گفت و گو با خبرگزاری قرآن


رضا اسماعیلی:

هنوز هم ناگفته‌هایی در باره مولانا باقی است

هنوز هم ناگفته‌هایی درباره مولانا باقی است

گروه ادب: مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران درباره مولانا و مثنوی‌معنوی گفت: با وجود تحقیقات و پژوهش‌های صورت گرفته، بعضی از مسائل روشن و شفاف نشده و در تحقیقات و پژوهش‌ها ناگزیر از سکوت هستیم یا به مواردی اشاره می‌کنیم که نقل قول بوده و چندان متقن و محکم نیست.

رضا اسماعیلی، شاعر و مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) با اشاره به ناشناخته بودن شخصیت و اندیشه‌های مولانا گفت: ما در تاریخ ادبیات، پنج قله رفیع داریم که یکی از این قلل رفیع، مولاناست که شاعر و عارف ایرانی بوده و شهرت جهانی دارد و با خلق مثنوی‌معنوی و دیوان شمس که دربردارنده غزلیات عرفانی  اخلاقی مولاناست، آوازه این شاعر مسلمان ایرانی در سراسر جهان پیچیده است.

وی افزود: در مورد شخصیت مولانا، حافظ و فردوسی نکات مبهمی وجود دارد؛ در واقع سایه‌روشن‌هایی هست که با وجود تحقیقات و پژوهش‌های صورت گرفته، بعضی از مسائل روشن و شفاف نشده و در تحقیقات و پژوهش‌ها ناگزیر از سکوت هستیم و یا به مواردی اشاره می‌کنیم که نقل قول بوده و چندان متقن و محکم نیست.

مریدان و شاگردان مولانا آثار وی را گردآوری کرده‌اند

اسماعیلی ادامه داد: در مورد مولانا هم که در ذهن و زبان مردم به افسانه و اسطوره تبدیل شده، این ابهامات فراوان است؛ از جمله تولد، رابطه وی با پیر و مراد خود، شمس‌تبریزی و سلوکی که با شمس داشته و نحوه سرایش مثنوی‌معنوی یا گردآوری شعرهای این اثر.

این شاعر در ادامه اظهار کرد: بسیاری از مولوی‌پژوهان به دلیل شوریدگی و شیدایی عرفانی مولوی و اینکه وی در وادی مسائل دنیوی نبوده که دیوانی از آثار خود جمع و منتشر کند یا یادداشت‌های خود را به چاپ برساند، اقدام به گردآوری و چاپ آثار وی کردند؛ در این راستا مریدان و شاگردان مولانا وقتی به جلسات درس وی راه می‌یافتند، نکات عرفانی سخنان مولانا را یادداشت‌برداری می‌کردند و پس از درگذشت وی به صرافت افتادند تا یادداشت‌ها، تقریرات، مواعظ و سخنرانی‌های وی را گردآوری کرده و در اختیار آیندگان قرار دهند.

نویسنده مجموعه شعر «حنجره سرخ عشق» درباره شخصیت مولانا گفت: اگر بخواهیم در حوزه شخصیت مولانا سخن بگوییم، نکات ابهام‌آمیز فراوان وجود دارد و در یک مجال گسترده باید به آن پرداخت؛ اما آنچه مسلم است، اینکه، مولانا به عنوان یک شاعر مسلمان فارسی‌زبان و اهل تسنن بوده و در قرن هفتم هجری متولد شده است.

غزلیات مولانا دارای سبک عراقی است

وی ادامه داد: مولانا همچنین با سعدی معاصر بوده و محل تولدش را بلخ اعلام کرده‌اند که زمان زندگی وی با حمله مغول به ایران مقارن بوده است و دوران تلخ و ناگواری را سپری کرده که هم سعدی، مولانا و هم حافظ به زبان شعر تصویری، شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود را ارائه کرده‌اند.

اسماعیلی گفت: وقتی در غزلیات و همچنین در مثنوی معنوی کنکاش می‌کنیم، درمی‌یابیم که به صورت مستقیم و غیرمستقیم، گاهی به شرایط زمان خود اشاره کرده و زمانه خود را نقد کرده‌اند و آن را با زبان شعر به تصویر کشیده‌اند.

نویسنده «ملکوت کلمات» درباره سبک شعری مولانا بیان کرد: سبک شعری وی عراقی بوده که البته با رگه‌هایی از سبک خراسانی همراه بوده. در غزلیات، سبک عراقی شاخص‌تر است و این شاعر با قرآن مأنوس بوده؛ از این رو مثنوی‌معنوی را قرآن فارسی می‌نامند که حتی جامی درباره آن گفته که «مثنوی‌معنوی مولوی/ هست قرآنی به لفظ پهلوی.»

مولانا با قرآن مأنوس بوده است

وی با بیان اینکه مثنوی‌معنوی گنجینه‌ای سرشار از مضامین آیات و روایات و احادیث است، تصریح کرد: مثنوی‌معنوی، کتاب معرفت و اخلاق است و مولانا در این اثر، ظرایف عرفانی را در قالب روایات و داستان‌های منظوم زیبا خلق کرده که دربردارنده نکات اخلاقی، حکمت و معرفت است و در تمام آن، مولانا به قرآن نظر داشته است.

اسماعیلی با بیان اینکه مولانا سعی کرده است تا تمام الهاماتی که از قرآن گرفته را به زبان شعر بیان کند، افزود: این نکته که مولانا به عنوان شاعری که در کنار کلاس‌ها و کرسی‌های تدریس خود، شاگردان بسیاری را تربیت کرده و به زبان شعر، اعتقادات خود و تأثیرپذیر‌ی‌ از قرآن را در قالب مثنوی به نظم درآورده، از نکات بارز درباره مولاناست.

مثنوی‌معنوی الهام گرفته از قرآن است

وی تصریح کرد: شیدایی‌ها و شوریدگی‌های مولانا در دیوان شمس روایت شده و غیر از این دو کتاب، کتاب‌های دیگری نظیر «فیه ما فیه» داشته که دربردارنده یادداشت‌های عرفانی و اخلاقی مولاناست و این یادداشت‌ها اغلب توسط پسر وی، سلطان ولد و شاگردانش تدوین شده است.

اسماعیلی همچنین کتاب‌های دیگری نظیر «مجالس سبعه» که شامل سخنرانی‌ها، پندها و نصیحت‌های وی است و «مکتوبات» یا «مکاتیب» را نیز که نامه‌های مولانا به دوستان و نزدیکان وی بوده را به عنوان دیگر آثار این شاعر برشمرد.


خبرگزاری قرآن :

http://iqna.ir/fa/News/1360043


مصاحبه

_____________________________________________________________________

استاد دانشگاه:

هنر اصیل ، ذاتی روشن دارد که سرمنزل مقصود

آن « تعالی انسان » است


تهران - ایرنا - استاد دانشگاه با بیان اینکه هنر و خلاقیت در فضای سالم وامن بالنده می شود اظهار داشت:فراهم نبودن فضای مناسب برای نقد، جامعه را به سمت اندیشه هاو نقدهای زیرزمینی سوق می دهد.

 

رضا اسماعیلی روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا در مورد اظهارات اخیر رییس جمهوری در جمع هنرمندان و تاکید ایشان بر این نکته که رسالت دولت در ترویج هنر بازتاب نقش برجسته انقلاب اسلامی است گفت : رسالت هنر و تاثیر آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اصحاب فکر و اندیشه سمت و سوی خاصی پیدا کرد و بیشتر در راستای ترویج و نشر آموزه های انسانی و اسلامی گام برداشته است.

وی با یاد آوری اینکه هنرمندان در طی این سال ها تلاش کردند تا میراث حضرت امام خمینی (ره) را در سنگر قلم و هنر حفظ کنند اظهار داشت:هنر در ذات خود به دنبال ترویج آموزه های اخلاقی و ارزشهای انسانی همچون صلح ، عدالت و آزادی است و هنرمندان اصیل همواره در فعالیت های خود به این مهم توجه فراوانی داشته اند.

این شاعر معاصر گفت :هنرمندان پس ازانقلاب با تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی و هموار ساختن بسترهای لازم از سوی مسوولان وقت ،تلاش خود را در جهت شناساندن ارزشهای انقلاب به جهان بکار بسته و در این راستا گام های روشن و ارزشمندی را برداشته اند.

وی در مورد  تقسیم بندی هنرمندان به ارزشی و غیر ارزشی گفت : هنر اصیل ، ذاتی روشن دارد که سرمنزل مقصود آن « تعالی انسان » است . هنرمندان اصیل نیز جز در مسیر ارزش های انسانی و اخلاقی گام بر نمی دارند .  تقسیم بندی را باید برای کسانی قائل شد که تظاهر به هنرمندی می کنند و با شاکله هنر در تضاد و تقابل قرار دارند و مسیر آنها از هنر اصیل جداست ، رییس جمهور در کسوت یک روحانی و انسان فرهیخته خود با ارزش های دینی و انسانی کاملا آشنا هستند و خطاب ایشان در این جمع هنرمندان اصیلی بوده که همواره در راستای ارزشهای اخلاقی و انسانی گام برداشته اند .


راه اندازی کرسی های نظریه پردازی فضای لازم

برای نقد را فراهم کرده است

خالق اثر « حنجره سرخ » در مورد اینکه نباید اجازه داد اندیشه یا نقد زیر زمینی شود گفت : در فضای سالم و با وجود امنیت هنرمند می تواند هنر و اندیشه خود را مطرح کند ، فراهم ساختن این فضا وظیفه دولت و حکومت است ، نبود این فضا آنها را به سمت و سوی استفاده از دیگر ابزارها سوق خواهد داد ، در حکومت مردمی قطعا فضای لازم و مناسب برای نقد سازنده فراهم است.


اسماعیلی یاد آور شد:جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده تا چنین فضایی در کشور ایجاد شود و هنرمندان بتوانند به راحتی نقد و نظر خود را ارائه دهند ، البته باید مراقب بود که برخی تلاش دارند با ادبیات نامناسب و خارج از چارچوب اخلاقی و دینی مسائل را نقد کنند که تناسبی با فرهنگ و ادب اسلامی و انسانی ندارد بلکه نوعی بی اخلاقی فرهنگی است .

وی تاکید کرد : هنرمندان و فرهیختگان جامعه باید تلاش کنند در چار چوب اخلاقی و دینی مسائل را نقد کنند ، خوشبختانه با راه اندازی کرسی های نظریه پردازی و آزاد اندیشی در دانشگاه ها فضای نقد سازنده فراهم شده است .

 قدردان زحمات جامعه دانشگا هی باشیم


استاد زبان و ادبیات فارسی در مورد اینکه دانشگاه ها باید مرکز اندیشه پردازی ، پرسشگری و حقیقت جویی باشند ،با ذکر این نکته که دانشگاهیان قشر نخبه جامعه هستند و در تعالی آن نقش مهمی دارند گفت : آنها جامعه را به سمت بالندگی هدایت می کنند .

وی نقش دانشگاه را در تعالی بخشی جامعه فراتر از سایر نهادها و سازمان ها عنوان کرد و گفت : استادان دانشگاه با فرهنگ سازی و ایجاد جریان های فرهنگی مثبت و با مشعل هدایت می توانند فضا را روشن تر کرده و زمینه رشد جامعه را فراهم سازند .

اسماعیلی با تاکید بر اینکه باید قدر شناس جامعه دانشگاهی بود افزود : آنها طلایه داران فرهنگ و اندیشه هستند و می توانند با طرح مباحث مهم زمینه رشد دانشجویان و به دنبال آن ارتقا علم و اندیشه در جامعه را فراهم کنند.

جمعی از هنرمندان هفته گذشته با حسن روحانی رییس جمهور دیدار و گفت و گو کردند.


 

جشنواره شعر فجر برای مستقل شدن به تجربه نیاز دارد





رضا اسماعیلی:

  جشنواره شعر فجر برای مستقل شدن به تجربه نیاز دارد


رضا اسماعیلی، شاعر گفت: جشنواره بین المللی شعر فجر نهالی نوپاست و هنوز زود است که از مستقل شدن آن سخنی به میان آوریم. به گمانم فعلا بهتر است که این رویداد زیر چتر وزارت ارشاد برگزار شود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اسماعیلی گفت: اگر بخواهیم جشنواره شعر فجر را از دولت تفکیک کنیم آسیب پذیر می شود و از ادامه راه باز خواهد ماند. به گمانم فعلا بهتر است که جشنواره شعر فجر زیر چتر ارشاد باشد.

این شاعر توضیح داد: امیدواریم امسال همه شاعران و علاقه‌مندان بتوانند در جشنواره شعر فجر شرکت کنند.

سراینده مجموعه شعر «حنجره سرخ عشق» ادامه داد: اگر اعضای شورای سیاستگذاری نظری مخالف با دبیر جشنواره داشته باشند طبعاً دبیر جشنواره نمی‌تواند به تنهایی کار کند و تصمیم بگیرد. اگر هم تصمیم جدیدی گرفته شود، باید مهر تأیید شورا روی آن باشد.

شاعر «بر آستان جانان» یادآور شد: بحث درستی است که داوری‌ها بی طرفانه صورت گیرند و سلیقه‌ها در فرایند داوری‌ها دخیل نباشند. من در دوره‌های قبل جایزه شعر فجر داور بودم و اعلام می‌کنم که داوری‌‌ها بر مباحث فنی و مؤلفه‌های ادبی استوار بوده است. امسال اگر بخواهند این بحث را پررنگ‌تر دنبال کنند محل اشکال نیست و می‌توان چهره‌های جدید به تیم داوری جشنواره افزود.

وی ابراز امیدواری کرد و توضیح داد: آرزو می‌کنم جشنواره شعر فجر امسال با کیفیت مناسب، گسترده‌تر و با ساز و کار بهتر برگزار شود. بحث داوری بحث حساسی است. واضح است که اگر ما همه تلاش خودمان را بکنیم تا یک داوری مطلوب داشته باشیم بعد از اعلام نتایج باز هم محل اعتراض خواهد بود.

این شاعر افزود: در یک مسابقه بزرگ همیشه عده‌ای حذف می‌شوند و عده‌ای برنده. کسی که در مسابقه شرکت می‌کند باید آماده برود. نباید به دلیل برنده نشدن، داوری‌ها را زیر سوال برد و روی داوری‌ها تیغ کشید. در سال‌های قبل کسانی که برگزیده نبودند اعتراض خود را نسبت به داوری‌ها ابراز کردند و در مطبوعات هم مطرح شد. این کار به گمانم درست نیست. هر چه بخواهیم از سلیقه فاصله بگیریم باز هم سلیقه در داوری دخیل خواهد بود.

وی ادامه داد: هر تیم داوری در اثر تجارب شخصی‌شان سلیقه خودشان را دخیل می‌کنند. کسانی که خود را برای برد و باخت آماده می‌کنند باید ظرفیت هم داشته باشند و به نتیجه داوری‌ها تن دهند. 

اسماعیلی متولد سال 1339 تهران و کارشناس رشته علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران است.

«حنجره سرخ عشق»، «نی نامه»، «گزیده ادبیات معاصر»(شماره 6)، «بر آستان جانان»، «آسمانی‌ها»، «عاشقانه‌های شرقی»، «از جنس باران»، «عاشقانه‌های سرخ»، «بوی گل در می‌زند»، «این مریم همیشه»، «ملکوت کلمات» «آب، بابا... آزادی» و «لهجه شرقی عشق» نام برخی از مجموعه شعرهای وی هستند. 


http://www.ibna.ir/vdcbzgb88rhb90p.uiur.html


خبرگزاری کتاب : گفت و گو با رضا اسماعیلی، شاعر انقلاب ، دفاع مقدس ، و ادب آئینی

 

مادرم مظلوم بود و عاشق دوبیتی های بابا طاهر

 

خبرگزاری کتاب ایران( ایبنا )،‌ یعقوب حیدری : در یک نگاه عمیق، بند بندِ کاراکتر «رضا اسماعیلی»، پله پله‌هایی از سایه ـ روشن‌های یک زندگی است که وقتی به هر پلّه‌اش پا می‌گذاری صدایی تو را به مکث فرا می‌خواند. نمی‌توانی بایستی. می‌ایستی و بدون اینکه بخواهی، در بارانی از غبار درد و سخن، شستشو می‌شوی. اما، آنگاه که با حوله زمان، مشغول خشک کردن خود می‌شوی، خود به خود، مکث‌ات می‌شکند. حالا، تو داری در صفحاتی از تاریخ گذشته این دیار قدم می‌زنی، و قدم زنان نیز، پله‌هایی از یک زندگی را، یکی یکی، دو تا یکی، پشت سرمی‌گذاری.

از تولدتان بگوئید؛ از جایی که به دنیا آمدید .
متولد 24 مرداد سال 1339  تهران، در محله هفت‌ چنار هستم که از محله‌های قدیمی تهران است.

کمی هم از خانواده‌تان بگویید؛ از شغل پدرتان و ...
پدرم در مغازه‌ای در خیابان ناصرخسرو کارگر خیاط بود. آن مغازه الان هم هست، به اسم «پوشاک سلطانی». پدرم آنجا خیاطی می‌کرد؛ شاگرد بود. مادرم هم خانه‌دار بود و البته، علاقه‌ای هم به ادبیات داشت.

مثلاً؟
دوبیتی‌های باباطاهر را زمزمه می‌کرد. 

برای شما؟ نه،‌ بیشتر در خلوت و تنهایی خودش.

احتمالاً همین زمزمه‌ها باعث شد شما به ادبیات علاقمند شوید؟
زمزمه‌های غمگینانه مادر را می‌شنیدم و به ادبیات علاقمند شدم. 

موقعیت‌ خانه‌تان چطور بود؟
یک خانه 40 متری بسیار محقّر و فقیر داشتیم که الان جزو بافت‌های فرسوده است.

سکوت و آرامش این روزهایتان شاید ریشه در گذشته‌ای پرهیاهو داشته باشد. در کودکی بازیگوش بودید؟ شیطون بودم. حتّی در خانه چند بار توی دهانم فلفل ریخته بودند.

این بازیگوشی، حتماً بارتاب بیرونی هم داشت. مثلاً جوشیدن با بچه‌های محله؛ بازی با آن‌ها و ...
در خانه‌مان امکانات تفریحی نبود. تفریح ما این بود که می‌رفتیم می‌نشستیم روی سکوی مسجد محله و «طاق یا پوچ» بازی می‌کردیم یا «فرد یا زوج». 

چه جوری؟
دو تا هسته خرما را می‌گذاشتیم توی یک دستمان و یک هسته خرما را هم در دست دیگرمان. بعد، دست‌هایمان را مُشت می‌کردیم و می‌گرفتیم جلو. فرد مقابل باید می‌گفت کدام دستمان زوج یا کدام دستمان فرد است. 

دیگر چه بازی‌هایی می‌کردید؟
مثلاً می‌رفتیم میدان تره‌بار و با پوست‌های هندوانه می‌زدیم به سر و کله همدیگر. یا مثلا یک جوی قدیمی تو محله ما بود که آب زلالی داشت. بیشتر ما که پول نداشتیم برویم استخر، توی آن جوی شنا می‌کردیم. به ویژه وقتی شناکنان از زیر پل‌ها رد می‌شدیم، کلی کیف می‌کردیم.

بعد؟
بعد هم از آن محله کوچ کردیم.

رفتید کجا؟
رفتیم اتابک. 

آن موقع کلاس چندم بودید؟
فکر کنم سوم یا چهارم ابتدایی.

علت این جابه‌جایی چه بود؟
در محله قبلی مستأجر بودیم و بعد از آن پدرم خانه خریده بود.

به نظر، آن وقت‌ها خیلی درسخوان نبودید. درست است؟ اوضاع محیطی طوری بود که بیشتر بازیگوشی می‌کردیم. 

لابد، چند سال هم رفوزه شدید؟
نه، اکثراً معلم‌ها نمره می‌دادند و قبول می‌شدم.

با آن همه بازیگوشی، با آن همه ارفاق، برای خودتان هم کمی عجیب نیست که در نهایت این شور و انگیزه سرودن و نوشتن را از کجا و چطور به دست آوردید؟ با این تبصره، که البته در جایی اشاره کردید، زمزمه‌های شاعرانه مادرتان در شما اثربخش بود؟ مادرم مظلوم بود و با ریاضت‌هایی که به خاطر فقر می‌کشید یا به خاطر دوری از شهر و ولایتش، در خلوت و تنهایی خودش، بغض‌هایش را با زمزمه دوبیتی‌های باباطاهر واگویه می‌کرد. مثلاً وقتی داشت لحاف می‌دوخت. در همین‌جا یک پرانتز باز کنم که مادرم در تهران هیچ قوم و خویشی نداشت. مادرم و پدرم اهل همدان بودند و همان جا هم ازدواج کرده بودند و براثر جبر اجتماعی، از آنجا کنده شده و به تهران آمده بودند. از طرفی، سطح درآمد پدرم مناسب نبود و برای مثال در زمستان‌ها، امکانات ما در حد کرسی بود. یادم است ما آن زمان زغال می‌خریدیم. یک جاهایی بود که زغال‌فروشی بود و خروارها زغال را می‌ریختند آنجا و از خاک زغال‌ها، گلوله‌ مانندی درست می‌کردند؛ یک چیزی مثل توپ. ما زغال را از گلوله مانندها می‌گرفتیم. شب‌ها هم مادرم کفش‌های مرا می‌گذاشت زیر کرسی، تا فردایش که می‌خواستم بروم مدرسه، پاهایم یخ نکند. جوراب و دستکش و ژاکت ما را هم، خود مادرم می‌بافت. سال‌ها هم به جای پنکه، بادبزن داشتیم. 

برگردیم به مادرتان؛ به آن دوبیتی‌ها، تأثیری که از زمزمه‌های مادر گرفتید. مادرم دوبیتی‌های باباطاهر را از حفظ بود.

اما هنوز اشاره‌ای نکردید که سوادش در چه حد بود؟ سواد نداشت؛ برخلاف پدرم که تا چهارم ابتدایی خواندن و نوشتن بلد بود، مادرم گویا این دوبیتی‌ها را مثلاً از مادربزرگم شنیده بود یا از فامیل‌هایی که با ادبیات حشر و نشر داشتند و آن‌ها را در سینه‌اش ثبت کرده بود.

همانطور که قبلاً اشاره کردید، به این شکل ذوق ادبی در شما شکل گرفت؟
دقیقاً.

اما به نظر می‌رسد این پس زمینه، پیش زمینه‌ای هم داشته باشد؛ مثلاً کتابخوانی. اهل مطالعه هم بودید؟ عامل دومی که باعث شد به ادبیات توجه کنم، دردهای اجتماعی بود. 

مثلاً؟
در محیطی که زندگی می‌کردم، بزه‌کاری‌ها را می‌دیدم؛ نابسامانی‌های خانواده‌ها و محرومیت‌های مردم را می‌دیدم و آن‌ها را واقعاً با گوشت و پوستم لمس می‌کردم. از طرفی، خانواده ما از آن تافته محرومیّت جدا نبود. یعنی ما خودمان هم جزو محرومان بودیم و با محرومیت نفس می‌کشیدیم. خلاصه، این دردها و آن زمزمه‌های غمگینانه مادر باعث شد که من قلم به دست بگیرم و با زبان طنز، آن مسائل را در قالب انشاء بیان کنم. 

این‌ها درست. اما زبان طنز، و ارائه چنین زبانی در یک چارچوب مکتوب، آن‌هم مشخصا قالب طنز با ابزارها و ویژگی‌های خودش، به نظر بی‌ارتباط با مطالعه و جستجوهای کتابخانه‌ای بعید به نظر می‌رسد. با این تصور، احتمالاً اهل مطالعه هم بودید. علاقه شدیدی به خواندن داشتم؛ ولی چون پول نداشتم کتاب بخرم، گاهی از دوستانم کتاب امانت می‌گرفتم. کتابخانه‌های عمومی هم سراغ نداشتم. نهایتش کتاب‌هایی را که قرض می‌گرفتم، با ولع و عطش فراوان می‌خواندم. یادم است، اگر به من صد جلد کتاب می‌دادند، می‌نشستم و می‌خواندم.

در واقع زمزمه‌های شاعرانه مادر تلنگری بود به ذهن شما. بعد، تعمق در محرومیّت‌های روزگاری که می‌زیستند. سپس، گرفتن کتاب‌هایی به امانت از دوستان اهل کتاب. به موازات این‌ها، احتمالاً بحث‌های به اصطلاح روشنفکری هم بین شما و آن دوستان در می‌گرفت.
اتفاقاً همینطور هم بود. در دوره راهنمایی ما دو دبیر داشتیم که اهل سیاست بودند و نامشان هنوز در ذهنم است؛ آقای کیایی و آقای تدّین. آقای تدین که استاد دانشگاه بود و در واقع محرومش کرده بودند از تدریس در دانشگاه به خاطر سیاسی بودنش و گفته بودند باید بروی برای دوره راهنمایی درس بدهی؛ سال 1353 ـ 1350 بود.

با این حس، به تحصیلات مدرسه‌ای‌تان هم ادامه دادید؟
بله، سال 1357 دیپلم گرفتم و جامعه هم در آن سال، متلاطم بود. آن وقت‌ها یک دبیر داشتیم به اسم آقای کیانی که مبارز و سیاسی هم بود و از نظر مسائل اجتماعی ما را هدایت می‌کرد. در آن زمان اتفاقاً دفتری داشتم به اسم «حرفی برای گفتن» که دردهای اجتماعی را در قالب شعر سپید و نیمایی می‌گفتم و در آن می‌نوشتم. در عین حال، کتاب شعر زیاد می‌خواندم. مثلاً شعرهای فروغ و شاملو را می‌خواندم. ولی نمی‌دانستم قواعدشان چه است. اما با تأثیر از آن‌ها، شعر می‌گفتم و اسمش را هم گذاشته بودم حرفی برای گفتن. در این ارتباط، من به آقای کیایی بیشتر احساس نزدیکی می‌کردم. او، خیلی دلسوز بود. یک روز گفتم آقای کیایی می‌خواهم دفترم را بیاورم. شما نظر بدهید. حتی، چیزهایی را هم زمزمه کردم. گفت خیلی خوب است. بیاور من هم ببینم. من هم بردم. روزی که دفترم را تحویلم می‌داد، عین جمله‌اش هنوز در ذهنم است، گفت من همه کارهای تو را خواندم. این کارهای تو، حتی اگر شعر هم نباشد، از چیزهایی که در مجله زن روز چاپ می‌شود خیلی بهتر است. این حرفش، روی من تأثیر مثبت گذاشت و علاقمند شدم روی شعر بیشتر و جدّی‌تر کار کنم. بعد هم، ضمن این جدّیّت، به درسم ادامه دادم و سال 57 وارد دانشگاه شدم.

رشته تحصیلی‌تان؟
علوم اجتماعی بود.

اما با توجه به علاقمندیِ ادبی‌تان، انتظار می‌رفت به رشته ادبیات گرایش پیدا کنید و از ادبیات، پُلی بزنید به کوچه ـ پسکوچه‌های اجتماع.
البته، آن زمان که در این رشته قبول شدم، ناراضی بودم و به روزنامه‌نگاری علاقه داشتم.

روزنامه‌نگاری؟!
چون احساس می‌کردم بین ادبیات و روزنامه‌نگاری ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. چون می‌دیدم معمولاً شعر و داستان در مطبوعات چاپ می‌شد. بنابراین، فکر می‌کردم اگر راهی به روزنامه و شناختی در عرصه فنون این رشته پیدا کنم، می‌توانم تراوشات ذهنی و قلمی خودم را به راحتی و بهتر در مطبوعات منتشر کنم، با این نیّت، به روزنامه‌نگاری علاقمند بودم.

علاقمندی‌تان به روزنامه‌نگاری، به این دلیل بود که در دوران تحصیلات پیش از دانشگاه در تهیه و تنظیم روزنامه دیواریِ مدارس فعال بودید؟ در دوران راهنمایی به صورت فطری و ذاتی به روزنامه‌نگاری علاقه عجیبی داشتم. مثلاً‌ در تهیه و تنظیم مطالب روزنامه‌ دیواری مدرسه‌مان همکاری داشتم. یا، همان زمان یک دفترچه 40 برگ برای خودم تهیه کرده بودم که شاید هنوز هم آن را داشته باشم. از مجلات عکس‌هایی بریده و در آن چسبانده بودم. داخلش، مطالبی هم می‌نوشتم و برای هر مطلبم هم تیتر بخصوصی می‌زدم. حتی آن دفتر را به صورت یک مجله، صفحه‌بندی کرده بودم. این‌ها نشان می‌دهد که  به صورت ذاتی به روزنامه‌نگاری علاقمند بودم. به خاطر همین هم سال 57 که دانشگاه قبول شدم، در همان ترم اول خیلی تلاش کردم تغییر رشته بدهم و بروم رشته روزنامه‌نگاری که متأسفانه نشد.

اما در عین حال، روزنامه‌نگاری همچنان دغدغه شما بود.
بله؛ دقیقاً در دوران دانشگاه هم، کار روزنامه‌نگاری را دنبال کردم و در نشریه‌های دانشجویی، شعرهایم چاپ می‌شد که هنوز نمونه‌هایش را دارم. از طرفی، وصل شده بودم به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و با مطبوعات بعد از انقلاب مرتبط بودم. نخستین شعر چاپ شده‌ام در عروة‌الوثقی، شعری بود درباره قیام 19 دی. بعد هم با جلسات نقد و شعرخوانی حوزه هنری محشور شدم؛ با قیصر و سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، و دیگران. نخستین کتابم هم به نام «حنجره سرخ عشق»، در حوزه هنری چاپ شد. 

شما بیشتر یک شاعر هستید تا منتقد و پژوهشگر؟ در شعرهایتان هم، مشخصاً‌ چند مشخصه، برجسته‌تر از بقیه وجوه است. از یک سو، اشعار آئینی سروده‌اید. از سویی شعرهای عاشقانه دارید. از دیگر سو، به عنوان شاعر جبهه و جنگ مطرح هستید. از سویی هم، در لابلای اشعارتان، سروده‌هایی با رنگ و بوی اجتماعی کم نیست. مثلاً در وجه عاشقانه، از جنابعالی تاکنون دو مجموعه به نام‌های «عاشقانه‌های شرقی» و «لهجه سرخ عشق» منتشر شده است. در ارتباط با جنگ تحمیلی، برای مثال از شما مجموعه اشعار «آسمانی‌ها» را خوانده‌ایم. همچنین مجموعه اشعار «آب ـ بابا ـ آزادی» را؛ که از 3 بخش تشکیل شده است. از یک سو، مربوط به انقلاب است. یک بخش‌اش به شعر جبهه و بخش دیگر به پایداری و مقاومت اختصاص دارد؛ و حدود یک سال هم از تاریخ انتشارش می‌گذرد. با همه این احوال، وجه آئینی بر سایر وجوه اشعار شما می‌چربد. بنابراین، اجازه بدهید گفت‌وگو را در این مسیر پی بگیریم. با این توجه که احتمالاً خود شما هم به این معترف هستید که بیشتر به این سمت کشش دارید و اصولاً دوست دارید بیشتر به عنوان شاعر آئینی و دینی شناخته شوید؟ در شعرهای آئینی، شاعر تلاش می‌کند سیمای بزرگان دینی را به تصویر بکشد؛ در واقع آن سلوک عملیِ بزرگان دینی و سیره عملی‌شان و فراز و نشیب‌های زندگی آن بزرگان اهمیت دارد تا برای دیگران عبرت‌آموز باشد.

تلاش خود شما در این حوزه چقدر بوده است؟
در این عرصه چند جلد کتاب از مجموعه شعرهای آئینی از من چاپ شده که نخستین مجموعه آن «بر‌ آستان جانان» نام دارد. مجموعه دوم، اسمش «ملکوت کلمات» است که آن هم، باز مجموعه اشعار است. یک مجموعه شعر هم گردآوری کرده‌ام که راجع به حضرت فاطمه زهرا(س) است با نام «بانوی آئینه و آب» که کتاب نسبتاً خوبی است. 

با توجه به این که خودتان توی گود هستید، طبیعی است که بیشتر از آن‌هایی که در بیرون گودند، به مقوله شعر آئینی و دینی  اشراف دارید. در عین حال، شاید شما هم با ما هم نظر باشید که هر حوزه‌ای ممکن است در معرض آسیب‌هایی قرار بگیرد. از این منظر، فکر می‌کنید شعر آئینی و دینی ما از چه آسیب‌هایی رنج می‌برد؟ در شعر آئینی و دینی‌مان چند آسیب بزرگ داریم. یکی از آفت‌های بزرگ، معصوم‌پرستی است. یعنی بعضی از شاعران به خاطر ناآگاهی از ماهیت شعر آئینی، فکر می‌کنند ما باید بیاییم بزرگان دینی‌مان را فقط توصیف کنیم و مقام آن‌ها را به قدری در شعرهایمان بالا ببریم که قابل پرستش باشند. خُب، این یعنی اینکه آن‌ها را در مقابل خداوند قرار دادن. و این تفکر، با آموزه‌های دینی ما در تضاد و تقابل است.

آفت‌های دیگر؟
آفت‌ بعدی، اظهار خاکساری اغراق‌آمیز بیش از حد است. اغراق، آفت شعر آیینی است.

مثلاً؟
بر فرض، بعضی از شاعران از روی حسن نیت و برای آن که بگویند ما به اهل بیت خیلی ارادت داریم ، می‌آیند خودشان را از مقام انسانیت تنزل می دهند و با تعابیری که زیبا نیست در مقابل خاندان رسالت عرض ارادت و خاکساری می‌کنند.  در حالی که آن بزرگان برای احیا و ترویج کرامت های انسانی و پاسداری از مناعت طبع و عزت نفس انسان آمده‌اند. من فکر می کنم خاندان رسالت نیز راضی نیستند که ما در سروده های آیینی خودمان از چنین تعابیری استفاده کنیم .
دیگر؟
مورد بعدی، بی‌توجهی به قالب‌های نو در شعر آئینی و دینی ماست. یعنی، حجم بالایی از اشعار آئینی ما در قالب‌های کلاسیک سروده شده و قالب‌هایی چون نیمایی و سپید مغفول مانده‌اند و به قابلیت‌های این قالب‌های شعری در سرودن شعر آئینی، بی‌توجهی شده است.

دورنمای شعر آئینی ما را چگونه می‌بینید؟
در دوران بزرگانی مثل حافظ و عطار و سعدی و مولانا، اصلاً اصطلاح شعر آئینی نداشتیم. ولی چون این بزرگان با جهان‌بینی اسلامی بزرگ شده و تربیت شده بودند، هر شعری که می‌گفتند متأثر از جهان‌بینی اسلامی بود. حتی وقتی حافظ غزل‌های عاشقانه می‌گوید، شما رگه‌هایی از دین و آئین را در آن‌ها می‌بینید یا به عبارتی نگاه نجیب و ارزشمند در این آثار دیده می‌شود؛ بنابراین از این منظر همه آثار شاعران مسلمان، شعر آئینی است؛ حتی غزل‌های عاشقانه‌شان. از این رو ما اگر تفکیک قائل شویم و بگوئیم که اگر شعری مستقیماً درباره اهل بیت گفته شود، آئینی است، و اگر موضوعش اجتماعی یا عاشقانه باشد آئینی نیست، نوعی سوء‌تفاهم و سوء‌برداشت به حساب می‌آید. در واقع شاعران ما باید به سمت و سویی حرکت کنند تا نسبت به اسلام و باورهای دینی‌شان شناخت بیشتری پیدا کنند. در این صورت، شاعران ما راجع به هر موضوعی که شعر بگویند، آن شعر، شعر آئینی است.

اگر موافق باشید، این بار با مشتی از کلید واژه‌ها به گونه‌ای دیگر، سرکی به اندرون ذهن و زبان شما بکشیم. موافقم. 

شعر آیینی؟
قداست و معنویت.

دفاع‌مقدس؟
ارزش‌های انسانی.

عشق؟
فلسفه عالم خلقت.

شعر؟
لطافت و زیبایی. 

مادر؟
دنیای من. 

پدر؟
بار گران مشکلات. 

کتاب؟ یار مهربان.

قلم؟
تُوتِم.

آلودگی هوا؟
امان! امان! امان!.

بهترین دوست؟
تواضع.

قندان؟
شیرینی و خوشبختی.

شب؟
ظلمت. 

آفتاب؟
امید و عدالت.

خبرنگار؟ پیگیری سفت و سخت.

شاعری که دوست ندارید شعرهایش را بخوانید؟ می‌خواهید دشمن‌تراشی کنید؟

بدترین شعری که خوانده‌اید؟ شعر مَنیّت. 

بهترین شعری که هنوز نگفته‌اید؟
شاید بعد از این. 

بهترین شاعر؟
حافظ.

محل کار؟
سکوت.

آثار:
ـ اشعار 1ـ حنجره شرح عشق (1376 ـ حوزه هنری)
2ـ نی‌نامه (1376 ـ انتشارات سیاه)
3ـ گزیده ادبیات معاصر؛ شماره 6 (1378 ـ نیستان)
4ـ بر آستان جانان (1381 ـ انتشارات اطلاعات)
5ـ آسمانی‌ها (1381 ـ پازینه)
6ـ عاشقانه‌های شرقی (1384 ـ هزاره ققنوس)
7ـ از جنس باران (1384 ـ عروج)
8ـ عاشقانه‌های سرخ (1384 ـ نشر شاهد)
9ـ بوی گل در می‌زند (1386 ـ انتشارات سپیده)
10ـ این مریم همیشه (1386 ـ تکا)
11ـ ملکوت کلمات (1390 ـ انجم قلم ایران)
12ـ آب، بابا... آزادی (1390 ـ انجم قلم ایران)
13ـ لهجه شرقی عشق (1390 ـ انجمن قلم ایران)
14ـ مجموعه شعر عاشورایی «ناگهان دریا» (1391 ـ تجلی مهر)
15ـ مجموعه شعر رضوی «کبوترانه بخوان آسمان هشتم را» (1391 ـ سخن گستر)

ـ نقد و پژوهش
16ـ رفتارشناسی ادبی و شعر مفهومی (1385 ـ هزاره ققنوس)
17ـ از کلاغ تا کبوتر/ نقد و بررسی شعر معاصر (1387 ـ هنر رسانه اردیبهشت)
18ـ نیما را دوباره بشناسیم (پاورقی روزنامه جام جم و روزنامه اطلاعات)
19ـ صدای مخملی شعر (1387 ـ جام جم)
20ـ تذکره ادبی خلوت انس؛ سه جلد/ با همکاری استاد مشفق کاشانی (1388 ـ انتشارات اطلاعات)
21ـ از آب تا آفتاب/ مجموعه مقالات ادبی (1390 ـ انجم قلم ایران)

ـ گردآوری 22ـ تیغ، قلم، تغزل (یادواره شهدای دانشجو)
23ـ یادنامه صد کلام، صد خاطره (1379 ـ جابر)
24ـ بانوی آیینه و آب (1381 ـ سنا)
25ـ سلام مقاومت (1386 ـ جهاد دانشگاهی)
26ـ مجموعه شعر عاشورایی عطش (1385 ـ جهاد دانشگاهی)
27ـ رستاخیز حماسه (1386 ـ جهاد دانشگاهی)
28ـ از واژه تا فریاد (1389 ـ روایت فتح)
29ـ از پایداری تا پرواز (1390 ـ‌ روایت فتح)
30ـ تفسیر توفان (1391 ـ روایت فتح)

ـ زیر چاپ 31ـ غزل آفتاب (گزیده‌ای از اشعار آیینی شاعران معاصر)

برخی مسئولیت‌ها
1ـ سردبیر مجله «امید اسلام»
2ـ دبیری سومین و یازدهمین جشنواره کتاب سال «قلم زرین» انجمن قلم ایران
3ـ دبیر نخستین جشنواره بزرگ فرهنگ عاشورا
4ـ داور جشنواره بین‌المللی شعر فجر
5ـ داور جشنواره کتاب سال رضوی
6ـ عضو شورای سیاستگذاری و کمیته علمی کنگره شعر مقاومت بین‌الملل اسلامی
7ـ عضو شورای سیاستگذاری و کمیته علمی کتاب سال عاشورا
8ـ داور جشنواره کتاب سال دفاع مقدس
9ـ دبیر علمی کنگره شعر شهدای علمی
10ـ عضو شورای عالی شعر بسیج
11ـ عضو شورای عالی شعر نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور
12ـ همکاری افتخاری با شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی [تعدادی از سروده‌های اسماعیلی به صورت ترانه توسط خوانندگانی چون: سراج، حسین زمان، بهادری، خاوری، قاسم رفعتی، و... اجرا و از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است.]
13ـ تدریس ادبیات در مراکز آموزشی و فرهنگی
14ـ دبیر بخش شعر ماهنامه اقلیم نقد
15ـ مسئولیت کانون‌ها و انجمن‌های ادبی فرهنگسراها و خانه‌های فرهنگ وابسته به سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران
16ـ نگارش و چاپ ده‌ها مقاله تحقیقی در حوزه نقد و بررسی ادبیات معاصر
17ـ عضو هیأت مدیره سایت شاعران فارسی زبان

برخی رتبه‌ها
1ـ شاعر برگزیده کنگره‌های شعر دفاع مقدس در طول 8 سال جنگ تحمیلی
2ـ شاعر برگزیده جشنواره بین‌المللی شعر فجر
3ـ شاعر برگزیده پایداری توسط جمعیت دفاع از مردم فلسطین برای اعزام به لبنان و سوریه و شرکت در همایش ادبی شاعران پایداری
4ـ شاعر برگزیده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اعزام به ترکیه به منظور شرکت در همایش ادبی شاعران ایران و ترکیه.
5ـ شاعر برگزیده انقلاب برای اعزام به هند و شرکت در همایش ادبی بزرگداشت ارتحال حضرت امام (ره).
6ـ برگزیده اول بخش «تألیف» سومین جشنوراه بین‌المللی رضوی.
7ـ برگزیده اول بخش «نقد» نخستین جشنواره فصلی مطبوعات کشور.


http://www.ibna.ir/vdcewo8zojh8vvi.b9bj.html


گزارشی اجمالی از برگزاری بیست و هشتمین شب شعر عاشورا ( شیراز )


هر که دارد هوس کرب و بلا ، بسم الله ...



به گزارش ایرنا، در آغاز این مراسم معنوی دکتر محمدرضا سنگری عاشورا پژوه بزرگ کشور گفت: وقتی کربلا تمام جلوه های زندگی را در خود دارد مفهومش این هست که باید به جستجو و پژوهش پیرامون امام حسین (ع) و یاران باوفایش بپردازیم .

سنگری با اشاره به این که کربلا را باید معاصر و امروزی کرد اظهار داشت : ما باید کربلا را چراغ کنیم تا راه را ببینیم و تاریکی ها را بشکنیم .

وی ادامه داد: برای آرامش بخشی در خطر ، رهایی از سونامی و نجات از بحران ما باید از این منظر ببینیم و خیلی گفته های گفته نشده را باید بگوییم .

این عاشورا پژوه که تا کنون  22 جلد کتاب در باب عاشورا به رشته تالیف در آورده است ،  از عاشورا به عنوان آئینه ای نام برد که در آن همه زندگی ، اجزا و عناصر آن قابل تماشاست .

سنگری افزود: اگر حضرت زینب این تابلو را زیبا دید ، زیبایی منظر انسان است در اندیشه ، نگاه ، ارتباط و بخصوص تنهایی .

دبیر علمی شب شعر عاشورا به خبرنگار ایرنا گفت : این مراسم معنوی هر سال با محوریت شگفتی های عاشورا  آغاز می شود و در آن تعدادی از شاعران برجسته و آیینی کشور در باب واقعه عاشورا اشعار خود را طی دو روز قرائت می کنند .

احد ده بزرگی افزود: امسال نیز همچون سال های قبل ، در فضایی معنوی شاعران جوان در کنار شاعران پیشکسوت ، جدیدترین سروده های عاشورایی خود را طی دو روز برگزاری کنگره قرائت کردند .

اسامی تعدادی از شاعرانی  که  در بیست و هشتمین شب شعر عاشورایی امسال ، با لهجه زلال عشق و معرفت به زمزمه اشعار عاشورایی خود پرداختند ، عبارتند از :


« محمد جواد غفورزاده ( شفق ) ، افشین علا ، محمد حسین جعفریان ، اسماعیل امینی ، زهرا نعمتی ، عبدالرحیم سعیدی راد ، مصطفی رحماندوست ، رضا اسماعیلی ، سید حسین متولیان ، مجید سعد آبادی ، علی سلیمانی ، محسن کاویانی ، سید محمد امین جعفری حسینی ( مجری - شاعر ) ، عبدالحمید رحمانیان ، حسنا محمد زاده ، مجتبی رحماندوست ، ایوب پرند آور ، مرید محمدی ، هاشم کرونی ، مجتبی احمدی ، عالیه مهرابی ، محمد رضا شالبافان ، علی زمانیان ( مجری - شاعر ) ، امیر مرزبان ، هدایتی ، هادی فردوسی ، احد ده بزرگی ، غلامعلی مهدیخانی ( مجرد ) ، محمد کامرانی اقدم ، میثم داودی ، حسن بیاتانی ، حمید هنرجو ، محمد سهرابی ، خدابخش صفادل ، سید مهدی هاشمی نژاد ، حامد عسکری ، غلامرضا کافی ، پروانه نجاتی ، مهدی شادکام ، عبدالرضا کوهمال جهرمی ، مریم زارع ، سید محمد بابامیری ، اصغر عظیمی مهر و ... »



به گزارش ایرنا، تجلیل و تکریم با پخش کلیپ از مرحوم انصاریان مداح حرم ملکوتی حضرت امام رضا (ع) و پرده برداری از نرم افزار شب شعر عاشورایی از دیگر برنامه هایی این مراسم معنوی بود.

به گفته ده بزرگی ، این نرم افزار حاوی کتاب های 25 دوره این شب شعرهای عاشورایی است که روی سی دی ریخته شده و بر روی سایت های ملی ، بین المللی منتشر شده است .

وی اضافه کرد: در این نرم افزار دسترسی به تعداد کتاب های چاپ شده در خصوص این مراسم معنوی ،اسامی و آثار شاعران آیینی شرکت کننده در این شب شعرها به راحتی امکان پذیر می باشد.

به گفته ده بزرگی این نرم افزار طوری طراحی شده که قابلیت انتقال را از طریق پیامک ،وی چت ، ایمیل و جی میل برای افراد استفاده کننده دارد و هر کسی بخواهد می تواند روی موبایلش برای طرف مقابل اقدام به ارسال شعر مورد علاقه اش بکند.

براساس این گزارش ،در خاتمه این شب شعر آیینی طبق سال های گذشته عزاداری سنتی با حضور شرکت کنندگان در این مراسم نیز برگزار شد.