نی‌نامه‌ای در رثای حاج احمد متوسلیان

 
بیا حاج احمد!‌ دلم تنگ توست

 

خبرگزاری فارس: بیا حاج احمد!‌ دلم تنگ توست

 

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ امروز 14 تیرماه سال روز اسارت جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان است که سی و یک سال از آن روز می‌گذرد.

احمد متوسلیان با چهره محبوب و دوست داشتنی‌ای که در بین بچه‌های جنگ داشت، جای خودش را در دل‌های آن‌ها باز کرده بود. قاطع بودن و مقتدر بودن در تصمیم‌گیری‌هایش از او یک انقلابی تمام عیار ساخته بود.

سردار بی‌نشان، احمد متوسلیان پس از فتح خرمشهر و در اواخر خرداد 1361، طی مأموریتی، همراه یک هیئت عالی‌رتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، به سوریه و لبنان سفر می‌کند، تا راه‌های کمک به مردم مظلوم لبنان را از نزدیک بررسی کند؛ ولی توسط نیروهای یک پست ایست و بازرسی فالانژ اسیر و سپس به مأموران رژیم اشغالگر قدس تحویل داده می‌شود که تاکنون از سرنوشت این عزیزان اطلاعی در دست نیست.

رضا اسماعیلی در منظومه‌ای بلند با نام «نی‌نامه» به ستایش سلوک و سیره حاج احمد پرداخته است.

اسماعیلی در بیست و شش صفحه در قامت یک مثنوی بلند بالا به درددل با احمد پرداخته و مخاطب را به پیروی از راه او دعوت می‌کند.

استفاده از وزن حماسی «فعولن، فعولن، فعولن، فعل» زیبایی منظومه را دوچندان کرده است؛

بیا حاج احمد!‌ دلم تنگ توست

ببین در سرم، باز آهنگ توست

تو رفتی از این جا و ساقی شدی

شدی فانی عشق و باقی شدی

سفر کردی و آسمانی شدی

شبی ناگهان، جاودانی شدی

تو در آسمان، زندگی می‌کنی

چون آیینه تا بندگی می‌کنی

تو مفقود و غایب نبودی دمی

تو در قاف مردانگی، پرچمی

قسم بر خدا، حاضر حاضری

بر اعمال ما شاهد و ناظری

تویی حاضر و یاد تو می‌وزد

به یاد تو قلب زمین می‌تپد

و ما شهروندان غیبت نشین

و در خواب ما، اهرمن در کمین

و ما غایب از عشق و حسرت نصیب

گرفتار گندم، گرفتار سیب

و ما در خرابات «من» مانده‌ایم

در این غربت آباد «تن» مانده‌ایم

تو سرمست مستی، ولی ما خمار

عطش نوش غم، در شب روزگار

دلاور! بیا باز هم می‌ بده

به ما جرعه‌ای «بشنو از نی» بده

دل ما نیستان خاموش و سرد

بدم در نیستان ما، روح درد

در این نی بدم، تا بنالد غریب

بچیند شبی، بوی «امّن یجیب»

در این نی بدم، تا نوا سر کند

ز بوی تو خود را، معطر کند

تو را بشنود، تا روایت کند

ز یک مرد عاشق، حکایت کند

بدم در نی من که لب وا کنم

دلم را به وصفت، شکوفا کنم

دلاور! به من خانه راهم بده

در این بی‌پناهی، پناهم بده

بیا حاج احمد دلم تنگ توست

ببین در سرم شور آهنگ توست

تو رفتی و بعد از تو پاییز درد

نمی‌دانی ای گل، که با ما چه کرد!

و ما مانده‌ایم و دلی داغدار

کجا رفتی ‌ای روح سبز بهار؟!

تو، ای سبز قامت! مدد کن، مدد

دل افسردگی‌ها، بهاری شود

قسم بر کرامات دست نسیم

دلاور! دعا کن که ما بشکفیم

 

خبرگزاری فارس

جمعه 14 تیر 1392 - Jul 05 2013

GMT - 19:11 / تهران - 23:41
 



 

مصاحبه با خبرگزاری مهر

 

 
 
 
گفتگوی مشروح با دبیر جایزه قلم زرین
 
 
قلم زرین مرعوب هیچ نامی نمی‌شود/ برگزیدگان گاهی با نظر هیئت رئیسه انجمن قلم تغییر می‌کند
رضا اسماعیلی می‌گوید، جایزه قلم زرین برای انتخاب برگزیده خود مرعوب نام‌ها و شخصیت‌های ادبی نیست، اما انتخاب نهایی داوران این جایزه گاه در تعامل داوران با هیئت رئیسه انجمن قلم ممکن است تغییراتی داشته باشد.

خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: یازدهمین جشنواره ادبی قلم زرین، عصر فردا شنبه برگزیدگان خود را خواهد شناخت و به کارنامه کاری خود پایان خواهد داد. وجود بخی ابهامات و شائبه‌ها پیرامون برگزاری این جایزه در سال‌های اخیر خبرگزاری مهر را بر آن داشت تا درباره این جایزه ادبی با رضا اسماعیلی، دبیر این جایزه که جدای از سابقه یک دوره دیگر دبیری در این جایزه از اعضای قدیمی انجمن قلم ایران نیز به شمار می‌آید به گفتگو بنشیند که حاصل آن در ادامه از نگاه شما می‌گذرد:

برگزاری 11 دوره از جایزه قلم زرین زمان خوبی برای بررسی این نکته است که این جایزه ادبی تا چه اندازه موفق شده در طول سال‌های برگزاری خود منشاء اثرگذاری در جامعه ادبی ایران شود؟ آیا اساسا می‌شود کارکردی متفاوت برای این جایزه در مقایسه با سایر جوایز ادبی در نظر گرفت؟

من پاسخ به سئوال شما را با توجه به اینکه دومین دوره‌ای است که دبیری این جایزه را بر عهده دارم می‌دهم. هدف از برگزاری این جایزه از یک سو فرهنگسازی در حوزه کتاب و کتابخوانی و از سوی دیگر حمایت مادی و معنوی از آثار شایسته منتشر شده در کشور در حوزه شعر و داستان و پژوهش است. این جایزه در بُعد شکلی و ساختاری و تکنیکی مثل همه جشنواره‌های ادبی دیگر که در کشور برگزار می‌شود، کار می‌کند. مثلا در داوری داستان، برای ما مولفه‌های  تکنیکی و ساختاری متن اهمیت دارد و یا در شعر، جوهره شاعرانگی فرد برای ما مهم است، اما تفاوت عمده و ماهوی جشنواره ما در بخش مفهومی آثار است.

ما در جایزه قلم به محتوا اهمیت زیادی می‌دهیم و تلاش می‌کنیم تا مرعوب نام‌ها نباشیم. در جامعه ادبی ما چهره‌های نامداری در حوزه شعر و داستان و پژوهش هست. جشنواره‌های ادبی که در طول سال در کشور برگزار می‌شود هم به طور عمده حول و حوش نام‌ها می‌چرخد و گاه این نام‌ها ناخودآگاه بر داوری‌ها تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود افراد حس کنند خروجی این جشنواره‌ها باید چند نام مشخص و بزرگ باشد. در جشنواره قلم زرین ما با احترام به همه پیشکسوتان و چهره‌های شاخص، سعی داریم مرعوب نامی نشویم. یعنی اگر اثری از یک نویسنده، شاعر و پژوهشگر گمنام وجود داشت که شایسته تقدیر بود و استحقاق این جایزه را داشت، صرف گمنام بودن از معرفی او عقب‌نشینی نمی‌کنیم. به نظر من این امتیاز جشنواره ماست که اعتبار جایزه را نشان می‌دهد و سند بی‌طرفی داوران ماست.

اما نکته دیگر این است که جشنواه قلم زرین تلاش دارد تا از ادبیات انقلاب، دفاع مقدس و آئینی حمایت کند و این حوزه را بیشتر زیر چترحمایتی خود ببرد. این به معنی آن است که در کنار خرید سایر آثار برای داوری در جشنواره، تلاش ما این است که این آثار نیز خوب دیده شده و مورد داوری قرار بگیرند. در بسیاری از جشنواره‌های مطرح ادبی کشور، آثار مربوط به ادبیات انقلاب و دفاع مقدس با تساهل و تسامح در حال حذف شدن از گردونه داوری‌ها هستند، ولی داوری جشنواره قلم و ترکیب داوران به شکلی است که دغدغه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس در میان آنها وجود دارد. داوران به نوعی متعلق به این حوزه‌ها و البته در فضای کاری خود در ادبیات معاصر نیز صاحب‌نظر هستند. این منجر می‌شود که داوری‌ها با بی‌طرفی بیشتری صورت بپذیرد و یک اثر انقلابی تنها به خاطر مسائلی که ممکن است معرفی آن به وجود آورد، از برگزیده شدن دور نماند.

با این حال و با وجود تمام این وجوه تمایز، برگزیدگان جایزه قلم زرین به ویژه برگزیدگانی که در زمره نویسندگان کمتر شناخته شده و جوان هستند، معمولا پس از دریافت جایزه فراموش می‌شوند و انگار تنها نهاد صنفی اهل قلم هم برنامه‌ای برای پروراندن استعدادهای کشف شده توسط خود ندارد.

این مختص ما نیست و همه جوایز ادبی اینطور برخورد می‌کنند.

بله. ولی از تنها نهاد صنفی اهالی قلم بیش از این انتظار می‌ر‌ود. به ویژه اینکه بستر برای فعالیت خصوصی در حوزه ادبیات برای این نهاد بیش از سایر بخش‌ها فراهم است.

البته انجمن قلم یک تشکل فرهنگی ـ صنفی است که دغدغه توجه به نیازهای صنفی اهالی قلم یکی از مهم‌ترین نکاتی است که همواره در طول حیاتش مورد توجه قرار گرفته است. مثلا یادم هست آقای سرشار در پیگیری موضوع ارزشیابی توانایی نویسندگان و دریافت مدرک معادل برای آنها تلاش زیادی کرد. می‌دانید که این مدرک و دریافت آن سال‌های سال برای فعالان بخش ادبیات مورد غفلت واقع شد و آقای سرشار نزدیک به 10 سال پیگیر این ماجرا بود و توانست آن را مصوب کند.

مصوب شد؟

بله.

ولی گویا این مدارک بود و نبودشان چندان تفاوتی به حال دریافت کنندگان ندارد.

متاسفانه درست است. آئین نامه پذیرش آن به نهادهای دولتی ابلاغ نشده است. عملا کاربردی برای صاحبش ندارد و ارزش مادی برای فرد دارنده در ارتقاء کاری و دریافت مزایا توسط او به همراه نخواهد داشت. حتی من یادم هست چند سال قبل آقای محمدجواد محبت می‌گفت که وقتی مدرک درجه یک هنری را دریافت کرد و برای ارزیابی به اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه برد، با او برخورد بدی شد و به وی گفتند که این مدرک به هیچ دردی نمی‌خورد و تا به امروز هم که من از وزارت ارشاد و انجمن قلم پیگیری کردم، به من گفته شده که هنوز موانعی وجود دارد که شاعران و نویسندگان نمی‌توانند از حقوق حقه خود برخوردار شوند.

ولی با این همه شما از این کار به عنوان یک موفقیت در انجمن قلم یاد می‌کنید.

نفس ارائه این مدرک را که حاصل فعالیت انجمن بود که نمی‌شود انکار کرد. در کنار این کارها انجمن به اعطای وام تا سقف 5 میلیون تومان برای اعضای انجمن قلم ایران نیز می‌پردازد که تقریبا حالت قرض الحسنه دارد. در کنار آن کارت خرید کتاب به صورت حداقل دو نوبت در سال هم از سوی انجمن به اعضا اعطا می‌شود. در کنار آن امکان انتشار آثار نوقلمان و پیشکسوتان نیز در انجمن به وجود آمده است که در آن با هزینه انجمن آثار نوقلمان با عقد قراردادی در معرض انتشار قرار می‌گیرد و در مورد پیشکسوتان نیز مصوب شد 1000 صفحه از تالیفات آنها در قالب یک کتاب منتشر شود.

پس به استناد این موضوع معتقدید که اعضاء انجمن و برگزیدگان جایزه قلم زرین به حال خود رها نشده‌اند و برای آنها برنامه‌ریزی شده است؟

بله. جز این در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری دوره‌های آموزشی برای اعضاء و برگزیدگان نیز هستیم. در کنار آن برخی از برگزیدگان هم با واسطه برای اشتغال به نهادهای مختلفی معرفی می‌کنیم، ولی قبول دارم که حمایت‌هایی که ما انجام می‌دهیم، کافی نیست و نیاز داریم که حمایت‌های صنفی از اهالی قلم گسترده‌تر باشد، ولی خب بپذیرید که بضاعت انجمن فعلا همین‌قدر است.

در برخی از مطبوعات و جامعه ادبی ایران که بخش کوچکی هم نیستند، جایزه ادبی قلم زرین به عنوان یک جایزه دولتی شناخته می‌شود و اتفاقا گواه آنها برای این مسئله همین روابطی است که این نهاد صنفی با بخش‌های دولتی دارد و سایرین از داشتن آن ناتوانند. شما این موضوع را قبول دارید؟

به ما می‌گویند دولتی اما نمی‌گویند با استناد به چه چیزی ما را دولتی می‌خوانند. انجمن قلم ایران یک موسسه مردم‌نهاد غیردولتی است. این در اساس‌نامه ما مورد تاکید  قرار گرفته است و طبیعتا جایزه ما هم غیردولتی است و نمی‌دانم این وصله‌ها را از کجا به ما می‌چسبانند.

شاید به خاطر حضور و عضویت برخی چهره‌های سیاسی و دولتی در انجمن قلم و ارتباط انجمن با آنهاست. این طور فکر نمی‌کنید؟ مثلا همین امسال مکان اختتامیه جایزه برای نخستین بار تغییر می‌کند و می‌رود در باغی که متعلق به وزارت ارشاد است و خب البته خیلی از جوایز ادبی که از سوی نهادهای صنفی مثل شما برگزار می‌شود از این امکانات بی‌بهره‌اند.

خب پس بهتر است من هم نکاتی را بگویم تا اهالی قلم با انصاف خودشان قضاوت کنند. زمانی که آقای دکتر محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد شدند به دلیل حضور در این سمت، از سخنگویی انجمن قلم ایران استعفا دادند. شما بروید و کارنامه ایشان به عنوان معاون فرهنگی را در آن زمان بررسی کنید و ببینید کمک‌هایی که در زمان ایشان به تشکل‌های صنفی اهالی قلم مانند خانه شاعران و انجمن قلم ایران و... شد، نسبت به کمک‌هایی که به نهادهای صنفی دیگر شد، چقدر است. بررسی کنید که آیا واقعا انجمن قلم بیشتر مورد حمایت قرار گرفت؟ و یا به همان اندازه که دولت بر اساس وظیفه ذاتی‌اش به انجمن قلم کمک کرد به سایر تشکل‌های صنفی اهالی قلم هم کمک شد.

در شرایط فعلی هم اگر کمکی به از سوی دولت به انجمن قلم ایران می‌رسد، تنها مختص انجمن قلم نیست. تمام تشکل‌های غیردولتی فرهنگی از این کمک‌ها برخوردار می‌شوند، ولی برخی دوست دارند یک مسئله را بزرگنمایی کنند.

چرا بزرگنمایی؟ حس می‌کنید مشکلی با شما دارند؟

به نظر من ماجرا این است که هر تشکلی که به ادبیات انقلاب و دفاع مقدس تعلق خاطری دارد و می‌خواهد از آن حمایتی انجام دهد، چون فعالیتش برتابیده نمی‌شود به او انگ دولتی بودن می‌زنند. مسئله این است که برخی دوست دارند همه کمک‌ها و توجه‌ها به سمت آنها حرکت کند و طبیعی است که برای این کار درباره انجمن جوسازی می‌کنند تا منزوی شود.

اگر امسال باغ زیبا را به انجمن قلم دادند تا در آن مراسم اختتامیه جایزه قلم برگزار شود، سایر تشکل‌های صنفی هم می‌توانند چنین تقاضایی را داشته باشند.

ماجرای این تغییر مکان محل اختتامیه دقیقا چیست؟

من در یکی از مصاحبه‌هایی که قبل از این انجام دادم در پاسخ به سئوالی اشاره کردم که امسال هم مانند سال‌های قبل مراسم را در سالن آمفی‌تئاتر انجمن برگزار کنیم. اما چون سالن کوچک است و امکان ایجاد سرمایش مناسبی ندارد، احتمال دارد که با حوزه هنری و وزارت ارشاد صحبت کنیم تا سالن بهتری به ما بدهند. وقتی این مصاحبه منتشر شد. شخص آقای علی‌ شجاعی صائین (رئیس موسسه خانه کتاب) اعلام آمادگی کرد که امسال می‌توانید در محل باغ زیبا مراسم را برگزار کنید. ما درخواست رسمی از کسی نداشتیم و خود وزارت ارشاد و آقای شجاعی با حسن نیت به ما این پیشنهاد را داد.

از طرف دیگر مراسم روز شنبه مراسمی است که وزارت ارشاد به مناسبت روز قلم تدارک دیده بود و درصدد اجرای آن بود و از ما هم خواستند تا در آن شرکت کنیم و اختتامیه را آنجا و در دل مراسم ارشاد برگزار کنیم.

جناب اسماعیلی! ترکیب داوران جایزه قلم زرین هم در سال‌های گذشته هموراه محل بحث بوده است. آیا به طور مشخص تاکید و قانونی دارید که داوران را باید حتما از اعضای انجمن انتخاب کنید؟ و جدای از این چرا برخی از داوران جایزه در حال تکرار شدن در سال‌های متمادی هستند؟

در جایزه قلم زرین الزامی برای انتخاب داوران و دبیر جایزه از اعضاء انجمن وجود ندارد و می‌توان آنها را از خارج از حلقه اعضاء انجمن نیز انتخاب کرد، کما اینکه قبلا هم این اتفاق افتاده است. مثلا آقای حسین اسرافیلی و پرویز بیگی حبیب آبادی که از داوران ما در جایزه قلم در سال‌های قبل بودند از اعضاء انجمن قلم نیستند.

در مورد ترکیب داوران اما من هم تا حدودی این را می‌پذیرم که نباید داوران تکرار شوند و خبر دارم که اعضاء هیئت مدیره نیز به این فکر هستند که سازوکاری را فراهم کنند تا ترکیب داوران هر سال تکرار نشود و تعدیل‌هایی داشته باشیم تا لااقل عدالتی به وجود آید که نیمی از داوران از اعضاء انجمن نباشند.

اعضاء هیئت مدیره بر این موضوع واقفند که ترکیب ثابت داوری نقطه ضعف جایزه است و البته تلاش هم شده که ترکیب ثابت نماند. ولی هیچ عمدی در این مسئله نبوده و اتفاق آن ناخودآگاه بوده است.

اما داوران جایزه با نظر و تصویب هیئت مدیره انجمن انتخاب می‌شوند و به نوعی خود هیئت مدیره در تکرار آنها نقش داشته است.

ببینید! گاهی برخی از بزرگوارانی که دعوت به داوری در جایزه شدند به دلایلی انصراف دادند و در داوری حاضر نشدند...

بگذارید طور دیگری سئوال کنم. انجمن در انتخاب داوران جایزه خود معیار مشخصی دارد؟

بله. باید جدای از اشراف به ادبیات معاصر نسبت به ادبیات انقلاب و دفاع مقدس نیز از آنها بی‌تفاوتی سر نزده باشد و تعلق خاطر به آن داشته باشند.

کمی روی کاندیداهای جایزه قلم در دوره یازدهم بحث کنیم. در بخش‌های داستان و نقد ادبیات امثال به وضوح شاهد نوعی تغییر رویکرد و توجه به نخبه‌گرایی در جایزه قلم زرین هستیم، اما در بخش شعر این اتفاق نه تنها رخ نداده، بلکه شاهدیم که شاعران راه‌یافته به بخش نهایی از قضا در زمره همان افرادی هستند که به تعبیر شما اسیر گروهی اندیشیدن و گروهی سراییدن هستند و حتی ناشر مشخصی هم دارند. این سئوال مطرح است که چرا جایزه قلم با وجود اینکه برخی آسیب‌ها را در خود می‌پ‍ذیرد و به آن باور دارد، چرا بر تکرار آنها در حوزه شعر تاکید دارد؟ باید باور کنیم که مثلا بضاعت شعر معاصر ما همین است؟

من البته از یک طیف بودن نامزدهای بخش شعر جایزه را نمی‌پذیرم. خانم حسنی محمدزاده در قالب طیفی که عنوان کردید، نیست. آقای خسرو احتشامی هم چهره صاحب هویت و شناسنامه‌ای است و بیشتر جزو شاعران معاصر شناخته می‌شود تا شاعران انقلاب اسلامی. پس نمی‌شود صددرصد گفت که اتفاقی که گفتید رخ داده. اما من تاکید دارم که جایزه ما مرعوب نام‌ها نیست. اگر نسل شاعران جوان شایسته مطرح شدن داشته باشند، ما ابایی نداریم که از آنها یاد کنیم.

آقای علیرضا قزوه که در میان کاندیداهای جایزه قلم هستند البته در حد و اندازه چهره‌ای مانند دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی نیست، اما در حوزه شعر انقلاب چهره ‌شاخصی است و مورد اقبال عمومی قرار دارد. ایشان در سال‌های اخیر تالیفات زیادی داشته است که منجر شده بیشتر از برخی شاعران در معرض دید قرار بگیرد.

شاید فردی در سال 20 اثر متوسط منتشر کند و فردی دو اثر خوب. طبیعی است که فردی که 20 اثر منتشر کرده از شانس بیشتری برای برگزیده شدن در یک جشنواره برخوردار باشد.

انتخاب چند کتاب از یک موسسه هم تعمدی نیست. داوران اصلا روی عناوین تعصب ندارند و ما روی این مسئله بسیار حساسیت داریم و به همه داوران نیز این موضوع اعلام کرده‌ایم.

نظر من این است که حضور چند کتاب از یک ناشر به صورت توامان به دلیل کیفیت آثار است، یعنی انشاالله که اینطور است.

البته می‌دانید که دبیر جایزه قلم زرین در داوری دخالت مستقیم ندارد و داوران خودشان استقلال دارند و نظر می‌دهند و دبیر حق هیچ اعمال نظری ندارد؛ هرچند که من نظرات و پیشنهاد‌های خودم را داده‌ام.

نظر هیئت رئیسه انجمن قلم در نتیجه داوری‌های جایزه چقدر است؟

در اعلام نتیجه داوری‌ها با اعضای هیئت رئیسه مشورت می‌شود. برگزیدگان شاخه‌ها در گزارشی به هیئت مدیره و رئیس انجمن ارائه می‌شوند و البته گاهی رئیس و اعضای هیئت مدیره ممکن است به دلایلی روی یک اثر نکته‌ای داشته باشند که به داوران ارائه می‌دهند و باز با تعامل داوران در نهایت تصمیم‌گیری می‌شود.

منظورتان از تعامل دقیقا چیست؟

یعنی اینطور نیست که اعضاء هیئت مدیره و یا رئیس بخواهد در نتیجه تغییری ایجاد کند. کار ما تعاملی است. یا داوران قانع می‌شوند و یا هیئت مدیره. اما هیچ وقت اثری حذف نمی‌شود. ممکن است به صورت مشترک با اثر دیگری از آن تقدیر شود.

پس اگر اعضاء هیئت رئیسه با اعطاء جایزه به اثری که داوران برگزیده‌اند مخالف باشند توانایی تغییر نظر داوران را دارند؟

تغییر نه؛ می‌شود از عبارت متقاعد کردن در اینجا استفاده کرد. تاکید دارم که تعامل به معنی حذف شدن یک اثر نیست. ممکن است اثری به عنوان برگزیده معرفی شود ولی پس از استماع نظرات هیئت رئیسه انجمن، داوران به این نتیجه برسند که اثر به جای عنوان برگزیده، با نام شایسته تقدیر و یا به صورت مشترک با اثر دیگری مورد تشویق قرار می‌گیرد.

شما بر اینکه اثری در جشنواره برگزیده شود تاکید دارید؟

نه. تاکیدی نیست. اگر اثری شایستگی و حد نصاب لازم را داشت، انتخاب می‌شود.

سال گذشته در فضای ادبیات ایران سال سختی بود و کتاب‌های کم با مشقت فراوان منتشر شدند. شما به عنوان دبیر جایزه قلم زرین در نوبت یازدهم و به واسطه بررسی این آثار، الان که در آستانه اختتامیه جشنواره هستیم چه برآوردی از فضای ادبیات ایران در سال گذشته دارید؟

ادبیات ایران در سال گذشته از منظر کمی با تمام مشکلاتی که وجود داشت، با انتشار تعداد قابل قبولی اثر مواجه بود که البته در مورد حوزه نقد و پژوهش باید استثنا قائل شویم. اما در حوزه کیفی معضلات خودش را نشان داد. نخست اینکه مشخص شد شاعران و نویسندگان ما در حال رقابت در یک فضای جمعی هستند. اگر امضای خالق اثر را از پای آن برداریم به ندرت می‌‌شود تشخیص داد که آن اثر را کدام فرد خاص نوشته است. این یعنی آثار از نظر زبانی و مولفه‌های ادبی بسیار به هم نزدیک شده و ذهن و زبان شاعران از نظر فرم و محتوا بسیار به هم شبیه شده است.

ما در سال گذشته شاهد نوآوری در ادبیاتمان بودیم، اما خلاقیتی را نمی‌شد دید. شاید این تعبیر خوبی نباشد، اما این ادبیات، ادبیات سری‌دوزی است. در چنین فضایی بود که امسال از میان 600 عنوان اثر انتخاب شده داوران ما برای حضور در بخش پایانی، در نهایت به 20 عنوان اثر قابل قبول رسیدیم و از آنها هم در نهایت 6 اثر نامزد دریافت جایزه شدند. این یعنی بخشی عمده‌ای از آثار منتشر شده در کشور ما اشتراکات ذهنی و زبانی زیادی دارند.

منظورتان این است که شاعران و اهالی قلم آگاهانه در حال قدم زدن در فضایی ناصحیح هستند؟

البته من شاعران را در این مورد مقصر نمی‌دانم. این نهادهای فرهنگی ما هستند که با جشنواره‌زدگی، شاعران و نویسندگان را به سمتی حرکت دادند که برای حل مسائل معیشتی خود به جشنواره‌ها و برگزیده شدن در آن دل ببندند. ما امروز شاعران زیادی را داریم که با وجود پایان تحصیل و خدمت سربازی کماکان بدون شغل هستند و از طریق شعر ارتزاق می‌کنند. یعنی منتظرند تا ارشاد و یا حوزه فراخوانی بدهد و آنها اثری با مضمون آن تولید و ارسال کنند تا شاید برگزیده شوند و جایزه‌ای بگیرند.

وقتی این فضا را در جامعه ایجاد می‌کنیم به طور غیرمستقیم شاعر و نویسنده خودمان را به سمت سفارسی‌نویسی می‌بریم. رفع این مشکل، مستلزم این است که یک بستر طبیعی فراهم شود تا یک شاعر و نویسنده در طول سال به صورت خودجوش و فطری و طبیعی دست به تولید ادبی بزند. اگر این بستر را فراهم کنیم و نقش بسترسازی و حمایتی داشته باشیم، طبیعتا شاعر و نویسنده هم بدون دغدغه دست به خلق اثر می‌زند. در چنین شرایطی، شاعر و نویسنده‌ای که در بستر انقلاب رشد کرده به خلق هر اثری که نائل شود، بسیار ارزشمند است و حتی به قول مقام معظم رهبری جوانانی که شعر عاشقانه هم می‌سرایند به دلیل نگاه ارزشی حاکم بر خودشان، شعرشان هم شعر ارزشی می‌شود.

من متوجه نشدم مشکل در نهایت شاعران و اهالی قلم هستند و یا جشنواره‌ها؟

مسئله اصلی ما بسترسازی برای برگزاری یک جشنواره است. یعنی باید در طول سال کارگاه‌های آموزشی داشته باشیم تا شاعران و نویسندگان جوان در آن شرکت کنند و با اصول ادبیات داستانی آشنا شوند و کار خود را ارتقا دهند.

جدای از این باید بستر نقد ادبی را در کشور فراهم کرد. بستری که در آن آثار به صورت جدی و نه تفننی نقد شود. البته جاهایی مثل سرای اهل قلم هست که جلسه برگزار می‌کنند، اما آن جلسات در نهایت به 10 نفر ختم می‌شود که از آنها بخش قابل توجهی تنها تعارف می‌کنند و کمتر می‌شود حرف جدی و علمی و فنی در آن پیدا کرد. به همین خاطر به نظرم مکان برگزاری این جلسات باید به سمت مکان‌های آکادمیک و دانشگاهی سوق پیدا کند.

اتفاق دیگری که ما با آن مواجهیم، اعزام کاروان‌های فرهنگی به خارج از کشور برای سرمایه‌گذاری فرهنگی است. اعضای این کاروان‌ها باید به سفرهای فرهنگی تخصصی و نه سیاحتی بروند تا با ادبیات و شاعران و نویسندگان خارج از جغرافیای خود آشنا شوند. در سال‌های اخیر تنها با برگزاری همایش شاعران ایران و جهان و یا بخش بین‌الملل جشنواره شعر فجر بوده که تلاش مختصری برای خروج ادبیات و ادیبان ما از فضای جزیره‌ای فعلی صورت گرفته است.

بحث ترجمه را هم نباید فراموش کرد. ما در این حوزه بسیار مظلوم هستیم. در سینما و یا ورزش بسترهای تعامل میان ما و جهان وجود دارد و این به بالندگی  ورزش و سینمای ما کمک زیادی می‌کند، اما آیا ادبیات ما که سابقه بیش از هزارساله دارد و در دنیا هم چندان ناشناخته نیست، وضع به همین صورت است؟ آیا دورخیز کرده‌ایم که در یک جشنواره ادبی خارج از کشور از ایران هم تیمی برود؟ اصلا چقدر فراخوان‌های ادبی خارج از کشور را به داخل آورده‌ایم و از شاعران و نویسندگان خواسته‌ایم در آن شرکت کنند؟

خودمان به جزیره‌ای زندگی کردن خو کرده‌ایم، اما باید این فضا را شکست و به دنیا گفت که ادبیات ما چه چهره‌های بزرگی دارد. من یقین دارم که این اتفاقات اگر رخ دهد و از جشنواره‌زدگی رها شویم ادبیات ما در دنیا قدبلند خواهد کرد و ملت ما همانطور که امروز به برنده شدن تیم والیبالش افتخار می‌کند به برگزیده‌ شدن یک اد‌یبش در دنیا نیز افتخار خواهد کرد و با ادبیات آشتی دوباره خواهد داشت. والله این کار سختی نیست، فقط کمی همت و دغدغه می‌خواهد.

 

خبرگزاری مهر

کد خبر: 2090055
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۴/۱۴ - ۱۳:۲۸

 

خبر

شنبه 15 تیرماه

مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره جایزه "قلم

 زرین" در "باغ زیبا" برگزار می شود

 

رضا اسماعیلی دبیر یازدهمین جشنواره جایزه ادبی "قلم زرین" مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی "قلم زرین" را در محل "باغ زیبا" ذكر كرد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری؛ رضا اسماعیلی دبیر یازدهمین جشنواره جایزه ادبی "قلم زرین" درباره كم و كیف مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره گفت: مراسم اختتامیه با حضور بزرگان، پیشكسوتان شعر و هنر همچون علی اكبر ولایتی، حداد عادل، حمید سبزواری، عباس براتی پور، مشفق كاشانی و تنی چند از شاعران و نویسندگان در محل باغ زیبا برگزار خواهد شد.
وی در ادامه گفت: در ابتدای مراسم محمدرضا سرشار رییس انجمن قلم ایران سخنرانی خواهد داشت و گزارش كوتاهی از روند برگزاری یازدهمین دوره ی جشنواره قلم زرین ارائه خواهد كرد. سپس هر كدام از سرگروه ها و داوران بخش های شعر، داستان و نقد و پژوهش گزارشی ازنحوه داوری و روند آن خواهند داشت.


دبیر یازدهمین جشنواره جایزه ادبی قلم زرین با اشاره به تعداد آثار رسیده به این دوره از جشنواره گفت: در مجموع 1300 اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شده بود كه بیش از 500 عنوان كتاب در بخش "داستان و رمان" ، 600 عنوان كتاب "مجموعه شعر" و 200 عنوان نقد و پژوهش به این دوره از جشنواره از سوی هنرمندان و علاقه مندان به ادبیات ارسال شده بود.
رضا اسماعیلی مهمترین ملاك و معیار داوری را دو زاویه ادبی و محتوا برشمرد و گفت: مهمترین ملاك و معیار داوران در این دوره از جشنواره همانند سایر جشنواره های ادبی توجه داوران به بعد ادبی آثار كه شامل: ساختار و مولفه های هنری و زیباشناسی است. محتوا و ارزشمند بودن محتوا از دیگر زوایای مورد توجه داوران بوده كه یك اثر را به عنوان اثر برگزیده انتخاب كرده اند.


وی ادامه داد: در هر بخش یك نفر به عنوان نفر برگزیده انتخاب شده است كه انشاء الله در مراسم اختتامیه  با حضور مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و پیشكسوتان فرهنگ و ادب معرفی خواهند شد.  
شایان ذكر است كاندیداهای بخش "شعر" علیرضا قزوه با مجموعه  شعر «صبح‌ بنارس»، حسنی محمدزاده با مجموعه شعر «خورشیدهای توامان»، رضا شیبانی اصل با سروده های «سكوت كاهگلی"، خسرو احتشامی با مجموعه سروده های «عاشقانه‌های كهن‌سالی» ، مجید سعدآبادی  با مجموعه سروده های «گلفروش مسلمان» و میلاد عرفان‌پور با سروده های «بی‌خبری‌ها» از نامزدهای نهایی دریافت جایزه قلم زرین هستند.


در بخش "داستان و رمان" ، رمان «قیدار» نوشته رضا امیر‌خانی و رمان "جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی‌كربلایی‌لو به عنوان كاندیداهای نهایی این بخش داستان معرفی شده اند.
مراسم اختتامیه یازدهمین دوره از جشنواره ادبی "قلم زرین"، ساعت 18:30 روز شنبه 15 تیرماه در "باغ زیبا"؛ واقع در شریعتی، خیابان قبا، میدان قبا، خیابان زیبا ، كوچه كاج، پلاك 11 برگزار می شود.

دبیر یازدهمین جشنواره قلم زرین اسامی سه كتاب "رستاخیز كلمات" نوشته محمدرضا شفیعی كدكنی، "سبك‌شناسی" نوشته محمود فتوحی، "روایت شناسی داستان‌های مثنوی" نوشته سمیرا بام‌مشكی را هم به عنوان نامزدهای دریافت جایزه قلم زرین در بخش نقد و پژوهش ادبی اعلام كرد.

 

مصاحبه

 
گفت‌وگوی فارس با رضا اسماعیلی درباره انتشار مجدد نشریه شعر
 
نقد دانشگاهی‌ ما هنوز در سده‌ها و دهه‌های پیش به سر می‌برد

معمولاً کسانی که در این حوزه سرمایه‌گذاری می‌کنند با این نگرانی دست و پنجه نرم می‌کنند که نکند نشریه‌ ما مورد استقبال جامعه قرار نگیرد و در انبارها بماند، نتوانیم به دست اهلش برسانیم و به نحو شایسته توزیع نشود.

خبرگزاری فارس: نقد دانشگاهی‌ ما هنوز در سده‌ها و دهه‌های پیش به سر می‌برد

 

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ مجله شعر تنها نشریه‌ای بود که در حوزه شعر و نقد شعر انقلاب اسلامی گام می‌زد. تعطیلی این اتفاق خوب، حادثه ناخوشایندی بود که در این دو سال به ادبیات انقلاب اسلامی ضربه زد. شروع دوباره انتشار این نشریه باعث تقویت شعر انقلاب اسلامی خواهد شد.

«رضا اسماعیلی»، به عنوان شاعر و منتقد شعر انقلاب با توجه به بازگشایی نشریه شعر سخن‌های زیبایی بر زبان رانده است که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم. ناگفته نماند که این پژوهشگر ادبیات انقلاب هم‌اکنون سردبیری نشریه «اقلیم نقد» را بر عهده دارد؛

 

* اکثر شاعران انقلاب جدیدترین سروده‌های خود را در اختیار این نشریه قرار می‌دادند

ـ جناب اسماعیلی! همان‌طور که می‌دانید، قرار است نشریه «شعر» -که متعلق به حوزه هنری است ـ فعالیت خودش را با سردبیری علی رضا قزوه از سر بگیرد. نظر شما به عنوان یک شاعر انقلاب اسلامی راجع به انتشار این نشریه چیست؟

ـ خبر چاپ و انتشار دوباره مجله شعر خبر بسیار خوبی است. اکثر دوستانی که سابقه همکاری با مجله شعر را داشتند از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدند و مجدداً انگیزه پیدا کردند که در حوزه نقد و پژوهش ادبی دورخیر کنند و ان شاء ا... بتوانند با این ماهنامه ادبی همکاری داشته باشند.

در طول یک سال و اندی که این مجله تعطیل شده بود، خلاء آن احساس می‌شد؛ به خصوص در فضای شعر و ادبیات انقلاب این فضا بیشتر حس می‌شد، چون که جناح‌هایی که به جریان های ادبی دیگر وابسته‌اند و با ادبیات انقلاب نسبت چندانی ندارند، تریبون‌های خاص خودشان را داشتند. از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون معمولاً فصلنامه‌ها و جنگ‌های ادبی و گاهنامه‌های ادبی متعددی داشتند که آثار خودشان را عرضه می‌کردند. مجموعه‌ شعرهای دوستان ایشان که چاپ می‌شد، مورد نقد و بررسی قرار می‌گرفت، ولی در حوزه ادبیات انقلاب مجله و فصلنامه‌ای که به صورت تخصصی به شعر می‌پرداخت همین فصلنامه شعر بود که به صورت جدی به مقوله‌های مربوط به شعر و نقد شهر و پژوهش‌های ادبی می‌پرداخت. اکثر شاعران انقلاب جدیدترین سروده‌های خودشان را در اختیار این نشریه قرار می‌دادند و چاپ و انتشار این نشریه یک اتفاق خجسته و مبارکی بود. بنده خودم این توفیق را داشتم که در زمان سردبیری آقای مصطفی محدثی خراسانی با این مجله همکاری مستمر داشته باشم. برای خود من خیلی ایجاد انگیزه می‌کرد که دست به قلم ببرم و بنویسم و مطالعه کنم و آفرینش های ادبی خودم را در آن جای روزآمد عرضه کنم.

در طول یک سال و اندی که این مجله در محاق رفته بود و به تعطیلی کشیده شده بود واقعاً جای تأسف و حسرت داشت؛ از این زاویه که می‌دیدیم دیگران به صورت جدی دارند کار می‌کنند ولی در حوزه ادبیات انقلاب ما به بن بست خورده ‌بودیم و این تنگنا با تعطیلی مجله شعر، یک مقدار باعث افسردگی شاعران انقلاب شده بود که الحمدالله امیدواریم در آینده نزدیک، این مجله با رویکرد جدید و با یک فعالیت مستمر دوباره چاپ و انتشارش آغاز شود. انتشار این مجله می‌تواند نوید آینده‌ای روشن برای ادبیات انقلاب را بدهد.

* در عرصه نقد دانشگاهی‌مان، هنوز در سده‌ها و دهه‌های پیش به سر می‌بریم!

ـ چون شما سردبیر بخش شعر نشریه «اقلیم نقد» هستید و در عرصه مطبوعات فعالید، این سوال را جدی‌تر از شما می‌پرسم؛ چرا در عرصه شعر انقلاب اسلامی فقط یک نشریه منتشر می‌شود؟

ـ بله ، سوال بسیار خوبی است، ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه خلق آثار ادبی به خصوص به صورت شعر آثار زیادی آفریدیم. از لحاظ کمی مجموعه شعرهایی که تا به امروز چاپ شده عدد قابل توجهی به خود تخصیص داده است ولی در حوزه نقد و پژوهش چون ما ایجاد انگیزه نکردیم و بستر‌سازی نکردیم و متولیان تلاش نکردند که متخصص در این حوزه داشته باشند، دوستان شاعر هم به همان سرودن شعر تا به امروز اکتفا کردند و خیلی برایشان سخت است که امروز از بعضی از ایشان درخواست می‌کنیم مثلاً در مورد یک مجموعه شعر نقدی بنویسند؛ به سختی این مسئولیت را می‌پذیرند و اگر هم به این مسئولیت تن می‌دهند، معمولا حاصل کار یک نقد علمی و فنی و جدی نمی‌شود بلکه بیشتر به یک معرفی کتاب ساده می‌شود که در چند صفحه محدود بیان می‌شود، ولی یکی از دلایلی که باعث شده است این حوزه فقیر باشد، نداشتن نشریات تخصصی در قالب فصل‌نامه، گاهنامه‌های تخصصی است که این نقیصه باعث شده است که دوستان کمتر به صرافت نوشتن (نقدکردن) بیفتند.

علت دومش هم این است که معمولاً چون ماهنامه‌های تخصصی نقد ادبی، مخاطبان خاصی دارد (دایره مخاطبانش عام نیست) معمولاً کسانی که در این حوزه سرمایه‌گذاری می‌کنند با این نگرانی دست و پنجه نرم می‌کنند که نکند نشریه‌ای که ما داریم عرضه می‌کنم مورد استقبال جامعه قرار نگیرد و در انبارها بماند و نتوانیم به دست اهلش برسانیم و به نحو شایسته توزیع شود. چون طبیعتاً کسانی بیشتر این ماهنامه‌ها را تهیه می‌کنند که اهلیت داشته باشند و به مقوله نقد علاقه‌مند باشند و دایره مخاطبین هم محدود است، طبیعتاً این غفلت باعث می‌شود کسانی که بخواهند در این حوزه سرمایه‌گذاری کنند انگیزه بالایی برای این مسئله نداشته باشند. نکته دیگر این است که ما در حوزه دانشگاه‌ها و در فضای دانشجویی متأسفانه در تربیت نسلی از منتقدین، موفق عمل نکردیم. دروس ادبی دانشگاه‌های ما به یک دروس کلیشه‌ای محدود شده است. به دروسی که بیشتر ادبیات کهن و آثار منظوم و منشور کهن را با همان شیوه نقد کهن می‌پردازند و کمتر به نقد و مهارت‌های نقد ادبی امروز مجهز هستند و اساتیدی که غالباً ادبیات تدریس می‌کنند به هر علت کمتر دنبال این هستند که خودشان را در حوزه نقد روزآمد کنند و به خاطر همین نقد در دانشگاه‌های ما پا نگرفته است و جای مناسبی را در بین جامعه دانشگاهی ما باز نکرده است. شاید در عرصه نقد دانشگاهی‌مان، هنوز در سده‌ها و دهه‌های پیش به سر می‌بریم! طبیعتاً باید بستر‌سازی کنیم که فضای دانشگاهی ما برای نسلی از منتقدین آماده شود که با دانش و بینش ادبی به نقد ادبی بپردازند و هم در جامعه و بین کتاب‌خوان‌های معمولی جامعه، ما نقد را به شیوه‌ای مطرح کنیم که این افراد به نقد کتاب و پژوهش‌های ادبی علاقه‌مند شوند که علاوه بر خواندن شعر، به کتاب‌هایی هم که با موضوع نقد شعر چاپ می‌شود توجه نشان بدهند.

نکته بعدی هم نشست‌های نقد است که معمولاً در سرای اهل ادب یا خانه کتاب برگزار می‌شود. که متأسفانه در مورد این نشست‌ها هم اطلاع‌رسانی خوبی صورت نمی‌گیرد، من وقتی می‌بینم که در فرهنگسراها و جاهای مختلف برگزار می‌کنند، این جلسات به افراد معدودی محدود می‌شود که از خالق اثر و منتقد و تعدادی محدود از دوستان شاعر و منتقد تشکیل می‌شود و این تعداد به ده یا پانزده نفر می‌رسد و جای درد و دریغ دارد. این عدم استقبال به عدم اطلاع‌رسانی مناسب باز می‌گردد و این که در این جلسات نقد به صورت جدی دنبال نمی‌شود، یعنی باز هم به نوعی معرفی کتاب هست و در واقع کسانی که به عنوان منتقد شرکت می‌کنند بدون مطالعات کامل و علمی در حوزه نقد به یک نقد سردستی نگاه می‌کنند!

* مجله شعر می‌تواند به رونق گرفتن بحث نقد کمک کند

ـ پس می‌فرمایید که دوستانی که قصد انتشار نشریه شعر را دارند باید به مقوله نقد توجه جدی و علمی داشته باشند.

ـ بله، باید توجه جدی داشته باشند. اگر ما این نشریه را به دو بخش تقسیم بکنیم، حتی دو سوم نشریه شعر باید به پژوهش‌های ادبی تخصیص پیدا کند. من برای توجه به نقد در نشریه «اقلیم نقد» با یک سختی خاصی با دوستان منتقد در شهرستان‌ها ارتباط می‌گرفتم و می‌کوشیدم که هر طوری شده باشد، روی مجموعه‌های جدیدی که چاپ شده است نقد بنویسند و به خاطر این پیگیری‌هایی که می‌کردم دوستان لبیک می‌گفتند و الحمدولله بعد از یک سال انتشار اقلیم نقد، در نقطه خوبی قرار گرفتیم. این مجله شعر هم می‌تواند به رونق گرفتن بحث نقد کمک کند.

 

 

مصاحبه

 

1300 کتاب برای انتخاب «قلم زرین» بررسی شد/ اختتامیه؛ 15 تیر

 

رضا اسماعیلی در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی«خبرگزاری دانشجو»، درباره آخرین اخبار جشنواره قلم زرین گفت: داوری جشنواره به پایان رسیده و ما در حال آماده کردن مقدمات برگزاری اختتامیه جشنواره هستیم.


وی ادامه داد: در یازدهمین جشنواره قلم زرین کتابهای منتشر شده در سال 91 در سه حوزه داستان ، شعر و نقد وپژوهش ادبی بررسی شد، در هرشاخه سه داور داشتیم، تیم داوران متشکل از سه داور بودند که یکی از داوران به عنوان سرگروه انتخاب شد. داوری آثار از اسفند سال گذشته آغاز شد.


دبیریازدهمین جشنواره قلم زرین افزود: برای تهیه کتابهای منتشر شده سال 91  از چند کانال اقدام کردیم؛ فراخوان از طریق رسانه ها برای مولفان و ناشران، فهرستی که از خانه کتاب تهیه کردیم  و کامل وجامع بود و اسامی کامل کتابهای سال 91 را داشت. این فهرست را در اختیار داوران قرار دادیم تا کتابها را گزینش کنند و برای خرید در اختیار ما قرار دهند ، کانال سوم هم خرید کتابهایی از نمایشگاه کتاب بود، چون کتابهای ناشران شهرستانی در تهران به سختی پیدا می شود از فرصت نمایشگاه کتاب استفاده کردیم و این کتابها را خریداری کردیم و در اختیار داوران قرار دادیم.


وی یادآور شد:در سه بخش جشنواره حدود هزارو 300 کتاب داوری شد، کتابی که حدنصاب  داوری را کسب کند، به مرحله بعد راه پیدا می کند. در مرحله دوم هم بررسی و در نهایت به مرحله نهایی راه می یابد.


اسماعیلی خاطر نشان کرد: در هر بخش طبق روال سالهای گذشته قرار بر این است که یک کتاب برگزیده داشته باشیم، البته اگر داوران به این نتیجه برسند که  کتابی شایسته احراز این عنوان است ومولفه های لازم را داشته باشد.


دبیر یازدهمین جشنواره قلم زرین گفت: میان شاخص های داوری این جشنواره هم مثل جشنواره های ادبی دیگر آنچه مهم است، کیفیت اثر است که در حوزه شعر؛ شاعرانگی ، تکنیک ، ساختار و فرم است.


وی اضافه کرد: چون جشنواره قلم زرین یک جشنواره ارزشی است، سعی شد محتوا و مضمون هم مورد توجه قرار گیرد اما از لحاظ مولفه های زیبا شناختی، تیم داوری مانند بقیه جشنواره ها  عمل می کند.


اسماعیلی اظهار داشت: سعی شده کتابی از قلم نیفتد و البته کم نبودند کتابهایی که از نویسندگان و شاعران شاخص به جشنواره ارسال شده اند.


وی درادامه افزود: در حوزه نقد وپژوهش سه اثر نامزد دریافت قلم زرین هستند که در نهایت یک اثر به عنوان برگزید ه است؛ «رستاخیز کلمات» از شفیعی کدکنی، «سبک شناسی» محمود فتوحی و «روایت شناسی داستانهای مثنوی» اثر سمیرا بامشکی.


دبیر یازدهمین جشنواره قلم زرین یادآور شد: درحوزه داستان دو اثر نامزد دریافت جایزه شدند؛ رمان «قیدار» رضا امیرخانی و رمان «جمجمه ات را قرض بده، برادر» نوشته مرتضی کربلایی لو.


اسماعیلی گفت: در بخش شعر شش مجموعه شعر نامزد دریافت جایزه قلم زرین شدند، «صبح بنارس» از علی رضا قزوه ،«خورشید های توامان» اثر حسنی محمد زاده ، «سکوت کاهگلی» از رضا شیبانی اصلی، «عاشقانه های کهنسالی» خسرو احتشامی، «گلفروش مسلمان» از مجید سعد آبادی و «بی خبری ها» از میلاد عرفانپور.


وی در یایان با اشاره به برگزاری مراسم اختتامیه گفت: مراسم اختتامیه روز شنبه 15 تیر، ساعت 18:30 در باغ زیبای حوزه هنری برگزار می شود. در مراسم اختتامیه شاعران پیشکسوت مانند سبزواری ، حدادعادل ، دکتر ولایتی و مشفق کاشانی حضور دارند.

خبر

شفیعی کدکنی نامزد دریافت جایزه قلم زرین شد
 
 
 
کتاب «رستاخیز کلمات» محمد رضا شفیعی کدکنی به عنوان کاندیدای دریافت یازدهمین جایزه قلم زرین معرفی شد.

رضا اسماعیلی دبیر یازدهمین دوره جایزه قلم زرین در گفتگو با خبرنگارر مهر از نهایی شدن اسامی کاندیداهای این جایزه ادبی در بخش نقد ادبی و پژوهش خبر داد و گفت: هیئت داوران این دوره از جایزه سه اثر «رستاخیز کلمات» اثر محمد رضا شفیعی کدکنی، «سبک شناسی» اثر محمود فتوحی و «رویات شناسی داستان‌های مثنوی» اثر سمیرا بامشکی را نامزد دریافت این جایزه اعلام کرده است.

وی افزود: مراسم اختامیه این جایزه روز 15 تیر و در محل «باغ زیبا» زوارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار خواهد شد.

به گفته اسماعیلی اسامی هیئت داوارن این جایزه نیز همزمان با مراسم اختتامیه این جایزه منتشر خواهد شد.

اسماعیلی پیش از این نیز در گفتگو با خبرنگار مهر نامزدهای این جایزه ادبی در سال جاری را در بخش داستان دو کتاب «قیدار» نوشته رضا امیرخانی و «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی لو اعلام کرده بود.

همچنین بنا بر اعلام دبیر یازدهمین دوره جایزه قلم زرین در بخش شعر نیز کتاب‌های «صبح بنارس» سروده علیرضا قزوه،  «خورشیدهای توامان» سروده حسنی محمد زاده، «سکوت‌های کاهگلی» سروده رضا شیبانی اصل، «عاشقانه‌های کهن‌سالی» سروده خسرو احتشامی، «گلفروش مسلمان»سروده مجید سعدآبادی و «بی‌خبری‌ها» سروده میلاد عرفان‌پور را کاندیدای دریافت جایزه قلم زرین معرفی کرده بود.

یادآوری می‌شود که جایزه قلم زرین در سال‌های گذشته در محل انجمن قلم ایران اهدا می‌شد و امسال برای نخستین بار مکان برگزاری مراسم پایانی این جایزه ادبی به "باغ زیبا" تغییر کرده است.

 

خبرگزاری مهر

کد خبر: 2081385

تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۴/۱ - ۱۰:۰۳

 

خبر

 

  نامزدهای بخش پژوهش و نقد ادبی «قلم زرین» نهایی شدند

نامزدهای بخش پژوهش و نقد ادبی یازدهمین دوره جایزه قلم زرین معرفی شدند. اختتامیه یازدهمین دوره این جایزه، شنبه، 15 تیر، ساعت 18 و 30 دقیقه در محل «باغ زیبا» برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رضا اسماعیلی دبیر یازدهمین دوره جایزه قلم زرین گفت: هیات داوران، کتاب های «رستاخیز کلمات» اثر محمد رضا شفیعی کدکنی، «سبک شناسی» اثر محمود فتوحی و «روایت شناسی داستان‌های مثنوی» اثر سمیرا بامشکی را نامزد دریافت این جایزه اعلام کرده است. 

اسماعیلی همچنین از راه یافتن شش مجموعه شعر به مرحله نهایی این جایزه در بخش شعر خبر داد و افزود: «صبح‌ بنارس» سروده علیرضا قزوه، «خورشیدهای توامان» سروده حسنی محمدزاده، «سكوت كاهگلی» سروده رضا شیبانی اصل، «عاشقانه‌های كهن‌سالی» سروده خسرو احتشامی، «گلفروش مسلمان» سروده مجید سعدآبادی و «بی‌خبری‌ها» سروده میلاد عرفان‌پور از نامزدهای نهایی دریافت جایزه قلم زرین  دربخش شعر شناخته شده‌اند.

اسماعیلی پیش از این نیز رمان «قیدار» نوشته رضا امیر‌خانی و رمان «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی‌كربلایی‌لو را به عنوان كاندیداهای نهایی بخش داستان این دوره از جایزه ادبی قلم زرین معرفی كرده بود.

وی گفت: مطابق برنامه سال‌های قبل از بزرگانی که عضو انجمن هستند مانند دکتر علی اکبر ولایتی، دکتر غلامعلی حداد عادل، استاد حمید سبزواری، استاد عباس براتی پور و استاد مشفق کاشانی در مراسم اختتامیه قلم زرین دعوت به عمل خواهد آمد.

یازدهمین دوره جایزه قلم زرین، ساعت 18 و 30 دقیقه شنبه 15 تیر ماه در باغ زیبا وزارت ارشاد به نشانی خیابان شریعتی، خ قبا، میدان قبا، خیابان زیبا، کوچه کاج پلاک 11، برگزار خواهد شد.

 

شنبه ۱ تير 1392 ساعت 11:37