* قرایی: خانم وحیدی جزو علمداران شعر انقلاب اسلامی به شمار میروند
در ادامه این دیدار حسین قرایی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ادبی درباره
«سیمیندخت وحیدی»، بیان کرد: خانم وحیدی یکی از شاعران تأثیرگذار عرصه شعر
انقلاب اسلامی است، حضور جدی او در کنار ارجمندان دیگری مثل سپیده کاشانی و
طاهره صفارزاده ، به پربار بودن درخت شعر انقلاب، کمک شایانی کرده است.
وی با بیان اینکه وفاداری سیمیندخت وحیدی به آرمانهای انقلاب اسلامی،
ستودنی است، اضافه کرد: خانم وحیدی جزو علمداران شعر انقلاب اسلامی به شمار
میروند.
قرایی گفت: ما دارای چند زن شاعر هستیم که حقیقتاً در فضای انقلاب اسلامی
ورود پیدا کردهاند، که از جمله آنها میتوان به خانم وحیدی، سپیده کاشانی و
طاهره صفارزاده اشاره کرد، متأسفانه در قدر و ارزش مرحوم صفارزاده در زمان
حیاتشان به طور شایسته دانسته نشد.

* وحیدی: به دلیل تنهایی، حافظهام بسیار ضعیف شده است
در ادامه این دیدار «سیمیندخت وحیدی» از حضور مدیرعامل خبرگزاری فارس
و جمعی از شاعران و نویسندگان متعهد به انقلاب اسلامی به دلیل توجه به
شاعران پیشکسوت انقلابی تشکر کرد و ابراز داشت: در گذشته انجمن شعر بانوان
در منزلمان تشکیل میشد که بسیار خوب بود، این جلسات مربوط به 12 سال گذشته
است.
وی اضافه کرد: من خیلی تنها هستم و به دلیل اینکه کسی زیاد به سراغم
نمیآید و خودم هم زیاد جایی نمیروم، مسایل یادم میماند؛ به خاطر همین
وقتی میخواهم، فکر کنم نصفی از خاطرات را به یاد میآورم اما بقیه را به
فراموشی سپردهام.
* روایت «سیمیندخت وحیدی» از شعرخوانیهایش در جبهههای نبرد
وحیدی ضمن بیان اینکه در شلمچه، سوسنگرد و خرمشهر حضور داشتهام
افزود: تمام شهرهای مورد هجوم بعثیهای عراق را رفته و به شعرخوانی
پرداختهام، یک روزی در مسجد سوسنگرد به شعرخوانی پرداختم که نماز ظهر و
عصر بود که وقتی شعرخوانی به پایان رسید، آن جا را با خمپاره زدند.
وی بیان کرد: با سپیده کاشانی به جبهه میرفتیم، ولی خانم کاشانی
میترسیدند و به خط مقدم نمیآمدند، اما من بیپروا بودم و به خط مقدم
میرفتم، برخی اوقات بعضی از رزمندگان با من دعوا میکردند که چرا شما به
خط مقدم میروید آن جا خطرناک است.

وحیدی با با اشاره به این مطلب که در گردآوری 25 کتاب از شاعران جوان نظیر
«پروانه نجاتی»، «فروغ تنگاب جهرمی» و آقای«غلامرضا کافی» نقش بسزایی
داشتم به قرائت شعری با عنوان «مردهام یا زندهام!» از کتاب «این قوم
ناگهان» پرداخت که در ذیل از خاطرتان میگذرد:
بحث من این است آیا مردهام یا زندهام
خسته از این خواب و رویا مردهام یا زندهام
شک ندارم زندگانی معنی گستردهایست
من در این محدوده آیا مردهام یا زندهام
حیرت من در پس تردیدها گم میشود
ای کبوترهای دنیا مردهام یا زندهام
در هجوم باد و آتش دست و پایی میزنم
وای از این سرما و گرما مردهام یا زندهام
در کنار این عطش خاموش میجوشم، بگو
با من ای آب گوارا، مردهام یا زندهام
در حصار منجلابی از تمام دردها
میزنم فریاد، آیا مردهام یا زندهام
در کجاهای زمین غم را تنفس میکنم
کی شود از غم رها یا مردهام یا زندهام
در پریشانگاه غربت در بلای بی کسی
غرق در خویشم خدایا مردهام یا زندهام
شکوههایم مثل باران اشکهایم مثل رود
رفتهام در خواب دریا مردهام یا زندهام
چشم من ناموس ایمان است، معذورم بدار
ناگزیر از این تماشا مردهام یا زندهام
من نهنگی خشمگینم در هجوم موجها
شعر توفانم سراپا، مرده ام یا زندهام
با تمام نفرت از این کوچههای بیخدا
میروم سرشار و پویا مردهام یا زندهام

در ادامه «سیمیندخت وحیدی» به قرائت شعری با عنوان «گریه روزگار» از کتاب «دستان اشراقی» پرداخت، مشروح شعر در ذیل میآید:
شب است و شاهد دل بیقرار میگرید
به بیقراری دل روزگار میگرید
به شام تیره عالم بهار پیدا نیست
زغم ستاره شب زندهدار میگرید
زبان گُشای جماران بگو امام کجاست
که امت از غم او سوگوار میگرید
چرا ز محفل گرم امیدواران رفت
گلی که در غم او لالهزار میگرید
به داغ رفتن او جان باغ میسوزد
به یاد سر و قدش جویبار میگرید
خدای را چه کنم کز جفای این طوفان
دلم شکسته و بیاختیار میگرید؟
بر این مصیبت عظمی مگو شکیبا باش
که صبر در دل من زار زار میگرید
رواست گر که بگریم زدیده خون «سیمین»
که عالم از غم آن غمگسار میگرید

* روایت نویسنده «دانشنامه شعر عاشورا» از حمایتهای وحیدی و مرحوم آقاسی برای نگارش این کتاب
در ادامه مرضیه محمدزاده، نویسنده «دانشنامه شعر عاشورا»، عنوان کرد:
زمانی که در حال نگارش این دانشنامه بودم وقتی به پایان کتاب رسیدم، اول
قدیمیها از دنیا رفته بودند و راحتتر میتوانستم به زندگینامه آنها
دسترسی داشته باشم، اما جدیدترینها را باید مستقیم با شاعر صحبت میکردم
به همین منظور در سال 79 با خانم وحیدی تماس گرفتم و بهشون گفتم که چنین
مجموعهای را در دست نگارش دارم، او نیز با آغوش باز پذیرفت و به بنده خیلی
کمک کرد و شاعران را به من شناساند که برای کجا هستند و شماره تلفنهایی
را در اختیارم گذاشت. برخورد خانم وحیدی و استاد شفیعی کدکنی با بنده بسیار
خوب بود که حتی استاد شفیعی کدکنی برای کتابم تقریظ نوشتند.
وی گفت: برخی از شاعران و نویسندگان پیشکسوت کشورمان، شاعران و نویسندگان
نو قلم را با آغوش باز میپذیرند و اگر هم چیزی سرشان نشود، ترغیب به نوشتن
و افزایش علمشان میکنند اما گاهی برخی از آنها به جای جذب نوقلمان، به
دفع آنها میپردازند.
محمدزاده عنوان کرد: خانم وحیدی از من درخواست کردند، که حتماً اگر
میخواهی موفق باشی، به معرفی شاعران جوان هم توجه داشته باش و از جمله
شاعران جوانی که معرفی کردم میتوان به «منیژه در تومیان»، «راضیه رجایی» و
«هاشم کرونی» که در آن زمان دارای حدود 20 تا 22 سال بودند، پرداختم.
وی ابراز داشت: مرحوم محمدرضا آقاسی برای نگارش کتابم به بنده خیلی کمک
کردند، یعنی هنوز اشعار آقای آقاسی وارد دفتری نشده بود که آن مثنوی
معروفشان را از پشت تلفن برای من خواندند و گفتند که برای اولین بار برای
من میخواند.
به گفته محمدزاده، مرحوم آقاسی از پشت تلفن شعر میخواند و من یادداشت
میکردم حتی زندگینامهشان را هم از طریق تلفن برایم خواندند، برای خانم
وحیدی هم به همین منوال بود.
وی با بیان اینکه «دانشنامه شعر عاشورا» را 5 سال به سختی نوشتم، ادامه
میدهد: مرحوم آقاسی افرادی را به بنده معرفی کرد که یکی از آنها «نادر
بختیاری» بود که میگفت دوست صمیمی بنده است به او هم زنگ بزنید تا شاعران
جوان زیادی را به شما معرفی کند.
این نویسنده میگوید: خانم وحیدی به من سفارش میکرد که جوانان را فراموش نکن که اگر در کتاب شما مطرح شوند، قطعاً شاعر خواهند شد.
* روایت فرزند ارشد سیمیندخت وحیدی از حضور مادرش در فعالیتهای انقلابی
در ادامه قاسم فروغی پسر ارشد سیمیندخت وحیدی، در این دیدار صمیمانه بیان
کرد: حاج خانم بسیار شجاع بود و در زمان هشت سال دفاع مقدس در خط مقدم
حضور یافته و به شعرخوانی میپرداختند.
وی گفت: یکی دیگر از ویژگیهای مادرم این بود که در زمان جنگ، برادرم مهدی
فروغی که در آن دوران در آبادان سرباز بود و بنده هم در سپاه پاسداران
مشغول به کار بودم، آن زمان به آموزش و پرورش در بخش امور تربیتی در بلوار
کشاورز به کار آموزش میپرداخت و برای انقلاب خدمت میکرد.
فروغی ادامه داد: در آن دوران هیچ گاه ندیدم که حاج خانم در خانه نشسته و
منتظر فرزندانشان باشند بلکه با حضور در اجتماع به خدمت به انقلاب
میپرداخت و هر کاری از دستاش برای انقلاب برمیآمد کوتاهی نمیکرد.
وی اضافه کرد: سال 53 توسط رژیم شاه بازداشت، و زندانی شدم در آن زمان با
آقای «علیمحمد بشارتی» هماتاق شدیم به من گفت که یک شعر از حاج
خانم(سیمیندخت وحیدی) برایم بخوان، گفتم بلد نیستم.
گفت: مگه میشه همچین چیزی!!
گفتم: حالا که شده!!
از مادرم کتابی با نام «حور» در تعداد بسیار اندک در سالهای 49 یا 50
منتشر شده بود که به صورت خصوصی بین برخی از افراد توزیع شده بود؛ بعد از
مدتی آقای بشارتی به بنده گفت؛ چند تا غزل برایت میخوانم گوش کن و در
انتها از من خواست که نام شاعر را بگویم؛ من هم با کمال شرمندگی گفتم
نمیدانم؛ گفت این اشعار مادرتان خانم وحیدی است.
فروغی بیان میکند: دیگران اشعار حاج خانم را میخواندند اما ما خودمان از
این اشعار بیبهره بودیم؛ از آن به بعد حواسم را بیشتر جمع کردم.
* شعرخوانی «آسیه رحمانی» در این مراسم
در ادامه دیدار اهالی فرهنگ و ادب با «سیمیندخت وحیدی» شاعر پیشکسوت
انقلاب اسلامی، «آسیه رحمانی» یکی از شاعران خوب انقلابی که برای اولین بار
خانم وحیدی را از نزدیک میدید، بیان کرد: بیشتر اشعار خانم وحیدی،
انقلابی و حماسی است و کمتر از نگاه شخصی این شاعر، شعری را دیدهام.
آسیه رحمانی در پایان به قرائت رباعی با عنوان «پرواز» پرداخت که در ذیل از خاطرتان میگذرد:
بی روی تو ماه و سالمان گم شده است
آیینه بخت و فالمان گم شده است
چون عقربهها به دور هم میگردیم
پرواز درون بالمان گم شده است

* قرائت شعری از مرحوم آقاسی توسط فرزند ارشدش غلامرضا آقاسی
در ادامه این مراسم غلامرضا آقاسی فرزند زنده یاد محمدرضا آقاسی شاعر جبهه
و دفاع مقدس، به قرائت شعری از شیعهنامه استاد آقاسی پرداخت که در ذیل آن
را میخوانید:
ما قلمهایم در دست ولی
کز لب ما میچکد ذکر علی
ذکر مولایم علی اعجاز کرد
عقدهها را از زبانم باز کرد
نام او سرحلقه ذکر من است
کز فروغ او زبانم روشن است
گر نباشدجزبه روشن نیستم
این که غوقا میکند من نیستم
من چو مجنونم که در لیلای خود
نیستم در هستی مولای خود
ذکر حق دل را تسلی میدهد
آه مجنون بوی لیلا میدهد
جان مجنون قصد لیلایی مکن
جان یوسف را زلیخایی مکن
* روایت یدالله قائمپناه از معرفی مرحوم آقاسی به عنوان شاعر مسیحی
یدالله قائمپناه شاعر و پژوهشگر از جمله دیگر حاضران در محفل بود که در
جملاتی گفت: زمانی در ارشاد شهر بیجار بودم، از آقای آقاسی برای شعرخوانی
در مراسمی دعوت به عمل آورده بودیم؛ رئیس ارشاد آن زمان آقای مهدی ربانی
بود. آقای آقاسی شب گذشته آن مراسم، در مسجد قائم بیجار به شعرخوانی
پرداخت. صبح به سپاه بیجار رفتیم، وقتی ما رفتیم فرماندهان سپاهی همه بر
روی صندلی نشسته بودند، مجری سپاه که بعد از تلاوت قرآن میخواست از مرحوم
آقاسی دعوت به شعرخوانی کند، اعلام کرد ما از برادر و شاعر مسیحی آقای
آقاسی دعوت میکنیم که برایمان شعر بخوانند.
وی اضافه کرد: خطاب قرار دادن مرحوم آقاسی به مسیحی گفتن، نمیدانم از کجا
به ذهن مجری رسیده بود که باعث خنده همه مدعوین شده بود. ما گفتیم که آقای
آقاسی مسیحی نیست بلکه مسلمان است. مجری هم از آقای آقاسی عذرخواهی کرد.
آقای آقاسی گفتند ای کاش مسیح حقیقی بودم و شروع به شعرخوانی کردند.
در ادامه نیز یدالله قائمپناه به قرائت شعر سپید کوتاهی پرداخت که در ذیل میخوانید:
اناری سر به تیغ سپرد
که کام شیریناش زبانی سرخ داشت
وی در ادامه بیان میکند: شهید نیلی با من هم دانشگاهی بود یک روز داشتم
روزنامهای را قدمزنان میخواندم بعد با این شهید همکلاس بودم که به من
گفت تو در خیابان هم خواندن روزنامه و کتاب را رها نمیکنی. به من گفت کجا
میروی، گفتم میخواهم بروم خانه؛ گفت بیا جای جدیدی گرفتم بریم اونجا شاید
به درد شما هم بخوره یک روزی آمدی پیش ما. من را به خبرگزاری فارس که تازه تأسیس شده بود، برد و آخرین دیدارم با این شهید همین بود.

* مؤمنی: انقلاب یک جوان رشید و بالغ شده است
در پایان این مراسم محسن مؤمنی از عسلویه که به کارهای هنری و فرهنگی
عسلویه میپرداخت، گفت: خیلی خوشحالم که در محضر شاعر انقلاب، خانم وحیدی
هستیم.
وی اضافه کرد: ما در جبهه که بودیم این صحنهها را نمیدیدیم اما الان که
در خدمتتان هستیم باعث افتخار است. افتخار من هم این است که در کنار پدرم
در گردان حضرت علیاکبر (ع) لشکر 10 سیدالشهداء در یک گروهان بودیم که در
یک شب پدرم شهید و من مجروح شدم.
مؤمنی ادامه داد: آرزو میکنیم این انقلاب، واقعاً به جایگاه واقعی خودش
برسد چراکه این انقلاب الان 35 ساله و یک جوان رشید و بالغ شده و به مراحل
بالایی از تکامل رسیده است و آنهایی هم که در کشورهای غربی نشسته و برای
ایرانیها نقشه میکشند، کور خواندهاند و انشاءالله پیروزی نزدیک و
نزدیکتر خواهد بود.

* تجلیل از «سیمیندخت وحیدی» توسط مدیرعامل خبرگزاری فارس
در پایان این مراسم سیدنظامالدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس
از «سیمیندخت وحیدی» شاعر تأثیرگذار و پیشکسوت انقلاب اسلامی به پاس حضور
فعالانه در خط مقدم جبهه و سرودن اشعار تأثیرگذار و ماندگار تجلیل به عمل
آورد.