رونمایی از کتاب « پژوهش نامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس »

اسماعیلی : ادبیات انقلاب اسلامی در مرحله تحکیم و تثبیت و تبدیل شدن به « سبک ادبی » است / در حوزه ادبیات انقلاب با خلاء نظریه‌پردازی و فقر نقد علمی و فنی مواجه هستیم .
____________________________________________________________________________________
 
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس، آئین رونمایی از کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» با حضور غلامرضا کافی نویسنده اثر، مصطفی محدثی خراسانی، رضا اسماعیلی، فیروز زنوزی جلالی، قادر طراوت‌پور، محمدقاسم فروغی جهرمی و ربیعی از روابط عمومی سپاه پاسداران در محل خبرگزاری فارس برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس، آئین رونمایی از کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» با حضور غلامرضا کافی نویسنده اثر، مصطفی محدثی خراسانی، رضا اسماعیلی، فیروز زنوزی جلالی، قادر طراوت‌پور، محمدقاسم فروغی جهرمی و ربیعی از روابط عمومی سپاه پاسداران در محل خبرگزاری فارس برگزار شد.
  در ابتدای این مراسم رضا اسماعیلی شاعر و پژوهشگر ادبیات انقلاب اسلامی با بیان این که هر ادبیاتی تا رسیدن به منزل « سبک ادبی » باید سه مرحله را پشت سر بگذارد ، بیان داشت : این سه مرحله عبارتند از : مرحله پیدایش و تکوین، مرحله بلوغ و بالندگی ، و مرحله تحکیم و تثبیت .
  وی با بیان این که ادبیات انقلاب اسلامی در 15 خرداد سال 42 متولد شد ، گفت : همزمان با قیام تاریخی 15 خرداد سال 42 ادبیات انقلاب اسلامی متولد شد . از همین رو این مقطع تاریخی را باید به عنوان تاریخ تولد ادبیات انقلاب اسلامی، ثبت کنیم.

اسماعیلی: اولین نسل شاعران انقلاب اسلامی، توده‌های انقلابی و مردم کوچه و بازار بودند


اسماعیلی معتقد است، اولین نسل از شاعران انقلاب اسلامی، توده‌های انقلابی و مردم کوچه و بازار بودند، مردمی که با شعارهای حماسی و انقلابی خودشان و به صورت خودجوش که از بطن ملت برخاسته بود، بنیان ادبیات انقلاب اسلامی را گذاشتند که از جمله آن می‌توان به شعارهای انقلابی : « از جان خود گذشتیم ، با خون خود نوشتیم : یا مرگ یا خمینی»، «سکوت هر مسلمان ، خیانت است به قرآن»، «نصر من الله و فتح القریب، مرگ بر این سلطنت پرفریب» ، « نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی » ، « استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » و «می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم» اشاره کرد.
  به گفته وی، در واقع این مردم بودند که راه ادبیات انقلاب اسلامی را هموار کردند و در ادامه شاعران بزرگی چون طاهره صفارزاده، موسوی گرمارودی، حمید سبزواری ، علی معلم ، قیصر امین‌پور ، سید حسن حسینی ، ساعد باقری ، سهیل محمودی ، حسین اسرافیلی ، نصر‌الله مردانی ، علیرضا قزوه و ... از این شعارها الهام گرفتند  و با بهره گیری از این مضامین انقلابی و عمیق دست به خلق و آفرینش ادبی زدند و به نمونه‌ سازی در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی پرداختند.
 
دهه هفتاد، دهه بالندگی و بلوغ ادبیات انقلاب اسلامی بود

اسماعیلی با بیان این که مردم شاعران نسل اول انقلاب هستند، افزود: دهه شصت ، دهه پیدایش ، تکوین و بنیانگذاری ادبیات انقلاب اسلامی است . در دهه شصت گروهی از شاعران جوان انقلابی در حوزه اندیشه و هنر اسلامی آن زمان و حوزه هنری فعلی ، گرد هم آمدند و جریان ادبیات انقلاب اسلامی را که در روزهای قیام و فریاد و اعتراض و آتش و خون زیر ساخت آن با شعارهای انقلابی توسط  مردم  آماده شده بود در حوزه اندیشه و هنر اسلامی به صورت رسمی پایه‌گذاری کردند . ادبیات انقلاب اسلامی در دهه شصت به اقتضای شرایط انقلابی جامعه ، ادبیاتی معنا بنیاد و مضمون محور بود،  ادبیات دهه شصت ، ادبیاتی برخاسته از بطن شعارها و آرمان های انقلابی ملت سربلند ایران بود . در واقع همت شاعران در دهه شصت این بود که شعارهای انقلاب، اهداف و آرمان‌های حضرت امام (ره) را در اشعار خود تبیین و بیان کنند.
این شاعر پیشکسوت ادبیات انقلاب اسلامی در ادامه افزود : شاعران در این دهه بیشتر به دنبال معنا بودند؛ یعنی فرم‌گرایی و ساختار خیلی مدنظر شاعران نبود ، چرا که شاعران در این برهه از زمان به شعر به عنوان یک رسالت انقلابی و اسلامی نگاه می‌کردند .
وی  گفت: از دهه هفتاد باید به عنوان دهه  بالندگی و بلوغ ادبیات انقلاب اسلامی نام ببریم . ادبیات انقلاب اسلامی در این دهه به بلوغ رسید و شاعران انقلاب با تجارب ارزنده ای که در طول دهه شصت کسب کرده بودند ، با اشراف و پختگی بیشتر ، با تلفیق هنرمندانه فرم و محتوا آثار فاخر و درخشانی در حوزه شعر اسلامی پدید آوردند . در این دهه  ادبیات انقلاب اسلامی به یک تعادل شاعرانه و هنرمندانه رسید.
اسماعیلی ادامه داد: در این دوره شاعران از تعصبات ادبی بی‌منطق و کور فاصله گرفتند. حتی بدبینی و تعصباتی که نسبت به شعر نیما وجود داشت، کنار گذاشته شد و شاعران انقلاب با مطالعه دستاوردهای شعر نیمایی و بهره مندی از قابلیت ها و ظرفیت های قالب‌های نیمایی ، موفق به ابداعات و نوآوری های قابل تاملی در حوزه زبان شدند و از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های این ژانر ادبی برای بیان مضامین انقلابی و اسلامی استفاده کردند.
 
ادبیات انقلاب اسلامی در دهه 90 دارای هویت و شناسنامه شد

اسماعیلی با بیان این که امروز ادبیات انقلاب اسلامی  در حال تبدیل شدن به « سبک ادبی » است ، ادامه داد : مرحله سوم که ما هم اکنون در آن به سر می بریم ، مرحله تثبیت و تحکیم ادبیات انقلاب اسلامی است .  امروز ادبیات انقلاب اسلامی دارای تعریف و مولفه های متمایز از سایر سبک های ادبی است و همچون یک « برند ادبی » دارای هویت و شناسنامه معتبر است .
اسماعیلی عنوان کرد: مرحله تحکیم و تثبیت ، مرحله سبک سازی و استانداردسازی است .در این مرحله باید به دنبال تدوین نظریه ادبیات انقلاب اسلامی و معرفی شایسته آن باشیم . نقش بزرگوارانی چون دکتر کافی و دکتر سنگری و همه پژوهشگران و منتقدین در این مرحله ، نقش حساس و سرنوشت سازی است . چرا که اگر امروز در تدوین نظریه ادبیات انقلاب اسلامی تعلل و کوتاهی کنیم ، بعید نیست که دیگران به این عرصه ورود پیدا کنند و همه دستاوردهای ادبیات انقلاب اسلامی را به نام خود سند بزنند ! در این مرحله باید با آسیب شناسی علمی و روش مند ، به دنبال بر طرف کردن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت ادبیات انقلاب اسلامی باشیم .
 
در حوزه ادبیات انقلاب با خلاء نظریه‌پردازی و فقر نقد علمی و فنی مواجه هستیم
این شاعر و منتقد ادبی با اشاره به خلاهای موجود در ادبیات انقلاب اسلامی، افزود: در این عرصه با دو خلاء نظریه‌پردازی و فقر نقد علمی و فنی مواجه هستیم . دکتر کافی در آثار پژوهشی خود با توجه به دو حوزه « نظریه پردازی و نقد علمی » سعی بر جبران این کاستی ها دارد.پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی، دستی بر آتش (شناخت نامه‌ی شعر جنگ)، شرح منظومه‌ی ظهر (نقد و تحلیل شعرهای عاشورایی از آغاز تا امروز) و دیگر آثار غلامرضا کافی، به نوعی مانیفست و مرام‌نامه ادبیات انقلاب اسلامی است،
اسماعیلی ادامه داد: در حال حاضر کسانی که دغدغه تدوین نظریه ادبیات انقلاب اسلامی را دارند، انگشت شمار هستند که از آن میان می توان به بزرگوارانی چون یوسفعلی میرشکاک ، حمیدرضا شکارسری، دکتر سنگری ، اسماعیل امینی، و غلامرضا کافی اشاره کرد.
این منتقد ادبی گفت: در دوران پیش از انقلاب نیز در حوزه نقد و نظریه‌پردازی ادبی چهره‌های شاخص انگشت شمار بودند . منظور من از منتقد و نظریه پرداز آنهایی هستند که نه به صورت تفننی و پراکنده ، بلکه به صورت مستمر و پیوسته در این حوزه کار می‌کردند که در این میانه چهره‌هایی چون دکتر شفیعی کدکنی ، رضا براهنی، محمدعلی دستغیب، ضیاء موحد و محمد حقوقی از دیگر منتقدان و پژوهشگران شاخص ترند  . البته در کارهای پژوهشی آنان فراز و نشیب‌هایی هم وجود داشته است و گاهی چالش‌هایی را هم در جامعه ایجاد کرده اند ، ولی در مجموع کارنامه پربارتر و درخشان تری نسبت به دیگران داشته اند .
وی با اشاره به ویژگی‌های علمی غلامرضا کافی، اضافه کرد: سه ویژگی برجسته غلامرضا کافی که بر کارهای او مهر تأیید می‌زند عبارتند از : خودباوری واعتماد به نفس علمی ، موضع‌بندی و واقع گرایی .
 
غلامرضا کافی در آثارش دچار تعصب کور نیست ، وی پژوهشگری واقع گراست
 اسماعیلی افزود: غلامرضا کافی از خودباوری و اعتماد به نفس علمی و پژوهشی برخوردار است و به فرهنگ و اصالت‌های ملی خود و هویت‌های بومی و اسلامی پشت پا نزده‌ است و با اتکا و به پشتوانه این اصالت‌های ملی و اسلامی تربیت شده و کار کرده است.
وی بیان کرد: غلامرضا کافی نسبت به کاری که انجام می‌دهد، اعتقاد قلبی دارد و با باورمندی در این حوزه قلم می‌زند. از اصول اسلامی خود کوتاه نمی‌آید، اما در عین حال از ویژگی سوم که یک پژوهشگر باید داشته باشد نیز برخوردار است و آن سعه صدر علمی و واقع‌گرایی است.
  به گفته اسماعیلی، با مطالعه آثار کافی پی می‌بریم که پژوهش های ادبی او محدود به دایره شاعران انقلاب اسلامی نیست . کافی سعی کرده است همه شاعرانی را که به نوعی به ادبیات انقلاب خدمت کرده اند و اثری در این حوزه دارند، ببیند و آثار آنان را مورد بررسی قرار دهد که این امر نشانگر واقع گرایی و سعه صدر علمی ایشان است .  این امر اثبات می‌کند وی در آثارش دچار تعصب کور نیست و پژوهشگری عادل و واقع‌گراست که این بی‌طرفی و سعه صدر علمی قابل ستایش است .
 
  در جامعه امروز در حوزه ادبیات انقلاب با توطئه سکوت مواجه هستیم

اسماعیلی ادامه داد: متأسفانه در جامعه ما از آغاز تا به امروز در حوزه ادبیات انقلاب با یک توطئه سکوت مواجه هستیم، این یک واقعیتی است که ما آن را با پوست، گوشت و استخوان‌مان حس می‌کنیم؛ یعنی آثاری که بعد از انقلاب اسلامی - هم در حوزه ادبیات داستانی و هم در حوزه شعر - خلق شده ، بدون اغراق آثاری هستند که با آثار بزرگانی همانند سنایی، عطار، مولانا، حافظ، فردوسی وسعدی پهلو می‌زنند، ولی متأسفانه دانشگاه‌های ما نسبت به ادبیات انقلاب بی‌مهری دارند، از همین رو خوشحالم که می بینم امروز از نسل انقلاب شاعرانی ظهور کرده اند که با برخورداری از دانش و بینش ادبی در کسوت مُدرس ، استاد و نظریه پرداز بر کرسی دانشگاه تکیه زده اند و برای اعتلای ادبیات انقلاب اسلامی عاشقانه و مومنانه تلاش می کنند .در واقع کار منتقدان و پژوهشگران ارجمندی همچون دکتر کافی راه را برای ورود ادبیات انقلاب اسلامی به دانشگاه ها هموار می کند .

محدثی خراسانی: شعر انقلاب در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است
در ادامه این مراسم مصطفی محدثی خراسانی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «جهان امروز در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است»، بیان داشت: امروز، این تعبیر برای شعر انقلاب نیز مصداق دارد به گونه‌ای که شعر انقلاب در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است.
وی اضافه کرد: پیروزی انقلاب اسلامی در برهه‌ای اتفاق افتاد، که شعر فارسی از دهه‌های قبل دچار تحول بنیادی شده بود. تحول بنیادی با ظهور نیما و شعر نمایی آغاز شد و تمام دستاوردهای شعر فارسی پس از نیما، قوام یافته و قابل مصرف شد و به شکل ایده آل در این برهه زمانی توانست، تجربه کند.

 

محدثی خراسانی ادامه داد: تمام تجربیاتی که پس از نیما اتفاق افتاد، زمینه انقلاب اسلامی و تجدید حیاتی که شعر فارسی پیدا کرد و ترمیم گسست‌هایی که با پیشینه پیدا کرده بود، را توانستیم در این پیج تاریخی به دستاورهای فرمی که شعر فارسی توانسته است از این میان پیدا کند، اضافه کنیم.
به گفته وی، از گذشته شعر فارسی بیشتر از ادبیات مشروطه و انقلاب اسلامی، سروده‌ایم و به تولید اثر پرداخته‌ایم اما به نقد آن کمتر توجه داشته‌ایم.
وی بیان کرد: در نقد ادبی کهن کتابی با عنوان «چهار مقاله عروضی» داریم که امروز نیز در دانشگاه‌ها و در نقد ادبی به این کتاب استناد می‌شود. پس از انقلاب نیز نسبت به تولید آثاری که در این حوزه داشتیم، کم کار شده است.
محدثی خراسانی ادامه داد: یکی از دلایل این است که در افراد کمی روحیه‌ نقد و پژوهش و ذوق ادبی یکجا جمع می‌شود و تا وقتی که این ویژگی‌ها در یک فرد نباشد، کار شایسته‌ای صورت نخواهد گرفت.
به گفته وی، یکی از کسانی که دارای این دو وجه بوده، استاد شفیعی کدکنی است که کار نقد را نیز به خوبی انجام می‌دهد. از دیگر افراد نیز می‌توانیم به قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی و امروز نیز به آقای کافی اشاره کنیم.
وی با اشاره به کتاب نقد پژوهش انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، افزود: غلامرضا کافی در این کتاب، در واقع کار چند کتاب را انجام داده است که در نهایت دارای حسن و نقایصی است.
محدثی خراسانی معتقد است، بحث شعر انقلاب و دفاع مقدس، با وجود یگانه بودن، می‌تواند موضوع بحث یک تحقیق قرار گیرد. اما کار بزرگی که کافی در این کتاب انجام داده، این است که کل ادبیات انقلاب اسلامی را به طور یکجا مورد تحقیق قرار داده که ترسیم کننده یک افق و دادن انگیزه و توان به جوان‌ترها است.
وی با بیان اینکه منتقد برای نقد ادبیات و شعر فارسی باید بر موضوع اشراف کامل داشته باشد، افزود: آقای کافی خود شاعر است و همنشین شاعران انقلاب اسلامی نیز بوده است، همین امر باعث شده که بر موضوع تسلط کافی را داشته باشد.

 

 

شاعران انقلاب: مهرداد اوستا


از درد سخن گفتن و از درد شنیدن


آشنايي من با جاودان یاد « اوستا » به دهه اول پيروزي انقلاب اسلامي بر می گردد كه استاد عضو شوراي شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بود . در آن زمان، استاد اوستا به همراه اساتيدي چون مشفق كاشاني، گلشن کردستانی ، ستوده ، سپيده كاشاني و حسین لاهوتي ( صفا ) در اين شورا حضور داشتند و من نيز هر از گاهي با حضور در جلسات این شورا ، توفیق همنشینی و مصاحبت با آنان را پیدا می کردم . در ديدار با اوستا چيزي كه خيلي براي من جلب توجه مي‌كرد، آرامش و وقار ايشان بود. استاد جثه‌اي ضعيف و لاغر داشت ، بسیار کم حرف بود و باران تواضع و فروتنی از آسمان وجودش می بارید .

من شاهد بودم زماني كه شاعران جوان براي عرضه شعرشان به استاد اوستا مراجعه مي‌كردند، استاد از اين‌ كه شعرهاي آن‌ها را به تندي و صراحت نقد كند، اكراه داشت؛ چرا كه دوست نداشت نقدهايش باعث آزردگي خاطر ، نا امیدی و دلسردی شاعران جوان شود؛ بنابراين همواره سعي مي‌كرد با بيانی ملايم و بیشتر با لهجه تشویق شعرهای آنان را مورد نقد و بررسی قرار دهد .

گذشته از شخصيت مرحوم اوستا كه آميخته با ارزش‌ ها و کرامت های والای انساني بود، زنده یاد اوستا در حوزه قصيده‌سرايي نيز از جايگاه بسيار بالايي برخوردار است؛ به گونه‌اي كه بعضي او را به عنوان پدر قصيده‌سرايي ايران بعد از ملك‌الشعراي بهار مي‌شناسند. قصيده‌هاي او از فخامت و استواري زيادي برخوردارند كه مي‌توان آن‌ها را با قصيده‌هاي بهار و بزرگان ادبيات فارسي مقايسه كرد.

اوستا علاوه بر حوزه شعر، در حوزه‌هاي ديگر مانند فلسفه، زيبايي‌شناسي، تاريخ هنر و موسيقي نيز تأليف‌هاي زيادي دارد. او در همان آغاز جواني به تدريس رشته‌هاي مختلف در دانشگاه تهران پرداخته بود، چنان‌چه در سن بيست ‌و پنج ‌سالگي به عنوان جوان‌ترين استاد در دانشگاه، فلسفه، زبان و ادبيات فارسي، زيبايي‌شناسي، تاريخ هنر و موسيقي تدريس مي‌كرد و مطالعاتي عميق در اين رشته‌ها داشت.

این شاعر نامدار علاوه بر مجموعه شعرهايي كه از خود به یادگار گذاشته ،  رسالاتی نیز در زمينه ادبيات و هنر تأليف كرده است كه مطالعه اين رساله‌هاي تحقيقي مي‌تواند براي نسل امروز مفيد و آموزنده باشد.

وی در حوزه نثرنويسي نيز قلم توانايي داشت و در اين زمينه صاحب سبك بود. او با نوشتن كتاب «پاليزبان» توانست قدرت نويسندگي خود را نشان دهد كه در اين حوزه مي‌توان او را با شخصيتي چون « بودلر » مقايسه كرد. چنان‌چه مرحوم عبدالحسين زرين‌كوب نيز در نقد كتاب « پاليزبان » ضمن اين ‌كه از شخصيت علمي و ادبي مهرداد اوستا تمجيد مي‌كند، خلق اين اثر را به مثابه به وجود آمدن سبك جديدي در ادبيات مي‌داند.

هر چند استاد اوستا در حوزه قصیده نام آورتر است ، ولی غزل های با طراوت و خاطره انگیزی نیز از او در ذهن و زبان ادب دوستان نقش بسته است ، از جمله غزل معروف و زیبایی با مطلع :

وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم

و یا غزل لطیف وخاطره انگیز دیگری با مطلع :

با من بگو تا كيستي، مهري بگو، ماهي بگو؟
خوابي؟ خيالي؟ چيستي؟ اشكي؟ بگو! آهي؟ بگو!

غزل های اوستا توصيف‌ گر عشق، زيبايي و عاطفه هستند . بعضی از غزل های او نیز مضامين اجتماعي دارند. برخي از اين غزل‌ها  براي همدردي و همنوايي با مردمي كه در سراسر جهان درگير استبداد، ظلم و تجاوز قدرت‌هاي زورگو هستند، سروده شده‌اند. شعرهايي كه اوستا در آن‌ها با مردم مصيبت‌زده سراسر دنيا همنوايي كرده است، اكثرا مضامين انساني دارند و غالبا كرامت‌هاي انساني، ‌صلح، آزادي، عدالت و معنويت را ترويج مي‌كنند.

مرحوم اوستا قبل از انقلاب نيز مدتي زندانی سیاسی بود و مزه در بند بودن را چشيده بود . در كليات این شاعر توانمند بخش‌هايي از « زندان – سروده » هایش نیز آمده است. او سابقه مبارزات سياسي داشت و در دوره پهلوي نيز شعرهايي در اعتراض به تبعیض و نابربری های اجتماعی دوران ستم شاهی سروده بود. بعد از انقلاب نيز مرحوم اوستا با سرودن مجموعه شعر « امام؛ حماسه‌اي ديگر»، همراهي خود را با انقلاب و امام (ره) به زبان شعر روايت كرد.

شخصيت‌هايي مانند مهرداد اوستا مي‌توانند براي جامعه ادبی ما الگو باشند . متاسفانه در معرفي شایسته این شاعر نام آور به نسل جوان كوتاهي شده است؛ به همین خاطر امروز اوستا در میان جامعه و نسل جوان ما مهجور است.

اوستا شخصيت ارزنده‌اي در فرهنگ و ادبيات ايران بود كه متأسفانه او را زود از دست داديم و امروز فقدانش حس مي‌شود، با وجود این که زنده یاد اوستا چهره ماندگاري در حوزه ادبيات، فرهنگ و هنر معاصر ماست؛ اما متأسفانه متوليان فرهنگي ما هنوز كار بزرگي براي شناساندن اين شخصيت به نسل جوان انجام نداده‌اند. به همين منظور جا دارد كه وزارت ارشاد و سازمان تبليغات اسلامي براي شناساندن اين شخصيت، يك كنگره سالانه برگزار كنند كه در آن آثار او مورد بازخوانی و ارزیابی عالمانه قرار گيرد و پژوهش گران و منتقدان در رابطه با آثار و شخصيت ادبی او سخنراني كنند.

هر چند امروز اوستا در بین ما نیست ، ولی میراث ماندگار او در اختیار ماست . آثار ارزنده ای  چون : تيرانا، راما ، شراب خانگي ترس محتسب‌ خورده ، از امروز تا هرگز،‌ پاليزبان ، ‌مهر و آتش ، از درد سخن گفتن ، حماسه‌ي آرش ، امام؛ حماسه‌اي ديگر و از كاروان رفته . همچنین تصحيح ديوان سلمان ساوجي، تصحيح دو رساله از خيام، تصحيح كليات شيخ سعدي، و تالیفات عالمانه ای چون « منطق كلام حافظ » و « مقدمه‌اي بر ديوان حافظ » که مطالعه آنها می تواند ما را با چهره علمی و ادبی این ستاره پر فروغ آسمان شعر و ادب بیشتر آشنا کند .

حسن ختام این نوشتار کوتاه را به غزلی زیبا و خاطره انگیز از استاد اوستا اختصاص می دهم . غزلی که بیتی از آن در ذهن و زبان مردم کوچه و بازار به ضرب المثل تبدیل شده است  ، و با این غزل دامن سخن را بر می چینم :

بازآی كه چون برگ خزانم رخ زردی‌‌ ست
با یاد تو دمساز دل من دم سردی‌ ست

گر رو به تو آورده‌ام از روی نیازی‌‌ ست
ور دردسری می‌دهمت از سر دردی‌ ست

از راهروان سفر عشق درین دشت
گلگونه سرشكی ست اگر راهنوردى ست

در عرصه ی اندیشه من با كه توان گفت
سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردى ست

غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد
جز درد كه دانست كه این مرد چه مردی ست

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بیدرد ندانی كه چه دردی ست ؟

چون جام شفق موج زند خون به دل من
با این همه دور از تو مرا چهره ی زردی ست

( یادش گرامی و راهش مستدام باد )

 

شاعران انقلاب: مشفق کاشانی :

 


« شاید غروب کردم و سر بر نداشتم... ! »

امروز ( دوشنبه ) صبح زود آسیمه سر به منزل استاد رفتم و با دیدن جای خالی استاد بی اختیار زدم زیر گریه .
به دختر استاد گفتم : آمده ام تا برای آخرین بار با استاد خداحافظی کنم ... !
دختر استاد بهت زده گفت : استاد بیمارستان ایرانمهر است .
بلافاصله خودم را به بیمارستان رساندم و ... !
هنگام بازگشت از بیمارستان با بغضی که در گلو داشتم ، در تمام طول راه بی اختیار این بیت را زیر لب زمزمه می کردم :

« من آفتاب بر لب بامم به من مگیر
شاید غروب کردم و سر بر نداشتم... »

استاد زیبا و با شکوه زندگی کرد و زیبا و با شکوه سر « بر آستان جانان » نهاد .
درود و رحمت خدا بر او باد .

_________________________________________________________________________

عباس كی‌منش، شاعر بلندآوازه و نام‌آشنای كشورمان را غالباً با شهرت «مشفق كاشانی» می‌شناسند. وی در سال ۱۳۰۴ در کاشان دیده به حقیقت جهان گشود . با اخذ درجه فوق لیسانس به تدریس مشغول شد و مدت ۳۷ سال در آموزش و پرورش به تربیت نسل جوان کشور پرداخت .

 او اولین شعر آیینی‌اش (صلای غم) را كه تضمینی زیبا از 12 بند محتشم كاشانی است، در 19 سالگی با عنوان «زینت‌المراثی» به‌دنبال شفاگرفتن از یك بیماری مهلك در كاشان سرود. از آن پس، استاد مشفق فرصت عمر را صرف سرایش شعر و ترانه و گردآوری آثار ارجمندی كرد كه با ذوق و ذهن و ایمان قلبی مردم ایران و دیگر شیعیان جهان گره خورده است.

این چهره ماندگار شعر و ادب كه ریاست هیأت مدیره‌ انجمن شاعران ایران و دبیری شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نيز بر عهده داشت بعد از ظهر روز یکشنبه ( 28 دی 93 ) در حین شعرخوانی در انجمن شاعران ایران ، در آستانه نود سالگی از عالم خاک پر کشید و به ملکوت اعلی پیوست . نامش بلند و راهش مستدام باد .


برخي از آثار:

1-  سرود زندگی : سروده: مشفق كاشانی (عباس كی‌منش)، چاپ اول، تهران، كتابفروشی زوار، فروردین 1342، 150ص، وزیری
2- پرتوی از انوار نیمه خرداد: گردآورنده: عباس مشفق كاشانی، چاپ اول، تهران، انتشارات ستاد بزرگداشت یوم‌الله 15خرداد، 1356، 352ص، وزیری
3- آذرخش (گزیده اشعار) : سروده: مشفق كاشانی، چاپ اول 1365، تهران، انتشارات كیهان، 590ص، وزیری
4- نقشبندان غزل : گردآورنده: عباس مشفق كاشانی، چاپ اول 1365، تهران، انتشارات انجمن ادبی بنیاد 15خرداد، 492ص، وزیری
5- صلای غم (تضمین دوازه بند محتشم كاشانی) : سراینده: مشفق كاشانی، چاپ اول 1366، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 133ص، رحلی
6- خلوت انس (شرح احوال و آثار و مكاتبات ادبی تنی چند از شعرای معاصر) : تألیف: مشفق كاشانی، چاپ اول 1368، تهران، شركت انتشاراتی پاژنگ، 456ص، وزیری
7- سوگنامه امام (مجموعه شعر شاعران معاصر ) : گردآورنده كتاب: عباس كی منش (مشفق كاشانی)-محمود شاهرخی، چاپ اول 1369، تهران، نشر سروش، 451 ص، رقعی
8- آئینه خیال : سروده: مشفق كاشانی، چاپ اول 1372، تهران، سازمان انتشارات كیهان، 207ص، رقعی.
9- آئینه رجاء (مدایح و مراثی حضرت علی‌بن موسی‌الرضا (ع)): به كوشش: محمود شاهرخی- مشفق كاشانی، چاپ اول 1372، تهران، انتشارات اسوه، 728 ص، وزیری
10- آئینه صبر : بكوشش: محمود شاهرخی- مشفق كاشانی، چاپ اول 1372، تهران، انتشارات اسوه، وزیری
11- آئینه ایثار (در مدایح و مراثی علمدار كربلا) : گردآورندگان: محمود شاهرخی- مشفق كاشانی، چاپ اول، تهران، انتشارات اسوه، 530ص. وزیری
12- آئینه آفتاب (پرتوی از انوار علی(ع)) : گردآورندگان: محمود شاهرخی- مشفق كاشانی، چاپ دوم 1376، تهران، انتشارات اسوه، 428ص، وزیری
13- فراز مسند خورشید (گزیده اشعار مشفق كاشانی) : به انتخاب: سعید نیاز كرمانی، چاپ اول 1378، تهران، انتشارات پاژنگ، 294ص، رقعی
14- پنجره‌ای رو به آفتاب : سروده: عباس مشفق كاشانی، چاپ اول 1378 ، تهران، حوزه هنری، 164ص، رقعی
15- گزیده ادبیات معاصر : سروده: مشفق كاشانی، چاپ اول 1378، تهران، كتاب نیستان، 99ص، رقعی
16- همیشه در قلب منی مادر : به كوشش و گزینش: مشفق كاشانی، چاپ اول 1379، تهران، انتشارات سنایی، 400ص، وزیری
17- محراب آفتاب : زیرنظر: مشفق كاشانی- محمود شاهرخی، چاپ اول 1379، تهران، انجمن شاعران ایران، چاپ اول، تهران، 479ص، وزیری
18- سیرنگ : سروده: عباس مشفق كاشانی، چاپ اول 1382، تهران، چاپ و نشر فرهنگ گستر، 178ص، رقعی
19- شب همه شب : سروده: مشفق كاشانی، چاپ دوم 1382، تهران، نشر دارینوش، 144ص، رقعی
20- هفت بند التهاب: سروده استاد مشفق كاشانی، چاپ اول 1384، قم، نسیم حیات با همكاری صریر، 70 ص، رقعی
21- اوج پرواز : شاعر: عباس كی منش (مشفق كاشانی) ، چاپ اول 1386، تهران، انتشارات اطلاعات، 69 ص، رقعی
22- كهكشان آبی : مولف: عباس كی منش (مشفق كاشانی)، چاپ اول 1389، تهران، نشر تكاء، 415 ص، پالتویی

23 - تصحیح «دیوان حاج سلیمان صباحی بیدگلی» با همکاری پرتو بیضایی (سال ۱۳۴۰)
24 - مجلدات دوم و سوم تذکره‌ی شاعران معاصر ( خلوت انس ) با همکاری رضا اسماعیلی
25 - راز مستان

26 - «خاطرات» (سال ۱۳۲۴)

27 - «بهار سرخ سرود» (سال ۱۳۷۳)

     
        *****

 

چند غزل از استاد مشفق کاشانی
 
 1
دانی که نو بهار جوانی چه‌سان گذشت؟
زود آنچنان گذشت، که تیر از کمان گذشت
 
نیمی به راه عشق و جوانی تمام شد
نیم دگر بغفلت و خواب گران شد
 
صد آفرین به همت مرغی شکسته بال
کز خویشتن شد و، از آشیان گذشت
 
افسرده‌ای که تازه گلی را ز دست داد
داند چه‌ها به بلبل بی خانمان گذشت
 
بنگر به شمع عشق، که در اشک و آه او
پروانه بال و پر زد و، آتش به جان گذشت
 
بشنو درای قافله سالار زندگی
گوید به خواب بودی واین کاروان گذشت
 
ظالم اگر به تیغ ستم، خون خلق ریخت
از خون بیگناه، مگر می توان گذشت؟
 
مشفق بهار زندگیت گر صفا نداشت
شکر خدا که همره باد خزان گذشت
 
 
2
خزان عمر مرا نوبهار باید و نیست
بهار عاطفه را برگ و بار باید و نیست
 
به جز دو دیده ی اختر فشان که من دارم
نشان ز اختر شب زنده دار باید و نیست
 
غزاله های غزل در کمند بی هنری است
دلی به داغ غزل داغدار باید و نیست
 
چراغ صاعقه ، فانوس آفتاب شکست
شهاب بارقه در شام تار باید و نیست
 
نفیر زاغ و زغن ، در چمن نباید و هست
صفیر مرغ غزل خوان ، هزار باید و نیست
 
کبوتران سحر را نشان چه می جویی؟
که روزنی به شب انتظار باید و نیست
 
مرا به غربت آیینه ها چه می خوانی؟
که دل چو آینه ی بی غبار باید و نیست
 
به روزگار ، که عمرم تباه گشت و هنوز
فراغ خاطری از روزگار باید و نیست
 
 
 3
عنان گریه سر داده است با من بانگ رود اینجا     
مرا بگذار ای دل فارغ از بود و نبود اینجا
 
تب و تابی است در این شط بی‌آرام و می‌سوزد    
تنور سینه‌اش در شعلهء شبرنگ دود اینجا
 
مگر آن پیر چنگی قصه‌های غربت او را 
فرا چنگ آورد،با آزمون هر سرود اینجا
 
در این سیر و سفر در خویش می‌گرید که می‌بیند  
ز باد فتنه روی لاله و لادن کبود اینجا
 
دل ما بستر رود است و زخم از تیشهء خارا
روان در ناکجا،اما گسسته تار و پود اینجا
 
«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل»
سبکباران ساحل را قرار از دل ربود اینجا
 
من از خون سخن رود غزل را کرده‌ام رنگین‌     
که با هر جوششی سرچشمه‌یی روشن گشود اینجا
 
رهایم کن،رها ای دل،که با این ابر دلتنگی‌       
غبار آلوده شد آیینهء گفت و شنود اینجا