گزارش تصویری دیدار با استاد سید علی موسوی گرمارودی ( پنج شنبه 28 شهریور 1392 )

 

 



 


 

 



 

 

 

 

 

دیدار شعرا با سیدعلی موسوی‌گرمارودی در برنامه «سلام حضرت شعر»+تصاویر

 

دیدار با راوی « خط خون »

 

عصر روز پنج شنبه ۲۸ شهریور جمعی از شعرا در سلسله برنامه «سلام حضرت شعر» در سازمان هنری رسانه‌ای اوج به دیدار سیدعلی موسوی‌گرمارودی رفتند.

خبرگزاری فارس: دیدار شعرا با سیدعلی موسوی‌گرمارودی در برنامه «سلام حضرت شعر»+تصاویر


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، عصر روز گذشته جمعی از شعرا در سلسه برنامه «سلام حضرت شعر» در سازمان هنری رسانه‌ای اوج به دیدار علی موسوی‌گرمارودی رفتند.

 

در این دیدار که رضا اسماعیلی، حسین اسرافیلی، عبدالرحیم سعیدی‌راد، حسین قرایی و ... حضور داشتند درباره جنبه‌های مختلف عرصه‌های شعر و شاعری با این شاعر پیشکسوت صحبت کردند.

این دیدار، پنجمین دیدار از سلسله دیدارهای صمیمانه با اساتید شعر و ادب بود و پیش از این نیز به همت سایت شاعران فارسی زبان و موسسه فرهنگی شهرستان ادب، جمعی از شاعران با اساتیدی چون علی معلم دامغانی، سیمیندخت وحیدی، حسین اسرافیلی و محمدعلی بهمنی ملاقات و دیدار داشته‌اند.

 

این دیدارها در فضایی صمیمانه و به دور از از چارچوب‌های اداری و برنامه‌های رسمی با مشاهیر شعر و ادب معاصر صورت می‌گیرد و شاعران اخوانیه‌های خود را برای اساتید می‌خوانند و اساتید نیز ضمن بیان دیدگاه‌های ادبی خود، به شعرخوانی و بیان خاطرات خود می‌پردازند.

سیدعلی موسوی گرمارودی از جمله شعرایی است که در آثارش مذهب نقش ویژه‌ای دارد. وی چندی پیش در مراسم رونمایی کتاب سه کاهن با انتقاد از صادق هدایت گفته بود: شرم دارم بر نویسنده‌ای که «توپ مُرواری» را می‌نویسد و در آن سراسر به اهل بیت(ع) توهین می‌کند، لعن نفرستم. اگر مسلمانیم، وظیفه ماست که بگوییم چه انسان‌های بی‌شرفی در روزگار ما در مورد ائمه(ع) قلم زده‌اند که حتی رفتارشان از امویان هم با ائمه(ع) بدتر بود.

 

 

وی که بعد از این اظهارنظر مورد همجمه رسانه‌ای قرار گفته بود با تاکید بر نظرش درباره هدایت گفت: «شک ندارم که حرف زدن درباره فردی مثل صادق هدایت و کتاب توهین‌آمیز‌ او نسبت به عاشورا هزینه‌ دارد و من هم پای آن و اعتقادم ایستاده‌ام و جواب این افراد را به خود امام حسین(ع) واگذار می‌کنم.»

وی افزود: «کسانی که به اظهارات من واکنش نشان می‌دهند و به حرف‌های هدایت در این اثر بی‌اعتنا هستند، بالاخره یا مسلمان هستند و یا نیستند. اگر مسلمانند و حرف‌های هدایت درباره امام حسین(ع) را می‌توانند تحمل کنند، من هم توهین‌های آنها را برای اظهاراتم به جان می‌خرم. اگر هم مسلمان نیستند که اصلا راه ما جداست و حرف دیگری نمی‌ماند.»

گرمارودی افزود: «شک ندارم که کتاب هدایت (توپ مرواری)، توهین به عاشورا و امام حسین (ع) است، بنابراین هرکه هر چه می‌خواهد بگوید اما من راه خودم را می‌روم و پای اعتقادم ایستاده‌ام.»

 

استاد دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی در سال ۱۳۲۰ خورشیدی در قم بدنیا آمد. پدرش از دانشمندان اهل گرمارود الموت قزوین بود.

موسوی گرمارودی مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم قضایی و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران گرفته‌ است. او در عرصه شعر و ادبیات کشور حضور موثر داشته ‌است که راه اندازی و مدیریت گلچرخ نمونه‌ای از تلاش‌های اوست.

کارنامه شعری گرمارودی مشتمل بر ۹ کتاب شعر با نام‌های: عبور، در سایه سار نخل ولایت، سرود رگبار، چمن لاله، خط خون، دستچین، باران اخم، گزیده شعر نیستان، تا ناکجاآباد و گزیده شعر به انتخاب بهاءالدین خرمشاهی است.


 خبرگزاری فارس ( جمعه 29 شهریور 1392 )

بخش ادبیات انقلاب اسلامی

 

یادداشت : به مناسبت روز بزرگداشت شعر و ادب

 

 
 
روز بزرگداشت شعر؛ یک مناسبت اسمی و تشریفاتی
 
 
جرمی به نام یک‌لا قبایی شعر !
 
خبرگزاری تسنیم: رضا اسماعیلی، شاعر، در یادداشتی به مناسبت روز شعر و ادبیات می‌نویسد: «بعد از گذشت ۳۴ سال از انقلاب اسلامی، هنوز مدیران و متولیان فرهنگی کشور «شعر و ادبیات» را به جرم این که طفلی تهیدست و یک لا قباست به فرزندی قبول ندارند.»
_______________________________________________________
 

شعر و شرع و عرش از هم خاستند
این دو عالم زین سه حرف آراستند

عطار نیشابوری 

امروز به روایت تقویم‌ها، روز بزرگداشت شعر و ادب است. روزی که با تمام بزرگی نامش، در سال‌های اخیر در سکوت و بدون هیچ گونه اتفاق خاصی برگزار شده است ! غربت و غیبت ادبیات در جامعه امروز – بخصوص در رسانه ملی – نه به عنوان تفنن و سرگرمی – بلکه به عنوان مقوله ای جدی و تاثیر گذار ، اظهر من الشمس است و بر کسی پوشیده نیست . این که با همه تاکیدات مقام معظم رهبری ، شعر و ادبیات که یکی از بزرگ ترین سرمایه‌های ملی کشور ماست هنوز در جامعه ما مهجور و غریب است، قصه‌ای است پر آب چشم که باید در افسانه‌ها بنویسند و برای آیندگان حکایت کنند!

جفا و بی مهری از این بیشتر که بعد از گذشت 34 سال از انقلاب اسلامی، هنوز مدیران و متولیان فرهنگی کشور «شعر و ادبیات» را به جرم این که طفلی تهیدست و یک لا قباست نه تنها به فرزندی قبول ندارند، بلکه حتی کسر شأنشان می‌شود که این طفل یتیم را به عنوان فرزندخوانده به عضویت خانواده خود در آورند و هر از گاهی به مهر دست نوازشی بر سرش بکشند! 

این یک ادعای واهی و توهم شاعرانه نیست. قرائن و شواهد چنین نشان می‌دهد که ادبیات در چشم و دل سیاست‌گذاران فرهنگی جایی شایسته و بایسته ندارد.

اصحاب فکر و فرهنگ خیلی نجابت دارند که در برابر این همه جفا و بی مهری و تبعیض - خار در چشم و استخوان در گلو -  همچنان مُهر سکوت بر لب زده و به تظلم و دادخواهی بر نخاسته‌اند. مصداق بارز این مظلومیت را در صدا و سیما می‌توان دید؛ چرا در چنین روزی صدا و سیما با این همه شبکه رنگارنگ برنامه درخور و ارزشمندی برای گرامیداشت ادبیات و تکریم و تجلیل از اهالی شعر و ادب ندارد؟ این که مدیران و تهیه‌کنندگان محترم صدا و سیما بعد از گذشت 34 سال از انقلاب و با وجود راه‌اندازی این همه شبکه تلویزیونی، هنوز به صرافت تهیه یک برنامه فاخر و آبرومند ادبی نیفتاده‌اند، آیا نتیجه سکوت، نجابت و مظلومیت این جماعت نیست؟

متاسفانه چنان که پیداست – علی‌رغم همه تاکیدات مقام معظم رهبری – شأن و جایگاه شعر و ادبیات در چشم و دل مدیران و تهیه‌کنندگان برنامه‌های صدا و سیما ظاهراً پایین‌تر از مقوله‌هایی چون خیمه شب‌بازی و کارتون‌هایی چون «یوگی و دوستان و فوتبالیست‌ها» ست ، در حالی که برنامه‌ها و کارتون‌هایی از این جنس  در شبانه روز چندین‌بار در نوبت باز پخش قرار می‌گیرند ، سریال غیبت و بی‌مهری به شعر و ادب در رسانه ملی همچنان ادامه دارد!

امید آن که در سال های آینده روز شعر و ادب در تقویم رسمی کشور از یک مناسبت اسمی و تشریفاتی، به یک مناسبت ارزشی و ملی تبدیل شود و مدیران و متولیان فرهنگی کشور برای پاسداشت ادبیات و تکریم و تجلیل ادیبان و شاعران بیش از پیش همت کنند - اینچنین باد.

 

خبرگزاری تسنیم - فرهنگی ( ادبیات و نشر )

چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۲

 

گزارش مراسم بزرگداشت محمدحسین جعفریان

 

خبرگزاری فارس: جعفریان:‌ امیدوارم زندگی‌ام را رمان کنم/ کسی پیدا شده از تجربیات جعفریان در افغانستان استفاده کند


مراسم بزرگداشت محمدحسین جعفریان (شاعر، روزنامه‌نگار و مستندساز) با عنوان «شب شاعر» و با حضور مدیران فرهنگی، هنرمندان و خانواده وی، شامگاه سه شنبه، 26 شهریور در نخلستان سازمان فرهنگی ـ هنری ـ رسانه‌ای اوج برگزار شد .
 
 
 محمدحسین جعفریان گفت: خداوند پدرم را رحمت کند که در حالی که کارگر بود نگذاشت ما کار کنیم و ما را به دانشگاه فرستاد، همچنین دست مادرم را از همین جا می‌بوسم. امیدوارم بتوانم دست به رمان‌نویسی ببرم و آنچه بر من و خانواده‌ام گذشته را بنویسم.

خبرگزاری فارس: جعفریان:‌ امیدوارم زندگی‌ام را رمان کنم/ کسی پیدا شده از تجربیات جعفریان در افغانستان استفاده کند

امیرحسین مدرس که اجرای این مراسم را برعهده داشت، با اشاره به اینکه شخصیت محمدحسین جعفریان والاتر از آن است که چون اقلام فرهنگی با آن برخورد کرد خاطر نشان کرد: او دشت ها و کوههای افغانستان را درنوردیده ومستندهایی ساخته که هرکدام یک شعراند.

در ادامه این برنامه، بهروز افخمی، فیلمساز وهمسفر جعفریان به افغانستان دراولین سالگرد شهادت احمد شاه مسعود با دعوت مجذب پشت تریبون رفت و با اشاره به اینکه اولین دیدار خود با جعفریان را به یاد نمی آورد، خاطر نشان کرد: جعفریان همواره دركنار ما بوده است و از زمانی که در مجله سوره برای سید مرتضی آوینی مقاله می‌نوشتم، او را می‌شناسم و با اینکه 11 سال از من کوچکتر است و در زمان انقلاب تنها 11 سال سن داشته است اما خود رابه آب و آتش زده و به همین خاطر وقتی هم به افغانستان رفتیم، مردم آنجا می‌گفتند که او از اول اینجا بود.

افخمی نوع فیلمسازی جعفریان را سبکی مبتنی بر حکایت پردازی و گزارشگری بدون پیش فرض و متکی به رفتن دربطن ماجرا عنوان کرد و گفت: این آن چیزی است که مد نظر شهید آوینی بود و آن را آموزش می‌داد. فیلم‌سازی جعفریان گاهی خطر هم از نوع فیزیکی و هم از نوع در افتادن با انسان‌های صاحب قدرت در ایران و افغانستان بوده است. این نوع مستندسازی کار هرکسی نیست این افراد نه‌ تنها تاریخ مستند را شکل می‌دهند، بلکه در مقاطعی تاریخ انقلاب را نیز متاثر می‌کند. وی افزود: جعفریان درحوادث و جریانات سیاسی افغانستان هم حضوری تعیین كننده داشته است، و در افغانستان هم همه می‌دانستند جعفریان چنین نقشی دارد .

پس از سخنان افخمی مستندی گزارش گونه که درباره جعفریان ساخته شده بود روی پرده رفت که در آن شخصیت های مختلفی چون علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی ،بهروز افخمی، ناصر فیض و شهرام شکیبا به ارائه سخنانی کوتاه درباره جعفریان پرداخته بودند.

در ادامه محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده افغانستانی، به سخنرانی درباره حضور جدی و با عناوین مختلف جعفریان در افغانستان پرداخت و گفت: هیچ كشوری به مانند ایران به افغانستان و بالعکس نزدیك نیست و فقط مردم افغانستان كتاب‌های ایران را بدون ترجمه می‌خوانند.


وی با انتقاد از عدم ارائه تصویری درست ازافغانستان و مردم این دیار در ایران خاطرنشان كرد: كسانی كه این غبار را از بین ببرند، بزرگ‌ترین خدمت را به فرهنگ مشترك این دو كشور كرده‌اندکه جعفریان یكی ازآنهاست. اینکه جعفریان به افغانستان علاقمند شده است، نیاز به چرایی ندارد. «شانه‌های زخمی پامیر» که جُنگی از آثار فرهنگی افغانستان بود و ویژه‌نامه شماره 14 مجله شعر که به کوشش جعفریان در حوزه هنری منتشر شد، هنوز کامل‌ترین منبع برای شناخت شعر افغانستان است.
محمدکاظم کاظمی تجهیز کتابخانه‌های افغانستان با دادن فراخوان برای جمع‌آوری کتاب در مجله سوره را از دیگر خدمات جعفریان به افغانستان عنوان کرد و سپس با اشاره به کتاب «جانستان کابلستان» اثر رضا امیرخانی که سفرنامه این نویسنده به افغانستان است، گفت: این کتاب تاثیر بسیاری در زدودن تصویرهای غلط از افغاستان و شناخت بهتر مردم ایران نسبت به افغانستان و مردمش داشت که این کار هم به کوشش و تاثیر و نقش جعفریان صورت گرفت، چرا که او امیرخانی را به افغانستان علاقه مند کرد و به آنجا کشاند.

حجت‌ الاسلام محمدعلی زم سخنران بعدی بود که با اشاره به ابعاد گوناگون فعالیت های جعفریان خاطر نشان کرد: محمدحسین جعفریان آنچنان شخصیت با شکوهی دارد که همه باید به قامت هنرمندانه و لطیف او اقتدا کنند. وی ادامه داد: جعفریان فیلمساز، شاعر و نویسنده است اما هنرهای او در پرتو تفکر ایشان است. شعراو در کوله‌بارش نیست بلکه شعرش در جلو او و راه مدار تفکرش است. جعفریان مجاهد، مهاجر و متفکر است و هیچ‌وقت حقی فراتر از حق زندگی بقیه مردم برای خود قائل نشد. حضور او فقط به افغانستان محدود نشده و او در کوزوو، 8 سال دفاع مقدس و بوسنی منشأ فداکاری‌های زیادی بوده است .

سخنران بعدی، ساقی جعفریان، همسر محمدحسین جعفریان بود که در ادامه بنا به دعوت امیر حسین مدرس که مجری مراسم بود، پشت تریبون رفت و مطلبی را که روزنامه تهران امروز از وبلاگ شخصی او منتشر کرده بود، برای حاضران خواند و سپس به کنار جعفریان رفت و بوسه بر دستان او زد و صحنه های عاطفی در برنامه  رقم خورد که حاضران را به شدت تحت تاثیر قرار داد .

در ادامه برنامه شهرام شکیبا با اشاره به اینکه قصد سخنرانی نداشته اما خود خواسته که مطلبی را عنوان کند، پشت تریبون رفت و گفت: ما در جاهای مختلف دعوت می‌شویم و از قبل می دانیم چه كسانی را خواهیم دید اما امروز چهره‌های مختلف در كنار هم جمع شده اند كه به همین دلیل شگفت زده شدم. وی خاطر نشان کرد: امروز خیلی‌ها را در اینجا دیدم که نمی‌توان آنها را در یک لانگ‌شات قرارداد اما حضور همه این افراد در اینجا، نشان از وسعت مشرب جعفریان دارد. شکیبا افزود: باور کنید جذب حداکثری که مقام معظم رهبری مدّنظر و تأکید دارند، همین است که در اینجا می توان دید و حرفی که همه شعار آن را می‌دهند جعفریان دارد به آن عمل می‌کند.

در پایان این مراسم، محمدحسین جعفریان به روی صحنه فرا خوانده شد و با تشکر از سازمان هنری رسانه‌‌ای اوج برای برگزاری این بزرگداشت، گفت: به قول یكی از دوستانم مراسم بزرگداشت شبیه مراسم ترحیم است، فقط متوفی هم در آن حضور دارد و می فهمد چه كسانی دوستش دارند و چه كسانی هم دوستش ندارند. وی با اشاره به حضور برخی افراد که گمان نمی کرده در این مراسم حضور یابند و سپس با ابراز تعجب از عدم حضور برخی از دو ستانش در مراسم خاطرنشان کرد: برخی از دوستان كه بسیار مشغله داشتند، آمدند اما دوستانی كه گمان می كردم یك روحیم در دو بدن نیامدند. از این همه تعریف شرمنده شده ام چرا که این تعاریف بیشتر از لیاقت من بود و خودم از اینكه چنین كسی هستم كه دوستان گفته اند، حیرت کردم.

وی با اشاره به ساخت مجموعه 54 قسمتی در مورد مهاجرین افغانستان توسط سازمان هنری رسانه‌ای اوج گفت: این یکی از آرزوهای من بود که نگاه مردم ایران در مورد مهاجرین افغان عوض شود. نباید به مردم افغانستان تنها به عنوان کارگر نگاه کرد بلکه باید با اساتید و بزرگان آنها حرف زد. سالها در رسانه‌های ما نگاه درستی در مورد این مساله وجود نداشت.

جعفریان با تشکر ازوالدین خود به خاطر رنج‌هایی که کشیدند، گفت: جای پدرم در اینجا به شدت خالی است چون فروردین سال گذشته فوت کردند. او با اینکه کارگر ساده ای بود اما راه تحصیل را برای ما فرآهم کرد. مادرم هم همین طور سختی های زیادی را در بزرگ کردن ما متحمل شدند و امیدوارم زمانی رمانی ‌بنویسیم تا رنج‌هایی را که بر من و خانواده ام رفته است را بیا ن کنم.

جعفریان سپس به‌طور ویژه از همسرش تقدیر کرد و گفت: همسر من رنج‌های زندگی با یک جانباز، مستندساز، روزنامه‌نگار و شاعر را همزمان تحمل می کند.

شایان ذکر است، اجرای نمایشی به کارگردانی «رضا گیلان پور» پبرامون دغدغه ها و گلایه مندی های یک رزمنده در موقعیت کنونی جامعه، از دیگر برنامه هایی بود که در خلال این مراسم به اجرا درآمد. در پایان این مراسم نیز هدایای مختلفی از سوی سازمان های متعدد به محمدحسین جعفریان اهدا شد که از جمله این هدایا عکس احمد‌شاه مسعود، کلاهی که همیشه او بر سرداشت و یک چفیه از این مجاهد بود که توسط «دکتر نور» سفیر افغانستان به جعفریان اهدا شد و باعث شادمانی ویژه او شد.

گفتنی است، حجت الاسلام نقویان، حجت الاسلام زائری، محسن مؤمنی شریف، فاضل نظری، دکترنور، خوراکیان، بهروز افخمی، حبیب احمدزاده، اردشیر رستمی، امیرحسین مدرس، محمد علی رامین، فیاضی، محمدکاظم کاظمی، رضا اسماعیلی ، شهرام شکیبا، سهیل کریمی، علی فاطمی، وحید یامین‌پور، عباس براتی پور، حسین دهباشی، ناصر فیض، علیرضا قزوه، علی داوودی، محمود حبیبی کسبی، آرش شفاعی، امید مهدی‌نژاد، محمدرضا عبدالمبلکیان، حسین اسرافیلی، حیدری، آب‌خضر و بسیاری از هنرمندان و چهره های فرهنگی از جمله حاضران این برنامه بودند.


سایت لوح ادب فارسی حوزه هنری
چهار شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۲
 
 
 

نقد و نظر ( در حدیث دیگران )

 

برگزیده سومین جشنواره کتاب سال رضوی؛ روایتی شور انگیز از عشق و ارادت
 
 
کبوترانه بخوان آسمـان هـشـتم را
 
 
کامران شرفشاهی
 
 

رضا اسماعیلی، بی گمان در شمار چهره های پر تلاش و تأثیرگذار شعر و ادبیات معاصر است .
بررسی کارنامه ادبی او حکایت از آن دارد که طی سال های دور و درازی که قدم در این وادی نهاده، حضوری آفرینشگر، پر تکاپو ، حرکت آفرین ، متعهد و شورانگیز داشته است .


مروری بر کارنامه ادبی این شاعر معاصر، بیانگر کوششی خستگی ناپذیر و مداوم دارد که گواه این مدعا به سهولت در آثار منتشر شده از او طی این سال ها نمایان است . بخش قابل ملاحظه ای از اشعار و آثار اسماعیلی به مضامین و موضوعات آیینی ، دفاع مقدس و انقلاب اختصاص یافته است .

«کبوترانه بخوان آسمان هشتم را » عنوان مجموعه شعر دیگری است در قلمرو شعر آیینی از رضا اسماعیلی که برگزیده سومین جشنواره کتاب سال رضوی است. همان گونه که از عنوان کتاب پیداست،این مجموعه شعر در بر دارنده شعرهای رضوی اوست .


اسماعیلی پیش از این نیز با دفترهای شعری مانند: بر آستان جانان ، آیینه و سنگ ، ناگهان دریا ، ملکوت کلمات و … تعلق خاطر مؤمنانه خود را به حوزه شعر آیینی به اثبات رسانده است . اکثر این آثار نیز با استقبال جامعه ادبی و علاقه مندان به ادبیات آیینی روبرو شده است .


« کبوترانه بخوان آسمان هشتم را » گزیده ای از سروده های اسماعیلی در مدح و منقبت ثامن الائمه،حضرت علی بن موسی الرضاست. این شعرها روایتی شورانگیز از عشق و ارادتی خالصانه به ساحت مقدس هشتمین امام هُمام است که مورد توجه آستان قدس رضوی قرار گرفته و توسط انتشارات «سخن گستر» مشهد مقدس توفیق چاپ یافته است .در دیباچه این مجموعه شعر که توسط محمد هادی زاهدی ، رئیس سازمان کتابخانه ها ، موزه ها و مراکز اسناد آستان قدس رضوی قلمی شده است، اهداف و ضرورت انتشار آثاری از این دست برشمرده شده که به راستی چنین حرکتی مایه امیدواری و خرسندی شیفتگان و ارادتمندان حضرت ثامن الحجج(ع) است.
امید آن که این حرکت ارزنده فرهنگی همچنان تداوم داشته باشد و بر گنجینه آثار مکتوب در زمینه ادبیات و فرهنگ رضوی، به همت تلاشگران این عرصه ، آثار گرانسنگ دیگری افزوده گردد .


این مجموعه شعر که به عنوان اثر برگزیده سومین جشنواره کتاب سال رضوی نیز معرفی شده است، در بر دارنده ۱۶ غزل و ۲۴ رباعی رضوی است که انصافاً بیانگر تلاش مُجدانه و خالصانه این شاعر معاصر و سختگیری او در انتخاب آثار مندرج در این دفتر است .


بدون تردید آنان که اسماعیلی را می شناسند ، می دانند که ۱۶ غزل و ۲۴ رباعی فراهم آمده در این مجموعه ، تمامی سروده های او در باره شخصیت الهی و کرامات و فضایل بی همتای حضرت ثامن الائمه (ع) نمی تواند باشد. لذا این دفتر را می توان منتخبی از سروده های شاعر در این زمینه به حساب آورد.


با مرور اشعار این مجموعه این نکته به عینه آشکار می شود که رضوی سروده های شاعر، شعرهایی از دل برآمده و جوششی است و به سفارش هیچ کنگره و جشنواره ای سروده نشده است. دیگر آن که سُراینده اش،شاعری دلباخته و بهره مند از دانش و بینش ادبی و مطالعات ارزنده پیرامون زندگانی و شخصیت امام رضاست. به همین لحاظ شعرهای این مجموعه در کنار بهره مندی از عنصر عاطفه و احساس، از اندیشه زلال شاعر نیز سرشار است که موجب می شود شعر اسماعیلی از کلی گویی های رایج و کسالت بار فاصله بگیرد و بر جان و دل مخاطب خوش بنشیند.


مطالعات و معلومات ادبی و دینی شاعر ، توانمندی او را در آفرینش آثاری نغز و پر مایه، ارتقاء بخشیده است. این ادعا با مرور کوتاه دل سروده های این مجموعه بر هر سخن شناس منصف و صاحب ذوقی آشکار می شود.
ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بگوییم شاعر این مجموعه خود به خوبی بر این حقیقت آگاه است که اگر توفیقی در این عرصه داشته است ، به برکت محبت و معرفت خاندان رسالت (علیهم السلام) است؛ چنان که خود در غزلی می گوید:


شاعر نمی شوم به خدا یک غزل ، مگر
عارف شوم به نور شما ، این مُبرهن است


(باید دوباره ضامن آهوی دل شوید،ص ۱۴)


از همین رو،شاعر هیچ گاه مقهور توانایی های خویش نشده است و سرودن این اشعار را مرهون خُلق کریم و لطف عمیم حضرت شمس الشموس (ع) دانسته است :


قبول کن دل من، لکنت زبان داری
اگرچه قصد ارادت به آسمان داری


(کبوترانه بخوان آسمان هشتم را ، ص ۲۰)


این واژه ها به لطف شما می شود غزل
یک شعر عاشقانه به نام خدا بگو


(آقا شما ادامه این شعر را بگو ، ص ۳۵)

این واژه های زمینی ، از وصف او ناتوانند
ای کاش بی واژه می شد ، می کردم از او حکایت


(عرش حکمت ، ص ۱۷)

اسماعیلی مرتبه و جایگاه والای شاعر آیینی را خوب می شناسد و در یکی از سروده های خویش به رسالت بزرگ شاعر آیینی با تکیه بر تاریخ ادبیات شیعه اشارات دلپذیری دارد :


«دعبل» به مدح نور شما تا زبان گشود
او را ستود عشق و خدا گفت: شاعر است

(هر کس که مدح نور … ،ص ۱۸)


بهره جستن از آیات قرآن کریم، روایات و احادیث معصومین (علیهم السلام)، یکی دیگر از نقاط قوت شعر شاعران نامدار است.
این ویژگی در اشعار اسماعیلی نیز برجسته و غیر قابل انکار است.

به عبارت دیگر، شعر او دارای پشتوانه ای غنی از آموزه های دینی است که موجب می شود اشعار او حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. چنان که در رباعی زیر که مُلهم از حدیث نورانی«سلسله الذهب» است، اشراف و تسلط ادیبانه او را به این حوزه شاهدیم:

تو نور کمال فصل بسم اللهی
در ظلمت فتنه ، شبچراغ ماهی
تو رمزگشای واژه توحیدی
تو معنی « لا اله الا اللهی »


(شرط توحید ، ص ۴۳)


از دیگر خصوصیات اشعار این مجموعه زبان سلیس و روان و بسیار نزدیک به لهجه و گویش عامه است که قطعا در ایجاد ارتباط موثر با مخاطب نقش مثبتی ایفا می کند . شاعر گاه حتی ترجیح می دهد که در غزل با زبان محاوره سخن سرایی کند که زبان دل است ، با سادگی و بی آلایشی تمام :


دلم می خواد بگم آقا ! که من دلتنگ چشماتم
به قول این دل شرقی ، یه عمره من خاطر خاتم


(عاشقانه با امام رضا ، ص ۳۲)


سفر و زیارت از دیگر مضمون های مورد توجه شاعر در این مجموعه است که به جای شعرهای شعاری مرسوم ، شاعر ترجیح داده است به سمت تصویر پردازی رفته و فضاهای ملموس تر و محسوس تری را خلق
کند:


تهران – مشهد ، قطار ، من ، تنهایی
روی لب دل ، تبسم شیدایی
از دور شکوه گنبدت پیدا شد
مولا ! تو به پیشواز من می آیی

(کرامت ،ص ۵۴)


گفتنی است که تعدادی از غزل های این مجموعه به خاندان بزرگوار امام رضا(ع) ، از جمله به ساحت مقدس امام موسی بن جعفر،امام محمد تقی، و حضرت فاطمه معصومه(علیهم السلام) تقدیم شده است که از نسبت و حال و هوای نزدیکی با امام رضا برخوردارند. ضمن آرزوی توفیق بیشتر برای اسماعیلی در مسیر خدمت به خاندان عصمت و طهارت، بسیار مناسب است که در خاتمه این جستار، یادی داشته باشیم از مجلس شعرخوانی شاعر شهید «دعبل خزایی» در پیشگاه حضرت علی بن موسی الرضا (ع)؛ چنان که در روایت آمده است که پس از آنکه دعبل شعرش را به پایان آورد، امام او را مورد مرحمت قرار داد و فرمود:«خداوند تو را در فزع اکبر که قیامت است،از عذاب در امان
نگاه دارد.»

 

روزنامه اطلاعات - شماره ۲۵۶۹۲ - 
سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۲
( ضمیمه ادب و هنر ) - شماره ۲۴۲ - صص ۱ و ۶
 
 

مصاحبه

 

به بهانه بزرگداشت محمدحسین جعفریان
 
این شعر را بدهید با خط خوش بنویسند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این روحیه ایشان خیلی ارزنده است که بعد از گذشت سه دهه و نیم از انقلاب ما چنین مجاهدی را داشته باشیم که همچنان احساس در سنگر بودن و در جبهه بودن را می‌کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبرگزاری فارس: این شعر را بدهید با خط خوش بنویسند

 

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ رضا اسماعیلی، از دریچه اندیشه خود به «محمدحسین جعفریان» نظر داشته است. در نگاه اسماعیلی که خودش ده‌ها مجموعه شعر چاپ کرده، جعفریان به عنوان «مجاهد فرهنگی انقلاب» قلمداد شده است. مصاحبه ما با «اسماعیلی»‌ به جهت پاس داشت «جعفریان» در سازمان رسانه‌ای اوج را بخوانید؛

- جناب آقای اسماعیلی! ارتباط شما با آقای جعفریان به چه سال هایی بر می‌گردد؟

ارتباط اکثر شاعران انقلاب کنگره‌های شعر جنگ و دفاع مقدس بوده و من امروز خاطرات خود را که مرور می‌کنم، می‌بینم بسیاری از شاعران شاخص انقلاب که وزنه‌هایی هستند و در عرصه ادبیات انقلاب چهره‌های نامداری شده‌اند، پل پیوند ما با آنها کنگره‌های شهر جنگ بود که ابتدا به آن‌ها کنگره شعر جنگ می‌گفتند و بعد تبدیل به دفاع مقدس شد. در آن کنگره‌ها ما همدیگر را می‌دیدیم و آشنا می‌شدیم؛ با آقای جعفریان هم از همان دهه اول انقلاب و از طریق همین کنگره‌ها دوست شدیم. در کنگره‌ها شعرهای همدیگر را می‌شنیدیم، بعد هم از طریق حوزه هنری این ارتباط حفظ شد، یعنی زمانی هم که دوران دفاع مقدس به پایان رسید پاتوق اکثر شاعران انقلاب حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود که اکثر این دوستان آنجا رفت و آمد داشتند و در جلسات نقد و بررسی شعر شرکت می‌کردند یا مسئولیتی داشتند که آقای جعفریان در دفتر ادب، هنر و مقاومت حوزه هنری مسئولیت داشت.

* در کنار شعر و نویسندگی، مستندسازی هم می‌کرد

- مسئولیت ایشان چه بود؟

یک زمانی هفته‌نامه کمان بود که به همت آقایان سرهنگی و کمره‌ای منتشر می‌شد که آقای جعفریان هم در آن دوران بعد از جنگ در دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری قلم می‌زد و همکاری می‌کرد. یک مدت هم به عنوان وابسته فرهنگی ایران در افغانستان که حدوداً دو سه سال طول کشید فعالیت داشتند. بخاطر تعلق خاطری که به بحث ادبیات مقاومت و پایداری داشتند، نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی مثل تاجیکستان، افغانستان و کشورهای همسایه که به نوعی درگیر جنگ بوده‌اند.بخاطر علاقه‌ای که به ثبت و ضبط این حماسه‌های مقدس داشت و می‌خواست مظلومیت ملت افغانستان را به تصویر کشیده شود و روایت شود، دو سه سالی در افغانستان بود. جالب این بود که در کنار شعر و نویسندگی و دغدغه‌‌هایی که در حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس داشت، مستندسازی هم می‌کرد و در همان دوران پربرکت چند مستند کارکرد و یا در ساخت آنها مشارکت می‌کرد.

مستند «لعل بدخشان» که از شبکه اول سیما پخش شد، یک مجموعه‌ای بود بنام نسل گمشده که چهار پنج قسمت بود و از برنامه روایت فتح که آقای جعفریان در تهیه این مجموعه مشارکت داشت پخش شد. در آن دورانی که در افغانستان بود مستندی بنام سفر به جمهوری طالبان را ساخت.

یک ویژه‌نامه برای افغانستان مجله شعر چاپ شد که خیلی پر و پیمان بود و مسئولیت مستقیم آن با خود آقای جعفریان بود. آدمی بود که در این حوزه خیلی پرکار و فعال بود.

* مجاهد فرهنگی انقلاب

اگر من بخواهم در یک جمله جعفریان را خلاصه کنم و به تصویر بکشم باید بگویم؛ مجاهد فرهنگی انقلاب؛ در واقع به عنوان شاعر و نویسنده و مستندساز در این عرصه مجاهدت کرده است. حدوداً یک سال و نیم و شاید هم بیشتر در جبهه حضور داشت، مجاهدت فرهنگی هم می‌کرد و این دغدغه فرهنگی را در تمام این دوران داشت و هرجا که حضور پیدا می‌کرد، سعی می‌کرد ادبیات پایداری، انقلاب و دفاع مقدس را ثبت و ضبط کند و به تصویر بکشد و روایت بکند؛ هم‌چنان که شهید آوینی در حوزه تصویر و مستندسازی چهره شاخصی بود. آقای جعفریان هم در دو عرصه در شعر و ادبیات دفاع مقدس خوب درخشید و هم در حوزه مستندسازی؛ البته در حوزه شعر خیلی شاخص‌تر است و کارنامه پربارتری دارد ولی در عین حال در عرصه مستندسازی و فیلم هم تلاش‌های ارزنده‌ای کرد که این تلاش‌ها را خیلی‌ها نمی‌دانند. وجه غالب آقای جعفریان شاعری و نویسندگی است.

- آقای اسماعیلی! کتاب «پنجره‌های رو به دریا» آقای جعفریان سال 69 توسط انتشارات حوزه هنری منتشر می‌شود که اشعار سپید و نیمایی ایشان است. شما آن را دیده اید؟

بله، من این کتاب را مطالعه کرده‌ام.

- او در این کتاب در قالب‌های شعر سنتی و نو آثار قابل توجهی ارائه داده است؛ مثلاً در یکی از شعرها چنین می‌گوید؛

«دیروز برای طفلی گریستم/ که کفش نداشت/ امروز برای مردی/ که پا ندارد/ و فردا برای خودم/ که هیچ .../ پس از این / هر غروب/ وحشت زده از برگ‌های خشکیده می‌پرسم/ امشب آیا کدام چشم/ در اندیشه عیادت روزنه‌هاست؟/ استمالت ستاره/ در بطن تیره خاک/ خداوندگار نیمه لبخندی است/ به تمسخر/ بر لب‌های کبود/ امشب برای تو خواهم سرود/ و شیرینت-جنگ-/ که این‌سان/ به بیستونت کشاند/ بر تخت خفته بود/ چون قامت خمیده ماه/ در پایان راه/ در آغوش ابرهای تیره عابر/ بر تخت خفته بود/ و دلش/ تراز آفتاب و پائیز بود...»

و اکثر رباعی‌های معروف آقای جعفریان نیز در این کتاب است؛

در محضر عشق امتحان می‌دادی

انگار به خاک آسمان می‌دادی

ای شهره آسمان هفتم چه غریب!

آن شب به تن شلمچه جان می‌دادی

البته شهرت آقای جعفریان در بین مردم یکی به خاطر آن غزل مثنوی «دیشب از چشم بسیجی می‌چکید» که خب خیلی از مردم به خصوص رزمندگان آن را زمزمه می‌کردند و برایشان خاطره انگیز بود. یک غزلی هم با مطلع «ابر تا بارانتان رانده است ای بسیجیان کوچک سال» چاپ شد که بعدها خیلی گل کرد، ولی جعفریان بیشتر به حوزه منظومه‌های بلند سپید تعلق خاطر دارد و کارهای بلند سپید زیاد دارد؛ بخصوص آن زمان که «بشنو از نی»‌ در روزنامه اطلاعات چاپ می‌شد، در هر شماره یا یک شماره در میان منظومه‌های سپید ایشان در آن چاپ می‌شد با همان دغدغه‌های خاص خودش.

* این شعر را بدهید با خط خوش بنویسند و بر سر در بنیاد جانبازان نصب کنند

 می‌دانید که ایشان یک مقدار زبان گزنده و تندی دارد و در مباحث اجتماعی و انقلاب از روی حسن‌نیت مسائل را نقد می‌کند و هر جا احساس می‌کند که باید حرفی زده شود آن حرف را می‌زند، حتی دو سه سال پیش در دیدار رهبری یک منظومه بلند «عاشقانه‌های یک کلمن»‌ راجع به جانبازان و کم‌لطفی‌هایی که در حق آنان می‌شود، علی رغم اینکه بنیادی به نام جانبازان وجود دارد و بعد از اینکه آقای جعفریان شعر را خواند آقا ایشان را خیلی تحسین کرد و گفتند این شعر را بدهید با خط خوش بنویسند و بر سر در بنیاد جانبازان نصب کنید.

ایشان در عین حال که شاعر و نویسنده و مستندساز است روزنامه‌نگار هم هست و در واقع از زوایه چشم یک روزنامه‌نگار مسائل را رصد می‌کند و نقد می‌کند و بخاطر همین به مسائل دید انتقادی دارد؛ حتی در مسائل دفاع مقدس و انقلاب یعنی علاوه بر اینکه مانند همه ما نیمه پر لیوان را می‌بیند سعی می‌کند کوتاهی‌ها، کاستی‌ها و کم‌لطفی‌هایی که به انقلاب و بچه‌های جبهه و جنگ و جانبازان شده را ببیند و‌ آنها را دردمندانه بیان کند. بیشتر هم این‌ها را در منظومه‌های بلند سپید روایت کرده ولی در قالب‌های کلاسیک بخصوص رباعی، غزل، مثنوی هم کارهای موفق دارد و امروز هم همچنان در این عرصه تلاش می‌کند.

* جعفریان در راستای این جمله امام حرکت می‌کند

- آقای اسماعیلی! این روزها آقای جعفریان بیشتر هم و غم خود را روی رصد کردن و شناسایی ظرفیت‌ها و همچنین انتقاد به کسانی که در حوزه فرهنگ و اجتماع و سیاست کوتاهی می‌کنند اختصاص می‌دهد. این دغدغه‌ها در یادداشت‌های ایشان که در نشریات هست متجلی است. نظرتان راجع به یادداشت‌های آقای جعفریان چیست؟

اتفاقاً یک ستون ثابت در همشری جوان دارد که من هر از گاهی آن را می‌خوانم و مطالب آن را پیگیری می‌کنم. این جعفریانی که در همشری قلم می‌زند، همان جعفریانی است که من از سالهای پیش و از دوران دفاع مقدس می‌شناختم و عوض نشده، یعنی همان روحیه همان ویژگی‌ها و همان دل‌نگرانی‌ها، همان نگرانی برای انقلاب و بچه‌های دفاع مقدس ... و یاد این جمله حضرت امام (ره) می‌افتم که فرمودند: نگذارید انقلاب به دست نااهلان بیفتد. واقعاً آقای جعفریان امروز در راستای این جمله حرکت می‌کند و هرجا احساس می‌کند که انقلاب در حال انحراف از مسیر اصلی‌اش است و یا فرصت طلبان در این عرصه تاخت و تاز می‌کنند، هشدار باش و بیدار باش می‌دهد و این نگرانی را دائم دارد و در واقع کابوس آقای جعفریان همین است که انقلاب بدست نااهلان نیفتد و به خاطر همین به عنوان یک مجاهد فرهنگی در سنگر مستندسازی، در سنگر شعر، در سنگر روزنامه نگاری و ... تلاش می‌کند. یعنی به عنوان یک فرد عادی نیست که مثل خیلی‌ها به عنوان عشق و علاقه‌شان قلم می‌زنند و روزنامه نگار، شاعر یا نویسنده‌اند و به خاطر تفنن و سلیقه‌های شخصی خودشان کار می‌کنند، ایشان این طور نیست و به خاطر انقلاب و به خاطر حفظ ارزش‌ها و آرمان‌های بلند انقلاب در این عرصه حضور دارد و حضور ایشان به عنوان یک دیده‌بان است؛ دیده‌بانی بیدار و هوشیار. او شرایط و وضعیت را دائم رصد می‌کند و هر موقع احساس می‌کند که دشمن به خیمه‌های انقلاب نزدیک می‌شود فریاد می‌کشد و بیدار باش می‌دهد و کسانی که در خواب غفلت و رخوت فرو رفته‌اند را بیدار می‌کند تا از انقلاب پاسداری کنند. این روحیه ایشان خیلی ارزنده است که بعد از گذشت سه دهه و نیم از انقلاب ما چنین مجاهدی را داشته باشیم که همچنان احساس در سنگر بودن و در جبهه بودن را می‌کند و هر موقع من نوشته‌های ایشان را می‌خوانم واقعاً احساس می‌کنم همان رزمنده‌ای که در جبهه اسلام به دوش گرفته و در حال کشیک است، در واقع همچنان آقای جعفریان یک رزمنده زنده است در میان ما، یک جانباز زنده و با همان دغدغه‌های مقدس که این ارزشمند است (آن مثنوی ایشان معروف است:

دیشب از چشم بسیجی می‌چکید

از تمام شب دوعیجی می‌چکید

باز باران شهیدان بود و من

باز شب های مریوان بود و من

دست‌هایم باز تا آهنج رفت

تا غروب کربلای پنج رفت

که واقعاً دردمندانه و از دل برآمده است. امروز هم ایشان در حوزه هنری مسئولیتی را پذیرفته و در روزنامه‌ها و مجلات قلم می‌زند و حضور بسیار پررنگی دارد. با تمام مشکلات بدنی که دارد -چون جانباز است و آن مصائب جانبازی را دارد- به سختی می‌تواند حرکت کند، با عصا حرکت می‌کند ولی در عین حال سنگر را خالی نکرده است. در واقع مثل این که با خدای خودش عهد بسته تا آخرین نفس در این سنگر و این جبهه حضور داشته باشد و توصیه‌های حضرت امام (ره) را آویزه گوشش کند. من هم به سهم خودم برای او آرزوی توفیق می‌کنم.

 

یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس - کتاب و ادبیات / ادبیات انقلاب اسلامی

 

 

خبر فرهنگی




خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: روزهای آغازین هفته جاری مصادف بود با سالروز تولد هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده نام‌آشنای کشور که با حضور جمعی از دوستداران وی در کتابخانه حسینیه ارشاد گرامی داشته شد.

مرادی کرمانی در این مراسم و در سخنانی اظهار داشت: من به عنوان آدم کوچکی که در این سال‌ها کتاب نوشته‌ام، سعی کرده‌ام آنچه را از جامعه‌ام گرفته‌ام و در سخت‌ترین مراحل عبور داده‌ام، به رشته تحریر در بیاورم. شاید بتوانم بگویم استعداد نداشته‌ام، اما با همه ناتوانی‌ام صداقت داشته‌ام؛ هیچ چیزی و هیچ چیزی و هیچ چیزی برایم مهم‌تر و ارزشمندتر از صداقت نبوده است.

این عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی تاکید کرد: من برای هیچ حکومت، دسته و گروه و تفکر و گرایش خاصی، وکیل و وزیری، هیچ چیزی ننوشته‌ام و از هیچکس هم هیچ نفرتی نداشته و ندارم. موقعیت‌هایی برای من پیش آمد که جور دیگری بنویسم، ولی خدا کمک کرد و البته این حس هم در وجود خود من بود که هر چیزی را که نوشته‌ام از دل برآمده باشد. من در این 50 سال کار نوشتن و در آنچه که نوشته‌ام، راوی صادقی بوده‌ام، ولی شاید زاویه دیدم خوب نبوده باشد. به هر حال امیدوارم همین راهی که آمده‌ام ادامه دهم.

مذاکره شده اما چیزی قطعی نیست

هفته گذشته و در ادامه گمانه‌زنی‌ها برای انتخاب معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حجت‌الاسلام طه هاشمی نیز به جمع افرادی پیوست که از سوی علی جنتی با وی برای پذیرش سمت معاونت فرهنگی وزات ارشاد مذاکراتی صورت گرفته است.

طه هاشمی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره مذاکره وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با وی برای تصدی معاونت فرهنگی این وزارتخانه گفت: صحبت‌هایی برای جاهایی از وزارت ارشاد با من شده، ولی هنوز هیچ چیز قطعی نیست.

وی در پاسخ به این سئوال که آیا شما و آقای جنتی در این باره به توافق قطعی رسیده‌اید؟ گفت: اگر به توافق می‌رسیدیم که دیگر این «حکم» بود. آقای جنتی با خیلی از افراد در این باره صحبت کرده که یکی‌شان هم من بوده‌ام، ولی ظاهراً هنوز به جمع‌بندی نرسیده‌اند.

هیئت ایرانی عطای سفر به آمریکا را به لقایش بخشید

سفر هیئت ایرانی برای شرکت در اجلاس دو موسسه جهانی شابک (ISBN) و شابم (ISMN) که به ترتیب به «نظام شماره‌گذاری استاندارد کتاب» و «نظام شماره‌گذاری استاندارد موسیقی چاپی» معروف هستند، لغو شد.

هفته گذشته و در فاصله زمانی کمتر از 48 ساعت باقی‌مانده به چهل و یکمین اجلاس شابک (نظام شماره گذاری استاندارد کتاب) ـ که طی روزهای 11 و 12 سپتامبر در نیویورک برگزار می‌شود، خبر ‌رسید که ویزای هیئت ایرانی برای حضور در آن هنوز صادر نشده است این در حالی است که به فاصله دو روز از این اجلاس، بیست و یکمین اجلاس شابم (نظام شماره‌گذاری موسیقی چاپی) نیز در واشنگتن برگزار می‌شود.

داریوش مطلبی، معاون فناوری و اطلاعات موسسه خانه كتاب در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تائید صادر نشدن ویزای هیئت ایرانی برای حضور در دو اجلاس شابک و شابم گفت: ویزای آمریکا برای هیچ از کسانی که برای حضور در این اجلاس دعوت شده بودند، صادر نشده و با توجه به اینکه ویزاها تا زمان برگزاری اجلاس آماده نمی‌شود و ما امسال از حضور در اجلاس محروم می‌شویم.

وی درباره علت این مسئله هم با بیان اینکه یک ماه تا 40 روز برای بررسی پرونده‌ها و صدور ویزا زمان لازم است، یادآور شد: زمانی که ما برای گرفتن ویزا، وقت مصاحبه گرفتیم، نسبتاً زمان کمتری نسبت به فرآیند طبیعی آن وجود داشت اما ما چون قبلاً هم در اجلاس‌های بین‌المللی شرکت کرده‌ایم، فکر می‌کردیم در زمانی زودتر ویزا را صادر کنند ولی ظاهراً امسال اینگونه نبوده و آنها برای صدور ویزا همین زمان را لازم داشته‌اند.

این مقام مسئول در خانه کتاب در عین حال گفت: البته ممکن است ویزای ما صادر شود، شاید یک هفته دیگر ولی دیگر آن زمان عملاً اجلاس به پایان رسیده و ما نمی‌توانیم از این امکان استفاده کنیم. در واقع مسئله اصلی در این رابطه زمان بوده است چرا که هیچگونه کسرِ مدرکی از جانب ما وجود نداشته است.

فیلم‌نامه‌های شجاعی خواندنی می‌شود

زیرچاپ رفتن سه اثر تازه از سید مهدی شجاعی نیز یکی دیگ از اخبار ادبی قابل توجه در هفته گذشته بود.

شجاعی که نزدیک به دوسال از انتشار آخرین اثر داستانی‌اش می‌گذرد، در سال‌های اخیر بیش از هر چیز به انتشار فیلم‌نامه‌های تالیفی خود مشغول بوده است.

بر همیم اساس وی فیلم‌نامه «مرد رویاها» که به واکاوی زندگی شهید مصطفی چمران در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص دارد و در قالب یک سریال تلویزیونی 13 قسمتی نوشته شده است را هفته گذشته از سوی انتشارات کتاب نیستان به زیر چاپ برد.

وی همچنین دو فیلم‌نامه دیگر از خود با عنوان «مسافر کربلا» و «قله دنیا2» که حاصل تجربه مشترک نوینسدگی وی به همراه بهزاد بهزاد پور است را نیز در هفته گذشته به زیر چاپ سپرد.

« طنین بیداری» در فضای ادبی ایران
________________________________



______________________________________________________

برگزاری نخستین کنگره ادبی طنین بیداری نیز از اخبار ادبی قابل اعتنای هفته گذشته بود.

رضا اسماعیلی دبیر نخستین کنگره ادبی بزرگداشت طاهره صفارزاده در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در سال‌های گذشته و پس از درگذشت مرحوم صفارزاده برنامه مناسبی از سوی نهادهای فرهنگی کشور و به منظور بزرگداشت وی برگزار نشد در حالی که او یک چهره ادبی بین‌المللی و نیز فردی شناخته شده د زمنیه ترجمه و قرآن پژوه بود و حتی این مساله در سال‌های اخیر موجب رنجش خانواده او شد. به همین دلیل مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری تصمیم گرفت امسال سنگ بنای برگزاری یک کنگره ادبی علمی را برای پاسداشت او بگذارد.

وی افزود: این کنگره از این پس سالانه و با نام «طنین بیداری» برگزار خواهد شد و سعی داریم تا از سال آینده آن را به صورت بین‌المللی برپا کرده و یا آن را مبدل به یک جایزه ادبی کنیم که حول نام این شاعر و شخصیت ادبی او برگزار شود.

اسماعیلی افزود: این کنگره در نخستین دوره در سه بخش شعر و پایان نامه‌های دانشگاهی و مقالات علمی به دریافت آثار در زمینه‌هایی خواهد پرداخت که جزئیات موضوعات آن در فراخوان کنگره خواهد آمد. بر این اساس دبیرخانه کنگره تا 15 مهر به دریافت آثار خواهد پرداخت و پس از آن در هر بخش سه داور به بررسی آثار خواهند پرداخت و در ادامه در مراسم پایانی که چهارم آبان برگزار خواهد شد، برگزیدگان در حوزه هنری معرفی و تجلیل می‌شوند.

راوی «من او» در سفر روسیه

حضور رضا امیر‌خانی نویسنده کتاب «من او» در مسکو به منظور رونمایی از نسخه ترجمه روسی رمان خود نیز از اخبار ادبی قابل توجه هفته گذشته بود.

امیرخانی در بخشی از سخنان خود در جمع علاقه‌مندان به آثارش در روسیه و در حاشیه این سفر با تمجید از ادبیات کلاسیک روس افزود: اگر برای هر قوم و طایفه‌ای پیامبری وجود دارد، پیامبر ما رمان‌نویسان، تولستوی است و ما نویسندگان همچنان الهام از آفرینشگری‌های بی‌مثال این نویسنده بزرگ می‌گیریم.

نویسنده «من او » با تشبیه محصولات ادبی به محصولاتی که در گذر زمان کهنه می‌شوند و همانند اتومبیل مرسدس، سال به سال نیاز به نو شدن دارند و مدل‌های پیشین آن‌ها فاقد جذابیت و دلپذیری است و محصولاتی که همچون اسب همواره همان حس و طراوت و جذابیت را دارند، بزرگانی چون تولستوی و داستایوسکی را از این نوع نویسندگان و آفرینشگران ادبی دانست.

خبر فرهنگی

 

 
نخستین کنگره ادبی - علمی
 
« طنین بیداری » آبان برگزار می‌شود
 _______________________
 
 احتمال تاسیس جایزه ادبی صفارزاده
 

  
 

رضا اسماعیلی دبیر نخستین کنگره ادبی بزرگداشت طاهره صفارزاده در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در سال‌های گذشته و پس از درگذشت مرحوم صفارزاده برنامه مناسبی از سوی نهادهای فرهنگی کشور و به منظور بزرگداشت وی برگزار نشد در حالی که او یک چهره ادبی بین‌المللی و نیز فردی شناخته شده د زمنیه ترجمه و قرآن پژوهش بود و حتی این مساله در سال‌های اخیر موجب رنجش خانواده او شد. به همین دلیل مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری تصمیم گرفت امسال سنگ بنای برگزاری یک کنگره ادبی علمی را برای پاسداشت او بگذارد.

وی افزود: این کنگره از این پس سالانه و با نام «طنین بیداری» برگزار خواهد شد و سعی داریم تا از سال آینده آن را به صورت بین‌المللی برپا کرده و یا آن را مبدل به یک جایزه ادبی کنیم که حول نام این شاعر و شخصیت ادبی او برگزار شود.

اسماعیلی افزود: این کنگره در نخستین دوره از خود در سه بخش شعر و پایان نامه‌های دانشگاهی و مقالات علمی به دریافت آثار در زمینه‌هایی خواهد پرداخت که جزئیات موضوعات آن در فراخوان کنگره خواهد آمد. بر این اساس دبیرخانه کنگره تا 15 مهر به دریافت آثار خواهد پرداخت و پس از آن در هر بخش سه داور به بررسی آثار خواهند پرداخت و در ادامه در مراسم پایانی که چهارم آبان برگزار خواهد شد، برگزیدگان در حوزه هنری معرفی و تجلیل می‌شوند.

وی در پاسخ به سوال مهر درباره نام این کنگره نیز گفت: مرحوم صفار زاده از محققان به‌ نام کشور در حوزه نظریه‌های ادبی هستند و نظریه ادبی طنین متعلق به ایشان است و کلمه بیداری نیز به سبک و سیاق اشعار مرحوم صفارزاده باز می‌گردد. 

 

خبر فرهنگی

 
بیابانکی، مسئول دفتر ترانه حوزه هنری شد؛

 اسماعیلی دبیر کنگره صفارزاده
 
مدیر مرکز‌ آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در سه حکم سعید بیابانکی را به عنوان مدیر مسئول دفتر ترانه و سرود، رضا اسماعیلی را به عنوان دبیر كنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده و کمال شفیعی را به عنوان مسئول امور ادبی استانها و روابط عمومی مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری منصوب کرد.
 


مدیر مرکز‌ آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در سه حکم سعید بیابانکی را به عنوان مدیر مسئول دفتر ترانه و سرود، رضا اسماعیلی را به عنوان دبیر كنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده و کمال شفیعی را به عنوان مسئول امور ادبی استانها و روابط عمومی مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری منصوب کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، طی حكمی از سوی علیرضا قزوه، مدیر مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، سعید بیابانكی به عنوان مسئول دفتر ترانه و سرود مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری انتخاب شد.

 قزوه در این حكم آورده است: یكی از وظایف حوزه هنری به عنوان پایگاه دفاع از ارزش‌های هنر و ادبیات انقلاب اسلامی تولید كلام و ترانه فاخر و متناسب با ارزش‌های انقلاب اسلامی است. امروزه توجه شاعران به این گونه ادبی بیش از هر دوره‌ای خود را به رخ می‌كشد. در این بازار گرم و گاه آشفته، شاهد كلام هایی نازل و سطحی هستیم.

وی در بخش دیگری از این حكم آورده است: حضور جنابعالی در مركز آفرینش‌های ادبی به عنوان شاعری آشنا با موازین اصیل شعر انقلاب و میراث گرانسنگ شعر پارسی ما را بر آن داشت تا وظیفه مهم گشایش دفتر ترانه و سرود را بر عهده شما بگذاریم تا با برگزاری جلسات آموزشی و تربیت نسل شاعران متعهد و انقلابی، از این هنر فاخر در برابر هجمه‌ها و اندیشه‌های سطحی و كم عمق، دفاع كنید.

همچنین در حکم دیگری علیرضا قزوه، رضا اسماعیلی را به سمت دبیری كنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده انتخاب كرد.

در بخشی از این حكم آمده است: یكی از شاعران ارزشمند انقلاب اسلامی كه نقشی برجسته در معماری شعر اندیشمند انقلاب داشت و همه آثار و اشعار و ترجمه‌های ایشان در خدمت فرهنگ اسلامی و انقلابی قرار دارد خانم دكتر طاهره صفارزاده است. به پاس زحمات این بانوی گرانقدر، مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برآن است تا امسال در سالگرد كوچ این شاعر، هنرمند و اندیشمند فقید كنگره بزرگداشت ایشان را با شكوه خاصی برگزار كند.

این حکم می‌افزاید: جمع آوری مقالات، پایان نامه‌ها و اشعاری كه درمورد این شخصیت بزرگ سروده شده است می‌تواند موضوع یك داوری و مسابقه سالم باشد. علاوه بر این اهدای جایزه ادبی طاهره صفارزاده هر سال به یك شاعر زن می‌تواند به ارتقای ادبی شعر متعهد در نزد زنان ایرانی و دیگر فارسی زبانان بیانجامد. بدین لحاظ برای اجرای هر چه بهتر این مهم، جنابعالی را كه از شاعران سرشناس و متعهد این مرز و بوم و ازشاگردان آن بانوی بزرگ هستید به سمت دبیری این كنگره انتخاب می‌كنم .

مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در حکم دیگری كمال شفیعی را به عنوان مسئول امور ادبی استان‌ها و روابط عمومی مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری انتخاب کرد.

قزوه در این حكم آورده است: نظر به تجارب ارزنده جنابعالی در انتظام بخشیدن به امور ادبی استانها و آشنایی به علم روابط عمومی به سمت مسئول امور ادبی استان‌ها و روابط عمومی مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری انتخاب می‌شوید.

خبرگزاری مهر ( ادب و هنر )

دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۲

خبر



رضا اسماعیلی دبیر کنگره بزرگداشت «طاهره صفارزاده» شد


طی حکمی از سوی مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، رضا اسماعیلی از شاعران برجسته کشور به سمت دبیر «کنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده» انتخاب شد.




به گزارش خبرگزاری فارس، علیرضا قزوه طی حکمی رضا اسماعیلی از شاعران سرشناس، متعهد و انقلابی را به سمت دبیر کنگره بزرگداشت طاهره صفارزاده انتخاب کرد.

در این حکم علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری آورده است: یکی از شاعران ارزشمند انقلاب اسلامی که نقشی برجسته در معماری شعر اندیشمند انقلاب داشت و همه آثار و اشعار و ترجمه‌های ایشان در خدمت فرهنگ اسلامی و انقلابی قرار دارد خانم دکتر طاهره صفارزاده است. به پاس زحمات این بانوی گرانقدر، مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برآن است تا امسال در سالگرد کوچ این شاعر، هنرمند و اندیشمند فقید کنگره بزرگداشت ایشان را با شکوه خاصی برگزار کند.

علیرضا قزوه در بخش دیگری از این حکم آورده است: جمع آوری مقالات، پایان نامه ها و اشعاری که درمورد این شخصیت بزرگ سروده شده است می‌تواند موضوع یک داوری و مسابقه سالم باشد. علاوه بر این اهدای جایزه ادبی طاهره صفارزاده هر سال به یک شاعر زن می‌تواند به ارتقای ادبی شعر متعهد در نزد زنان ایرانی و دیگر فارسی زبانان بیانجامد. بدین لحاظ برای اجرای هر چه بهتراین مهم، جنابعالی را که از شاعران سرشناس و متعهد این مرز و بوم و ازشاگردان آن بانوی بزرگ هستید به سمت دبیری این کنگره انتخاب می‌کنم . امید است با اتکا به خداوند متعال و مدد گرفتن ازخرد جمعی و استفاده از داوران منصف، زمینه برگزاری این برنامه مهم فرهنگی را فراهم آورید .


خبرگزاری فارس - گروه کتاب و ادبیات

دوشنبه 18 شهریور 1392



معرفی کتاب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طعم ملس زندگی

مقدمه ای بر مجموعه شعر« بوی گل، در می زند » ویژه نوجوانان

 

بوی گل، در می‌زند (مجموعه شعر برای نوجوانان)


 
  از مرز کودکی عبور کرد و به ایستگاه بزرگسالی رسید. می دانم، کمی سخت است. ولی تجربه این سختی و سربلند بیرون آمدن از آن شیرین و دوستی داشتنی است.  
    
 

دوست خوب نوجوانم سلام !

نوجوانی فصل قشنگی از زندگی است؛ مرزی بین کودکی و بزرگسالی. راستش را بخواهی من هم حس تو را دارم. چیزی که در این سن و سال آدم را اذیت می کند این است که تکلیف خودش را با خودش نمی داند. چرا که دراین سن و سال به آدم نه به چشم کودک نگاه می کنند و نه به چشم بزرگسال! وقتی فکر می کنی که دیگر بزرگ شده ای و باید پدر و مادرت تو را جدی بگیرند و درکارها با تو مشورت کنند، جواب می شنوی که: هنوز بچه ای و این حرفها به تو نیامده است. و وقتی هم که می خواهی دوباره به دنیای کودکی خودت برمی گردی و بی هیچ مسؤلیتی به شیطنت و بازیگوشی مشغول شوی، ناگهان بر سرت فریاد می زنند که: دست از این کارهای کودکانه بردار، تو دیگر بچه نیستی!

به همین خاطر است که می گویم در دوران نوجوانی، آدم تکلیف خودش را با خودش نمی داند. به هرحال این دوران را باید پشت سرگذاشت.

از مرز کودکی عبور کرد و به ایستگاه بزرگسالی رسید. می دانم، کمی سخت است. ولی تجربه این سختی و سربلند بیرون آمدن از آن شیرین و دوستی داشتنی است.

 


دوست من!

من هم در این کتاب، نوجوانی هم سن و سال تو هستم و درتمام شعرها از دریچه چشم های روشن و زلال تو به زندگی نگاه کرده ام. اگر باور نمی کنی؟

بهتر است شعرهای این کتاب را یکی یکی بخوانی و صدای آشنای خودت را از لابلای شعرهای این کتاب بشنوی. با من بیا تا دست در دست هم در دنیای قشنگ و اسرار آمیز نوجوانی قدم بزنیم. درکوچه باغ های نوجوانی بگردیم. طعم ملس زندگی را بچشیم و سیب سرخ و شیرین زندگی را با پوست گاز بزنیم. بیا زیر باران، همچون آهویی آزاد و رها در دشت های تکاپو به جست و خیز و بازیگوشی بپردازیم. بیا قدم در جاده های نرفته بگذاریم. پرده ها را بالا بزنیم. زندگی را بپرسیم تا کم کم بزرگ بشویم.

می دانم، حس بزرگ شدن کمی آدم را نگران می کند. شاید به خاطر همین نگرانی است که گاهی من هم مثل تو یواشکی از خدا می خواهم که اگر ممکن است هیچ گاه بزرگ نشوم و همیشه کودک باقی بمانم! ولی خوب می دانیم که این کار ممکن نیست و هر کودکی یک روز بزرگ می شود.

خلاصه باید قد کشید و بزرگ شد ، مثل امام خمینی (ره).

 


دوست من !

نباید از بزرگ شدن ترسید. بزرگ شدن و به برگ و بار نشستن حق توست، چنان که هر شکوفه ای یک روز میوه ای شیرین می دهد. یادت باشد که زندگی مثل طبیعت چهار فصل دارد. کودکی، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی.

تو اکنون در فصل دوم زندگی خودت قرارگرفته ای. دوران شکوفه ماندن کم کم دارد تمام می شود. تو باید میوه ای رسیده و شیرین بشوی. بنابر این باید با اعتماد به نفس و شجاعت، به استقبال این فصل دوست داشتنی و زیبا بروی.

پس با من بیا تا درکوچه های معطر و سرسبز نوجوانی قدم بزنیم و پا به پای همدیگر زندگی را تجربه کنیم. صدای روشنی که از لابلای شعرهای این کتاب به گوش تو می رسد، صدای آشنای توست. این تو هستی که در شعر خدای خوبی ها به راز و نیاز با خدای مهربان نشسته ای. این تو هستی که در شعر مهر وطن عاشقانه بوسه بر خاک پاک میهن می زنی و با صدایی بلند به ایران عزیز می گویی: دوستت دارم .

آری، با من بیا تا با همدیگر و همراه با سهراب قدم درجاده های دانایی بگذاریم و از کوه و دشت و دریا سراغ خانه دوست را بگیریم. گاهی به آسمان نگاه کنیم و حال ماه و ستاره ها را بپرسیم. شاد و پر نشاط به سرزمین هزار رنگ کودکی برویم و باز کنیم و بوی گل را در آغوش بگیریم. همسایه طراوت باران شویم و زیر باران به تماشای مهربانی های امام (ره) بنشینیم. به زندگی لبخند بزنیم و بامدادی از جنس روشنی، بر هر زشتی خط بکشیم و زیبایی ها را نقاشی کنیم. بیا با همدیگر به تماشای زیباترین فصل جهان هستی برویم، فصل طلوع نور مهدی(عج)، بیا از گلوی روشن پروانه ها ترانه آزادی را فریاد کنیم.

 


دوست نوجوان من !

می بینی که؛ اگر از فرصت طلایی نوجوانی خوب استفاده کنیم، در این فصل نیز زندگی زیباست و به روی ما لبخند می زند. فصل نوجوانی فصل تجربه های جدید، سؤال های تازه و راه های نرفته است. باید با چشمانی باز این فصل را به تماشا بنشینیم و از خداوند مهربان که ما را به میهمانی این فصل زیبا فراخوانده است.سپاسگزار باشیم.

من با کمال افتخار این مجموعه شعر را به شما دوستان نوجوانم تقدیم می کنم. امیدوارم از خواندن شعرهای این کتاب لذت ببرید.

و این هم شعری از مجموعه « بوی گل، در می زند » سروده رضا اسماعیلی از انتشارات اطلاعات :

 

آب ، قرآن ، آینه

سبزه و سیب و سرود

بوی شادی، بوی عید

بوی عنبر، بوی عود

می رسد نوروز و باز

می ورزد باد بهار

خوش به حال زندگی

خوش به حال روزگار

توی قاب پنجره

شاپرک پر می زند

می وزد باد بهار

بوی گل، در می زند

می رسد فصل بهار

فصل لبخند و سرود

چیست مفهوم بهار ؟

باید ای دل ! سبز بود

 


روزنامه کیهان / تاریخ درج مقاله : پنج شنبه 16 مهر 1388
جوان امروز 
 


 

احمدی روشن

مصطفایی که مصطفایی شد

انتشار مثنوی بلند زنده‌یاد عمرانی

در رثای شهدای هسته‌ای

 

خبرگزاری تسنیم: دبیر اولین کنگره بین المللی شعر شهدای جهاد علمی از انتشار مجموعه سروده‌های شاعران در خصوص شهدای هسته‌ای در قالب یک کتاب خبر داد و گفت: یکی از این سروده‌ها مثنوی زنده‌یاد عمرانی در رثای شهید احمدی روشن است که برای اولین‌بار چاپ می‌شود.

رضا اسماعیلی، شاعر و دبیر اولین کنگره بین المللی شعر شهدای جهاد علمی، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با بیان اینکه قرار است اولین مجموعه از سروده‌های شاعران در خصوص شهدای هسته‌ای تا پایان سال جاری به چاپ برسد، گفت: کنگره شهدای علمی به منظور جلب توجه شاعران به این موضوع و ایجاد یک موج ادبی جدید در کشور که بر پایه ارز‌ش‌های انقلاب باشد، برگزار شد. حاصل آن ارسال صدها سروده با این موضوع به دبیرخانه بود که قرار است در یک کتاب به چاپ برسد.

وی با بیان اینکه این مجموعه در حال حاضر تهیه شده و مراحل نهایی چاپ را پشت سر می‌گذارد، ادامه داد: این اثر دو بخش عمده دارد؛ نخست بخش پیشکسوتان است که در آن شاعران به صورت خودجوش سروده‌هایی را تقدیم به این شهدا به نظم درآورده بودند. از جمله شاعرانی که در این بخش اشعار آنها ارائه شده است می‌توان به علیرضا قزوه، زنده یاد خلیل عمرانی، ایرج قنبری، حسین اسرافیلی، عباس براتی‌پور و مصطفی محدثی خراسانی اشاره کرد. این اشعار جمع‌‌آوری و برای چاپ در این کتاب تدوین شد. بخش دوم آثاری بودند که به دبیرخانه ارسال شده بودند. در این بخش بیشتر سروده‌های شاعران جوان‌تر تدوین شده است.

دبیر اولین کنگره بین المللی شعر شهدای جهاد علمی به یکی از سروده‌های این مجموعه اشاره کرد و یادآور شد: یکی از زیباترین سروده‌های این مجموعه شعری است از زنده‌یاد خلیل عمرانی با عنوان «احمدی رفت و سمت احمد شد» که به شهید مصطفی احمدی روشن تقدیم شده است.

به گفته اسماعیلی هنوز عنوان خاصی برای این کتاب در نظر گرفته نشده است، اما قرار است تا پایان سال به چاپ برسد. سروده ذیل قسمتی از مثنوی بلند عمرانی است:

«چرخ در کربلا، زمین تا شد
عاشقی سهم ابن سینا شد

بازهم یک حماسه نزدیک
بازهم رزم و روشن و تاریک

باز از خانمان جدا شده است
ابن سینا که مصطفی شده است

لحظه‌ها در مدار زیبایی است
کوچه آموزه شکوفایی است

همه گل‌ها محمدی شده‌اند
مست دیدار احمدی شده‌اند

احمدی رفت و مست احمد شد
خم و خمخانه محمد شد

رفت اما چراغی روشن شد
رودی از داغ، داغِ روشن شد

راه مست شنیدنش آمد
سنگ حتی به دیدنش آمد

کوچه لب باز کرد گویا شد
نینوا نینوا شکوفا شد

یک نفر خوانده شد، رها پر زد
یک نفر گفت مصطفی پر زد

مصطفی کیست؟ بوی پیراهن
دلش از عطر احمدی روشن

خاک برخیزد و خدایی شد
مصطفایی که مصطفایی شد...»

 

مصاحبه

 

 

  واگذاری امور فرهنگی به نهادهای غیر دولتی

طراوت را به جامعه بر می‌گرداند

 

رضا اسماعیلی، شاعر گفت: با واگذار کردن امور فرهنگی به نهادهای غیر دولتی مستقل می‌توان به حوزه فرهنگ طراوت بخشید و اهالی فرهنگ از دولت جدید انتظار دارند که آرامش را به جامعه هنری برگرداند.-
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اسماعیلی گفت: نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحت عنوان ممیزی باید بر اساس معیار و استاندارهای معقول باشد.

وی گفت: به گمانم اهالی فرهنگ از دولت جدید انتظار دارند که آرامش را به جامعه هنری برگردانند که هنرمندان بتوانند با طیب خاطر دست به خلق اثر ادبی بزنند. فراهم کردن این آرامش خاطر برای کسانی که در حوزه فرهنگ کار می‌کنند، کاری دشوار است.

وی گفت: با واگذار کردن امور فرهنگی به نهادهای غیر دولتی مستقل می‌توان به حوزه فرهنگ طراوت بخشید. اگر نظارت علمی، حرفه‌ای و معقول باشد اهالی فرهنگ از اوضاع شکایت نخواهد داشت.

این شاعر توضیح داد: این گفته من ترسیم یک آرمان‌شهر نیست و با واقع‌گرایی می‌توان به آن دست یافت. همچنین برای بالندگی فرهنگ، دولت نباید به طور مستقیم در کارهای فرهنگی دخالت کند. اما اگر دولت در این حوزه حامی و پشتیبان اهل ادب و اصحاب قلم باشد، فرهنگ در این کشور به بالندگی خواهد رسید.

اسماعیلی افزود: انتظار می‌رود که قوانین و مقررات وزارت ارشاد تعدیل شود. البته این وزارتخانه اکنون در ابتدای راه است و قضاوت درباره عملکردها بسیار عجولانه و سخت است. وظیفه همه ما هم این است که به دولت کمک کنیم تا قول‌ها و وعده‌هایی که در عرصه فرهنگ داده شده، به انجام برسد. 

رضا اسماعیلی متولد سال 1339 تهران و کارشناس رشته علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. 

«حنجره سرخ عشق»، «نی نامه»، «گزیده ادبییات معاصر»(شماره 6)، «بر آستان جانان»، «آسمانی‌ها»، «عاشقانه های شرقی»، «از جنس باران»، «عاشقانه‌های سرخ»، «بوی گل در می‌زند»، «این مریم همیشه»، «ملکوت کلمات» «آب، بابا... آزادی»، «لهجه شرقی عشق», مجموعه شعر عاشورایی «ناگهان دریا» و مجموعه شعر رضوی «کبوترانه بخوان آسمان هشتم را» نام برخی مجموعه شعرهای وی است.
 
 
خبرگزاری کتاب / شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲
داخلی - مصاحبه - ادبیات