهره دل به زندگی نمی‌داد زیرا بدشانسی‌ها او را ناراحت کرده بود.

برادر این پژوهشگر ادبی با تأکید بر اینکه برای نویسندگان آسیایی جنوب شرقی آزمونی برگزار شد که طاهره در آن پذیرفته شد و پس از آن از شرکت نفت کناره‌گیری کرد گفت: در همین دوران بود که کتاب شعر «چتر سرخ » را نوشت این اثر در دیوانش سال گذشته منتشر شد، اما طاهره سال 48 به ایران آمد و با سفر به هند و چین مسیر زندگی‌اش تغییر کرد، از سال 50 تغییر مسیر داد و متمرکز به کار مذهبی شد هر چند پیش از انقلاب هم اشعار خوبی در قیاس زندگی اشرافی و ماجراهای خانواده دارد؛ در کل باید گفت در این دوران مسیر زیستنش تغییر کرد آپارتمان کوچکی در میدان کاخ سابق گرفته بود و با همان حقوق روزنامه زندگی می‌گذراند. در همین دوران بود که دکتر وصال مجدد سراغش آمد اما پس از انقلاب سرانجام در سال 61 با وصال ازدواج کرد بسیار متواضع و باسواد بود.

وی به آثار صفارزاده اشاره و عنوان کرد: طاهره با ازدواج به باغ قصرالدشت شیراز رفت پس از چند ماهی ماندن در آنجا نهایتاً به اکباتان آمد زندگی طاهره صفارزاده با وجود تمکن مالی دکتر وصال هیچ تغییری نکرد و مسائل مذهبی سخت پایبند بود.

وی با تأکید بر اینکه میراثی از وصال به دکتر صفارزاده نرسید 100 میلیون که دادگاه شیراز به وی اعطا کرده بود اضافه کرد: وصال درگذشت و میراثی حدود 100 میلیون از سوی دادگاه شیراز به طاهره اعطا شد که نزدیک 4 هزار هکتار زمین در سیرجان به عنوان بنای یک کتابخانه نهاده شد.

برادر این مترجم قرآن به مشکلات دفن زنده‌یاد صفارزاده در امامزاده صالح هم اشاره و ابراز داشت: ابتدا قرار بود در امامزاده صالح پیکر خواهرم تشییع شود اما مسئولان عنوان کردند که باید 80 میلیون تومان بپردازید، ولی ما گفتیم طاهره برای ترجمه قرآن 8 سال از جای خود تکان نخورد، پس توجه به این پژوهشگر لازم است، ما پرداخت این هزینه را نمی‌پذیریم. بعد از این ماجرا جناب مسجدجامعی تدارکی دیدند تا وی در ابن‌بابویه دفن شود، اما در مراسم تشییع دکتر الهام سخنگوی دولت دهم اعلام کرد که می‌توانیم خانم صفارزاده را در امامزاده صالح تدفین کنیم که سرانجام این موضوع محقق شد، هرچند که در تهران سال گذشته دوباره مرا خواستند که باید برای محل دفن خواهرت پولی بدهی که من نپذیرفتم، اما اگر زنده باشم و توانی باشد دوست دارم به سیرجان زادگاهش و کنار پدر و مادر خود بازگشته و مقبره‌اش منتقل شود. البته سال گذشته با کمک آقای دعایی، دستور وزیر وقت دولت دهم را برای کمک در ساخت آن گرفتیم، اگر چنین شود مقبره منتقل می‌شود.

* اسماعیلی: از سال آینده جایزه ادبی دکتر صفارزاده را برپا می‌کنیم

در ادامه این مراسم، رضا اسماعیلی دبیر جشنواره ضمن اشاره به اینکه در آستانه ششمین سالگرد طاهره صفارزاده هستیم، عنوان کرد: تا سال‌های پیش مراسم بزرگداشت با هزینه شخصی برادر این مؤلف برگزار می‌شد، اما دیدیم به شخصیت زنده‌یاد صفارزاده جفا می‌شود، چرا که چهره جهانی و علمی است و کوتاهی در این راستا مشهود بود، اما سال گذشته در یکی از سالنهای حوزه هنری مراسمی برگزار شد و امسال با مشارکت مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این مراسم روز اول آبان در حوزه هنری برگزار خواهد شد و از سال آینده جایزه ادبی دکتر صفارزاده را برپا می‌کنیم.

اسماعیلی از روند برگزاری جشنواره و وصول آثار گزارشی ارائه کرد و افزود: پس از انتشار فراخوان طی یک ما شاهد استقبال از جشنواره بودیم در این زمان 500 قطعه شعر از شاعران جوان، پیشکسوت و شهرستانی و 25 عنوان مقاله و پایان‌نامه واصل شد این آثار به قلم افرادی تحریر شده بود که در حوزه علمی و ادبی صفارزاده کار کرده و آثار ارزنده‌ای ارائه کرده بودند. با وجود این استقبال مراسم روز چهارشنبه اول آبان از ساعت 15:30 تا 17:30در تالار سوره حوزه هنری برگزار و به برگزیدگان بخش‌های مختلف شعر، مقاله و پایان‌نامه علاوه بر اهدای تندیس جشنواره و لوح تقدیر به نحو شایسته تجلیل به عمل خواهد آمد.

وی افزود: در حوزه شعر از 3 شاعر، در حوزه مقاله به 2 مؤلف و در حوزه پایان‌نامه از 2 پایان‌نامه تجلیل خواهد شد و در سالهای آینده این کنگره به عنوان جایزه ادبی طاهره صفارزاده برگزار می‌شود.

اسماعیلی ادامه داد: داوری‌ها در حال انجام است، در این مراسم قرار است از میان 190 شاعر بانو که توسط تیمی از داوران و با بررسی معیارهای فراوان و پس از چندین جلسه کار کارشناسی مشخص شده‌اند ابتدا 12 شاعر و در نهایت 6 شاعر به عنوان نامزد دریافت جایزه ادبی طاهره صفارزاده معرفی شدند، که با نظر کارشناسی در نهایت یک بانوی فرهیخته به عنوان برگزیده جایزه ادبی طاهره صفارزاده معرفی می‌شود.

اسامی نامزدهای دریافت جایزه ادبی دکتر طاهره صفارزاده عبارتند از :  مرضیه محمدزاده، چیستا یثربی، پروین سلاجقه، مژگان عباسلو، مریم سقلاطونی، وحیده افضلی .


وی در مورد داوری‌ها هم گفت: در بخش شعر علی‌محمد مؤدب، مصطفی علیپور و علی داودی مدیر دفتر شعر حوزه هنری مسئولیت داوری را بر عهده داشتند و در بخش مقالات و پایان‌نامه از دوستانی که در دفتر شعر حوزه فعالند استفاده کردیم.

* قزوه: طاهره صفارزاده شجاع و در شعر اعتراض انقلاب پرچمدار است

در این مراسم، علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری با اشاره به برنامه‌های این مرکز برای شاعران که دو برنامه از آن برای شهریار و سهراب برگزار شده و برنامه‌های دیگر در دست است، توضیح داد: با توجه به برگزاری بزرگداشت سپهری و استاد شهریار و حضور خانواده این شاعران، امروز در خدمت خانواده طاهره صفارزاده برای برگزاری جشنواره سراسری طنین بیداری هستیم.

وی با اشاره به اینکه، در زمان حیات صفارزاده طبق خواسته او جایزه‌ای با این عنوان برگزار نشد، گفت: من زمانی که سید حسن حسینی و قیصر امین پور در قید حیات بودند، پیشنهاد برگزاری جایزه ادبی برای آنها را دادم و در چندین دوره برگزاری آنها، جایزه برگزیدگان با امضای این بزرگواران اهدا می شد و این به عنوان سندی که ما در دوره حیات این افراد جایزه ادبی انها را برگزار کرده ایم، مانده است. برای خانم صفارزاده هم چند بار در طول حیات او، این پیشنهاد داده شد اما وی نپذیرفت. اما در آن زمان هم امکان برگزاری بود، او شجاع و در شعر اعتراض انقلاب پرچمدار بود. سلمان هراتی، محمدرضا عبدالملکیان، مؤدب و ... معلم خود را زنده‌یاد صفارزاده می‌دانستند. او به عنوان چهره‌ای که نوآور در شعر بود شناخته می‌شد و در کنار آن حق مسلمانی و اسلام را مدنظر داشت.

وی ادامه داد: صفارزاده یک دین‌مدار بود بدین سبب بهای سختی‌های بسیاری را پرداخت کرد. صفارزاده با تفکر، صبر و زبان شعری دست کم چیزی در حد فروغ فرخزاد بود اگر چه در اندیشه و تفکر بالاتر بود اما جامعه روشنفکری دنبال این نبود که زنی که پایبند به اندیشه مسلمانی است او را بزرگ کند. صفارزاده به عنوان چهره زن دانشمند جهان اسلام معرفی شد در شکل‌گیری حوزه هنری نقش مهمی داشت، این تفکر را داشت که باید پایگاه اندیشه و هنر در حوزه انقلاب شکل گیرد او در نخستین جلسات شعر که در حوزه برگزار می‌شد سهیم بود.

وی به دو دفتر دیدار صبح و بیعت با بیداری اشاره و افزود: این دفترها به انقلاب، امام و مسلمانی پرداخته‌اند اینها نخستین دفترهایی هستند که در این فضا شکل گرفت، البته در فضای پیش از انقلاب سید علی موسوی گرمارودی از دیگر افراد است.

وی به تسلط صفارزاده به عربی و انگلیسی اشاره و آن را یک شاخصه معرفی کرد و گفت: کتابهای او در دانشگاه‌ها تحصیل شد و اشعاری به انگلیسی بسیار محکم و درست بود، او یک معلم بود و شاعرانی چون من و مؤدب بسیار نزد او می‌رفتیم و در فضای شعر اعتراض مسلمانی صفارزاده معلم و پیشکسوت بود.

وی در پایان به نقل خاطره‌ای از زنده‌یاد صفارزاده مترجم، شاعر، قرآن‌پژوه پرداخت و گفت: او از استادان بی‌ادعا بود و هیچ هدیه‌ای نمی‌گرفت 11 سپتامبر که اتفاق افتاد فرهنگسرای ارسباران شب شعر ضد سلطه و آمریکا را برگزار کرد. زنده‌یاد صفارزاده شعرش را خواند من هم شعر سپید بلند خواندم بعد از برنامه به من گفت این شعر را برایم بفرست تا ترجمه کنم اما من پشت گوش انداختم چند روز بعد زنگ زد و گفتم شعر دیگری می‌خواهم بخوانم که با ناراحتی گفت مگر نگفتم شعرت را بفرست، شعر را برایش فرستادم چند روز بعد زنگ زد که از اذان صبح تا اذان ظهر مشغول ترجمه بودم گفت برایت می‌فرستم، برای سایت‌های خارجی بفرست؛ ترجمه زنده‌یاد صفارزاده برگزیده شعر ماه شد.

اختتامیه جشنواره سراسری « طنین بیداری» ساعت 15:30 روز چهارشنبه ، اول آبان ماه در سالن « سوره » حوزه هنری برگزار می‌شود.

مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت طاهره صفارزاده، شاعر، قرآن‌پژوه، مترجم و پژوهشگر ادبی، جشنواره «طنین بیداری» را در سه بخش شعر، مقاله و پایان‌نامه برگزار می‌کند.



نشست خبری جشنواره طنین بیداری برگزار شد

رضا اسماعیلی : 500 قطعه شعر به دبیرخانه كنگره رسید

 " بانوی برگزیده " در اختتامیه جشنواره معرفی می شود

 

 

دبیر جشنواره "طنین بیداری" در نشست خبری این جشنواره گفت: در اختتامیه جشنواره "بانوی برگزیده" انتخاب می شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری رضا اسماعیلی دبیر جشنواره "طنین بیداری" با بیان این كه سال های پیش به همت برادر طاهره صفارزاده برگزار می شد، عنوان كرد: دیدیم واقعا ظلم است كه این بزرگداشت با هزینه شخصی برادر صفارزاده برگزار شود و به همین دلیل هم سال گذشته به قزوه گفتم تا با مومنی صحبت كند و بزرگداشت صفارزاده در حوزه هنری برگزار شود.


وی ادامه داد: امسال نیز جشنواره "طنین بیداری" توسط حوزه هنری و كانون پرورش فكری كودك و نوجوان در حوزه هنری برگزار می شود و انشاالله از سال آینده این جشنواره به جایزه ادبی طاهره صفارزاده تبدیل می شود.
اسماعیلی با بیان این كه تا به حال 500 قطعه شعر به دبیرخانه كنگره رسیده است، گفت: همچنین 25 عنوان مقاله و پایان نامه به دبیرخانه ارسال شده است. در حوزه شعر بر اساس نظر داوران 3 اثر برگزیده خواهیم داشت و از 2 شاعر هم تقدیر خواهد شد. و در حوزه پایان نامه نیز از 2اثر تقدیر به عمل خواهد آمد.


دبیر جشنواره طنین بیداری عنوان كرد: در این دوره جشنواره همچنین تقدیر از بانوانی را داریم كه در زمینه اشعار و زندگی طاهره صفارزاده پژوهش های علمی داشته اندو به عنوان "بانوی برگزیده" مورد تقدیر و تجلیل قرار می گیرند.


وی تصریح كرد: هیات داوران اسامی بیش از 190 بانوی پژوهشگر را بررسی كرده است كه این تعداد به 12 نفر رسیده اند و از این تعداد نیز در حال حاضر 6 نفر انتخاب شده اند كه در مرحله نهایی داوری قرار دارند. چیستا یثربی، پروین سلاجقه، مژگان عباسلو، مریم سقلاطون و وحیده افسری 6 برگزیده ای هستند كه به مرحله پایانی داوری "بانوی برگزیده" راه یافته اند.


  وی گفت: علی محمد مودب، مصطفی علی پور و علی داودی نیز داوران بخش شعر این جشنواره بوده اندو در بخش مقالات و پایان نامه ها هم از همكاران دفتر شعر حوزه هنری استفاده شده است.

پایگاه خبری حوزه هنری - شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲
 
 
 

 

رونمایی کتاب خلیل عمرانی در خبرگزاری فارس

زندگی خلیل عمرانی زیر خیمه امام حسین(ع) بود

مصطفی محدثی خراسانی گفت: عمرانی بخش عمده‌ای از شعرش به همراه بخش عمده زندگی‌اش را صرف امام حسین(ع) ‌کرد به گونه‌ای که زندگی‌اش زیر خیمه امام حسین(ع) ‌بود و خانه‌اش حسینیه شعر.


خبرگزاری فارس: زندگی خلیل عمرانی زیر خیمه امام حسین(ع) بود
-------------------------------


به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، مراسم رونمایی از کتاب «به ساعت گل‌سرخ» مجموعه اشعار خلیل عمرانی عصر امروز در خبرگزاری فارس با حضور شاعران مطرح کشور چون رضا اسماعیلی، مصطفی محدثی خراسانی، منوچهر و مصطفی علیپور، علی داوودی و فرزند این شاعر مرحوم برگزار شد.

در این مراسم رضا اسماعیلی درباره خلیل عمرانی گفت:‌ خلیل عمرانی از نصرالله مردانی بسیار به نیکی یاد می‌کرد و ارادت عجیبی به این شاعر درگذشته داشت و خودش را شاگرد این شاعر می‌دانست و این ارادت بسیار زیاد بود.



این شاعر همچنین درباره کتاب «به ساعت گل‌سرخ» گفت:‌ این مجموعه بخش عمده‌اش غزل است و نشان می‌دهد که بیشترین تعلق خاطر خلیل عمرانی به غزل بوده و اکثر شاعران انقلاب به غزل رویکرد قابل توجهی داشته‌اند و این نشان می‌دهد که غزل محمل مناسبی برای بیان مطالب به خصوص مطالب سیاسی و اجتماعی و حماسی است.

مصطفی محدثی خراسانی دیگر شاعر پیشکسوت در این برنامه، خلیل عمرانی را شخصیتی خواند که شعر و شخصیتش خیلی به هم نزدیک بود و گفت: بسیاری از بیتابی‌ها و آشفتگی‌های خلیل در زندگی‌اش تجلی داشت و او بخش زیادی از توانش را صرف پرورش نسل جوانی از شعرا کرد.

وی افزود: او بخش عمده‌ای از شعرش را به همراه بخش عمده زندگی‌اش را صرف امام حسین(ع) ‌کرد به گونه‌ای که زندگی‌اش زیر خیمه امام حسین(ع) ‌بود و خانه‌اش حسینیه شعر.

سخنران دیگر این مراسم منوچهر علیپور بود که با اشاره به آئینی‌ بودن اشعار خلیل عمرانی و شناخته شدن او با اینگونه اشعارش گفت: همه ما عمرانی را شاعر آئینی می‌دانیم که آئینی بودن و انقلاب بودن او در کنار هم قرار می‌گیرد. البته من مطالعه عمیقی بر روی اشعار عمرانی داشته‌ام و به نظر من اولین مسئله‌ای که در شعر عمرانی تجلی پیدا می‌کند عشق است. او حتی در شعرهای آئینی‌اش هم یک شاعری عاشق است.

وی افزود: او در اشعارش به کرات به مسئله مهر و مهربانی اشاره کرده و بحث مهر و مهربانی در کنار پشتوانه‌های دینی و مذهبی او بسامد زیادی در اشعارش دارد.

مصطفی علیپور نیز دیگر سخنران این برنامه بود و وی با اشاره به سخنی از آلبرت کامو با این مضمون که هنر اعتراف هنرمند است، عمرانی را یکی از بارزترین مصادیق این جمله دانست که با سادگی و صداقت تمام در اشعارش،  شخصیت واقعی خود را نشان داده است و در شعر او ریا و دورویی راهی نداشته است و شعر او بی‌نقاب بود و آئینه‌ای از شخصیت واقعی این شاعر.

علی داوودی نیز آخرین سخنران این برنامه بود که او خود را نماینده‌ای از خیل عظیم شعرا دانست که با خلیل عمرانی آشنا نیستند اما ابراز امیدواری کرد که چون شاعران دیگری که بعد از مدتی از غربت درآمده‌اند، خلیل عمرانی نیز از غربت درآید و در بین شاعران و مردم بیشتر از پیش شناخته شود.

در پایان این مراسم کتاب «به ساعت گل‌سرخ» با حضور شاعران حاضر در این برنامه رونمایی شد.

مشروح این نشست به زودی در خبرگزاری فارس منتشر می‌شود.


خبرگزاری فارس - یکشنبه 21 مهر 1392

سرویس فرهنگی ( کتاب و ادبیات )


به بهانه بزرگداشت عباس باقری

 

رضا اسماعیلی: باقری معلم شعر انقلاب است

او اصالت خودش را در شعر حفظ کرده است. در ذهن و زبان آقای باقری اثر انگشت بومی و اقلیمی دیده می‌شود، یعنی هم لهجه و هم اصطلاحات و ترکیبات محلی در شعرهایش یافت می‌شود.

خبرگزاری فارس: رضا اسماعیلی: باقری معلم شعر انقلاب است

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ رضا اسماعیلی، اولین چهره‌ای بود که در سلسله برنامه‌های «شب شاعر» از وی تجلیل شد. او که امروز هم در شعر و هم در نقد به عنوان چهره‌ای قابل توجه در عرصه شعر انقلاب به حساب می‌آید، حرف‌های زیادی راجع به «عباس باقری» دارد که قرار است در ششمین برنامه شب شاعر، به او بپردازند. اسماعیلی، عباس باقری را در دو حوزه‌ شعر و مدیریت فرهنگی چهره‌ای ستودنی و عدم مهاجرت باقری از سیستان و بلوچستان به پایتخت را نشان از ایثار و گذشت او می‌داند.

شنیدن حرف‌های ادبی و فرهنگی رضا اسماعیلی در مورد «عباس باقری» ما را با یکی از مشاهیر ایران زمین آشنا خواهد کرد.

_ شروع آشنایی شما با آقای «باقری» کجا بود؟

خوشحالم که قرار است راجع به شاعر خوب و نام‌آور انقلاب آقای «عباس باقری» صحبتی ‌شود، شخصیت‌ این بزرگواران و سلوک ادبی ایشان ثبت و ضبط شود تا ان‌شاءالله برای نسل آینده بتوانیم الگوهای مناسبی را معرفی می‌کنیم. با آقای باقری و همچنین آثار ایشان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آشنا شدم. در آن سال‌ها مطبوعات، بستر خوبی برای چاپ آثار شاعران انقلاب بودند. در مجلاتی که اوایل انقلاب منتشر می‌شد، آثار ایشان را در آن مجلات که اوایل انقلاب منتشر می‌شد، مشاهده می‌کردم. چون آقای باقری ساکن زابل بود کمتر به تهران می‌آمد و بیشتر از طریق مطبوعات می‌توانستیم آثار همدیگر را بخوانیم. دوستانی که در تهران بودند امکان تماس و حشر و نشر با آن‌ها بیشتر بود ولی دوستانی که در شهرستان‌ها و استان‌ها تشریف داشتند این‌گونه نبود، مگر زمان برپایی کنگر‌ه‌های شعر دفاع مقدس (جنگ) که این فرصت دست می‌داد و ما با این عزیزان از نزدیک آشنا می‌شدیم و گپ و گفتی داشتیم و دوستی‌ها استمرار پیدا می‌کرد. من از طریق نشریات ادبی انقلابی، آثار آقای باقری را مطالعه می‌کردم.

* معلم شعر انقلاب

- بیشتر در چه نشریه‌هایی آثار ایشان منعکس می‌شد؟

مجلاتی مثل «جوانان»، «اطلاعات هفتگی»‌ و هر از گاهی نشریه سوره حوزه هنری تبلیغات اسلامی کارهای ایشان را چاپ می‌کردند. بعضی از غزل‌های آقای باقری را در «جنگ‌های سوره» می‌دیدم. در روزنامه‌هایی مثل «جمهوری اسلامی» و «اطلاعات» و «کیهان» به صورت پراکنده چاپ می‌شد و در دهه اول انقلاب در این نشریات آثار ایشان را می‌دیدم. بیشتر شاعران توجه زیادی به قالب‌های کلاسیک داشتند و اول انقلاب هم بیشتر غزل می‌گفتند و گاهی اوقات رباعی از ایشان می‌دیدم و بعد هرچه به جلوتر رفت تعلق آقای باقری به قالب نیمایی و سپید بیشتر شد و در سال‌های اخیر هم بیشتر قالب سپید را انتخاب کرد. ایشان نشان داده است که به این قالب علاقه‌مند است و دوست دارد که آثارش را در این قالب ارائه دهد. در کنگره‌هائی که با محوریت شعر دفاع مقدس برگزار می‌شد سالانه ایشان را می‌دیدیم و در ده سال اخیر ارتباط من با ایشان خیلی بیشتر شد، و دلیل دیگر این که آقای باقری یکی از دوستان آقای اسرافیلی است و من هم به آقای اسرافیلی ارادت فراوان دارم و کنگره‌هایی که آقای باقری در استان سیستان و بلوچستان برگزار می‌کردند، با بزرگواری ما را دعوت می‌کردند. همچنین گاهی اوقات آقای باقری به خاطر حضور در انتخابات انجمن قلم ایران شرکت می‌کردند و همین طور ارتباط ما با هم بیشتر و بیشتر شد. وقتی که شناخت بیشتری نسبت به استاد باقری پیدا کردم، متوجه شدم که ایشان یکی از چهره‌های بسیار فروتن است و اگر بخواهیم عنوانی را برای آقای باقری انتخاب کنیم باید به او عنوان «معلم شعر انقلاب»‌ را اختصای دهیم. ایشان به جهت سلوک اخلاقی‌ای که دارد واقعا زیبنده این لقب هستند.

* باقری دغدغه بسیاری دارد که شاگردان خودش را معرفی کند

- شما چه ویژگی‌ای در سلوک اخلاقی آقای باقری مشاهده کردید که از او به عنوان «معلم شعر» یاد می‌کنید؟

اگر من بخواهم از برجستگی‌های اخلاقی آقای باقری صحبت کنم باید به فروتنی و تواضع ایشان اشاره کنم. من هیچ موقع ندیدم که ایشان در جایی از خودش حرفی بزند یا حتی از جوایزی که کسب کرده است و یا حتی کتاب‌هائی که چاپ کرده است به هیچ عنوان در مجامع ادبی اسمی از خودش نمی‌آورد. ولی در عین حال دغدغه بسیاری دارد که شاگردان خودش را معرفی کند. دوست دارد این شاگردان را به سراسر ایران معرفی کند. یادم هست سه چهار سال پیش بود که در یک مجموعه بسیار ارزنده اشعار شاعران جوان سیستان و بلوچستان را گردآوری می‌کرد و با هماهنگی‌هایی که با نهادهای فرهنگی انجام داده بود و این مجموعه تا چاپ شد یک بسته فرهنگی هم از این مجموعه به من هدیه داد که مجموعه نفیسی است.

- آقای اسماعیلی! به فعالیت‌های سیستان شناسی ایشان اشاره‌ای داشتید.

بله، ایشان در حوزه سیستان‌شناسی دانشگاه زابل فعالیت می‌کنند و کارمند رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند. چون در بخش سیستان‌شناسی مشغول هستند، کنگره‌ای با عنوان سیستان‌شناسی برگزار می‌کردند. در کنگره مفاخر سیستان و بلوچستان را دعوت می‌کردند و هر ساله دوستان شاعر را به این کنگره دعوت می‌کردند و آن ها به این استان می‌رفتند و شاعران اشعارشان را با مضامین مفاخر استان سیستان قرائت می‌کردند و مقالاتی هم ارائه می‌شد. گزیده اشعار و مقالات هم چاپ شده است.

آقای باقری خیلی دغدغه دارد که میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان را حفظ کند، در ذهن شاعران کشور هم این دغدغه را ایجاد می‌کرد که به سیستان بروند و اطلاعاتی راجع به آن جا پیدا کنند و در مورد مشاهیر آن استان در قالب شعر، داستان و مقاله، کارهایی را عرضه کنند که آن زمان حرکت بسیار ارزنده‌ای بود. در سال‌های اخیر هم این حرکت انجام می‌شد ولی به خاطر کمبود بودجه فرهنگی متاسفانه انجام نشد.

* آثار باقری تشخص زبانی دارد

- یک نکته‌ای که راجع به «عباس باقری» مدنظر هست، این است که دوری ایشان از پایتخت باعث شده که ایشان کمتر معرفی بشود و حقیقتا دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی هم در معرفی این شخصیت کم‌نظیر کم کاری کرده‌اند. حقیقتا ایشان خودش را ایثار کرده است و حتی خودش دوست ندارد از سیستان و بلوچستان و زابل دل بکند و فکر می‌کنم حدود پنج دهه است که در آن جا به فعالیت‌های فرهنگی و ادبی می‌پردازد.

برای آقای باقری بارها و بارها پیش آمده است که دوستان به ایشان پیشنهاد کرده‌اند که پایتخت نشین شود و می‌دانید که اگر شاعری به تهران بیاید می‌تواند به صورت جهشی رشد پیدا کند. البته با توانمندی‌های ادبی و اجرائی که استاد باقری دارد جزء افراد نادر است. در حوزه ادبی به شهادت آثاری که در حوزه شعر سپید خلق کرده است، در این شعر صاحب هویت زبانی و استقلال زبانی است. شما وقتی آثار سپید ایشان را می‌خوانید این آثار تشخص دارند، می‌توانید تشخیص بدهید که این اثر به ایشان تعلق دارد و می‌توان گفت آثار ایشان تشخص زبانی دارد. یا در حوزه اجرایی در سمت‌هائی که تاکنون انجام وظیفه کرده -مثل رئیس فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان- به عنوان رئیس فرهنگ و ارشاد اسلامی زابل هم بوده‌اند.

- البته در حال حاضر هم در این جایگاه مشغول فعالیت هستند.

در حوزه مدیریتی و اجرایی کارنامه پرباری از خود دارد. به طور طبیعی نهادهای فرهنگی برای شکار چنین چهره‌ای با هم رقابت می‌کنند. خیلی از شاعرانی که چنین پشتوانه‌هایی نداشتند، پیشرفت کردند، ولی باقری می‌خواهد به فرهنگش خدمت کند و خودش را وقف منطقه خودش کرده است. ایثار آقای باقری باعث شده که در سیستان و بلوچستان در حوزه فرهنگ فعالیت کند و بیش از چهل سال است که با همه محدودیت‌ها دست و پنجه نرم کرده و صابون محرومیت‌ها را به تن مالیده است. این گونه توانسته زمینه شد و تعالی شاعران جوان را فراهم کند و این جوانان را زیر پر و بال خودش بگیرد.

آقای باقری حضور پررنگی هم در جلسات شعر استان داشته است. هرگاه دیده که شاعر و یا نویسنده‌ای در عرصه ادبیات فرد مستعدی است، دست او را گرفته و آثار او را چاپ کرده است. خودم امروز شاهد هستم که این نسل به نیکی از آقای باقری یاد می‌کنند و می‌گویند اگر آقای باقری در استان نبود ما ناشناخته باقی می‌ماندیم.

* کمتر فردی می‌تواند از وسوسه پایتخت‌نشینی خود را حفظ کند 

این نکته را هم بگویم که خیلی از دوستان هستند که امروز به وی پیشنهاد می‌دهند زمینه حضورش را در تهران فراهم کنند، باز هم ایشان با اکراه و بی‌میلی به این موضوع نگاه می‌کنند. و این جای دست‌مریزاد گفتن به ایشان را دارد. چون کمتر فردی می‌تواند از وسوسه پایتخت‌نشینی خود را حفظ کند.

- اگر بخواهیم راجع به شعر آقای باقری بحث کنیم، شما چه شاخصه‌هایی را برای شعر ایشان برمی‌شمرید؟

ایشان در حوزه شعر سپید چند دوره را پشت سر گذاشته و یک سیر تکوینی و تکاملی داشته است. برای مثال در اوایل انقلاب که به شعر کلاسیک توجه می‌شده، ایشان هم در آن فضا سعی کرده بود کارهای کلاسیکش را ارائه کند،‌ ولی در دهه دوم انقلاب به قالب‌های نیمایی و سپید توجه داشت. آن زمان در شعرهایش زبان آرکائیک وجود داشت و به نوعی تحت تأثیر «اخوان ثالث» بود. ولی در دهه سوم انقلاب با توجه به این موضوع احساس می‌کرد باید به زبانی صحبت کند که مردم برایشان قابل فهم باشد و به روز باشد و شعر به مردم نزدیک‌تر باشد. زبانش روان‌تر و ساده‌تر و مردمی‌تر شده بود. و در دهه سوم انقلاب به زبان روایی و رسمی روی آورد. یعنی وقتی شما کتاب «روزی، کبوتری» ایشان را مشاهده می‌کنید، سپید سروده‌های کوتاه آقای باقری است و زبانی به لحن محاوره و امروزی دارد و زبانی از جنس مردم کوچه و بازار را دارد. در ظاهر زبان ایشان هیچ‌گونه پیچیدگی و غموضی را نمی‌بینید و در عین حال با توانمندی توانسته مضامین را با چینش هنرمندانه به تصویر بکشد. یعنی هرچه به این سال‌ها نزدیک‌تر شده، زبانش مردمی‌تر و ساده‌تر شده است و این نشان‌دهنده این است که آقای باقری شعرش مردمی‌تر و ساده‌تر شده است. شعرش از کلاسیک شروع می‌شود و بعد به زبان آرکائیک (باستان‌گرایی) و زبان ساختارمند اخوان ادامه پیدا می‌‌کند و در دهه سوم انقلاب به یک زبان مردمی، و امروز هم در این مرحله متوقف نمانده است و دنبال نگاه‌های جدید در حوزه ادبی است. او سعی می‌کند خودش را با شرایط زمانی و مکانی انطباق بدهد و یک حرکت رو به جلو داشته باشد و هیچ موقع خودش را محدود نکرده و متوقف نمانده است. همیشه در حال کسب تجربه است.

* اثر انگشت بومی و اقلیمی در شعر باقری

- ما گاهی اوقات که شعرهای آقای باقری را مطالعه می‌کنیم به ویژگی‌های اقلیمی سیستان و بلوچستان نیز پی می‌بریم.

بله، این ویژگی اقلیمی در شعرهای آقای باقری دیده می‌شود و نگاه مثبت و سازنده‌ای است که ایشان در شعرش یافت می‌شود و اصالت خودش را در شعر حفظ کرده است. در ذهن و زبان آقای باقری اثر انگشت بومی و اقلیمی دیده می‌شود، یعنی هم لهجه و اصطلاحات و ترکیبات محلی در شعرهایش یافت می‌شود.

 

 خبرگزاری فارس - یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲

گروه فرهنگی - حوزه ادبیات انقلاب اسلامی

 

مصاحبه

سماعيلی:
تمام غزل‌های حافظ محصول شهود و اشراق معنوی و آسمانی است

گروه ادب: يك مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران با بيان اينكه حافظ تنها شاعری است كه شعرش الهام‌گونه و آسمانی است، بيان كرد: تمام غزل‌های حافظ محصول شهود و اشراق معنوی و آسمانی است.

رضا اسماعيلی، شاعر و مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران

رضا اسماعيلی، شاعر و مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، با بيان اينكه از زندگی حافظ اطلاعات زيادی باقی نمانده است، گفت: حافظ از شخصيت‌هايی است كه اطلاعات زيادی درباره تاريخ حيات، تولد و اشعارش كه بسياری منسوب به حافظ است و حافظ‌پژوهان مشكوك هستند كه اين اشعار منسوب به حافظ هست يا نه، وجود ندارد.

وی افزود: علت اين است كه وقتی يك چهره بزرگ متولد می‌شود و در بين ما زندگی می‌كنند، به خاطر صلابت و عظمتی كه آن فرد دارد خيلی‌ها سعی می‌كنند خود را به نوعی به آن شخصيت ادبی نزديك كنند و بگويند كه ما هم با او نسبتی داريم. در زمان حافظ هم بسياری از بزرگان ادبی بودند كه اسم مستعارشان حافظ بوده است. اين افراد شعرشان را به اسم حافظ چاپ می‌كردند؛ چرا كه اين امر افتخار بزرگی برای آنها بوده است.

تقليد باعث شد كه كپی‌های درجه دوم و سوم را به حافظ نسبت دهند

اسماعيلی ادامه داد: همچنين برخی سعی می‌كردند به سبك و سياق حافظ شعر بگويند؛ از اين رو تقليد باعث شد كه كپی‌های درجه دوم و سوم را به حافظ نسبت دهند و اين موضوع برای كسانی كه هم نسل حافظ بودند، قابل تشخيص بوده است كه مثلاً از بين اين غزل‌ها كدام را حافظ سروده و كدام تقلبی بوده و اصل نيست.

اين شاعر در ادامه اظهار كرد: با گذشت زمان، اين كارها چاپ و با هم مختلط شدند و برخی از كپی‌ها نيز در اثر گذشت زمان و از سوی ديگر سهل‌انگاری به ديوان حافظ راه پيدا كرد؛ از اين رو ديوان حافظی كه امروز وجود دارد، البته آنها كه مصحح معتبر دارد مثل علامه قزوينی، قابل استناد است.

اسماعيلی گفت: نسخه‌هايی از ديوان حافظ وجود دارد كه با تساهل و تسامح چاپ شده است و مردم هر ديوانی كه به نام حافظ چاپ می‌شد را می‌خريدند و افراد فرصت‌طلب هم از اين نمد برای خود كلاه می‌بافتند و از ديوان حافظ برای خود چاپ‌های متعدد می‌زدند و اشعار دست دوم و سوم را به غزليات حافظ وارد می‌كردند كه اين امر سبب شد در اثر گذشت زمان، اشعاری كه اصالت دارد در كنار اشعار دست دوم و سوم كه متعلق به حافظ نيست، مخلوط شود و به همين خاطر است كه حافظ، امروز چهره اسطوره‌ای برای مردم پيدا كرده است.

حافظ‌پژوهان اتفاق نظر دارند كه حافظ درد دين داشت

اين نويسنده افزود: همين اشعار بی‌اصالت سبب شده تا وقتی مردم به حافظ فكر می‌كنند و وقتی می‌خواهند او را در ذهن خود مجسم كنند، چهره وی در اسطوره و افسانه پيچيده شود و در ذهن آنها به صورت تصويرهايی كه در ديوان‌های حافظ كشيده شده است تداعی ‌كند؛ چرا كه عكسی از حافظ در دست نداريم.

وی با اشاره به دغدغه‌های حافظ گفت: درباره حافظ آنچه كه يقينی است و همه حافظ‌پژوهان و حافظ‌شناسان اتفاق نظر دارند اين است كه حافظ درد دين داشته و با توجه به اينكه در زمان حمله مغول به ايران كه ميراث ملی را به تاراج بردند، حافظ از جمله شاعرانی بوده است كه با قلندری و رندی، اعتراضات خود و غارت سرمايه‌های ملی و فرهنگی ايران، تحريف‌ها و خرافاتی كه دين به آنها دچار شده بود را در شعرش به تصوير كشيد.

اسماعيلی با بيان اينكه بيشتر غزل‌های محكم حافظ مربوط به دغدغه‌های دينی وی است، تصريح كرد: در تمام غزل‌هايی كه می‌بينيد پرخاشگرانه هستند و به نقد دين پرداخته شده است، غزل‌های محكمی هستند كه اغلب حافظ‌پژوهان معتقدند اين اشعار را حافظ سروده است.

قرآن در وجود حافظ حلول كرده بود

وی ادامه داد: حافظ از جمله كسانی است كه به تحريفات و خرافات عكس‌العمل نشان داده و با زيركی و هوشمندی تمام، حاكمان وقت را نقد كرده است، اما چنان زيركانه اين كار را انجام داده كه حتی حاكمان عصر حافظ متوجه نشدند حافظ چه گفته و چه نقدی به آنها وارد كرده است. شعرهايش شعرهايی بوده كه با ابهام و ايهام شاعرانه همراه و به نوعی دوپهلو بوده است.

اسماعيلی گفت: حافظ به شيراز علاقه بسيار داشته است و در تمام طول عمر هم از شيراز دل نكنده و تنها يك بار كه قصد سفر می‌كند، سفر را ناتمام رها كرده و باز می‌گردد. اين دلبستگی و شيفتگی در اشعار حافظ قابل مشاهده است. عليرغم اينكه سعدی جهانگرد بوده و در اشعارش از تجربيات سفرش گفته است، ولی حافظ نوعی سير و سلوك و اشراق شاعرانه داشته و در خلوت دری از شهود روی او باز می‌شده و حرف‌های ناگفته را در قالب غزليات به تصوير كشيده است.

وی با بيان اينكه حافظ تنها شاعری است كه شعرش الهام‌گونه و آسمانی است، بيان كرد: تمام غزل‌های حافظ محصول شهود و اشراق معنوی و آسمانی است. انگار كه حافظ جسمش در دنيا و روحش در آسمان بوده است. اما سعدی عقلانيت شاعرانه داشته و شعرهايش تلفيقی از عقل و كوشش و جوشش شاعرانه است. در اشعار حافظ اين جوشش وجود دارد، ولی نه از جنس جوشش موجود در اشعار سعدی. يعنی حافظ بر اثر شهود عرفانی و اشراق معنوی شعر می‌گفت و بعد شعرهايش را صيقل می‌داد.

اسماعيلی يادآور شد: حافظ قله غزل عاشقانه عارفانه است. عشق مجازی در حاشيه اشعار حافظ است و عشق الهی و عرفانی در متن اشعار ديده می‌شود. حافظ را به عنوان عارف كامل و عالم معنوی می‌شناسيم؛ چرا كه از زندگی حافظ چندان اطلاعاتی در دست نبوده و موثق و مستند نيست.

شعرهای حافظ نوعی صله و ارمغان بهشتی است

اين شاعر با بيان اينكه حافظ در بسياری از غزل‌ها از قرآن گفته و حافظ قرآن بوده است، گفت: نه اينكه تنها محفوظات حافظ قرآنی باشد، بلكه با قرآن زندگی می‌كرد و سيرت قرآنی داشته و در قرآن ذوب شده و حيات و مماتش قرآنی بوده است. به همين دليل اگر كسی با قرآن زندگی كرده و حشر و نشر داشته باشد، اين آيات و روايات را درك می‌كرد و فقط حافظِ قرآن نبود، بلكه قرآن در وجودش حلول كرده و وجود او را تسخير كرده بود، به همين دليل شعرهای حافظ را می‌توان نوعی صله و ارمغان بهشتی دانست كه خدا به حافظ عنايت كرده است.

وی با بيان اينكه ديوان حافظ را شايد بتوان جزء خانواده كتب رسالت نام برد، ادامه داد: كتاب‌هايی كه در دايره سرمايه‌های معنوی می‌گنجد را اگر بخواهيم نام ببريم، بعد از قرآن، صحيفه سجاديه و نهج‌البلاغه، ديوان حافظ را بايد به آنها الصاق كرد كه فاصله‌اش با اين كتاب‌ها كم و به خاطر اصالتی است كه ديوان حافظ دارد و تمام آموزه‌های دينی و روايات را به تصوير كشيده و امانتدار بوده است. همان طور كه درباره مولانا اين حرف وجود دارد كه مثنوی معنوی را برخی قرآن ثانی دانسته‌اند.

اسماعيلی تصريح كرد: مولانا ترجمه منظوم آيات را در آن ارائه كرده است و حافظ هم اين كار را در سطحی بالاتر انجام داده. كلاس حافظ برای خواص است و بيان حافظ بيانی است كه روستاييان ساده هم در حد فهم و درك خود می‌تواند پياله‌ای از غزليات حافظ را بشنوند و اين ويژگی اشعار حافظ است كه هم مردم عادی و هم خواص می‌توانند از آن استفاده كنند.

گرامیداشت شاعر آئینی و انقلابی در خبرگزاری فارس




اسماعیلی: ژولیده نیشابوری وقف اهل بیت (ع) بود




به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، عصر روز گذشته -سه شنبه 16 مهر- مراسم بزرگداشت شاعر آیینی انقلاب محمد حسن فرح‌بخشیان ملقب به ژولیده نیشابوری در سالن اجتماعات خبرگزاری فارس برگزار شد.

در این مراسم که جمع زیادی از شاعران و اهالی ادب و مدیران مرکز آفرینش‌های حوزه‌هنری و سایر دستگاه‌ها حضور داشتند،‌حسین قرایی مجری مراسم ضمن خواندن ابیاتی از ژولیده به بیان جایگاه والای او در شعر آئینی معاصر پرداخت.

بنابر این گزارش در بخش دیگری از مراسم سید مهدی دلاوری از شاعران و مداحان اهل بیت ضمن بیان خاطراتی از ژولیده به بررسی اشعار او پرداخت.

* دلاوری: ژولیده انسانی شریف و بی‌ادعا بود

 دلاوری گفت: من که یکی از شاگردان ایشان هستم افتخار داشتم که 5 -6سال با ژولیده یک کتاب فروشی را اداره کنیم. ایشان همچنین طنزپرداز خوبی هم بود و در یکی از طنزهایش با لهجه مشهدی می‌گوید:

عشق آخر من دیوانه و رسوا موکنه... مهر او در دل مو ولوله برپا موکنه... 

به گفته دلاوری ژولیده انسان شریف و بی‌ادعایی بود. یادم هست در یکی از مجالسش همین آقای قرایی(مجری مراسم) از او تعریف کرد و او به بیرون آمد و گفت اینهایی که او گفت من نیستم.

بنابر این گزارش در بخش دیگری از مراسم قطعه‌ای را که حاج غلامرضا سازور شاعر و مداح اهل بیت برای ژولیده سروده بود قرائت شد:

گویند به وصف اولیای طاهر

بیتی بدهد خدا به بیت شاعر

ژولیده و در باغ بهشت آن همه بیتی

یا رب برسان برای او مستأجر

وی در ادامه به خواندن غزلیاتی از زنده‌یاد ژولیده نیشابوری پرداخت.

وی گفت: این ابیات را سال 55 به چند تن از نونهالان بصورت دکلمه یاد می‌داد.

حسین قرایی، شاعر و مجری مراسم نیز در ادامه گفت: من یک بار ژولیده را سال 81 دیدم و آن موقع خانه‌شان‌ یک طبقه بود و ما به محضر ایشان رفتیم و یک مجمع پر انار برای ما آورد و گفت بخورید، از آن دو ساعت من کلی برای جاهای مختلف روایات کردم.

* آقاسی: ژولیده سلوک خودش را تبدیل به شعر می‌کرد

بنابر این گزارش، غلامرضا آقاسی- شاعر و فرزند زنده‌یاد آقاسی نیز در این مراسم گفت: من چیز زیادی برای گفتن ندارم، به نظر من شعرا دو حالت بیشتر ندارند یک حالت شعرایی که نسبت خود و حقیقت را بیان می‌کند و یکسری حقیقت محض را بیان و ژولیده جزو گروه دوم است در واقع سلوک خودشان را شعر می‌کنند و جامعه ارائه می‌کنند.

سرمنشأ خیر و برکات است علی

مصداق تمامی صلوات است علی

زهراست دلیل آفرینش

اما فرمانده کل کائنات است علی

 * قزوه: باید در مورد ژولیده رساله دانشگاهی نوشت

بنابر این گزارش، در ادامه مراسم علیرضا قزوه - مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه‌هنری نیز گفت: خوشحالم در محفلی هستم که یاد شاعر مردمی مثل ژولیده گرامی داشته می‌شود.

من اولین بار که ژولیده را دیدم شهر مقدس بود فکر می‌کنم حسینیه آیت‌الله شیرازی بود که در باز بود و دیدم یک شاعری شعری می‌خواند همان موقع آن شعر را حفظ کردم من بعد از آن مجلس عرض ارادتی کردم و بعد آقای قرایی ما را بعد از چند سال به منزل استاد ژولیده و ذکر خاطرات کردیم.

وی افزود: شاعری که می‌توانست اگر می‌خواست مثل شاعران دیگر در فضای رسانه‌ای مطرح شود، می‌توانست معرفی شود ولی کمی گوشه‌نشین بود و اعتقادات خاص خودش را گفت دیده می‌شود که ایشان در دوره خودشان شعر انقلاب را گفت.

من یادم هست که جایی برای شب شعر منتظر بودند آقاسی بیایند و شعر بگوید که این خیلی اتفاق زیبایی است که یک شاعر آنقدر عزیز باشد. من در شب شعرهای جهانی زیادی رفته‌ام و معمولا هم کم جمعیت بوده‌اند و شعر به آن شکل مخاطب جدی ندارد ولی دیده می‌شود که این‌گونه شعرا مخاطب خاص خود را داشتند.

وی اظهارداشت: ژولیده شعر همه فهم و آئینی می‌گفت و حرف‌‌های او در راستای انقلاب اسلامی بود و سهم شاعرانی از این دست سهم بالایی بود و باید به شکل جدی به آنها پرداخت.باید در مورد آنها رساله‌‌های دانشگاهی نوشت. آیا نباید برای این مرحوم رساله نوشته شود، چرا این نوع شعر جدی گرفت نمی‌شود، شعرهای امثال  ژولیده جای زیادی در مردم دارند. همچنان که الان در شعر روزگار ما به شعر روشنفکری توجه می‌شود به شعرهای نوحه و مردمی کم توجهی می‌شود. من از ژولیده‌ خاطرات خوب زیاد دارم و وقتی پیش او می‌نشستم از خاطراتش استفاده می‌کردم همانطور که بود زندگی می‌کرد و شعر می‌گفت.

وی تصریح کرد: باید جامعه توجه بیشتری به امثال اینها داشته باشد. واقعا در زمان طاغوت کدام شاعر بود که جرأت کند نام امام را بیاورد و شاه را مخلوع بداند جا دارد که در برنامه‌های جدی‌تر به این شاعر پرداخته شود این بزرگواران در خاطرات جوانی من سهم دارند.

* اسماعیلی: باید تلاش کنیم تا ادبیات مردمی شود

 در ادامه مراسم نیز رضا اسماعیلی -شاعر معاصر گفت ما باید تلاش کنیم تا ادبیات مردمی شود این سرمایه متعلق به مردم است و من این روزها ذهنم مشغول است که کاری کنیم تا مردم خود به میدان بیایند.تا کی باید دولت متولی برگزاری بزرگداشت باشد ؟ وقتی یک شاعر در دل مردم جا باز می‌کند باید خود مردم به میدان بیایند و راه را هموار کنند مثل کنگره‌های شب آفتاب میلاد که در شیراز برگزار شد.

وی عنوان داشت: وقتی اسم ژولیده را می‌برم یاد یغما خشت‌کار نیشابوری می‌افتم، ولی من می‌خواهم شاعران را به دو دسته تقسیم کنم شاعران دسته اول از وقتی پا به شعر می‌گذارید دنبال این هستند که جهانی شوند و به لحاظ شعر و شاعری هم شبیه امثال ژولیده نیستند.

اسماعیلی گفت: ولی شاعرانی که در گروه دوم قرار می‌گیرند شاعرانی هستند که از مردم بلند شدند و دنبال چاپ کتاب شعر نیستند در واقع آتشی در قلبشان زبانه می‌کشد که ارادت اهل بیت است و مثل موج طوفنده‌ای است که آنها را راهنمایی می‌کند و اینها خودشان اسم خودشان را خط می‌زنند ولی به خاطر همین خلوص نیست خداوند اینها را می‌بیند و شما می‌بینید که آقای  اصغر خواسته برای خودشان کاری نکردند و تلاش می‌کردند برای اهل بیت و دردهای مردم قدم بردارند ولی خدا وقتی خلوص اینها را دید دست‌شان را گرفت.چهره‌هایی که در ذهن مردم می‌ماند چهره‌هایی مثل ژولیده‌ها هستند. ژولیده شاعری بود که خودش را وقف اهل بیت کرده بود و می‌خواست به هیئت‌ها برود و در میان جوانان باشد و نوحه بگوید.

* زنده یاد ژولیده نیشابوری از بیان یک از نزدیک‌ترین دوستانش

 ابوطالب رضایی  مداح و از دوستان ژولیده نیز در این مراسم گفت: شبی با آقای ژولیده به انجمن شعر رفتیم وقتی وارد شدیم بزرگداشت همایون خرم بود و  مصادف شده بود با ولادت امام باقر و همه شعرا آن روز شعر را به همایون خرم اختصاص داده بودند و نوبت به ژولیده رسید و مجری گفت که یوسف وارد شد مراقب دستتان باشید، آن روز همه از همایون خرم گفتند ولی ژولیده از امام باقر(ع) خواند ژولیده سختی زیاد کشید ولی یک بار گله نکرد.

وی افزود: واقعاً یکی از خصوصیات بزرگ این مرد این بود که گله در ذاتش نبود و از کسی گله و ناله نکرد. ناامید نباشید، گله نکنید، آقای ژولیده را هر کس عنوان کرده خودش هم بزرگش می‌کند ژولیده را خدا مطرح کرد و همان خدا هم بزرگ نگاهش می‌دارد.

این مداح اهل بیت در ادامه به خواندن غزلیاتی در قالب مداحی پرداخت.

* سعیدی‌راد: ژولیده خودش را وقف اهل بیت و انقلاب کرد

 عبدالرحیم سعیدی‌راد -شاعر نیز در این مراسم گفت:  آثار ژولیده در دست همگان است ولی آنچه باعث ماندگاری شعرا است هر چه ارتباط با اخلاص بیشتر باشند حتماً در خاطره مردم خواهند ماند، ژولیده خودش را وقف اهل بیت و انقلاب کرد بحث بزرگداشت انصافاً چیزی بوده که در این سه چهار سال اخیر مد شده و نبوده که از شاعران تقدیر کنند. حالا مراسم‌هایی گرفته می‌شود که شاعرانی که زنده هستند قدرشان داشته شود، ژولیده تا زمانی که زنده بود برایش مراسمی گرفته نشد ولی همین ژولیده‌ها در ذهن‌ها باقی می‌مانند.

وی اظهارداشت: من در یک برنامه رادیویی مطرح کردم که برخی شعرا از نظر مالی در فقر به سر می‌برند و می‌شود بسیاری از نذر و نذورهای محرم را خرج پول چاپ کتاب آن شاعر کرد البته با حفظ حرمت شاعر، و با این کار قطعاً کتاب ماندگار خواهد شد و الان هم باید یک همتی شود که به شاعران از نظر مالی هم کمک شود.

جا داشت در این مراسم آهنگران هم بود و از ژولیده یاد می‌کرد.

* حسینی: من با تمام پوست و استخوانم تأثیر شعرهای ایشان را دیدم.

سیدعبدالله حسینی - رئیس مرکز قرآن آفریقای جنوبی -  نیز یکی دیگر از میهمانان این مراسم بود.

وی گفت: برای من شنیدن نام ژولیده یادآور خاطرات بسیار زیادی در مشهد است. در مشهد  مدرسه ما درست کنار بیت آیت‌الله قمی بود که سرآغاز مبارزات آنجا بود. اوایل انقلاب ایشان را در حد امام می‌دانستند خود ایشان هم که کمی خود را در این حد می‌دید پیش حضرت امام رفته بود و گفت که ما با هم شروع کردیم شما رهبر شدید و ما هیچ کاره ولی زمانی که ایشان از تبعید به مشهد برگشت غوغایی که در مشهد برپا کرد که خاطرات را برای من تداعی می‌کند.

وی تصریح کرد: آن‌چه که جرقه شعر را در من ایجاد کرد شعرهای مرحوم ژولیده و به خصوص هیئتی اداره کردن شعارها که هنوزم این را می‌بینم. ایشان سبک دو دمه را در مبارزات و شعارهای انقلابی پدید آورد. انقلاب هر کجا شعر و شعار هم بود ژولیده هم بود. من یک بچه 10، 15 ساله بودم که بعضی وقت‌ها شعر می‌گفتم و پیش ژولیده می‌رفتم و در حوزه مشهد از ژولیده شعرهایش را تقلید می‌کردم و در هیئت‌هایی که شب‌ها راه می‌افتاد می‌خواندم، ژولیده در جبهه‌ هم حضور داشت که من از میزان وفاداری و جانبازی ایشان اطلاعی ندارم.

وی با بیان اینکه حتی بعضی از شعرهای ایشان را در زمان جنگ بر دیوارهای شهر نوشته می‌شد، گفت: ژولیده از کسانی بود که در مبارزات مشهد نقش اول را داشت و زبان انقلاب در مشهد بود که برخی اوقات شعرهایش به خارج از مرزها می‌رسید به هر حال ژولیده عصیان زمان خودش بود.ژولیده کسی است که اگر نبود انقلاب مشهد چیزی کم داشت.آن زمان ژولیده را روی دست‌ها بلند می‌کردند اما الان چنین چیزی نیست من با تمام پوست و استخوانم تأثیر شعرهای ایشان را دیدم.

* نقل خاطره‌ای جالب از زنده یاد ژولیده نیشابوری از بیان همسرش

رحمانی همسر زنده‌یاد ژولیده نیشابوری -نیز گفت: ما خانه کوچکی داشتیم که اول ماه محرم آن جا را سیاه‌پوش می‌کردیم، شب سوم ماه محرم در خانه ما را زدند که من چادر سر کردم و به دم در رفتم و گفتم که ما روضه داریم بفرمایید که آن‌ها گفتند نه، ما با خودش کار داریم آنها به من گفتند که شوهرت سیاسی است که من گفتم سیاه نیست ولی کمی سبزه است!

وی ادامه داد: خودش که به جلوی درآمد او را با خودشان بردند که او گفت زهرا در خانه را نبند من شب عاشورا اینجا هستم که دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که شب عاشورا به خانه برگشتند. زندگی ژولیده سرتاسر خاطره است. بلند می‌شد و می‌نشست شعر می‌گفت؛ به او می‌گفتم که اگر مهمان بیاید چیزی نداریم که از آنها پذیرایی کنیم که ژولیده گفت شعر بخورند، اگر کسی من را بخواهد شعر را هم می‌خواهد.

* شرفشاهی: هنوز کتابی برای ژولیده نیشابوری چاپ نشده است

 کامران شرفشاهی -شاعر نیز گفت: همانطور که حضرات فرمودند خوب است که این سنت ادامه یابد. من در خصوص ژولیده نیشابوری مقالات زیادی کار کردم. متأسفانه پس از گذشت این همه سال کتابی از این بزرگوار منتشر نشده است.

وی افزود: کوتاهی‌ها و قصورهای زیاد که امیدوارم روزی این فرهنگسراها به تحرکی در بیایند که در مورد دغدغه احقاق حقوق شاعران و اهل قلم را داشته باشند به خصوص کسانی که در زمینه ادبیات آئینی دخیل هستند حضور در این ساحت مقدس کار دشواری است. وقتی از ابونواس می‌پرسند که چرا شعری برای امام رضا نمی‌گویی!‌او گفت من چگونه برای کسی شعر بگویم که ملائک آسمان کفش‌دار خانه پدر او هستند.

در پایان این مراسم لوح تقدیر به رسم یادبود از خبرگزاری فارس به پاسداشت زحمات شاعر آئینی انقلاب و همچنین لوح تقدیر از جانب گلعلی بابایی به خانواده وی اهدا شد.



مرور اندیشه‌های صلح‌طلبانه حافظ در آستانه روز بزرگداشتش

 

 
 
 
رضا اسماعیلی:
 
حافظ زیاده‌خواهی را سبب دشمنی و جنگ می‌داند
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
رضا اسماعیلی ، شاعر گفت: پیام حافظ به مردم جهان صلح و دوستی و آشتی است. مدارا، عقلانیت و خردگرایی، سبب دوری از تعصب می‌شود و جنگ را دور می‌کند. از سوی دیگر جنگ‌ها به دلیل زیاده خواهی‌هاست. حافظ می‌گوید اگر حاکمان جهان انسان‌هایی وارسته و قانع باشند و به حقوق سایر ملل احترام بگذارند، صلح به وجود می‌آید.-
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اسماعیلی گفت: حافظ معتقد به حفظ ارزش‌ها و کرامت‌های انسانی است و ارزش‌هایی مثل آزادی، عدالت، خردگرایی، عقلانیت و حق‌طلبی را که به صلح منجر می‌شود، مطرح می‌کند.

وی توضیح داد: حافظ مانند شاعران دیگری چون سعدی، مولانا، عطار و فردوسی بر این باور و اعتقاد بود که صلح، حقیقتی ثابت است و شاکله جهان بر آن بنا شده است. حافظ این نکته را در اشعار خودش لحاظ کرده است. به عنوان مثال حافظ معتقد بود که برای نائل شدن به صلح در جهان باید انسان‌هایی حق‌طلب و حق‌جو باشیم. حق‌طلبی یکی از محورهای رسیدن به صلح در آثار حافظ است. البته سعدی هم در جایی همین حرف را می‌زند و می‌گوید:
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست»

اسماعیلی ادامه داد: حافظ هم مانند سعدی معتقد است که همه نشانه‌ها و آیات هستی به یک حقیقت دلالت دارد و آن وجود حضرت حق است. حافظ چنین دیدگاه و نظری را در یکی از ابیاتش این‌گونه می‌آورد:
«بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم»
حافظ می‌خواهد بگوید اگر ما عاشق عالم هستی باشیم و به همنوع خود عشق بورزیم، صلح برقرار می‌شود.

سراینده مجموعه شعر «حنجره سرخ عشق» گفت: یکی دیگر از محورهایی که حافظ در اشعارش مطرح می‌کند، تأکید بر اخلاق و اخلاق‌گرایی است. حافظ اخلاق را برای مستحکم شدن صلح می‌داند، همان‌طور که مولوی می‌گوید:
«از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد»
حافظ هم مانند مولوی معتقد است بی اخلاقی باعث جنگ می‌شود.

اسماعیلی افزود: محور دیگر بحث دوری از تعصب کورکورانه و جاهلانه است. لسان الغیب می‌گوید:
«آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا»
تعصب به این معناست که گاهی انسان‌ها موضوعاتی را که جنبه خرافی دارند و اصالتی ندارند باور می‌کنند. همین امر باعث می‌شود که جنگ میان انسان‌ها دربگیرد. حافظ می‌گوید اگر تعصبات کورکورانه را کنار بگذاریم و بر مبنای عقلانیت در جهان زندگی کنیم، کدورت‌ها از بین خواهد رفت. او در جایی می‌آورد:
«جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»

اسماعیلی افزود: حافظ معتقد است که اگر  دنبال حقیقت باشیم، جنگی در نخواهد گرفت. در واقع حقیقت از منظر حافظ همان توسل و تمسک به یکتاپرستی است. در گام دوم اگر با شب چراغ عقلانیت و خرد حرکت کنیم به چاه و چاله جنگ طلبی‌ها نخواهیم افتاد. در واقع مدارا و عقلانیت و خردگرایی، سبب تعصب است و هر دو این‌ها جنگ را دور می‌کنند. از سوی دیگر جنگ‌ها به دلیل زیاده خواهی‌هاست. حافظ می‌گوید اگر حاکمان جهان انسان‌هایی وارسته و قانع باشند و به حقوق سایر ملل احترام بگذارند، صلح به وجود آید. او همچنین گفته است:
«چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر
که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی‌ارزد»
و یا در جایی دیگر می‌آورد:
«غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است»

این شاعر ادامه داد: حافظ در جایی دیگر سروده است:
«ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید خروشان نشود»
این بیت اشاره دارد که انسان باید پایبند به ارزش‌های اصیل اخلاقی و انسانی باشد تا راه رستگاری خود را باز کند. پایبندی به ارزش‌های انسانی راه را برای صلح می‌گشاید.

رضا اسماعیلی متولد سال 1339 تهران و کارشناس رشته علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران است.

«حنجره سرخ عشق»، «نی نامه»، «گزیده ادبیات معاصر»(شماره 6)، «بر آستان جانان»، «آسمانی‌ها»، «عاشقانه‌های شرقی»، «از جنس باران»، «عاشقانه‌های سرخ»، «بوی گل در می‌زند»، «این مریم همیشه»، «ملکوت کلمات» «آب، بابا... آزادی»، «لهجه شرقی عشق», مجموعه شعر عاشورایی «ناگهان دریا» و مجموعه شعر رضوی «کبوترانه بخوان آسمان هشتم را» نام برخی از مجموعه شعرهای وی هستند.

داخلی - مصاحبه - ادبیات

خبرگزاری کتاب - پنج شنبه 18 مهر - ساعت 10:31  









داخلی مصاحبه ادبيات

گزارش خبری : دیدار با استاد گرمارودی

 
 
 
گزارشی از دیدار صمیمان جمعی از شاعران با استاد موسوی گرمارودی در پنجمین برنامه«سلام،حضرت شعر»
به همت شاعران فارسی زبان ، پنجمین برنامه از سلسله برنامه های « سلام، حضرت شعر » که به دیدار با استاد سید علی موسوی گرمارودی اختصاص یافته بود، برگزار شد. این سلسله دیدارها با هدف احیای سنت پسندیده «اخوانیه سرایی» و تحکیم پیوند اخوت و برادری بین شاعران برگزار می شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با خالق« در سایه سار نخل ولایت »

عرفانه کرمی
( پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۲ )

_______________________________


به همت شاعران فارسی زبان ، پنجمین برنامه از سلسله برنامه های « سلام، حضرت شعر » که به دیدار با استاد سید علی موسوی گرمارودی اختصاص یافته بود، برگزار شد. این سلسله دیدارها با هدف احیای سنت پسندیده «اخوانیه سرایی» و تحکیم پیوند اخوت و برادری بین شاعران برگزار می شود.

در این دیدار صمیمانه که بعد از ظهر پنج شنبه ۲۸ شهریور ماه در نمازخانه مؤسسه فرهنگی – رسانه ای «اوج» برگزار شد، این شاعران حضور داشتند: حسین اسرافیلی ، رضا اسماعیلی ، عبدالرحیم سعیدی راد ، محمد حسین انصاری نژاد ، حسین قرایی ، سید حسن مبارز ، نسرین حیایی تهرانی و …

این دیدار، پنجمین دیدار از سلسله دیدارهای صمیمان شاعران با اساتید شعر و ادب بود و پیش از این نیز در قالب این برنامه جمعی از شاعران به دیدار اساتیدی چون: علی معلم دامغانی، سیمیندخت وحیدی، حسین اسرافیلی و محمد علی بهمنی رفته بودند.
 

ما برای وصل کردن آمدیم

«رضا اسماعیلی» در آغاز برنامه، ضمن عرض خوش آمد به شاعران حاضر و با تشکر از استاد گرمارودی به خاطر پذیرش این دعوت، در سخنان کوتاهی گفت: دیدار شاعران جوان با پیشکسوتان، برکات فراوانی دارد و علاوه بر تألیف قلوب، زمینه بهره گیری از تجربیات ارزشمند شاعران پیشکسوت را که ثمره یک عمر خدمت و مجاهدت در راه اعتلای زبان و ادب فارسی است؛ برای نسل شاعران جوان فراهم می‌کند. این دیدارها ، شروعی خجسته برای باروری « فصل وصل » و تحکیم پیوندهای شاعرانه است . در واقع این نشست ها نوعی بزرگداشت «دلی» و خودجوش است که به همت خود شاعران و با سادگی تمام برگزار می شود .



 

اسماعیلی در ادامه افزود: وجه تمایز این برنامه با سایر برنامه‌های ادبی در این است که این نشست ها در فضایی صمیمانه و به دور از از چارچوب‌های اداری و برنامه‌های رسمی با مشاهیر شعر و ادب معاصر صورت می‌گیرد. در این دیدارها شاعران اخوانیه‌های خود را برای اساتید می‌خوانند و اساتید نیز ضمن بیان دیدگاه‌های ادبی خود، به شعرخوانی و بیان خاطرات خود می‌پردازند .

عبدالرحیم سعیدی راد :
هدف عمل به آموزه های دینی و قرآنی مبنی بر تکریم استاد و معلم است


      در ادامه عبدالرحیم سعیدی راد نیز در باره هدف برگزاری این برنامه گفت : هدف ما از برگزاری این نشست ها چیزی جز عمل به آموزه های دینی و قرآنی مبنی بر تکریم از استاد و معلم نیست . چون ما در روایات و احادیث دینی داریم که نگاه به چهره استاد و معلم نوعی عبادت است . سرودن اخوانیه برای اساتید شعر و ادب نیز که حق بزرگی به گردن ادبیات ما دارند ، نوعی تشکر و حق شناسی است که با زبان شعر صورت می گیرد . این ابتکار گامی در جهت تحقق این توصیه اسلامی است .

در خاتمه پنجمین برنامه از سلسله برنامه‌های «سلام، حضرت شعر»، بعد از اقامه نماز مغرب و عشا ، عبدالرحیم سعیدی راد ضمن تشکر از حضور صمیمانه استاد گرمارودی ، به نمایندگی از سایت شاعران فارسی زبان لوح تقدیر و هدایایی را تقدیم ایشان کرد .
 

خاطرات گرمارودی از شعرهای آیینی

استاد سید علی موسوی گرمارودی بعد از ظهر پنج شنبه با حضور در پنجمین برنامه « سلام ،حضرت شعر » ، پیش از شعرخوانی به ذکر خاطراتی در بار شعرهای آیینی خویش پرداخت که پیش از این از او نشنیده بودیم .

گرمارودی ضمن تأکید بر رشد کیفی شعر جوان امروز کشور، با اشاره به تاریخ و پیش‌زمینه‌های شکل‌گیری شعر نوی مذهبی در سال ۱۳۴۷، به بیان خاطراتی شنیدنی از حسین ارشاد و دکتر شریعتی و شعر نبوی « خاستگاه نور » و همچنین نحوه سرایش شعرهای « در سایه سار نخل ولایت » و « خط خون » پرداخت که با هم می خوانیم.
 

دکتر شریعتی و شعر نبوی «خاستگاه نور»

تابستان سال ۱۳۴۷، آغاز پانزدهمین قرن بعثت پیامبر اکرم(ص) بود. در آن زمان مجل یغما که یک مجل فرهنگی بود، به لحاظ کیفی سطح بسیار بالایی داشت و الآن هم دوره‌اش به نظر من از مآخذ است. ریاست و مدیریت این ماهنامه را مرحوم حبیب یغمایی بر عهده داشت.

آن زمان این مجله برای اولین بار اعلام کرد که می‌توانند از شعر نو هم استفاده کنند. این حرف از کسانی که سبک کاری‌شان کلاسیک بود و با نیما هنوز آشتی نکرده بودند، خیلی عجیب بود.

بنده دیدم که فرصت بسیار مناسبی است برای اینکه شعر نیمایی را به خدمت مذهب و آیین بگیریم و همین کار را هم کردم. خدا می‌داند که در آن زمان هیچ امید نداشتم که برنده شوم. اما ناگهان به من اعلام کردند که شعر شما در گروه شعرهای نو، برند جایز اول شده و محل پرداخت جایزه که سه هزار تومان است، حسینیه ارشاد است. البته جایزه‌اش مهم نبود، مهم این بود که در حسینی ارشاد بود.

مردم بسیار استقبال کرده بودند و آمده بودند. از هر دو گروه روشنفکر و مذهبی آمده بودند و جای سوزن انداختن نبود. در گروه کلاسیک، استاد امیری فیروزکوهی برنده شد؛ ایشان یک قصیده‌ گفته بودند. مرحوم ریاضی یزدی نفر دوم شد و عباس شهری نفر سوم. در گروه شعر نو هم بنده نفر اول شدم، و بعد آقای مهدی سهیلی و بعد دیگران. البته آنها جایزه‌ای نبردند. گفتند فاصل بین اول تا دیگران بسیار بوده است. به بنده هم همان مبلغ نفر اول را دادند. به نفر دوم هزار تومان می‌دادند.

یادم نمی‌رود که مرحوم شریعتی تابستان سال بعدش مشرف شدند به حج. وقتی ایشان با آقایانی که در حسینی ارشاد بودند به حج رفت و برگشت، من برای عرض خیر مقدم رفتم خدمتشان. ایشان به من فرمود که علی! ما رفتیم داخل غار حرا و با صدای خودت آن شعر را گذاشتیم و پخش کردیم. من تا آن زمان هنوز به حج مشرف نشده بودم. سال‌ها بعد مشرف شدم. شروع شعر این بود که:«غروبی سخت دلگیر استر و من بنشسته‌ام اینجا، کنار غار پرت و ساکتی تنهار که می‌گویند روزی، روزگاری مهبط وحی خدا بوده استر و نام آن حرا بوده است…» و الی آخر.توصیف‌هایی که در این شعر آمده است، واقعاً تخیلی است. چون من در زمان سرایش شعر هنوز غار حرا را ندیده بودم و فقط بر اساس نوشته‌هایی که خوانده بودیم و چیزهایی که شنیده بودیم آن شعر را گفتم.

فرازی از شعر خاستگاه نور

غروبی سخت دلگیر است

و من، بنشسته‌ام اینجا، کنار غار پرت و ساکتی، تنها

که می‌گویند: روزی، روزگاری مهبط وحی خدا بوده است

و نام آن «حرا» بوده است

و اینجا سرزمین کعبه و بت‌هاست…

……..

و دور من، صدایی نیست

فضا خالی است

و ذهن خسته و تنهای من، چون مرغ نوبالی

که هر دم شوق پروازی به دل دارد

کنار غار، از هر سنگ، هر صخره

پرد بر صخره‌ای دیگر…

………

کنار غار، اینجا، جای پای اوست، می‌بینم

و می‌بویم تو گویی بوی او را نیز

همان است، اوست:

یتیم مکّه، چوپانک، جوانک، نوجوانی از بنی‌هاشم

و بازرگان راه مکه و شامات

امین، آن راستین، آن پاکدل، آن مرد

و شوی برترین بانو: خدیجه

نیز، آن کس کو سخن جز حق نمی‌گوید

و غیر از حق نمی‌جوید

و بت‌ها را ستایشگر نمی‌باشد

و اینک: این همان مرد ابرمرد است

محمد (ص) اوست …
 

« درسایه سار نخل ولایت » و یک اشتباه تایپی فاحش

حسین قرایی در رابطه با مصرع « پیش از تو ، هیچ خدایی را ندیده بودم که پای افزاری وصله دار به پا کند » که در شعر بلند « در سایه سار نخل ولایت » آمده است، سؤال کرد و استاد گرمارودی در پاسخ گفت :

شعر « در سایه سار نخل ولایت » متأسفانه از ابتدا با یک اشتباه فاحش تایپی چاپ شد که شما به آن اشاره کردید. من در مصرع مورد اشاره گفته ام:« پیش از این ، هیچ امیری را ندیده بودم که که پای افزاری وصله دار به پا کند» که متأسفانه به جای امیر«خدا» چاپ شده است که چنین چیزی با آموزه های دینی ما و اصل «توحید» در تقابل است.

تلاش من در طول این سال ها برای اصلاح این سطر به نتیجه نرسیده و این شعر با همین اشتباه فاحش تایپی، حتی در کتاب های درسی هم چاپ شده است که من از مسئولین تألیف کتب درسی خواهش می‌کنم در چاپ های جدید این اشتباه را حتماً اصلاح کنند. چون طرح چنین چیزی با اصل « توحید و یگانه پرستی» که رسالت اصلی همه پیامبران توحیدی است، در تقابل آشکار و نوعی شرک است . من طرح چنین مسائلی را در شعر آیینی یک انحراف می دانم و خود نیز هرگز چنین چیزی نگفته ام.
 

خاطره ای از شعر عاشورایی « خط خون »

شب عاشورا مرا به مجلسی دعوت کرده بودند. من نیز به رسم ادب در این مجلس شرکت کردم . بعد از سخنرانی مراسم عزاداری بود . ولی من معمولا در این گونه مراسم نمی توانم گریه کنم . به همین خاطر وقتی از مجلس به خانه آمدم و با خودم خلوت کردم ، احساس کردم بغضی در گلو دارم که باید شکسته شود. در آن لحظه حالی به من دست داد و بی اختیار شروع به زمزمه این شعر کردم:

درختان را دوست می دارم

که به احترام تو قیام کرده اند

و آب را

که مهر مادر توست …

اهل خانه با شناختی که از حالات من داشتند ، بی‌آن که من بدانم ، ضبط صوت را روشن کرده بودند و صدای مرا در حین زمزمه این شعرضبط می کردند . بعد که به خود آمدم ، شعر ضبط شده را برای من گذاشتند و دیدم به لطف حضرت حق و عنایت مولا ، شعر خوبی از کار در آمده است . بعد از سرودن شعر « خط خون » دیگر در آن دست نبردم ، این شعر تا کنون به چند زبان ترجمه شده است .


فصل اخوانیه خوانی

 

پگاه گرمارود

محمد حسین انصاری نژاد

پرندگان کدامین پگاه گرمارود

به چشم های تو رنگین ترند گاه فرود؟

تو را مکاشفه هایی است هر سپیده دمان

تو راست همنفس سارها سماع و سرود

انارچیده ای از کوچه باغ های الست

که مست رد شده ای از شکوفه زار شهود

میان گستره ای رنگ رنگ می پرسی

افق چراست زمانی بنفش و گاه کبود

کدام قله کدامین درخت می خواند

تو را به سوی خود از پایتخت آهن و دود؟

بر آن چکاد تو را با ستاره می بینم

دریغ نیست مرا سوی قله بال صعود

خوش است با تو سفرکردن وشنیدن شعر

به قله های خراسان به کوه بینالود

تویی و مزرع آفتاب گردان ها

که پیش چشم تو گسترده جلو معبود

میان شور«هوالله»ی ات به برگابرگ

به چرخ آمده با تو درخت زودا زود

چقدر نافله از برگ برگ می شنوی

بدون فاصله و محو آن قیام و قعود

کدام باد بر آشفته است گیسوی تاک

که می تراود از آن شبنمی شراب آلود

شراب خانگی حافظانه ات ناگاه

خمارصدشبه ام رابه یک پیاله ربود

تویی که در «چمن لاله» ایستاده غریب

تویی به باغ گل سرخ گرم گفت و شنود

قلم به دست تو را پای چشمه می بینم

که می سرایی از آنجا قصیده اشک آلود

«سفر به فطرت گل سنگ» ها تو را درپیش

سپرده گوش به موسیقی ملایم رود

پگاه با تو از آن «آبشار» رد شده ام

شنیده ام هم از آن رودخانه بر تو درود

به نقشبندی شعرت دوباره خیره شدم

تمام خستگی ام را به یک اشاره زدود

سروده ای در محبس چکامه های شگفت

پر از حماسه به پشت دریچه ای مسدود

دلت به ظلمت محبس چقدر شعشعه داشت

تو را گناه در آن بند شب ستیزی بود

ترا به حبسیه هایت تهمتنی دیدم

به رزم دیو سپیدی مهیب و خشم آلود…

بیا به مجلس سوگ ستارگان شهید

بخوان قصیده به وصف هزاره ی موعود

کسی می آید از این جاده این بشارت اوست

به لحن عهد عتیق و به آی تلمود…

ببخش اگر که پراکندگی است در سخنم

مباد خاطرت از این وجیزه ناخشنود

خطبه خوان حماسه

رضا اسماعیلی

باید برایت بگویم ، شعری زلال و صمیمی

شعری برای شما که ، مانند باران کریمی

پرسیدمت از شقایق ، لبخند سرخی به من زد

یعنی تو در خط عشقی ، از عاشقان قدیمی

بر اسم شب خط کشیدی ، از ظلمت جان پریدی

همسایه آسمانی ، هم لهجه یا کریمی

چون مهر رخشان ، جوانمرد ، گرمی ز مهر و ز کین سرد

همزاد آیینه هایی ، دارای نفس سلیمی

با حضرت جان نشستی ، « حَسّان » و « دِعبل » تو هستی

تو ذاکر اهل بیتی ، در کوی غیرت مقیمی

امضای تو خط خون است ، ای خطبه خوان حماسه

عارف به خون خدایی ، تو محرم این حریمی

ای سید احمدی خو ، ای قبله مرد علی گو !

از جام حق جرعه نوشی ، مست می « یا کریمی »

باید برایت بگویم ، شعری زلال و صمیمی

شعری برای شما که ، مانند باران کریمی …



منبع :
روزنامه اطلاعات - شماره 25706 - پنج شنبه 11 مهر 1392 - صفحه  6 ( وادی ادبیات )
 


خوانش غزلی از رضا اسماعیلی ( سید محمود سجادی )


حماسه عشق و امید


سید محمود سجادی



 

ادبیات منظوم ایران در طول تاریخ ادبی، سرشار از میهن‌‌دوستی و عرق وطن‌خواهی و دفاع از کیان ملی است که نمونه بارز آن شاهنامه فردوسی است.

شاعران ما در طول قرون متمادی هرگاه که دشمن متجاوز به این مرز و بوم حمله کرده از درون دل و سویدای جان به مبارزه با او پرداختند.

در جنگ هشت ساله متجاوزانه بعث عراق علیه این میهن و این مردم شجاع، شاعران ایران زمین به طور منظم و یکپارچه به تشجیع رزمندگان و بسیج نیروهای مردمی پرداختند و جوهره شجاعت و پایمردی را در دل ها رویاندند که چهره هایی چون حمید سبزواری، علی معلم دامغانی، سپیده کاشانی، تیمور ترنج، قیصر امین پور، علیرضا قزوه، سیدحسن حسینی و رضا اسماعیلی مثال زدنی اند.

پس از فتح خرمشهر و بیرون راندن اشغالگران خام طمع، بسیاری از شاعران عاشق ملت و میهن به جشن برخاستند و این رویداد افتخارانگیز را به شکلی حماسی و شادمانه ستودند.

نمونه ای از آنها شعر «می وزد از خاک تو بوی بهشت» سروده رضا اسماعیلی است که آن را به خرمشهر قهرمان تقدیم کرده است.

شعر اسماعیلی که به شادمانی این فتح سروده شده، غزلی است در 9 بیت، پر از مهر به میهن، دفاع از کیان مقدس ملی و شادی بی حدوحصر از این فتح دل انگیز درست شبیه یک شاعر واقعی که زبان گویای ملت است:

مانده ز فهم تو دلم بی نصیب

معجزه عشق، غرور غریب

بیرق افراشته زخم تو

حادثه ای پر ز فراز و نشیب

می وزد از خاک تو بوی بهشت

بوی خدا، بوی ظفر، بوی سیب

خاک تو سرمنزل مقصود عشق

ای وطن عشق! نداری رقیب

قلب زمین، قبله خون، قاف زخم

معجزه سرخ! عجیبی، عجیب

مژده آزادی تو دلنواز

خنده پیروزی تو دلفریب

باز بخوان سوره « النازعات » !

باز بخوان آیه «امن یجیب»

خرم و سرسبز بمان تا ابد

ای وطن چلچله های نجیب

فتح تو یک معجزه روشن است

نصر من الله و فتح قریب


اسماعیلی این غزل را که می توان فتحنامه سروده هایش نامید در سال 1377 سروده و شادی عمیق و گسترده خود را به عنوان یک شاعر ایرانی مسلمان وطن دوست هویت گرا بیان کرده است.

شاعر این سرزمین مثل هر ایرانی دیگری در یک چنین مواقع مهم و سرنوشت سازی نمی گوید اهل آذربایجان یا سیستان و بلوچستان یا خراسان یا گیلان ـ مازندران یا ایلام و خوزستان و کجا و کجا هستم.

می گوید من ایرانیم و همه جای ایران سرای من است. دیگر برایش زادگاه و محل تولد و... مطرح نیست. او شهروند ایران است و به ایرانی بودن خود افتخار می کند و تا پای جان برای دفاع از این میهن نازنین می ایستد.

 

( روزنامه جام جم – سرویس فرهنگ و هنر ( کتاب ) – تاریخ : شنبه 4 خرداد 1392 )